مسیر روشن تلاش

بهره گيري بهتر از منابع و ظرفيت هاي عظيم موجود در کشور،‌ استفاده از سرمايه و امکانات افراد علاقه مند، پرهيز از اسراف و بيهوده خرجي، افزايش کارآفريني و سرمايه گذاري
و ارتقا فعاليت ها در بخش هاي مختلف اقتصادي ارتقا کيفيت توليدات داخلي تا حدي که قابل رقابت با اجناس خارجي باشد از محورهاي مورد تاکيد در پيام مقام معظم رهبري است.
بديهي است تحقق منويات مقام معظم رهبري در سال جاري به تلاش و همت تمام فعالان
اعم از دولتمردان، نمايندگان مجلس و ديگر دست اندرکاران و همچنين مردم نياز دارد تا ما را در دستيابي به اهداف پيش بيني شده در برنامه هاي بالادستي و پايين دستي ياري کند.
به هر ميزان دامنه تعامل، انسجام و همبستگي فعالان بخش هاي مختلف اقتصادي ارتقا يابد امکان برداشتن گام هاي بلندتر در بخش هاي مختلف اقتصادي،‌ اجتماعي و فرهنگي نيز بيشتر مي شود.
کارشناسان اقتصادي معتقدند:‌ با همت و کار بيشتر بايد در جهت پيشرفت و آباداني کشور تلاش شود به طوري که بايد با مناسب ترين برنامه ريزي هاي عملي و کمترين هزينه ها براحتي امکان دستيابي به اهداف برنامه پنجم توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي و همچنين افق چشم انداز 20 ساله فراهم شود.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 9:51 PM | نظرات (0)

تدبیر مضاعف

سلام

سال همت و کار مضاعف در ابتدا با استقبال بی نظیری در رسانه ها و مقالات و دست نوشته ها مواجه شد اما تا کنون برنامه مدونی از سوی ارگان های مسئول در دوایر مختلف مملکتی ارائه نشده است .

اعلام این موضوع از سوی رهبر معظم انقلاب با تدبیری بی نظیر همراه بوده که می طلبد دولتمردان با درایت و دقت مضاعف امکان درک همت و کار مضاعف را داشته باشند و برنامه ای تدوین کنند که همه ابعاد این موضوع در آن تبیین شود .

به هر حال هرکس به تناسب مسئولیتش و توان فکری خود باید در این عرصه قدم مضاعف بردارد تا به این هدف مهم در زمینه های مورد نیاز دست یابد

به امید تدبیر شما و



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 9:16 PM | نظرات (0)

كار مضاعف در کلام
اشخاص بزرگ و با همت به كوه مانند، هر چه به ايشان نزديك شوي عظمت و ابهت آنان بر تو معلوم شود و مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند.
ایرانیان هر گاه پُشتکار داشته اند شگفتی ها آفریده اند .
صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي هيچ گاه با درماندگي روبرو نخواهد شد.
آنان که مدام دل نگران ناتوانان هستند هیچ گاه نمی توانند ناتوانی را نجات بخشند ! با اشک ریختن ما ، آنها توانا نمی شوند باید توانا شد و آنگاه آستین همت بالا زد .
هر که در سيرت و رفتار پيشينيان نظر کند ، متذکر مي شود تا چه اندازه از همت مردان واپس مانده است .

کار ، بهترین تسکین دهنده ، افکار پریشان ، و غم است .
آغاز هر كار مهمترين قسمت آن است . « افلاطون »

براي پيشرفت سه چيز لازم است: اول پشتکار، دوم پشتکار، سوم پشتکار.
در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید .
داشتن پشتکار ، تفاوت ظريف بين شکست و کاميابي است.
پشتکار گوهر مردان و زنان فرهمند است .
مردانگي تنها به مرد بودن نيست ؛ به همت و گذشت است.


نوشته شده در تاريخ شنبه 18 اردیبهشت 1389  ساعت 10:04 PM | نظرات (0)

کار در کلام سعدی
کار و همت در ادبیات پارسی
از دیرباز در ادبیات پارسی، عالمان و شاعران اخلاق‌گرا، مردمان را به سمت کار و همت بلند فرا خوانده‌اند، زیرا آنان حیات و موفقیت فردی و جمعی انسان را در سایه این دو عامل تأثیرگذار می‌نگریستند. 

