مردان سیب زمینی !!! جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری … ( *)می خوری تو و هفت جد آبادت … خجالت نمی کشی؟ … جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم مرد خشکش زد … همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد … ------------------------------------------------------------ به نظر من!!! اخه مگه از جلوه های اینوری مدرنیته لختی زنان و بی غیرتی مردان در قالبهای تساوی و اینچیزا نیستبسم الله الرحمن الرحیم
منبع: وبلاگ پسرک چوپان
ای گل گفته این چوپون
شاید هم تو این دنیای مدرن هنوز چوپونه !!!
تو یکی از این سایتها تحلیل فارسی ۱ بود
یکی گفته بود فارسی ۱ کانون خانواده را هدف گرفته - ارتباط زن شوهردار و روابط ازاد نامحرمان و...…
یکی از این باسواتا!!! گفته بود بابا این حرفها قدیمی شده شما هنوز متحجرانه نگاه میکنید دنیای امروز جای این حرفها نیست
بنده خطاب به این باسوات گفتم داداش خوب اگه اشکال نداره تلفنی عکسی ادرسی از دخترتون ندارین خانومتون ندارین خواهرتون ندارین جهنم مادرتون برام لطف کرده بفرستین تا ما یکم باهم مدرنیته بازی کنیم !!!
چشتون روز بد نبینه
خوب نبینه دیگه
مطالب مرتبط: http://madineh.hamweblogi.com/1390/03/28/مردا،
نوشته شده در : یک شنبه 29 خرداد 1390 ساعت :11:57 AM | توسط :محمد محمدی نظرات (1)
