روز شمار انقلاب5

یک اربعین، به نیــزه ســر یـار دیده ام

یک اربعین، چو شمع به پایش چکیده ام

 

یک اربعین، به ضربه ی شلّاق ساربان

بر روی خــارهای مغــیلان دویده ام

 

یک اربعین، تمام تنم درد می کند

با ضـرب تـازیانه ز جـایم پریده ام

 

یک اربعین، رقیّه ی تو مُرد از غمت

اکنون بدون او به کنارت رسیـده ام

 

یک اربعین، به شام و به کوفه حماسه ها

با خطــبه های حیــدری ام آفـریده ام

 

یک اربعین، ز چوبه ی محمل سرم شکست

همچـون پـدر ببیـن تـو جبین دریــده ام

 

یک اربعین، کنار عدو، وای! وای! وای!

بس جورِ طعنه های فراوان کشیده ام

 

یک اربعین، به ضربه سیلی ببین حسین

رویم کبود گشته و قامــت خمیــده ام

شاعر: مجید لشکری



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 بهمن 1389  ساعت 10:49 PM | نظرات (0)

روز شمار انقلاب

من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته؛

 کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 بهمن 1389  ساعت 11:10 PM | نظرات (0)

خاطرات امام خمینی روز شمار 3

  خاطرات امام خمینی www.taknaz.ir

سخن از پروانه‏ هایى است كه گرد شمع وجود امام جمع شدند و ازگرمى ولایت و پرتو انوار خورشید درخشان حضرتش بهره‏ها بردند واز یار سفركرده و خاطرات جاودان پیوندش با ساحت مقدس عترت سخن‏گفتند تا همه نسلها با پیروى از حضرتش در شمار ارادتمندان‏اهل‏بیت جاى گیرند.
به گزارش سرویس سیاسی جهان در این‏بخش به فرازهایى از آن خاطرات اشاره‏مى‏شود. باشد تا از سیره عملى این اسوه علم و عمل جرعه‏اى‏برگیریم و مشعلى فرا روى نسل جوان بر افروزیم.      

این آقا پدر شما هستند؟

یكبار یكی از مسئولان مملكتی ، در حالی كه پدر مسنشان هم با او بود، برای انجام كارهای جاری به خدمت حضرت امام رسیدند. پس از این كه از خدمت حضرت امام بازگشت، گفت:« می خواستم به حضور حضرت امام برسم، من جلو افتاده بودم و پدرم را از دنبال می آوردم. پس از تشرف، پدرم را به حضرت امام معرفی كردم. حضرت امام نگاهی كردند و فرمودند: « این آقا پدر شما هستند؟(پس چرا شما جلوتر از او راه افتادی و وارد شدی؟!»

رضای خدا
امام خمینی رحمت الله علیه در نامه ای كه از تركیه برای حاج آقا مصطفی (ره) فرستاده بود نوشت: اگر رضای خدا را می خواهید با مادر و خواهران و بستگان خوش رفتاری كنید. امام خمینی (ره) وقتی كه به زیارت قبر استادش مشرف شد، قسمتی از عمامه اش را باز كرد و با آن گرد و غبار قبر استادراپاك كرد. حضرت امام مدت هفت سال در محضر استاد با احترام كامل و به حالت دو زانو نشست . زمانی كه منافقین آیت الله هاشمی رفسنجانی را ترور كردند، امام خمینی (ره) برای شفا آقای هاشمی گوسفندی نذر كرد. پس از ترور آیت الله خامنه ای دامه بركاته ، حضرت امام دستور دادند وضع آقای خامنه ای را لحظه به لحظه به ایشان گزارش دهند. هنگامی كه آیت الله سعیدی به دست رژیم ستم شاه به شهادت رسید، در نجف اشرف برای آن شهید بزرگوار چهل شب مجلس فاتحه گرفته شد. امام در تمام چهل شب در مجلس شركت كردند. آیت الله ابراهیم امینی می گوید: طلبه ای گمنام بودم، یك ماه بیمار شدم، امام تمام چهارشنبه به عیادت من می آمد.                                                          

بارم را سبک می کنید
بعد از فوت مرحوم آیت الله حكیم (رضوان الله علیه)، یكی از نمایندگان آن مرحوم در یكی از شهرهای ایران، نامه ای برای حضرت امام كه در نجف بودند نوشت و اجازه خواست كه بعد از‌ آقای حكیم، وكیل حضرت امام باشد. حضرت امام هم یك اجازه معمولی برای ایشان نوشتند و فرستادند. اما این آقای به این مقدار اجازه قانع نبود و می خواست وكیل حضرت امام در آن شهر و آن استان باشد. مرحوم حاج آقا مصطفی هم برای وساطت خدمت حضرت امام عرض كرده بود كه ایشان صلاحیت این كار را دارد و وكیل آقای حكیم هم بوده است. حضرت امام در جواب حاج آقا مصطفی فرمودند:«این مقدار كه ما نوشتیم كافی است.» بعدا گویا آن آقا نامه تهدید آمیزی به حضرت امام در نجف نوشتند ( و ما این را از جواب حضرت امام فهمیدیم ) كه اگر این وكالت نامه را به من ندهید، به مردم می گویم كه از تقلید شما برگردند!. حضرت امام در جواب نوشته بودند: «اگر یك چنین خدمتی به من بكنید، من از شما تا روز قیامت ممنون می شوم كه بار من را سبك كرده اید اگر مردم از تقلید من برگردند، بار مسئولیت من سبك می شود.»



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  ساعت 10:46 PM | نظرات (0)

روز شمار انقلاب2

29 دی ماه 1357


 

ü      "جلال‌ الدین تهرانی" رئیس شورای سلطنت خواستار ملاقات با "امام خمینی" (س) شد. امام برای این دیدار دو شرط استعفای او از ریاست شورای سلطنت و اعلام غیرقانونی بودن این شورا را مطرح کردند. وی هر دو شرط را پذیرفت.


 

ü      به مناسبت اربعین شهادت "امام حسین"(ع) سراسر ایران شاهد راهپیمایی‌های عظیم و آرام مردم در حمایت از" امام خمینی "(س) بود.


 

ü      ارتشبد" قره‌ باغی"، رئیس ستاد ارتش اعلام کرد: در فرماندهی ستاد، اثار بی ‌ایمانی، بلاتکلیفی و عدم علاقه به کارهای روزمره به وضوح مشهود است و فرار روزافزون افسران و سربازان و افزایش آمار غائبین نشانه این امر است.


 

ü      بازار تهران در اعتراض به انتشار مقاله توهین ‌آمیز علیه "امام خمینی" (س) در روزنامه اطلاعات، تعطیل شد.


 

ü      دولت آمریکا با تمدید موافقتنامه مربوط به خدمت مأموران نظامی امریکا در ایران، به مدت یک سال از اول فروردین 1357 موافقت کرد.


 

ü      دولت عراق پس از پنج ماه ممانعت از انتشار فتوای " امام خمینی"(س) راجع به لزوم پرداخت زکات و صدقات به مبارزین فلسطینی، سرانجام اجازه داد این فتوا در نشریه حزب دمکرات منتشر شود.


 

ü      دادگاه فوق ‌العاده زمان جنگ در مهاباد، "قاضی محمد"، "صدر قاضی" و "سیف قاضی" رهبران فرقه دمکرات کردستان را به اعدام محکوم کرد.


 

ü      دولت ایران در اعتراض به دخالت های شوروی در امور داخلی ایران، به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت کرد.


 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 دی 1389  ساعت 9:36 PM | نظرات (0)

روز شمار انقلاب1

26 دی ماه؛ فرار شاه از ایران


 

26 دی 1357

با روشن شدن جرقه های اولیه انقلاب و فشار نیروهای مخالف رژیم و هماهنگی قیام های مردمی به رهبری امام خمینی (ره) و کشتار 17 شهریور و برگزاری مراسم چهلم های مختلف شهدا در تهران، تبریز، اصفهان و مشهد و ...، و اعتصاب کارگران شرکت ملی نفت و چاپ اعلامیه توهین آمیز احمد رشیدی مطلق علیه امام (ره)، کنترل امنیت کشور از دست نیروهای رژیم و حتی حکومت نظامی خارج شد و پایه های اقتدار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی سست شده و منجر به فرار شاه گردید.

در آن تاریخ همه ناظران سیاسی متفق القول بودند که حل بحران، با حضور شاه در ایران امکان پذیر نیست و رهبر انقلاب اسلامی، به هیچ عنوان حضور شاه و رژیم سلطنتی را تحمل نخواهد کرد. شاه نیز پس از عدم موفقیت دولت نظامی ازهاری در برقراری نظم و آرامش و رفع اعتصابها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، راه دیگری جز خروج از کشور را نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیر رسمی بود. مشایعت کنندگان، نخست وزیر، روسای مجلسین، وزیر دربار، رییس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان های گارد شاهنشاهی بود. مقارن ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یک هلیکوپتر وارد فرودگاه شدند.

شاه در مصاحبه کوتاهی با خبرنگاران گفت:[1]

« مدتی است احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این که خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اکنون آغاز می شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترک می کنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی که پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم که دولت بتواند هم جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق شود.»

در مورد مدت سفر گفت:

« این سفر بستگی به حالت من دارد و در حال حاضر دقیقاً نمی توانم آن را تعیین کنم.»

ساعت نیم بعد از ظهر، شاه و همسرش تهران را به مقصد مصر ترک کردند.

بعضی از تحلیلگران خارجی سال 1975، یعنی اواخر سال 1353 و 9 ماهه اول سال 1354، را نقطه آغاز افول قدرت شاه در ایران می دانند. وقایعی که در این سال رخ داد، به حسب ظاهر همه از نیرومندتر شدن موقعیت شاه و رژیم سلطنت در ایران حکایت می کرد. در آمد نفت چهار برابر شد و به مرز سالانه 20 میلیارد دلار رسید که با قدرت خرید آن روز دلار، رقم هنگفتی به شمار می آمد. شاه با اعلام یک سیستم تک حزبی در اسفند 1353، حکومت مطلقه خود را بر کشور تثبیت کرد، آشتی با عراق و امضای قرارداد حل اختلافات دو کشور که بر اساس بیانیه الجزایر تنظیم شده بود، به نگرانی های ایران از مرزهای غربی خود خاتمه داد، روابط ایران با همه کشورها اعم از شرق و غرب توسعه یافت و سیل سران و دولتمردان خارجی، برای بهره گرفتن از خوان نعمتی که بر اثر افزایش ناگهانی درآمد نفت در ایران گسترده شده بود، به ایران سرازیر شد. در این میان درباریان، به فکر راه انداختن جشن های تازه ای افتادند. این بار پنجاهمین سال سلطنت خاندان پهلوی را در آبان 1354، بهانه ای برای ریخت و پاش های تازه قرار دادند. اسد الله علم یکی از معاونین خود، دکتر باهری را که سوابق توده ای داشت برای سرپرستی برنامه های تبلیغاتی این جشن ها برگزید و ده ها کتاب در وصف خاندان پهلوی که هر یک با مقدمه ای با امضای علم آغاز می شد، انتشار یافت.

در فوریه سال 1976، یعنی در زمان حکومت فورد و یازده ماه قبل از آن که کارتر وارد کاخ سفید بشود، یک هیئت تحقیقاتی از طرف سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، به سرپرستی "ارنست اونی" گزارشی درباره خاندان سلطنتی و ساختار حکومت در ایران تهیه کرد در تیراژ محدودی در مجموعه نشریات محرمانه سیا چاپ و بین مقامات سیا و بعضی مقام های بالای آمریکا توزیع گردید.[2] در این گزارش خانواده سلطنتی ایران «کانون عناصر فساد و هرزه و شهوتران» معرفی شده و بیش از همه به شرح احوال اشرف پهلوی به عنوان با نفوذ ترین و در عین حال فاسد ترین اعضای خانواده پرداخته بود. و شاه، را زمامداری خودکامه که بجز افراد خانواده خود، فقط با ده، دوازده نفر، که رأس آن ها امیر اسدالله علم وزیر دربارش قرار دارد، محشور است «فقط از این عده اطلاعاتی را کسب می کند. او با کسی مشورت نمی نماید و دیگران فقط مجری تصمیمات او هستند. ایران عملاً تیول چهل خانواده است که مقامات دولتی و تجارت را تحت کنترل خود دارند و بعد از آنها 150 تا 160 خانواده دیگر هم هستند که در درجه دوم اهمیت قرار گرفته اند و رده دوم مقامات سیاسی و فعالیت های بازرگانی کشور را اشغال می کنند. مجموع این خانواده ها که 200 خانواده می شوند، جایگزین قدرت و نفوذ 1000 فامیلی شده اند که آمریکایی ها در گذشته از آن به عنوان خانواده حاکم بر ایران نام می بردند. گزارش سیا در تشریح نهادهای سیاسی در ایران می نویسد:

«دولت و پارلمان در ایران فاقد اختیار و قدرت نهادهای مشابه در حکومت دموکراسی هستند و عملاً جز صحنه نهادن بر تصمیمات شاه و اجرای آن نقشی ایفا نمی کنند.»

شاه بعد از روی کار آمدن کارتر در سال 1977، در صدد جلب رضایت وی بر آمد. نخست دولت سیزده ساله هویدا را تغییر داد و جمشید آموزگار تحصیلکرده آمریکا را به صدارت گماشت و راهی آن کشور شد. تظاهرات انبوه مخالفان هنگام ورود او به کاخ سفید که موجب پرتاب گاز اشک آور از طرف پلیس و اشک ریختن کارتر و مهمانانش شد، آغاز ناخوشی برای این سفر بود، اما شاه در همان دیدار نخستین با رییس جمهور جدید آمریکا سر تسلیم فرود آورد و متعهد شد از افزایش قیمت نفت جلوگیری کند. در این مذاکرات، شاه جای هیچ گله و شکایتی برای آمریکایی ها باقی نگذاشت، به طوری که در بازگشت اعتماد به نفس خود را باز یافته و بار دیگر با خیال راحت بر اریکه سلطنت تکیه زده بود. ولی مشکلات اقتصادی و نابسامانی های ناشی از ریخت و پاش های گذشته از یک طرف و تشدید مخالفت ها با حکومت خودکامه و مفاسد و مشکلات ناشی از آن، به تدریج روند نهضتی را در جامعه شدت بخشید که مهار آن روز به روز دشوارتر می شد. آموزگار در کار خود فرومانده بود و هویدا هم که به وزارت دربار منصوب شده بود، از هیچ گونه کار شکنی در کار دولت فروگذار نمی کرد و سرانجام با انتشار مقاله توهین آمیز نسبت به امام خمینی (ره) در روزنامه اطلاعات در 17 دی 1356، کاری ترین زهر خود را به حکومت آموزگار ریخت. این مقاله به ابتکار هویدا تهیه و شاه بر انتشار آن صحه گذاشت و حتی لحن آن را تندتر کرد. سرانجام دولت آموزگار از کار برکنار شد و شاه شریف امامی را که مهره انگلیسی ها بود روی کار آورد تا شاید بتواند در کنار حمایت آمریکا، رضایت انگلستان را نیز جلب نماید. انتخاب شریف امامی به نخست وزیری هم هیچ یک از انتظارات شاه را بر نیاورد. عقب گرد ناگهانی رژیم در برابر مخالفان و آزادی مطبوعات، به گسترش فعالیت های مخالف رژیم انجامید. اقدام شتابزده رژیم در برقراری حکومت نظامی، فاجعه 17 شهریور میدان ژاله (شهدا) را آفرید. انعکاس جهانی این فاجعه رژیم را از اجرای مقررات حکومت نظامی باز داشت و تظاهرات و اعتصابات تازه ای را به دنبال آورد.

تیر اندازی به سوی دانشجویان و دانش آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و کشته و زخمی شدن تعدادی از آنها، تظاهرات بی سابقه 14 آبان را در تهران به دنبال داشت. شاه همان روز با هلیکوپتر بر فراز شهر پرواز کرد و پس از مشاهده شعله های آتش که از صدها نقطه شهر زبانه می کشید، به کاخ نیاوران بازگشت و سفیران آمریکا و انگلیس را نزد خود فرا خواند تا تصمیم خود را به تشکیل یک دولت نظامی به آنها ابلاغ کند. سفیر آمریکا نظر موافق واشنگتن را با استقرار یک دولت نظامی اعلام داشت. سفیر انگلیس نیز گفت:

دولت انگلیس آنچه را که اعلی حضرت به مصلحت کشور خود تشخیص دهند، تایید می کند. شاه پس از این ملاقات حکم نخست وزیری ارتشبد ازهاری را امضا کرد و فردای آن روز ضمن اعلام تشکیل دولت نظامی گفت که صدای انقلاب ملت را شنیده و قول می دهد که اشتباهات گذشته جبران شود.

دولت نظامی در همان چند روز اول ناتوانی خود را در اداره امور کشور نشان داد و موج تظاهرات و اعتصابات بعد از چند روز وقفه از سر گرفته شد. حکومت نظامی هم عملاً کارآیی خود را از دست داد، زیرا مقررات حکومت نظامی در مورد منع اجتماعات اجرا نمی شد. حکومت نظامی بویژه در مورد مطبوعات سختگیری کرد، ولی نویسندگان مطبوعات زیر بار سانسور نرفتند و دست به اعتصاب زدند و مردم بیش از پیش برای آگاهی از آنچه در کشورشان می گذشت به رادیوهای بیگانه روی آوردند. گسترش موج اعتصابات در سراسر کشور، بخصوص صنعت نفت، مملکت را به حال فلج کامل درآورد و درآمد ارزی کشور به صفر رسید. شاه برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ملی روی آورد و قبل از همه دکتر غلامحسین صدیقی را برای مقام نخست وزیری در نظر گرفت. دکتر صدیقی پس از یک هفته مطالعه و مشورت، پاسخ ردّ داد. شاه از شاپور بختیار دعوت کرد. بختیار این پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیارات کامل و خروج شاه از کشور بعد از رأی اعتماد مجلسین به دولت پذیرفت. شاه ناگزیر، تمام شرایط را پذیرفت.

در آخرین روزها فرح کوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به وی، طبق قانون اساسی جلب نماید. شاه نپذیرفت و گفت این کار مشکلی را حل نخواهد کرد. سرانجام شاه در روز 26 دی 1357، فرار را بر قرار ترجیح داد. از اعضای خانواده سلطنتی تنها فرح مانده بود که او نیز همراه همسرش از ایران خارج شد. پس از خروج شاه از ایران، موج شادی مردم را فرا گرفت و ملت با آمدن به خیابان ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفت و رژیم سلطنتی کمتر از یک ماه پس از فرار شاه سقوط کرد و طومار عمر رژیم سر تا سر ظلم و جور 2500 ساله شاهنشاهی روز 22 بهمن 1357، در هم پیچیده شد.


 

1- غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی 25 ساله ایران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، ص 314-313.

1- محمود طلوعی، پدرو پسر، ناگفته ها و ناشنیدنی ها از زندگی و روزگار پهلوی ها، ص 753-751.



نوشته شده در تاريخ شنبه 25 دی 1389  ساعت 7:22 PM | نظرات (0)

مسیر روشن تلاش

بهره گيري بهتر از منابع و ظرفيت هاي عظيم موجود در کشور،‌ استفاده از سرمايه و امکانات افراد علاقه مند، پرهيز از اسراف و بيهوده خرجي، افزايش کارآفريني و سرمايه گذاري
و ارتقا فعاليت ها در بخش هاي مختلف اقتصادي ارتقا کيفيت توليدات داخلي تا حدي که قابل رقابت با اجناس خارجي باشد از محورهاي مورد تاکيد در پيام مقام معظم رهبري است.
بديهي است تحقق منويات مقام معظم رهبري در سال جاري به تلاش و همت تمام فعالان
اعم از دولتمردان، نمايندگان مجلس و ديگر دست اندرکاران و همچنين مردم نياز دارد تا ما را در دستيابي به اهداف پيش بيني شده در برنامه هاي بالادستي و پايين دستي ياري کند.
به هر ميزان دامنه تعامل، انسجام و همبستگي فعالان بخش هاي مختلف اقتصادي ارتقا يابد امکان برداشتن گام هاي بلندتر در بخش هاي مختلف اقتصادي،‌ اجتماعي و فرهنگي نيز بيشتر مي شود.
کارشناسان اقتصادي معتقدند:‌ با همت و کار بيشتر بايد در جهت پيشرفت و آباداني کشور تلاش شود به طوري که بايد با مناسب ترين برنامه ريزي هاي عملي و کمترين هزينه ها براحتي امکان دستيابي به اهداف برنامه پنجم توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي و همچنين افق چشم انداز 20 ساله فراهم شود.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 9:51 PM | نظرات (0)

تدبیر مضاعف

سلام

سال همت و کار مضاعف در ابتدا با استقبال بی نظیری در رسانه ها و مقالات و دست نوشته ها مواجه شد اما تا کنون برنامه مدونی از سوی ارگان های مسئول در دوایر مختلف مملکتی ارائه نشده است .

اعلام این موضوع از سوی رهبر معظم انقلاب با تدبیری بی نظیر همراه بوده که می طلبد دولتمردان با درایت و دقت مضاعف امکان درک همت و کار مضاعف را داشته باشند و برنامه ای تدوین کنند که همه ابعاد این موضوع در آن تبیین شود .

به هر حال هرکس به تناسب مسئولیتش و توان فکری خود باید در این عرصه قدم مضاعف بردارد تا به این هدف مهم در زمینه های مورد نیاز دست یابد

به امید تدبیر شما و



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 9:16 PM | نظرات (0)

كار مضاعف در کلام
اشخاص بزرگ و با همت به كوه مانند، هر چه به ايشان نزديك شوي عظمت و ابهت آنان بر تو معلوم شود و مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند.
ایرانیان هر گاه پُشتکار داشته اند شگفتی ها آفریده اند .
صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي هيچ گاه با درماندگي روبرو نخواهد شد.
آنان که مدام دل نگران ناتوانان هستند هیچ گاه نمی توانند ناتوانی را نجات بخشند ! با اشک ریختن ما ، آنها توانا نمی شوند باید توانا شد و آنگاه آستین همت بالا زد .
هر که در سيرت و رفتار پيشينيان نظر کند ، متذکر مي شود تا چه اندازه از همت مردان واپس مانده است .

کار ، بهترین تسکین دهنده ، افکار پریشان ، و غم است .
آغاز هر كار مهمترين قسمت آن است . « افلاطون »

براي پيشرفت سه چيز لازم است: اول پشتکار، دوم پشتکار، سوم پشتکار.
در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید .
داشتن پشتکار ، تفاوت ظريف بين شکست و کاميابي است.
پشتکار گوهر مردان و زنان فرهمند است .
مردانگي تنها به مرد بودن نيست ؛ به همت و گذشت است.


نوشته شده در تاريخ شنبه 18 اردیبهشت 1389  ساعت 10:04 PM | نظرات (0)

کار در کلام سعدی
کار و همت در ادبیات پارسی
از دیرباز در ادبیات پارسی، عالمان و شاعران اخلاق‌گرا، مردمان را به سمت کار و همت بلند فرا خوانده‌اند، زیرا آنان حیات و موفقیت فردی و جمعی انسان را در سایه این دو عامل تأثیرگذار می‌نگریستند. 

آن‌گاه که عنصر کار از زندگی آدمی حذف شود، تمایل به پلیدی و تجاوز و جنایت و یغماگری پدیدار می‌گردد و آن‌گاه که عنصر همت از حیات انسان رخت بر بندد،‌ سستی و تنبلی و دریوزگی بر جامعه چیره می‌شود. 
بدین سان روشن است که زندگی سالم و موفق بدون کار و همت امکان‌پذیر نیست. توصیه‌های اخلاقی و دینی بزرگان ادب و فرهنگ اسلامی، از جایگاه نظرگیر کار و کوشش شایسته حکایت دارد. اینک نمونه‌ای از آموزه‌های اخلاقی سعدی به دست داده می‌شود. 

آموزه‌های سعدی پیرامون کار و همت
سعدی ـ استاد سخن و اندیشه اخلاقی در سده ششم هجری ـ برای پدران سفارش‌هایی چند دارد. او در اندرزهای اخلاقی و معنوی‌اش به پدران می‌گوید که هر پدری پس از ده ساله شدن پسرش می‌باید او را خردمندی آموزد و فرهنگ دوستی را در او پدید آورد، زیرا فقط از رهگذر این کوشش تربیتی پدر است که پسر نام پدر را زنده و جاودانه نگاه می‌دارد. بنابراین، بلندی نام و آوازه پدران را می‌باید حاصل همت و فعالیت فرهنگی و تربیتی آنان نسبت به نسل نو دانست. 

چو خواهی که نامت بماند به جای
پسر را خردمندی آموز و رأی
چو فرهنگ و رایش نباشد بسی
بمیری و از تو نماند کسی 

بر پایه تربیت درست نوجوانان است که می‌توان چشم به راه آینده‌سازان ماند. اگر کار و همت تربیتی و فرهنگی نسل دیروز نباشد، بی‌گمان نمی‌توان از نسل امروز انتظار فرهنگ دوستی و اخلاق‌گرایی و معنویت‌جویی داشت. بدین سان سه عامل انسان و خانواده و آینده را در پیوند با کار و همت می‌نگریم. 

سعدی در سفارش‌های اخلاقی خویش، از پدران می‌خواهد که پسران را در آغاز دوران نوجوانی‌شان با کار و تلاش آشنا و مأنوس سازند. این آموزه تربیتی سعدی از این نکته حکایت دارد که فرهنگ‌سازی برای کار و همت بلند انسانی و اجتماعی می باید در بستر رشد جسمانی و عقلانی نسل نو شکل گیرد. و گرنه چگونه می‌توان یک جوان مغرور و نازپرورده را به سمت کار و کوشش رهبری کرد؟ حال به این پند گران‌مایه شیخ اجل گوش دارید:
بسا روزگارا که سختی برد
پسر چون پدر نازکش پرورد
خردمند و پرهیزگارش برآر
گرش دولت‌داری بنازش مدار 

تردیدی نیست که نسل‌های کارآمد و تأثیرگذار بر سرنوشت یک جامعه، در سایه‌کار و همت ساخته می‌شوند، نه در سایه تنعم و ناز پروردگی ! سعدی در برنامه معنوی‌اش از پدران می‌خواهد که در تربیت فرزندان کوشیده و آنان را با عنصر کار و کوشش آشنایی دهند. مرحله نخست این است. آن‌گاه باید او خردمند و پرهیزکار بار آورد تا تلاش‌ مادی‌اش را همراه با انگیزه‌های انسانی سازد. 

دریغا! که چیرگی اشرافی‌گری با محبت‌های بی‌جا و ناپسند سبب گشته که بسیاری از پدران، پسران خود را در بستر نازپروردگی بزرگ کنند. نسل نازپرورده، چگونه می‌تواند در برابر دشواری‌های طبیعی و غیرطبیعی زندگی و زمانه دوام بیاورد؟ 

این که در صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها، از انتحار و قتل و تجاوز و خیانت و متارکه زوج‌های جوان سخن به میان می‌آید،‌ چه پیام‌هایی می‌رسد؟ آیا این همه نمودار کوتاهی پدران و دیگران در پرورش فکری و روحی نسل نو نیست؟ آیا نازپروردگی و کارگریزی و همت‌ستیزی نسل نو، معلول بی‌اعتنایی نسل کهن نسبت به فرهنگ کار و همت به حساب نمی‌آید؟ 

مقایسه‌ای گذرا میان دختران و پسران خودساخته و فعال در عرصه‌های فرهنگی و علمی و اقتصادی، با دختران و پسران لذت‌جو و خوش‌گذران،‌ نشان می‌دهد که دو گونه خانواده و تربیت وجود دارد.
 
جوانانی که روی‌کرد معنوی و اخلاقی داشته و در جامعه موفقیت‌هایی کسب کرده‌اند، بی‌گمان پدران و مادران فرهیخته داشته‌اند که زندگی را بر پایه‌های ایمان و تلاش نهاده‌اند و از سویی دیگر جوانان گریزان از فعالیت‌ها و مهارت‌های تحصیلی و شغلی را می‌باید معلول روش ناپسند والدینی دانست که عنصرهای کار و همت را از فرهنگ زندگی و خانواده حذف کرده‌اند. 

بیاموز فرزند را دسترنج
وگردست داری چو قارون به گنج
مکن تکیه بر دستگاهی که هست
که باشد که نعمت نماند به دست
به پایان رسد کیسه سیم و زر
نگردد تهی کیسه پیشه‌ور 

سعدی در. 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 اردیبهشت 1389  ساعت 10:53 PM | نظرات (0)

همت در شعر2
با توجه به اينكه همت در معاني متعددي در اشعار حافظ به كار رفته است، در اينجا به چند نمونه ديگر نيز اشاره مي‌شود. لسان الغيب همت را به معناي عنايت و توجه خاص مي‌داند و معتقد است اگر در راه خاندان نبوت صادقانه ره بپيمايي عنايت و توجه امير نجف، حضرت علي عليه السلام نگاهبان تو خواهد بود:
حافظ اگر قدم زني در ره خاندان عشق (يا در برخي منابع: بصدق)؟
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف
به اعتقاد لسان الغيب، رسيدن ذره خاك به خورشيد همتي سواي همه همت‌ها مي طلبد و تا عزمي راسخ و استوار نباشد نمي‌توان به خورشيد درخشان رسيد:
ذره را تا نبود همت عالي، حافظ؟ طالب چشمه خورشيد درخشان نشود
غزلسراي نامي ايران در بيت ديگري خود را غلام انسان‌هايي مي‌نامد كه با همت، خود را از قيد و بندها و تعلقات دنيوي رها مي‌سازند:
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود؟ ز هر چه رنگ تعلق پذيرد، آزاد است
حافظ براي گذر از گردنه‌هاي صعب العبور عشق از حضرت خضر مي‌خواهد كه همت او را تقويت كند و از طاير قدس (پرنده بهشتي) در خواست مي‌كند براي رسيدن به سر منزل مقصود او را مورد عنايت قرار دهد:
دريا و كوه در ره و من خسته و ضعيف؟اي خضر پي خجسته، مدد كن به همتم
همتم بدرقه راه كن‌اي طاير قدس؟ كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم
خواجه شيرازي در بيت ديگري فكر و انديشه هر شخص را به قدر همت او مي‌داند تو و طوبي و ما و قامت يار؟ فكر هر كس به قدر همت اوست
همت در اشعار ديگر اميران كلام و سخن نيز در معاني مختلفي به كار رفته است كه براي جلوگيري از اطاله كلام فقط به برخي از ابيات اشاره مي‌شود:
منوچهر كردي بدين پيشدست؟ نكردي بدين همت خويش پست
كه باران وي در بهاران بود؟ نه چون همت شهرياران بود (فردوسي)
هيچ كسي ره سوي بالا نيافت؟ تا قدم از همت والا نيافت ( اميرخسرو دهلوي)
همت يار سودمند بود؟ خاصه همت كه آن بلند بود (اوحدي مراغه اي)
عقل وراي وعزم وهمت،گنج توست؟ بهترين گنجور سعي ورنج توست مزدور خفته را ندهد مزد هيچكس؟ ميدان همت است جهان، خوابگاه نيست (پروين اعتصامي)
صبح خيزان كاستين برآسمان افشانده اند؟ پاي كوبان دست همت برجهان افشانده‌اند (خاقاني شرواني)
باطن تو كي كند بر مركب شاهان سفر؟ تا نگردد راي تو برمركب همت سوار (سنائي غزنوي)
نيايي در ره مردان مگر كزخود برون آيي؟ و گر همت شود مركب،توان ازخود برون رفتن (سيف فرغاني)
تا نيست نگردي ره هستت ندهند؟ اين مرتبه با همت پستت ندهند (شيخ بهائي)
كاري نه به قدر همت افتاد؟ راهي نه به پاي مركب آمد (خاقاني)
اوج بلند است در او مي‌پرم؟ باشد كز همت خود برخورم (نظامي)
من همه همت بر اسباب سفر دارم مرا؟ در حضر ساز مهيا برنتابد بيش از اين (خاقاني)
وگرنه مزد طاعت نيست همت؟ به مزدش هر كسي بايد رسيدن ( ناصرخسرو)
همت او بر فلك ز فلخ بنا كرد؟ بر سر ايوان فكند بن پي ايوان (خسرواني)
همه به كردن خير است مر ورا همت؟ همه به دادن مال است مر ورا وسواس (منوچهري)
همت از صاحبدلي كن التماس؟ پس به صاحب دولتي كن التجا (سلمان ساوجي)
هركه را يك ذره همت داد دست؟ كرد اوخورشيد را زآن ذره پست (عطار)


