سیر الله
 
خداوندا ما را از خودمان بگیر وبه در گاه خودت و اهل بیت (ع)پیوند بزن
 

آیت الله شیخ محمّد بهاری همدانی(ره) که عرفای شهیر و دارای مقام عرفانی بالایی بوده است و شهره آن بر هیچ یک از خواص پوشیده نیست درباره زیارت اولیاء الهی و بزرگوار می‌فرماید:

«باری چون قصد زیارت اولیاء حقیقی سلام الله علیهم را بنماید اولاً باید بداند كه نفوس مقدّسه طیبه طاهره چون از ابدان جسمانیه مفارقت نمود و متصل به عالم قدس و مجردات گردید غلبه و احاطه ایشان به این عالم اقوی گردد و تصرفاتشان دراین نشأت بیش از سابق می شود و اطلاعاتشان به زائرین اتمّ و اكمل گردد... پس نسیم الطافشان و رشحات انوار آن بزرگواران بر زواّر و قاصدین ایشان و به جهت خواری دشمنانشان... و به امید استشفاع از برای بخشش گناهان و رجاء وصول بر فیوضات عظمیه رو به آن بزرگواران كند با مراعات آن آدابی كه در كتب مزار ثبت است»



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 مرداد 1393  توسط [ra:post_author_name]

انسان برای دست‌یابی به کمالات معنوی، به خارج از محدوده وجودی خویش و ماورای قدرت خویش نیازمند است. عالم هستی برای رسیدن به کمالات مادی و معنوی، لازمة این نظام است. بر همین اساس قرآن کریم، انسان را در جهت کسب کمالات معنوی و قرب به درگاه الهی امر به توسل به اسباب تقرب کرده است و سوره مائده آیه 35 می فرماید: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله؛ ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید، و وسیله ای برای تقرب به او بجویید.

 

بنابراین همانگونه که اصل دعا از وسیله های فیض است و می‌توان حاجت را بطور مستقیم از خداوند در خواست کرد، توسل به اولیای الهی در هنگام دعا نیز از اسباب فیض و وسایل نزدیک شدن به خداوند و اجابت دعاست. عالمان دینی و سالکان طریق الی الله نیز در گفتار و کردار خویش به این مهم پرداخته اند که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 مرداد 1393  توسط [ra:post_author_name]

معرفی اجمالی مراحل هفت گانه سلوک

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بنده قصد دارم در این وبلاگ در مورد آداب سالک الی الله مطالبی را خدمت شما سروران تقدیم نمایم.

 

کتابها ومقالات و سایتها و وبلاگ های زیادی در مورد روشهای تزکیه نفس و سیر و سلوک الی الله وجود دارد و به حق حجت را بر هر خواننده و بیننده ای تمام کرده است اما بنده حقیر سر تا پا تقصیر قصد دارم تا با استفاده از فرمایشات بزرگان و خاطرات آن عالی جنابان راهی عملی و ساده را به صورت پله پله پیش روی خوانندگان محترم قرار بدهم تا انشا الله با کمک یکدیگر این پله ها را یکی پس از دیگری با مساعدت یکدیگر طی کنیم و من الله توفیق.

 

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود                     ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

 

هان ای دل غافل !از خواب برخیز و مهیای سفر آخرت شو : [فقد نودی فیکم بالرحیل]3 صدای رحیل و بانگ کوچ بلنداست . عمال حضرت عزرائیل در کارند و تو را در ه رکن به سوی عالم آخرت سوق می دهند و باز غافل و نادانی(امام خمینی)

 

دوستان عزیزم برای رسیدن به حد نهایی انسانیت و لقای خداوند سبحان همه ی ما باید هفت مرحله رو یکی پس از دیگری پشت سر بزاریم این هفت مرحله رو به صورت فشرده اینجا ذکر میکنم و یه توضیح مختصر در مورد هر کدوم هم مینویسم تا بدونیم اصلا مسیری که تو آینده باید طی کنیم چی هست و به کجا میرسه انشا الله تو پست های بعدی با هم شروع میکنیم و یکی یکی به طور مفصل هر مرحله رو شرح میکنیم و همزمان که علممون رو در مورد سیر و سلوک زیاد میکنیم خودمونم تو مسیر قرار میگیریم و یه یا علی میگیم و میریم تو مسیر عاشقی  فقط بگو یا علی.