آن‌گاه که عنصر کار از زندگی آدمی حذف شود، تمایل به پلیدی و تجاوز و جنایت و یغماگری پدیدار می‌گردد و آن‌گاه که عنصر همت از حیات انسان رخت بر بندد،‌ سستی و تنبلی و دریوزگی بر جامعه چیره می‌شود. 
بدین سان روشن است که زندگی سالم و موفق بدون کار و همت امکان‌پذیر نیست. توصیه‌های اخلاقی و دینی بزرگان ادب و فرهنگ اسلامی، از جایگاه نظرگیر کار و کوشش شایسته حکایت دارد. اینک نمونه‌ای از آموزه‌های اخلاقی سعدی به دست داده می‌شود. 

آموزه‌های سعدی پیرامون کار و همت
سعدی ـ استاد سخن و اندیشه اخلاقی در سده ششم هجری ـ برای پدران سفارش‌هایی چند دارد. او در اندرزهای اخلاقی و معنوی‌اش به پدران می‌گوید که هر پدری پس از ده ساله شدن پسرش می‌باید او را خردمندی آموزد و فرهنگ دوستی را در او پدید آورد، زیرا فقط از رهگذر این کوشش تربیتی پدر است که پسر نام پدر را زنده و جاودانه نگاه می‌دارد. بنابراین، بلندی نام و آوازه پدران را می‌باید حاصل همت و فعالیت فرهنگی و تربیتی آنان نسبت به نسل نو دانست. 

چو خواهی که نامت بماند به جای
پسر را خردمندی آموز و رأی
چو فرهنگ و رایش نباشد بسی
بمیری و از تو نماند کسی 

بر پایه تربیت درست نوجوانان است که می‌توان چشم به راه آینده‌سازان ماند. اگر کار و همت تربیتی و فرهنگی نسل دیروز نباشد، بی‌گمان نمی‌توان از نسل امروز انتظار فرهنگ دوستی و اخلاق‌گرایی و معنویت‌جویی داشت. بدین سان سه عامل انسان و خانواده و آینده را در پیوند با کار و همت می‌نگریم. 

سعدی در سفارش‌های اخلاقی خویش، از پدران می‌خواهد که پسران را در آغاز دوران نوجوانی‌شان با کار و تلاش آشنا و مأنوس سازند. این آموزه تربیتی سعدی از این نکته حکایت دارد که فرهنگ‌سازی برای کار و همت بلند انسانی و اجتماعی می باید در بستر رشد جسمانی و عقلانی نسل نو شکل گیرد. و گرنه چگونه می‌توان یک جوان مغرور و نازپرورده را به سمت کار و کوشش رهبری کرد؟ حال به این پند گران‌مایه شیخ اجل گوش دارید:
بسا روزگارا که سختی برد
پسر چون پدر نازکش پرورد
خردمند و پرهیزگارش برآر
گرش دولت‌داری بنازش مدار 

تردیدی نیست که نسل‌های کارآمد و تأثیرگذار بر سرنوشت یک جامعه، در سایه‌کار و همت ساخته می‌شوند، نه در سایه تنعم و ناز پروردگی ! سعدی در برنامه معنوی‌اش از پدران می‌خواهد که در تربیت فرزندان کوشیده و آنان را با عنصر کار و کوشش آشنایی دهند. مرحله نخست این است. آن‌گاه باید او خردمند و پرهیزکار بار آورد تا تلاش‌ مادی‌اش را همراه با انگیزه‌های انسانی سازد. 

دریغا! که چیرگی اشرافی‌گری با محبت‌های بی‌جا و ناپسند سبب گشته که بسیاری از پدران، پسران خود را در بستر نازپروردگی بزرگ کنند. نسل نازپرورده، چگونه می‌تواند در برابر دشواری‌های طبیعی و غیرطبیعی زندگی و زمانه دوام بیاورد؟ 

این که در صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها، از انتحار و قتل و تجاوز و خیانت و متارکه زوج‌های جوان سخن به میان می‌آید،‌ چه پیام‌هایی می‌رسد؟ آیا این همه نمودار کوتاهی پدران و دیگران در پرورش فکری و روحی نسل نو نیست؟ آیا نازپروردگی و کارگریزی و همت‌ستیزی نسل نو، معلول بی‌اعتنایی نسل کهن نسبت به فرهنگ کار و همت به حساب نمی‌آید؟ 

مقایسه‌ای گذرا میان دختران و پسران خودساخته و فعال در عرصه‌های فرهنگی و علمی و اقتصادی، با دختران و پسران لذت‌جو و خوش‌گذران،‌ نشان می‌دهد که دو گونه خانواده و تربیت وجود دارد.
 
