کلمات قصار از علامه طباطبایی رحمة الله علیه
ادامه مطلب
|
تحمل اذیت مردم اولین مرحله از چهار مرحله موت است . در حدیث است که عمل بنی آدم خالص نمی شود مگر اینکه چهار مرحله موت را طی کند اولین مرحله موت ، موت احمر است موت احمر تحمل اذیت مردم است مقامی که فقط با تحمل اذیت میتوان به آن رسید . |
|
حضرت علامه طباطبایی میفرمود: «عیال ما زن بسیار مؤمن و بزرگواری بود، ما در معیت ایشان برای تحصیل به نجف اشرف مشرف شدیم و ایام عاشورا برای زیارت به کربلا میرفتیم، وقتی بعد از مدتی به تبریز مراجعت کردیم، عیال ما روز عاشورایی در منزل نشسته و مشغول خواندن زیارت عاشورا بود، میگوید: ناگهان دلم شکست و با خود نجوا کردم؛ ده سال در روز عاشورا را در کنار مرقد مطهر حضرت ابا عبدالله الحسین علیهالسلام بودیم و امروز از چنین فیض عظمایی محروم شدهایم. یک مرتبه دیدم در حرم مطهر در بالا سر ایستاده ام و رو به مرقد مطهر مشغول خواندن زیارت هستم و حرم مطهر و مشخصات آن همچون گذشته بود، ولی حرم خیلی خلوت بود. چون روز عاشورا بود و مردم غالباً برای تماشای دستههای عزادار و سینه زن از حرم به بیرون رفته بودند و تنها در پایین پای مبارک چند نفری ایستاده بودند و زیارت نامه میخواندند، بعد از مدتی چون به خود آمدم، دیدم، در خانه خود نشسته و در همان محل مشغول خواندن بقیه زیارت عاشورا هستم. »
منبع : هفته نامه آدینه تهران - شماره |
به گزارش خبرگزاری شبستان: آیت الله امکارم شیرازی از مراجع عظام تقلید در پاسخ به استفتایی نظر خود را در رابطه با نحس بودن عدد و روز سیزده اعلام کردند.
سوال و پاسخ این مرجع تقلید بدین شرح است:
سوال: آیا آنچه در مورد نحس بودن عدد سیزده و یا روز سیزدهم فروردین می گویند صحّت دارد؟
پاسخ معظم له:
نحسی عدد سیزده و روز سیزدهم فروردین از خرافات است، ولی گردش در طبیعت و دیدن آثار عظمت خلقت وتفریح سالم به دور از گناه مانعی ندارد.
قال الصادق علیه السلام: سِتَّهٌ لَا تَکوُنُ فِی المُؤمِن الحسرُ وَ النَّکَدُ وَ اللَّجَاجَه وَ الکَذِبُ وَ الحَسَدُ وَ البَغیُ.
«بحارالانوار، جلد 72، صفحه 209»
،امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: در مؤمن شش خصلت وجود ندارد: عجز و درماندگی، خسیسی و کم خیری، لجاجت و سرسختی، دروغگویی، حسد، تعدی و ستم به مردم.
«قَالَ قَآئِلٌ مِّنْهُمْ لاَ تَقْتُلُواْ یُوسُفَ وَاءَلْقُوهُ فِی غَیَبَتِ الْجُبِّ یَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّیَّارَةِ إِنْ کُنْتُمْ فَعِلِینَ»
گوینده ای از میان آنان گفت: یوسف را نکشید و (اگر اصرار به این کار دارید لااقل) او را به نهان خانه چاه بیفکنید تا بعضی از کاروان ها (که از آنجا عبور می کنند) او را برگیرند.
* کلمه «جُبّ» به معنای چاهی است که سنگ چین نشده باشد. کلمه «غَیابت» نیز به طاقچه هایی می گویند که در دیوارهی چاه نزدیک آب قرار می دهند که اگر از بالا نگاه شود دیده نمی شود.
* نهی از منکر دارای برکاتی است که در آینده روشن می شود. نهی «لاتقتلوا» یوسف را نجات داد و در سالهای بعد او مملکت را از قحطی نجات داد. همانگونه که آسیه با نهی «لاتقتلوا» به فرعون در آن روز، جان موسی را نجات داد و او در سال های بعد بنی اسرائیل را از شر فرعون نجات داد. این نمونه روشن وعده الهی است که می فرماید: «من احیاها فکانّما اَحْیی الناس جمیعاً»(مائده 32) هر کس یک نفر را زنده کند پس گویا همه مردم را زنده کرده است.
* اگر نمی توان جلو منکر را به کلی گرفت، هر مقداری که ممکن است باید آنرا پایین آورد. (لا تقتلوا ... والقوه)