آشفته شيرازي
دل من در هواي روي فرخ بود آشفته همچون موي فرخ
ثامن تم
پيوندها

شب بود و ماه و اختر و  شمع  و من  و خیال

خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود

 

در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت

رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود

 

درعالم خیال به چشم آمدم پدر

کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود

 

موی سیاه او شده بود اندکی سپید

گویی سپیده از افق شب دمیده بود

 

یاد آمدم که در دل شبها هزار بار

دست نوازشم به سر و رو کشیده بود

 

از خود برون شدم به تماشای روی او

کی لذت وصال بدین حد رسیده بود

 

چون محو شد خیال پدر از نظر مرا

اشکی به روی گونه زردم چکیده بود

سهراب سپهری


دوشنبه 18 اسفند 1393  .:. 9:11 PM .:. يوسف شريعت ناصري
نظرات 0
.:. کدنویسی : وبلاگ اسکین .:. گرافیک : ثامن تم .:.
درباره وبلاگ


دل نوشته هاي عاشقانه شاعرانه مردي باراني و سبز

آمار سایت
تعداد نظرات : 2 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : یک شنبه 7 دی 1393  عدد
كل مطالب : 18 عدد
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 20 اسفند 1393 
امکانات وب