جوانانی که روی‌کرد معنوی و اخلاقی داشته و در جامعه موفقیت‌هایی کسب کرده‌اند، بی‌گمان پدران و مادران فرهیخته داشته‌اند که زندگی را بر پایه‌های ایمان و تلاش نهاده‌اند و از سویی دیگر جوانان گریزان از فعالیت‌ها و مهارت‌های تحصیلی و شغلی را می‌باید معلول روش ناپسند والدینی دانست که عنصرهای کار و همت را از فرهنگ زندگی و خانواده حذف کرده‌اند. 

بیاموز فرزند را دسترنج
وگردست داری چو قارون به گنج
مکن تکیه بر دستگاهی که هست
که باشد که نعمت نماند به دست
به پایان رسد کیسه سیم و زر
نگردد تهی کیسه پیشه‌ور 

سعدی در. 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 اردیبهشت 1389  ساعت 10:53 PM | نظرات (0)

همت در شعر2
با توجه به اينكه همت در معاني متعددي در اشعار حافظ به كار رفته است، در اينجا به چند نمونه ديگر نيز اشاره مي‌شود. لسان الغيب همت را به معناي عنايت و توجه خاص مي‌داند و معتقد است اگر در راه خاندان نبوت صادقانه ره بپيمايي عنايت و توجه امير نجف، حضرت علي عليه السلام نگاهبان تو خواهد بود:
حافظ اگر قدم زني در ره خاندان عشق (يا در برخي منابع: بصدق)؟
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف
به اعتقاد لسان الغيب، رسيدن ذره خاك به خورشيد همتي سواي همه همت‌ها مي طلبد و تا عزمي راسخ و استوار نباشد نمي‌توان به خورشيد درخشان رسيد:
ذره را تا نبود همت عالي، حافظ؟ طالب چشمه خورشيد درخشان نشود
غزلسراي نامي ايران در بيت ديگري خود را غلام انسان‌هايي مي‌نامد كه با همت، خود را از قيد و بندها و تعلقات دنيوي رها مي‌سازند:
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود؟ ز هر چه رنگ تعلق پذيرد، آزاد است
حافظ براي گذر از گردنه‌هاي صعب العبور عشق از حضرت خضر مي‌خواهد كه همت او را تقويت كند و از طاير قدس (پرنده بهشتي) در خواست مي‌كند براي رسيدن به سر منزل مقصود او را مورد عنايت قرار دهد:
دريا و كوه در ره و من خسته و ضعيف؟اي خضر پي خجسته، مدد كن به همتم
همتم بدرقه راه كن‌اي طاير قدس؟ كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم
خواجه شيرازي در بيت ديگري فكر و انديشه هر شخص را به قدر همت او مي‌داند تو و طوبي و ما و قامت يار؟ فكر هر كس به قدر همت اوست
همت در اشعار ديگر اميران كلام و سخن نيز در معاني مختلفي به كار رفته است كه براي جلوگيري از اطاله كلام فقط به برخي از ابيات اشاره مي‌شود:
منوچهر كردي بدين پيشدست؟ نكردي بدين همت خويش پست
كه باران وي در بهاران بود؟ نه چون همت شهرياران بود (فردوسي)
هيچ كسي ره سوي بالا نيافت؟ تا قدم از همت والا نيافت ( اميرخسرو دهلوي)
همت يار سودمند بود؟ خاصه همت كه آن بلند بود (اوحدي مراغه اي)
عقل وراي وعزم وهمت،گنج توست؟ بهترين گنجور سعي ورنج توست مزدور خفته را ندهد مزد هيچكس؟ ميدان همت است جهان، خوابگاه نيست (پروين اعتصامي)
صبح خيزان كاستين برآسمان افشانده اند؟ پاي كوبان دست همت برجهان افشانده‌اند (خاقاني شرواني)
باطن تو كي كند بر مركب شاهان سفر؟ تا نگردد راي تو برمركب همت سوار (سنائي غزنوي)
نيايي در ره مردان مگر كزخود برون آيي؟ و گر همت شود مركب،توان ازخود برون رفتن (سيف فرغاني)
تا نيست نگردي ره هستت ندهند؟ اين مرتبه با همت پستت ندهند (شيخ بهائي)
كاري نه به قدر همت افتاد؟ راهي نه به پاي مركب آمد (خاقاني)
اوج بلند است در او مي‌پرم؟ باشد كز همت خود برخورم (نظامي)
من همه همت بر اسباب سفر دارم مرا؟ در حضر ساز مهيا برنتابد بيش از اين (خاقاني)
وگرنه مزد طاعت نيست همت؟ به مزدش هر كسي بايد رسيدن ( ناصرخسرو)
همت او بر فلك ز فلخ بنا كرد؟ بر سر ايوان فكند بن پي ايوان (خسرواني)
همه به كردن خير است مر ورا همت؟ همه به دادن مال است مر ورا وسواس (منوچهري)
همت از صاحبدلي كن التماس؟ پس به صاحب دولتي كن التجا (سلمان ساوجي)
هركه را يك ذره همت داد دست؟ كرد اوخورشيد را زآن ذره پست (عطار)


