بر خامنه ای رهبر خوبان صلوات

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

اللهم عجل لولیک الفرج

چکه چکه تا دریا!!!
چکه چکه تا دریا!!!
صرفه جویی کم مصرف کردن نیست , درست مصرف کردن است .


نگاشته شده توسط محمدمهدی مهوري پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 12:58 AM 

...

آيا مي دانيد –هر کیلو گرم  کاغذ 2 دلار ارزش دارد در حالی که هزینه بازیافت آن نیم دلار است.

آيا مي دانيد –ازهر100هزار تومان زباله ای که هر فرد تولید می کند 39 هزار تورمان آن مربوط به کاغذ است.

آيا مي دانيد –با بازیافت درست کاغذ می توان 90٪ در مصرف آب و 50٪ در مصرف انرژی و75٪ در کنترل آلودگی هوا صرفه جویی کرد.

آيا مي دانيد – تقريباً هر كاغذ امروزه مي تواند باز يافت شود .

آيا مي دانيد – يك كارخانه كاغذ كه، كاعذ بازيافتي مي سازد به كارخانهاي كه كاغذ را از الوار تازه مي سازد 20 در صدكمتر انرژي مصرف مي كند.

آيا مي دانيد –كاغذ يكي از اقلام با ارزش مواد زائد جامد است كه «سلطان زائدات» لقب گرفته است .

آيا مي دانيد –با وجود رسانه های جدید مصرف كاغذ از دير باز معيارهاي سنجش توسعه يافتگي جوامع بوده است .

آيا مي دانيد –براي توليد يك تن كاغذ بكر، به17 اصله درخت قطع شده 400 هزار ليتر آب و 4 هزار كيلووات برق،

آيا مي دانيد –ايجاد شغل يكي ديگر از مزاياي اقتصادي بازيافت كاغذ است

آيا مي دانيد –جلدهاي زركوب رايج در دوره هاي پيش و پس از اسلام از مقواهايي ساخته مي شد كه از خمير كردن دوباره كاغذ باطله يا بكر به دست مي آمد .

آيا مي دانيد –15 اسفند روز بازيافت کاغذ است.

15 آيا مي دانيد –معتبرترين روزنامه هاي جهان با کاغذهاي بازيافتي درجه 2 و 3 که با اهداف زيست محيطي سازگار است چاپ مي شوند.

آيا مي دانيد –ﺣﺪﺍﻗﻞ٣٠ﺗﺎ٣٥ﺩﺭ ﺻﺪ ﺍﺯ ﺯﺍﻳﺪﺍﺕ ﻓﻀﺎﻫﺎﻱ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻭﺭﺩﻩ ﻫﺎﻱﻛﺎﻏﺬﻱ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ.

آيا مي دانيد –در ایران  حدود 45هزار تن کاغذ در بخش آموزش و پرورش مورد استفاده قرار مي گيرد.

آيا مي دانيد –کشور ايران سالانه ده ها هزار تن کاغذ از خارج وارد نموده و به واردات کاغذ شديدا وابسته مي باشد.

آيا مي دانيد –تقريبا 80% كاغذهايي كه در منزل جدا مي‌شوند به طور قطع مي‌توانند بازيافت شوند.

آيا مي دانيد –جوهر، جلا و مواد چسبنده قبل از اين كه كاغذ بازيافت شده به دست آيد از آن پاك مي‌شود.

آيا مي دانيد ﻛﻪ– ﺯﺑﺎﻟﻪ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﮔﻨﺞ ﻓﺮﺩﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﺎﺷﺪ.

آيا مي دانيد –هر ایرانی در سال11 کیلو گرم کاغذ مصرف می کند.که در مقیاس ملی برابر است با قطع 14 میلیوناصله درخت.

آيا مي دانيد –ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﻱ ﮊﺍﭘﻨﻲﺑﺎ ﺟﺪﻳﺖ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﮕﻲ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻔﺖ ﻗﺴﻤﺖﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻱ ﻭ ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﻨﺪ.

آيا مي دانيد –ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ٦٥ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻦ ﻛﺎﻏﺬﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺣﺪﻭﺩ%٩ﺍﺯ ﻛﻞ ﻛﺎﻏﺬ ﻣﺼﺮﻓﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ.

آيا مي دانيد –ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺭﻭﺵ ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻛﺎﻏﺬ ﺑﺎﻃﻠﻪ، ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﺍﺯﻣﺒﺪﺃ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻛﺎﻏﺬ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪﻛﺎﻫﺶ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ،ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻱ،ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﭘﺮﺳﻨﻞﺩﺭ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻱ ﻭ ﺩﻓﻊ،ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﺋﻲ ﺩﺭﻣﺼﺮﻑ ﻣﻮﺍﺩ ﻭﺍﻧﺮﮊﻱﻭﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﺗﺨﺮﻳﺐ ﺟﻨﮕﻠﻬﺎﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﺒﺠﻪ ﺣﻔﻆ ﻣﺤﻴﻂﺯﻳﺴﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.

آيا مي دانيد –فقط در شهر تهران روزانه 5490 اصله درخت دور ريخته مي‌شود.

آيا مي دانيد –مرکز بازیافت تقریبا همه چیزهای کاغذی را که پوشش پلاستیکی نداشته باشند، با جوهر چاپ نشده باشند یا خاکی و آلوده به مواد غذایی نشده باشند، بازیافت می‌کند.

گرد‌اوری:مهدوی خواه





نگاشته شده توسط محمدمهدی مهوري پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 12:56 AM 

آیا می دانید باز یافت کاغذ...

آيا مي دانيد -کاغذ پنجمين صنعت بزرگ مصرف کننده انرژي در دنيا است.

آيا مي دانيد کاغذ دردنيا نسبت به صنايع ديگر آب بيشتري به ازاي هر تن محصول مصرف مي کند و سطح بالايي از آلودگي آب و هوا را به وجود مي آورد .!

آيا مي دانيد -براي توليد هر تن کاغذ بايد 15 اصله درخت را قطع کنيم .

آيا مي دانيد -بهترين راه براي اينکه از نابود شدن جنگل ها(براي توليد کاغذ)جلوگيري شود بازيافت کاغذ است.

آيا مي دانيد -همه روزنامه هاي آمريکا از کاغذهاي باطله و بازيافتي است.

آيا مي دانيد -در کشور آمريکا 100%و در کشور هند نيز 50%کاغذ مصرفيش از بازيافت کاغذهاي باطله است.

آيا مي دانيد –با بازیافت کاغذ آلودگي آب تا35درصد ،آلودگي هوا تا 74 درصد مصرف انرژي 24 الي 54 در صد کاهش می يابد .

