نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : چهارشنبه 22 مرداد 1393 
نظرات 0
در این گزارش با بهشت گمشده‌ای آشنا می‌شوید که چشم‌های سودجویان و طمع‌کاران به آن دوخته شده است.
 اگر هرساله مسافر این بهشتی باشید که روزگاری نام «گمشده» را برآن نهاده بودند و امروز دیگر پیدا شده! خواهید دید صحنه‌ای که تا پارسال مملو از مرتعی سبز و درختان درهم تنیده بود، امسال آهن و آجر، سنگ وسیمان است که در مقابل چشمهایتان خودنمایی می‌کند. «کلاردشت»، دشتی بر فراز و دامنه کوه‌ها که طبیعت بعضاً بکر و آب و هوای بی‌مثالش در 170 کیلومتری تهران در استان مازندران قرار دارد، چنان  می‌درخشد که گویی بهشت در همین نزدیکی است، چراکه در گرمای بالای 40 درجه تیرومرداد ماه تهران، درست درنقطه‌ای که دیگر نفست به شماره می‌افتد، باید در نقطه‌ای دیگر، گرمایی را برای تحمل خنکای بیش از حد هوا، که گاه تبدیل به سرما می‌شود برپا کنی! بله شاید تعجب کنید، اما این واقعیت کلاردشت است و شاید به همین دلیل‌های بسیار است که چشم‌های سودجویان و طمع کاران به آن همیشه دوخته شده است. 
 
زمین خواری در کلاردشت و روستاها و مراتع اطراف آن، دیگر ماجرای تازه و شگرفی نیست که بخواهد تعجب یا بعضاً واکنش مسئولی را درپی داشته باشد! این امر به پدیده‌ای رایج در این منطقه تبدیل شده است، تا جایی که «فرماندارکلاردشت» که تازه یک سال از تأسیس شهرستانش می‌گذرد، در نمازعید فطر، پرده از ماجرای غم انگیزی برمی دارد! «ما قصد داریم برای ایستگاه هواشناسی شهرستان، زمینی را تهیه کنیم اما منابع طبیعی اعلام کرده که زمینی در اطراف شهرستان برای این منظور وجود ندارد! حتی زمین برای ساخت بوستان در کلاردشت و روستاهای اطراف هم پیدا نمی‌شود!» 


از بلوط تا ابر 
تلخند ماجرا شاید اینجا باشد که تنها خیابان اصلی کلاردشت بلوار امام‌خمینی(ره) که از قضا ورودی شهرهم است و نگاه اول هر مسافر و توریست خارجی را به خود جلب می‌کند، هنوز از نعمت یک آسفالت معمولی هم برخوردار نیست! چرا که 3 سال است برای عملیات گازرسانی که هنوز هم ادامه دارد، خیابان آسفالته تبدیل به یک جاده خاکی شده است! و این قصه تنها مختص به خیابان اصلی این شهر نمی‌شود و هنوز در کوچه پس کوچه‌های محله و روستاهای «نشاط»، «اجابیت»، «مجل»، «رودبارک»، «ازوج»، «مکا»،  «گرگ پس» و حتی خود راه رسیدن به جنگل مازیچال یعنی روستای «طویدره»، این خاک، سنگ و کلوخ است که حرف اول را می‌زند و با هر بارانی، بارانی از گل و لای است، که امان از قدم‌های مردم محلی و ماشین‌هایشان می‌برد! 
 «مازیچال» منطقه‌ای است در 17 کیلومتری کلاردشت که از جنگل‌های متراکم بلوطی آغاز می‌شود و به میان ابرها و بسی بالاتر از ابرها ختم می‌شود! صحنه‌ای که نگاه هر بینایی را محسور می‌کند و تا اواخر شهریورماه سکونتگاه ییلاقی روستاییان و دامداران منطقه است. در مازیچال این فرصت را دارید که در نبود آب لوله کشی، برق و حتی آنتن تلفن همراه، یک زندگی بسیار متفاوت از زندگی شهر را تجربه کنید. 
حال در این میان دایه‌های مهربانتر از مادر پایشان را گذارده‌اند بر بیخ گردن بکرترین جنگل خزری منطقه، داد وامصیبتا سر داده‌اند و می‌خواهند وسط جنگل‌هایی که شاید به وجود آمدنشان قرن‌های متمادی زمین شناسی طول بکشد، جاده درست کنند، برق بکشند و... . و در این میان تنها چیزی که مهم نیست، این است که چند اصله درخت، قربانی خواهد شد! و دلیلشان هم آن است که منطقه گردشگری نیاز به امکانات رفاهی و زیربنایی دارد! 
«طرح جاده‌سازی و برق رسانی» به منطقه «مازیچال» که در آخرین تقسیمات کشوری متعلق به عباس آباد (با فاصله 50 کیلومتری) است و به لحاظ منطقه‌ای چسبیده به کلاردشت (با فاصله 17 کیلومتری) است! طرحی است که به تأکید کارشناسان و جمعی از مسئولان، سبب از بین رفتن هکتارها جنگل بکر در منطقه می‌شود و به همین جهت اعتراض مردم محلی، متولیان وکارشناسان منابع طبیعی را در پی داشته است. براساس این طرح مقرر شده در مراتع «مازیچال»، روستایی ایجاد شود و در پی آن امکانات زیربنایی نظیر برق و جاده آسفالته نیز ساخته شود. 

