حدیث / توصیه زیبای امام جواد(ع) درباره صبر
حدیث / توصیه زیبای امام جواد(ع) درباره صبر
متن حدیث:
ان أنفسنا و أموالنا من مواهب الله الهنیئه، و عواریه المستودعه، یمتع بما متع منها فی سرور و غبطه، و یأخذ ما أخذ منها فی أجر و حسبه، فمن غلب جزعه علی صبره حبط أجره و نعوذ بالله من ذلک.
امام جواد علیه السلام: جان و دارایی ما، از بخشش های گوارای خداست و عاریه سپرده اوست، تا آنجا که از آن بهره مند شویم مایه خوشی و شادی است، و آنچه از آن برگرفته شود اجر و ثواب است.
پس هر که جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضایع شده و پناه به خدا از آن.
«تحف العقول، صفحه ۴۷۹»
ادامه مطلب
،
حدیث / هر که باز آید، خدا به او بازگردد
حدیث / هر که باز آید، خدا به او بازگردد
متن حدیث:
امیرالمؤمنین علیٌّ علیهالسلام : مَن تابَ تابَ اللّهُ علَیهِ، و اُمِرَتْ جَوارِحُهُ أنْ تَسْتُرَ علَیهِ ، وبِقاعُ الأرضِ أنْ تَکْتُمَ علَیهِ ، واُنْسِیَتِ الحَفَظَهُ ما کانتْ تَکتُبُ علَیهِ .
امیرالمومنین امام على علیهالسلام فرمودند: هر که بـاز آیـد، خدا به او بازگردد و به جوارح او و جاى جاى زمین دستور داده شود که آبروى او را حفظ کنند و عیبهایش را بپوشانند و گناهانى که فرشتگان حافظ اعمال برایش نوشتهاند از یاد آنان برده شود.
«بحارالأنوار، جلد۳۲صفحه ۲۸»
ادامه مطلب
،
فصل عزا و اشک دمادم تمام شد
فصل عزا و اشک دمادم تمام شد باز این چه شورش استُ چه ماتم تمام شد
پیراهن سیاه دلم گریه می کند من زنده ام به گریه بر او، غم تمام شد
در این دو ماه چشم من از باده خیس بود فصل عزای عالم و آدم تمام شد
امسال هم بهار دل ما دو ماه بود دیگر بهار بیرق و پرچم تمام شد
دیشب دلم گرفت، غرورم شکسته شد پرچم که رفت بارش نم نم تمام شد
یادش بخیر روز دهم ناله ها زدیم دیشب به بعد خاطره هایم تمام شد..
خداحافظ ماه محرم و صفر
انشالله سال دیگه زنده باشیم وبه محرم برسیم
السلام علیک یا اباعبدالله ...
ادامه مطلب
،
شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام تسلیت باد

ادامه مطلب
،
غزلی برای امام حسن مجتبی
غزلی برای امام حسن مجتبی
شاعر : دکتر عارفه دهقانی
تربتش عطر کربلا دارد -*-*-*-*- غربتش روضه ی رضا دارد
گنبدش ، آسمان...طلایش، نور-*-*-*-*- روزها گنبد طلا دارد
هرچه در چَنته دارد این دنیا-*-*-*-*- از کرامات مجتبا دارد
"ای کریمی که در خزانه ی غیب..."-*-*-*-*- مور هم چشم بر شما دارد
تا که دست شماست بر سرِ ما-*-*-*-*- همه عالم نظر به ما دارد
زَهره ی زهر ریخت پیش لبت-*-*-*-*- لعل تو حکم کیمیا دارد
آنچه از دل به لب برآوردی-*-*-*-*- رنگِ سیلیِ کوچه را دارد
متهم، زهر نیست! میدانی-*-*-*-*- لخته ها از چه ماجرا دارد
ادامه مطلب
،
حدیث حق و باطل امام حین مجتبی علیه السلام
"بین حق و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشم ببینی حق است
و چه بسا که باطل زیادی را با گوش بشنوی."
