پایگاه جامع عاشورا 61 هـ.ق

السلام علیک یا اباعبدالله و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

پایگاه جامع عاشورا

 

امام سجاد (علیه السلام) دعا کرد که قاتل على اصغر هرچه زودتر به انتقام و عذاب الهى گرفتار شود. منهال گوید: از کوفه به سفر حج مى رفتم که خدمت امام سجاد (علیه السلام) رسیدم. امام از من پرسید: آیا حرمله زنده است؟

گفتم: آرى، امام (علیه السلام) دست به دعا برداشت و گفت: خدایا! حرارت آتش و داغى آهن را به او بچشان !

وقتى به کوفه بازگشتم و دیدارى از مختار کردم، با هم به منطقه کناسه کوفه رفتیم. آنجا بودیم که حرمله را آوردند و مختار فرمان داد تا دست و پاى او را ببندند و در آتش افکنند و من با دیدن آن صحنه «سبحان الله» گفتم.

مختار پرسید: چرا چنین گفتى؟ جریان نفرین امام سجاد (علیه السلام) را به او گفتم و او به خاطر آن که دعاى امام به دست او مستجاب شده بود به سجده افتاد.

بعضى نوشته اند: حرمله خطاب به مختار گفت: مهلت بده تا کارهایى را که کرده ام بیان کنم و قلبت را بسوزانم:

سه تیر سه شاخه داشتم که آنها را زهرآگین ساختم!

ـبا یکى از تیرها گلوى على اصغر را در آغوش حسین دریدم. با دوّمى، قلب حسین را هنگامى که پیراهن خود را بالا زد تا خون پیشانیش را پاک کند هدف قرار دادم و سوّمین تیر را به گلوى عبدالله بن حسن که در کنار عمویش حسین بود زدم.

 

----------------------------------------

56 ـ حبیب السیر: میرخواند، غیاث الدین بن همام الدین الحسین، (942 ه .)، کتابفروشى خیّام.

57 ـ حلیة الأبرار: سید هاشم بحرانى (1107 ه .) دارالکتب العلمیه / قم.

عاشورا حماسه جاویدان سید محمد شفیعى مازندرانى


[پنج شنبه 8 آبان 1393 ]  [2:54 PM]   [علی گوهر صمیمی]

در زمانی که کوفیان بی وفایی خود را نشان داده نمایندهء امام حسین علیه السلام را تنها گداشتند، بانویی با ایمان و شجاع به نام "طوعه" صداقت و وفای خود را به نمایش گذاشت و به مسلم پناه داد، بدون آنکه ترسی به دل راه دهد.

با جوّ ارعاب و موج خشونت آمیزی که ابن زیاد به راه انداخته بود، مردان و زنان از همراهی با مسلم کناره گرفتند، زنان به سراغ همسران، فرزندان و برادران خود می رفتند و آن ها را از همراهی با نهضت باز می داشتند؛ با این بهانه که دیگران این کار را انجام خواهند داد. مردان نیز به سراغ فرزندان و برادران خود می رفتند و آنان را از لشکر شام می ترساندند و با خود می بردند.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[سه شنبه 6 آبان 1393 ]  [7:34 PM]   [علی گوهر صمیمی]

توبه حر چگونه پذیرفته شد؟ / تو در دنیا و آخرت آزادی +تصویر سازی و اینفوگرافی

عاشورا نه فقط روزی برای عزاداری است بلکه فرهنگی است که با تدبر و مطالعه بیشتر در زوایای آن می توان زمینه ساز حرکت های عمیقی بود. در این بخش قصد داریم در روزهای عزاداری محرم و صفر به ذکر یکی از شهدای گرانقدر کربلا بپردازیم.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[دوشنبه 5 آبان 1393 ]  [9:40 PM]   [علی گوهر صمیمی]

معاویه بن ابی سفیان

معاویه به فرزندش یزید سفارش می کند: «فرزندم، مبادا خدا را در حالی ملاقات کنی که خون حسین بر گردن تو باشد».

نقل شده است وقتی هنگام مرگ معاویه شد، چنین گفت: «خون و گوشت حسین از خون و گوشت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است».

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[دوشنبه 5 آبان 1393 ]  [9:13 PM]   [علی گوهر صمیمی]

ماهاتما گاندی

ماهاتما گاندی، رهبر بزرگ انقلاب هندوستان، می گوید: «من برای هند چیز تازه ای نیاوردم؛ فقط نتیجه ای را که از مطالعات و تحقیق هایم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی علیه السلام پیمود».

توماس کارلایل

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[دوشنبه 5 آبان 1393 ]  [9:06 PM]   [علی گوهر صمیمی]

ابراهیم بن حصین ازدی : از شهدای کربلا و اصحاب دلاور امام حسین (ع) بود ؛ از جمله کسانی که سید الشهدا (ع) در لحظات تنهایی ، نام برخی از یاران را می برده و صدا می زده است : " و یا ابراهیم بن الحسین ... " . وی بعد از ظهر عاشورا در کنار امام حسین (ع) به شهادت رسید .


[شنبه 3 آبان 1393 ]  [3:29 PM]   [علی گوهر صمیمی]

ابوبکر حسن بن علی : از شهدای کربلا ، فرزند امام حسن مجتبی (ع) . مادر او ام ولد بود . از مدینه همراه عمویش امام حسین (ع) به کربلا آمد و روز عاشورا پس از شهادت قاسم بن حسن ، خدمت سید الشهدا آمد و اجازه میدان طلبید و به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید


[شنبه 3 آبان 1393 ]  [3:28 PM]   [علی گوهر صمیمی]

در این بخش به آشنایی با اصحاب امام حسن(ع) می پردازیم.

ابو ثمامه صائدی : از یاران سید الشهدا و شهید نماز ، که روز عاشورا به فیض شهادت رسید . وی از چهره های سرشناس شیعه در کوفه و مردی آگاه و شجاع و اسلحه شناس بود . مسلم بن عقیل در ایام بیعت گرفتن از مردم برای نهضت حسینی ، او را مسؤول دریافت اموال و خرید اسلحه قرار داده بود . نامش عمربن عبدالله بود . پیش از شروع درگیری های کربلا خود را از کوفه به کربلا رساند و به امام پیوست . روز عاشورا ، که یاران امام به تدریج شهید می شدند و از تعدادشان کاسته میشد و این کاهش محسوس بود ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت جانم به فدای تو ! چنین می بینم که دشمنان به تو نزدیک شده اند . به خدا قسم تو کشته نخواهی شد مگر اینکه من پیش از تو کشته شوم دوست دارم این خدای خود را در حالی ملاقات کنم که این نماز که وقتش نزدیک است بخوانم . امام نگاهی به بالا افکند و فرمود : نماز را به یاد آوردی ، خدا تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد . آری ، اینک اول وقت نماز است . مهلتی از سپاه دشمن خواستند . آنگاه ابو ثمامه و جمعی دیگر ، با امام حسین (ع) نماز جماعت خواندند . وی جزء آخرین سه نفری بود که از یاران امام تا عصر عاشورا زنده مانده بودند . برخی گفته اند که در اثر جراحت های بسیار بر زمین افتاد ، خویشانش او را به دوش کشیده و از میدان به در بردند و مدتها بعد از دنیا رفت


[شنبه 3 آبان 1393 ]  [3:17 PM]   [علی گوهر صمیمی]
تعداد کل صفحات :  2 ::      1   2