تاملی بر مصاحبه اخیر زیبا کلام؛
جناب زیبا کلام؛ تاریخ محل عبرت است ،اگرعبرت آموزی باشد!
چه بد است استادی که خود را دانای تاریخ و سیاست می داند ، ولی در این مصاحبه ، اندیشه ها را تحریف نموده و بر این باور است که از تاریخ نمی توان عبرت گرفت و خواندن تاریخ ، فقط ارضای حس کنجکاوی است!!!
"عماریون"- سرویس مطالعات - علیرضا احسانی نیا/ مصاحبه ای را در ماهنامه سیاسی فرهنگی شماره 20 نسیم بیداری مطالعه نمودم که با آقای دکتر صادق زیباکلام انجام گرفته بود با عنوان از تاریخ نمی توان عبرت گرفت! که سراسر صحبت های آقای دکتر تحریف تعریف چرا ما تاریخ می خوانیم؟ بود که در آن نه تنها تعریف غالب خود در این مصاحبه را تفهیم می کرد ، بلکه به دنبال این موضوع بود که تاریخ، چراغ راه آینده نیست!
بر همین اساس مرا بر آن داشت تا یادداشتی هرچند کوتاه را بر این مصاحبه به رشته تحریر در آورم ،باشد تا مورد توجه قرار گیرد وکسانی را که به اشتباه یا عمد به دنبال تلقین بعضی گمانه ها وپنداشت ها درمورد تعاریف وبرداشت ها دارند را به بررسی دوباره آنها از آن تلقینات بپردازند ، تا دانشجویان ودوستداران خود را مکرر به اندیشه اشتباهی وادار ننمایند.
واما بعد...چه بد است استادی که خود را دانای تاریخ و سیاست می داند ، ولی در این مصاحبه ، اندیشه ها را تحریف نموده و بر این باور است که از تاریخ نمی توان عبرت گرفت و خواندن تاریخ ، فقط ارضای حس کنجکاوی است!!!
با این که ایشان استاد دانشگاه هستند و در تاریخ تخصص دارند و مرا در آن تخصصی نیست ، اما در اینجا ایشان ثابت نموده اند ، که دانشجویانشان را به بیراهه فهمی هدایت نموده اند وبا سرگرم نمودن به سوالات پیچ در پیچ گمراه کننده ، آنها را به دیوار سردرگمی مفهومات سوق می دهند.
من در این نوشتار اصولا از گفتار کلام خدا و پیامبر وائمه معصومین که در باب این مسائل چه فرموده اند ندارم و استفاده ای هم نمیکنم ، بلکه بیشتربا گفتار عامیانه می خواهم به آقای دکتر توضیح دهم که نکته نکته تاریخ گذشتگان ، محل عبرت و درس آموزی است ، نه محلی فقط برای حس کنجکاوی.
ایشان باید بدانند این تاریخ است (که اگر خوانده باشی ویا تجربه کرده باشی) که با اندیشه ها مخلوط می گردد و بازتولید آن در عملمان می تواند متبلور وعبرت از خیرات وشریات امورات انجام گرفته پیشینیان وگذشتگان برای ما باشد.
من در اینجا نمی خواهم ثابت کنم که آقای هاشمی رفسنجانی وخاتمی واحمدی نژاد بر اساس عبرت از تاریخ یا تفکرات غیر تاریخی خود ،چه اموراتی را انجام داده یا نداده اند ،بلکه خواستار آنم که بگویم عمل هر کس مبنی بر نگرش شخص به تاریخ خود و دوستان و آشنایان وگذشتگان وعبرت آموزی بدون نگرش در تاریخ نیست، چرا که ما تاریخ می خوانیم که در آن اندیشه کنیم وخوب وبد آنها را ممیزی نموده و در بکارگیری از آن خیر وشر در آینده ، تاریخ فردی و اجتماعیمان را تغییر دهیم تا راه را از چاه تشخیص دهیم واز یک سوراخ چند بار گزیده نشویم.
