نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393 
نظرات 0
 

سفر با کودکان,دانستنی های کودکان,مسافرت رفتن با کودکان

 به زمین و زمان بند نمی شوند و در طول سفر هم معمولا یا در حال شیطنت هستند یا برای مسائل مختلف نق می زنند. هرچه بزرگ تر می شوند، کنترل شان سخت تر می شود، اما شیطنت های شان شیرینی زندگی است. این کوچولوها باید به شیوه ای از لحظه خروج از خانه تا بازگشت، سرشان گرم بوده و نیازهای شان برطرف شود تا بگذارند بزرگ تر ها هم از مسافرت و تفریح لذت ببرند. برای آنکه هم به آنها و هم به شما خوش بگذرد، این نکته ها یادتان باشد. این موارد برای والدینی توصیه شده که فرزندشان نیاز به مراقبت داشته و سن او زیر 9 سال است.

1- اقامت و مسافت
اگر نوروز امسال، نخستین سفر شما با کوچولو است، برنامه ریزی سفر باید سبک باشد. به این معنی که مدت اقامت در شهر یا کشوری دیگر باید کوتاه باشد. از طرفی باید از سریع ترین وسیله نقلیه برای رسیدن به مقصد استفاده کنید.

2- برنامه را بدانید
برنامه زندگی والدینی که فرزند دارند مسلما با برنامه مجردها و زوج هایی که هنوز صاحب فرزند نشده یا فرزندان شان به قول معروف از آب و گل درآمده، متفاوت است. بنابراین اگر تصمیم به سفر دسته جمعی دارید، ابتدا درباره نحوه سفر، مدت زمان اقامت، برنامه هایی که از پیش برای این سفر تدارک دیده شده آگاه شوید. برای مثال فرزند کوچک شما تحمل اینکه پس از اقامت برای گشت و گذار به شهرهای اطراف بروید را نخواهدداشت. بنابراین با آگاهی از برنامه دیگران می توانید برای همراهی با آنها تصمیم بگیرید.

3- مقصد را بشناسید
اقامتگاه شما باید از وسایل راحتی، سیستم گرمایشی- سرمایشی، سرویس بهداشتی مناسب برخوردار باشد. بنابراین پیش از حرکت از منزل حتما اقامتگاه تان را مشخص کرده و از امکانات و کیفیت محل اقامت آگاه شوید. اگر اقامتگاه تان از طریق سایت قابل بازدید است، حتما شرایط را بررسی کنید.

 

ادامه مطلب
نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393 
نظرات 0
 

خنک‌ترین بندر کشور,بندر چابهار,تصاویر بندر چابهار,بهشت گمشده ایران

چابهار را بهشت گمشده ایران می خوانند خلیجی که کمتر بین ایرانیان شناخته شده اما زیبایی های طبیعی و گردشگری اش آنقدر زیاد است که این منطقه را جزو بی نظیرترین مناطق گردشگری دنیا محسوب کرده است.

همه ساله با وزیدن گرفتن بادهای موسمی با نام «مونسون» تعداد زیادی از مسافران و گردشگران که از پیشروی جبهه هوای گرم تابستانی در کشور به تنگ آمده اند همراه با این بادها به چابهار سفر می کنند.
 
بادهای مونسون که خاستگاه آن اقیانوس هند است همه ساله در فصل تابستان آب و هوای گرم چابهار را طراوت بخشیده و انگیزه لازم را در گردشگران علاقه مند سفر به خنک ترین بندر جنوب کشورفراهم می سازد.

وزش بادهای موسمی یا مونسون، به دلیل اختلاف شدید درجه حرارت بین دو حوزه بزرگ اقلیمی یعنی ارتفاعات هندوکش و اقیانوس هند به وجود می آید و موجب تولید بادهای باران آور تابستانی در بندر چابهار در جنوب شرق ایران می شود.

 

وزش بادهای موسمی مونسون در ایام تابستان از اقیانوس هند به ساحل چابهار از گذشته همواره به عنوان یکی از عوامل طبیعی این منطقه در جذب گردشگر محسوب می شده است.

