فتوى ابن جبرين در كفر شيعه

از ابن جبرين كه يكى از مفتيان بزرگ سعودى است سؤال شده كه آيا به فقراى شيعه مى شود زكات داد؟ پاسخ داده طبق نظر علماء اسلامى به كافر نمى شود زكات داد و شيعيان بدون شك به چهار دليل كافر هستند: 1 - آنان نسبت به قرآن طعنه زده و بدگويى مى كنند و معتقد به تحريف قرآن هستند و مى گويند كه دو سوم قرآن حذف شده و هركس به قرآن طعنه زند كافر هست و منكر آيه شريفه «وإنا له لحافظون» مى باشد. 2 - به سنت پيامبر و احاديث صحيح بخارى و مسلم نيز طعنه مى زنند و به احاديثى كه در اين دوكتاب آمده عمل نمى كنند چون بر اين عقيده هستند كه روايات اين كتاب ها از صحابه نقل شده و صحابه را كافر مى شمارند. و معتقد هستند كه پس از پيامبر گرامى همه صحابه جز على و فرزندان او وتعداد اندكى مانند سلمان و عمار همه كافر و مرتد شدند. 3 - شيعيان اهل سنت را كافر دانسته و با آنان نماز نمى خوانند و اگر پشت سر اهل سنت نماز بخوانند آن نماز را اعاده مى كنند بلكه آنان معتقد به نجاست اهل سنت هستند و اگر با يكى از اهل سنت مصافحه كنند، دست خود را آب مى كشند. 4 - شيعيان نسبت به على و فرزندان او غلوّ كرده و آنان را به صفاتى كه ويژه خداوند است توصيف مى كنند و همانند خداوند آنان را صدا مى كنند. تا آن جا كه گفته: «من دفع إليهم الزكاة فليخرج بدلها حيث أعطاها من يستعين بها على الكفر ، وحرب السنّة» اگر كسى به شيعيان زكات بدهد قبول نيست زيرا او با اين كار خود به كسى كمك كرده كه كفر را تقويت مى كند و با سنت پيامبر در حال جنگ است. (اللؤلؤ المكين من فتاوى فضيلة الشيخ ابن جبرين ص39. )


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:51 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

فتواى هيأت عالى افتاى سعودى بر كفر شيعه

هيأت عالى افتاى سعودى در پاسخ به سؤالى پيرامون شيعه نوشته است:
«إنّ كان الأمر كما ذكر السائل من أن الجماعة الذين لديه من الجعفرية يدعون عليا والحسن والحسين وسادتهم فهم مشركون مرتدون عن الإسلام»
(( فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء: 3/373 فتوى رقم 3008. )).
همان گونه كه در سؤال آمده است، آنان كه «ياعلى، ياحسين» مى گويند مشرك، و از ملّت اسلام خارج مى باشند.
و اين فتوى به امضاء چهار تن از اعضاى هيأت عالى سعودى به شرح ذيل رسيده است:
رئيس هيأت: عبد العزيز بن عبد اللّه بن باز.
اعضاى هيأت: عبد الرزاق عفيفى، عبد اللّه بن غَدَيان و عبد اللّه بن قعود.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:51 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

اعلام رسمى جهاد بر ضدّ شيعة:

از شيخ عبد الرحمان براك از مفتيان سعودى استفتا شده: «هل يمكن أن يكون هناك جهاد بين فئتين من المسلمين (أي: السنة مقابل الشيعة؟».
آيا امكان جهاد ميان اهل سنت و شيعه وجود دارد؟
وى پاسخ داده: «... إن كان لأهل السنة دولة وقوة وأظهر الشيعة بدعهم ، وشركهم ، واعتقاداتهم ، فإن على أهل السنة أن يجاهدوهم بالقتال...
(( سايت المنجد، سؤال شماره 10272. )).

اگر اهل سنت داراى دولت مقتدرى باشند و شيعه برنامه شرك آميز خود را اظهار نمايند (مانند اعتقاد به وصايت على (عليه السلام) بعد از پيامبر گرامى و مراسم عزادارى براى امام حسين (عليه السلام) و توسل به امير المؤمنين و حسين (عليهما السلام)). در اين صورت بر اهل سنت واجب است كه عليه شيعه اعلام جهاد نموده و آنان را به قتل برساند.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:50 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

اگر كسي بگويد خورشيد ثابت است كافر است.