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389  ساعت 7:54 PM | نظرات (0)

همت در شعر
حافظ همت را لازمه تحقق آرزو و مقصود دانسته و مي‌گويد:
شكر خدا كه هر چه طلب كردم از خدا؟ بر منتهاي همت خود كامران شدم
همت بلند دار كه مردان روزگار؟ از همت بلند به جايي رسيده اند
لسان الغيب در جايي ديگر همت را با دعاهاي سحرخيزان باعث نجات از قيد و بند و تعلقات دنيوي و توجه به خداوند مي‌داند و مي‌گويد:
همت حافظ و انفاس سحرخيزان بود؟ كه ز بند غم ايام نجاتم دادند
مولوي نيز همت را پيش شرط استجابت دعا و رسيدن به آمال و آرزوها مي‌داند:
قدر همت باشد آن جهد دعا؟ ليس للانسان الا ما سعي
و در جاي ديگر مي‌گويد:
بهر آسايش سخن كوتاه كن؟ در عوضمان همتي همراه كن
همت در اشعار سعدي نيز به عنوان حلال مشكلات و اراده قوي براي انجام كارهاي بزرگ معرفي شده است:
به همت مدد كن كه شمشير و تير؟ نه در هر وغايي بود دستگير
به همت برآر از ستيزنده شور؟ كه بازوي همت به از دست زور
كف نياز به حق برگشاي و همت بند؟ كه دست فتنه ببندد خداي كارگشاي
حافظ در بخش ديگري از ديوان خود از همت خواستن به معناي ياري طلبيدن و دعاي خير و مدد خواستن از مرشد و پير براي رسيدن به كمال ياد مي‌كند، آنجا كه مي‌فرمايد:
بر سر تربت ما چون گذري همت خواه؟ كه زيارتگه رندان جهان خواهد شد
همين معاني را به نوعي در اشعار صائب تبريزي مشاهده مي‌كنيم. صائب همت را به بال و پر براي رسيدن به مقصد تشبيه مي‌كند:
از همت است هر كه به هر جا رسيده است؟ بي‌بال و پر به عالم بالا پرنده كيست
در جايي ديگر مي‌گويد:
از همت بزرگ به دولت توان رسيد؟ آري به فيل صيد نمايند فيل را
و همچنين:
همت بلند دار كه با همت بلند؟ هر جا روي به توسن گردون سواره اي
همت رمز توانمندي و كارآمدي افراد در راه دستيابي آنان به اهداف مورد نظر است. در دو بيت زير به ترتيب از خواجوي كرماني و وحشي بافقي به اين معنا اشاره شده است:
همت عالي ز فلك بگذرد؟ مرد به همت ز ملك بگذرد
همت اگر سلسله جنبان شود؟ مور تواند كه سليمان شود


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:42 PM | نظرات (0)

کار

 

شهید مرتضی مطهری در زمینه آثار و فایده های کار می گوید:

کار، از نظر سازندگی فرد، یک امر لازمی است. انسان یک موجود چند کانونی است. انسان جسم دارد، قوه خیال دارد، عقل و قلب دارد. کار، هم برای جسم انسان ضروری است و هم برای خیال، عقل و قلب او. اما اینکه کار برای جسم انسان ضروری است، کمتر احتیاج به توضیح دارد؛ زیرا یک امر محسوس است. بدن انسان اگر کار نکند، مریض می شود؛ یعنی کار یکی از عوامل حفظ سلامتی انسان است. اما کار، برای تربیت قوه خیال انسان، امری لازم است؛ چراکه اگر قوه خیال آزاد باشد، منشأ فساد اخلاق می شود. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید: «النَّفسُ اِن لَم تَشغَلْهُ شَغَلَکَ؛ اگر نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول می کند».

