كدام را انتخاب كنم؟
 
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

تصويب سومين قانون انتخابات و دومين مجلس
سومين قانون انتخابات در جلسه مورخ 29/7/1290 هجري شمسي به تصويب مجلس دوم رسيد. مجلس دوم پس از 3 سال فترت بر اساس اين قانون در تاريخ 14/9/1293 هجري شمسي تشكيل گرديد. البته اين مجلس به علت شروع جنگ جهاني اول بيش از يك سال دوام نيافت و در تاريخ 22/8/1294 تعطيل شد. به موجب قانون سوم، مأخذ تمول ملغي و انتخابات عمومي و يك درجه اي گرديد.
عده نمايندگان 136 نفر و مقرر شد انتخاب كنندگان بايستي در حوزه انتخابيه خود متوطن و يا لااقل شش ماه قبل از تاريخ انتخابات در آن حوزه اقامت داشته باشند.


تشكيل مجلس سنا
به طور كلي در قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، طي 24 دوره قانون گذاري، شاهد مصوبات، وقايع و حوادث بسياري بوديم.
به موجب اصل 43 قانون اساسي مصوب 1285 هجري شمسي مقرر گرديده بود مجلس ديگري به نام مجلس سنا به عنوان مكمل مجلس شوراي ملي تشكيل گردد. ولي اين مجلس در سال 1328 هجري شمسي با عضويت 60 نفر تشكيل شد. از اين تعداد 30 نفر نماينده انتصابي از طرف شاه و 30 نفر ديگر منتخب مردم بودند.
مدت نمايندگي اين مجلس تا سال 1324 هجري شمسي، 6 سال بود.
تقليل مدت مجلس سنا
ليكن به موجب اصلاحي كه در ماده 29 قانون انتخابات مجلس سنا در 23/3/45 هجري شمسي به عمل آمد، مدت دوره از 6 سال به 4 سال تقليل يافت كه شامل دوره چهارم مجلس سنا نيز مي گرديد.
به موجب اين اصلاحيه مقرر شد انتخابات هر دو مجلس شوراي ملي و سنا همزمان و در يك روز برگزار شود. قانون مجلس سنا مشتمل بر 39 ماده بود كه در سال 1328 هجري شمسي به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد و به موجب بند 1 ماده 6 و همچنين بند 2 ماده 9 اين قانون سن انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان به ترتيب حداقل 25 سال و 40 سال تمام بايد باشد و بر اساس ماده 10 نيز اشخاص مي توانند براي سنا انتخاب شوند.
شرايط طبقاتي براي كانديداهاي سنا
علاوه بر شرايط مقرر فوق در زمره يكي از طبقات ذيل مي باشند:
-
طراز اول از علما، كساني كه لااقل سه دوره سابقه نمايندگي مجلس شوراي ملي داشته باشند.
-
كساني كه مقام وزارت يا سفارت كبري يا استانداري يا مقام رياست يا دادستاني يا رياست شعبه ديوان كشور و لااقل 20 سال سابقه قضايي داشته باشند.
-
از امراي ارتش (سرتيپ، سرلشكر، سپهبد)، كساني كه به مقام استادي رسيده و لااقل 10 سال سابقه استادي داشته باشند.
-
كساني كه لااقل 20 سال خدمت به مقام وزير مختاري يا كفالت و يا معاونت وزارتخانه رسيده اند.
پس از پيروزي انقلاب(اولين انتخابات(
پس از پيروزي انقلاب اسلامي چندين نويت همه پرسي و انتخابات عمومي و سراسري در كشور برگزار شده است، اولين و مهم ترين آن كه در حقيقت تعيين كننده نوع حكومت كشور بود، همه پرسي تغيير نظام شاهنشاهي به جمهوري اسلامي ايران است كه در آن رويداد تاريخي، در روزهاي 10 و 11 فروردين ماه سال يكهزار و سيصد و پنجاه و هشت، اكثريت قريب به اتفاق ملت ايران يعني 2/98% كل رأي دهندگان با انتخاب نظام جمهوري اسلامي ايران دست رد به سينه ساير نظامهاي موجود زدند و به اين ترتيب اراده و خواست خود را در تاريخ ثبت نمودند.