تاریخ به ما می آموزد که مثلا اگر یک استاد فلان رشته در یک مقطعی در صحبت ها وگفتگوها ومصاحبه هایش ، حرف هایی میزند که با اصولیات و ارزش ها قرآن وسنت و اسلام راستین هیچگونه منافاتی نداشته باشد و کسانی را به گمراهی فهم از آن امورات وانگاشته ها رهنمون سازد ویا کسانی را بر علیه خود بشوراند ، استاد دیگری با عبرت از عمل تاریخی و جنجالی و مغلطه انگیز استاد اخراجی و منزوی ، درس آموزی نموده و آن کار استاد را تکرار نمی کند تا منزوی و اخراج و منفور نگردد و ...وقس علی هذا
ولی مثل اینکه شما استاد محترم اصلا از فایده تاریخ ، برداشتی دارید که با برداشت های عبرت آموز مانوس نیست ، همان طور که شما در توصیف وتعریف اصلاحات در سردرگمی بسر می برید وبا تخطئه احزاب وگروه ها وجبهه ها سعی در تفهیم از برداشت خود می کنید.
آقای دکتر صادق زیباکلام؛
شما در جایی در مصاحبه تان علت تاریخ نگاری و علاقه ابنای بشر به تاریخ را ، صرفا شناخت توام با کنجکاوی می دانید، چراکه به نظر شما انسان می خواهد خود را شناخته و از گذشته خود سر در بیاورد!
در اینجا باید به شما اذعان نمود که انسان نه تنها می خواهد در تاریخ غوطه ور شود و خود را بشناسد ، بلکه می خواهد دیگران و رفتار وکردارهایشان را نیز بشناسد و از عمل وبازخورد آها و خود ،و حتی خود با خود عبرت آموزی کند تا تکرار در مکررات نکند و اشتباه - اشتباه را جایگزین درست - درست آینده خود و دیگران کند .
حال ما کاری نداریم که بطور کلی انسان ها ویا حتی ایرانی ها بر اساس چه تصوراتی ، در جامعه عمل وپنداشت ودریافت های خود راپیاده می سازد ، چرا که بعضا انسان ها ، شاید در تاریخ خود غوطه ور نشوند ویا نخواهند عبرت آموزی کنند و شاید هم تصوراتشان از مفهوم عبرت آموزی از تاریخ اشتباه باشد ، به همین جهت درست - اشتباه را ویا اشتباه - اشتباه را ویا حتی درست - درست را در عمل خود به روز می کنند و در جامعه به کاشت آن همت می ورزند تا دانه آن گل زرد ، ویا سفید ویا قرمز درو کنند ، بستگی به نوع تفکر واندیشه وعبرت آموزی از تاریخ دارد که در آن غوطه ور است.
اما این که فرضیه منطقه جغرافیایی را پیش کشیده و تقسیم بندی رفتار شخصیتی نموده اید ، باید گفت که اتفاقا کسانی که به قول شما مثلا به امریکا مهاجرت می کنند وبعد از مدتی همانند امریکائیان رفتار می کنند ، به این علت است که آنها یا تاریخ نخوانده اند و یا مغز تاریخی آنها در حد صفر است و یا از تاریخ برداشتی دقیق نداشته ویا حتی شاید پنداشت و برداشت تاریخیشان از عبرت آموزی همانی بوده که استنباط نموده و به مرحله اجرا گذاشته اند و مسیر اشتباه - درست تاریخ را تبدیل به اشتباه - درست نموده و بر آن اساس تفکر واندیشه کرده ، چرا که فهم آنها از تاریخ آنی بوده که درکش خواسته ، نه عبرت آموزی فطرت خدائیش.
بر همین اساس مرا بر آن داشت تا یادداشتی هرچند کوتاه را بر این مصاحبه به رشته تحریر در آورم ،باشد تا مورد توجه قرار گیرد وکسانی را که به اشتباه یا عمد به دنبال تلقین بعضی گمانه ها وپنداشت ها درمورد تعاریف وبرداشت ها دارند را به بررسی دوباره آنها از آن تلقینات بپردازند ، تا دانشجویان ودوستداران خود را مکرر به اندیشه اشتباهی وادار ننمایند.
