امام المسلمین

شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود....سلطان سخا و کرم و جود، علی بود
 
 الحسيني الزبيدي (متوفاي 1205هـ)

الزبیدی در تاج العروس به استشهاد به شعر معروف لبيد تصريح مي‌كند كه «مولي» در اين شعر به معناي «أولي» است :

وأما قول لبيد : فعدت كلا الفرجين تحسب أنه مولى المخافة خلفها وأمامها فيريد أنه أولى موضع أن تكون فيه الحرب .

(ترجمه شعر قبلا ذكر شد) در شعر لبيد : از (مولي المخافة) اين چنين قصد شده است كه : سزاورتر و بر ترين مكان كه در آن جنگ خواهد بود ، پشت سر و رو برو است .

الحسيني الزبيدي ، محمد مرتضى (متوفاي1205هـ ، تاج العروس من جواهر القاموس ، ج 40 ، ص 254 ، تحقيق : مجموعة من المحققين ، ناشر : دار الهداية


 أبو البقاء الكفوي (متوفاي 1094هـ) :

كفوي از بزرگان لغت در قرن يازدهم است . وي در كتاب مشهورش الكليات در باره كلمه (مولي) مي ‌نويسد :

«مأواكم النار هي مولاكم» أي : هي أولى بكم .

جايگاه شما آتش است ؛ يعني اولي و سزاوار تر براي شما است .

الكفوي الحنفي ، أبو البقاء أيوب بن موسى الحسيني ، (متوفاي1094هـ) ، الكليات معجم في المصطلحات والفروق اللغوية ، ج 1 ، ص 870 ، تحقيق : عدنان درويش - محمد المصري ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1419هـ - 1998م


 

ابن حجر عسقلانی متوفی 852

ابن حجر عسقلاني در شرح اين مطلب مي‌نويسد :

قوله مولاكم أولى بكم قال الفراء في قوله تعالى «مأواكم النار هي مولاكم» يعني أولى بكم وكذا قال أبو عبيدة وفي بعض نسخ البخاري هو أولي بكم وكذا هو في كلام أبي عبيدة .

فراء در توضيح آيه شريفه : (ماواكم النار هي مولاكم) گفته است : مولي به معناي اولي و برتر به شما است ، ابوعبيده نيز چنين گفته است و در بعضي از نسخه‌هاي بخاري به معناي «او اولي به شما است» آمده است ، و همچنين است در سخن ابوعبيده .

العسقلاني الشافعي ، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ) ، فتح الباري شرح صحيح البخاري ، ج 8 ، ص 628 ، تحقيق : محب الدين الخطيب ، ناشر : دار المعرفة - بيروت .


7-معناي واژه «ولي» در فرهنگ خلفا

ابوبكر و عمر خود را «ولي رسول خدا» مي‌دانستند :

مسلم بن حجاج نيشابوري در صحيحش به نقل از خليفه دوم مي‌نويسد :پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت : من جانشين رسول خدا هستم ،‌ شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده‌ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را .ابوبكر گفت : رسول خدا فرموده است : ما چيزي به ارث نمي‌گذاريم ، آن‌چه مي‌ماند صدقه است و شما او را دروغگو ، گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو ،‌ دين دار و پيرو حق بود .پس از مرگ ابوبكر ،‌ من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن ، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد .النيسابوري ، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ) ، صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 1378 ، ح 1757 ، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت .

در اين روايت خليفه دوم تصريح مي‌كند كه ابوبكر خود را ولي = خليفه رسول خدا مي‌دانست ؛ ولي شما دو نفر او را تكذيب كرده و وي را خيانت كار و ... مي‌دانستيد ، من نيز خودم را ولي = خليفه رسول خدا مي‌دانم و شما دو نفر مرا دروغگو خيانت كار و ... مي‌دانيد.



ادامه مطلب
[چهارشنبه 8 مهر 1394 ]  [5:32 PM]  [رسول ایمانی]
 علامه اسماعيل بن محمد العجلوني الجراحي (متوفاي 1162هـ)

حديث: «من كنت مولاه فعلي مولاه» را طبراني و احمد وضياء در كتابش المختارة، از زيد بن ارقم وعلي و سي نفر از صحابه نقل كرده اند، پس حديث متواتر و مشهور است.

العجلوني الجراحي ، إسماعيل بن محمد ، كشف الخفاء ومزيل الإلباس عما اشتهر من الأحاديث على ألسنة الناس ، ج 2 ، ص 361 ، رقم : 2591

 

 

 محمد ناصر الباني (1332هـ . 1914م ؛ 1420هـ - 1999م)

راي حديث غدير سند‌هاي بسياري ذكر شده است كه افراد زيادي مانند هيثمي در كتابش المجمع اسناد آن را ذكر كرده اند ، ومن آنچه آورده‌ام اندكي از آن است كه هر كسي پس از آشنائي با اسناد آن يقين به صحت پيدا مي كند . ابن عقده همه راه‌هاي نقل آن را در كتابي مستقل جمع كرده است و ابن حجر بنا بر بعضي از اسناد ، آن را صحيح و بر بعضي از اسناد ، حسن دانسته است .



ادامه مطلب
[چهارشنبه 8 مهر 1394 ]  [5:20 PM]  [رسول ایمانی]
 
ابن ماجه قزويني از براء بن عازب

عدي بن ثابت از براء بن عازب نقل كرده است كه در «حجة الوداع» كه افتخار همراهى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را داشتيم ، در بازگشت ، در يكى از مسيرها دستور داد براى نماز جمع شويم و در آنجا دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :

«ألست أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ ؛ آيا من سزاوارتر نيستم به مؤمنان از خود آنها؟ » همگى تصديق كرده و بله گفتند . باز فرمود :

«ألست أولى بكلّ مؤمن من نفسه ؛ آيا من نسبت به تك تك مؤمنان از خود آن‌ها سزاوارتر نيستم ؟ » .

باز هم تصديق كرده و بله گفتند . سپس اشاره به حضرت على عليه السّلام كرده و فرمود:«فهذا ولىّ من أنا مولاه» ؛ اكنون كه فرموده مرا تصديق كرديد ، بدانيد كه على به هر مؤمنى همان مقام اولويت را دارد كه من نسبت به آن مؤمن دارم.

سپس فرمود : « پروردگارا! دوست على عليه السّلام را دوست بدار ، و دشمن او را خوار و ذليل فرما » .

ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 43 ، ح116 ، فَضْلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار الفكر - بيروت .

الباني بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :صحيح .

محمّد ناصر الألباني ، صحيح ابن ماجة ، ج 1 ، ص 26 ، ح113 ، طبق برنامه المكتبة‌ الشاملة


 



ادامه مطلب
[چهارشنبه 8 مهر 1394 ]  [5:19 PM]  [رسول ایمانی]
 

1-اسناد غدیر از کتب اهل سنت






دیدن سایر مدارک  دانلود پاورپوینت اسناد غدیر مستقیم  غیر مستقیم


2-اعتراف صریح ابن جوزی به کلمه مولا در حدیث غدیر

دانشمندان عرب در تفسير كلمه (مولي) در فرمايش رسول خدا كه فرمود : (من كنت مولاه) وجوهي ذكر كرده‌اند كه يكي از آن‌ها به معناي مالك است و... معناي دهمين آن اولي و برتر است ، خداوند فرمود: اين مولاي شما است ، به اين معنا است كه او اولي و برتر به شما است ، و چون ثابت شد كه مولي به معناي اولي است ؛ پس حمل لفظ مولي در اين حديث بر كسي كه مالك بنده‌اي باشد جائز نخواهد بود ؛ چون پيامبر مالك علي و علي بنده رسول خدا و آزاد شده او نبود ، و نيز حمل آن بر كسي كه پسر عموي ديگري است جايز نيست ؛ زيرا او پسر عمويش بود . و نه بر هم پيمان ، چون اين قضيه مربوط به كساني است كه ضرر ديده‌اند و پيمان بر كمك و همراهي مي بندند . و نه بر ياري و كمك ؛ زيرا اين معني در خود كلمه موجود است . و نه بر كسي كه سر پرستي (ضمان جريره) را دارد و نه بر همسايه كه چنين حملي لغو است و نه بر آقا و سروري كه اطاعتش لازم است .

 




ادامه مطلب
[چهارشنبه 8 مهر 1394 ]  [5:17 PM]  [رسول ایمانی]
پیامبر اسلام: «يا علي! امت من، بعد از من، در حق تو بي‌وفايي و پيمان‌‌شكني مي‌كند»
 
روايت اول:
آقاي حاكم نيشابوري نقل مي‌كند كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمودند: «يا علي! امت من، بعد از من، در حق تو بي‌وفايي و پيمان‌‌شكني مي‌كند»:
إن مما عهد إلي النبي صلى الله عليه و آله أن الأمة ستغدر بي بعده.
هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه.
علي مي‌فرمايد: يكي از عهدهاي پيامبر به من اين بود: امت من، بعد از من، در حق تو بي‌وفايي و‌ پيمان شكني مي‌كنند.(المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص140/البداية و النهاية لإبن كثير، ج6، ص244 /مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص137 /تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج11، ص216 / تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص447/تذكرة الحفاظ للذهبي، ج3، ص995 / الكامل لعبد الله بن عدي، ج6، ص216/التاريخ الكبير للبخاري، ج2، ص174/ كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص297/ ميزان الإعتدال للذهبي، ج1، ص371) 
 