 

موضوع : انتخابات

منبع : پورتال استان خراسان رضوي شهرستان در گز




[ سه شنبه 9 اسفند 1390  ] [ 11:34 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

 

اگر به سخنان و مجموعه ای از توصیه های امام خمینی (ره) درباره انتخابات نگاهی بیندازیم ، مشاهده خواهیم کرد که هرگاه امام خمینی (ره) خواسته اند مردم را به شرکت گسترده در انتخابات سفارش فرمایند ، ادبیات، الفاظ و عبارت های ویژه ای را به کار برده اند ؛ الفاظ، عبارت ها و ادبیاتی که معمولا در فضاهای رزمی و حماسی و به هنگام تشجیع و تشویق مردم به دفاع از حیثیت دینی و میهنی و پاسداری از منافع جمعی و ملی و صیانت از هویت و ارزش های عمومی و الهی به کار می روند .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، هرگاه انتخاباتی پیش می آمد ، امام خمینی یا پیامی به مردم می فرستادند یا سخنی در تشویق مردم به شرکت در انتخابات ایراد می فرمودند . در انتخابات 1367 که آخرین انتخاباتی بود که در حیات و حضور امام خمینی برگزار شد، معظم له در بخشی از پیامی که به مردم درباره شرکت در انتخابات ، فرستادند ، چنین فرمودند :
ملت شهیدپرور ایران بدانند این روزها روز امتحان الهی است ؛ روز پرخاش علیه کسانی است که با اسلام کینه دیرینه دارند ؛ روز انتقام از کفر و نفاق است ؛ روز فداکاری است ؛ امروز روز عاشورای حسینی است ؛ امروز ایران کربلاست ؛ حسینیان آماده باشید ؛ «جهزوا انفسکم بالصلاح والسلاح» . نهراسید که نمی هراسید ، کمربندهاتان را محکم کنید. ای آزادگان و احرار به پاخیزید! قدرت های بزرگ شرق و غرب می خواهند شما را در زیر چکمه ها و چنگال های کثیف و خونین خود خرد کنند که حتی آخ هم نگویید . امروز روز مقاومت است ، ... .
در جای دیگر نیز امام خمینی(ره) می فرمایند : عزیزان من که امید نهضت اسلامی به شماست ، در روز تعیین سرنوشت کشور بپاخیزید و به صندوق ها هجوم آورید و آرای خود را در آن ها بریزید .. .من امیدوارم که ملت شریف ایران در این امر مهم الهی (انتخابات) یکدل و یک جهت در روز انتخابات به سوی صندوق ها هجوم برند و آرای خود را به صندوق ها بریزند.
چنین سخنان حماسی ای که در ضمن عین واقعیت است ، در آن دسته از بیانات امام خمینی که پیرامون انتخابات ایراد فرموده اند ، فراوان است .
یکی از علل به کار گرفتن چنین ادبیاتی از سوی امام خمینی ، به این دلیل است که در این زمان ، اوضاع جهان به گونه ای است که انتخابات از مظاهر مهم حضور مردم در عرصه و از نشانه های مشارکت و حمایت ملت از نوع حاکمیت سیاسی هر کشور است .