فاتحه‌ای که قرار است خوانده شود! 
«محمد معصومی» فرماندار کلاردشت با اشاره به حفظ جنگل و منابع ملی در این خصوص می‌گوید: «جاده جنگلی منتهی به مراتع مازیچال در دل جنگل، رگ حیاتی کلاردشت است، این برای ما قابل قبول نیست که سه هکتار مستثنیات روستا اعلام شود و عده‌ای به فکر انتقال امکانات و زیرساخت به آن منطقه باشند. » 
وی در گفت‌و‌گو با مهر در ادامه خاطرنشان می‌کند: «اگر امکاناتی چون برق، آسفالت ومصالح ساختمانی به منطقه بکر و جنگلی مازیچال وارد شود باید فاتحه صدها هکتار از مناطق جنگلی و مرتع خوانده شود، ضمن اینکه در خصوص همین سه هکتار هم که تبدیل به ساخت وساز شده است شبهه‌هایی وجود دارد!» 
فرماندار کلاردشت با اشاره به طرح روستا‌سازی درمراتع «مازیچال» تأکید می‌کند: «هیچ طرح و ایده‌ای که بتواند با هدف سودجویی به مراتع وجنگل‌های مسیر آسیب برساند قابل قبول نیست، از نظر ما و مردم منطقه کلاردشت، «مازیچال» باید به عنوان یک منطقه حفاظت شده و پارک طبیعی باقی بماند.» 

 مرتع مازیچال قابلیت ساخت روستا را ندارد 
«فرشاد جعفری»، رئیس شورای شهرستان کلاردشت نیز با اشاره به مستندات موجود در دادگاه و منابع طبیعی کلاردشت می‌گوید: «جمعی برای کشاندن سودجویان به دل جنگل مازیچال، طرحی را مبنی بر جاده‌سازی و برق‌رسانی به مازیچال آغاز کرده‌اند که اگر چنین اتفاقی بیفتد متأسفانه هزاران هکتار ازعرصه‌های جنگلی و مراتع مورد تجاوز قرار خواهد گرفت که قابل جبران نخواهد بود.» 
وی با اشاره به مستندات قانونی موجود در این خصوص تأکید می‌کند: «برابر اسناد معتبری که در منابع طبیعی و دادگاه داریم، مرتع مازیچال متعلق به کلاردشت است و نه تنها قابلیت روستا برای ساخت وساز را ندارد، بلکه به عنوان مرتع باقی خواهد ماند.» 

 شورای شهر اجازه نمی‌دهد 
«علی دراسرایی» رئیس شورای اسلامی شهرکلاردشت هم با اشاره به محوریت مازیچال به عنوان پارک طبیعت گردی می‌گوید: «مازیچال یکی ازمراتع زیبا در دل جنگل و در ارتفاع بالای 2800 متری قرار دارد که از دهها سال پیش در اختیار تعدادی از دامداران کلاردشتی و شهرستان تنکابن و عباس آباد قرار گرفته و این مرتع، زمانی مرتع باقی می‌ماند که امکانات ساخت وساز وارد آن نشود.» 
وی نیز براین نکته تأکید می‌کند که شورای اسلامی شهر، درکنار خواسته مردم برای حفظ جنگل و مرتع مازیچال، اجازه نمی‌دهد امکانات ساخت و ساز و برق به این منطقه بکر جنگلی برود. 

