هلال شیعی
در سالهاي اخير واژه «هلال شيعي» از سوي عبدالله دوم پادشاه اردن، مطرح شد که در خلال آن خطر قدرت گرفتن شيعيان را در منطقه مطرح کرد. به عقيده آنها جمهوري اسلامي ايران ميتواند، با اعمال نفوذ طبيعي در ميان شيعيان عراق، سوریه و لبنان تحولات ژئوپلتيک خاورميانه را هدايت کرده و موازنه قدرت را به نفع شيعيان و عليه منافع آمريکا و اسرائيل تغيير دهد.
اما واقعيت اين است که این مطلب دروغی بیش نیست چراکه اختلافات اعتقادي، سياسي و قوميتي سوريه و نيز شيعيان عراق با ايران و حتي اختلافات گروه هاي شيعي عراق با يکديگر و با گروه هاي شيعي لبنان، مجالي براي اتحاد آنها با شيعيان منطقه در قالب «طرح هلال شيعي» باقي نخواهد گذاشت و تهران به اين امر به خوبي واقف است؛ به عبارت ديگر ايران و شيعيان لبنان و عراق هر چند داراي منافع مشترک هستند، اما حرف آخر را منافع هلال شيعي نمي زند، بلکه منافع ايران، عراق و لبنان فصل الخطاب خواهد بود؛ نهايتاً، نبايد پراکندگي جغرافيايي و جمعيتي شيعيان منطقه را از نظر دور ساخت که شايد بتوان از آن به عنوان اصلي ترين دليل ژئوپليتيک عدم امکان شکل گيري هلال شيعي نام برد. و در نتیجه بروز چنین اسمی را تنها می توان در راستای ایران هراسی و شیعه هراسی در کشورهای جهان به خصوص مسلمانان برشمرد تا از این طریق دولتمردان فاسد عربی و مسلمان نشین بتوانند به اهداف شوم خود دست یابند.( برای مطالعه بیشتر رجوع کنید: نشريه شيعه شناسي، شماره 26؛ فصلنامه علمي پژوهشي مطالعات انقلاب اسلامی،سال دهم، شماره 33)
