قالب پرشين بلاگdownload

پایگاه اطلاع رسانی علیرضا احسانی نیا
ای ایران، تو را بدون اسلام نمی خواهم
نويسندگان
عليرضا احساني نيا

چه کسی گفته جمعیت هفتادمیلیونی ایران ،دوستدار مرحوم روح الله داداشی یکی ازمردان آهنین ساخته شده ازرسانه ملی ماست که بخواهندبرای ...

واقعابعضی هاوهم برشان داشته که هرچه این رسانه به خورداین ملت داده میشود،قهرمان ملی ویاهنرپیشه رویایی ویا....است!

بدابه حال ماکه مااین رسانه ملی شده برای مابت بزرگ وپرستیدنی!

کمی به این رسانه ملی روبدهی ،خودش رامرجع اعتقاداتمان معرفی میکند!

کسانی برای تبلیغ خودشان پولی خرج می کنندتابهترمحصولاتشان راغالب کنندویاتوریسم جذب کنند،ودرآن برنامه قهرمان ملی معرفی می کنند!

مگرصداوسیمای ماچه کاره است که قهرمان ملی معرفی ویاقویترین مردان ایران رامعرفی می کند!

سریال میسازندوخودتقریری برگزارمی کنند!

آیاصداوسیمای ماشده نخبه پروری؟!

آیاصداوسیمای ماشده قهرمان پروری؟!

آیاصداوسیمای ماشده هنرپیشه پروری!

آیاصداوسیمای ماشده اعتقادپروری؟!

وآیاصداوسیمای ماشده مرکزثقل باورهایمان؟!




 
 
[ پنج شنبه 31 شهریور 1390  ] [ 5:42 PM ] [ عليرضا احساني نيا ]
نظرات 1
جناب آقای رئیس جمهور؛
تادیرنشده خودتان راازتارومارشدن برهانیدوازآزمون وخطای روزگاربرحذردارید
 
در این میان آقای احمدی نژاددرمیان مبارزه شعارهای خود، مشغول تدبیروتدبراست و بعضي سهم خواهان نیز مشغول به سرگرمی به شعارهاودیگرانی نیزهستندکه درحال تلقین به خودمشغولی رئیس جمهوروکشاندن اوبسوی بازی حاکمیت دوگانه،وخوددرجستجوی منفذی برای ورودبه گنج های مادي ساخت برای آینده!
 
پایگاه اطلاع رسانی علیرضا احسانی نیا:جناب آقای رئیس جمهور؛تادیرنشده خودتان راازتارومارشدن برهانیدوازآزمون وخطای روزگاربرحذردارید
"عماريون"- اینک که قریب شش سال از ریاست جمهوری آقای احمدی نژادمی گذرد،موج سواران وکشتی سواران وقایقرانان تندرو درمسیرتاریخ اقیانوس آبهای سرخ گون قدرت درپی ترک تازیند وگوی سبقت رادرجهت کسب وفتح مسندکرسی های مجلس نهم وریاست جمهوری دهم ازیکدیگرمی ربایندتاازقافله خدمت وگویی قدرت وسهم عقب نمانند.

در این میان آقای احمدی نژاددرمیان مبارزه شعارهای خود، مشغول تدبیروتدبراست و بعضي سهم خواهان نیز مشغول به سرگرمی به شعارهاودیگرانی نیزهستندکه درحال تلقین به خودمشغولی رئیس جمهوروکشاندن اوبسوی بازی حاکمیت دوگانه،وخوددرجستجوی منفذی برای ورودبه گنج های مادي ساخت برای آینده!

درهمین حین بعضی نیزبدنبال سرکوب رئیس جمهور،وبعضی درسایه او درپی جولان بین احزاب دست خالی ویارگیری ازسوگلان تشکل های دست دراز دراین بازی.

آقای رئیس جمهورسکاندارفعلی کشتی عدالت وگفتمان امام است وازطرفی این کشتی برموج اقیانوس درپی راهی جهت رسیدن به خشکی وازطرفی دیگرآقای احمدی نژادبه فکراین بوده که نگذاردکسانی، ازخط قرمزکابینه اش عبورکنندتا دوستان راازگزنددوستان دیگردرامان نگاه داردوازطرفی چون تیم کاریش راازخاطرات اردبیل ودانشگاه وشهرداری تهران جمع نموده بود،دوست نداشت کسانی آنهاراازاین کشتی پیاده کند،لذاذوب دراعتمادبه دوستان شدوازنظارت عمومی برآنهاوزیردستان آنهاغافل شد،وتابه خودخواهد آمد متاسفانه نااهلان این کشتی راسوراخ خواهندنمودوکشتی اوراغرف خواهندساخت،که اگرخدای ناکرده چنین اتفاقی بیفتد،نه تنهانجاتش مقرون به صرفه نخواهد بود،بلکه دوستان ودوستداران رابه تمنای نجات، نتوانستود.