علاوه بر این ، نکته مهم این است که در این زمان ، جهان استکبار همین موضوع را بهانه ای برای تهاجم و تبلیغات علیه کشورهای مستقلی مثل ایران قرار داده است .
 به عبارت دیگر ، اکنون جهان استکبار به هر کشوری که می خواهد حمله تبلیغاتی، نظامی و سیاسی بنماید ، این موضوع را پیش می کشد که مثلا در فلان کشور به دلیل عدم مشارکت و حضور مردم در امور سیاسی و پایین بودن میزان حضور مردم در انتخابات که نماد مهم دموکراسی ، مردم سالاری و.. . است ، وضعیت و حاکمیت سیاسی که مقبول جهان و متناسب با معیارهای بین المللی باشد ، وجود ندارد و به همین دلیل لازم است علیه آن کشور دست به اقدام نظامی ، سیاسی و تبلیغاتی و.. . زد .
گرچه خود کشورهای مستکبر جهان ، اساسی ترین حقوق انسان ها را زیر پا می گذارند و به خاطر منافع گروه کوچکی از سرمایه داران ، به حقوق و استقلال و منافع میلیاردها انسان حمله می کنند ولی آن ها با نفاق شگفت انگیزی از دموکراسی ، انتخابات ، حقوق انسان ها و.. . ابزاری برای حمله به دیگر کشورها و ابزاری برای موجه جلوه دادن سلطه خود و راهی برای تامین منافع نامشروع استکباری خود ساخته اند .
به همین دلیل است که در روزگار ما و در کشورهای مستقلی مثل ایران که نمی خواهند زیر یوغ مستکبران قرار بگیرند ، انتخابات و جلوه گر ساختن شکوه حمایت مردم از نظام اسلامی ، علاوه بر این که ذاتا مفید و مهم است ، عرصه رزم با استکبار نیز محسوب می شود . رزمی که اگر خدای ناخواسته سربازان و رزمندگانش (تعداد افراد شرکت کننده در انتخابات) کم باشد ، زبان مستکبران جهانی دراز خواهد شد و توطئه های خود را با جدیت و گستاخی بیشتر دنبال خواهند کرد . اما اگر سربازان و رزمندگان این عرصه پیکار ، مثل گذشته زیاد باشند ، استکبار خود را در جنگ «رای ها» و «انتخابات» زبون خواهد دید و با یاس و ترس ، عقب نشینی خواهد کرد و زبان دراز گستاخی را کوتاه تر خواهد نمود . به همین دلیل است که به تعبیر امام خمینی ، ضرورت دارد در روز انتخابات ، به سوی صندوق ها هجوم ببریم ، حماسه حضور بسازیم ، شجاعت و کمال سیاسی خود را به نمایش بگذاریم و... .
از نگاه امام خمینی ، انتخابات یکی از عرصه های مهم نبرد با استکبار و دشمنان داخلی و منطقه ای و جهانی اسلام و ایران است. به همین دلیل است که نه تنها امام خمینی در تشویق مردم به شرکت در انتخابات از ادبیات ویژه حماسی و رزمی نیز بهره می گرفتند بلکه به وضوح ابراز می کردند که شکست در انتخابات و عدم حضور گسترده مردم در انتخابات ، سبب می شود که مثل دوره مشروطیت ، انقلاب شکست بخورد و عناصر غیر معتقد به انقلاب و اسلام و مزدوران استکبار به قدرت دست یابند.

