حضرت زينب (س) پرستار نهضت و انقلاب حسينى

حضرت زينب (س) در سال پنجم هجري از مادري چون فاطمه زهرا (س) متولد شد و در دامان ايشان، پيامبر اسلام (ص) و حضرت علي (ع) پرورش يافت. يكي از سيره هاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دست گيري از حال بيماران و درماندگان بود. اتفاقات سختي كه در طول حيات سراسر مرارت بار ايشان رخ داد؛ همچون بيماري مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسموميت برادر و بالاخره حادثه بزرگ كربلا، زينب را به عنوان الگوي پرستاران معرفي

کرد و سالروز ولادتش، به عنوان روز پرستار برگزيده شد.

پرستار بزرگ صحراي كربلا، در آن روز سخت، وظايف سنگيني به عهده داشت: تقويت روحيه مجروحان و خانواده شهيدان، رسيدگي به بازماندگان و كمك به اطفال. هم چنين ايشان به مراقبت از حضرت سجاد (ع) نيز كه در بيماري شديد به سر مي برد، مشغول بود.

حيف است زينب سلام الله عليها را تنها پرستار بيمار بخوانند زيرا پرستارى از بيمار يكى از كوچك‏ترين مسؤوليت ‏هاى حضرت زينب سلام الله عليها بود، و هر چند پرستارى وظيفه سنگين و ارزشمندى است و پرستار متعهد بايد با صبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملايمات براى انجام خدمتش ‏بنمايد و چنين كارى از عهده هر كس برنمى‏آيد ولى با اين حال ‏مقام زينب كبرى سلام الله عليها، آن‏قدر والا و عظيم است كه او را پرستار نهضت و انقلاب حسينى بايد بناميم، زيرا اين پرستارى به مراتب مهم‏تر و سرنوشت‏ سازتر از پرستارى بيمار بود. زينب نقش نگهدارى از قيام خون بار حسينى را بر عهده داشت كه ‏قطعا اگر او اين بار را بر دوش نمى‏گرفت، خون سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين صلوات الله عليه پايمال مى‏شد و بسيار دشوار بود كه نهضت ابى عبد الله عليه السلام به مردم‏ اعلام و ابلاغ گردد و شايد بدون اسارت خاندان رسول الله وپيش‏تازى عقيله بنى هاشمى عليها السلام در رسوا نمودن هيئت‏ حاكم، و تبليغ او از انگيزه قيام برادرش، يزيديان به هدف پليد خود نائل مى‏آمدند و نام رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را نه تنها از مناره‏ هاى مساجد بلكه از تاريخ، پاك و محو می ‏كردند و اين بود نيت ‏شوم آنان.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 31 فروردین 1389  ساعت 11:45 PM | نظرات (0)

علوّ همت
امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد :
ارزش هر كس به مقدار نظر بلند و علوّ همت اوست شخصي از حضرت پيغمبر اكرم(ص) سؤال كرد يا رسول الله دو كبوتري كه در هوا در حال پرواز هستند ، كداميك از آنها نزد شما محبوب تر است؟
فرمودند آنكه بالاتر رفته و خود را به اوج زيادتر رسانده است.
در قرآن هم كه كلام خداست به اسبان تندرويي كه از كثرت سرعت از زير سم آنها موقعي كه به سنگ برخورد مي‌كنند برق جستن مي‌كند قسم ياد فرموده :
والعاديات ضجاً فالموريات قدحاً يعني قسم به اسبان تندرويي كه در اثر سرعت و شتاب صداي نفس و شكم هاي آنها از دور شنيده مي‌شود، و هرگاه سم اسبان به سنگي برسد در اثر سرعت از زير سم آنها برق مي‌جهد، و در آيه ديگر مي‌فرمايد:
فالسابقات سبقاً يعني به آن اسباني كه در ميدان مسابقه جلو مي‌روند ، وقتي كه حيواني تندرو و چالاك اينقدر مورد علاقه حضرت احدييت است كه باو قسم مي‌خورد، پس مؤمن متقي كه گل سر سبد عالم وجود است هرگاه داراي جاني گرم و همتي عالي گرديد به چه سرحدي از سعادت قدم خواهد گذاشت و نيز علي عليه‌السلام مي‌فرمايد :
براي حيات شما قيمتي نمي‌شود فرض كرد، پس او را ارزان از دست ندهيد جز با قيمت بهشت .
ابوريجان بيروني در پي‌گيري علم شهرت خاصي دارد، مي‌گويند در لحظات آخر عمرش يكي از فقها به عيادتش آمد با اينكه رشته تخصصي او فلسفه و رياضيات و جامعه شناسي بوده و منجم خوبي هم بود، از فقيه مسئله‌اي در باره ارث پرسيد.
فقيه گفت الآن چه وقت اين مسئله است، گفت اين را هم بدانم و بميرم بهتر است؟
يا ندانم و بميرم ؟


نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 فروردین 1389  ساعت 10:46 PM | نظرات (0)

کار از ديدگاه قران

سلام

مدتي است كه در وبلاگ با عناوين متعددي از جمله همت –كار – مضاعف و... روبرو هستيد مطالبي كه بعضا از نظرتان مي گذرد گوشه هايي از سخنان معصومين و همچنيين سخنان و گفتار بزرگان است

كه با توجه به  بحث نامگذاري سال 89 توسط مقام معظم رهبري مطرح مي شود اميد است كه اين جملات كوتاه و پربار در تحقق فرمايش مقام معظم رهبري در سرلوحه همت و تلاش ما قرار گيرد

به همين منظور به يكي از اين مباحث از ديدگاه قران اشاره مي نمايم:

  از تأكيدات مهم اسلام به انسان‌ها، آن است كه در هيچ زمانی از زندگی خود، از كار و تلاش باز نايستند، انسان همواره بايد در عرصه‌های مختلف زندگی- كه بخشی از آن، تلاش برای تأمين نيازهای اقتصادی و معيشتی است- به صورت جدی و مستمر كوشش كند تا در پرتو چنين تلاش‌ها و زحماتی، جامعة دينی، هم از جهت فردی به صلاح دست يابد و هم از جهت اجتماعی به اهداف خود نايل شود. بيان نورانی حضرت رسول اكرم(ص) به خوبی روشن كننده ميزان سعی مسلمان در زندگی خود است، «ان قامت الساعة و فی يد احدكم فسيلة فان استطاع ان لايقوم حتی يغرسها فليغرسها»يعنی اگر خوشه يا نهالی در دست تو است و قيامت هم در آستانة برپايی است، و چيزی نمانده كه بميری، اين نهال را بكار و بمير. طبق اين بيان، انسان تا نفس دارد، بايد كار كند و در جامعه اسلامی هركسی به تناسب استعداد و قابليتی كه دارد، بايد تلاش و كوشش كند.



نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 26 فروردین 1389  ساعت 12:41 PM | نظرات (0)

مشارکت در کار

الراض بفعل قوم كالداخلفيه معم و على كل داخل فى باطل اءثمان اثمالعمل به و اثم الرض به

ح / 154
ترجمه : هر كس كه به كار گروهى ازمردم خرسند باشد، مانند آن است كه در آن كار،با آنها همراهى كرده است ، هر كس در كار نادرست همراهى كند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همكارى در آن كار نادرست ، و گناهرضايت دادن به انجام آن .
شرح : اسلام ، دينى است كه پيرامونخود را، همواره از زندگى كردن و حصارهاىخلوت و تنهائى و سر بردن در چهار ديواريهاى در بسته ، باز ميدارد. و در مقابل ، همه را به زندگى اجتماعى دعوت ميكند.براى يك چنين زندگى اجتماعى برادرانه ايى، كه در آن همه نسب به يكديگر وظايف و مسئوليتهايى دارند قوانين كاملى نيز قرار داده ، كه جلوه هاى گوناگون آن ، در تعاليمدرخشان اسلامى ديده مى شود.
بر اساس اين قوانين ، خوب بودن و خوب زيستن ، تنها اين نيست كه ما،خود را از همه كناربكشيم ، و در خلوت و تنهايى مشغول عبادت شويم و كارى به كار ديگران و ساير افراد جامعه نداشته باشيم . چه ، در اين صورت ،حتى اگر هيچ گناهى از ما سر نزند، بازدر گناهى كه ديگران ، در كنار ما و مقابل چشمان ما انجام ميدهند، شريك و سهيمخواهيم بود. بهبيان ديگر، يك مسلمان مؤ من واقعى ، نبايد در برابر كارهاى باطلو نادرست ديگران نيز، ساكت بنشيند و هيچ اقدامى نكند.چون اين سكوت ، دليل آن است كه او، با انجام آن كارهاى باطلمخالفتى ندارد و كسى كه مخالف امرى نباشد،بطور طبيعى ، به انجام آن امر، رضايت داده است . و راضى بودن به انجام كار ديگران نيز مانند آن است كه خود او هم در آنكار، شركت و دخالت داشته است .
از اين روست كه امام عليه السلام ميفرمايد: مسلمانان مؤ من حق نداردساكت بنشيند و شاهد و تماشاگركارهاى باطل ديگران باشد.چون در آنصورت ، از او دو گناه سرزده است . يك گناه همان رضايت دادن به انجام آن كار است ، وگناه ديگر آن است كه با چنين رضايتى ، خوداو نيز، در آن كار نادرست بصورت همكار و همراه در آمده و در حقيقت مثل آن است كه خود نيز، در انجام آن گناه ، شركتو همكارى داشته است .


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 فروردین 1389  ساعت 11:28 PM | نظرات (0)

همت
همت بلند دار كه مردان روزگار
از همت بلند به جايي رسيده‌اند»

يا

«همت اگر سلسله جنبان شود
مور تواند كه سليمان شود»

و يا

«اهل همت را ز ناهمواري گردون چه باك
سير انجم را چه غم كاندر زمين چون و چراست»

اميرمومنان(ع)‌ نيز در حكمت 47 نهج‌البلاغه مي‌فرمايند: «قدر الرجل علي قدر همته» (ارزش انسان به ميزان همت اوست)‌



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 فروردین 1389  ساعت 11:58 PM | نظرات (0)

همه كاره ، هيچكاره

همه كاره ، هيچكاره

من اءوما الى متفاوت خذلته الحيل

.ح /403

ترجمه : كسى كه به كارهاى پراكنده بپردازد، از يافتن راه حل صحيح براى آنها ناتوان مى ماند.

شرح : يك ضرب المثل فارسى ، كه به پيروى از كلام امام عليه السلام ، در زبان ما پيدا شده است مى گويد:همه كارها، هيچكاره اند! ولى متاءسفانه ، اين عيب در بعضى از افراد وجود دارد، كه خود راهمه كاره مى دانند.يعنى ، در آن واحد، به چند كار مختلف مى پردازد، و انتظار هم دارند كه در تمام آن كارها، موفق و سر بلند باشد. در حاليكه ، چنين افرادى ، نه تنها در كار خود موفق نمى شوند،بلكه به دهها مشكل و ناراحتى برخورد مى كنند كه از چاره جويى و يافتن راه حل آنها عاجز مى مانند، علاوه باعث مى شوند كه چرخ امور جامعه نيز بخوابد و به افراد اجتماعى هم لطمه بخورد. زيرا در جامعه بشرى ، كارهاى مردم ، به يكديگر مربوط و پيوسته است ، طورى كه اگر در يك گوشه از جامعه ،كارى معطل بماند و به خوبى انجام نشود، كارهاى ديگران هم ، بر اثر آن ، معطل خواهد ماند.
از قديم گفته اند:شكارچى طمع كارى كه در آن واحد دنبال دو خرگوش ‍ بدود، هيچكدام را نمى تواند شكار كند. انسانى هم كه بخواهند در آن واحد، دنبال چند كار برود، هيچكدام از آن كارها را، ياد نمى گيرد و در هيچ رشته يى، نمى توان مهارت لازم را بدست آورد. بدون شك ، اگر كسى بگويد:منهم پزشكى مى دانم، هم معمارى مى كنم ، هم نان مى پزم ، هم قاليباف هستم ، هم در نجارى و در و پنجره سازى مهارت دارم و هم راديو و تلويزيون تعميرمى كنم مطمئن باشيد كه هيچكدام از اينكارها را بلد نيست . و اگر هم ، از هر يك از اين كارها، اطلاعى داشته باشد، اطلاع او آن قدر كم و ناچيز است كه هيچگاه موفق نخواهد شد يكى از اين كارها را به درستى انجام دهد.
پس ، انسان عاقل كسى است كه : بجاى آن كه فكر و وقت خود را تلف كند واز هر كارى ، مقداركمى ياد بگيرد، نيروى خود را صرف يادگيرى و انجام يك كار كند تا هم در زندگى شخصى موفق شود، و هم وجودش براى جامعه فايده بيشترى داشته باشند.



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 22 فروردین 1389  ساعت 11:39 PM | نظرات (1)

همت عالى

همت عالى

لا تجتمع عزيمه و وليمه

خ 241/

ترجمه :همت عالى ،با سورچرانى و شكم پرورى ، سازگار نيست .

كسى كه صاحب همت عالى است بهشكم پرورى برود، نمى تواند همتعالى داشته باشد. و به عبارت ديگر، ممكن نيست كه همت عالى ، و شكم پرورى ، در وجود انسان ، يكجا جمع شده باشد.
زيرا شخص سورچران ، بيش از هر چيز، در بند شكم خوش است ، و تمام فكرو كوشش او صرف آنميشود كه چطور و از چه راهى ، خود را به سفره يى رنگين برساند و شكمش را از خوراكيهاى لذيذ انباشته كند. آشكار است كه چنين كسى ، نه فرصت آن را دارد و نه اصولادر فكر آن است كه ذهن و انديشه اش را در كارهاى با شكوه به كار اندازد، و تصميمهاى عالى و والا بگيرد، و اراده و همت خودرا در انجام كارهاى با ارزش و انسانى نمايانسازد. شخص شكم پرور و سورچران ، از آغاز صبح ، دائما به اين فكر ميكند كه ظهر، چگونه ناهار لذيذى بدست آورد، و از ظهر بهبعد، ذهن و انديشه اش در اين جهت كار ميكندكه براى شب ، از كجا و چگونه شام چرب و شيرينى فراهم كند. و طبيعى است كه چنين شخصى ، شب هم با اين فكر به بستر ميرود كه صبح ، چه خوراكيهايى سر سفره صبحانه در انتظارش خواهد بود.


اما كسى كه همت عالى دارد، فكر و ذهنش ، آنقدر مشغول مسائل مهم و كارهاى عالى و انسانى است ، كه اصولا فرصتى براى فكر كردن به شكم پيدا نمى كند. و تازه وقتى هم سر سفره بنشيند، غذايش ، ساده ترين غذاها خواهد بود.

نمونه درخشان اين افراد، خود حضرت على عليه السلام است
 

كه غذايش ، بيشتر اوقات ، چيزى جز نان خالى ، يا نانى همراه باكمى خرما، يا كمى پيازنبوده است. تا جايى كه اگر اندكى بيش از اين برايش غذا مى آورد، به شدت اعتراض مي فرمود.


نوشته شده در تاريخ شنبه 21 فروردین 1389  ساعت 10:43 PM | نظرات (0)

اهميت كار

انسانى كه معناى حيات را درك كند و ضرورت تلاش را در درياها و خشكيها ، در جنگلها و قله‏هاى صعب العبور كوهها دريافت كند ،

اهميت كار را هم شناخته است .

آثار تجسم‏يافته از كار بشرى و كتيبه‏ها و تأليفات باستانى همه و همه شاهد گوياى درك اهميت كار براى حيات بشرى مى‏باشد .

هيچ جامعه بشرى حتى در قديمى‏ترين دورانهاى تاريخ ديده نمى‏شود كه كار در متن زندگى آن نبوده باشد . آنچه كه مهم است اين است كه قدرتهائى كه غير قابل مهار بودند ، با تسلط مطلقى كه بر ناتوانان داشته‏اند ، نه تنها كار آنان را بلكه حتى هستى آنان را هم در اختيار خود مى‏ديدند ، لذا يك اراده از آنان كافى بوده است كه هر كارى كه بخواهند و امكان داشته باشد به وجود بيايد . چنانكه يك اراده جزئى براى جابجا كردن يك برگ ناچيز كفايت مى‏نمايد . و اين قاعده كلى است كه هر موضوعى كه تحت سلطه مطلقه « خود طبيعى » آدمى قرار گرفت ، اهميت و ارزش خود را از دست ميدهد .

در دورانهاى متوسط يا در بعضى از جوامع پيشرفته‏تر كه طبقات اجتماعى تا حدودى مشخص مى‏گردند ، كار فكرى ، هنرى و مديريت بجاى آنكه به اهميت

و ارزش خود قناعت نمايد ، ساير انواع كار را از اهميت مى‏اندازد ، يعنى بااهميت تلقى نمى‏گردند .

اين رفتار هم دليل آن نيست كه مردم دورانهاى گذشته ضرورت حياتى كار بطور عموم را درك نمى‏كردند ، بلكه چنانكه مى‏بينيم فرهنگ مردم را چنان مى‏ساختند كه كار عضلانى و ساير تلاشها به عنوان يك پديده جبرى كه مردم بايد انجام بدهند ، تلقى مى‏گشت و مى‏بايست آنان اين جريان جبرى را به‏پذيرند و ضمنا زنده هم بمانند اين بوده است عامل عقب‏ماندگى جوامع از فهم اصول و ارزشهاى كار انسانى



نوشته شده در تاريخ جمعه 20 فروردین 1389  ساعت 5:07 PM | نظرات (0)

ارزش کار
 

اين روايت در منابع معتبر اسلامى مكرر نقل شده است كه

پيغمبر اكرم فرموده است : 

 ( هيچ كس از شما هرگز طعامى بهتر از كار دست خويش نخورده است ) .

 ( حسن بن على بن حمزة از پدرش نقل مى‏كند كه ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السلام را ديدم كه در زمينى كه داشت كار مى‏كرد و پاهايش عرق كرده بود .

به او عرض كردم :

فدايت شوم ، كجا هستند مردانى كه به شما كمك كنند ؟

فرمود :

اى على ، بود كسى بهتر از من و پدرم ، كه با دست خود كار مى‏كرد .

عرض كردم :

چه كسى بود ؟

فرمود :

رسول خدا ( ص ) و أمير المومنين و پدرانم عليهم السلام ، همه آنان با دستشان كار كرده‏اند . كار سيرت پيامبران و مرسلين و اوصياء و نيكوكاران بوده است ) .

 ابو عمرو شيبانى مى‏گويد :

امام صادق ( ع ) را ديدم در حاليكه وسيله صاف‏كننده زمين به دست و لنگ ضخيمى به كمر ، در باغى كه داشت ، كار مى‏كرد و عرق از پشتش مى‏ريخت ،

عرض كردم :

فدايت شوم ، وسيله را به من بدهيد تا كار شما را انجام به‏دهم .

به من فرمود :

من دوست دارم مرد در گرماى آفتاب در تحصيل معاش ، به مشقت بيافتد ) .



نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 19 فروردین 1389  ساعت 11:53 PM | نظرات (0)

سخنان مقام معظم رهبری
 

در ادامه سخن ،به قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در خصوص علت

نامگذاری سال ۸۹ به سال همت مضاعف و كار مضاعف اشاره می نمایم:

 

((در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه ميخوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه ميفرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نميفرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض ميكند ما را به بهترين حالها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيتها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‌ى عرصه‌ها به بهترين‌ها دست پيدا كند.

امسالبراى اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاى شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفه‌ى ماست، انجام بدهيم، براى اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاى كشور حركت كنيم،

 احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند

 برابر كنيم؛ كار را متراكم‌تر و پرتلاش‌تر كنيم.

 

من امسال را به عنوان سال

 

«همت مضاعف و كار مضاعف»

 

 نامگذارى ميكنم. به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.))

 



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 فروردین 1389  ساعت 8:39 PM | نظرات (0)

کار

 

در ارزش كار و كوشش هيچ ترديدي نيست كه اسلام آدميان را به آن دعوت كرده است. .

 پيامبر صلي‌الله عليه و آله وسلم فرمود:

 «ملعون من اتقي كله علي الناس،

نفرين شده است كسي كه بار خود را به دوش مردم اندازد.»


در نهج البلاغه نه تنها كار
 
 
در  دنيا مورد تاكيد قرار گرفته بلكه تا آدمي دست به كار نزند قطعاً در آخرت نيز سودي نخواهد شد

 لذا اميرالمومنين عليه‌السلام مي‌فرمايد:

«العمل المعل، ثم النهايه و الاستقامه، الاستقامه ثم الصبر الصبر،

عمل، عمل؛ پس از آن هدف،نيز استقامت، استقامت، سپس صبر، صبر» در جاي ديگر فرمود

 «فبادرو المعاد و سابقوا الاجال فان الناس يوشك ان ينقطع بهم الامل و برهفهم الاجل و يد عنهم باب القومه،

پس بسوي معاد بشتابيد و بر اجلهاي خود پيشي بگيريد،

چرا كه به زودي رشته آرزوي مردمان بگسلد، مرگشان دريابد و در توبه به روشان بسته شود.»



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 فروردین 1389  ساعت 9:53 PM | نظرات (0)

همت

سلام به شما

با یاد و نام خداوند منان روزی دیگر از روزهای زیبای بهار را آغا ز نموده و با همت و تلاش در پی کسب روزی حلال هستیم.

مومن روزش را با نام خدا شروع می کند و از این منظر با توکل به انجام امور می پردازد .

 در راستای تحقق فرمایش مقام معظم رهبری  سال جدید را با بهر ه گیری از فرمایشات امیر بیان  امام علی (ع) که فرمودند:

کمربندها را محکم ببندید و دامن همت بر کمر زنید ، که به دست

 آوردن ارزشهای والا با خوش گذرانی میسر نیست، چه بسا خواب

 های شب که تصمیم های روز را از بین برده و تاریکی های

 فراموشی که همت های بلند را نابود کرده1 وبه شناخت چیزی

 همت کن که در نا آگاهی از آن معذور نخواهی بود2

۱- نهج البلاغه - امیر المومنین علی (ع) / خطبه 212

2- نهج البلاغه - امیر المومنین علی (ع) / نامه 30



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 فروردین 1389  ساعت 8:40 PM | نظرات (0)

نامگذاری





بنام آنكه روح روح ها و مفتاح فتو ح ها نام اوست

 
 از ديدگاه علي عليه‌السلام ارج و منزلت آدميان به ميزان كارشان مشخص مي‌شود
 

خوشحالم كه با وبلاگي جديد و متفاوت از گذشته در خدمت شمايم

 

سال ۱۳۸۹


را که به فرمایش مقام معظم رهبری سال



همت مضاعف و كار مضاعف

 
است را به همه شما عزیزان به ويژه بافراني هاي عزيز تبريك عرض نموده از يگانه هستی بخش سعادت شما را مسئلت مي نمايم

سربلند و پيروز باشيد



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 فروردین 1389  ساعت 8:51 PM | نظرات (0)