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389  ساعت 7:54 PM | نظرات (0)

همت در شعر
حافظ همت را لازمه تحقق آرزو و مقصود دانسته و مي‌گويد:
شكر خدا كه هر چه طلب كردم از خدا؟ بر منتهاي همت خود كامران شدم
همت بلند دار كه مردان روزگار؟ از همت بلند به جايي رسيده اند
لسان الغيب در جايي ديگر همت را با دعاهاي سحرخيزان باعث نجات از قيد و بند و تعلقات دنيوي و توجه به خداوند مي‌داند و مي‌گويد:
همت حافظ و انفاس سحرخيزان بود؟ كه ز بند غم ايام نجاتم دادند
مولوي نيز همت را پيش شرط استجابت دعا و رسيدن به آمال و آرزوها مي‌داند:
قدر همت باشد آن جهد دعا؟ ليس للانسان الا ما سعي
و در جاي ديگر مي‌گويد:
بهر آسايش سخن كوتاه كن؟ در عوضمان همتي همراه كن
همت در اشعار سعدي نيز به عنوان حلال مشكلات و اراده قوي براي انجام كارهاي بزرگ معرفي شده است:
به همت مدد كن كه شمشير و تير؟ نه در هر وغايي بود دستگير
به همت برآر از ستيزنده شور؟ كه بازوي همت به از دست زور
كف نياز به حق برگشاي و همت بند؟ كه دست فتنه ببندد خداي كارگشاي
حافظ در بخش ديگري از ديوان خود از همت خواستن به معناي ياري طلبيدن و دعاي خير و مدد خواستن از مرشد و پير براي رسيدن به كمال ياد مي‌كند، آنجا كه مي‌فرمايد:
بر سر تربت ما چون گذري همت خواه؟ كه زيارتگه رندان جهان خواهد شد
همين معاني را به نوعي در اشعار صائب تبريزي مشاهده مي‌كنيم. صائب همت را به بال و پر براي رسيدن به مقصد تشبيه مي‌كند:
از همت است هر كه به هر جا رسيده است؟ بي‌بال و پر به عالم بالا پرنده كيست
در جايي ديگر مي‌گويد:
از همت بزرگ به دولت توان رسيد؟ آري به فيل صيد نمايند فيل را
و همچنين:
همت بلند دار كه با همت بلند؟ هر جا روي به توسن گردون سواره اي
همت رمز توانمندي و كارآمدي افراد در راه دستيابي آنان به اهداف مورد نظر است. در دو بيت زير به ترتيب از خواجوي كرماني و وحشي بافقي به اين معنا اشاره شده است:
همت عالي ز فلك بگذرد؟ مرد به همت ز ملك بگذرد
همت اگر سلسله جنبان شود؟ مور تواند كه سليمان شود


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:42 PM | نظرات (0)

کار

 

شهید مرتضی مطهری در زمینه آثار و فایده های کار می گوید:

کار، از نظر سازندگی فرد، یک امر لازمی است. انسان یک موجود چند کانونی است. انسان جسم دارد، قوه خیال دارد، عقل و قلب دارد. کار، هم برای جسم انسان ضروری است و هم برای خیال، عقل و قلب او. اما اینکه کار برای جسم انسان ضروری است، کمتر احتیاج به توضیح دارد؛ زیرا یک امر محسوس است. بدن انسان اگر کار نکند، مریض می شود؛ یعنی کار یکی از عوامل حفظ سلامتی انسان است. اما کار، برای تربیت قوه خیال انسان، امری لازم است؛ چراکه اگر قوه خیال آزاد باشد، منشأ فساد اخلاق می شود. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید: «النَّفسُ اِن لَم تَشغَلْهُ شَغَلَکَ؛ اگر نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول می کند».