 طومار کلاردشتی‌ها به استاندار 
چندی پیش نیز مردم کلاردشت با تهیه طوماری که با عنوان «آقای استاندار، در مقابل تخریب منابع ملی وجنگلی مازیچال سکوت نکنید!» خطاب به استاندار مازندران نوشته شده بود، مصرانه خواستار آن بودند تا عالی‌ترین مقام دولت در استان برایشان کاری کند. 
در بخش‌هایی از این طومار آمده است: «آنچه که امروز بیش از هرچیز موجب رنجش خاطر می‌شود، اقدامات و تحرکاتی است که اگر بازداشته نشوند   بی‌شک تخریب جنگل مازیچال (به عنوان گونه‌ای بی‌نظیر از جنگل‌های بکر خزری) و همچنین مراتع بالادست آن(به عنوان منبعی ارزشمند از گیاهان کمیاب دارویی) را در پی خواهد داشت.» 
اما گویا گوش موافقان جاده‌سازی و برق رسانی، چندان بدهکار حرف وحدیث‌های مخالفان و مردم نبوده است! چرا که در هفته گذشته در کمال آزادی و بدون هیچ مزاحم و مانعی، استارت ماشین‌های راه‌سازی خود را زده‌اند و ابتدای مسیر جنگل تا دوراهی دهکده مازیچال را تیغ انداخته و صاف کرده‌اند، تا حدی که به گفته خبرنگاران محلی در بعضی نقاط، زیر پای درختان خالی و سست شده است! نکته قابل تأمل هم آن است که حتی شن‌ریزی این بخش از جاده را هم انجام داده‌اند! 
حال دراین میان سؤالی که پیش می‌آید این است ؛ واکنش مسئولان مربوطه در این خصوص چه بوده است؟ 

جاده تازه اول کار است! 
نماینده مردم نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس که خود از طرفداران حفظ و حراست از محیط‌زیست و میراث طبیعی کشور می‌باشد و اخیراً نیز گفته است که باید درختان و جنگل‌های کشور از طریق ثبت جهانی شناسنامه‌دار شوند، در واکنش به این اقدام می‌گوید: <من شدیداً مخالف جاده‌سازی و برق‌رسانی به مازیچال هستم و نباید این اتفاق بیفتد.> 
قاسم احمدی لاشکی در گفت‌وگو با «ایران» خاطرنشان می‌کند: <تنها بحث جاده‌سازی و برق‌رسانی که مطرح نیست، جاده اول کار است! بعد از آن باید شاهد تخریب جنگل و طبیعت باشیم، چرا که ویلاسازی‌ها آغاز خواهد شد!> 
وی با اشاره به اینکه مازیچال در حوزه استحفاظی کلاردشت نیست می‌گوید: <این منطقه متأسفانه در سال1381 در تقسیمات کشوری از کلاردشت گرفته و به عباس‌آباد داده شد و مجدداً در سال88 در تقسیمات کشوری به شهرستان تنکابن داده شد. با وجود آنکه قطعه‌ای جداناشدنی از شهر کلاردشت است و در حال حاضر زیر نظر عباس‌آباد قرار دارد.> 
قاسمی معتقد است، متأسفانه آنجایی که باید بحث‌های زیست‌محیطی را رعایت کنیم، با هزار دلیل و اگر و اما رعایت نمی‌کنیم و آنجایی که نیازی وجود ندارد، با هزار دلیل توجیه می‌آوریم. وی به آسفالت کردن جاده‌ای (ماشلک نوشهر به سمت کجور) که وجود دارد اشاره می‌کند و می‌افزاید: <این جاده‌ای است که وزیر کلنگ آن را زده است ولی سازمان محیط زیست می‌گوید که به‌دلیل مباحث زیست‌محیطی و حیات وحشی که در اطراف آن است، این امکان وجود ندارد. در صورتی که اگر تردد بیشتر شود دیگر شکارچیان غیرقانونی، امنیتی برای شکار کردن ندارند. اما از سوی دیگر برای روستایی که اصلاً وجود خارجی ندارد و تنها دامپروران، گاو و گوسفندان خود را برای چرا به آنجا می‌برند، می‌خواهند جاده آسفالته بزنند و سازمان محیط زیست نیز هیچ عکس‌العملی‌‌نشان نمی‌دهد!> 
نماینده مردم نوشهر، چالوس و کلاردشت در پاسخ به این سؤال که شما تا به حال چه اقدامی در این خصوص انجام داده‌اید، تصریح می‌کند؟ صحبت‌های لازم را با مسئولان مربوطه انجام داده‌ایم، منتهی چون به لحاظ قانونی«مازیچال» درحوزه استحفاظی کلاردشت نیست، ورود مستقیم به بحث سخت است. 
قاسمی در پایان اظهار امیدواری می‌کند که هر چه زودتر منطقه مازیچال به کلاردشت که جایگاه اصلی آن است، برگردد. 