این بادهای فصلی با شدت و ضعف تا پایان شهریور ادامه دارد و در شرایطی باعث بادهای شدید و مرطوب و باران های سیل آسا می شود و حتی می تواند مناطق مرکزی کشور را تحت تاثیر و نفوذ قرار دهد.  

 

 

 

ادامه مطلب
نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393 
نظرات 0

 اما پیش از اقدام به یک مسافرت دل انگیز، انتخاب مکان سفر از اهمیت بسزایی برخوردار است. متاسفانه گاهی خانواده های ایران گزینهه های تکراری و محدودی را برای مسافرت خود برمی گزینند و شاید به دلیل آشنا نبودن با مکان های دیدنی، حظ تجربه بسیاری از جاذبه های سیاحتی کشورمان را از دست می دهند و برای کشف مکان های جدید، خطر نمی کنند؛ از این رو سفر به 9 منطقه سیاحتی کشورمان را به شما پیشنهاد می کنیم که کمتر دیده و شناخته شده اند.

آبشار شِوی
آبشار شِوی یا تله زنگ، یکی از بزرگترین و زیباترین آبشارهای ایران است که در منطقه سردشت از توابع دزفول واقع در استان خوزستان قرار گرفته است و دارای طبیعتی سرسبز و به غایت زیبا است. بهترین زمان بازدید از آبشار شِوی در اوایل فصل بهار و خصوصا ماه فروردین است که هوا در آن نسبتا خنک و دارای طراوت بهاری است. شِوی در زبان لری بختیاری به معنای لطافت است.

برای رسیدن به این منطقه باید از دزفول به سمت منطقه شهیون حرکت کنید و از آنجا روستای بیشه بزان و بازارگاه و پیرچل را پشت سر بگذارید. پس از آن با یکی دو ساعت کوهنوردی در مسیری بسیار خوش منظره، به آبشار بزرگ شِوی خواهید رسید.

مناطق سیاحتی ایران, جاذبه های گردشگری ایران, مکانهای تفریحی ایران

 
ادامه مطلب
نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393 
نظرات 0
 

مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

مدرسه ضیائیه با حدود ۸ قرن قدمت که در محله فهادان شهر یزد در مجاورت بقعه دوازده امام واقع گردیده‌است. این بنا در سال ۶۳۱ هجری قمری توسط عارف معروف ضیاءالدین حسین رضی بنا گردید و در سال ۷۰۵ ه.ق توسط پسرانش مجدالدین حسن و شرف‌الدین علی تکمیل گردید.


معماری این بنا به شیوه آذری است. در مورد این بنا روایت‌هایی مطرح می‌باشد که قدمت ساخت آن را به زمان حمله اسکندر مقدونی به ایران نسبت می‌دهد که از این بنا به عنوان زندان استفاده می‌شده که بعدها تغییر کاربری داده و به عنوان مدرسه مورد استفاده قرار گرفت.

 

از بخش‌های این بنا می‌توان به وجود چاهی با قطری حدود ۲ متر در وسط حیاط این مدرسه اشاره نمود که به سردابی به عمق حدود ۵ متر منتهی می‌گردد، ارتفاع گنبد این بقعه به ۱۸ متر می‌رسد و دارای گچبری‌های و تزئینات زیبائی با آبرنگ طلائی و لاجوردی بوده که بخش اعظم آن از بین رفته‌است.


این مدرسه در دو مرحله ساخته شده است.نخست گنبد خانه ی کهن آن همزمان با حمله مغولان,برای آرامگاه ساخته شده و مدرسه هم نبوده است و صد سال پس از آن در اوایل سده هشتم,نوه ی سازنده ی نخست گنبد ,در کنار آن,این مدرسه را می سازد و آن را مدرس این مدرسه می کند و درگاه آن را هم به مدرسه باز می کند.این جا هم خانه مدرس داشته که بخش اندکی از آن پیداست. بر خلاف خانه ی مدرس ابراهیم خان کرمان که از درون مدرسه بدان راه می یابند, در این از همان هشتی می توان به خانه مدرس راه یافت. میانسراء افزون بر ایوانچه ی جلوی حجره ها چهار ایوان بلند تر دارد که ان را چهار ایوانی کرده است.

 مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

 مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

 مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

 مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

 مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

 مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

 مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

 مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

 مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

 مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

  مدرسه ضیائیه, زندان اسکندریه, معماری مدرسه ضیائیه, مدرسه ضیائیه یزد 

 

منابع:

خبرگزاری میراث فرهنگی

تبیان



 


نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393 
نظرات 0


زیارتگاه شاه قادری,آرامگاه نعمت‌الله‌ شاه‌قادری,آرامگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری (+عکس)
نعمت‌الله‌ شاه‌قادری از بزرگان صوفی قرن 16 در کشمیر است. وی در سال 1582 میلادی می‌زیسته است. قادری از منطقه خوارزم که در آن زمان منطقه مرزی بین ایران و هند بود به کشمیر مهاجرت کرد. زیارتگاه شاه قادری با هنر تزئینی مخصوص کشمیر یعنی مچاله‌کاغذ تزئین شده و کتیبه‌هایی به زبان فارس روی سر درهای آن خودنمایی می‌کند.


صوفی بزرگ شاه‌قادری مبلغ وحدت بین مسلمانان کشمیر بود و خطبه‌هایش را به زبان فارس ایراد می کرد. شاه قادری از زبان فارسی برای جذب مردم به دین اسلام و بیان احساسات همچنین ترویج صوفی‌گری استفاده کرد. در زیر تصاویری از زیارتگاه شاه‌قادری در کشمیر را مشاهده می‌کنید.

 

زیارتگاه شاه قادری,آرامگاه نعمت‌الله‌ شاه‌قادری,آرامگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری,آرامگاه نعمت‌الله‌ شاه‌قادری,آرامگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری,آرامگاه نعمت‌الله‌ شاه‌قادری,آرامگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری,آرامگاه نعمت‌الله‌ شاه‌قادری,آرامگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری,آرامگاه نعمت‌الله‌ شاه‌قادری,آرامگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری,آرامگاه نعمت‌الله‌ شاه‌قادری,آرامگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری,آرامگاه نعمت‌الله‌ شاه‌قادری,آرامگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری,آرامگاه نعمت‌الله‌ شاه‌قادری,آرامگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری,آرامگاه نعمت‌الله‌ شاه‌قادری,آرامگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری در کشمیر

زیارتگاه شاه قادری,آرامگاه نعمت‌الله‌ شاه‌قادری,آرامگاه شاه قادری در کشمیر

 

منبع : farsnews.com




نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393 
نظرات 0
 

چهارشنبه سوری,چارشنبه سوری,تاریخچه چهارشنبه سوری

تاریخچه چهارشنبه سوری
یکی از آئین های سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است.
 ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد که مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد.

برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند.


ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و "سور” در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای "جشن”،”مهمانی"و "سرخ” آمده است.
جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پایکوبی با نام سور مرسوم بوده است.


 مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است.


 آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب که کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.


ظهور آتش بازی در مراسم چهارشنبه سوری
آتش بازی در شب چهارشنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.


بوته افروزی در چهارشنبه سوری
در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت "گله” کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :
 خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند.


سرود "زردی من از تو ، سرخی تو از من "
در هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد.

 

ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد ،گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من” شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است.


 هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند کوزه شکنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندر و خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.


تحریف آیین چهارشنبه سوری
یافته های پژوهشی نشان می دهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است، با منش ، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود.


رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نظیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم، در هیچ کدام از این آیین ها دیده نمی شود. بهتر است بگوییم، کسانی که با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی ، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند. پس امیدوارم دوستان عزیز با خواندن این مطالب، زیبایی این رسم کهن ایرانی را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از وسایل خطرناک آتشبازی خراب نکنند .

