تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 918329
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



تلنگر
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 30 بهمن 1395  3:06 PM | نظرات(0)

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: "نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند".


ادامه مطلب

انتقاد
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 30 بهمن 1395  3:00 PM | نظرات(0)

فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.
استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.


ادامه مطلب

سه چیز برای شاد بودن
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 29 بهمن 1395  8:29 PM | نظرات(0)

سه چیز برای شاد بودن حیاتی است!

کاری برای انجام دادن
کسی برای دوست داشتن
و امید به فردای بهتر

اديسون




مادر
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 28 بهمن 1395  8:04 PM | نظرات(0)

در عالم کودکی به مادرم قول دادم
که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم.
مادرم مرا بوسید.
و گفت : نمی توانی عزیزم !
گفتم : می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .


ادامه مطلب

بدتر از خداحافظى
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 28 بهمن 1395  8:01 PM | نظرات(0)

فقط يك چيز از خداحافظى بدتر است:
فرصت خداحافظى پيدا نكردن. اين زخم هميشه تازه مي ماند و هر چه نگفته اى و هرچه نكرده اى تا ابد عذابت مى دهد. در هرچهره ى بيگانه او را مى بينى، در هرلحظه ى بعد از او و به خودت مى گويى اگر آن آخرين بار اين يا آن كار را كرده بودم، اگر اين يا آن كلمه را گفته بودم. در نهايت مى فهمى فقط يك كلمه بود كه مى خواستى بگويى : دوستت دارم.


ادامه مطلب

‎"هنر نبودن دیگری"
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 28 بهمن 1395  8:00 PM | نظرات(0)

یکی بود یکی نبود


‎این داستان زندگی ماست‎همیشه همین بوده
‎یکی بود یکی نبود
‎در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن .
‎با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد.
‎هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ،
‎که یکی بود ، دیگری هم بود .
‎همه با هم بودند .


ادامه مطلب

از گذشته باید آموخت
+ نویسنده نازنیـــــــــن در چهارشنبه 27 بهمن 1395  3:03 PM | نظرات(0)


گذشته،  درگذشته
من برای گذشته هیچ کاری نمیتوانم بکنم.
اگر شما تمامِ علم و علمای جهان را هم جمع کنید
حتی نمی توانید لباسی را که دیشب در مهمانی پوشیده بودید را عوض کنید و یک لباس دیگر بپوشید
تمام شد و رفت.


ادامه مطلب

مادر
+ نویسنده نازنیـــــــــن در چهارشنبه 27 بهمن 1395  3:00 PM | نظرات(1)

دکتری برای خواستگاری دختری رفت، ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مامانت به عروسی نیاید!          
آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت:
در سن یک سالگی پدرم مرد و مادرم برای اینکه خرج زندگیمان را تامین کند در خانه های مردم رخت و لباس میشست.


ادامه مطلب