جاده‌سازی و برق‌رسانی انجام خواهد شد 
اما در آن سو، نماینده مردم تنکابن، رامسر و عباس‌آباد نظر متفاوتی دارد و با جاده‌سازی و برق‌رسانی به «مازیچال» کاملاً موافق است. 
شمس‌الله شریعت‌نژاد، در گفت‌وگو با «ایران» تأکید می‌کند: <ییلاق مازیچال سالهاست که محل سکونت تابستانه مردم است. در حال حاضر بالای 200 خانوار در روستای مازیچال اقامت دارند که ما باید برای اقامت و سکونت مردم امکانات رفاهی را فراهم کنیم اتفاقی که در اکثر مناطق کشور می‌افتد. من نمی‌دانم چرا این طرح در مازیچال این همه حاشیه به‌وجود آورده است.> 
وی در پاسخ به این سؤال که در صورت ساخت جاده آیا درختی قطع نخواهد شد، خاطرنشان می‌کند: <هیچ درختی قطع نخواهد شد. شاید تنها 10 عدد درخت در مسیر قطع شود. در آنجا روستا وجود دارد و نیازی به ایجاد روستا نیست، چرا که شورای روستا نیز دارد و در دستور کار طرح هم، ایجاد گذرگاه و برق‌رسانی آمده است، حتی ما جاده‌ای که وجود دارد را نمی‌خواهیم آسفالت کنیم بلکه تنها می‌خواهیم گذرگاه‌هایی را ایجاد کنیم تا زمانی که ماشینی از روبه‌رو می‌آید، ماشین دیگر بتواند کنار برود ، همچنین در برخی از طول راه، شیب‌های تندی وجود دارد که آن‌ها را نیز قرار است برطرف کنیم.> 
نماینده مردم تنکابن، رامسر و عباس‌آباد در پاسخ به این سؤال که پس جاده‌سازی و برق‌رسانی به مازیچال انجام می‌شود؟ با قاطعیت می‌گوید بله، و می‌افزاید: <اعتبارش نیز تأمین شده است برق‌رسانی به روستاهای 10 خانواری انجام می‌شود. حال اگر ما به مردم امکانات بدهیم، ایرادی دارد؟! ما خودمان جنگلبان بوده‌ایم و دلمان برای منابع طبیعی بیش از هرکس دیگری می‌سوزد، این‌که بخواهیم مباحث حاشیه‌ای را اصل قرار دهیم، کار پسندیده‌ای نیست!> 
شریعت‌نژاد در واکنش به طومار مردم کلاردشت که خطاب به استاندار مازندران نوشته شده بود نیز می‌گوید: <مردم کلاردشت برای زمین‌های خودشان نگران باشند که تمام آن‌ها را در ارتفاعات تبدیل به ویلا کرده‌اند.> 

هر کار عمرانی بالاخره یکسری خسارت هم دارد! 
عضو شورای3 نفره روستای «مازیچال» می‌گوید که این طبیعت هر کار عمرانی است که تعدادی درخت هم در خلال کار قطع شوند، این همه درخت در قسمت شمالی کشور برای کارهای عمرانی و غیرعمرانی قطع شده است، حالاچند درخت هم از درختان جنگل مازیچال قطع شود، چه اشکالی دارد؟! 
محمدمهدی شجاع شفیعی در گفت‌وگو با «ایران» می‌افزاید: <همین جاده عباس‌آباد- کلاردشت نیز زمانی تنها یک جنگل بکر بود که در حدود30 سال پیش، جاده‌سازی در آن انجام گرفت، حالا چند درخت هم قطع شد، اما در عوض یک راه استاندارد دارد و سهل‌الوصول ساخته شد. بالاخره هر کار عمرانی یکسری خسارت هم دارد!> 
وی در پاسخ به این‌که گفته می‌شود، با جاده‌سازی و برق‌رسانی به «مازیچال»، راه زمین‌خواران و ویلاسازان به آن منطقه باز می‌شود و آنجا نیز همچون هزاران جای دیگر شمال کشور، قربانی سودجویان خواهد شد تصریح می‌کند: <نمی‌توانیم با عینک بدبینی، قصاص قبل از جنایت کنیم! منطقه «مازیچال» در ردیف 
50 مناطق گردشگری مازندران است. حال یک منطقه گردشگری راه، آب و برق نمی‌خواهد؟ سطل زباله و خدمات رفاهی نمی‌خواهد؟ حال این بماند که «مازیچال» با آمارگیری که در سال 90 انجام شد یک روستا با حدود 105 الی 106 خانوار! و 16 پارچه آبادی است، که اینها نیز برای زندگی نیاز به آب و برق جاده دارند!> 
شجاع شفیعی در پاسخ به این سؤال که با توجه به اینکه «مازیچال» یک منطقه ییلاقی است، آیا در تمام طول سال این جمعیت ساکن است، می‌گوید: <نیمی از این جمعیت ساکن همیشگی هستند و بقیه به خاطر نبود آب و برق و راه، روستا را ترک می‌کنند.> 
عضو شورای روستای مازیچال یک پیشنهاد دارد : <برای آنکه بتوانیم این منطقه را از خطر زمین‌خواران و ویلاسازان حفظ کنیم، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و سازمان محیط زیست باید با حضور در منطقه، اینجا را ضابطه‌مند کنند و با تقسیم‌بندی که بین روستا و منابع طبیعی موجود در آن انجام می‌دهند، از این میراث طبیعی حفاظت کنند.> 
شجاع شفیعی نیز در پایان تصریح می‌کند: <کار جاده‌سازی و برق‌رسانی در مازیچال آغاز شده است!> 