آيا مي دانيد –کشور ژاپن نيمي از 30 ميليون تن کاغذمصرفيش را به روشهاي مختلف از زباله شهري جدا کرده و از در آمد حاصل از آن سالانه 2 ميليارد دلار به هزينه جمع آوري و دفع زباله هاي خويش کمک مي کند.

آيا مي دانيد –روزانه 700تن کاغذ در تهران هدر می رود.

700 آيا مي دانيد –تن کاغذ برابر با قطع سه هکتار جنگل در روز

آيا مي دانيد –کاغذ باطله بر خلاف ظاهرش بسيار ارزشمند است

آيا مي دانيد –بايد کاغذهاي باطله را همان ابتدا از زباله هاي خانگي تفکيک کرد ونگذاريم با زباله هاي ديگر آميخته و دچار آلودگي شود

آيا مي دانيد – ايرا ن از نظر توليدزباله در مرتبه دهم در دنيا قرار دارد. 

آيا مي دانيد –منازل ،ادارات و مدارس مهمترين منابع تامين کاغذهاي باطله هستند

آيا مي دانيد –کاغذ باطله نه تنها از نظر بازیافت یا حفظ محیط زیست بلکه از لحاظ اقتصادی نیز مهم است.

آيا مي دانيد –کاغذ باطله برای تولید همه انوع کاغذ مناسب است.

آيا مي دانيد –مرغوبیت کاغذ بازیافتی همیشه از کاغذ اولیه پایینتر است.پس باید در مصرف درست کاغذ بکوشیم.

آيا مي دانيد –عموما نامه ها و دست نوشته هاي بدرد نخور و تمام آگهي هاي تبليغاتي به عنوان ضايعات كاغذ محسوب مي شوند.

آيا مي دانيد –يكي از مهمترين مواد قابل بازيافت در سبد زباله كاغذ مي باشد

ادامه دارد...

گرد آوری:مهدوی خواه





نگاشته شده توسط محمدمهدی مهوري پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 12:55 AM 