با امید به داشتن یک چهارشنبه سوری زیبا، فرهنگ ساز و به دور از هر گونه خطر احتمالی

 

منبع:parsine.com



 


نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : شنبه 23 اسفند 1393 
نظرات 0

 

آتش جشن سده، آتش مهر وطن است

 

 

کاندرین خاک، نخواهد که شب تار بود 
«جشن سده» بسان جشن‌های نوروز، مهرگان و... جشنی ملی است و از آنِ هیچ قومی یا دینی نیست، بلکه از آنِ همه‌ ایرانیان است، اما سده‌هاست که زرتشتیان به عنوان نگهبانانِ فرهنگ کهن ایران‌زمین، آن را به گونه‌ای باشکوه در دهم بهمن‌ماه برگزار می‌کنند.

«کوشک ورجاوند» تهران، سال گذشته نیز پذیرای بهدینان، استادان و پژوهشگران تاریخ و فرهنگ ایران و سایر ایرانیانی بود که به انگیزه برگزاری جشن سده در آنجا گرد آمده بودند.

در باور بیشتر ایران‌شناسان، واژه سده همان ۱۰۰ است و به معنای این است که ۱۰۰ شب و روز تا آغاز نوروز در پیشِ روی ایرانیان است.

سده را کهن‌ترین جشن ایران ‌زمین و به سخنی کهن‌ترین جشن جهان می‌دانند. جشن سده به روایت نسخه‌هایی از شاهنامه فردوسی، یادگار هوشنگ، پاد‌شاه پیشدادی است. گویند هوشنگ‌شاه برای شکار با همراهان خویش به کوهستان رفت که نگاهش به مار سیاهِ بزرگی خورد، سنگی به سوی مار رها کرد، سنگ به مار نخورد و به سنگ دیگری خورد و جرقه‌ای از این برخورد پدید آمد که بوته خشکِ کنار سنگ از آن جرقه آتش گرفت و بدین‌سان آتش پدید آمد تا شهرنشینی شکل گیرد؛ چراکه بیش و پیش از همه چیز پیدایش هر صنعتی و گسترش هر مدنیتی به مدد آتش میسر است.


یکی روز شاه جهان سوی کوه
گذر کرد با چند کس همگروه
پدید آمد از دور چیزی دراز
سیه‌رنگ و تیره‌تن و تیزتاز
دو چشم از برِ سر چو دو چشمه خون
ز دود دهانش جهان تیره‌گون
نگه کرد هوشنگ با هوش و هنگ
گرفتش یکی سنگ و شد تیزچنگ
به زور کیانی رهانید دست
جهانسوز مار از جهانجوی جست
برآمد از سنگ گران سنگ خُرد
همان و همین سنگ بشکست گرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار کشته و لیکن ز راز
ازین طبعِ سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیشِ جهان‌آفرین
نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد
همین آتش آنگاه قبله نهاد
بگفتا فروغیست این ایزدی
پرستید باید اگر بخردی
شب آمد برافروخت آتش چو کوه
همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
کز آباد کردن جهان یاد کرد
جهانی به نیکی از او یاد کرد
فردوسی

در نوروزنامه که گفته می شود از آنِ حکیم عمر خیام نیشابوری، دانشمند برجسته ایرانی است، آمده: «آفریدون همان روز که ضحاک بگرفت، جشن سده برنهاد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رسته بودند، پسندیدند و از جهت فال نیک آن روز را جشن کردندی و هر سال تا به امروز آیین پادشاهان نیک‌عهد را در ایران و دور آن به جای می‌آورند.»

پادشاهان ایران باستان به سده ارج فراوانی می‌نهادند و آن را باشکوه برگزار می‌کردند. پس از ایشان تا زمان مغولان این جشن در ایران ‌زمین استوار بود. مثلاً مردآویچ زیاری که فرمانرواییْ میهن‌پرست بود در سال ۳۲۳ هجری، جشن سده را با شکوه بسیاری در اصفهان در کنار زاینده‌رود برگزار کرد که غلامان ترک او، به وی امان ندادند و او را همان روز در حمام کشتند.