 

ادامه مطلب
نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 
نظرات 0
ر حالی برخی در خصوص حیات در شهر کوتوله‌های شهداد تردید دارند که اهالی قدکوتاه روستای ماخونیک، نمونه‌ای عینی و زنده از وجود مردمانی با قد یک متری هستند و وجود این روستا شاید بتواند پس از صدها سال، راز و رمز غیب شدن اهالی شهر لی‌لی پوت‌های کرمان را بازگشایی کند.
 
به گزارش مهر، نام شهر کوتوله های شهداد بارها شنیده شده است. این شهر در حاشیه جنوبی کویر لوت و در شهر کهن شهداد قرار گرفته است. شهری که نخستین پرچم فلزی جهان در آن کشف شده است. پرچمی که هم اکنون در یکی از موزه های تهران در معرض دید عموم قرار گرفته است.
 
داستان تمدن شهداد که بعدها نام خبیص بر  آن گذاشته شد زمانی آغاز شد که سفالینه هایی در اطراف شهر شهداد رفته رفته سر از خاک برآورد و پس از گزارشهای محلی در سال 1846 نخستین فصل کاووش در این منطقه انجام شد و نتیجه‌اش کشف یکی از بزرگترین تمدن‌های بشری بود. در همین کاوشها بود که شهری تاریخی نیز سر از خاک برداشت شهری که تعجب همگان را برانگیخت.
 
هم اکنون نیز قسمتی از این شهر کهن برای بازدید علاقمندان در معرض دید عموم قرار گرفته شده است اما اوج شگفتی این شهر این است که شهر شهداد شهری برای انسان‌هایی با قد کمتر از یک متر ساخته شده بود.
 
شهر تاریخی کوتوله های شهداد
 
 
شهری کامل از عناصر مختلف زندگی اجتماعی متعلق به تمدنی مربوط به هزاره چهارم قبل از میلاد شهری که مردمانی با قد بسیار کوتاه در آن زندگی می‌کردند و هم اکنون نیز اثری از آنها در استان کرمان نیست اما هر از چند گاهی با کشف اسکلتهای بسیار کوچک شایعه کشف مومیایی و یا اسکلت کوتوله‌های شهداد سر زبانها می افتد که بلافاصله نیز از سوی مسئولان تکذیب می شود مواردی هم که با عکس همراه است یا سکوت می‌کنند و یا اینکه عکس‌ها به کودکان و یا بیماریهای خاص آن دوره نسبت داده می‌شود.
 
در سوی دیگر قضیه هم اجسادی با عنوان مومیایی با پیکره‌های بسیار بزرگ در کرمان یافت شده است جالب اینکه این کشفیات در دو منطقه سیرچ و گلباف صورت می‌گیرد که اولی به بلند قد بودن مردم شهره است و دمی به کوتاهی قد.
 
از مردان بند انگشتی تا پیکره های چند متری
طی سال‌های گذشته بارها اسکلتهایی با اندازه های بسیار کوچک در این منطقه کشف شده است و از سوی دیگر پیکره‌های بسیار بلند قد نیز در همین منطقه پیدا شده است که در آخرین مورد در منطقه گلباف کرمان در جریان یک عملیات خاک برداری یک جسد که مردم محلی از آن به عنوان مومیایی یاد می‌کنند یافت شد که به دلیل خاک برداری بخشهایی از این پیکره از بین رفته است. قطعات باقیمانده از این پیکره مربوط به فردی با اندام بسیار بزرگ است.
 