 

 

 

اين هفت منزل عبارتند از:

 

منزل اول : يقظه (بيداري)

 

منزل اولی که ما باید طی کنیم بیداریه یعنی اینکه از خواب غفلت بیدار بشیم متوجه بشیم که هدف ما از خلقت این چیزی نیست که الان بهش مشغولیم تو این مرحله باید بفهمیم که عالم علاوه بر ظاهر یه باطنی هم داره حالا تو پست های بعد میگم که چیکار کنیم این حالت تو ما به وجود بیاد و همیشه همراه ما باشه ( رفقا توجه کنید که این حالت تو تمام 7 مرحله باید برای سالک وجود داشته باشه)

 

منزل دوم : توبه

 

منزل دوم توبه است که بايد انسان يک حالت پشيماني در مقابل خداوند پيدا کند و بفهمد که نياز به يک شستشوي باطني دارد .

 

ان شا الله روش ایجاد این حالت و چگونگی توبه و فهمیدن اینکه توبه ما قبول شده یا نه رو بعد از توضیح مرحله یقظه مینویسم فعلا عجله نکنید.

 

منزل سوم : تقوي

 

منزل سوم تقوي است يعني بعد از انجام توبه و پاک شدن انسان از گناه ، روح خشيت از خدا در عمق وجودش ایجاد بشه که فعلا این وقت گزار تا وقت دگر.

 

منزل چهارم : تخليه

 

منزل چهارم تخليه است يعني انسان درخت رذالت را از دل بکند و ريشه کن کند و رذايلي مانند حسادت ، خود خواهي ، دنيا طلبي ، رياست طلبي ، هوا پرستي و... را از وجود خود پاک نمايد.آدم باید یک یک رذیله های بد اخلاقی و از خودش دور کنه روشش هم به زودی توضیح داده میشه انشا الله که مرد عمل باشیم.

 

منزل پنجم : تحليه

 

منزل پنجم تحليه است يعني انسان بعد از ريشه کن کردن رذيلت ها مملکت دل را به زيور شجره طيبه فضيلت ها بيارايد. وقتی آدم مملکت وجودشون از سرباز های شیطان پاک کرد لشگر خدا باید جایگزین بشه .

 

منزل ششم : تجليه 

 

منزل ششم منزل تجليه مي باشد در اين مرحله است که نور خدا در وجود اين انسان جلوه گر مي شود.قرآن کريم در این باره می فرماید:«يوم تري المومنين و المومنات يسعي نورهم بين ايديهم و بايمانهم » 

 

«يوم يقول المنافقون و المنافقات للذين امنوا انظرونا نقتبس من نورکم قيل ارجعوا ورائکم فالتمسوا نوراً » حديد / 12و13مومن در روز قيامت که خورشيد و ماه و ستارگان همه خاموشند با اين نور که در دنيا براي خود فراهم کرده راه را مي پيمايد و آن کساني که نور ندارند مي گو يند اجازه دهيد ما از نور شما استفاده کنيم و مومنين جواب مي دهند ما اجازه اين کار را نداريم اين نور بايد در دنيا تهيه شود.

 

منزل هفتم : منزل لقاء

 

منزل هفتم ، منزل لقا و يا فنا است . خداوند در حديث قدسي مي فرمايد : «لم يسعني سمائي ولا ارضي ولکن يسعني قلب عبدي المومن» بحارالانوار/جلد55/3 من در جهان نمي گنجم اين جهان مخلوق من است ،اما اگر مي خواهي جايي براي من پيدا کني آنجا دل مومن است اين دل مومن است که هيچ چيز و هيچ کس در آن غير از خدا وجود ندارد . انسان در اين مقام به جايي مي رسد که در مي يابد که عالم محضر خداست و در مي يابد که وقتي به نماز مي ايستد در حال صحبت کردن با خداوند است  و اين صحبت کردن براي اين انسان تبديل به يک معاشقه مي شود

 

انساني که اين منزل را بپيمايد، مصداق وليّ خداست که ديگر ترس و غم در او راه ندارد و سراسر وجودش سرور و شادي است. « الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » يونس /62

 

از نظر عرفا و اهل دل اين منزل ، منزل آخر است اما به قول حضرت امام خميني (قدس سره ) همه اين منازل در حقيقت مقدمه اي بوده و تازه انسان به ابتداي کار رسيده است.انشا الله خداوند توفیق بده ما هم به این درجات برسیم .

