بضاعة مزجاة"تحفه ناچیز"

این وبلاگ بضاعةی مزجاة (تحفه ناچیز)است تقدیم به محضر مولایمان امام عصر

ایشان یک عمر تمام انرژی خود را صرف تحصیل انواع علوم کرده است. من بین سالهای 50 و 60 بود که حساب می‌کردم، دیدم ایشان در 17 رشته فوق تخصص داشت و مسلط بود. آن موقع ظاهر ایشان سالم نشان می‌داد ولی باطن ایشان، همه نیروهایش مصرف شده بود.

ادامه مطلب را ببینید


[جمعه 22 آذر 1392 ]  [12:09 PM]  [عباس بخشی نژاد]
خوش آن نسیم که مى‌آید از کنار بقیع
خوشا هواى روان بخش و مُشکبار بقیع
 
فرشتگان ز زمین مى‌برند سوى بهشت
براى غالیه‌ی حوریان غبار بقیع
 
اگر که طور تجلّى ز صدق مى‌طلبى
بیا به گلشن روحانى دیار بقیع
 
دریغ و درد که از ظلم دشمنان خدا
خراب شد همه آثار بى‌شمار بقیع
 
ایا که غیرت دین دارى و ولایت آل
ببار خون، عوض اشک در کنار بقیع
 
خراب کرد ستم، مشهد چهار امام
کز آن شرف به سما یافت خاکسار بقیع
 
نخست مرقد سبط نبى امام حسن
بزرگ محور اعزاز و افتخار بقیع
 
مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد
امین اعظم حق، رکن استوار بقیع
 
مزار حضرت باقر، عزیز پیغمبر
که بر فزوده به اجلال و اشتهار بقیع
 
مزار حضرت صادق رئیس مذهب و دین
جهان علم و عمل، نور کردگار بقیع
 
قبور منهدم دیگر از تبار رسول
فزوده است بر اوضاع رنج بار بقیع
 
ز ظلم فرقه وهّابیان ناکس دون
بیا ببین که خزان گشته نوبهار بقیع
 
سعودیان عمیل یهود و صهیونیسم
ز ظلم، هتک نمودند اعتبار بقیع
 
قبور آل پیمبر، خراب و ویران است
فرشتگان همگان‌اند سوگوار بقیع
 
در این مصائب عظمى ولىّ عصر بوَد
شکسته خاطر و محزون و داغدار بقیع
 
کند ظهور و جهان پر کند ز دانش و داد
زند به ریشه خصم ستم شعار بقیع
 
قیام باید و مردانگى و همّت و عزم
که بر طرف کند این وضع ناگوار بقیع
 
وگرنه تا نشود قطع دست استعمار
جهان شیعه بود زار و دل فکار بقیع
 
حرامیان به حرم تا که حاکم اند روا ست
که مسلمین همه باشند شرمسار بقیع
 
سلام بى حد و بسیار بر پیمبر و آل
درود وافر و بى انتها نثار بقیع
 
ز یاد مرقد ویران اولیاى خدا
همیشه «لطفى صافى» است بى قرار بقیع
 

 


[جمعه 25 مرداد 1392 ]  [8:01 PM]  [عباس بخشی نژاد]

اواخر ماه شعبان است

در اواخر شعبان امام رضا ع به ما فرموده اند که این دعا را بخوانید اللهم ان لم تکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفر لنا فی ما بقی منه 

یعنی اگر خدایا ما را تا اینجای شعبان نیامرزیده ای ما را در ما بقی شعبان بیامرز 

به نظرم چند رمز در این دعا نهفته است

1-انسان باید وقتی نزدیک بهشتی همچون رمضان می رسد خود را اماده ورود به این بهشت کند، زیرا هر کس را در این بهشت راه نمی دهند، هر بدنی را راه نمی دهند ،نمی توانی با لباسی کثیف وارد این بهشت شوی و ان را الوده کنی لذا قبل از ورود به این ماه باید خود را اماده حضور کرد و تنها کسی که می تواند شما و ما را اماده حضور کند خود حضرت حق است پس خدایا ما را بیامرز

2-به نظرم این سخن حضرت رضا ع نشان از ظرفیت بالای ماه شعبان دارد ماهی که  می توان در ان امید بخشش داشت  و می توان از خدا خواست که خدایا ما را در این ماه بیامرز تا با ورود به ماه خودت بتوانیم به سمت تو پیش برویم نه اینکه تازه در ماه خدا به فکر امرزیدن گناهانمان باشیم 

ماه رمضان ماه پیشرفت است نه ماه جبران عقب ماندگی،  باید از ظرفیت شبهای قدرش استفاده کرد و خود را بالا برد نه اینکه به فکر پاک کردن لباسهای چرکین خود بود

3-یعنی امکان دارد انسان در ماه رجب و شعبان بخشیده نشود؟اری امکان دارد و باید از این غفلت بیدار شد و خود را اماده بخشش خدا کرد و دیگر از او در این درخواست حیا نکرد که او خود گفته یا ایها الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله پس تو هم ای بنده خوب خدا نا امید مباش و از او درخواست توبه کن که او بخشنده و مهربان است و توبه کاران را دوست دارد ان الله یحب التوابین

پس باید در قنوت و در هر حالی از او درخواست کرد و گفت اللهم ان لم تکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفر لنا فی ما بقی منه


[دوشنبه 10 تیر 1392 ]  [11:03 PM]  [عباس بخشی نژاد]

خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟
خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟
خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و
به محـــل زندگیش بازگردد.
روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...
دردش گفتنی نبود....!!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح
نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن...
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را
به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...
امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب
شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد...
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...!


[دوشنبه 10 تیر 1392 ]  [6:01 PM]  [عباس بخشی نژاد]

سید مهدی شجاعی

عباس ِادب و ایثار

از قبل از آفرینش بشر که خداوند حضرت امام حسین(ع) را خون خود قرار داد تا کشتی نجات بشریت باشد و حضرت عباس(ع) را دستگیر گم‌گشتگان و درماندگان و نجات‌جویان تا دست‌های استمداد و التجا را بگیرد و صاحبانشان را در کشتی رستگاری بنشاند، ...


[جمعه 3 آذر 1391 ]  [3:44 PM]  [عباس بخشی نژاد]