محمد میرتاج الدینی از مردم محلی است که در زمان خاک برداری و کشف این پیکره در منطقه حضور داشته است.
 
روستای ماخونیک
 
 
وی گفت: اوایل اسفند سال گذشته در هنگام خاک برداری برای احداث یک راه روستایی در دهستان کشیت قطعاتی از پیکر یه جسد مومیایی دیده شد که بزرگ بودن آنها موجب تعجب مردم محلی شد.
 
وی گفت: بخشهایی از این پیکره در خاک برداری از بین رفته است اما قسمتهایی از دست و پای این پیکره سالم مانده است که ابعادی بزرگ دارد.
 
وی تصریح کرد: کف پای این پیکره طولی معادل 60 سانتیمتر دارد و این بزرگی را می توان در دست این پیکره مشاهده کرد.
 
در واقع این آخرین دست از یافته های مردم محلی کرمان بود که البته با سکوت میراث فرهنگی و مجامع علمی نیز مواجه شد.
 
پای عظیم الجثه کشف شده در گلباف در روزهای اخیر
 
 
این سکوت و تردید در خصوص شهر کوتوله‌های شهداد نیز ادامه دارد و هیچ اظهارنظر قطعی در خصوص زندگی این تمدن نشده است و متاسفانه مدت‌هاست طرح‌های کاوشش در منطقه نیز صورت نمی‌گیرد نگران کننده تر اینکه شهر تاریخی شهداد از نگهداری و حفاظت مطلوبی نیز برخوردار نیست.
 
اما تا کنون هشت فصل کاوشش در منطقه شهداد صورت گرفته است که منجر به کشف هزاران شی منحصر به فرد شده و مظاهر یک تمدن غنی در این منطقه پیدا شده است که جزو نخستین مسگران و دارای تمدنی کهن بوده اند در جریان همین کاوشها بود که معمای شهر کوتوله ها پیچیده تر نیز شده است.
 
میرعابدین کابلی از جمله افرادی بوده است که سرپرستی کاوششها در شهداد را برعهده داشته است وی در بیان نتایج کاوششهایش در خصوص تمدن شهداد در یک تحقیق علمی از وجود تمدنی کهن در شهداد نام برده است که روزگاری در اوج اقتدار بوده است.
 
این باستانشناس گفته در شهر شهداد تمام نمادهای یک تمدن غنی وجود دارد از کشاورزی تا صنعت و ساخت و ساز و گورستان و ساخت وسایل زندگی.
 
پیکره کشف شده در کرمان که به کوتوله ها نسبت داده می شود
 
 
وی می‌گوید: این مردم به یکباره شهر را ترک کرده اند و از شهداد رفته اند دلیل این مسئله نا مشخص است نکته جالب اینکه مردم برای بازگشت به شهر امید داشته اند زیرا درب خانه ها را با خشت بسته اند و وسایل خانه و اجناس ارزشمند سرجای خود نگه داشته شده است. بدون شک آنها می‌خواستند که پس از مدتی باز گردند اما این امر هیچ گاه روی نداده است.
 
ماخونیک سند زنده وجود حیات در شهر کوتوله های شهداد
نظریه مهاجرت کوتاه مدت اما بی‌بازگشت مردم کوتاه قد شهداد در حالی مطرح می شود که برخی از کارشناسان به کلی در خصوص وجود آدمهای کوتاه قد تردید دارند و عنوان می کنند که شواهدی دال بر وجود مردمی کوتاه قد وجود ندارد.
 
اما این محققان از وجود روستایی نا شناخته در آن سوی کویر بی اطلاعند. این روستا دقیقا با مشخصات شهر شهداد بنا شده است.
 
در واقع گویی تمدنی که ما گمان می کنیم هیچ گاه وجود نداشته هم اکنون در روستای ماخونیک در آن سوی کویر لوت و در استان خراسان جنوبی و هم مرز با افغانستان در حال زندگی هستند.
 
نمایی از یک خانه در ماخونیک
 
 
از ماخونیک به عنوان روستای لی لی پوتهای دنیا یاد می شود مکانی خارق‌العاده که قد بلندترین مردمانش به زحمت به یک متر و 40 سانتیمتر می‌رسد.
 
کوچه ها، خانه و دربهای بسیار کوچک این شهر مکانی عجیب را برای زندگی این مردمان فراهم کرده است که با کمی تدبیر میتوان آن را با شهر کوتوله‌های شهداد کرمان مقایسه کرد.
 