" امام حسن مجتبی (ع) "
ادامه مطلب
،
شعر شهادت امام حسن مجتبی (ع)
شعر شهادت امام حسن مجتبی (ع)

اینکه از زهر جفا جای به بستر دارد -*-*-*- طشتی از خون دل خویش برابر دارد
چشمهایش به در و منتظر آمدنیست-*-*-*- زیر لب زمزمه مادر مادر دارد
جگرش سوخته از یک غم و یک غربت نیست-*-*-*- داغ ارثی ست که در سینه مکرر دارد
زهر تنها کس و کار دل او گشت اگر-*-*-*- یادگاریست که از کینه همسر درد
پیش چشمش که توانسته بروی منبر….-*-*-*- ….رود و دست به سبّ پدرش بردارد؟
لحظه های سفرش در بغلش می گیرد-*-*-*- چادری را که بوی یاس معطر دارد
آرزو داشت نمی دید در آن کوچه تنگ-*-*-*- مادرش روی زمین لاله پرپر دارد
گفت با گریه حسین جان... تو دگر گریه مکن-*-*-*- که حسن میرود و سایه خواهر دارد
آه... لایوم کیوم تو که در صحرا کیست-*-*-*- جسم صدچاک تو از روی زمین بردارد

ادامه مطلب
،
خداحافظ ای نینوا و دشت کربلا
خداحافظ ای سرزمین کربلا
خداحافظ ای نینوا و دشت کربلا
خداحافظ ای خیمه گاه قتله گاه
خداحافظ ای همدم اشک و آه
خداحافظ ای شمع افروخته
خداحافظ ای خیمه سوخته
خداحافظ یاسمن نسترن
خداحافظ ای کودکان حسن
خداحافظ ای یاس ام البنین
خداحافظ ای مشک روی زمین
خداحافظ ای یار گل پوش من
که مانده صدای تو درگوش من
تو خورشیدی و زیر این آفتاب
دلت پاره پاره ز فقدان آب
سرت بر سر نی گواه من است
گواه همه سوز و آه من است
اگر چه من از پیش تو میروم
به دنبال این سر به پا میروم
دلم در کنار تو جا مانده است
برای تو از فاطمه خوانده است
ادامه مطلب
،
تویی که شهره شهری به عشق ورزیدن
تویی که شهره شهری به عشق ورزیدن
تویی که منتخب هستی به نیزه سر دیدن
بگو برای من از خاطرات خود بانو
کنار مقتل عشق و گلو و بوسیدن
زبعد کرببلا کودکان بی بابا
شنیده ام که همیشه گرسنه خوابیدن
الا مفسر قرآن چقدر لذت داشت
صدای قاری قرآن زنیزه بشنیدن؟!
بجز شما چه کسی می تواند ای خانم
شبیه ابر بهاری ز غصه باریدن
و ما رایتُ و الا جمیلتان یعنی
تویی که دیده نیالوده ای به بد دیدن
ادامه مطلب
،
تجهيز لشكر اسامه توسط پيامبراسلام صلي الله عليه و آله و سلم (11 هجری قمری)
تجهيز لشكر اسامه توسط پيامبراسلام صلي الله عليه و آله و سلم (11 هجری قمری)
در اين روز در سال 11 هجري پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم به عده اي از صحابه و به خصوصاولي و دومي و سومي امر فرمودند براي سفر به روم و جنگ با روميان به اميري اسامه بن زيد آماده شوند، آنان از اين امر كراهت داشتند و نسبت به فرماندهي اسامه بر سپاه خاتم الانبياء اعتراض كردند. حضرت فرمودند: «خدا لعنت كند كسي را كه از لشكر اسامه تخلف كند» ولي با اين همه ابوبكر و عمر و عثمان تخلف كردند و بازگشتند.
تقويم شيعه، ص76
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رومیان را همیشه خطری جدی تلقی میکرد. به همین جهت در سال هشتم هجرت، سپاهی را به فرماندهی جعفر بن ابیطالب و زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه به سوی موته روانه کرد؛ اما هر سه فرمانده اعزامی پیامبر به شهادت رسیدند.