 

موضوع : انتخابات

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




[ سه شنبه 9 اسفند 1390  ] [ 11:31 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

 

پيام راديو- تلويزيونى [به ملت ايران (مسئوليت ملت در انتخابات مجلس)].

زمان: 22 اسفند 1358/24 ربيع الثانى 1400.

مكان: تهران.

موضوع: نقش مجلس در دوره پهلوى- مسئوليت ملت در انتخابات مجلس شوراى اسلامى.

مخاطب: ملت ايران.

 

بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

خاطرات تلخ ملت از مجلس دوره پهلوى.

در اين موقع كه انتخابات را مى‏خواهيد شروع كنيد، من با اينكه بعض مطالب را نوشته‏ام و پخش شده است، مع ذلك چون امر مهم است و من احتمال مى‏دهم كه يك وقت مسئوليتى به من متوجه باشد، و من براى اداى وظيفه باز چند كلمه عرض مى‏كنم ..

ملت ما از مجلس زمان رضاشاه و محمدرضا پهلوى، يك خاطرات تلخى دارد. من قبل از زمان رضاخان هم ياد دارم بعضى از دوره‏هاى انتخابات را، و حاضر بعضى حوزه‏هاى انتخاباتى هم بوده‏ام. از آن زمانى كه من يادم است تا حالا، مجلس شوراى ملى يك لفظى بوده است كه بى‏محتوا. مجلس شوراى ملى معنايش اين است كه ملت اشخاصى را خودشان تعيين كنند، و آنها هم به شور بنشينند و مصالح كشور خودشان را تعيين كنند. قبل از آمدن رضاخان، زمان احمدشاه، امر انتخابات با خانها بود و مالكين بود و گردن كلفتهاى هر منطقه. آن وقت دولت آن نفوذ را نداشت. لكن شاهزاده‏هايى كه داراى ملك بودند، و خانهايى كه داراى قدرت بودند، و قلدرهايى كه در اطراف كشور بودند، آنها رعيتهاى خودشان را، مردم خودشان را با زور مى‏آوردند پاى صندوقها، و هرچه آنها مى‏گفتند آنها هم عمل مى‏كردند. در زمان رضاخان، آن وقت كه قدرت پيدا كرد، و در زمان محمدرضا مجلس باز به ملت كار نداشت. مجلس شوراى ملى نبود. آن اول را بايد بگوييم مجلس خانها، و اين را بگوييم مجلس شاهنشاهى. هم سِنايش، هم شورايش. مردم هيچ دخالتى نداشتند. و مردم هم كه مى‏ديدند كه كارى از آنها نمى‏آيد، كنار مى‏نشستند. و مى‏ديدند كه اشخاصى را كه مى‏برند در مجلس، يك اشخاصى هستند كه خود آنها ساخته‏اند و مصلحت مملكت تو كار نيست. حرف البته هميشه بود. هميشه حرف و ثناخوانى و ترقيات. هم در زبان محمدرضا بود و هم در زبان آنهايى كه او تعيين كرده بود. اگر الآن صورت مجلسهاى آن وقت پيدا بشود، مى‏بينيد كه سر تا ته مجلس به ثنا و مدح محمدرضا و كسانى كه به او مربوط بودند مى‏گذشت. در آن زمان مسئوليت ملت نداشت. براى اينكه، قدرت نداشت و تحت سلطه خانها در آن وقت و تحت سلطه آن دو نفر، رضا و محمدرضا در اين دوره، و ملت هم هيچ كارى از او نمى‏آمد و نمى‏توانست. نَفس هم نمى‏توانست بكشد. از اين جهت هر مسئوليتى پيش خدا و پيش نسلهاى آينده متوجه مى‏شد، بر خانها و بر وكلاى خانها در آن زمان بود، و بر رضاخان و محمدرضا و وكلاى منصوب از قبال اينها در اين زمان بود. اين مال آن زمان ..

مسئوليت بزرگ ملت در انتخابات مجلس.

اين تلخى مطالب و بى‏بند و بارى انتخابات و مجلس و امثال ذلك شايد يكوقت اسباب اين بشود كه بعضيها گمان كنند كه خوب حالا هم مثل آن وقت. به اصطلاح آدم مارگزيده از ريسمان خط و خالدار هم مى‏ترسد و ملت ما مارگزيده است. استعمار گزيده است. خان گزيده است و محمدرضا و رضاخان گزيده است. از اين جهت يكوقت مى‏بينى كه در ذهنشان مى‏آيد كه خوب اين هم مجلسى مثل آن مجلسها. لكن همه بايد بدانند كه امروز هيچ قدرتى نيست كه بتواند يك وكيل را تحميل كند. از رئيس جمهور گرفته تا ارتش، تا شهربانى، ژاندارمرى، خانها هم كه ديگر چيزى از آنها باقى نمانده است. و اشراف و اعيان هم همين‏طور. متنفذينى هم نداريم. هيچ كس الآن در ايران، هيچ مقامى در ايران نيست كه قدرت اين را داشته باشد كه يك وكيل تحميل كند.

