خانه خديجه مركز رفت و آمد بزرگان قريش و داد و ستد اموال تجارتى بود و بيشتر اوقات نيز مستمندان و يتيمان براى رفع نيازمنديهاى خود بدانجا رو مى‏آوردند و هيچ گاه از ارباب حاجت خالى نبود.

ولى آن روز محفل تازه‏اى در آنجا تشكيل شده بود و همگىـو شايد از همه بيشتر خود خديجهـانتظار انجام مراسم عقد و ازدواجى را كه محفل به خاطر آن‏تشكيل شده بود مى‏كشيدند.

محمد(ص)در آن روز بيست و پنج سال از عمر شريفش گذشته بود و خديجه چهل سال داشت.

چند تن از بزرگان قريش براى انجام مراسم عقد بدان مجلس دعوت شده و حضور داشتند و عموهاى پيغمبر نيز شركت كرده بودند و از بستگان خديجه نيز چند تن آمده بودند كه از همه معروفتر پسر عمويش ورقة بن نوفل بود و مسرت و خوشحالى از چهره وى و ديگران بخوبى نمايان بود .

خطبه عقد به وسيله ابو طالب كه بزرگ بنى هاشمـو كفيل رسول خدا(ص)بود اجرا گرديد و متن آن خطبه كه در تواريخ با مختصر اختلافى ثبت شده اين گونه بود:

«الحمد لله الذى جعلنا من ذرية ابراهيم و زرع اسماعيل و ضئضى‏ء معد،و عنصر مضر،و جعلنا حضنة بيته،و سواس حرمه،و جعله لنا بيتا محجوجا و حرما آمنا،و جعلنا الحكام على الناس،ثم ان ابن أخى هذا محمد بن عبد الله لا يوازن برجل من قريش الا رجح به،و لا يقاس بأحد منهم الا عظم عنه،و ان كان فى المال مقلا،فان المال ظل زائل،و عارية مسترجعة و له و الله خطب عظيم و نبأ شايع،و له رغبة فى خديجة،و لها فيه رغبة،فزوجوه و الصداق ما سألتموه من مالى عاجلة و آجلة»

[ستايش خداى بزرگ را كه ما را از نژاد ابراهيم و نسل اسماعيل و ريشه«معد»و اصل«مضر» (3) گردانيد،و ما را سرپرستان خانه و خدمتگزاران حرمش قرارمان داد،و كعبه را براى ما خانه‏اى كه مقصود حاجيان است و حرمى امن گردانيد و ما را فرمانروايان مردم قرار داد.

ـاين محمدـبرادرزاده منـاست كه با هر مردى از قريش از نظر فضيلت سنجيده شود از او برتر آيد،و با هر كدام از آنان مقايسه گردد از او فزونتر باشد.و او اگر چه از نظر مالى تهى دست است اما از آنجا كه پول و ثروت سايه‏اى است گذرا و عاريتى كه هر روز در دست اين و آن باشد از اين رو تهى دستى از مقام و شخصيت او نكاهد،و به خدا سوگند محمد در آينده داستانى بزرگ و سرگذشتى مشهور دارد،وى متمايل به ازدواج خديجه است و خديجه نيز بدو مايل،اينك او را به ازدواج محمد درآوريد و مهريه هم هر چه خواستيد به عهده من است كه نقد يا نسيه‏بپردازم .]

خطبه عقد پايان يافت و پسر عموى خديجه ورقة بن نوفلـو بنا به قولى پدرش كه در مجلس بودـپاسخ داد كه ما هم به اين ازدواج راضى هستيم و او را به عقد وى در آورديم.

و در پاره‏اى از تواريخ است كه ابو طالب مهريه خديجه را بيست شتر قرار داد و در تاريخ ديگرى است كه مهريه پانصد درهم پول بوده است.

اين مراسم با سرور و شادمانى انجام شد و به دنبال آن محمد(ص)دستور داد دو شتر نحر كردند و غذايى به عنوان وليمه عروسى تهيه شد و خديجه نيز جامه عروسى به تن كرد و مراسم زفاف انجام شد و رسول خدا(ص)از آن پس در كنار خديجه احساس آرامش بيشترى در زندگى مى‏كرد و خديجه يار و كمك كار خوبى در پيشبرد هدفهاى عاليه رسول خدا گرديد.

و از روزى كه رسول خدا از سفر تجارتى شام به مكه بازگشت تا روزى كه اين مراسم پايان پذيرفت نزديك به دو ماهـو به قولى پانزده روزـطول كشيد.و از كسانى كه اشعارى به عنوان تهنيت و تبريك سروده عبد الله بن غنم يكى از شعراى مشهور عرب است كه خطاب به خديجه گويد :

هنيئا مريئا يا خديجة قد جرت‏ 
لك الطير فيما كان منك بأسعد (4)  
تزوجته خير البرية كلها 
و من ذا الذى فى الناس مثل محمد (5)  
و بشر به البران عيسى بن مريم‏ 
و موسى بن عمران فيا قرب موعد (6)  
اقرت به الكتاب قدما بأنه‏ 
رسول من البطحاء هاد و مهتد (7)

فرزندان رسول خدا(ص)از خديجه

خديجه نخستين همسر رسول خدا(ص)بود و تا وى زنده بود زنى ديگرى اختيار نفرمود و خداوند از خديجه دو پسر و چهار دختر به آن حضرت عنايت فرمود.

پسران آن حضرت عبارت بودند از قاسم و عبد الله و دختران:زينب،ام كلثوم،رقيه و فاطمه زهرا(س).

قاسم و عبد الله هر دو در كودكى قبل از بعثت از دنيا رفتند،و دختران آن حضرت همگى تا پس از بعثت آن حضرت زنده بودند و اسلام اختيار كرده با رسول خدا(ص)به مدينه هجرت كردند .به شرحى كه پس از اين خواهد آمد.



تاريخ : چهارشنبه 15 بهمن 1393  | 2:22 PM | نويسنده : لبیک یا رسول الله | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.