ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
تفاوت بین این دو دسته از دعاها آن است که در دعاهای غیروارده محدودیتی وجود ندارد و فرد در هر زمان و مکانی به فراخور علاقه و رغبت خویش میتواند هر نیایشی را انشاء کند لیکن برخی از دعاهای وارده میبایست بدون کم و زیادتی خوانده شود.
دعاها را میتوان از یک نظر به دو بخش تقسیم کرد. برخی ادعیه از زبان پاک معصومین(ع) است که از طریق نقل در کتب حدیثی به ما رسیده است به گونهای که الفاظ و محتوای آنها از غیر معصوم نیست. این دسته از دعاها را به نام« ادعیه مأثوره» یا «دعاهای وارده» نامگذاری کردهاند.
دسته دیگر مطلق دعا و نیایش را گویند که آدمی بر زبان میراند و بنا به نیاز خود، حدیث نفس خویش را میگوید و در حقیقت خود دعا را خلق میکند نه اینکه از دعاهای وارده سود جوید و آنها را نقل کند. این دسته از دعاها را «ادعیه مطلقه» یا «دعاهای غیروارده» مینامند. مهمترین تفاوت بین این دو دسته از دعاها آن است که در دعاهای غیروارده محدودیتی وجود ندارد و فرد در هر زمان و مکانی به فراخور علاقه و رغبت خویش میتواند هر نیایشی را انشاء کند لیکن برخی از ادعیه مأثوره میبایست بدون کم و زیادتی خوانده شود همچنان که برخی دعاها مختص به زمان یا مکان خاصی است.
در روایت آمده است: علاء بن کامل گوید: شنیدم از حضرت امام صادق(ع) که میفرمود یاد کن پروردگار خویش در درون خود به زاری و ترس با صدای آهسته. مقصود هنگام شب است که بگوییم «لااله الا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد، یحیی و یمیت و یمیت و یمیت و یحیی و هو علی کل شی ٍقدیر».
علاء بن کامل گوید گفتم جمله « بیده الخیر» در این ذکر نبود چطور است من بیفزایم؟ فرمود: درست است که خیر به دست خداست ولی چنانکه گفتم بگو و کم و زیاد در آن نکن و آن را ده بار بگو و نیز هنگام طلوع آفتاب و هنگام غروب آن ده بار بگو« اعوذ بک بالله السمیع العلیم».
ادامه مطلب
- چهارشنبه ۹ ذی الحجه ۶۰ هجری کاروان امام وارد «صَفّاح» شد.
امام (ع) در پاسخ به مخالفین حرکت به سوی عراق ، فرمود :«رسول خدا را در خواب دیدم و به امر مهمی ماموریت یافتم وباید آن را تعقیب کنم».
در این منطقه «فرزدق» شاعر با آن حضرت ملاقات کرد و در جواب حضرت که از احوال مردم عراق جویا شده بود ، گفت : دلهای مردم با توست و لیکن شمشیرشان با بنی امیه است!
سخن امام حسین (ع) خطاب به فرزدق در این منزلگاه : اگر پیش آمدها طبق مراد باشد ، خدا را بر نعمتهایش شکر گوییم . اگر پیش آمدها طبق مراد نبود آنکس که نیتش حق وتقوا بر دلش حکومت می کند، از مسیر صحیح خارج نشود و ضرر نخواهد کرد.
- دوشنبه ۱۴ ذی الحجه ۶۰ هجری کاروان وارد «ذات عِرق» شد.
در این منزلگاه بود که «عبدالله بن جعفر»، همسر زینب (س) امان نامه ای را از استاندار مدینه «عمرو بن سعید» که آن ایام در مکه به سر می برد، گرفت وبرای حضرت آورد که مضمون آن چنین بود : من تو را از ایجاد تفرقه بر حذر داشته و از هلاک تو می ترسم. لذا به سوی من برگرد تا در امان من بمانی.
حضرت در جواب چنین فرمود : کسی که به سوی خدا دعوت کند عمل نیک انجام دهد وبگوید از مسلمان هستم ، از خدا ورسولش جدا نمی شود … اگر در نوشتن نامه ات خیر مرا آرزو کرده ای ، خدا پاداش تو را بدهد.
عبدالله پسران خویش «عون» و «محمد» را به خدمت در کنار حضرت و جهاد با دشمنان سفارش کرد وخود به سوی مکه بازگشت.
ادامه مطلب
روز هفتم محرم الحرام سال ۶۱ هجری قمری، عبیدالله بن زیاد نامه اى به نزد عمر بن سعد فرستاد و به او دستور داد تا با سپاهیان خود بین امام حسین و اصحابش و آب فرات فاصله ایجاد کرده و اجازه نوشیدن حتى قطرهاى آب را به امام ندهد، همانگونه که از دادن آب به «عثمان بن عفان» خوددارى شد!
عمر سعد نیز فوراً «عمرو بن حجاج» را با پانصد سوار در کنار شریعه فرات مستقر کرد و مانع دسترسى امام حسین و یارانش به آب شدند، و این رفتار غیر انسانى سه روز قبل از شهادت امام حسین (ع) صورت گرفت.
در این هنگام مردى به نام «عبدالله بن حصین ازدى» که از قبیله «بجیله» بود فریاد برداشت که: اى حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمان نخواهى دید! بخدا سوگند که قطرهاى از آن را نخواهى آشامید تا از عطش جان دهى! علامه مجلسی نام این مرد «تمیم بن حصین خرازی» گزارش کرده و عباراتش کمی متفاوت است ولی احتمالا هر دو گزارش حکایت از یک قضیه دارند.
امام حسین (ع)فرمود: خدایا او را از تشنگى بکش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار مده!
«حمید بن مسلم» مى گوید: به خدا سوگند که پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالى که بیمار بود، قسم به آن خدایى که جز او پروردگارى نیست، دیدم که عبدالله بن حصین آنقدر آب مىآشامید تا شکمش بالا مىآمد، و آن را بالا مىآورد! و باز فریاد مىزد: العطش! باز آب مىخورد تا شکمش آماس مىکرد ولى سیراب نمى شد! و چنین بود تا جان داد!
ادامه مطلب
قیامت بی حسین غوغا ندارد شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش كه در محشر نگویند چرا پرونده ات امضاء ندارد
* * * * ***************
آبروی حسین به كهكشان می ارزد یك موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
* * * * ************8
ازبهر ستیز و مرگ ، آماده شوید / در محضر عشق دوست ، افتاده شوید
از خون حسین بشنوید این پیغام / در طول زمان همیشه آزاده شوید
*****************************
به جای جای دلم جای پای تو است حسین
خوشم که حنجره ام نینوای تو است حسین
هزار چشمه ی اشکم اگر دهند به چشم
خدا گواهست که وقف عزای تو است حسین
****************************
ادامه مطلب