در سال نهم هجرت وقتی پیامبر خبر حمله رومیان به قلمرو مسلمانان را شنید، شخصاً با 30 هزار نفر عازم تبوک شد ولی بدون وقوع درگیری با آنها به مدینه بازگشت.
پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) در واپسین روزهاى عمر خود در این شرایط حساس که پایتخت اسلام آبستن حوادث بود، دست به اقدام مهمى زد که در خور همه گونه تأمل و بررسى است او، سپاه اسلام را براى جنگ با نیروهاى امپراتورى دوم که مستلزم طى مسافت دور و درازى بود، مأمور ساخت، و پرچم جهاد را با دست مقدس خود برافراشت و به دست "اسامه" که آن روز جوانى نورس بود، سپرد و او را به فرماندهى آن سپاه منصوب نمود و سران مهاجر و انصار را که ابوبکر عمر و ابو عبیده جراح از جمله آنان بودند، تحت فرماندهى اسامه به سوى شام گیسل داشت و دستور داد به ناحیه ابنى در سرزمین بلقاء شام رهسپار شوند و فرمود به محلى که پدرت در آنجا کشته شده حرکت کن، دشمنان را با قواى خود نابود ساز، من تو را به فرماندهى این سپاه منصوب نمودم، صبح زود به سوى نیروهاى مستقر در ابنى یورش ببر، آنان را نابود کن، سپاه را به سرعت پیش ران تا اخبار دشمن را زودتر به دست آورى اگر خداوند تو را پیروز ساخت در آن سرزمین کمتر توقف کن همراه خود، راهنمائى ببر، جاسوسان و پیشقراولان را جلوتر بفرست تا اوضاع دشمن را گزارش دهند. امّا همواره لشکریان از فرمان اسامه و پیامبر سرباز مى زدند تا این که حرکت سپاه صورت نگرفت و پیامبر رحلت فرمودند بعد از این هم که سپاه و سران به جوانى اسامه اعتراض داشتند و از وى پیروى نکردند.
اسامه در یک فرسخی ِ مدینه لشگرگاه ساخت، اما مردم به دلیل تشدید بیماری پیامبر و جوانی اسامه و ... از پیوستن به لشگر او خودداری کردند. چون این خبر به گوش پیامبر رسید، با حال بیماری به مسجد رفت و از مردم خواست که لشگر اسامه را راه بیندازند.
با این همه اسامه به مدینه بازگشت. ابوبکر که خود از کسانی بود که از رفتن به لشگر اسامه سر باز زده بود، پس از رسیدن به خلافت، سپاه اسامه را تجهیز کرد. اسامه با این لشگر به شام رفت و بعد از به چنگ آوردن غنایمی به مدینه بازگشت.
اسامه گر چه در آغاز خلافت امام علی علیه السلام با امام بیعت کرد، ولی اندکی بعد به جمع سه نفری سعد بن ابی وقاص، محمد بن مسلمه و عبدالله بن عمر پیوست و به بهانه گوشه گیری، حاضر نشدند به طرفداری از امام قیام کند.
میگویند که وی بعدها از کوتاهی و تقصیری که در حق امیرمؤمنان علی علیه السلام انجام داده بود، پشیمان شد و از شرکت نکردن در کنار امام جهاد عذرخواهی کرد. از این رو در حدیثی از امام محمد باقر علیه السلام توصیه شده است که در حق او جز خیر نگویید.