واما بعد...چه بد است استادی که خود را دانای تاریخ و سیاست می داند ، ولی در این مصاحبه ، اندیشه ها را تحریف نموده و بر این باور است که از تاریخ نمی توان عبرت گرفت و خواندن تاریخ ، فقط ارضای حس کنجکاوی است!!!
با این که ایشان استاد دانشگاه هستند و در تاریخ تخصص دارند و مرا در آن تخصصی نیست ، اما در اینجا ایشان ثابت نموده اند ، که دانشجویانشان را به بیراهه فهمی هدایت نموده اند وبا سرگرم نمودن به سوالات پیچ در پیچ گمراه کننده ، آنها را به دیوار سردرگمی مفهومات سوق می دهند.
من در این نوشتار اصولا از گفتار کلام خدا و پیامبر وائمه معصومین که در باب این مسائل چه فرموده اند ندارم و استفاده ای هم نمیکنم ، بلکه بیشتربا گفتار عامیانه می خواهم به آقای دکتر توضیح دهم که نکته نکته تاریخ گذشتگان ، محل عبرت و درس آموزی است ، نه محلی فقط برای حس کنجکاوی.
ایشان باید بدانند این تاریخ است (که اگر خوانده باشی ویا تجربه کرده باشی) که با اندیشه ها مخلوط می گردد و بازتولید آن در عملمان می تواند متبلور وعبرت از خیرات وشریات امورات انجام گرفته پیشینیان وگذشتگان برای ما باشد.
من در اینجا نمی خواهم ثابت کنم که آقای هاشمی رفسنجانی وخاتمی واحمدی نژاد بر اساس عبرت از تاریخ یا تفکرات غیر تاریخی خود ،چه اموراتی را انجام داده یا نداده اند ،بلکه خواستار آنم که بگویم عمل هر کس مبنی بر نگرش شخص به تاریخ خود و دوستان و آشنایان وگذشتگان وعبرت آموزی بدون نگرش در تاریخ نیست، چرا که ما تاریخ می خوانیم که در آن اندیشه کنیم وخوب وبد آنها را ممیزی نموده و در بکارگیری از آن خیر وشر در آینده ، تاریخ فردی و اجتماعیمان را تغییر دهیم تا راه را از چاه تشخیص دهیم واز یک سوراخ چند بار گزیده نشویم.
تاریخ به ما می آموزد که مثلا اگر یک استاد فلان رشته در یک مقطعی در صحبت ها وگفتگوها ومصاحبه هایش ، حرف هایی میزند که با اصولیات و ارزش ها قرآن وسنت و اسلام راستین هیچگونه منافاتی نداشته باشد و کسانی را به گمراهی فهم از آن امورات وانگاشته ها رهنمون سازد ویا کسانی را بر علیه خود بشوراند ، استاد دیگری با عبرت از عمل تاریخی و جنجالی و مغلطه انگیز استاد اخراجی و منزوی ، درس آموزی نموده و آن کار استاد را تکرار نمی کند تا منزوی و اخراج و منفور نگردد و ...وقس علی هذا
ولی مثل اینکه شما استاد محترم اصلا از فایده تاریخ ، برداشتی دارید که با برداشت های عبرت آموز مانوس نیست ، همان طور که شما در توصیف وتعریف اصلاحات در سردرگمی بسر می برید وبا تخطئه احزاب وگروه ها وجبهه ها سعی در تفهیم از برداشت خود می کنید.
آقای دکتر صادق زیباکلام؛
شما در جایی در مصاحبه تان علت تاریخ نگاری و علاقه ابنای بشر به تاریخ را ، صرفا شناخت توام با کنجکاوی می دانید، چراکه به نظر شما انسان می خواهد خود را شناخته و از گذشته خود سر در بیاورد!