...
¤ راهكارهاي رسيدن به جامعه متعادل در رفتار مصرفي (مقتصد)
1) فرهنگ سازي
فرهنگ سازي يعني تبديل شيوه هاي مصرف به تناسب نياز جامعه و ميزان منابع اقتصادي كشور و همچنين بهره گيري از منابع و كالاها و خدمات براساس سنت و عرف غالب در رفتار، گرايش و باور مردم جامعه و تبلور آنها بمثابه هنجارهاي مثبت اجتماعي و اقتصادي در عملكرد اقتصادي و رفتار مصرفي افراد جامعه مي باشد.
2) تغيير نظام مصرف
نظام مصرف هر جامعه بايد متناسب با فرهنگ بومي و محلي باشد و همانند گرانيگاه تعادل ميان منابع توليد و نيازهاي جامعه را ايفاي نقش بكند. بسياري از شيوه ها و روش هاي مصرفي، كالاها و خدمات به دليل بازدهي نامناسب و عدم تناسب با ميزان و حجم سرمايه ها و همچنين نياز واقعي شهروندان بايد در چهارچوب فرآيند نوآوري اصلاح و يا آلترناتيوهاي صحيح جايگزين آنها شود.
3) ايجاد ساختارهاي جديد و مبتني بر نظام الگوي مصرف با هدف صرفه جويي
تغيير و اصلاح الگوي مصرف بدون تحول در مراحل توليد و بسترهاي اقتصاد كلان اصولا امكان پذير نخواهد بود. بسياري از كارخانه ها و صنايع توليدي ما يا دچار فرسودگي و فقر فن آوري شده يا محصولات و كيفيت آنها متناسب با نياز جامعه و دانش امروزي در حوزه صنعت نيست. لذا بايد ضمن توجه به مقوله استاندارد (نظام ايزو) در فرآيند توليد، مي توان از فن آوري هاي جايگزين و نسل جديد خطوط توليد استفاده كرد. مثلا توليد انرژي بادي و خورشيدي جايگزين نيروگاههاي آبي و حرارتي بويژه سدها شود. (چون سدهاي برق- آبي آسيب هاي جبران ناپذير به كشاورزي و اكوسيستم طبيعي و زيستگاه جانوران وارد مي سازد بطوريكه هم اكنون نهادهاي جهاني به دنبال مبارزه با پديده سدسازي هستند و در اين راستا سازمان هاي NGOهاي زيادي در حال فعاليت مي باشند.)
4) جهت گيري صحيح نظام اجرايي و سياست گذاري
رسيدن به نظام الگوي مصرف كارآمد بدون قوانين و نظام حقوقي شفاف و نشاط آفرين ممكن نيست. دستورالعملها و مقررات بايد در دو حوزه ذيل براي تهيه نظام الگوي مصرف كشور تدوين و تصويب گردد.
الف) در بخش سياست گذاري كلان (در قالب سياست هاي كلي و چشم اندازهاي بلندمدت با تعاريفي روشن و بدور از ابهام)
ب) تدوين قوانين و مقررات عيني و ميداني در راستاي روان سازي و انعطاف نظام اقتصادي در برابر نوآوري ها و تحولات اساسي و تقويت عنصر تلاش و وجدان كاري و انضباط اجتماعي در ميان عناصر فعال در حوزه توليد و ارائه خدمات
¤ نقش دولت در تهيه نقشه جامع نظام الگوي مصرف
1) تهيه نقشه نظام جامع رشد و الگوي مصرف با بهره گيري از ظرفيت دانشگاه ها و حوزه هاي توليد علم و دانش
اين مهم بدون بهره گيري از تجربه انباشته شده مديران كشور به ويژه مديران سال هاي پس از انقلاب اسلامي و همچنين توان علمي مجامع دانشگاهي و حوزوي در عرصه هاي علوم انساني و پايه امكان پذير نخواهد بود. نگاه جناحي، تنگ نظري و تحجر، دشمن تراشي، توطئه پنداري و خط كشي هاي سياسي بي دليل از جمله موانع دستيابي به نقشه علمي مي باشد.
2) كاهش حجم دولت با هدف ايجاد الگوي ساختاري متناسب با مصرف جامعه
كوچك سازي حجم دولت و كاهش نقش آن در تصدي مستقيم امور اقتصادي از جمله عوامل موثر رشد و توسعه كشورها است. رهآورد مهم كوچك سازي بدنه دولت صرفه جويي در هزينه هاي گزاف و مخارج سنگين است. از محل صرفه جويي در بودجه جاري دولت مي توان عوايد مالي زيادي را به دست آورد و آنها را در مسير اصلاح الگوي مصرف و افزايش كيفيت كالاها و خدمات بكار گرفت. متاسفانه در عرصه سياسي ايران همواره باوري وجود دارد كه به هيچ وجه حاضر به كاهش حجم بدنه دولت نبوده و نيست و اين عمل را خلع سلاح قوه مجريه در برابر نهادهاي مدني- صنفي و مخالفين سياسي تلقي مي كنند. در حالي كه تصويب سياست هاي مربوط به اصل 44 قانون اساسي در مجمع تشخيص مصلحت نظام و ابلاغ آن از سوي مقام معظم رهبري به قواي سه گانه حجت را بر همگان تمام كرده و راهي براي بهانه تراشي و شانه خالي كردن از زيربار مسئوليت مديران كشور نگذاشته است.
3)تغيير شكل نظام خدمات دهي
نابساماني در رفتار مصرفي جامعه معلول ساختار بيمار نظام خدمات دهي نهادها و مراجع اداري و اجرايي كشور است. بوركراسي حاكم بر سيستم اداري به ويژه در بخش هاي متصدي امور توليد و حوزه فعاليت صاحبان صنايع و كارگاه هاي توليدي و بنگاههاي اقتصادي كشور (بخش خصوصي) همواره به عنوان يك مانع در برابر تحول ساختاري سيستم خدمات رساني عمل كرده است.
4)تهيه الگوي صحيح توزيع كالا
«رشد» اصطلاحي است كه در مجامع، محافل و نوشته هاي گوناگون به تنهايي يا به همراه اصطلاحات ديگر و البته با بار مثبت به كار برده مي شود. از قبيل توسعه شهرنشيني، توسعه صنعتي، توسعه اقتصادي و توسعه فرهنگي، علماي اجتماعي هر كدام به تناسب ديدگاه فكري و مكتبي خود تعريفي از توسعه ارائه داده اند ولي همه در اين امر توافق دارند كه توسعه تنها به معني ازدياد حجم ثروت در جامعه نيست بلكه تغيير كيفي در نظام اجتماعي و فرهنگي جامعه را در برمي گيرد. البته هدف در اين مقاله بحث درباره مفهوم و تعاريف اصطلاح توسعه نيست. بنابراين فقط به بيان يك كوتاه تعريف از آن بسنده مي كنيم. ديويد لمن نوشته است: «توسعه علاوه بر بهبود ميزان توليد و درآمد شامل دگرگوني اساسي در ساخت ها و نهادهاي اجتماعي- اداري و همچنين ديدگاه مردم است و در بسياري از موارد حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز شامل مي شود.»
عوامل موثر در رشد
در فرآيند توسعه چند عامل مؤثر و دخيل مي باشند كه بطور خلاصه مي توان در چهار مقوله زير به آنها اشاره كرد:
1- عوامل اقتصادي
2- عوامل سياسي
3- عوامل اجتماعي
4- عوامل فرهنگي
در اين مقاله ضمن اشاره مختصر به نقش عوامل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي در توسعه به بررسي موانع فرهنگي موجود جامعه در برابر پروسه رشد و توسعه بويژه اصلاح نظام الگوي مصرف كشور نيز خواهيم پرداخت.
1) عوامل اقتصادي
عده اي معتقدند «توسعه» موقعي تحقق مي پذيرد كه تركيب و ميزان معيني از پس انداز و سرمايه گذاري وجود داشته باشد. اين نظريه پردازان اغلب توسعه را به عنوان يك پديده اقتصادي مورد نظر قرار داده اند. بنا بر اين ادعا، كشورهاي جهان سوم از اين جهت نتوانستند توسعه يابند زيرا آنقدر فقيرند كه ثروت لازم براي سرمايه گذاري بنيادي مورد نياز توسعه اقتصادي را ندارند. البته اين امر در مورد كشور ما نمي تواند صادق باشد چرا كه كشور ايران هم از لحاظ موقعيت و ويژگيهاي جغرافيايي از قبيل آب و هوا، خاك، منابع آبي، معادن و منابع زيرزميني و همچنين از لحاظ نيروي انساني هم از نظر كمي و كيفي در موقعيت مناسب قرار دارد و نمي توان ايران را يك كشور فقير به حساب آورد.
2- عوامل سياسي
عوامل سياسي و تأثير نخبگان و رهبران سياسي بويژه احزاب در رشد و توسعه اقتصادي و تحول اجتماعي از اهميت بسزايي برخوردار است، بطوريكه برخي جامعه شناسان از جمله باتامور نظرياتي ابراز داشته و بر نقش رهبران ميهن پرست، برخوردار از تحليل و آگاهي نسبت به تحولات جوامع بشري و نظام هاي سياسي و همچنين رهبران ديني تأكيد نموده و آنها را از عوامل عمده دگرگوني و پيشرفت مي شمارد. از اين لحاظ هم ما مشكلي نداريم چرا كه پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) و اهداف متعالي اين انقلاب از جمله قطع وابستگي و نفي سلطه بيگانگان بر مقدرات كشور راه را براي گام نهادن در مسير توسعه فراهم ساخته است.
3) عوامل اجتماعي
