امام المسلمین

شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود....سلطان سخا و کرم و جود، علی بود

رسول خداصلى الله عليه وآله در سال دهم بعثت، تصميم گرفت عمل حج به جاى آورد و آن را به مسلمانان اعلام فرمود.

عده زيادى به مدينه آمدند تا در ركاب آن حضرت حج به جاى آورند و به او تأسى كنند. آن حج را حجةالوداع، حجةالاسلام، حجةالبلاغ و حجةالكمال ناميده‏اند. رسول خداصلى الله عليه وآله از هجرت تا رحلت جز آن حج، حج ديگرى نياورده است.

پيامبرصلى الله عليه وآله پنج يا شش روز به ماه ذى‏حجه مانده، از مدينه خارج شد... . آن گاه اعمال حج و عمره به هدايت خود ايشان انجام گرديد و عملى را كه تا قيامت بايد به جاى آورده شود، عملاً به مردم نشان داد. پس از پايان حج، از مكه به طرف مدينه خارج شد؛ در حالى كه جماعت ياد شده در محضرش بودند.
روز پنج شنبه هجدهم ماه ذى حجه با آن جمعيت انبوه به «غدير خم» در جحفه رسيد. در آنجا جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: «يا اَيُّها الرَّسُول بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعصِمُكَ مِنَ النّاس اِنَّ اللَّهَ لا يَهدِىَ القَومَ الكافِرينَ»؛ مائده، آيه 67..

بدين طريق خدا به پيامبرش امر كرد تا على‏عليه السلام را در جاى خويش نصب ولايت وجوب طاعت او را ابلاغ كند. در آن وقت طليعه كاروان به جحفه نزديك شده بود، حضرت فرمان داد تا آنهايى كه از محل گذشته بودند، برگردند و آنانى كه در محل بودند، توقف كنند. در آنجا پنج درخت كنار هم بود، فرمان داد كسى زير سايه آنها ننشيند. جمعيت همه در جاى خود قرار گرفتند، زير آن درخت‏ها را پاك كردند، آن گاه اذان نماز ظهر گفته شد.




ادامه مطلب
[یک شنبه 5 مهر 1394 ]  [12:35 AM]  [رسول ایمانی]

مفهوم «ولایت‏» در حدیث غدیر

در مقاله حاضر به عنوان مطلع سخن در باب امیرالمؤمنین علیه‏السلام به موضوع «حدیث غدیر» و مفهوم «ولایت‏» در حدیث غدیر پرداخته شده و با بهره‏گیرى از روایات اهل سنت نشان داده شده كه كلمه «مولى‏» در حدیث غدیر درست‏ به همان معنا كه در آیه شریفه قرآن: «النبى اولى بالمؤمنین من انفسهم‏» آمده است.

مساله خلافت و جانشینى پیامبر اسلام صلى ‏الله ‏علیه‏ و آله، از همان آغاز اسلام مطرح بوده است. در پى نزول آیه:

وانذر عشیرتك الاقربین (1) ؛ خویشاوندان نزدیكت را انذار ده.

پیامبر اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و آله، در اجتماع بنى عبدالمطلب پس از اظهار و ابراز دعوت اسلام فرمود:

"فایكم یوازرنى على هذا الامر على ان یكون اخى و وصیى و خلیفتى فیكم بعدى؟"؛ كدامیك از شما در این «امر» مرا یارى مى‏كند تا این كه برادر و وصى من و پس از من جانشین من در میان شما باشد؟

و در این میان على علیه‏السلام، كه كم سن ترین آنان بود پاسخ داد:

"انا یا نبى الله اكون وزیرك علیه"؛ اى پیامبر خدا، من در این «امر» وزیر و یاور تو خواهم بود.