همین خیالات است که انسان را به هزاران نوع گناه می کشاند. اما وقتی انسان یک کار و شغلی دارد، آن کار و شغل، او را به سوی خود می کشد و جذب می کند و به او مجالی برای فکر و خیال باطل نمی دهد. همچنین کار روی احساس انسان اثر می گذارد که در اصطلاح قرآن، از آن به «دل» تعبیر می شود؛ یعنی کار از جمله آثارش این است که به قلب انسان خضوع و خشوع می دهد و جلوی قساوت قلب را می گیرد. بی کاری، قساوت قلب می آورد و حداقل فایده کار برای قلب این است که از قساوت قلب جلوگیری می کند.

از خواص دیگر کار، آزمودن خود است. به این بیان که یکی از چیزهایی که انسان قبل از هرچیز باید بیازماید، خودش است. انسان قبل از آزمایش خود، نمی داند چه استعدادهایی دارد. با آزمایش، استعدادهای خود را کشف می کند. تا انسان دست به کاری نزده، نمی تواند بفهمد که استعداد این کار را دارد یا ندارد. انسان، با کار، خود را کشف می کند و خود را کشف کردن، بهترین کشف است.

اگر انسان دست به کاری زد و دید استعدادش را ندارد، کار دیگری را انتخاب می کند و بعد، کار دیگر تا بالاخره کار مورد علاقه و موافق با استعدادش را پیدا می کند. آن وقت است که شاهکارها به وجود می آورد که شاهکار، ساخته عشق است، نه پول و درآمد. با پول می شود کار ایجاد کرد، ولی با پول نمی توان شاهکار ایجاد کرد. در مجموع، کار؛ سازنده خیال، سازنده عقل و فکر و قلب آدمی و به طور کلی، سازنده و تربیت کننده انسان است.

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 11:39 PM | نظرات (0)

اعجاز سوره كوثر
علامه طباطبايي فرمود سوره كوثر يكي از ملاحم و خبرهاي غيبي قرآن كريم است، چونكه خداوند بعد از ارتحال   
پيامبر اكرم بركتي در نسل آن جناب قرارداد به طوري كه در همه عالم هيچ نسلي معادل آن ديده نمي‌شود با آنكه اين همه بلاها بر سر ذريه پيامبر آوردند و گروه گروه آنها را كشتند.22

با توجه به اينكه اين سوره مكي است و حكومت و امكانات در دست مشركان مكه بود و مسلمين در وضع خوبي نبودند و فرزندان پسري پيامبر از دنيا رفته بودند و دشمنان هم زخم زبان مي‌زدند و پيامبر را ابتر مي‌ناميدند و از آنجائيكه فرزند پسري را تداوم بخش برنامه پدري مي‌داشتند، لذا اميدوار بودند با رفتن پيامبر كسي نيست كه راه او و آئين او را ادامه دهد و پيامبر از اين جريان ناراحت بود و خداوند هم هنوز به پيامبر فاطمه (س) را نداده بود.

نزول اين سوره در آن فضا و شرايط هم تسلي‌خاطر و بشارت بزرگ بر پيامبر بود تا در برابر ياوه‌گويي‌هاي دشمنان قلب مباركش آزرده نشود و در عزم آهنين او فتور و سستي راه نيابد و از انبوه جمعيت آنها و امكانات فراواني مادي كه در اختيار دارند نگران نشود، چرا كه خيلي كه منبع هم خيرات است اعطاء خير كثير را به پيامبر نويد مي‌دهد كه به احدي نداده است. از سوي ديگر پاسخ كوبنده‌اي به سران كفر و شرك و ضربه‌اي بود به اميدهاي دشمنان اسلام. و از طرف ديگر بصورت غيبي خبر مي‌دهد كه پيامبر بلانسل و دودمان نمي‌ماند بلكه نسل و دومان او زياد خواهد شد و دشمنان پيامبر ابتر خواهند ماند.23

پس اين سوره پيشگويي براي آينده است كه آينده از آن پيامبر است و خبرهاي اعجازآميز از آينده‌هاي دور و نزديك، كه همه اين پيشگويي‌ها محقق شد، هم خيرات و بركات فراوان بر پيامبر نازل شد و هم دودمان پيامبر در جهان بطور فراوان وجود دارند و هم دشمنان پيامبر كه در آن زمان زياد بودند تار و مار شدند و امروز آثاري از آنها باقي نمانده است، در حاليكه طوائفي، همچون بني‌اميه و بني‌عباس كه به مقابله با پيامبر و فرزندان او برخاستند، روزي آنقدر جمعيت داشتند كه كسي فكر نمي‌كرد ابتر شوند و همه آنها از بين بروند24.