عوامل اجتماعي مؤثر در توسعه كه جامعه را به صورت روشمند و خوداتكا درمي آورد و به كار و حركت و تلاش ترغيب كند مانند: نظام آموزش و پرورش، نظام بهداشت و درمان و چگونگي تأمين فرايند رفاه اجتماعي با هدف دست يابي به معدل خوب اميد به زندگي اشاره مي كنند. بطور مثال فزوني آستانه تخصص و مهارت از رهگذر تعليم و تربيت مبتني بر فطرت انسان و تعاليم بلند اسلام و قرآن و نيز رهايي افراد از بيماري و رنجوري به قدرت توليد آنها مي افزايد و آسايش خاطري كه از بيمه و ديگر تلاشهايي كه منجر به برقراري امنيت جامعه مي شود شوق و انگيزه تلاش را قوام مي دهد و با توان بخشي به فرد معلول (اعم از معلول جسمي و رواني) قدرت كار از دست رفته را به نحوي باز مي گرداند.
الف) نظام ايلاتي، قبائلي و بافت اجتماعي خاندان سالار با اتكاء به سنن اجتماعي
ب) وجود آداب و رسوم و عرف هاي محلي و منطقه اي و احياي آنها بدليل وجود گرايش طبيعي در ميان افراد هرقوميت براي حفظ هويت پاره فرهنگ ها
4) عوامل فرهنگي و تاريخي
جامعه ما از جهت تاريخي و فرهنگي برخوردار از مختصات و ويژگي هايي است كه مي توانند ضمن تغيير ذائقه مصرف جامعه، مردم را به آفرينش روش هاي كم هزينه و زودبازده همراه با تلاش و كار مضاعف تشويق و ترغيب نمايد.
الف - باورهاي عميق ديني كه كار و كوشش را ارزش مي نهد و انديشه جبرگرايانه تئوري بهره گيري از اختيار را ترويج و فرد را در تعيين سرنوشت خويش و بهبود وضع موجود مؤثر مي داند. مي توان به نمونه هاي ارزشمند اين تفكر در قالب احاديثي گهربار از معصومين اشاره نمود. از جمله حديث معروف امام ششم جعفرابن محمد صادق (ع) كه فرمودند: «الكاد علي عياله كالمجاهد في سبيل الله» 5 كسي كه براي به دست آوردن روزي خانواده اش مي كوشد، همانند كسي است كه در راه خدا جهاد مي كند. همچنين در ادبيات ما به اهميت و جايگاه كار و تلاش توجه قابل زيادي شده است. البته در اين راه برخي باورهاي انحرافي و تخدير كننده نيز وجود دارند كه موارد زير بخشي از آنها مي باشند كه سبب ركود و سستي جامعه مي شوند:
1) نگاه متحجرانه به دين و ترويج زهد منهاي دنيا (با اتكاء به پاره اي از ظواهر مذهبي)
2) اعتقاد به جبر و سرنوشت محتوم و عدم تحرك و كوشش و تلاش در راستاي كاريابي و تغيير وضع موجود، اين نوع نگاه به زندگي كه ناشي از نداشتن اميد راسخ به خداوند و آخرت است. زندگي را در نگاه جوانان اعم از مردان و زنان تار و تاريك جلوه داده و سالانه از رهگذر خودكشي بسياري از آنان را به كام مرگ فرستاده است.
ب - وجود باورها و اعتقاداتي كه فراگيري علم و كسب فن را قدر شناسد و شوق دانايي و كارداني را در دلها فعال كند. در آموزه هاي ديني سفارش بسيار شده است و حتي نخستين آيه اي كه بر پيامبر (ص) نازل شد. تاكيد بر ارزش علم و دانش اندوزي دارد. همچنين بيان حديث معروف «اطلبوا العلم ولو بالصين» 6 از سوي حضرت محمد مصطفي (ص) نشانگر اهميت و ارزش علم و فن آوري است. در قرآن مجيد بر تفاوت و تمايز آشكاردانايان و نادانان توجه شده است. «قل هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون» 7.
ج - وجود عناصري در فرهنگ ملي و نيز در بافت اجتماعي كشور بلحاظ سابقه تمدني كه اميد و انگيزه بهتر شدن و خوشتر زيستن و ارتقاء يافتن را در درون افراد پرورش مي دهد. در ارتباط با اين عامل در فرهنگ اسلامي و ايراني موارد زيادي به چشم مي خورد با اين مضمون كه هر كس وضع امروز و ديروزش يكي باشد مغبون و زيانكار.
د - وجود آموزه هايي كه اسراف و اتلاف را به هر شكل مذموم و ناپسند بداند و موافق اندوخته كردن و كاربرد سرمايه در مسير توليد و مشاركت باشد. در قرآن مجيد كه همه مسلمان ها آن را به عنوان بهترين راهنماي زندگي افراد انسان مي پذيرند درموارد متعدد بر پرهيز از هرگونه اسراف و تبذير تاكيد شده است و اسراف كنندگان را در زمره برادران شيطان قرار داده است. «ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين وكان الشيطان لربه كفورا». 8
آنچه كه تا به حال مطرح كرديم شايد ما را به اين نتيجه برساند كه كشورمان بايد در گروه جوامع توسعه يافته قرار مي گرفت. ولي آنچه كه عملا مشاهده مي كنيم و بطور يك واقعيت بايد قبول كرد جامعه ما با شرايط مطلوب توسعه فاصله زيادي دارد. عوامل متعددي در نرسيدن جامعه ما به توسعه مورد نظر بويژه چشم انداز 02 ساله دخالت داشتند كه اگر بخواهيم به آنها بپردازيم مثنوي هفتاد من كاغذ شود. ما در اين مقاله به برخي از ويژگي هاي فرهنگي اشاره مي كنيم. كه بيانگر برخي تناقض هاي فرهنگي است به اين معني آنچه كه در باورهاي ديني و اعتقادي ما وجود دارد و به عنوان عناصر متعالي براي تحقق شرايط توسعه مي توانند عمل كنند با آنچه كه عملا در جامعه ما عمل مي كنيم و در نگاه اول از ويژگي هاي فرهنگي جامعه ما شمرده مي شود تضاد وجود دارد؛ و به طور مشخص مانع توسعه محسوب مي شوند. به عبارت ديگر بخشي از فرهنگ اصيل ما به طور كامل در افراد جامعه دروني نشده اند.
¤ الگوي مصرف در تعاليم ديني و نگاه معصومين(ع)
1)رابطه مستقيم الگوي مصرف با ادامه حيات منابع مادي
حيات منابع مادي و ثروت هاي خدادادي به نوع و چگونگي مصرف جوامع انساني وابستگي دارد در همين زمينه رسول گرامي اسلام(ص) در احاديثي كوتاه اما نغز و پرمعنا چنين نسبت علمي و خردمندانه اي را براي جامعه اسلامي ترسيم مي نمايند. ايشان در اين گفتار حكيمانه ميانه روي توأم با آينده نگري و مصرف منطقي را عنصر مؤثر چنين معادله اي مي داند و خواهان توجه افراد جامعه به آن مي شوند:
من قدر رزقه الله و من بذر حرمه الله
هر كه اندازه نگه دارد خدا روزي اش دهد و هر كس اسراف كند خداوند محرومش سازد9
يا در روايت گهربار ديگري به مسلمانان سفارش مي نمايند:
ايها الناس عليكم بالقصد فان الله تعالي لايمل حتي تملوا
اي مردم معتدل باشيد، زيرا خداوند ملول نمي شود مگر آنكه شما ملول گرديد10.
2) رابطه مستقيم زياده روي در مصرف با فقر و محروميت
«فقر» از جمله بيماري هاي مزمن اجتماعي است كه مي تواند هويت و ريشه ي يك ملت را از هر جهت در مخاطره و حتي در آستانه مرگ تاريخي قرار دهد. فقر و نداري همواره يك پاي ثابت همه بحران هاي اجتماعي- سياسي جهان بوده و هست. رسول گرامي اسلام(ص) به عنوان سياستمدار الهي و برگزيده اين آسيب بنيان برافكن اجتماعي را شناسايي و پيامدهاي آنرا به مسلمانان گوشزد نموده است:
من اقتصد اغناه الله و من بذر افقره الله
هر كه ميانه روي كند خدا بي نيازش كند و هر كه اسراف نمايد خدا او را فقير مي كند11.
لافتقر من اقتصد
آنكس كه ميانه روي كند فقير نشود12.
3)اسراف آفت تخريب و نابودي منابع و سرمايه و ثروت ملت ها
«اسراف» در كنار فقر به ويژه در ميان افراد طبقه مرفه و متوسط جامعه مي تواند زيرساخت هاي اقتصادي و منابع كشورها را نابود و ضايع نمايد. هر ملتي بايد ضمن هراس از فقر بيماري مزمن اسراف را از خود دور سازد در مكتب انسان ساز اسلام اين مساله مورد توجه پيشوايان دين قرار گرفته كه نمونه هايي از فرمايشات گهربار معصومين(ع) از نظر مي گذرد:
قال الامام الصادق(ع): مافوق الكاف اسراف
آنچه بيش از حد كفاف باشد اسراف است13.
قال الامام علي ابن ابيطالب(ع): كل مازاد علي الاقتصاد اسراف
آنچه بيش از ميانه روي باشد اسراف است14.
قال الامام الصادق(ع): أدني الاسراف هراقه فضل الاناء و ابدال ثوب الصون و القاء النوي
كمترين اسراف دور ريختن آب اضافي، پوشيدن لباس مهماني در منزل و دور انداختن هسته خرما است.51
ادامه دارد
پي نوشت ها :
1) رعد آيه11
2) بقره آيه341
3) نهج البلاغه حكمت 12 ص744
4) كيهان فرهنگي دوره دهه07
5) بحارالانوار ج11 ص631
6) سنن النبي
7) زمر آيه9
8) اسراء آيه72
9) نهج الفصاحه- ص34
01) نهج الفصاحه- ص44
11) نهج الفصاحه- ص44
21) نهج الفصاحه- ص44
31) مستدرك ج51 ص272
41) غرر الحكم ج2 ص745
51- بحارالانوار ج27 ص303

منبع خبر: کيهان





نگاشته شده توسط محمدمهدی مهوري پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 12:54 AM 

توجه به نظام الگوي مصرف براساس معيارهاي ديني، يكي از عوامل مهم رونق گرفتن زندگي شخصي افراد جامعه و نيز باعث توسعه و رشد در ابعاد مختلف زندگي اجتماعي است.
درمطلب حاضر، نويسنده كوشيده است با نگاهي اجمالي به آيات و روايات، نظام مذكور را مورد مطالعه و بررسي قرار داده و در ضمن آفات آنرا نيز بيان نمايد.
اينك با هم مطلب را ازنظر مي گذرانيم.
مهمترين عناصر تشكيل دهنده نظام الگوي مصرف درجامعه اسلامي عبارتند از:
¤ زمان
زمان و زمان شناسي الفباي برنامه ريزي براي رسيدن به هر هدفي مي باشد. اساس مديريت زمان بر اثربخشي اوقات بنا نهاده شده است.
آيا انديشيده ايد كه:
-چرا بعضي كارها درپاره اي از اوقات بهتر صورت مي پذيرد؟
-چرا بعضي فعاليت ها در زمان هاي ويژه بهتر نتيجه مي دهد؟
- چرا برخي از موقعيت هاي زماني در پيشرفت و جهش تمدني ملت ها موثرترند؟