بنابراين، امروز مسئوليت به عهده ملت است. ملت اگر كنار بنشينند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد كنار بنشينند، و اشخاصى كه نقشه كشيده‏اند براى اين مملكت از چپ و راست، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسئوليت به عهده ملت است. هر قدمى كه برضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته مى‏شود. هر كارى كه انجام بدهند مسئوليتش متوجه ملت است. امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمين در ايران و سرنوشت كشور ما به دست ملت است. و اگر مسامحه كنند در اين امر، اهمال كنند، نروند و رأى ندهند، مسئوليت متوجه خود آنهاست عيناً. و اگر بروند و در تشخيص مسامحه كنند و اشخاص متعهد مسلم، كسانى كه براى كشور و براى اهالى كشور ارج قائل هستند، كسانى كه نمى‏خواهند زمام امور كشور ما به دست چپ بيفتد يا به دست راست بيفتد، اين اشخاص را چنانچه تعيين كنند، به تكليف خودشان عمل كرده‏اند. و چنانچه مسامحه در اين امر كنند و آنها پيش ببرند، آنهايى كه مى‏خواهند ما را به زنجير چپ و راست بپيوندند و ما را اسير كنند در دست قدرتهاى بزرگ، اگر آنها پيش ببرند و شما ساكت باشيد، تمام مسئوليت متوجه شماست. امروز مسئوليت بزرگى به عهده همه ماست ..

اتمام حجت بر ملت در پيشگاه خداوند.

من آن مقدارى كه قدرت دارم براى گفتن، در عين حالى كه حال من حال نقاهت است، احساس وظيفه مى‏كنم و به ملت عرض مى‏كنم. و اگر ملت به اين حرف گوش نكرد، من حجت دارم. فردا در پيشگاه خداى تبارك و تعالى، از ما سؤال خواهد شد. من عرض مى‏كنم در آنجا كه من به ملت، مصالح و مفاسد را گفتم. من گفتم به اينكه اگر شما مسامحه كنيد، آنهايى كه مى‏خواهند شما را به بند بكشند، آنهايى كه با اسلام مخالفند، آنهايى كه با جمهورى اسلام از اول تا حالا مخالفت كرده‏اند، اينها خواهند پيش برد. و اگر خداى نخواسته، آنها پيش ببرند و مملكت ما باز برگردد به حالى كه سابق بود، يا به دست چپيها بيفتد، يا به دست راستيها بيفتد، تمام مسئوليتش به عهده شماست. امروز مثل زمان سابق نيست. مثل زمان رژيم سابق نيست. رژيم سابق شما نمى‏توانستيد. قدرت نداشتيد. امروز قدرت داريد براى اينكه حفظ كنيد حيثيت اسلام را و حفظ كنيد مصالح كشور را و حفظ كنيد استقلال خودتان را و حفظ كنيد آزادى خودتان را. اگر مسامحه كنيد، مسئول هستيد پيش خداى تبارك و تعالى. اگر نرويد و رأى ندهيد و آنها كه جديت‏ دارند به اينكه وارد بشوند در مجلس و به هم بزنند اوضاع ايران را، آنها خداى نخواسته بروند، مسئوليتش به عهده شماست مستقيماً. مسئوليتْ همه طبقات دارند. مراجع مسئولند. علما مسئولند. ائمه جماعت مسئولند، خطبا مسئولند. تجار مسئولند. بازرگانان مسئولند. دانشگاهيها مسئولند. طلاب علوم دينيه مسئولند. كارگرها مسئولند. همه مسئولند. تمام قشرهاى مملكت امروز مسئولند. امروز روزى است كه آنهايى كه از اول تا حالا مخالف با جمهورى اسلامى بودند، مخالف با اسلام بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان مى‏ديدند، آنها به دست و پا افتاده‏اند و دارند تبليغات مى‏كنند. اگر مؤمنين كنار بروند، آنهايى كه متعهد به اسلام هستند كنار بروند و اينها بيايند و قبضه كنند، مثل صدر مشروطه كه رفتند كنار اشخاصى كه متعهد بودند، و قبضه كردند مشروطه را آنهايى كه متعهد به اسلام نبودند. اسلام را به آنجا كشاندند كه همه ديديد ..