و هم برنامه اسلام و قرآن كه آئين پيامبر بود در سراسر جهان گسترده و فراگير شد.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 اردیبهشت 1389  ساعت 9:48 PM | نظرات (0)

«مشخصات سورة كوثر»

«مشخصات سورة كوثر»

1- بنابر مشهور در مكه نازل شده است ولي بعضي احتمال مدني بودن آن را داده‌اند و اين احتمال نيز داده شده است كه اين سوره دوباره نازل شده يكبار در مكه و بار ديگر در مدينه ولي رواياتي كه در شأن نزول اين سوره در تفاسير فريقين ذكر شده، قول مشهور را كه اين سوره مكي است تاييد مي‌كند.

2- كوچكترين سوره قرآن است كه داراي سه آيه مي‌باشد.

3- پانزدهمين سوره به ترتيب نزول و يكصد و هشتمين سوره به ترتيب قرآن موجود است.

4- نام اين سوره (كوثر) از اولين آية آن نشأت گرفته شده است.

5- امام صادق (ع) فرمود: هر كس در نمازهاي واجب و مستجب سوره كوثر را بخواند خداوند از آب كوثر نصيب او مي‌كند19.

6- اين سوره كوچك در طول تاريخ همانند ندارد و دشمنان معاند اسلام كه در نابودي اسلام از هيچ كوششي كوتاهي نكردند و نمي‌كنند، از آوردن كوچك‌ترين سوره مانند كوثر عاجز مانده‌اند و خداوند هم در قرآن فرمود، ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فأتوا بسوره من مثله20.

ترجمه: اگر شكي در قرآني كه بر حضرت محمد (ص) بندة خود فرستاديم داريد، پس مثل يك سوره آن را بياوريد.

شأن نزول: عاص بن وائل از سران مشركان مكه بود، بعد از فوت پسر رسول الله (ص) بنام عبدا..، پيامبر خدا را ابتر ناميد و عرب هم كسي را كه پسر نداشت ابتر (بلاعقب) مي‌ناميد21 سوره كوثر نازل شد و پيامبر اكرم را به اعطاي كوثر و نعمت‌هاي فراوان بشارت داد و دشمنان را ابتر خواند.



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 اردیبهشت 1389  ساعت 11:40 PM | نظرات (0)

حضرت فاطمه(س) كوثر بيكران حق

بسم‌الله الرحمن الرحيم.

انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحران شانئك هوالابتر 

 

خداوندا، ما را از بركات اين خير كثير كه به پيامبرت مرحمت فرموده‌اي نصيب فرما.

 

ترجمه: اي پيامبر، مسلماً به تو كوثر (خير كثير و بركت فراوان) عطا خواهيم كرد، پس (به شكرانة اين نعمت بزرگ) براي پروردگارت نماز بخوان و شتر قرباني كن- مسلماً دشمن تو ابتر و بلاعقب است.

«مشخصات سورة كوثر»

1- بنابر مشهور در مكه نازل شده است ولي بعضي احتمال مدني بودن آن را داده‌اند و اين احتمال نيز داده شده است كه اين سوره دوباره نازل شده يكبار در مكه و بار ديگر در مدينه ولي رواياتي كه در شأن نزول اين سوره در تفاسير فريقين ذكر شده، قول مشهور را كه اين سوره مكي است تاييد مي‌كند.

2- كوچكترين سوره قرآن است كه داراي سه آيه مي‌باشد.

3- پانزدهمين سوره به ترتيب نزول و يكصد و هشتمين سوره به ترتيب قرآن موجود است.

4- نام اين سوره (كوثر) از اولين آية آن نشأت گرفته شده است.

5- امام صادق (ع) فرمود: هر كس در نمازهاي واجب و مستجب سوره كوثر را بخواند خداوند از آب كوثر نصيب او مي‌كند19.

