پایگاه جامع عاشورا 61 هـ.ق

السلام علیک یا اباعبدالله و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

قطعه ای از خاک کربلا که در موزه حرم امام حسین علیه السلام نگهداری می شود و ظهر عاشورا به رنگ قرمز تغییر رنگ داد و شبکه کربلا این لحظه رو به صورت مستقیم پخش کرد.

فضیلت و آثار و برکاتی که برای تربت حسینی است، برای هیچ تربتی و قطعه‏‌ای از قطعات زمین نیست. خاک کربلا قطعه‏‌ای از بهشت است که خداوند قادر متعال به واسطه قدردانی از یک فداکار در راه دین که تمام هستی خود را فدا کرده، در آن خاک، برکت و فضیلت و شفا قرار داده است.

کربلایش قطعه‌‏ای از جنت است‏ باب نور و باب لطف و رحمت است‏
چرا تنها این خاک دارای چنین ویژگی‌ها و آثار و برکات است؟
باید گفت: هر چیزی که در این عالم، شرافت ظاهری و یا معنوی پیدا می‏‌کند، یا به خاطر انتساب آن به خداوند سبحان و شرافت ذاتی است، و یا به خاطر وقوع امر خارق العاده و مهمی است که به آن شرافت و برکت داده است.
به ادامه مطلب مراجعه کنید

[دوشنبه 19 آبان 1393 ]  [8:19 PM]   [علی گوهر صمیمی]

یکی از شاگردان ایت الله بهجت چنین نقل می کند:یکی از دوستانم چند سال پیش مریض شده بود به گونه ای که در ایران از معالجه او عاجز شدند.قبل از آن که به خارج از کشور حرکت کند،به خدمت حضرت آیت الله بهجت رسید و مشکل بیماری اش را مطرح ساخت.حضرت ایت الله بهجت مقداری تربت امام حسین (ع) را به او دادند.دوست ما به قدری میل نمودند و چند روز بعد به خارج کشور مهاجرت کردند.

وقتی به خارج از کشور رفت و بیماری اش را برای پزشکان نقل کردند آن ها اورا معاینه کردند دیدند هیچ گونه بیماری ندارد لذا اورا روانه ایران کردند و تا این زمان هم هیچ گونه مشکلی ندارد و باصحت کامل مشغول به تحصیل و بحث و درس و از طلبه های موفق است.

معجزه محبت اهل بیت (ع)،حمزه کریم خانی ص100


[دوشنبه 19 آبان 1393 ]  [8:05 PM]   [علی گوهر صمیمی]

امّا بیایید و این امر عجیب و شگفت را در کتاب (احیاء العلوم)(۱) ببینید، که در آنجا، غزالى آنچنان در تعصب نسبت به بنى اُمیّه پیش رفته که لعن قاتل حسین(علیه السلام) را حتّى به صورت مجمل و مبهم (لعنة الله على قاتل الحسین) نیز ممنوع شمرده است! دلیل او هم آن است که ممکن است وى توبه نموده باشد! در حالیکه اقوال و اعمال یزید تا پایان عمر (نظیر قتل عام مردم مدینه و سنگباران کعبه و اشعارى که سروده است) همگى حاکى از دوام خبث سیره و سریره اوست.
شگفت تر از این آن است که یزید را با وحشى، قاتل جناب حمزه (شیرخدا و رسول خدا صلى الله علیه و آله)، قیاس کرده و مى گوید: وحشى از کفر و قتل توبه کرد و از این رو لعن او جایز نیست، با وجود آنکه قتل گناه کبیره است که اگر قاتل توبه نکند در معرض خطر عظیمى است.
در حالیکه در اینجا نیز باید گفت که یزید و وحشى قابل قیاس با هم نیستند. وحشى، زمانى جناب حمزه را کشت که کافر بود و با اسلام آوردن وى هر گناهى که قبلا داشت از پرونده وى سترده گشت، زیرا اسلام اعمال گذشته را قطع مى کند و از بین مى برد (الاسلام، یجبّ ما قبله)، و با این حال زمانى که با پیامبر صلى الله علیه و آله دیدار کرد، حضرت به وى فرمود از برابر من دور شو که تو را نبینم. بر خلاف یزید که امام حسین(علیه السلام) را زمانى کشت که صورتا مسلمان بود و خود را خلیفه! پیامبر مى نامید. جنایت یزید، بى گمان، مایه کفر و ارتداد او گردید، چرا که وى آن حضرت را- به تصریح اشعار خویش – به عنوان انتقام از رسول خدا صلى الله علیه و آله به واسطه کشته شدن دایى و جدّش در جنگ بدر، به شهادت رسانید، چنانکه گوید:(لیت اشیاخى ببدر شهدوا) و نیز: (لعبت هاشم بالملک فلا خبرٌ جاء و لا وحیٌ نزل)!

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[پنج شنبه 15 آبان 1393 ]  [2:46 PM]   [علی گوهر صمیمی]

[اى عزیز!] چیزى که مراعات آن در مقام عمل از الزم واجبات است آنکه [سالک‏]، مراقب دل خود باشد تا در نیت کارش ریاء، یعنى خودنمایى و نمایش دادن به مردم وارد نشود تا ثناء و تمجید مردم را در نیت خود مدخلیت ندهد و این از آنجا مکشوف مى‏ گردد که اقامه عزا را در خانه رفیق خود قرار دهد به طورى که مردم گمان کنند بر پا کننده عزا او نیست و رفیق اوست و آنگاه به دل خود بنگرد که آیا از این کار تغییرى در آن پیدا مى‏ شود و از سنگینى هزینه عزادارى و سبکى آن، آیا تفاوتى در حال او حاصل مى‏ گردد یا شوکت مجلس عزا و خفت آن به اینکه مردم بدانند او اقامه کننده عزاست یا ندانند، او را مسرور می سازد یا خیر؟! و اگر تفاوتى ندید، باید ملاحظه کند که به دعوت و سخنران و روضه خوان‏هاى معروفى که در مجالس اعیان مى‏ خوانند، راغب است یا نیست؟! به خصوص که آن روضه خوان معروف از حیث صحت نقل اخبار و غیر آن، از روضه خوان غیر معروف، شرعاً پست‏ تر باشد؛ یا ببیند که میلش به اینکه اهل مجلس او از اعیان مردم و اعیان علماء باشد تغییر است یا از فقراء تشکیل گردد؟!
و چون در این آثار تأمل کند، خواهد دید که ریاء در عزاى او دخالت عظیم دارد. پس باید [براى بستن راه ورود ریا] در عمل خود، آن را از دیگران بپوشاند و مخفى و مستور نماید و اقامه عزا را در خانه دوست خود منعقد نماید و به او سفارش نماید که از مردم مستور بدارد و کسى نداند مجلس را او برگزار نموده است و در دست بودن و درست کردن عمل خود، اهتمام نماید و این به آن طریق شود که روضه خوان صادق با تقوایى را دعوت کند و در اکرام حضار مجلس، بین اغنیا و فقراء برابرى قائل گردد، بلکه ترجیحات دینیه و شرعیه را از ترجیحات دنیویه، بیشتر مراعات نماید و بداند که در درست کردن کیفیات و خصوصیات اعمال، اسرار فراوانى است که در قبول آنها (به) درگاه حق و دو چندان شدن اجر و مزد و پاداش عمل، دخالت بسیار خواهد داشت‏.(۱)

 

پاورقی:

۱- المراقبات؛ ج ۱ ص ۴۲ و ۴۳٫


[پنج شنبه 15 آبان 1393 ]  [2:44 PM]   [علی گوهر صمیمی]
حماسه کربلا، بزرگ‌ترین و دلخراش‌ترین واقعه تاریخ است که پس از گذشت بیش از 1400 سال هنوز هم زنده مانده و پس از 14 قرن به یاد آن واقعه اشک‌ها ریخته می‌شود و مراسم حزن و عزاداری به پا است.