اگر در صدر مشروطه علما آمده بودند در ميدان، مؤمنين آمده بودند، روشنفكرهاى متعهد آمده بودند و مسلمانهاى متعهد آمده بودند و قبضه كرده بودند مجلس را، و نگذاشته بودند كه ديگران بيايند مجلس را بگيرند، ما به اين روزگار نمى‏رسيديم. ما مملكتمان خراب نمى‏شد. ما عزتمان از بين نمى‏رفت. لكن شياطينى كه در آن وقت بودند، بيخ گوش اينها خوانده‏اند كه شما در سياست داخل نشويد. سياست است اين. شما را به سياست چه و آنها باور كردند كه خيرخواهند. امروز هم همين مسائل ممكن است در يك قشرهايى پيش بيايد، كه بگويند ما چه كار داريم به اين كارها. اين كارها مال اشخاصى است كه خودشان مى‏كنند. بايد همه بدانند كه همه‏تان مسئوليد. همه معاقب هستيد. فردا در پيشگاه خداى تبارك و تعالى نه ملّا حجت دارد اگر عمل نكند، و نه كاسب حجت دارد اگر عمل نكند، و نه زارع حجت دارد اگر عمل نكند، و نه دانشگاهى و نه دانشجو و نه طلاب علوم دينيه. كارگر و كارفرما، همه در پيشگاه خداى تبارك و تعالى مسئول هستيد، و در پيشگاه ملت و نسلهاى آتيه هم مسئول هستيد. گمان نكنيد كه به ما چه كار دارد. خير، همه چيز به شما مربوط است. امروز مثل زمان سابق نيست كه بگوييد كه ما قدرت نداشتيم، نمى‏توانستيم. امروز مى‏توانيد. امروز همه قدرت دست‏ ملت است. امروز رئيس جمهور، رئيس اركان حرب، رئيس ارتش، با شما، با آن بازارى مثل هم هستيد. در امر، نه او مى‏تواند به شما تحميل كند و نه شما مى‏توانيد تحميل كنيد، و نه شما زير بار مى‏رويد. امروز همه مسئوليم. امروز همه بايد با هم پاى صندوقها برويم، و همه با هم اشخاص متعهد مسْلم، كسانى كه نه گرايش چپ دارند، نه گرايش راست دارند، نه ما را مى‏خواهند به آنها بفروشند، نه ما را مى‏خواهند به آن طرف بفروشند، اين اشخاص را تعيين كنيد تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام، سرنوشت صحيح باشد.

خدايا! من ادا كردم وظيفه‏اى كه به عهده من است، در اين حالى كه ضعف و نقاهت دارم.

و تو را شاهد مى‏گيرم كه من براى اداى وظيفه اين مسائل را مى‏گويم. و ان شاء اللَّه براى روز اول سال مسائل مهمى دارم كه اگر زنده ماندم تا آن وقت، آن مسائل را بگويم ..

- والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.

 

 

موضوع : انتخابات

منبع :

صحيفه امام، ج‏12، ص: 180

صحيفه امام، ج‏12، ص: 181

صحيفه امام، ج‏12، ص: 182

صحيفه امام، ج‏12، ص: 183

صحيفه امام، ج‏12، ص: 184




[ سه شنبه 9 اسفند 1390  ] [ 11:04 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

و چون امروز روزى است كه بايد راجع به تكليف خودمان در انتخابات عرض كنم، بايد عرض كنم كه يكى از امورى كه مطمح نظر آنهايى است كه مى‏خواهند اين انقلاب را به شكست برسانند قضيه مجلس است. مجلس يك چيز سهلى نيست كارش.