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله، نیز دست‏ بر دوش آن حضرت نهاد و فرمود:

"ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیكم..."؛ این برادر من، وصى من و جانشین من در میان شماست... .(2)

و یا نمونه دیگر، قبل از هجرت پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و آله، به مدینه و در دوران شدائد و سختی‌ها و دشواری‌هاى مكه هنگامى كه ایشان دعوت اسلام را بر «بنى‏عامر» عرضه نمود آنان پرسیدند:

آیا اگر با تو بر «امر» تو بیعت كنیم، سپس خدا تو را بر مخالفینت پیروز گرداند؛ پس از تو این «امر» از آن ما خواهد بود؟ (3)

 

پس سى صحابى رسول خدا كه دوازده نفر آنان از جنگجویان و مجاهدان «بدر» بودند برخاستند و گواهى دادند كه رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله، دست على علیه‏السلام را گرفت و به مردم فرمود:

آیا مى‏دانید كه من اولى به مؤمنین از خوشان هستم؟ گفتند: «آرى‏». فرمود: هر كه من مولاى اویم، این (على) مولاى اوست. خدایا، دوست ‏بدار آن كه او را دوست دارد و دشمن بدار آن كه او را دشمن دارد.

 

و پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و آله، در پاسخ فرمودند:

"الامر الى الله یضعه حیث‏یشاء" (4) ؛ این «امر» به دست ‏خداست؛ آن را در هر كجا كه بخواهد قرار مى‏دهد.

بنابراین مساله خلافت و ولایت «امر» مطلب پنهان و مغفولى نبوده‏است. هم پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و آله، به آن التفات داشته و آن را ابراز مى‏نمودند و هم دیگران از این مطلب مى‏پرسیدند و تاریخ اسلام موارد فراوانى را در بر دارد كه پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و آله، به مناسبت‌هاى گوناگون ابتدائا و یا در پاسخ دیگران، به صراحت و یا اشاره، موضوع و مصداق خلافت و ولایت را طرح مى‏نمودند. (5)

در این میان حدیث غدیر موقعیت و مقام ویژه و برجسته‏اى دارد، زیرا در دیگر موارد موضوع براى تمام مسلمانان و به صراحت در یك مجمع عمومى مطرح نشده بود؛ اما در این روز در اجتماع عمومى مسلمین با مقدمات خاصى كه پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله، معمول داشتند و با صراحت هر چه تمام تر مساله ولایت مطرح گردید. و اما این كه گفته شده ‏است:

مسلمانان در تفسیر حادثه غدیر به اختلاف افتادند و دست كم دو تفسیر اساسى و مهم از این حادثه به دست دادند كه همچنان تا امروز پا برجا مانده‏است و هیچ یك میدان را به نفع دیگرى خالى نكرده‏است. روایات متقن تاریخى و متواترات به ما مى‏گویند كه پیامبرصلى ‏الله ‏علیه ‏و آله، در روز غدیر، على علیه‏السلام، را به مسلمانان معرفى كردند و گفتند كه هر كس من مولاى او هستم على هم مولاى اوست. "من كنت مولاه فهذا على مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه."

این حد از خطبه پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏ و آله متواتر است و فریقین (شیعه و سنى) آن را نقل كرده‏اند. پاره‏اى از محدثان و مورخان شیعى خطبه بسیار بلندى از پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و آله، در روز غدیر نقل كرده‏اند كه كاملا مضمون شیعى دارد و با اعتقاداتى كه بعدها شیعیان بر آنها پافشارى كردند و به مدد آنها میان خود و دیگر فرق اسلامى تمایز افكندند، موافقت تام دارد.

بارى در این روایت تا آن حد كه گفتیم اختلاف چشمگیرى پدید نیامده‏ است. اختلاف از درایت آغاز شد. یعنى این پرسش مطرح شد كه مدلول این كلمات پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله، در آن موقعیت كه ادا شد چیست؟ «مولا» دقیقا چه معنا مى‏دهد و ایشان على علیه‏السلام، را به چه امرى نصب كرده‏اند و مسلمانان در قبال على علیه‏السلام به چه كارى مكلف و موظف شدند؟ آیا همانطور كه شیعیان بعدها مدعى شدند پیامبر در روز غدیر نظریه امامت را ابداع و مطرح كردند؟ و آیا مولا به همان معنا بود كه در آیه شریفه قرآن آمده‏است كه: «النبى اولى بالمؤمنین من انفسهم‏». (6)

 




ادامه مطلب
[شنبه 4 مهر 1394 ]  [2:51 AM]  [رسول ایمانی]
تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4