اسامه در صف یاران علی عليه السلام
گرچه او از اول در صف یاران امیر مؤمنان (علیه السلام) نبود امّا بعدها به سوى آن حضرت بازگشت و به همین جهت از طرف خاندان پیامبر مورد ستایش قرار گرفت. پیشواى پنجم حضرت باقر فرمودند: اسامه را جز به نیکى یاد نکنید و حال آنکه چرا اسامه در جنگهاى على (علیه السلام) شرکت نمى کرد دلیلى واضح داشت در یکى از جنگها او مسلمانى به نام مرداس را کشت و بسیار اندوهگین شد و از آن موقع عهد کرد که در جنگى شرکت نکند گرچه در مورد مرگ مرداس معذور بود. روزى اسامه به على (علیه السلام) پیغام داد که "سهم مرا از اموال مجاهدان بفرست" او اضافه کرد "من پیوسته طرفدار تو بودم و اگر در کام شیر درنده اى بودى، من نیز خود را به تو مى رساندم امیر مؤمنان (علیه السلام) در پاسخ او نوشت: این اموال متعلق به مجاهدان است ولى من در مدینه مالى دارم، هر قدر خواستى از آن بگیر، این قضیه از دو جهت قابل توجه است. اولاً: نشان مى دهد که اسامه از نظر امیر مؤمنان (علیه السلام) تا چه حد احترام و ارزش داشته که حضرت در خواست او را رد نکرده ثانیاً: روشنگر دقت امیر مؤمنان (علیه السلام) در اجراى عدالت است. على (علیه السلام) حاضر بود از اموال شخصى خود به وى بدهد ولى هرگز حاضر نبود دینارى از اموال مجاهدان را که اختصاص به آنان داشت به دیگرى بدهد!
چنانچه قبلاً اشاره شد اسامه همبستگى خاصى با خاندان پیامبر (صلى الله علیه و آله) داشت و در مواقع حساس، از حمایت و پشتیبانى خاندان رسالت برخوردار بود. مسعودى مى نویسد میان اسامه و عمرو، پسر عثمان بن عفان بر سر مالکیت قطعه زمینى اختلاف رخ داد، این اختلاف نزد معاویه مطرح گردید تا او در اینباره حکم کند. در این هنگام عده اى از بنى هاشم و گروهى از بنى امیه حضور داشتند در آغاز جلسه، سخنانى میان اسامى و عمرو، پسر عثمان بن عفان بر سر مالکیت قطعه زمینى اختلاف رخ داد، این اختلاف نزد معاویه مطرح گردید تا او در اینباره حکم کند.
در این هنگام عده اى از بنى هاشم و گروهى از بنى امید حضور داشتند در آغاز جلسه، سخنانى میان اسامه و پسر عثمان رد و بدل شد، در این هنگام مروان بن حکم به عنوان آمادگى براى شهادت به نفع پسر عثمان کنار او نشست امام حسن برخاست و کنار اسامه نشست سعید بن عاص کنار مروان و حسین بن على (علیه السلام) کنار امام حسن )علیه السلام) سپس عبدالله بن عامر در کنار سعید عبدالله بن جعفر کنار حسین بن على)علیه السلام) و عبد الرحمن بن حکم در کنار عبدالله بن عغامر، و ابن عباس در کنار عبدالله بن جعفر نشستند معاویه که وضع را چنین دید گفت: عجله نکنید من خود شاهد بودم که پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) این رفیق را به اسامه بخشید.
وفات اسامه
اسامه سخت بیمار بود امام حسین (علیه السلام) براى عیادت او تشریف برد، اسامه اظهار اندوه و تأثر کرد امام از سبب اندوه او پرسید اسامه پاسخ داد: شصت هزار درهم مقروض هستم و سبب اندوه من همین است حضرت پرداخت آن را تقبل نمود اسامه گفت: مى ترسم مدیون از دنیا بروم امم حسین فرمود: از دنیا نمى روى مگر پس از پرداخت آن همینطور هم شد زیرا امام در زمان حیات او قرض وى را پرداخت. او پس از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) مدتى در (وادى القرى) سکونت داشت، سپس در مدینه اقامت گذیده بود و در همان ایام بود که در (جرف) چراغ عمرش به خاموشى گرائید پس از درگذشت او، جسدش را به مدینه انتقال دادند و امام حسین (علیه السلام) بر جنازه او کفن پوشاند و نماز گذازد.
او در ایام خلافت معاویه مدتی در شام اقامت گزید. اما در اواخر عمر به مدینه بازگشت و در سال 54 (یا به روایتی 58 یا 59 ) هجری قمری در مدینه درگذشت.
منابع:
اعیان الشیعه
الطبقات الکبری
قاموس الرجال
اسد الغابه
معجم الرجال الحدیث
الاصابه
ادامه مطلب
،

