گزارش تاریخ از خروج امام حسین (ع) از مکه
گزارش تاریخ از خروج امام حسین (ع) از مکه
امام حسین(ع) بیش از چهار ماه از سوم شعبان تا هشتم ذی الحجه در مکه ماند. ساکنان مکه با شنیدن خبر حضور امام حسین(ع) خوشحال شدند و صبح و شام، نزد حضرت(ع) در رفت وآمد بودند و به دلیل تهدید ترور شدنشان از مکه خارج شدند.
مورخان درباره روز خروج امام حسین(ع) اختلاف نظر دارند؛ ابوحنیفه دینوری و سیدبن طاووس سوم ذی الحجه را روز خروج امام از مکه می دانند. ابن قولویه و سبط ابن جوزی روز هفتم ذی الحجه را ذکر کرده اند. ابن سعد و ابن عساکر دهم ذی الحجه را روز خارج شدن امام حسین(ع) از مکه گزارش کرده اند؛ اما اکثر مورخان، هشتم ذی الحجه را روز خروج امام ذکر کرده اند؛ به ویژه اینکه در نامه دوم امام که از راه عراق به مردم کوفه فرستاد، آمده است: «... وقد شخصت الیکم من مکه یوم الثلاثاء لثمان مضین من ذی الحجه یوم الترویه...؛ ... من سه شنبه هشتم ذی الحجه، روز ترویه از مکه بیرون آمده، به سوی شما روانه شدم.»[۱]
آخرین حج امام
چنانکه ابومخنف می گوید: حسین(ع) خانه خدا را طواف کرد و سعی بین صفا و مروه را انجام داد و مویش را کوتاه کرد و از احرام عمره خارج شد.[۲] شیخ مفید می گوید: وقتی امام حسین(ع) خواست به سوی عراق روانه شود، طواف کعبه کرد و سعی بین صفا و مروه را انجام داد و از احرامش خارج شد و آن را عمره قرار داد؛ چون قادر به انجام حج کامل نبود؛ زیرا می ترسید توسط مأموران بنی امیه دستگیر و به نزد یزید فرستاده شود؛ لذا عمره به جا آورد و همراه اعضای خاندان، فرزندان و شیعیانش که به او پیوسته بودند، از مکه خارج شد.[۳]
تهدید امام حسین (ع) در مکه
تهدیدهایی که بر جان امام در مکه وجود داشت، در سخنان آن حضرت فراوان منعکس شده است؛ همچنین امام حسین(ع) درباره بنی امیه فرمود: «به خدا سوگند آنان مرا رها نخواهند کرد تا اینکه روحم را از بدنم جدا کنند و آنگاه که این کار را کردند، خدای تعالی کسی را بر آنان مسلط کند که آنان را ذلیل و خوار کند و آنگاه بی ارزش تر از کهنه پارچه ای... گردند.» این سخنان امام حسین(ع) در واقع پیشگویی از شکست و نابودی حکومت امویان است که عملاً در مدتی نه چندان دور بعد از حادثه عاشورا تحقق یافت و این سلسله فاسد و پلید در سال ۱۳۲ ق با خفت و خواری شکست خورد و نابود شد و در انقراض آن، شهادت امام حسین(ع) و مظلومیت خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) مهم ترین نقش را داشت که در جای خود به اثبات رسیده است.[۴] امام به برادرش محمد بن حنفیه نیز فرمود: «ای برادر می ترسم که یزید بن معاویه مرا در حرم غافلگیر کند و من کسی باشم که احترام حرم با کشتن او از بین می رود.[۵] بعدها ابن عباس در نامه ای که در جواب یزید نوشت، از این حقیقت پرده برداشت. او خطاب به یزید نوشت: «من فراموش نمی کنم که چگونه حسین(ع) را از حرم رسول (ص) به حرم خدا راندی و اینکه به مأمورانت دستور دادی تا او را در حرم به قتل برسانند.»[۶]
دستور قتل امام حسین (ع)
البته پیش از آن نیز یزید دستور قتل آن حضرت را به طور رسمی صادر کرده بود؛ آنگاه که یزید از امتناع آن حضرت از بیعت با او (در مدینه) آگاه شد، در نامه ای به حاکم مدینه دستور داد که ابن زبیر را رها کند و با او کاری نداشته باشد؛ ولی حسین را به قتل برساند.[۷] او حتی ولید بن عتبه را به دلیل ناتوانی اش در جلوگیری از خروج امام از حکومت مدینه عزل کرد و عمرو بن سعید اشدق را به جای او گماشت.[۸] لذا از آن زمان به بعد مأموران بنی امیه درصدد به شهادت رساندن امام حسین(ع) بودند و برای عملی کردن هدف شومشان، دنبال فرصت مناسب می گشتند؛ ولی آنگاه که امام از بیعت مردم کوفه با جناب مسلم آگاه شد و قصد عزیمت به آن شهر را کرد، آن ها به کار خود سرعت بخشیدند و کوشیدند تا قبل از اتمام مناسک حج، امام را به قتل برسانند؛ از این رو حضرت پیش از آنکه مأموران بنی امیه بتوانند نقشه خود را عملی کنند، در روز هشتم ذی الحجه از مکه خارج شد. چنان که وقتی فرزدق شاعر از امام پرسید: چرا عجله کرده و حجتان را کامل به جا نیاوردید؟ فرمود: «اگر عجله نمی کردم دستگیر می شدم». در بعضی از نسخه های ملهوف آمده است: در روز ترویه عمرو بن سعید (اشدق) به همراه سپاهی وارد مکه شد. یزید به او دستور داده بود که اگر توانست، حسین(ع) را به قتل برساند. از این رو امام روز ترویه از مکه خارج شد. البته در متن نقل سیدبن طاووس به جای عمرو بن سعید، عمر بن سعد آمده است؛ ولی عمر بن سعد در این زمان در کوفه به سر می برد و به احتمال زیاد اشتباه از ناسخ بوده که به جای عمرو بن سعید، عمر بن سعد نوشته است.[۹]
سرانجام امام حسین(ع) پس از چهار ماه و پنج روز اقامت در مکه، در روز سه شنبه، هشتم ذی حجه (روز ترویه)[۱۰] همان روزی که مسلم به شهادت رسید به همراه ۸۲ نفر[۱۱] که ۶۰ نفر آنان از شیعیان کوفه بودند،[۱۲] مکه را به سوی کوفه ترک کرد.
