رمضان و قدر
نويسنده

در سجاده بود !

ناگاه تلفیقی از ترنم و باران سرخ عشق ، بر سجاده باریدن گرفت !

ردّ معطر خوان ، محراب را طی کرد و همان لحظه بود که صفوف فرشتگان نیز بهم ریخت . صدای دلربایش به سختی به گوش می رسید ،

فُزتُ و ربِّ الکعبه !

همیشه وفاداری درد و رنج ، از وفاداری کوفیان ، به مولا بیشتر بود و این را صبح نوزدهم ماه مبارک رمضان بهتر می داند !

آری شب پرستان که جمهوری آیینه و آب را تاب نمی آورند ، همراز چاه های کوفه را ، به تکبیرة الاحرامی  سرخ ، پیوند دادند .

 و او را به شهادت رساندند تا مزار زهرا سلام ا... علیها باز هم بی زائر شود .

" یا علی ! در آن شب قدری که عشق ِ تو را ، با آتش و خون قاب کردند ، سجده سرسخت ، زمین را از خواب غفلت بلند کرد تا به بلندای روح بلندت شهادت دهد . "  

التماس دع




 
 
[ دوشنبه 16 تیر 1393  ] [ 11:38 AM ] [ amin ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب