ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

در صبح روز عاشورا در كربلا حضرت امام حسين (ع) دست به دعا برداشت و گفت:


«اَللّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتى فى كُلِّ كُرْبَةٍ وَ اَنْتَ رَجآئى فى كُلِّ شِدَّةٍ وَ اَنْتَ لى فى كُلِّ اَمْرٍ نَزَلَ بى ثِقَةٌ وَعُدَّةٌ كَمْ مِنْ كَرْبٍ يَضْعُفُ عَنْهُ الْفُؤ ادُ وَ تَقِلُّ فيهِ الْحيلَةُ وَ يَخْذُلُ عَنْهُ الْقَريبُ وَ الْبَعيدُ وَ يَشْمَتُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تُعْيينى فيهِ الاُْمُورُ اَنْزَلْتُهُ بِكَ وَ شَكَوْتُهُ اِلَيْكَ راغِباً فيهِ عَمَّنْ سِواكَ فَفَرَّجْتَهُ وَ كَشَفْتَهُ وَ كَفَيْتَنيهِ فَاانْتَ وَلِىُّ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ صاحِبُ كُلِّ حاجَةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ رَغْبَةٍ فَلَكَ الْحَمْدُ كَثيراً وَ لَكَ الْمَنُّ فاضِلاً»

خدايى تويى مورد اطمينان من در هر اندوه شديد و تويى اميد من در هر سختى و تويى مورد اطمينان و ذخيره‏ام در هر امرى كه بر من فرود آمد، چه بسيار اندوه شديدى كه دل از آن ناتوان مى‏شود و چاره در آن كم مى‏گردد و خويش و بيگانه به آن كمك نمى‏دهد و دشمن به خاطر آن زخم‏زبان مى‏زند و كارها در آن خسته‏ام مى‏كند، آن را به درگاه تو آوردم و از آن به تو شكايت نمودم، از غير تو در آن رو گردانم‏ پس آن را گشودى و برطرف كردى و مرا از آن كفايت نمودى، پس تويى سرپرست هر نعمت و صاحب هر جاجت و نهايت هر رغبت، ستايش بسيار توراست و احسان بسيار توراست".

پس صف آرائى لشكر خود نمود و امر فرمود تا آتش در هيزم هاى خندق زدند كه آن خندق آتش، مانع از رفتن لشكر به جانب خيمه هاى زنان باشد.

از آنطرف عمر سعد نيز صفوف لشكر خود را آراست.

در آن زمان ، حضرت سوار بر شترى شد و ما بين دو لشكر ايستاد و اهل عراق را ندا كرد و بعد از حمد و صلوات، نسب خود را اظهار كرد و بيان فرمود كه:
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط محمدعلی حاجیان

جلوه برجسته ديگر ياران ابى عبدالله(ع) اين است كه حضرت, بانوان فداكارى از بنى هاشم و غير آنها را در زمره ياران وفادار خويش داشت تا بانوان نيز بدانند كه

مى توانند افتخار ((انصارالله)) شدن, ((انصارالحسين)) شدن را داشته باشند

در رإس اينان ((زينب)) شير زن قهرمان كربلا است. قلم از توصيف اين بزرگ انسان تاريخ بشريت عاجز است تنها مى توان اين را گفت كه: او فاطمه ثانى است.

زن مگو مرد آفرين روزگار

زن مگو بنت الجلال اخت الوقار

زن مگو خاك درش نقش جبين

زن مگو دست خدا در آستين


ديگر بانوان هاشمى كه بهمراه حضرت بودند عبارتند از: ام كلثوم, ام هانى و رقيه ـ هر سه از دختران امام على(ع) ـ , رمله همسر امام مجتبى, سكينه بنت الحسين, فاطمه بنت الحسين, فاطمه دختر امام حسن و رباب دختر امرئ القيس.

از بانوان غير بنى هاشم: ام خلف همسر حضرت مسلم, ام وهب, همسر وهب, حسنيه كنيز سيدالشهدإ مادر شهيد منحج بن سهم, همسر جناده بن حارث و فكيهه خادمه منزل امام حسين(ع).

اين زنان فداكار بيشترين نقش را در فداكارى فرزندان و همسر خويش داشته اند.

ام خلف پس از شهادت همسرش مسلم, فرزندش خلف را ترغيب به فداكارى در ركاب امام حسين(ع) كرد او نيز با كشتن سى نفر از دشمنان سرانجام به فوز

عظيم شهادت نايل آمد(18)



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 آذر 1390  توسط محمدعلی حاجیان

نقش زنان در نهضت عاشورا

 

واقعه عاشورا گرچه حقيقتاً تلخ و جانسوز است اما در درون خود تابلوي زيبايي است از آزادگي و شناخت انسان‌ها و همچنين بزرگي مقام زن، دوشادوش زن و مرد را مي‌توان به شكل كامل در حادثه كربلا مشاهده كرد.

مردان در صحنه نبرد جنگيدند به شهادت رسيدند و زنان پيام ايشان را شهر به شهر ابلاغ كردند و به اسيري رفتند.

نمي‌توان بدون تعمق اين جمله را بر زبان جاري ساخت بي آنكه مفهوم عميق‌اش را دريافت. وقتي مطرح مي‌شود كه  «كربلا مي‌مرد اگر زينب نبود» در اين كلام رازي نهفته است كه نياز به شناخت مكتب عظيم عاشورا دارد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 10 آذر 1390  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
تحلیل حضرت زینب (س) درباره عاقبت بدکاران در دنیا

بی گمان برای بیشتر مردم تحلیل وقایع در هنگامه رخدادها سخت ودشوار است. زمانی که همه چیز بر امری دلالت می کند که پدیده غالب است، نمی توان ازجبر گفتمانی خارج شد و تحلیلی بیرون از گفتمان چیره ارایه نمود، مگر آن که شخص ازاهل بصیرت باشد و از پس پرده های ضخیم گفتمان غالب پدیده، حقایق را به درستی دیده وبرپایه درک درست حقایق، رخدادهای کنونی را تجزیه و تحلیل کرده و توصیه های مناسبارایه نماید.
از جمله کسانی که این گونه هستند، راسخون در علم می باشند کهفشار سهمگین متشابهات را به کناری می زنند و حقیقت تاویلی را آشکار می سازند و مردمرا از بحران شک و تردید بیرون می برند و دستگیر مأمنان می شوند.
حضرت زینب(س) در بحبوحه فتنه اموی و در اوج قدرت یزید ویزیدیان، نشان داد که وی نیز یکی از راسخون در علم است که متشابهات قدرت یزیدی وگفتمان غالب نظریه سفیانی نتوانست وی را گمراه نماید، بلکه با تلحیل درست وقایع ورخدادهای عصر یزیدی، توانست سرانجام این گفتمان و حرکت حکومت باطل اموی را تبیینکند و چراغی روشن در برابر مردم عصر خود بگشاید و برخلاف ظاهر چیره و پیروز،سرانجام شوم و شکست نهایی دولت فاسد و باطل اموی را پیش بینی کند.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا با نگاهی به تحلیل حضرتزینب(س) درباره عاقبت گفتمان اموی و یزیدی، نشان دهد که چگونه راسخون در علم میتوانند به سبب بصیرت خویش، راهنمای امت و مردم برای عبور از بحران فتنه ها باشند وپیروی از آنان تا چه اندازه می تواند خط روشن هدایت را همواره زنده و روشن نگه داردو مأمنان را راهنمای کامل باشد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
تأویل و تحلیل راسخون از رخدادها
به نظر می رسد دانش تحلیل رخدادها از فرمول ساده ای پیروی میکند که با نگاهی به متغیرات و عوامل تأثیرگذار درونی و بیرونی مادی به دست می آیداین در حالی است که بسیاری از تحلیل ها ناتوان از درک درست واقعیت ها و تبیین توصیههای مناسب است.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
زینت نیایش گران

آنچه در پی می آید اشاره ای است گذرا به برخی سجایای اخلاقی ومواضع سیاسی امام سجاد(ع) که به مناسبت پنجم شعبان سالروز ولادت آن حضرت تقدیمخوانندگان عزیز می شود. اینک با هم این مطلب را که از شماره ۵۷ فصلنامه فرهنگ کوثرانتخاب شده از نظر می گذرانیم.
در ولادت حضرت سجاد(ع) اختلاف است و شاید اصح اقوال، نیمه جمادیالاول سال ۳۶ یا پنجم شعبان ۳۸ هـ. باشد.
مادر ایشان «شهربانویه» دختر یزدگرد، پادشاه ایران(۱) است.
در کتب تاریخ، نام مادر امام چهارم(ع) مورد اختلاف است و علاوهبر «شهربانو» به دوازده صورت دیگر نیز آمده است؛ همچون: شاه زنان، جهان شاه،شهرناز، خوله، جهان بانو و سلافه.
مدت عمر آن حضرت ۵۷ سال و امامتش ۳۵ سال، در کربلا ۲۳ ساله بود. وفات وی به سال ۹۵ یا ۹۴ هجری و محل دفنش قبرستان بقیع است.
بعضی از صفات بارز آن حضرت
کثرت عبادت
ابن عباس می گوید: حضرت رسول(ص) فرمود: در روز قیامت منادی ندامی کند: کجاست زین العابدین؟ پس گویا می بینم فرزندم علی بن الحسین در آن هنگام باتمام وقار، صفوف اهل محشر را بشکافد و بیاید.
آن حضرت را ذوالثفنات می گفتند زیرا بر اثر کثرت سجده، پیشانی ودو کف دست و زانوهای وی پینه می بست و سالی دوبار آنها را می بریدند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
مزار زینب (س) کجاست؟

انقلاب ها راه آرامش پیش می گیرد، قیامها خاموش می شود ، حماسهها فراموش می شود و ... اما عاشورا روز به روز با صلابت تر و حماسی تر و انقلابی تررخ می نماید و تجدید عهد با آن پرشور تر برگزار می شود چرا؟!
عاشورا قیامی است که با فطرت آدمی سرو کار دارد و اصل توحید درجهان بینی آن حضوری ژرف و شگرف دارد. آدمیان نیازهای فطری خود را در عاشورا درجریان می یابند و کمال و تعالی معنوی خود را در دل بستن به عاشورا و پیمودن راه سرخشهیدان آن تعریف می کنند. بر این بنیاد شخصیت های عاشورایی حضوری پر رنگ در دلهادارند و هیچ گاه نمی میرند. از آن جمله : زینب(س).
زینب که پیامبرش به این نام ، نام نهاده است در خانه فاطمه (س) و علی (ع) نقش آفرین بوده و در کنار امام مجتبی (ع) نیز به مبارزه پرداخته است. بااین همه حضور زینب(س) در عاشورا حضوری دیگر گونه است؛ حضوری که آن چنان ژرف و پرشوراست که هر گاه نام عاشورا بر زبان می آید نام او هم در آیینه ذهن با تصویر از حماسهو صلابت و صبر رخ می نماید.
زندگانی زینب در سال ۶۰ و۶۱ هجری سراسر مبارزه است . از مدینهبه مکه ، از مکه به کربلا، از کربلا به کوفه ، از کوفه به شام و از شام به مدینه ،زینب (س) با گفتار و رفتار خود حماسه آفریده است.
او حتی در مدینه نیز آرام نگرفت. صاحب«اخبار الزینبات» نقل میکند که مصعب بن عبدالله گفت:« زینب، دختر علی (ع) ، در دوران حضورش در مدینه مردمرا به قیام برای گرفتن انتقام خون حسین (ع) وادار می کرد. چون عبدالله بن زبیر درمکه قیام کرد، مردم را برای گرفتن انتقام خون حسین (ع) و خلع یزید بر انگیخت. چوناین خبر به اهل مدینه رسید(و زمینه قیام فراهم گردید) زینب (س) در میان آنها بهسخنرانی پرداخت و آنان را بر قیام برای خون خواهی تشویق می کرد. وقتی این خبر بهعمربن سعید رسید ، طی نامه ای به یزید وی را از این خبر آگاه ساخت. او در پاسخ نوشتکه زینب(س) را از مردم جدا کن. او نیز فرمان داد که به ایشان بگویند که باید ازمدینه خارج شود و هرجا که بخواهد برود. زینب (س) فرمود: خداوند می داند که چه بر سرما آمده است . برگزیدگان ما را کشتند و ما را راندند و برشتران بی جهاز سورا کردند. به خدا سوگند اگر خون ما را هم بریزید ، بیرون نمی رویم.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
از کوفه تا شام

هنگامی که اهل بیت امام حسین علیه السلام را اسیروار و بیرحمانه به کوفه آوردند، مردم کوفه همین طور به آنها نگاه می کنند.
چه اسیرداری بی رحمانه تر از این که حق گریه ندارند. روبندهایزنان از آنان گرفته شده و سر مولایشان امام حسین علیه السلام به همراه آنان دربالای نیزه در حرکت است.
تنها زنی از کوفیان وقتی متوجه می شود که این اسیران آل محمدعلیهم السلام هستند، برایشان لباس و روبند فراهم می کند. زنان و مردان کوفه به حالاسیران آل محمد گریه می کنند. حضرت علی بن الحسین علیه السلام می فرماید شما بر ماگریه می کنید پس جز کوفیان چه کسی بوده که خاندان و یاران ما را کشته است؟
حضرت زینب اشاره ای فرمود تا این که مردم ساکت شدند و شروع بهسخنرانی کردند که قسمت هایی از آن از این قرار است: «ای اهل کوفه ای اهل لاف زدن وپیمان گسستن و عقب کشیدن... آری به خدا باید گریه کنید زیرا شما را همان گریهشایسته است؛ پر بگریید و کم بخندید که چنان آلوده ننگ و گرفتار رسوایی آن هستید کههرگز نتوانید آن را شست... چگونه خون زاده نبوت و معدن رسالت از خود بزدایید که سیدجوانان اهل بهشت و ستاد نبرد و پناهگاه جمع شما بود، برای شما جایگاه آرامش و سازشبود، درد شما را درمان می کرد و از پیشامدهای بد شما را نگهداری می کرد، در ستیزهجویی با هم به او مراجعه می کردید، منطق درست شما به او تکیه داشت و او چراغ راهشما بود... وای بر شما؛ می دانید چه جگرگوشه ای از محمد صلی الله علیه وآله پارهکردید؟ و چه پیمانی از او شکستید؟ و چه خاندان گرامی از او به بازار آوردید؟ و چهپرده حرمتی از او دریدید؟ و چه خونی از او ریختید...؟
«ترجمه نفس المهموم، شیخ عباس قمی، انتشارات مسجد مقدس جمکران ص۳۵۶۳۵۵
علی بن الحسین علیه السلام نیز در سرزنش از مردم کوفه سخنرانیمی کند و می فرماید که پدرم حسین بن علی علیه السلام را بدون داشتن جرم و گناه سربریدید و من پسر کسی هستم که او را گروهی و دسته جمعی کشتید و این افتخار برایم بساست. شما خود از پدرم دعوت کردید اما عهدتان را شکستید و با او جنگیدید و حال میخواهید چگونه به رسول خدا نگاه کنید آنگاه که به شما بگوید از امتم نیستید چونعترتم را کشتید.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 18 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: امام حسین(ع) پس از اطمینان از عدم حمله دشمن در عصر روز نهم محرم و در شب عاشورا، فرصتی یافت تا با یاران خود به گفتگو پرداخته، امور سپاه را تنظیم، به عبادت و تهجد پرداخته و برای روز بعد خود را از هر جهت آماده کند.
خطبه امام حسین(ع) و اتمام حجت با یاران
یکی از وقایع شب عاشورا خطبه امام حسین(ع) است. امام حسین(ع) در شامگاه روز تاسوعا، یاران را در خیمه ای بزرگ گرد آورد و برای آنان خطبه ای خواند و در بخشی از آن فرمود: "... من یارانی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم و خویشاوندانی نیکوکارتر و به حقیقت نزدیکتر از خویشاوندان خود نمی شناسم، خدا شما را از جهت من، پاداش نیک عطا فرماید.
یاران من! بدانید یک امشب، بیشتر در این جهان به سر نخواهیم کرد و فردا از این مردم، جان به سلامت نخواهیم برد. من به شما اجازه می دهم که همگی از این سرزمین بیرون روید ، من بیعت خود را از شما برداشتم و اینک تاریک است و شما می توانید با کمال آسودگی خود را از چنگال دشمن برهانید."



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

رئیس جامعهٔ المصطفی با یادآوری اینکه مهمترین منشور پیامعاشورا طی خطبه های حضرت زینب(س) در شام مطرح شد که دربرگیرنده عالیترین و بزرگترینمضامین و تابلویی از افتخار تشیع است، گفت: عاشورا در دهه های آینده تلألو بیشتریمی یابد.
حجت الاسلام علیرضا اعرافی رئیس جامعهٔ المصطفی در رابطه با نقشحضرت زینب(س) در ماندگاری پیام عاشورا اظهار داشت: واضح است که عاشورا به دو بخش وصحنه مهم تقسیم می شود.
وی افزود: بخش اول ایثار، جانبازی و از خودگذشتگی است که بهشهادت منتهی می شود و بخش دوم که بخش مکمل به حساب می آید پیام رسانی عاشورا وانتشار پیام و فرهنگ عاشورا است.
حجت الاسلام اعرافی اظهار داشت: این پیام و صحنه دوم چه در آنعصر چه نمادی برای همه تاریخ به کارگردانی حضرت زینب(س) در شام اجرا شده است.

وی با اشاره به نقش این حضرت در مدیریت و محوریت پیام عاشورا که بر دوش وی بوده است یادآور شد: حضرت زینب (س) مدیرت بحران داشته، سرپرستی اسرا، اداره و گردهم آوردن آنها را همزمان با انتقال پیام عاشورا برعهده گرفت



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

زینب (س) پیام آور عاشورا

حضرت زینب به جهت علاقه فراوانی که به برادرش امام حسین داشت، هنگام ازدواج با عبدالله بن جعفر شرط کرد که هر گاه امام حسین خواست به سفر برود، زینب بتواند همراه برادرش برود و عبدالله از رفتن وی ممانعت نکند.

حضرت زینب(س) در پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری، دوسال یا سه سال پس از ولادت حضرت امام حسین علیه السلام به دنیا آمدند. پس از ولادت،مادر ایشان حضرت فاطمه سلام الله علیها برای نامگذاری به پدرش حضرت علی علیه السلاماختیار می دهند. اما حضرت علی علیه السلام این امر را به پیامبر اکرم (ص) واگذار میکنند. پیامبر اکرم که آن روزها در سفر بودند، پس از بازگشت از سفر از تولد او باخبر می شوند و وقتی طفل را برای نامگذاری نزد پیامبر بردند، حضرت فرمود: «من هیچگاه از جانب خود این کار را نمی کنم و بر خدای تعالی پیشی نمی گیرم». در این هنگامجبرئیل نازل شد و عرض کرد: خدای تعالی نام این مولود را زینب نهاده است.
زینب سلام الله علیها تحت تربیت جدش پیامبر (ص) و پدرش علی (ع) و مادرش فاطمه زهرا (س) قرار گرفت و سالهای کودکی را با برادرانش امام حسن و امامحسین (ع) سپری کرد و در سال هفدهم هجری با پسر عموی خود، عبدالله بن جعفر بن ابیطالب، ازدواج کرد و ثمره این ازدواج پنج فرزند بود به نام های محمد، جعفر، عون، علیو ام کلثوم، که عون و محمد در کربلا در رکاب دائی بزرگوارشان امام حسین(ع) به شهادترسیدند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
قاصد کربلا

امام علی بن الحسین(ع)، مشهور به زین العابدین و سجاد بنا بهنقل مشهور در سال ۳۸ هجری در مدینه به دنیا آمد. در هنگام حادثه کربلا ۲۲ یا ۲۳ سالسن داشته و بنا به نظریه بیشتر دانشمندان اسلامی از برادر شهیدش حضرت علی اکبر،کوچک تر بوده است. حیات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و علمی امام سجاد(ع) از زوایایگوناگون قابل بررسی است. یکی از ابعاد زندگی امام سجاد(ع) همراهی او در قیام کربلاو پیام رسانی آن نهضت بزرگ است. قیام بزرگ عاشورا ماندگارترین نهضت اسلامی است کهدر محرم سال ۶۱ قمری روی داده است. این نهضت دارای دو مرحله بود؛
نخست، آفرینش و شکل گیری و جهاد و جانبازی و دفاع از اسلام و... بوده که به رهبری امام حسین(ع) از نیمه ماه رجب سال ۶۰ هجری آغاز و در دهم محرمسال ۶۱ هجری به فرجام رسید. دوم، دوره پیام رسانی و تثبیت ارزش های نهضت و عرصهجهاد فرهنگی و تبیین آرمان های آن قیام مقدس بود که به رهبری امام علی بن الحسین(ع) تداوم یافت.
شاهد واقعه
در زمینه حضور امام سجاد(ع) در نهضت حسینی جای تردیدی نیست. امااز صحنه های اجتماعی و سیاسی امام سجاد(ع) در برهه آغازین نهضت، آگاهی های زیادی ازتاریخ به دست نمی آید، یعنی از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت کربلا تا شب دهم محرم،آخرین شب حیات امام حسین(ع) هیچ گونه گزارشی در منابع تاریخی به چشم نمی خورد؛ آنچهکه هست از این تاریخ به بعد است. صحنه گزارش شده حیات اجتماعی و سیاسی امام زینالعابدین(ع) در قیام حسینی، مربوط به شب عاشوراست. امام علی بن الحسین(ع) در آن شبکه بیمار نیز بود، شب غریبی را سپری می کرد و با چشمان خویش عظمت روح حسین بنعلی(ع) و شهامت و وفاداری اصحاب را می دید و خود را برای روزهای واپسین آماده میساخت. تقریبا همه مورخان بر این باورند که امام سجاد(ع) در صحنه کربلا بیمار بود واین بیماری نیز حکمت و مصلحت الهی برای امت اسلام بوده تا در سایه آن وجود حجتخداوند در زمین حفظ شود و امر خلافت و وصایت رسول خدا(ص) تداوم یابد و به همین دلیلدر میدان رزم کربلا حضور نیافت. او تنها بازمانده مرد از خاندان حسین(ع) بود که ازکربلا زنده باز گشت تا پرچمدار هدایت امت باشد.
پس از واقعه
حادثه خونین کربلا، عصر روز عاشورا با شهادت امام حسین(ع) واصحابش پایان پذیرفت و بخش دوم نهضت حسینی به رهبری امام علی بن الحسین(ع) آغاز شد. مسئولیت پیام رسانی عاشوراییان بر شانه های امام ساجدان و عارفان سنگینی می کرد. اومی بایست در عصر نومیدی از پیروزی حرکت مسلحانه به روش دیگر به تبیین مسئله رهبری وامامت، لزوم شناخت امام عادل و نشانه های امام عدل و نشانه های رهبران فاسد و ستمپیشه بپردازد و مردم غافل و به جهل واداشته را به وظایف شان در برابر رهبر عادل وهمت برای اصلاح جامعه بیدار سازد.
نقش سیاسی امام سجاد(ع) در عصر اسارت


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

زینب است و یك وسعت تاریخ، حریّت و شجاعت.
زینب است و یك آغوش معطّر، عفاف و حیا،
زینب است و یك دهان فریاد و خروش بر ضدّ ستم وافشاگری بر ضدّ سلطه فریب!
مردانمان، از او درس جوانمردی می آموزند،
زنانمان، در مكتب او، الفبای دینداری و حق مداری و دفاع از امام و رهبر و پرستاری از روحهای خسته و دلهای آزرده می آموزند.
ای زینب، ای تندیس صبر و وفا! حدیث وفا را از روزی آموختیم، كه پروانه وار، گِرد شمع حسین می چرخیدی و خود را به آتشِ این عشق می زدی.
«صبر» را از تو آموختیم، كه از دریای خون گذشتی و شهادتِ هفتادودو ستاره را با چشم دیدی و بر پیكر خورشید و حنجر خونین بوسه زدی.
ای زینب، ای آینه «فاطمه نما»!
اگر تو نبودی، موج خونهای كربلا، فراتر از آن دشتِ سرخ نمی رفت.
اگر خطابه های حماسی تو نبود، فریاد شهیدان، در هیاهوی شادی و سرمستیِ كوفیان و شامیان گم می شد.
اگر تو نبودی، «كتاب شهادت» را چه كسی تفسیر می كرد؟
«پیام خون» را چه كسی به خفتگان بستر غفلت می رساند؟
ای زینب، ای پرستار بیمار كربلا!
ای زینب، ای اسوه همسران و مادران و خواهران و دخترانِ «شهدا»!
ای زینب! ای دختر ولایت، ای خواهر شهادت، ای الگوی صبوری!
نامت، هماره درس آموز باد،
و یادت همیشه الهام بخش «عزّت» و «شرف».



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 10 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

یا حسین (ع) | YA HOSEIN

عاشورا قالبی ماندگار از خطابه های جاودان و ماندگار حضرت زینب(س) به شمار می رود و تاملی بر حضور تاثیرگذار این شخصیت بزرگ در تثبیت آرمان عاشورا، نشان دهنده نقش بی بدیل ایشان در شکست راهبردهای رسانه ای امویان و به پیروزی رساندن قاب جاودان وحی الهی در برابر تیرهای مکر سیاسی معاویه است.
در واقع با رمزگشایی از دلایل ماندگاری عاشورا به خطابه درخشان و کوبنده بانو زینب کبری(س) و منطق پولادین "ما رایت الا جمیلا" می رسیم که عید سیاسی باند اموی را به عزایی دردناک بدل کرد; از این منظر زیبا انگاری واقعه عاشورا، آن هم در آن وجه تراژیک و اندوه بارش، منطقی منحصر به حضرت زینب(س) است و این منطق استوار سپری محکم در مقابله با هجمه تبلیغاتی و جنگ روانی اموی ها به شمار می رود; چرا که خطابه بازار کوفه و کاخ شام از تریبون ها و رسانه هایی بر مردم این دو دیار عرضه شد که در طول دو دهه بر طبل قداست امویان کوبیده بود و در بیان حضرت زینب (س) از همین قالب به درون پوشالی و کفر اموی ها اشاره هایی شد.
از جنبه کارکردی نیز منطق درخشنده حضرت زینب (س) قلب تمامی مردم جهان را در طول تاریخ به عشق امام حسین (ع) و یارانش به تپش درآورده و آن چنان سپری برای آرمان های تشیع به شمار می رود که شاعران و مداحان اهل بیت (ع) در حضور مامون ها آن را فریاد می زنند; در واقع "ما رایت الا جمیلا" همان منطق پویا و قدرتمندی است که داغ ها دیده، اما چون پولاد محکم و قوی از بلندگوی مساجد کوفه و شام، کفر یزید و یاورانش را فریاد می زند و این منطق با آن بیان قدرتمندانه چنان جلوه ای دارد که شام و کوفه را از خواب غفلت بر می خیزاند.
با این زاویه دید حضرت زینب(س) به عنوان افق متعالی معنویت شیعی و الگوی تابناک رهروان مکتب تشیع، درس بزرگواری و مجد، صبر و ایثار و درایت و شهامت را به جامعه میآموزد تا در بحرانی ترین شرایط نیز با ایمان به پروردگار، راه سعادت را بیابند; در حقیقت میراث عزاداری کربلا وامدار بینش مدبرانه زینب کبری(س) و بهره بردن از رسانه های اموی، جهت تحکیم مواضع وحی است و در طول تاریخ، موثرترین تبلیغ برای پیام انسان ساز عاشورا را همان حرکت دلیرانه و متعهدانه بانوی کربلا در مسجد کوفه و شام دانسته اند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 9 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
زینب و محرم

زینب است و یك وسعت تاریخ، حریّت و شجاعت.
زینب است و یك آغوش معطّر، عفاف و حیا،
زینب است و یك دهان فریاد و خروش بر ضدّ ستم وافشاگری بر ضدّ سلطه فریب!
مردانمان، از او درس جوانمردی می آموزند،
زنانمان، در مكتب او، الفبای دینداری و حق مداری و دفاع از امام و رهبر و پرستاری از روحهای خسته و دلهای آزرده می آموزند.
ای زینب، ای تندیس صبر و وفا! حدیث وفا را از روزی آموختیم، كه پروانه وار، گِرد شمع حسین می چرخیدی و خود را به آتشِ این عشق می زدی.
«صبر» را از تو آموختیم، كه از دریای خون گذشتی و شهادتِ هفتادودو ستاره را با چشم دیدی و بر پیكر خورشید و حنجر خونین بوسه زدی.
ای زینب، ای آینه «فاطمه نما»!
اگر تو نبودی، موج خونهای كربلا، فراتر از آن دشتِ سرخ نمی رفت.
اگر خطابه های حماسی تو نبود، فریاد شهیدان، در هیاهوی شادی و سرمستیِ كوفیان و شامیان گم می شد.
اگر تو نبودی، «كتاب شهادت» را چه كسی تفسیر می كرد؟
«پیام خون» را چه كسی به خفتگان بستر غفلت می رساند؟
ای زینب، ای پرستار بیمار كربلا!
ای زینب، ای اسوه همسران و مادران و خواهران و دخترانِ «شهدا»!
ای زینب! ای دختر ولایت، ای خواهر شهادت، ای الگوی صبوری!
نامت،



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
   
 
 
سخنان دانشمندان درباره ی قیام ارزشمند امام حسین

چارلز دیکنز (نویسنده معروف انگلیسی) می گوید: اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی بود، من نمی فهمیدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام، فداکاری خویش را انجام داد.

متن سخنرانی حضرت زینب (س)
مردم کوفه! مردم مکار خیانت کار! هرگز دیده هاتان از اشک تهیمباد! هرگز ناله هاتان از سینه بریده نگردد! شما همانند آن زن می مانید که چون داشتمی رشت ، بیکبار رشته های خود را پاره کرد نه پیمان شما را ارجی است و نه سوگند شمارا اعتباری ! جز لاف ، جز خود ستایی ، جز در عیان مانند کنیزکان تملق گفتن ، و درنهان با دشمنان ساختن چه دارید ؟ شما گیاه سبز و تر و تازه ای را می مانید که برتودۀ سر گینی درسته باشد و مانند گنجی هستید که گوری را بدان اندوده باشند . چه بدتوشه ای برای آنان جهان آماده کردید :خشم خدا و عذاب دوزخ! گریه می کنید آری به خداگریه کیند که سزاوار گریستنید! بیش بگریید و کم بخندید!
با چنین ننگی که برای خود خریدید چرا نگریید؟ ننگی که با هیچ آبشسته نخواهد شد . چه ننگی بدتر از کشتن پسر پیغمبر و سید جوانان بهشت !؟ مردی کهچراغ راه شما و یاور روز تیرۀ شما بود . بمیرید! سر خجالت را فرو بیفکنید! بیکبارگذشتۀ خود را بر باد دادید و برای آینده هیچ چیز به دست نیاوردید! از این پس بایدبا خواری و سر شکستگی زندگی کنید. چه ، شما خشم خدا را برای خود خریدید ! کاریکردید که نزدیک است آسمان بر زمین افتد و زمین بشکافد و کوهها در هم بریزد.
می دانید چه خونی ریختید ؟ می دانید این زنان و دختران که بیپرده در کوچه و بازار آوردید جه کسانی هستند؟ می دانید جگر پیغمبر خدا را پارهکردید؟! چه کار زشت و احمقانه ای؟! کاری که زشتی آن سراسر جهان را پر کرده است تعجبمی کنید که از آسمان قطره های خون بر زمین می چکد؟ اما بدانید که خواری و عذابرستاخیز سخت تر خواهد بود .اگر خدا ، هم اکنون شما را به گناهی که کردید نمی گیرد،آسوده نباشید، خدا کیفر گناه را فوری نمی دهد ، اما خون مظلومان را بی کیفر نمیگذارند، خدا حساب همه چیز را دارد.

خدا و رسولش راست گفته اند که : پایان کار آنان که کردار بد کردند، این بود که آیا ت خدا را دروغ می خواندند و آنها را مسخره می کردند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.