6- اين سوره كوچك در طول تاريخ همانند ندارد و دشمنان معاند اسلام كه در نابودي اسلام از هيچ كوششي كوتاهي نكردند و نمي‌كنند، از آوردن كوچك‌ترين سوره مانند كوثر عاجز مانده‌اند و خداوند هم در قرآن فرمود، ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فأتوا بسوره من مثله20.

ترجمه: اگر شكي در قرآني كه بر حضرت محمد (ص) بندة خود فرستاديم داريد، پس مثل يك سوره آن را بياوريد.



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 11:08 PM | نظرات (1)

جمعه ها

.: نشان حک شده روی قلبم :.
من بقیةالله هستم

احمد بن اسحاق قمي مي گويد:
به حضور امام حسن عسکري (عليه السلام) رسيدم. مي خواستم از ايشان سؤال کنم که جانشين آن امام همام (عليه السلام) کيست؟
بدون اين که سؤال خود را بپرسم، حضرت (عليه السلام) خود فرمود:
اي احمد بن اسحاق! خداوند از زمان خلقت آدم (عليه السلام) تاکنون، زمين را از حجّت خويش خالي نگذاشته و تا قيامت نيز چنين خواهد بود تا به واسطه او بلا از اهل زمين دور ماند، و باران نازل شود، و زمين برکات خود را خارج کند.
عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! امام و خليفه بعد از شما کيست؟
آن گاه امام حسن عسکري (عليه السلام) از جا برخاست و وارد اتاق شد و در حالي که پسر بچّه اي را که سه سال بيش تر نداشت در آغوش گرفته، خارج شد، چهره آن طفل چون ماه شب چهارده مي درخشيد.
امام (عليه السلام) فرمود: اي احمد بن اسحاق! اگر نبود کرامتي که در نزد خدا و حجج الهي داشتي، فرزندم را به تو نشان نمي دادم. او هم نام و هم کنيه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) است، و زمين را آن گاه که از ظلم و جور انباشته شده باشد، پر از عدل و داد مي کند.
اي احمد بن اسحاق! او در اين اُمّت مانند حضرت خضر (عليه السلام) و ذي القرنين مي باشد، خداوند او را از ديده ها غايب مي کند، و هيچ کس غير از آن ها که بر عقيده به امامت ثابتند و براي تعجيل در فرجش دعا مي کنند، از مهلکه غيبت او رهايي نمي يابند.
عرض کردم: مولا جان! آيا علامتي هست که قلبم به آن اطمينان پيدا کند؟


در اين هنگام، آن پسر بچه به زبان عربي فصيح گفت:

 من بقيّة الله در زمين، و انتقام گيرنده از دشمنان خدا هستم .
پس از اين که به طور آشکار مشاهده کردي، علامتي را جست و جو مکن!

یا بقیة الله روحی فداک



فرمود: آري! قسم به خدا! آن قدر طولاني مي شود که اکثر آنهايي که قايل به وجود او خواهند بود از عقيده خود باز خواهند گشت، و جز آنهايي که خداونآن روز خوشحال و شاد از محضر امام (عليه السلام) خارج شدم. فردا دوباره به حضور امام (عليه السلام) شرفياب گرديدم و عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! از آنچه به من ارزاني فرمودي بسيار مسرور شدم، امّا آن سنّت جاريه اي که فرمودي از خضر (عليه السلام) و ذي القرنين در ايشان موجود است، چيست؟

امام (عليه السلام) فرمود: غيبت طولاني او است.

عرض کردم: مگر غيبت او بايد طولاني شود؟
د از آن ها به ولايت ما پيمان گرفته است، و ايمان را در قلب هاي آنها تثبيت نموده و آن ها را به روحي از ناحيه خويش تأييد فرموده، کسي در اين اعتقاد باقي نمي ماند.

اي احمد بن اسحاق! اين امري است از امور الهي و سرّي است از اسرار خدا، و غيبي است از اخبار پنهان خدا. آنچه را که به تو رساندم، نگه دار و پنهان نما و از شاکرين باش و فرداي قيامت در اعلا علّيين در کنار ما باش! 

منبع :  کمال الدين، ج 2، ص 384 و 385، ما اخبر به الحسن بن علي العسکري (عليه السلام) ،
بحار الانوار، ج 52، ص 23 و 24.



نوشته شده در تاريخ جمعه 3 اردیبهشت 1389  ساعت 10:42 PM | نظرات (0)