پیشاپیش موبدان سه دختر و سه پسر سپیدپوش که بانویی مشعل به دست را همراهی می‌کنند، دیده می‌شوند. این هفت تن نماینده‌ی هفت فروزه‌ مینوی (اورمزد، وهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خورداد و اَمُرداد)اند.

آن هنگام که خورشید در باختر غروب می‌کند و تاریکی می‌رود که خانمان آریائیان را دربرگیرد، موبدان سپیدپوش، بر لب گاهان‌خوانان و بر دست آتشدان و بَرسَم، دست در دست یکدیگر، به همراه آواز سرنا و دف به گرد هیمه انباشته شده برای سده سه دور (به نشانه اندیشه، گفتار و کردار نیک) می‌گردند و بر آن آتش می‌نهند تا فروغ آتش، تیرگی را درنوردد و روشنایی را نوید دهد.
منبع: iranshahr.org

 


نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : شنبه 23 اسفند 1393 
نظرات 0
 

شاهنامه فردوسی, پایان سرایش شاهنامه, 25 اسفندماه پایان سرایش شاهنامه

25 اسفند ماه مصادف با پایان سرایش شاهنامه

 

ســرآمــد کـنـون قـصـهٔ یــزدگــرد       بـه مـاه ســفــنــدارمـذ روز اِرد
ز هـجـرت شـده پـنـج هـشـتـاد بـار      بـه نــام جـهــان داور کــردگــار

 

شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ -۳۹۷ شمسی) حماسه‌ای منظوم و شامل حدود ۶۰٬۰۰۰ بیت است که در روز 25 اسفند سال 388 شمسی (400 قمری و 1010 میلادی) به اتمام رسید. شاهنامه فردوسی یکی از بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین حماسه‌های جهان است که سرایش آن سی سال به طول انجامید. 

 

محتوای این شاهکار ادبی، اسطوره‌ها، افسانه‌ها و تاریخ ایران از ابتدا تا فتح ایران توسط اعراب در سده هفتم است که در چهار دودمان پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان خلاصه می‌شوند و به سه بخش اسطوره‌ای (از عهد کیومرث تا پادشاهی فریدون)، پهلوانی (از قیام کاوه آهنگر تا مرگ رستم) و تاریخی (از پادشاهی بهمن و ظهور اسکندر تا فتح ایران توسط اعراب) تقسیم می‌شود.

 

در واقع می توان گفت زمانی که زبان دانش و ادبیات در ایران زبان عربی بود، فردوسی با سرودن شاهنامه موجب زنده‌شدن و احیای زبان پارسی شد. یکی از مأخذ مهمی که فردوسی برای سرودن شاهنامه از آن استفاده‌کرد، شاهنامه ابومنصوری بود. شاهنامه نفوذ بسیاری در ادبیات جهان داشته‌است و شاعران بزرگی مانند گوته و ویکتور هوگو از آن به نیکی یاد کرده‌اند.

 

بر اساس آنچه که از بیت‌های پایانی شاهنامه در می‌یابیم، فردوسی در این روز، پس از سی سال رنج و دشواری سرایش حماسه بلند شاهنامه، به کار خود پایان می‌دهد و اثری بی همتا می‌آفریند،که سرشار از ارزش های والای انسانی و گنجینه‌ای بزرگ از فرهنگ دیرین ایرانی است. هنگامی که فردوسی شاهنامه را با سرگذشت یزدگرد سوم و فرجام کار ساسانیان به پایان می‌برد، در انتهای اثر خود بیت‌هایی می‌آورد و از کسان انگشت‌شماری یاد می‌کند که در روزهای تنگدستی و دشواری، یاری‌گر او بوده‌اند. سپس با یادکرد از روزگار محمود غزنوی، تاریخ پایان یافتن منظومه شصت هزار بیتی‌اش را یادآوری می‌کند و بدین سان دفتر شاهنامه را می‌بندد:

«سرآمد کنون قصه یزدگرد/ به ماه سپندارمذ روز ارد

ز هجرت شده پنج هشتاد بار/ به نام جهان داور کردگار»

 

بر اساس این بیت‌ها می‌توان چنین دریافت که شاهنامه در 25 اسفند سال 388 خورشیدی ( 400 قمری و 1010 میلادی ) به اتمام رسیده است. می‌دانیم که در گاه‌شماری ایرانی، بیست و پنجمین روز هر ماه، «ارد» نامیده می‌شود و «پنج هشتاد بار» که فردوسی بدان اشاره می‌کند، به معنای چهار صد است.

 

شاهنامه فردوسی, پایان سرایش شاهنامه, 25 اسفندماه پایان سرایش شاهنامه

 

در گاه شماری ایران باستان هر یک از سی روز ماه نام ویژه‌ای دارد که نام 12 ماه سال مانند اردی‌بهشت، امرداد و سپندارمذ نیز در میان آن‌هاست. نام‌های سی روز ماه از «اوستا» سرچشمه گرفته شده است. «سپندارمذ» همان اسفندماه است و روز «اَرد» به معنای خوشبختی نیز روز 25 از گاه‌شماری ایران باستان به شمار می‌آید که در آن روز، سرایش شاهنامه به پایان رسیده است.

 

اگر سال درگذشت فردوسی را 410 قمری بدانیم و هم چنان که پژوهندگان شاهنامه گفته‌اند، این تاریخ را در میان روایت‌های دیگر معتبرتر فرض کنیم، می‌توان گفت که فردوسی 10 سال پس از به فرجام رساندن اثر خود، زیسته است. در سرگذشت او آورده‌اند که فردوسی در همان سال 400 قمری شاهنامه را در 7 مجلد به دربار محمود غزنوی می‌فرستد، اما آن چنان که شایسته کار بزرگ شاعر است، قدرشناسی و پاداشی نمی‌بیند و 10 سال پایانی زندگی را در نومیدی و تنگدستی سپری می‌کند.


آن چنان که دکتر محمدامین ریاحی در کتاب «سرچشمه‌های فردوسی‌شناسی» یاد کرده است، می‌توان سیر تدوین و به پایان بردن شاهنامه را به پنج دوره تقسیم کرد. دوره نخست که همزمان با روزگار جوانی فردوسی است، شاعر به نظم پاره‌ای از داستان‌های پراکنده شاهنامه همانند بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، سیاوش و یکی دو داستان دیگر می‌پردازد.

 

شاهنامه فردوسی, پایان سرایش شاهنامه, 25 اسفندماه پایان سرایش شاهنامه

 

در دوره دوم که سال‌های کار و کوشش اوست، فردوسی در سن چهل سالگی و در حدود سال 370 قمری، نظم شاهنامه را بر اساس شاهنامه منثور ابومنصوری آغاز می‌کند و چهارده سال بعد (384 ق) نخستین تدوین کتاب را به پایان می‌رساند. دوره سوم که آن را سال‌های انتظار نامیده‌اند، از 384 تا 395 قمری (54 تا 65 سالگی فردوسی) به طول می‌انجامد. او بخش‌های دیگری را به شاهنامه‌اش می افزاید و به بازنگری در سروده‌های پیشین خود می‌پردازد و درصدد برمی‌آید که آن را به محمود غزنوی پیشکش کند.


در چهارمین دوره (از 395 تا 400 ق) که همزمان با 65 تا 71 سالگی فردوسی است، او تجدید نظر دیگری از شاهنامه انجام می‌دهد و با افزودن مدایحی در ستایش محمود، نسخه کامل کتاب را به او هدیه می‌کند. دوره پنجم را دکتر ریاحی «سال‌های پیری و نومیدی» فردوسی نامیده است. در این زمان که سالیان عمر فردوسی به هشتاد سالگی نزدیک شده است و 35 سال از آغاز نظم شاهنامه گذشته است، ابیاتی در گله و شکایت از محمود غزنوی می‌نویسد و از قدرنشناسی و ناسپاسی او یاد می‌کند.