آقای احمدی نژاددراین شهروآن شهردرجهت خدمت رسانی توقع خدمت ایجادمی کندوموضوعات سیرفکری خودرابرای مردم بازگومی کندومردم رامتوقع وتشنه خدمت می کند،زیراهمه فهمیده اندکه سخنانش باعملش می خواند،چراکه بارزترین دستاوردهاراداشته ومیدانندکه تحقق رویای ما می توانیم،درحال حاضرازدستان اوبه بارنشسته،ولی درکنارخودناخن های لاک زده ودست های زیردستکش پوشیده ،ومجعول دستورات مستور،خانه بربادده رادراتاق اعتمادنظاره گرنیست ،وعجب که بازبابرملاشدن خفیات این اتاق، دعوای جراحی می کند و خودمغفول ازبدیهیات!

براین اساس مذکور،فهمیدیم که جریان انحرافی در اتاق اعتماددولت ریشه ای مستورودیرینه داردوازاین درعجبم که چراآقای رئیس جمهوربه پندهای دوستان به مثابه خصم می نگرد وخودراازپیروزاین میدان بی اعتمادی بوجودآمده،پیروزمی داند!

ریشه های این دیواربی اعتمادی رادر این وصف نمی توتان صرف کرد،زیراکه قصه آن درازوپرداختن به آن مجال دراین مشروحه مبذوله نیست،ولی همین قدربایدگفت که دراین میدان بعض دوستان اصولگرانیزبدعمل کردندوتوپی که دراواسط بازی بودرابه نفع خودمصادره نمودندوتماشاگران صحنه این بازی رابه چندین جایگاه بازی جهت تماشارهنمون ساختند،غافل از این که بازی کنندگان دراین تیم رانیزتقسیم نموده بودندوبازی رااز حدنصاب انداختند.

مرادازاین نوشته ومرقومه تایپیه،هشداربه اصولگرایان تشنه خدمت است ،نه بازی خوردگان تشنه قدرت.

تادیرنشده خودتان راازتارومارشدن برهانیدوازآزمون وخطای روزگاربرحذردارید.کسانی درپی گرویدن به سوی شمایند،ولی شمادرپی دورساختن آنها.جبهه پایداری رابسوی ناپایداری سوق ندهیدورایحه خوش خدمتتان رابه قدرت نفروشیدوازروحانیت مبارزکمک جوییدوایثارگران رافراموش نسازیدومهندسین خط امام رابکارگیریدوهمگی حزبی بسازیاسلامی ،تاپیروزمیدان باشید.خدمت کنیدبه مردم ،ومردم رامشارکت دهیددراموراتتان،ودل رهبری معظم رابیشترازآن به دردنیاورید.

گفتم اینک مادحی ، محرم شوید
شاید این دم پا نهی ، بی غم شوید
وهم آمد بر سرت ، بیرون شدی
عاشقی کردی و رفتی ، دور شدی
یادت اینک هم شده عقده گشا
بال بگشا ، پر گشا ای ره گشا
------------------------------------------
والسلام.علیرضا احسانی نیا. 28/6/1390



 
 
[ سه شنبه 29 شهریور 1390  ] [ 3:42 PM ] [ عليرضا احساني نيا ]
نظرات 0
تاملی بر مصاحبه اخیر زیبا کلام؛
جناب زیبا کلام؛ تاریخ محل عبرت است ،اگرعبرت آموزی باشد!
 
چه بد است استادی که خود را دانای تاریخ و سیاست می داند ، ولی در این مصاحبه ، اندیشه ها را تحریف نموده و بر این باور است که از تاریخ نمی توان عبرت گرفت و خواندن تاریخ ، فقط ارضای حس کنجکاوی است!!!
 