روايت دوم:
در روايت ديگر، أمير المؤمنين (عليه السلام) مي‌گويد:ما با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در يك باغي بوديم و قطرات اشك از چشمان مبارك پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جاري بود:قلت يا رسول الله! ما يبكي؟ ضَغَائِنُ فِي صُدُورِ أَقْوَامٍ لَا يُبْدُونَهَا لَك إِلا مِنْ بَعْدٍ.گفتم: يا رسول الله! گريه مي‌كنيد؟ حضرت فرمود: علي جان! كينه‌هايي در سينه‌هاي بعضي‌ها مي‌بينم كه اين كينه‌ها بعد از من ظهور خواهد كرد.(مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص118 ـ مسند أبو يعلي، ج1، ص427 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج11، ص61 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج13، ص176 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص322 ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج7، ص173 ـ ميزان الاعتدال للذهبي، ج4، ص480 ـ المناقب للخوارزمي، ص65) 

 

روايت سوم:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) خطاب به مسلمانان فرمود:أن تؤمروا عليا و لا أراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يأخذ بكم الطريق المستقيم.اگر علي را امير خودتان قرار دهيد، گرچه مي‌دانم‌ اين كار را نمي‌كنيد، همه شما را به هدايت مي‌رساند و راه راست را براي شما الزامي مي‌كند.(مسند احمد، ج1، ص109 ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج4، ص468 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص397 ـ مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 5 ص 176 ـ كنز العمال - المتقي الهندي - ج 5 ص 799 ـ شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني - ج 1 ص 82 ـ تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج 6 ص 170 ـ تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 42 ص 420 ـ أسد الغابة - ابن الأثير - ج 4 ص 31 ـ ميزان الاعتدال - الذهبي - ج 3 ص 363) 

 
روايت چهارم:
در كنز العمال متقي هندي آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:إن تستخلفوا عليا و ما اراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يحملكم علي المحجة البيضاء.اگر علي را خليفه خودتان قرار بدهيد، گرچه مي‌دانم‌ اين كار را نمي‌كنيد، علي هم هدايت‌گر است و هم شما را هدايت مي‌كند و شما را وادار مي‌كند بر راه واضح و روشن.(كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص630، ح33072 ـ حلية الأولياء لأبو نعيم الاصفهاني، ج1، ص64 ـ فرائد السمطين للجويني، ج1، ص266) 
 
روايت پنجم:
و جالب اين‌كه آقاي حاكم نيشابوري به نقل از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي‌گويد:إن ويلتموها علياً فهادٍ مهتدٍ بغيركم علي صراط المستقيم.اگر علي را ولي امرتان قرار بدهيد، علي هدايت گر هست، همه شما را بر صراط مستقيم مي‌رساند.هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين.اين حديث صحيح هست و شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارد.(المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص142 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص631 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص85)



ادامه مطلب
[چهارشنبه 8 مهر 1394 ]  [2:14 AM]  [رسول ایمانی]
 اگر پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم) خليفه معيّن نكرد !!!و تعيين آن را به عهده مردم گذاشت!!!؛ پس اين كار حضرت، حقّ و به صلاح امّت و تضمين كننده هدايت مردم بود، و بر همه واجب است از او متابعت كنند؛ چون كار او بايد براى تمام خداجويانى كه معتقد به قيامت هستند، الگو باشد زیرا آیه قرآن می گوید:لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا. (احزاب (33): آیه 21)یعنی: قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد می‏كند.

 

بنابراين، كار ابوبكر كه خليفه معيّن كرد بر خلاف سنّت پيامبر (ص) و موجب ضلالت امّت شد.و هم‏چنين كار عمر كه تعيين خلافت را به عهده شوراى شش ‏نفره نهاد نيز برخلاف سنت پيامبر (ص) و سيره ابوبكر بود.و اگر چنانچه بگوييد كار ابوبكر و عمر به صلاح امّت بود، پس بايد ملتزم باشيد كه كار رسول اكرم (ص) صحيح نبوده است، نستجير باللَّه من ذلك .‏

 

 




ادامه مطلب
[سه شنبه 7 مهر 1394 ]  [2:26 AM]  [رسول ایمانی]
تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4