نبايد فراموش كرد زمان درگذر است و موقعيت ها باستناد سخن سرشار از حكمت مولا علي(ع) چون ابر مي گذرد:
الفرصه تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخير
موقعيت ها چون ابر مي گذرند پس فرصت هاي نيك را غنيمت شماريد. 3
ژان ژاك روسو در كتاب قرارداد اجتماعي مي نويسد:«انسان آزاد آفريده شده ولي همه جا در رنجير بسر مي برد.» اين زنجيرها تا حدود زيادي توسط ما انسان ها به دليل عدم بهره گيري درست از زمان بافته شده است. انسان به جهت واپسگرايي، تنبلي، ترس، بي برنامه گي، راضي بودن به وضع موجود و عدم جست وجوي موقعيت مطلوب جهت رسيدن به وضع موعود يا آرماني اين زنجير را برگردن خويش مي افكند تحمل مي كند و عمر پربهاي خويش را نابود مي سازد.
ما ايراني ها به دليل پاره اي سنت ها، عرف ها و باورها در كشتن زمان مهارت فوق العاده داريم و شايد هرگز برايمان قابل تصور نيست كه مي توان از زمان موجود حتي تا دوبرابر ظرفيت واقعي اش استفاده كرد. نخستين گام بهره وري از زمان صحيح نگاه نسبت به آن است. سهراب سپهري گفته است:«جور ديگر بايد ديد چشم ها را بايد شست.» يا به قول آندره ژيد:«سعي كن عظمت درنگاه تو باشد نه در آنچه كه مي نگري»4
الف) ما درچه زمانه اي زندگي مي كنيم؟
ب) آيا زمان مرده قابل احيا است؟
ج) در حداقل مقدار زمان مفيد تا چه حدودي قادر به بهره گيري از امكانات و فرصت ها و منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشيم؟
د) آيا زمان مفيد براي هر فرد در طول عمر محدود يا بي نهايت مي باشد؟
عنصر زمان و استفاده از آن مي تواند بعنوان نخستين گام بسوي دست يابي به نقشه جامع الگوي مصرف صحيح و بهره گيري از منابع و ثروت ها باشد. همچنين برنامه در قالب زمان طرح و اجرا مي گردد. پس براي تهيه برنامه اجرايي الگوي مصرف درنگ نكنيم و هر فرصتي را غنيمت بشماريم.
¤ منابع و ثروت ها و سرمايه ها
1) منابع انساني
تربيت مديران باورمند به نظام اقتصادي و مصرفي برخاسته از متون ديني در ابعاد علمي و اخلاقي از جمله سرمايه هاي مهم در راستاي تلاش و فعاليت براي رسيدن به نظام مصرف مطلوب مي باشد. اين مديريت با انباشت تجربه در سطوح گوناگون اجرايي و همچنين با درك اهداف بلند و آرماني جامعه ضمن سياست گذاري و تصميم سازي مبتني بر عقلانيت و دورانديشي مي تواند در راهنمايي جامعه و ساماندهي الگوي مصرف و بهره وري صحيح از منابع مادي نقش آفريني كند. نبايد به دلايل سياسي حزبي و باندي دورنماي جامعه را ناديده انگاشت و مديران باتجربه كشور را كنار نهاد. چون نمونه بارز الگوي مصرف غيرمتوازن همان نفي عناصر باتجربه و اتلاف هزينه هاي صرف شده براي تجربه اندوزي مديران و در مقابل بكار گماشتن عناصر و نيروهاي فاقد تجربه در سطوح مديريت كشور مي باشد.
2) منابع مادي
وجود منابع متنوع و متكثر اقتصادي در هر كشور سبب تعدد منابع درآمدي يك جامعه و توانمندسازي آن در برابر بحران ها و چالش هاي اقتصادي مي گردد از سوي ديگر گستره گونه هاي منابع افق بهتري را در فراروي ملت ها خواهد گشود تا به تنوع توليد متناسب با نيازهاي اساسي و نيز استغنا از كمك ديگران و استقلال واقعي اقتصادي رهنمون شوند. كشور ما به لحاظ موقعيت جغرافيايي و عنايت خداوند متعال از جمله كشورهاي غني و برخوردار از منابع سرشار اقتصادي در ابعاد گوناگون مي باشد كه بايد آنها را در جهت ادامه حيات جامعه و بناي تمدن اسلامي در قالب نظام مصرفي برتر و مطلوب بكار گرفت.
3) منابع معنوي
عناصر معنوي در كنار سرمايه هاي مختلف سبب شكل گيري نيروي فرامادي در كنترل زياده خواهي و خودبيني در عرصه توليد و مصرف اقتصادي مي گردد. وقتي فرد دچار خودبيني مي شود به ديگران بويژه نسل هاي آينده و ساير همنوعان توجهي نمي كند پس در مصرف منابع و كالاها دچار زياده روي مي گردد. از طرفي زياده خواهي در قالب اسراف و تبذير به عنوان يك عامل هنجارشكن، نظام الگوي مصرف را دچار آفت و آسيب مي نمايد. اخلاق و فقه سرمايه هاي اساسي مسلمانان در ميدان فعاليت هاي اقتصادي و مصرفي هستند. بطوريكه در سالهاي گذشته تجار و حجره داران بازار در شهرهاي بزرگ همچون تهران، نجف اشرف، قم، اصفهان، حله و... خود را موظف به گذراندن يك دوره رسائل شيخ مرتضي انصاري (اعلي الله مقامه) در حوزه هاي علميه مي دانستند تا در دام شبهات و تخلفات اقتصادي نيافتند.
4) منابع علمي
در اين مؤلفه مي توان به عوامل مهمي به عنوان سرمايه ها و منابع علمي اشاره كرد نخست؛ قدرت توليد علم كه خود تضمين كننده نوآوري و خلق تكنولوژي برتر و عصري در راستاي يافتن شيوه ها و روش هاي درست بهره برداري از منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشند. ثانياً طبقه نخبگان و دانش پژوهان ثالثاً عقبه و پيشينه علمي يك جامعه بلحاظ تاريخي و داشتن سابقه تمدني، جامعه مسلمانان ايراني براي رسيدن به الگوي مصرف مناسب و متوازن در شرايط همسان با قافله كشورهاي توسعه يافته از تمامي اين امتيازات برخوردار است و بهانه اي براي عقب ماندن از ديگران در اين عرصه وجود ندارد. اما سياست دولت ها براي بكارگيري نيروهاي مجرب و دانش پژوه و دوري آنها از تنگ نظري و برخوردهاي حذفي مي تواند به اين فرايند سرعت بيشتري ببخشد.
¤ نيل به هدف
هر جامعه اي براي حفظ بقاي خود و نيز دست يابي به زندگي متعادل و متناسب با شرايط زمانه نيازمند «هدف گذاري» در ابعاد كلان و خرد مي باشد. انقلاب اسلامي با محتواي ايدئولوژيك و انساني خود اهداف جديدي را در فراروي ملت ايران نهاد كه اين اهداف تاثير عميقي بر باورها گرايش ها و رفتارهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي آنان نهاد كه بخشي از آن شامل موارد ذيل است:
1) پايه گذاري تمدن جديد براساس مباني ديني و نگاه توحيدي
2) رسيدن به رفاه نسبي و حياتي همراه با آسايش براي شهروندان
3) توجه به آخرت و ترسيم دنيايي پرطراوت و معنوي مرتبط با آخرتي سبز
اين اهداف مي تواند چشم انداز روشني در راستاي بهره وري درست از امكانات و ثروت ها براي شهروندان ترسيم نمايد. هر كدام از ما با داشتن تصوير دقيق از آينده و ظرفيت ها و فهم غايت زندگي، نظام مصرف فردي و اجتماعي خود را اصلاح و در چهارچوب اهداف كلان قرار دهيم.

ادامه دارد ...




نگاشته شده توسط محمدمهدی مهوري پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 12:52 AM 

هزينه‌هاي واقعي اعتياد ما به خريد و مصرف

 رشد لجام گسيخته مصرف‌گرايي و دلبستگي ما به داشتن خانه‌ها و خودروهاي تجملاتي لوکس که آثار زيان‌بار جسمي و روحي و زيست‌محيطي و فرهنگي و اجتماعي آن تقريباً براي همه ما روشن گرديده است، دو راه‌حل در برابر ماقرار مي‌دهد: کاهش مصرف و يا اعتماد به وقوع معجزه‌اي تکنولوژيکي براي بهبود اين شرايط. البته در سايه سلطه نظام‌هاي مادي‌گرايانه در قريب به اتفاق مناطق دنيا و رشد بي‌عدالتي و عدم اطمينان، گويي همه در انتظار وقوع معجزه‌اي تکنولوژيک نشسته‌اند. در برابر اعتياد فاجعه‌آميز همه ما به خريد و مصرف بيشتر و با وجود رشد تمايلات خوب و در عين حال کم‌نتيجه مصرف‌کنندگان، آيا زمان آن فرا نرسيده که همچون سال‌هاي جنگ جهاني دوم به سوي يک سيستم اقتصادي کم‌مصرف و بهينه و توأم با ارزش‌هاي انساني حرکت کنيم؟ هرچند از هم اينک مي‌توان پيش‌بيني نمود که هيچ يک از رهبران و احزاب سياسي ما حاضر نمي‌شوند که مردم را به چنين سياست‌هايي تشويق کنند.

