در سجاده بود !
ناگاه تلفیقی از ترنم و باران سرخ عشق ، بر سجاده باریدن گرفت !
ردّ معطر خوان ، محراب را طی کرد و همان لحظه بود که صفوف فرشتگان نیز بهم ریخت . صدای دلربایش به سختی به گوش می رسید ،
فُزتُ و ربِّ الکعبه !
همیشه وفاداری درد و رنج ، از وفاداری کوفیان ، به مولا بیشتر بود و این را صبح نوزدهم ماه مبارک رمضان بهتر می داند !
آری شب پرستان که جمهوری آیینه و آب را تاب نمی آورند ، همراز چاه های کوفه را ، به تکبیرة الاحرامی سرخ ، پیوند دادند .
و او را به شهادت رساندند تا مزار زهرا سلام ا... علیها باز هم بی زائر شود .
" یا علی ! در آن شب قدری که عشق ِ تو را ، با آتش و خون قاب کردند ، سجده سرسخت ، زمین را از خواب غفلت بلند کرد تا به بلندای روح بلندت شهادت دهد . "
التماس دع