بن باز مفتي معروف اهل سنت عربستان در صفحه اول کتابش با نام دلايل نقلي و حسي بر حرکت خوشيد و ثابت بودن زمين و امکان سفر به کرات آسماني مي نويسد: در بين افراد زيادي از نويسندگان و مدرسان و دانشجويان شايع شده است که خورشيد ثابت است و زمين در حرکت مي باشد، ولي من مي گويم: هر کس معتقد به ثابت بودن خورشيد و عدم حرکت آن باشد کافر است و گمراه.
(ادله النقلیه و الحسیه علی جریان الشمس و سکون الارض و امکان الصعود الی الکواکب، عبدالعزیز بن باز، موسسه مکه للطباعه و الاعلام، ص 17)

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:50 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

فتوائ شیخ عادل الکلبانی

ایشان در اردیبهشت 1388 ، بحثی را در شبکه بی بی سی شروع و با آن شبکه مصاحبه‌ای کرد و از او سوالاتی را پرسیدند و در ضمن سوالات، چند مسله را مطرح کرد و گفت:

شیعیان، حق ورود در هییت کبار علماء ـ هییت سیاست‌گذاری امور فرهنگی و دینی ـ عربستان سعودی را ندارند. با این که شیعیان در عربستان سعودی، جزء هموطنان ما هستند، ولی منهج و سیاست عربستان سعودی، همان سیاست دوران گذشته و بر اساس عدم مشروعیت آزادی دینی است و به شیعیان اجازه نمی‌دهیم که در عربستان سعودی فعالیت کنند یا در مراکز تصمیم‌گیری فرهنگی و دینی داخل شوند.

خبرنگار از او پرسید:

آیا برنامه‌ای که شما در عربستان سعودی دارید و شیعیان را محدود می‌کنید، مخالف سیاست‌های جهانی و اسلام نیست؟

جواب داد:

هل یسمح الفاتیکان ببناء مسجد على أرضه؟

آیا در واتیکان اجازه می‌دهند که مسلمانان در آنجا مسجد بسازند؟ همان‌طوری که در واتیکان، اجازه مسجد ساختن نمی‌دهند، ما هم در عربستان سعودی، شیعیان را در محذوریت قرار می‌دهیم.

خبرنگار از او پرسید:

برخورد واتیکان نسبت به مسلمانان، برخورد دو دین است، ولی برخورد شما با شیعیان، برخورد یک دین با دو مذهب است.

ایشان گفت:

مگر واتیکان به مسیحیت پروتستان اجازه می‌دهد که در آنجا کلیسا بسازد؟ نه، ما هم با این که شیعیان، خودشان را مسلمان می‌دانند، اجازه نمی‌دهیم هیچ فعالیتی در عربستان سعودی داشته باشند.

ایشان صراحتا گفت:
تکفیر عامة الشیعة یمکن أن یکون فیها نظر، أما بخصوص علمایهم فأرى أنهم کفار، بدون تمییز.

ما نسبت به تکفیر عوام‌شان، باید مقداری دقت و بررسی کنیم که ملاک کفر، در عوام شیعه هست یا نه. ولی در خصوص تکفیر علماء شیعه، نظر من این است که تمام علماء شیعه، بدون هیچ فرقی، کافر هستند.

اما صاحب چنین فتوایی کیست؟

از زبان خود او به معرفی اش می پردازیم :

من در دوران جوانی، یک آدم گمراهی بودم و نمی‌فهمیدم که دین و خدا و نماز یعنی چه؟ کارم، در کوچه و بازار گردیدن و سینما رفتن بود. حتی تا سن 27 سالگی برای یک‌ بارهم نماز نخوانده بودم.تا این که روزی در ماشین،رادیو را باز کردم و دیدم که کسی قرآن می‌خواند و بعد متوجه شدم که صدای آقای منشاوی است. آیه‌ای را خواند:

وجاءت سکرة الموت. مقداری تکان خوردم!

بعد ازاین به فکر افتادم که ببینم دین و خدا و نماز، یعنی چه؟ گاهی به مسجد می‌رفتم و یک ‌روز نماز می‌خواندم و یک‌ روز نمی‌خواندم. به مسایل عبادی، توجهی نداشتم:

و کنت متساهلا و کنت أهرب من الصلاة.

از نماز فرار می‌کردم.

تا این که مقداری نوارهای قرآن را گوش کردم و تعدادی از آیات را حفظ کردم و به خاطر این که صدای خوبی داشتم، مرا معین کردند به عنوان امام جماعت در مسجد جامع صلاح الدین در سلیمانیه عربستان سعودی.

در سال 1405 از روی قرآن، برای مردم نماز تراویح می‌خواندم و مردم هم پشت سر من نماز می‌خواندند. ولی با این حال، خیلی زیاد در فاز دین و مذهب نبودم.

این معرفی مجملی بود از زبان خود کلبانی ، شخصی که هم اکنون امام جماعت مسجد الحرام است !

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:49 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

فتواء ناصرالدین البانی دربارۀ توسل.