     ● نويسنده: مادلين - بونتينگ

● منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1387 - شماره 57، فروردين - به نقل از باشگاه اندیشه

يک جزوه قديمي در آشپزخانه منزل ما وجود دارد که آثار لکه‌هاي قهوه و يادداشت‌هاي بي‌مصرف زيادي روي آن وجود دارد. اما من تصميم ندارم آن را دور بياندازم. ايده‌اي خوب که ممکن است همچنان هم تداوم بيابد.

چرا؟ براساس همه پژوهش‌هاي صورت گرفته، افراد زيادي نظير من وجود دارند. افرادي که تمايلات و نگرش‌هاي خوبي دارند و عميقاً در مورد گرم شدن تدريجي آب و هوا نگرانند، اما همچنان در تبديل اين نظرات به رفتارهاي روزمره زندگي خود ناتوانند. براي اين وضعيت مي‌توان دلايلي نظير انبوه شدن اطلاعات دريافتي، کمبود زمان و ترديد در انتخاب گزينه‌هايي مناسب را برشمرد. به علاوه، بسياري بر اين عقيده‌اند که همه تلاش‌هاي ما در آن سوي معادله، به دليل اقدامات غيرمسئولانه‌اي نظير ساخت دو نيروگاه برق در هفته از سوي چيني‌ها، عملاً با موفقيت چنداني همراه نخواهد بود.

آيا دست زدن به اقداماتي نظير کاهش مصرف گوشت به نصف مقدار کنوني، چشم‌پوشي از رفتن به سفرهاي تفريحي و حمام آفتاب با هواپيما، تلاش براي بازيافت بيشتر زباله‌ها، و پياده‌روي تا مدرسه، کافي خواهند بود؟ مسلماً نه، چرا که اين اقدامات، تنها به خراشيدن يک سطح محکم شباهت دارد. اگر جهان توسعه يافته به کاهش 80 درصدي حجم انتشار کربن که مورد درخواست سازمان ملل متحد از اين دولت‌ها در کنفرانس بالي (اندونزي) بوده، تن دهد، بي‌ترديد فرزندان ما زندگي متفاوتي را به نسبت آنچه که هم اينک ما انتظار فرا رسيدن آن را داريم، تجربه خواهند کرد.

در سال 2006 ميلادي، هر انگليسي به طور متوسط 6/9 تن دي‌اکسيد کربن( CO2 ) توليد نموده که اين رقم بايد در سال 2050 ميلادي به 3 تن کاهش يابد و البته ترديدي وجود ندارد که در مورد لزوم اين کار در ميان متخصصان محيط زيست و اقتصاددانان، اجماعي همه‌جانبه وجود دارد. البته در کنار مسئوليت دولت‌ها، شهروندان ما هم بايد علاوه بر کاهش مصرف، به گونه‌اي متفاوت مصرف نمايند. به بيان ديگر، آيا پايداري حيات ما در اين کره خاکي، به يک اصلاح همه‌جانبه و تشکيل زندگي متفاوتي نياز دارد و يا با تداوم وضع موجود و دلبستگي به داشتن خانه‌هايي راحت، خودروهايي شيک و تعطيلاتي مفرح بدون توجه به آثار زيست‌محيطي آن هم مي‌توان به اين آرمان دست يافت؟

سياست‌هاي زيست‌محيطي دولت ما عمدتاً با محوريت روش دوم سازمان دهي و اجرا مي‌گردد. مشکل اينجاست که هيچ دليلي وجود ندارد که نشان دهد، در سايه اتکا به روش‌هاي کنوني موسوم به معجزه تکنولوژيکي، مي‌توان به کاهش موردنظر در سطح انتشار گاز کربن دست يافت. در گذشته، افزايش کارايي مصرف انرژي عمدتاً به مواردي اين چنين محدود بوده است: «اگر يخچال فريزر من از کارايي انرژي مناسبي برخوردار است و بهايي ارزان‌تر هم دارد، شايد من براي تابستان گرم بعدي هم يک دستگاه تهويه مطبوع با همين مارک خريداري کنم.»

البته نوآوري‌هاي تکنولوژيکي يک بخش مهم از راه‌حل‌هاي فراروي ما خواهد بود، اما اين روش‌ها به تنهايي کافي نيستند؛ چرا که بر اين اساس، يک ايمان منطقي و عقلايي از سوي دولتمردان ما نسبت به موفقيت اين دستکاري‌ها و نوآوري‌ها وجود دارد.

متأسفانه گزينه کاهش مصرف، چيزي است که هيچ سياستمداري به آن توجه ندارد. در يکي از جلسات برپا شده با اين موضوع، مسئولان خزانه‌داري ما اين رويکردها را ارتجاعي و کاري همانند زندگي در غارها عنوان نمودند. هم اينک نيز ما صاحب يک سيستم سياسي هستيم که بر مبناي رشد اقتصادي بنيان‌گذاري شده و براي سنجش آن از نرخ توليد ناخالص داخلي ( GDP ) استفاده مي‌شود. البته افزايش اين عدد هم منوط به افزايش بيشتر و بيشتر مخارج مصرف‌کنندگان است. رشد اقتصادي براي کاستن از سطح بدهي‌هاي ملي و ايجاد يک دولت رفاه نيز منافعي فراوان دارد. اگر مردم از خريدهاي خود دست بکشند، احتمالاً اقتصاد ما فرو خواهد پاشيد و جاي تعجبي هم ندارد که يکي از وظايف رهبران سياسي ما پس از هر حمله تروريستي، اطمينان بخشي به مردم (در مورد وجود امنيت) و تشويق آنان به تداوم خريدهايشان است. (کاري که جورج بوش و آن ليوينگستون پس از حملات 11 سپتامبر و بمب‌گذاري‌هاي لندن انجام دادند.) تبليغات و بازاريابي به عنوان دو بخش غول‌پيکر اقتصاد، به صورتي کامل و همه‌جانبه، بر اين اساس پايه‌گذاري شده‌اند که ما به خريدهاي مصرفي خود ادامه دهيم و فرزندان ما نيز اين راه را ادامه دهند.

ما در قلب اين مدل اقتصادي، شاهد وجود يک ديوانگي و به دنبال آن هزينه‌هاي فاجعه‌آميز زيست‌محيطي هستيم. روان شناس سرشناس آمريکايي تيم کاسر به صورتي عالي، از يک نمودار براي نشان دادن اين شرايط بهره مي‌برد. در اين شکل، يک خط نشانگر درآمد شخصي افراد بوده که در 40 سال اخير سر به آسمان ساييده است. خط ديگري هم نشانگر افرادي مي‌باشد که اعلام داشته‌اند، احساس خوشحالي و رضايت بسيار زيادي دارند. البته شيب اين خط در اين دوره، تغييري نداشته است. بدين ترتيب، شکاف موجود ميان اين دو خط در طول اين دوره، رو به فزوني نهاده است. پس اين همه مصرف براي شادماني ما کافي نيست.