 

گردآوری : بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 


نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : شنبه 23 اسفند 1393 
نظرات 0
 

اشعار فریدون مشیری, شعر نوروز, شعر تبریک بهار

گل امید
هوا هوای بهار است و باده باده ء ناب
به خنده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب


در این پیاله ندانم چه ریختی ، پیداست
که خوش به جان هم افتاده اند آتش و آب


فرشته روی من ، ای آفتاب صبح بهار
مرا به جامی از این آب آتشین دریاب


به جام هستی ما ، ای شراب عشق بجوش
به بزم ساده ما ، ای چراغ ماه بتاب


گل امید من امشب شکفته در بر من
بیا و یک نفس ای چشم سرنوشت بخواب


مگر نه خاک ره این خرابه باید شد
بیا که کام بگیریم ازین جهان خراب

 

اشعار بهار و نوروز, اشعار فریدون مشیری

اشعار بهار از فریدون مشیری

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک

شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک
آسمان آبی و ابری سپید


برگ های سبز بید
عطر نرگس رقص باد

نغمه ء شوق پرستو های شاد


خلوت گرم کبوتر های مست....

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار


خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز


خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز 

خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب

منبع: khabaronline.ir

 


نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : شنبه 23 اسفند 1393 
نظرات 0
 

صنایع دستی عشایر, هنرهای سنتی ایران, صنایع دستی چهار محال و بختیاری

یکی دیگر از صنایع دستی کاربُردی – تزیینی ایران ” سفره بافی یا سفره آردی ” نام دارد. این محصول جزء بافته های داری و جزء صنایع دستی عشایری استان چهار محال و بختیاری قرار دارد. این نوع بافته صرفاً جنبه خودمصرفی داشته که متأسفانه با استفاده از سایر کالاهای صنعتی مشابه این محصول کمتر مورد استفاده قرار می گیرد. این فرآورده شباهت زیادی (چه از لحاظ مصرف، چه از لحاظ روش تولید و مواد اولیه) با سفره کُردی در استان خراسان شمالی دارد.


پشم و نخ پنبه ای از مواد اولیه اصلی این دستبافته می باشد. این فرآورده به ابعاد ۱۴۰×۱۰۰ سانتی متر بافته می شود و کاربّرد آن در هنگام پخت نان عشایری مرسوم به فطیر یا نان تابه ای است. و آن هنگامی که خمیر آرد را چانه می کنند و این سفره از ریختن آرد بر روی زمین که در فرهنگ مسلمانان کاری مذموم است جلوگیری می کند.

 

این محصول از قدمت زیادی برخوردار است که با توجه به توضیح بالا مبنی بر ورود و استفاده از سایر کالاهای ماشینی به جای سفره آردی هنوز هم در مناطق دوردست عشایری این دستبافت تولید و مصرف به صورت محدود فعال می باشد. طریقه نگهداری و حفاظت این دستبافت همانند دیگر دستبافت ها جلوگیری از مجاورت با آتش و عدم تماس با اجسام نوک تیز، رطوبت مداوم است. شستشوی آن با آب ولرم و شوینده های غیر اسیدی موردی ندارد.

 

صنایع دستی عشایر, هنرهای سنتی ایران, صنایع دستی چهار محال و بختیاری

 

صنایع دستی عشایر, هنرهای سنتی ایران, صنایع دستی چهار محال و بختیاری

منبع:seeiran.ir

 
 

 


 
 
سلام تلاش می کنم با نشان دادن گوشه ای از زیبایی های ایران عزیز سهمی در ترویج فرهنگ ایرانی واسلامی داشته باشم. پاینده باد ایران عزیز

مرتضي زارع