*ناصرالدین البانی می گوید :

من معتقدم کسانیکه به اولیاء و صالحان و ... توسل می کنند از راه حق گمراهند. 2

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:49 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

حکم کسی که اعتقاد دارد بوجود خدا درهمه جا

از هيأت عالى افتاى سعودى پرسيده شده: از نظر شرعى حكم كسى كه معتقد است كه خداوند همه جا وجود دارد چيست؟هر كس معتقد باشد كه خداوند همه جا هست، قائل به حلول و دخول خداوند در درون عالم شده، بايد به چنين فردى با دليل ثابت كرد كه خداوند بر بالاى عرش قرار دارد، و خارج از جهان مى باشد، و اگر نپذيرفت او كافر و مرتدّ و خارج از اسلام استفتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء: 3/216 ـ 218.)).

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:48 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

اقسام سلفی گری :

بهترین تقسیم بندی برای سلفیت در حال حاضر تقسیم بندی است که بر اساس آن سلفیون به گروههای زیر تقسیم می شوند

1- سلفی علمی حکومتی یا سنتی

2- سلفی احیایی

3- سلفی جهادی

4- سلفی اصلاحی

می توان گفت سلفی جهادی همان وهابیت است اما در کل مواردی وجود دارد که این ظن را تقویت می کند که انواع سلفی های مختلف و مبلغین کلیه ی گروههای سلفی همه ی فعالیت هایشان برای تولید نیرو جهت مشارکت در عملیات های خرابکارانه است بدین معنی که چون مردم در وهله ی اول با خشونت و افراطی گری مخالف هستند در ابتدا با افکار سلفیون دیگر آشنا شده و پس از اینکه از آنان آدم های با گرایش سلفی گری ساختند خود بخود در مقابل این موضوع قرار می گیرند که همه ی دنیا اشتباه می کنند الا آنها و فکر می کنند جهان همه کافرند الا خودشان ممکن است یکی از این گروهها این سخن را صریح نگوید اما دیگری صریح بگوید ولی در کل تمام سلفیون ناچار به این بینشند چرا که خود را سلفی می نامند و دیگران را از شناخت سلف و تبعیت از ایشان محروم می شمارند .

پس از اینکه فردی معتقد شد که همه منحرف از دین خدا هستند الا خودشان کم کم از جامعه ی اطرافش که همگی منحرفین از دین خدا به باور او هستند متنفر شده و در نهایت به این موضوع هم معتقد می شوند که باید این مشرک ها را کشت و یا اگر به این موضوع پایبند نشود در نهایت باید بپذیرد که راهش خدائی نیست و خودش نیز کمک کار شرک وضلالت است در نتیجه نهایت همه ی این گروهها تولید نیرو برای معتقدین به ترور و قتل و کشتار است.

پس از این منظر کلیه ی سلفی ها نقش دستگاه سرباز گیر و تروریست پرور را برای سلفیون جهادی بازی می کنند.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:48 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

لیست مفتی های وهابی قائل به تکفیر شیعه

گروهی از مفتیهای کوردل وهابی در فتوایی شرم آور حکم کفر شیعیان را امضا کردند. که نام آنها از این قرار است:

۱-الشیخ العلامة/عبد الرحمن بن ناصر البراک (الأستاذ بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة سابقاً)

۲-الشیخ العلامة/ عبد الله بن محمد الغنیمان ( رئیس قسم الدراسات العلیا بالجامعة الإسلامیة سابقاً )

۳-الشیخ العلامة/ عبد العزیز بن عبد الله الراجحی (الأستاذ بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة)

۴-الشیخ/ عبد الله بن عبد الله الزاید( رئیس الجامعة الإسلامیة بالمدینة سابقاً)

۵-الشیخ/ سفر بن عبد الرحمن الحوالی (رئیس قسم العقیدة بجامعة أم القرى سابقاً)

۶- الشیخ/عبد الله بن حمود التویجری (رئیس قسم السنة بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة سابقاً)

۷-الشیخ/ عبد الرحمن الصالح المحمود (عضو هیئة التدریس بقسم العقیدة بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة)

۸-الشیخ/ ناصر بن سلیمان العمر (وکیل کلیة أصول الدین بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة سابقاً والمشرف العام على موقع المسلم)

۹-الشیخ/ العباس بن أحمد الحازمی (مدیر المعهد العلمی بصبیا سابقاً)

۱ -الشیخ/ عبد العزیزبن عبد الفتاح القارئ ( رئیس لجنة مصحف المدینة وعمید کلیة القرآن بالجامعة الإسلامیة سابقاً)

۱۱-الشیخ/خالد بن عبد الرحمن العجیمی (عمید شؤون الطلاب بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة سابقاً)