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، مراسم عزاداری امام حسین(ع) نخستین بار در روز یازدهم محرم سال 61 هجری در کنار اجساد مطهر شهیدان توسط اهل بیت‏ علیه السلام برگزار شد.

پس از آن هنگام ورود کاروان اسیران به کوفه، امام زین‌‏العابدین و حضرت زینب و ام‏ کلثوم علیهم السلام برای مردم کوفه که برای تماشا آمده بودند، سخنرانی کردند. در پی این سخنرانی‌ها صدای ضجه و گریه از خانه‏‌ها و مردم کوفه بلند شد. که به نوعی عزاداری برای شهدا و افشاگری امویان بود.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[چهارشنبه 14 آبان 1393 ]  [11:27 AM]   [علی گوهر صمیمی]

عاشورا,روز عاشورا,امام حسینِ

یکی از روش های یاری حضرت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اقامه عزای امام حسین(علیه السلام) و شهدای کربلا است. سوگواری برای مصیبت سالار شهیدان به این معناست که شیعیان در انتظار منتقم خون حسین(علیه السلام) هستند و از دیدگاه شیعه واقعه کربلا هنوز به تمامی سپری نشده است.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[سه شنبه 13 آبان 1393 ]  [2:43 PM]   [علی گوهر صمیمی]

مشهور است وقتی که اسرا و کاروان شام به این منطقه رسیدند، خانواده امام حسین (ع) اسیر شده بودند و سرهای مبارک در آن مکان مستقر شدند و سر مبارک امام حسین (ع) در سنگ مرتفعی قرار داده شد و یک قطره از خون پاک ایشان روی آن سنگ ریخته شد.
در «مشهد النقطه» شهر حلب که محل زیارت عاشقان اهل‌بیت است، سنگی است که سر مبارک امام‌حسین (ع) روی آن قرار داده شده و قطره خونی روی آن ریخته شد و مورد اهتمام مسلمانان قرار گرفت و از آن سنگ محافظت کردند.

روایت شده که بعد از اتمام جنگ «طَف» در کربلا، کاروان ابن زیاد به همراه اسرای واقعه طف به سمت شام حرکت کرد و در امتداد رود فرات از سرزمین‌های مختلفی رد شدند تا اینکه به حلب رسیدند و سر مبارک امام حسین(ع) را در آن موضع قرار دادند و مدتی را آنجا توقف کردند.

 امام‌حسین,سر امام‌حسین

 تصویری از مقام «رأس‌الحسین» علیه‌السلام در مسجد النقطه واقع در حلب

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[سه شنبه 13 آبان 1393 ]  [2:34 PM]   [علی گوهر صمیمی]

این حمله تروریستی که توسط نوادگان یزید به حسینیه المصطفی در منطقه «الدالوه» در الاحساء و هنگام خروج عزاداران حسینی صورت گرفت که منجر به شهادت حداقل ۵ نفر از جمله ۳ کودک شد.

 

 

رسانه‌های شیعی عربستان ضمن تأیید این خبر اعلام کردند که هنگام خروج عزاداران حسینی، چند فرد مسلح پس از شلیک تیر هوایی، به صورت مستقیم عزاداران را هدف قرار دادند.

برخی منابع خبری نیز از شهادت ۷ نفر و زخمی شدن ۹ عزادار حسینی خبر داده‌اند.

سخنگوی رسمی پلیس منطقه الشرقیه اعلام کرد که این حمله ساعت یازده و نیم شامگاه دوشنبه به وقت محلی توسط ۳ فرد نقابدار صورت گرفت.

هنوز نیت و ماهیت عاملان این حمله مشخص نشده و هیچ گروهی مسئولیت آن را به عهده نگرفته است.