در اینجا باید به شما اذعان نمود که انسان نه تنها می خواهد در تاریخ غوطه ور شود و خود را بشناسد ، بلکه می خواهد دیگران و رفتار وکردارهایشان را نیز بشناسد و از عمل وبازخورد آها و خود ،و حتی خود با خود عبرت آموزی کند تا تکرار در مکررات نکند و اشتباه - اشتباه را جایگزین درست - درست آینده خود و دیگران کند .
حال ما کاری نداریم که بطور کلی انسان ها ویا حتی ایرانی ها بر اساس چه تصوراتی ، در جامعه عمل وپنداشت ودریافت های خود راپیاده می سازد ، چرا که بعضا انسان ها ، شاید در تاریخ خود غوطه ور نشوند ویا نخواهند عبرت آموزی کنند و شاید هم تصوراتشان از مفهوم عبرت آموزی از تاریخ اشتباه باشد ، به همین جهت درست - اشتباه را ویا اشتباه - اشتباه را ویا حتی درست - درست را در عمل خود به روز می کنند و در جامعه به کاشت آن همت می ورزند تا دانه آن گل زرد ، ویا سفید ویا قرمز درو کنند ، بستگی به نوع تفکر واندیشه وعبرت آموزی از تاریخ دارد که در آن غوطه ور است.
اما این که فرضیه منطقه جغرافیایی را پیش کشیده و تقسیم بندی رفتار شخصیتی نموده اید ، باید گفت که اتفاقا کسانی که به قول شما مثلا به امریکا مهاجرت می کنند وبعد از مدتی همانند امریکائیان رفتار می کنند ، به این علت است که آنها یا تاریخ نخوانده اند و یا مغز تاریخی آنها در حد صفر است و یا از تاریخ برداشتی دقیق نداشته ویا حتی شاید پنداشت و برداشت تاریخیشان از عبرت آموزی همانی بوده که استنباط نموده و به مرحله اجرا گذاشته اند و مسیر اشتباه - درست تاریخ را تبدیل به اشتباه - درست نموده و بر آن اساس تفکر واندیشه کرده ، چرا که فهم آنها از تاریخ آنی بوده که درکش خواسته ، نه عبرت آموزی فطرت خدائیش.
وباز در جایی گفته اید که شنیده اید که گفته اند ، قاجار ها خائن بوده اند، زیرا قرارداد گلستان و ترکمن چای را با روسیه امضا کرده اند، اما از نظر شما این دو قرارداد نشان دهنده خیانت قاجارها نیست ، بلکه در آن زمان قاجارها چاره دیگری نداشته اند، چون روس ها تا تبریز و زنجان را گرفته بودند.البته این نظر شماست ومحترم است ، ولی آقای دکتر قبول کنید که اشتباه همان قاجارها را باید در پیشینه تاریخی خود وعدم عبرت آموزیشان از تاریخ باید جستجو نمود که چه کردند که این بلا سرشان آمد؟که در حال حاضر مجالی جهت پرداختن به این موضوعات نیست.
البته مسائل دیگری هم جهت اثبات ادعایتان به آن پرداخته اید که باز نیز باد بگویم که فعلا مجال به پرداختن به آنها نیست ، اگرچه درجای خوداستنباط از گفته هایتان همانند بقیه است.در آخر به نظر من شما استاد جامعه شناسی می شدید بهتر بود ، زیرا تمام گفته هایتان بر اساس مسائل جامعه شناختی است ونه تاریخی.
البته مسائل دیگری هم جهت اثبات ادعایتان به آن پرداخته اید که باز نیز باد بگویم که فعلا مجال به پرداختن به آنها نیست ، اگرچه درجای خوداستنباط از گفته هایتان همانند بقیه است.در آخر به نظر من شما استاد جامعه شناسی می شدید بهتر بود ، زیرا تمام گفته هایتان بر اساس مسائل جامعه شناختی است ونه تاریخی.
شما را به خدا می سپارم
والسلام
علیرضا احسانی نیا
1390/6/25
والسلام
علیرضا احسانی نیا
1390/6/25
[ سه شنبه 29 شهریور 1390 ] [ 3:29 PM ] [ عليرضا احساني نيا ]