مجلس يك چيزى است كه در رأس همه امورى كه در كشور است واقع است. يعنى مجلس خوب همه چيز را خوب مى‏كند و مجلس بد همه چيز را بد مى‏كند. ولهذا آنهايى كه قبلًا در اين كشور حكومت داشتند سعيشان اين بود كه مجلس را نگه دارند. آنوقتى كه ديگر مجلس تحقق پيدا كرده بود و مشروطه شده بود و مجلس پيدا شده بود، سعى مى‏كردند كه مجلس را به دست بياورند. آن وقت كه نمى‏توانستند با فشار مردم را الزام كنند بايد كيك را چيز بكنيد، آن وقت با حيله‏ها مى‏كردند، ايادى خودشان، در بلاد، و مردم بيچاره را يا اغفال مى‏كردند يا خانها وادار مى‏كردند و وقتى كه رضاخان آمد دركار، ديگرقضيه، قضيه اين بود كه دست شاهنشاه بود، همه چيز دست او بود. البته اين آخر هم همين جور بود. فرماندارها هر جا بودند مأمور بودند كه در آنجا اين آدم را از صندوق بيرون بياورند. بتوانند مردم را وادار كنند به اين كار؛ نتوانستند صندوق‏ها را عوض بكنند، نتوانستند صندوقها را بد بخوانند و همه چيز هم دست خودشان بود. مردم هم چون مأيوس شده بودند كنار رفته بودند، راه ديگر باز بود. يكى از امور بسيار مهم كه آنها كارهاى خودشان را با آن انجام مى‏دهند مأيوس كردن قشرهاى مختلف كشور است. مأيوسشان بكنند از اينكه ما كار ازمان مى‏آيد. كوشش داشتند در رژيم سابق به اينكه مردم را از همه چيز مأيوس كنند، «ما نمى‏توانيم، بايد از غرب درست بشود، ما همسايه كذا داريم». كوشش مى‏كردند در اين معنا و كسانى كه در مجلس پيدا مى‏شد احياناً كه مقابل بايستد، آنها يا همان ايادى خود آنها در مجلس مى‏كوبيدند آنها را، و يا اگر نمى‏شد آنها را از بين مى‏بردند. مأيوس مى‏كردند مردم را از اينكه بتوانند خودشان يك كارى انجام بدهند، طبيب بتواند آپانديس را معالجه كند. اين دردآور بود هر وقت من فكرش را مى‏كنم متأثر مى‏شوم از اينكه در زمان محمدرضا براى يك آپانديس از خارج طبيب آوردند، و اين سركوبى اطبا محترم ما بود. كارشناس از خارج مى‏آوردند، ارتش حتماً بايد كارشناس‏اش از امريكا بيايد. يا اگر آن وقت بود از جاى ديگر بيايد.

براى ما كارشناس مى‏آوردند. براى كارخانه‏هاى ما كارشناس مى‏آمد. مى‏آمد كه نگذارد خود شما بفهميد. كارشناس ارتشى مى‏آمد كه نگذارد ارتش چيز بفهمند. نه اين كه مى‏آمد به آنها تعليم كند، مى‏آمد كه جلوى تعلم را بگيرد ..

 

موضوع : انتخابات

منبع :

صحيفه امام، ج‏18، ص: 282

صحيفه امام، ج‏18، ص: 283




[ سه شنبه 9 اسفند 1390  ] [ 9:50 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By R A S E K H O O N :.

تعداد کل صفحات : 13 ::         4   5   6   7   8   9   10   11   12   13  

درباره وبلاگ

حضرت علی (ع) به مالك اشتر می فرماید: « فردی را انتخاب كن كه به نظرت از دیگران خیرخواه تر و در برابر فرمان پروردگار و رسول خدا و امامت مطیع تر باشد. از میان اشخاص پاكترین و بردبارترین را برگزین. كسی كه هنگام خشم صبوری كند و از پذیرفتن عذر خطاكار آرامش یابد. با ضعیفان مهربان و با زورگویان تند و خشن باشد و كسی كه درشتی دیگران او را جا نكند و نرمی و ملاطفت او را نگیرد.»
آرشيو مطالب
آمار سایت
کل بازدید : 38439 نفر
كل مطالب : 245 عدد
کل نظرات : 16 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : چهارشنبه 26 بهمن 1390 
آخرین بروز رسانی : شنبه 20 اسفند 1390