 

(ایت الله مظاهری با کمی تصرف)



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 مرداد 1393  توسط [ra:post_author_name]

اشاره

از مرحوم علامه طباطبایی(ره) دربارة «مراحل سیر الی الله» سؤال شده و آن عالم ربانی به آنها پاسخ داده است. در اینجا نظر شما را به این پرسش و پاسخها جلب میکنیم:

پرسش 1: مراحل سير و حركت انسان به سوى حضرت حق و كمال مطلق و رسيدن به حيات طيبه، چگونه است؟

پاسخ علامه طباطبائى(ره): نفس انسانى در بدو پيدايش در اين جهان، لا يَعْلَم [= بدون دانایی و آگاهی] است، چنانكه خداوند متعال‏ میفرمايد:

«وَاللهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛1»

 

"خداوند، شما را از شكم مادر بيرون آورد؛ در حالى كه هيچ چيز نمی دانستيد"

 

 

و فاقد همه كمالات علمى و عملى است، و تمام حالات و مَلَكات در او بالقوّه [= در حد استعداد] وجود دارد؛ ولى انسان میتواند در اثر ايمان و عمل صالح و ارتباط با خدا و اُنس با او و مقرّبان درگاه او و اشتغال به ذكر و توجه باطنى به سوى حضرت حق، ‏سير نموده و با حركت و سير معنوى و ترقّى و تكامل و سلوك، مدارج كمال به سوى حضرت حقّ را يكى پس از ديگرى طى كند. خداوند متعال میفرمايد: «فَمَن كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً؛ 2»

"پس هر كس خواهان ملاقات پروردگار است، عمل صالح انجام دهد"

نيز می فرمايد: «أَلاَ إِلَى اللهَ تَصِيرُ الْأُمُورُ؛3»  "هان! تمامى امور فقط به سوى خدا بازگشت میكند "

و در پايان سير كه حركت و سير به آخر رسيد، حقّانيت و يگانگى خداوند يگانه را عياناً با ديده باطنى مشاهده نمايد؛ چنانكه میفرمايد: «فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ؛4 »

"پس پرده از جلوى ديدگانت برداشتيم؛ در نتیجه امروز ديدگانت تيز [بين] است"

پرسش 2: مراحل سير الى الله و شرط آن چيست؟
پاسخ علامه طباطبائى(ره): مراحل سير سالك، آن است كه ابتدا از عالم طبيعت و كثرات بيرون میآيد و به عالم برزخ‏ و مثال وارد میشود. سپس استاد، او را با دستوراتى كه گفته اند و ديده ايم، به عالم تجرّد عقلانى و نور وارد میكند «وَ أَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى؛5 »
"و پايان [هر چيز] فقط به سوى پروردگار تو است"
در تمام مراحل سير و سلوك از ابتدا تا انتها، گذشت براى سالك، مطلوب و معتبر است؛ يعنى گذشتن از همه چيز و اين كه واقع را ببيند و خود را مالك چيزى نداند و همه را از آنِ خدا ببيند و بداند كه: «وَ للهَ مَا فِي السَّمواتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ؛ 6»
"تمام آنچه در آسمان و زمين است، از آنِ خدا است"
و حقيقت عبوديت هم همين است كه انسان به مقامى برسد كه خداوند متعال را غنى مطلق بداند و به فقر ذاتى خود و موجودات، دست يابد و به فناى خويش برسد و حقيقت توحيد را با همه عوالم وجود و همه مظاهر اين جهان ‏مشاهده نمايد؛ چنانكه می فرمايد:
«وَللهَ مَا فِي السَّمواتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ؛»
نيز می فرمايد: «أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ؛7 »
"هان! [جهان] خلق و امر [= ملك و ملكوت] از آنِ او است. منزّه و برتر است خداوند كه پروردگار عالميان است"
همچنين میفرمايد: « وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِن نُورٍ؛8»
"و هر كس كه خداوند، براى او نور قرار نداده است، نورى ندارد. 9"

1. سوره نحل: 78.1
2. سوره کهف: 110.2
3. سوره شوری: 53.3
4. سوره ق: 22.4
5. سوره نجم: 42.5
6. سوره نجم: 31؛ سوره لقمان: 26؛ سوره نور: 64 .6
7. سوره اعراف: 54.7
8. سوره نور: 40.8
9. در محضر علامه، ص



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 مرداد 1393  توسط [ra:post_author_name]
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3