در یک ماه آخر اقامت امام حسین(ع) در مکه که احتمال سفر آن حضرت به کوفه می رفت، بسیاری با این سفر مخالفت کردند و از جمله عبدالله بن عباس و محمد بن حنفیه نزد حضرت آمدند تا ایشان را از سفر به کوفه منصرف کنند؛ ولی توفیقی نیافتند.
پس از خروج امام حسین(ع) و یارانش از مکه، یحیی بن سعید فرمانده پاسبانان عمرو بن سعید بن عاص -فرماندار مکه - با گروهی از یارانش، راه را بر امام (ع) بستند؛ ولی حضرت اعتنایی نکرد و به راهش ادامه داد.[۱۳]
پاورقی:
[1] دینوری، ابوحنیفه، الاخبارالطوال، ص 243. سیدبن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص 124. قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 73. سبط بن جوزی، تذکره الخواص، ج 2، ص 140. بغدادی، محمدابن سعد، «ترجمه الحسین و مقتله»، فصلنامه تراثنا، ش 10، ص 170. ابن عساکر، ترجمه الحسین من تاریخ مدینه دمشق، ص 205. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج 3، ص 160. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج 4، ص 286. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج 3، ص 70. شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 66. کوفی کندی، احمدابن اعثم، کتاب الفتوح، ج 5، ص 69. خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین، ج 1، ص 220. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 547.
[2] طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج 4، ص 289
[3] شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 67.
[4] طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 394. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 547.
[5] سیدبن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص 128.
[6] یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 248-249.
[7] کوفی کندی، احمدابن اعثم، کتاب الفتوح، ج 5، ص 18.
[8] طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 343. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 532.
[9] طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 386. سبط بن جوزی، تذکره الخواص، ج 2، ص 140. سیدبن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص 127، پاورقی.
[10] بلاذری، انساب الاشراف، ج 3، ص 160؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج 5، ص 381؛ ابناعثم، الفتوح، ج 5، ص 81.
[11] ابناعثم، الفتوح، ج 5، ص 69؛ خوارزمی، مقتلالحسین، ص 220؛ إربلی، کشفالغمه، ج 2، ص 43.
[12] ابن سعد، الطبقات الکبری، خامسه 1، ص 451؛ ابناعثم، الفتوح، ج 5، ص 69
[13] دینوری، اخبارالطوال، ص 244؛ بلاذری، انساب الاشراف، ص 164
[1] دینوری، ابوحنیفه، الاخبارالطوال، ص 243. سیدبن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص 124. قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 73. سبط بن جوزی، تذکره الخواص، ج 2، ص 140. بغدادی، محمدابن سعد، «ترجمه الحسین و مقتله»، فصلنامه تراثنا، ش 10، ص 170. ابن عساکر، ترجمه الحسین من تاریخ مدینه دمشق، ص 205. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج 3، ص 160. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج 4، ص 286. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج 3، ص 70. شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 66. کوفی کندی، احمدابن اعثم، کتاب الفتوح، ج 5، ص 69. خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین، ج 1، ص 220. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 547.
[2] طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج 4، ص 289
[3] شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 67.
[4] طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 394. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 547.
[5] سیدبن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص 128.
[6] یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 248-249.
[7] کوفی کندی، احمدابن اعثم، کتاب الفتوح، ج 5، ص 18.
[8] طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 343. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 532.
[9] طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 386. سبط بن جوزی، تذکره الخواص، ج 2، ص 140. سیدبن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص 127، پاورقی.
[10] بلاذری، انساب الاشراف، ج 3، ص 160؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج 5، ص 381؛ ابناعثم، الفتوح، ج 5، ص 81.
[11] ابناعثم، الفتوح، ج 5، ص 69؛ خوارزمی، مقتلالحسین، ص 220؛ إربلی، کشفالغمه، ج 2، ص 43.
[12] ابن سعد، الطبقات الکبری، خامسه 1، ص 451؛ ابناعثم، الفتوح، ج 5، ص 69
[13] دینوری، اخبارالطوال، ص 244؛ بلاذری، انساب الاشراف، ص 164
قیام امام حسین
,مکه
,کعبه
,واقعه حره
,یکی از جنایات یزید
,یزید
,معاویه
,امام حسین
,یزید بن معاویه
,حرّه
,حمله به مدینه
,حمله به کعبه
،