پایگاه اطلاع رسانی علیرضا احسانی نیا:جناب زیبا کلام؛ تاریخ محل عبرت است ،اگرعبرت آموزی باشد!
"عماریون"- سرویس مطالعات - علیرضا احسانی نیا/ مصاحبه ای را در ماهنامه سیاسی فرهنگی شماره 20 نسیم بیداری مطالعه نمودم که با آقای دکتر صادق زیباکلام انجام گرفته بود با عنوان از تاریخ نمی توان عبرت گرفت! که سراسر صحبت های آقای دکتر تحریف تعریف چرا ما تاریخ می خوانیم؟ بود که در آن نه تنها تعریف غالب خود در این مصاحبه را تفهیم می کرد ، بلکه به دنبال این موضوع بود که تاریخ، چراغ راه آینده نیست!

بر همین اساس مرا بر آن داشت تا یادداشتی هرچند کوتاه را بر این مصاحبه به رشته تحریر در آورم ،باشد تا مورد توجه قرار گیرد وکسانی را که به اشتباه یا عمد به دنبال تلقین بعضی گمانه ها وپنداشت ها درمورد تعاریف وبرداشت ها دارند را به بررسی دوباره آنها از آن تلقینات بپردازند ، تا دانشجویان ودوستداران خود را مکرر به اندیشه اشتباهی وادار ننمایند.

واما بعد...چه بد است استادی که خود را دانای تاریخ و سیاست می داند ، ولی در این مصاحبه ، اندیشه ها را تحریف نموده و بر این باور است که از تاریخ نمی توان عبرت گرفت و خواندن تاریخ ، فقط ارضای حس کنجکاوی است!!!

با این که ایشان استاد دانشگاه هستند و در تاریخ تخصص دارند و مرا در آن تخصصی نیست ، اما در اینجا ایشان ثابت نموده اند ، که دانشجویانشان را به بیراهه فهمی هدایت نموده اند وبا سرگرم نمودن به سوالات پیچ در پیچ گمراه کننده ، آنها را به دیوار سردرگمی مفهومات سوق می دهند.

من در این نوشتار اصولا از گفتار کلام خدا و پیامبر وائمه معصومین که در باب این مسائل چه فرموده اند ندارم و استفاده ای هم نمیکنم ، بلکه بیشتربا گفتار عامیانه می خواهم به آقای دکتر توضیح دهم که نکته نکته تاریخ گذشتگان ، محل عبرت و درس آموزی است ، نه محلی فقط برای حس کنجکاوی.

ایشان باید بدانند این تاریخ است (که اگر خوانده باشی ویا تجربه کرده باشی) که با اندیشه ها مخلوط می گردد و بازتولید آن در عملمان می تواند متبلور وعبرت از خیرات وشریات امورات انجام گرفته پیشینیان وگذشتگان برای ما باشد.

من در اینجا نمی خواهم ثابت کنم که آقای هاشمی رفسنجانی وخاتمی واحمدی نژاد بر اساس عبرت از تاریخ یا تفکرات غیر تاریخی خود ،چه اموراتی را انجام داده یا نداده اند ،بلکه خواستار آنم که بگویم عمل هر کس مبنی بر نگرش شخص به تاریخ خود و دوستان و آشنایان وگذشتگان وعبرت آموزی بدون نگرش در تاریخ نیست، چرا که ما تاریخ می خوانیم که در آن اندیشه کنیم وخوب وبد آنها را ممیزی نموده و در بکارگیری از آن خیر وشر در آینده ، تاریخ فردی و اجتماعیمان را تغییر دهیم تا راه را از چاه تشخیص دهیم واز یک سوراخ چند بار گزیده نشویم.

تاریخ به ما می آموزد که مثلا اگر یک استاد فلان رشته در یک مقطعی در صحبت ها وگفتگوها ومصاحبه هایش ، حرف هایی میزند که با اصولیات و ارزش ها قرآن وسنت و اسلام راستین هیچگونه منافاتی نداشته باشد و کسانی را به گمراهی فهم از آن امورات وانگاشته ها رهنمون سازد ویا کسانی را بر علیه خود بشوراند ، استاد دیگری با عبرت از عمل تاریخی و جنجالی و مغلطه انگیز استاد اخراجی و منزوی ، درس آموزی نموده و آن کار استاد را تکرار نمی کند تا منزوی و اخراج و منفور نگردد و ...وقس علی هذا

ولی مثل اینکه شما استاد محترم اصلا از فایده تاریخ ، برداشتی دارید که با برداشت های عبرت آموز مانوس نیست ، همان طور که شما در توصیف وتعریف اصلاحات در سردرگمی بسر می برید وبا تخطئه احزاب وگروه ها وجبهه ها سعی در تفهیم از برداشت خود می کنید.