همین خیالات است که انسان را به هزاران نوع گناه می کشاند. اما وقتی انسان یک کار و شغلی دارد، آن کار و شغل، او را به سوی خود می کشد و جذب می کند و به او مجالی برای فکر و خیال باطل نمی دهد. همچنین کار روی احساس انسان اثر می گذارد که در اصطلاح قرآن، از آن به «دل» تعبیر می شود؛ یعنی کار از جمله آثارش این است که به قلب انسان خضوع و خشوع می دهد و جلوی قساوت قلب را می گیرد. بی کاری، قساوت قلب می آورد و حداقل فایده کار برای قلب این است که از قساوت قلب جلوگیری می کند.

از خواص دیگر کار، آزمودن خود است. به این بیان که یکی از چیزهایی که انسان قبل از هرچیز باید بیازماید، خودش است. انسان قبل از آزمایش خود، نمی داند چه استعدادهایی دارد. با آزمایش، استعدادهای خود را کشف می کند. تا انسان دست به کاری نزده، نمی تواند بفهمد که استعداد این کار را دارد یا ندارد. انسان، با کار، خود را کشف می کند و خود را کشف کردن، بهترین کشف است.

اگر انسان دست به کاری زد و دید استعدادش را ندارد، کار دیگری را انتخاب می کند و بعد، کار دیگر تا بالاخره کار مورد علاقه و موافق با استعدادش را پیدا می کند. آن وقت است که شاهکارها به وجود می آورد که شاهکار، ساخته عشق است، نه پول و درآمد. با پول می شود کار ایجاد کرد، ولی با پول نمی توان شاهکار ایجاد کرد. در مجموع، کار؛ سازنده خیال، سازنده عقل و فکر و قلب آدمی و به طور کلی، سازنده و تربیت کننده انسان است.

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 11:39 PM | نظرات (0)

اعجاز سوره كوثر
علامه طباطبايي فرمود سوره كوثر يكي از ملاحم و خبرهاي غيبي قرآن كريم است، چونكه خداوند بعد از ارتحال   
پيامبر اكرم بركتي در نسل آن جناب قرارداد به طوري كه در همه عالم هيچ نسلي معادل آن ديده نمي‌شود با آنكه اين همه بلاها بر سر ذريه پيامبر آوردند و گروه گروه آنها را كشتند.22

با توجه به اينكه اين سوره مكي است و حكومت و امكانات در دست مشركان مكه بود و مسلمين در وضع خوبي نبودند و فرزندان پسري پيامبر از دنيا رفته بودند و دشمنان هم زخم زبان مي‌زدند و پيامبر را ابتر مي‌ناميدند و از آنجائيكه فرزند پسري را تداوم بخش برنامه پدري مي‌داشتند، لذا اميدوار بودند با رفتن پيامبر كسي نيست كه راه او و آئين او را ادامه دهد و پيامبر از اين جريان ناراحت بود و خداوند هم هنوز به پيامبر فاطمه (س) را نداده بود.

نزول اين سوره در آن فضا و شرايط هم تسلي‌خاطر و بشارت بزرگ بر پيامبر بود تا در برابر ياوه‌گويي‌هاي دشمنان قلب مباركش آزرده نشود و در عزم آهنين او فتور و سستي راه نيابد و از انبوه جمعيت آنها و امكانات فراواني مادي كه در اختيار دارند نگران نشود، چرا كه خيلي كه منبع هم خيرات است اعطاء خير كثير را به پيامبر نويد مي‌دهد كه به احدي نداده است. از سوي ديگر پاسخ كوبنده‌اي به سران كفر و شرك و ضربه‌اي بود به اميدهاي دشمنان اسلام. و از طرف ديگر بصورت غيبي خبر مي‌دهد كه پيامبر بلانسل و دودمان نمي‌ماند بلكه نسل و دومان او زياد خواهد شد و دشمنان پيامبر ابتر خواهند ماند.23

پس اين سوره پيشگويي براي آينده است كه آينده از آن پيامبر است و خبرهاي اعجازآميز از آينده‌هاي دور و نزديك، كه همه اين پيشگويي‌ها محقق شد، هم خيرات و بركات فراوان بر پيامبر نازل شد و هم دودمان پيامبر در جهان بطور فراوان وجود دارند و هم دشمنان پيامبر كه در آن زمان زياد بودند تار و مار شدند و امروز آثاري از آنها باقي نمانده است، در حاليكه طوائفي، همچون بني‌اميه و بني‌عباس كه به مقابله با پيامبر و فرزندان او برخاستند، روزي آنقدر جمعيت داشتند كه كسي فكر نمي‌كرد ابتر شوند و همه آنها از بين بروند24.

و هم برنامه اسلام و قرآن كه آئين پيامبر بود در سراسر جهان گسترده و فراگير شد.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 اردیبهشت 1389  ساعت 9:48 PM | نظرات (0)

تعداد صفحات :3   1   2   3