قد کوتاه ماخونیک از عجایب روزگار کنونی است
محمد صدوقی فعال میراث فرهنگی در گفتگو با مهر اظهارداشت: اینکه بخواهیم تمدن شهداد را به روستای ماخونیک نسبت دهیم نیاز به کار مطالعاتی دارد اما وجود این روستا میتواند مهر تائیدی بر وجود شهر آدمهای کوتاه قد در هزاران سال قبل در این منطقه باشد در واقع زندگی در شهر شهداد جاری بوده است و این افراد به دلیل جنگ، شرایط طبیعی و یا موارد دیگر تهدید می شده اند و برای مدتی این منطقه را ترک کرده اند و حتی می توان این فرضیه را هم مطرح کرد که احتمالا ارتباطی بین این دو تمدن وجود دارد.
 
وی به وجود شواهد فعالیتهای آتش فشانی در منطقه گندم بریان در نزدیکی شهر کوتوله ها اشاره کرد و گفت: امکان ترک شهر به دلیل فعالیتهایی از این دست نیز بوده است با این وجود روستای ماخونیک به دلیل قد مردمانش و ساختار شهری جزو روستاهای خاص در جهان به شمار می رود و بسیار مورد توجه قرار دارد.
 
صدوقی گفت: این روستا در جنوب شرق شهر بیرجند قرار گرفته است و شواهدی دال بر وجود یک تمدن غنی در این منطقه از جمله سنگ نگاره ها دیده شده است.
 
یک مرد قد کوتاه از اهالی ماخونیک
 
 
وی گفت: ارتفاع دیوارهای و خانه های این روستا به زحمت به 1.5 متر می رسد  و دقیقا برای انسانهایی ساخته شده است که قد بسیار کوتاهی دارند.
 
صدوقی گفت: این مردمان تا حدود زیادی زندگی ابتدایی دارند و سعی کرده اند آداب و رسوم خود را حفظ کنند و از آنها پیروی کنند مثلا این مردم تلویزیون را نمادی از شر می دانند و با حضور آن در ماخونیک مخالفند و حتی سعی کرده اند خانه ها را از مصالح بومی در دسترس خود بسازند. این مردم سیگار نمی کشند و سعی می کنند در تغذیه خود از گوشت هم استفاده نکنند.
 
قد ماخونیکی‌ها در سالهای اخیر بلند تر شده است
وی جامعه ماخونیک را تا حدود زیادی دست نخورده دانست و گفت: قد مردم این روستا تا چندی قبل بسیار کوتاه تر از اکنون بوده و به مرور زمان با تداخل جمعیتی و ازدواج با دیگر اقوام قد مردم نیز کمی بلند تر شده است.
 
وی ادامه داد: زندگی کردن برای مردم عادی در این روستا سخت است چون تمام ساختار برپایه جثه مردم روستا ساخته شده است.
 
صدوقی افزود: نکته قابل توجه اینکه گفته می شود این تمدن پنج هزار سال قدمت دارد و با شهر کوتوله های شهداد هم عصر است و دور از انتظار نیست که این دو تمدن با هم در ارتباط بوده اند.
 
نمایی از درب ورودی یک خانه در ماخونیک
 
 
وی گفت: اگر به شهر شهداد بروید تمام وسایل زندگی و ساختار امکانات و ابنیه آنها کوچک و برمبنای قد خودشان و کاربرد روزانه ساخته شده است و همین وضعیت دقیقا در ماخونیک نیز وجود دارد.
 
وی ادامه داد: با وجود این روستا وجود افسانه شهر کوتوله ها در کرمان قوت می گیرد و می توان این دو تمدن را با یکدیگر مقایسه کرد.
 
محمد مومنی، بخشدار شهداد نیز با اشاره به تاریخی بودن شهر شهداد گفت: شهر شهداد در واقع آخرین مرکز جمعیتی و یکی از مناطق امن کویر لوت است که دارای بناهای متعدد تاریخی و مواهب بی نظیر طبیعی است.
 
حضور گردشگران خارجی در شهر کوتوله های شهداد
 
 
وی تصریح کرد: شهر کوتوله های شهداد یکی از بناهای تاریخی ثبت ملی است که اطراف آن حصارکشی شده است و بسیار مورد توجه جهانگردان قرار دارد.
 
مومنی افزود: تمدن بسیار کهن شهداد از نخستین تمدنهای ایران بوده است که مردمش در حاشیه کویر با سخت کوشی و تلاش زندگی می کردند و طبق کاوششهای صورت گرفته نخستین بیرق فلزی جهان نیز به تمدن شهداد نسبت داده می شود.
 
