موهومات مسیحیت و تعالی اسلام
ایت الله وحید خراسانی : اين مسیحیت، با همهی تشکيلاتش، متن کتاب دينش اين است که خدا وقتی آدم را خلق کرد، از خلقت آدم پشيمان و غصهدار شد و در دل خودش محزون شد. اين خداپرستی نصاری است!
آن وقت ما بايد بفهميم چه خبر است؛ او چه کسی بود که آمد و دنيا را از اين گرداب جهل و موهومات در آورد و گفت: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (*) اللَّهُ الصَّمَدُ (*) لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ (*) وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ (*)».
آن کسی قدر اين سوره را میفهمد که بداند خداشناسی و خداپرستی يعنی چه. و اين به برکت چه کسی بود؟ او چه کسی بود که ما را از اين گرداب ضلال بيرون آورد؟
خودِ عمر بن الخطاب کسی است که به دست خودش، دختر خودش را زنده زير خاک کرده. چنین مردم و چنین امتی در منتهی درجهی وحشیگری، ملتی که صبح، از حلوا و خرما، خدا درست میکردند و بر آن سجده میکردند، و ظهر هم آن خدا را میخوردند! چنین امتی را به اينجا رساند که «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ». و چنین دينی و چنین کتابی آورد: « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ».
خورشيدی بود، که عالمی را نور باران کرد! دنيا کوچکتر از اين است که در الفبای «نهج البلاغهی» وصیّ او فکر کند. «أَنَا أَدِيبُ اللَّهِ وَ عَلِيٌّ أَدِيبِي». خودش را خدا پرورد، او هم علی (علیه السلام) را پرورد.
اين «نهج البلاغه» اقيانوس علم و حکمت و دريای معرفت است، اين پيغمبر و اين آوردهی او!
ادامه مطلب