آقای دکتر صادق زیباکلام؛
شما در جایی در مصاحبه تان علت تاریخ نگاری و علاقه ابنای بشر به تاریخ را ، صرفا شناخت توام با کنجکاوی می دانید، چراکه به نظر شما انسان می خواهد خود را شناخته و از گذشته خود سر در بیاورد!

در اینجا باید به شما اذعان نمود که انسان نه تنها می خواهد در تاریخ غوطه ور شود و خود را بشناسد ، بلکه می خواهد دیگران و رفتار وکردارهایشان را نیز بشناسد و از عمل وبازخورد آها و خود ،و حتی خود با خود عبرت آموزی کند تا تکرار در مکررات نکند و اشتباه - اشتباه را جایگزین درست - درست آینده خود و دیگران کند .

حال ما کاری نداریم که بطور کلی انسان ها ویا حتی ایرانی ها بر اساس چه تصوراتی ، در جامعه عمل وپنداشت ودریافت های خود راپیاده می سازد ، چرا که بعضا انسان ها ، شاید در تاریخ خود غوطه ور نشوند ویا نخواهند عبرت آموزی کنند و شاید هم تصوراتشان از مفهوم عبرت آموزی از تاریخ اشتباه باشد ، به همین جهت درست - اشتباه را ویا اشتباه - اشتباه را ویا حتی درست - درست را در عمل خود به روز می کنند و در جامعه به کاشت آن همت می ورزند تا دانه آن گل زرد ، ویا سفید ویا قرمز درو کنند ، بستگی به نوع تفکر واندیشه وعبرت آموزی از تاریخ دارد که در آن غوطه ور است.

اما این که فرضیه منطقه جغرافیایی را پیش کشیده و تقسیم بندی رفتار شخصیتی نموده اید ، باید گفت که اتفاقا کسانی که به قول شما مثلا به امریکا مهاجرت می کنند وبعد از مدتی همانند امریکائیان رفتار می کنند ، به این علت است که آنها یا تاریخ نخوانده اند و یا مغز تاریخی آنها در حد صفر است و یا از تاریخ برداشتی دقیق نداشته ویا حتی شاید پنداشت و برداشت تاریخیشان از عبرت آموزی همانی بوده که استنباط نموده و به مرحله اجرا گذاشته اند و مسیر اشتباه - درست تاریخ را تبدیل به اشتباه - درست نموده و بر آن اساس تفکر واندیشه کرده ، چرا که فهم آنها از تاریخ آنی بوده که درکش خواسته ، نه عبرت آموزی فطرت خدائیش.
 
وباز در جایی گفته اید که شنیده اید که گفته اند ، قاجار ها خائن بوده اند، زیرا قرارداد گلستان و ترکمن چای را با روسیه امضا کرده اند، اما از نظر شما این دو قرارداد نشان دهنده خیانت قاجارها نیست ، بلکه در آن زمان قاجارها چاره دیگری نداشته اند، چون روس ها تا تبریز و زنجان را گرفته بودند.البته این نظر شماست ومحترم است ، ولی آقای دکتر قبول کنید که اشتباه همان قاجارها را باید در پیشینه تاریخی خود وعدم عبرت آموزیشان از تاریخ باید جستجو نمود که چه کردند که این بلا سرشان آمد؟که در حال حاضر مجالی جهت پرداختن به این موضوعات نیست.

البته مسائل دیگری هم جهت اثبات ادعایتان به آن پرداخته اید که باز نیز باد بگویم که فعلا مجال به پرداختن به آنها نیست ، اگرچه درجای خوداستنباط از گفته هایتان همانند بقیه است.در آخر به نظر من شما استاد جامعه شناسی می شدید بهتر بود ، زیرا تمام گفته هایتان بر اساس مسائل جامعه شناختی است ونه تاریخی.
 
شما را به خدا می سپارم
والسلام
علیرضا احسانی نیا
1390/6/25



 
 
[ سه شنبه 29 شهریور 1390  ] [ 3:29 PM ] [ عليرضا احساني نيا ]
نظرات 1

درباره وبلاگ

مضمون این وبلاگ نوشتارواخبارونقدهای فراجناحی می باشد
موضوعات
آمار سايت
کل بازديد : 11057 نفر

كل مطالب : 8 عدد

كل نظرات : 2 عدد

تاريخ ايجاد وبلاگ :
سه شنبه 29 شهریور 1390 


آخرين بروز رساني : دوشنبه 8 اسفند 1390