به ادامه مطلب مراجعه کنید


[سه شنبه 13 آبان 1393 ]  [2:23 PM]   [علی گوهر صمیمی]

«بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا». این نوحه مشهور و محبوب را در سالهای اخیر بارها شنیده ایم. اما بوی سیب چه ارتباطی با حرم امام حسین(ع) دارد؟ آیا درست است که می گویند از قتلگاه و ضریح مطهر امام حسین(ع) می شود عطر سیب استشمام کرد؟

نگاهی به منابع روایی و کتابهای معتبر شیعی، راز بوی سیب را این طور می گشاید:

در کتاب شریف «بحارالانوار» جلد 43 ، صفحه 289 ماجرای عطر سیب به نقل از «حسن بصری» و «ام سلمه» این طور آمده است :«حسنین وارد شدند بر رسول خدا، و جبرئیل در نزد آن حضرت بود. پس ایشان در اطراف او گردیدند، به گمان این که دحیه‏ی کلبی است. جبرئیل، دست خود را حرکت داد، مانند کسی که از کسی چیزی بگیرد.

پس سیبی و بهی و اناری آورد و به ایشان داد. روی ایشان از خوشحالی برافروخت و دویدند به نزد جد خود. حضرت از ایشان گرفت و بویید و فرمود: بروید نزد پدر و مادر خود. پس رفتند و هیچ یک از آن نخوردند تا این که پیغمبر به نزد ایشان رفت و همه با هم خوردند، و هر چند از آن می‏خوردند، به حال خود عود می‏نمود (بازمی‏گشت) و به همین حالت بود، تا زمانی که حضرت فاطمه علیهاالسلام وفات نمود.

حسین علیه‏السلام فرمود: که انار، مفقود شد، و چون امیرالمؤمنین علیه‏السلام شهید گشت، به، مفقود شد، و سیب به حال خود بود، تا وقتی که آب را به روی ما بستند. پس چون تشنگی بر ما غالب می‏شد، آن را بو می‏کردم، اندکی تشنگی من ساکن می‏شد.

عاقبت، چون تشنگی من به نهایت رسید، دندان بر آن فشردم و یقین به هلاک نمودم. حضرت سجاد علیه‏السلام می‏فرماید که این سخن را از پدر بزرگوارم شنیدم یک ساعت قبل از شهادتش، و چون شهید گردید، بوی سیب از محل شهادتش استشمام می‏شد، ولی خودش را نیافتند، و این رایحه، در آن محل باقی است، و هر کس از زواربخواهد استشمام رایحه‏ی آن را نماید، در وقت سحر، به زیارت رود که اگر از مخلصین باشد، آن را استشمام خواهد نمود.»

مشابه این داستان را هم «ابن شهر آشوب» در کتاب «مناقب» جلد 3 ، صفحه 391 .بیان کرده است. ماجرای عطر سیب در کتاب منتهی الآمال نیز آمده است.


[سه شنبه 13 آبان 1393 ]  [2:21 PM]   [علی گوهر صمیمی]

محمّد بن مسلم از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه: پدرم علىّ بن الحسين عليه السّلام مى فرمود: هر مؤمنى كه براى كشته شدن امام حسين عليه السّلام آن چنان بگريد تا قطرات اشك بر گونه اش جارى شود،خداوند او را در غرفه هاى بهشتى جاى مى دهد تا براى مدّتهاى طولانى در آن سكونت كند؛و هر مؤمنى كه به خاطر آزار و اذيّتى كه در دنيا به ما اهل بيت رسيده،بگريد و قطرات اشك او بر گونه اش جارى شود،خداوند او را در بهشت در جايگاه صدق جاى مى دهد؛و هر مؤمنى كه به خاطر ما و دفاع از آرمانهاى مقدّس ما زحمت آن را ببيند و اشك او بر رخساره اش جارى شود،خداوند او را از اذيت و رنج دور مى سازد و او را در روز قيامت از خشم خود و آتش جهنم ايمن مى گرداند.


[دوشنبه 12 آبان 1393 ]  [2:06 PM]   [علی گوهر صمیمی]
تعداد کل صفحات :  4 ::      1   2   3   4