اما نمودار، تأثيراتي اميدوارکننده و در عين حال نگران‌کننده دارد. از جنبه اميدوارکننده، اين نمودار نشان مي‌دهد که يک نظام اقتصادي بنا نهاده شده بر مبناي مصرف اندک، فاجعه نخواهد بود. در مقابل هم، نکته نگران‌کننده اين است که ما با وجود اينکه مي‌دانيم، خريد و مصرف بيشتر ما را شادمان‌تر و رضايتمندتر نمي‌کند، همچنان به اين کار ادامه مي‌دهيم. وي معتقد است که مصرف‌گرايي بدون حد و مرز ما، پاسخي غيراداري به فقدان امنيت و همچنين يک نوع ناسازگاري رفتاري مي‌باشد. در چند دهه گذشته، منابع ناامني دوچندان شده‌اند. در کنار دستکاري‌هاي زياد اذهان ما توسط تبليغات، ما شاهد شکل‌گيري منابع جديدي از ناامني و اقتصادهاي بازاري بسيار رقابتي بوده‌ايم که دامنه گسترده‌اي را از مفاهيمي نظير هويت (من که هستم و به کجا تعلق دارم؟) تا نيازهاي بنيادين (چه کسي در سنين پيري به مراقبت از من مي‌پردازد؟) در برمي‌گيرد. اين رابطه موجود ميان مادي گرايي و ناامني به ما کمک مي‌کند که توضيح دهيم، چرا کشورهايي کاملاً متفاوت نظير ايالات متحده و چين، عميقاً رفتاري مادي‌گرايانه داشته و با ناامني‌هايي فزاينده هم روبه‌رو هستند.

بي‌ترديد درخشش و تلألؤ دل فريب روزافزون اين سيستم اقتصادي بنيان نهاده شده بر مبناي ناعدالتي، بر اين اساس است که ساز و کار دروني تقويت و استحکام‌بخشي در آن تعبيه گرديده است. چرا که هر چه شما بيشتر احساس ناامني نماييد، بيشتر مادي گرا مي‌گرديد و البته با افزايش سطح مادي گرايي، شما احساس ناامني و عدم اطمينان افزون‌تري خواهيد نمود. همان‌طور که آقاي کاسر نشان مي‌دهد، ارزش‌هاي مادي گرايانه (که در ميان نوجوانان سراسر دنيا و با هر ديدگاه سياسي و اقتصادي در حال افزايش است) شما را عصبي‌تر و همچنين حساس‌تر نسبت به افسردگي نموده و در عين حال از تمايل شما به همکاري و همراهي با ديگران مي‌کاهد. مطالعات علمي مختلف انجام شده حاکي از آن است که مردم، منابع و سرچشمه‌هاي واقعي تقويت جايگاه ارزش‌هاي انساني را مي‌شناسند (ويژگي‌هايي نظير روابط اجتماعي خوب، خودباوري و احساسات اجتماعي‌گرايانه) اما آنان در سايه سنگين همبستگي خوفناک و رعب‌انگيز منافع اقتصادي و سياسي، روز به روز از اين ارزش‌هاي واقعي دور مي‌گردند و تنها به افزايش ساعت‌هاي کاري خود و پرداخت پول بيشتر و بيشتر فکر مي‌کنند.

به هرحال، تغيير اين نگرش کاري دشوار خواهد بود و حرکت به سوي يک اقتصاد کم‌مصرف نياز به مديريت و راهبري دقيق و همه‌جانبه‌اي دارد؛ اما بزرگ‌ترين تناقض موجود اين است که تغيير رفتارهاي مصرف‌گرايانه کنوني باعث ايجاد بازخوردهايي مخرب در فرد مي‌شود (همان چيزي که کاسر از آن به عنوان ناسازگاري رواني و احساسي دوگانگي ياد مي‌کند). مصرف کمتر و بهينه مي‌تواند جامعه را به سوي ثبات اقتصادي و افزايش ناامني سوق دهد، هرچند تغيير آب و هواي کره زمين هم افراد را ناامن‌تر خواهد نمود. البته پاسخ ما هم در برابر اين وضعيت، مي‌تواند دامن زدن به جريان کنوني مصرف‌گرايي انبوه و بي‌حد و مرز باشد. يعني «بخور، بنوش و خوش باش. عمر ما کوتاه است.» و يا اينکه با حداکثر قدرت ممکن در برابر تأثيرات ناشي از تغيير آب و هواي کره زمين، موضع‌گيري ‌نماييم.

ما با يک گزينه ديگر هم روبه‌رو هستيم که مي‌تواند راهبردي همه‌جانبه تلقي گردد: يک سيستم اقتصادي کم‌مصرف و بهينه که ارزش‌ها و خواسته‌هاي واقعي زندگي‌ انساني را تأمين کند. اکثر ما حتي به صورتي اندک دريافته‌ايم که تغييرات گسترده در شيوه زندگي کنوني ما ضروري است، اما ما در انتظار شخصي ديگر هستيم که اين کار را آغاز نمايد. همان‌طور که گزارش سال گذشته «کميسيون توسعه پايدار» دولت ما هم با اين عنوان هشداردهنده شروع شده بود: «من مي‌خواهم، اگر شما بخواهي.»

به صورتي اميدبخش، ما مي‌دانيم که اين کار قابل انجام است، همان‌طور که والدين و پدربزرگ‌هاي ما در سال‌هاي جنگ جهاني دوم اين کار را مديريت و اجرا نمودند. اين رويکرد سودمند که از سوي آندره سيمز در کتاب «بدهي اکولوژيکي» معرفي گرديده، نشان دهنده نقش مهم دولت در اين حيطه است. البته در اوايل دهه چهل ميلادي هم کاهش شديد به وجود آمده در مصرف خانوار، نه براساس اتکا بر تمايلات خوب که به دليل تبليغات جهت‌دار و عظيم دولت انگلستان و همچنين تلفيق يک سيستم عقلايي و ماليات‌هاي اخذ شده از کالاهاي لوکس به وجود آمد. مي‌توان از اين راهکارها در قرن بيست يکم نيز بهره برد، هرچند قريب به اتفاق احزاب و رهبران سياسي ما به شدت از توصيه به چنين سياست‌هايي پرهيز مي‌کنند.







  • تعداد صفحات :6
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
بر خامنه ای رهبر خوبان صلوات