وی با تاکید بر حفظ بناهای و ابنیه تاریخی شهداد گفت: تمام تلاش ما برای حراست از این بناهاست  ضمن اینکه طی سالهای اخیر کویر نوردی در شهداد بسیار مورد توجه قرار گرفته است بطوریکه هر ماه شاهد حضور گردشگران خارجی و داخلی برای دیدن از کلوتهای شهداد هستیم.
 
وی با اشاره به وجود گرمترین نقطه زمین در شهداد افزود: جاذبه های بسیاری در منطقه وجود دارد که در صورت معرفی آنها و ایجاد زیر ساختها مناسب می توان صنعت گردشگری شهداد را گسترش داد.
ادامه مطلب
نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 
نظرات 0

روستای کندوان منطقه‌ای ییلاقی از رشته کوه‌های سهند، یکی از سه روستای صخره‌ای جهان است. ساخت هتل بین‌المللی صخره‌ای لاله کندوان در این روستا شرایط مناسبی را برای اقامت گردشگران فراهم کرده است.

1.    کندوان یکی از روستای‌های کهن ایران در دامنه رشته کوه سهند است. خانه‌های این روستا به شکل کندوی عسل در دل کوه ساخته شده‌اند.

 

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



2.    به نظر باستان‌شناس انگلیسی، دیوید روال، قدمت کندوان به دوران غارنشینی باز می‌گردد. معماری کندوان بر مهارت ایرانیان در دوران مادها گواهی دارد.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



3.    واژه کندوان از لفظ کندو آمده و به نوع معماری خانه‌ای این روستا بر‌می‌گردد. فرم اولیه این صخره‌های کله قندی بر اثر فوران آتش‌فشان کوه‌سهند ایجاد شده است.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



4.    زندگی ساکنان کندوان در قالب بافت قدیمی امری استثنایی در دنیا به شمار می‌رود. گرچه در برخی مناطق نزدیک روستا نیز خانه‌های جدید بنا شده است. در حال حاضر ۱۰۰ خانوار و حدود ۷۰۰ نفر ساکن این روستای شگفت‌انگیز و استثنایی هستند.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



5.    هتل بین‌المللی لاله کندوان، اقامت‌گاه مسافران این منطقه است. هتلی که به باور سازندگان آن در میان هتل‌های صخره‌ای جهان قابل توجه است.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



6.    هتل لاله کندوان ۱۶ اتاق دارد که همگی در درون صخره‌ها ساخته شده‌اند. ظرفیت این هتل نیز در حدود ۴۲ نفر است. گرمایش اتاق‌ها در زمستان از طریق کف صورت می‌گیرد. برخی از اتاق‌ها دارای جکوزی هستند. این هتل همچنین رستوران، پارکینگ، ماهواره و کافی نت دارد.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



7.    هتل کندوان

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



8.    داخل هتل

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



9.    هتل صخره‌ای کندوان حالتی لوکس و شاعرانه دارد.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



10.    در سفر به این منطقه می‌شود صنایع دستی، ادویه و ترشی‌جات و غذاهای محلی خریداری کرد.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



11.    به نظر می‌رسد کندوان تنها روستای صخره‌ای جهان است که مردم همچنان در ان سکونت دارند.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



12.    اتاق از طریق سیستم حرارتی کف در زمستان به خوبی گرم است.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



13.    غذاهای سنتی رستوران بسیار عالی است.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



14.    اتاق خواب

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



15.    برخی از کسانی که در هتل اقامت داشته‌اند می‌گویند که به علت بنا شدن در دل صخره‌ها، برای رسیدن به محل هتل و همینطور رفت و آمد در روستا به آمادگی جسمانی خوبی نیاز است.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



16.    یک توریست دیگر می‌گوید که برایش جالب توجه است که اتاق‌های هتل همه با دست و در طول یک سال و نیم در دل صخره‌ها کنده شده‌اند.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



17.    هتل حمام آب گرم طبیعی دارد.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



18.    هتل کندوان

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان



19.    این منطقه حتما ارزش دیدن دارد.

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان


20.    یک زوج ایتالیایی که در هتل اقامت داشته‌اند می‌گویند که اتاق‌ها بسیار لوکس است و برخورد کارکنان نیز دوستانه. این مسافران هم مانند بسیار دیگر فضای هتل را "عاشقانه" یافته‌اند.

 

زیبایی‌های ایران؛ هتل صخره‌ای کندوان
 
 
 
 
ادامه مطلب
 
 
سلام تلاش می کنم با نشان دادن گوشه ای از زیبایی های ایران عزیز سهمی در ترویج فرهنگ ایرانی واسلامی داشته باشم. پاینده باد ایران عزیز

مرتضي زارع