۱۲-الشیخ/أحمد بن عبد الله شیبان (المعلم فی منطقة عسیر سابقاً)

۱۳-الشیخ/ علی بن سعید الغامدی (الأستاذ بجامعة الإمام محمد بن سعود سابقاً)

۱۴-الشیخ/ محمد بن سعید القحطانی (عضو هیئة التدریس بقسم العقیدة بجامعة أم القرى سابقاً)

۱۵- الشیخ/ سعد بن عبد الله الحمید (عضو هیئة التدریس بجامعة الملک سعود)

۱۶-الشیخ/عبد الله بن عمر الدمیجی (عمید کلیة أصول الدین بجامعة أم القرى)

۱۷-الشیخ/عبد العزیز ناصر الجلیل (باحث شرعی وداعیة)

۱۸-الشیخ/عبد الله بن ناصر السلیمان (المفتش القضائی بوزارة العدل بالریاض)

۱۹-الشیخ/محمد بن أحمد الفراج (المحاضر فی جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة سابقاً)

۲ -الشیخ/ خالد بن عبد الله الشمرانی (رئیس قسم القضاء بکلیة الشریعة فی جامعة أم القرى)

۲۱-الشیخ/ أحمد بن سعد بن غرم الغامدی (عضو هیئة التدریس بکلیة المعلمین بالباحة)

۲۲-الشیخ/ سلیمان بن حمد العودة (عمید کلیة اللغة العربیة والاجتماعیة بالقصیم سابقاً)

۲۳-الشیخ/یوسف بن عبد الله الأحمد (عضو هیئة التدریس بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة)

۲۴-الشیخ/فهد بن سلیمان القاضی (إدارة التوعیة والتوجیه بهیئة الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر سابقاً )

۲۵-الشیخ/محمد بن سلیمان المسعود (القاضی بالمحکمة العامة بجده)

۲۶-الشیخ/عبد العزیز بن سالم العمر (إمام وخطیب جامع الحبیشی بالریاض )

۲۷-الشیخ/ أحمد عبد الله العماری ( عضو هیئة التدریس بالجامعة الإسلامیة بالمدینة سابقاً )

۲۸-الشیخ/ حمد بن إبراهیم الحیدری (عضو هیئة التدریس بکلیة الشریعة بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة )

۲۹-الشیخ/ سعد بن ناصر الغنام (داعیة معروف، ومدرِّس فی محافظة الخرج )

۳ -الشیخ/عبد الرحمن بن سعد الشثری (کاتب عدل بالریاض )

۳۱-الشیخ/ خالد بن محمد الماجد(عضو هیئة التدریس بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة)

۳۲-الشیخ/ناصر بن عبد الله الجربوع(القاضی بالمحکمة العامة بالریاض)

۳۳- الشیخ/ إبراهیم بن محمد الجار الله( مفکر وکاتب إسلامی بالمنطقة الغربیة)

۳۴-الشیخ/ عبدالرحیم بن صمایل السلمی( عضو مرکز الدعوة والإرشاد بجدة )

۳۵-الشیخ/ خالد بن محمد آل زریق الشهرانی (مدرِّس فی منطقة عسیر )

۳۶-الشیخ/ أحمد بن حسن بن محمد آل عبدالله(الموجه فی تعلیم عسیر سابقاً)

۳۷-الشیخ/محمد بن عبدالله الهبدان(المشرف العام على موقع نور الإسلام)

۳۸-الشیخ/محمد بن عبد العزیز اللاحم(مشرف تربوی وخطیب جامع)

منبع:(نداء لأهل السنة فی العراق وما یجب على الأمة من نصرتهم) (بیانیه ای موجه به اهل سنت ساکن درعراق ). تاریخ انتشار بیانیه: پنجشنبه ۱۶،ذو القعدة،۱۴۲۷هـ).
به این گروه ها می گویند (اللجنه فتاوی) یعنی گروهی یه نتیجه ایی میگیرن. و بعد در شبکه های ماهواره ایی هر روز بر ضد شیعه تبلیغ می کنند. تا جایی که به اهل سنت می گویند باید در برابر شیعیان کافر بایستند و آنها را شکست بدهند.

متن این فتوای شرم آور بدین شکل است:
الحمد لله رب العالمين، أوجب نصرة المظلومين، وإغاثة الملهوفين، وجعل ذلك برهان صدق الأخوة بين المسلمين، وحرم القطيعة والتخاذل، وجعل ذلك آية الفشل وذهاب ريح المؤمنين، وصلى الله وسلم على إمام الصابرين وقدوة المحتسبين، وعلى آله وأصحابه الذين ضربوا أروع الأمثلة في التآخي والتناصر في الدين، وعلى من اتبعهم بإحسان من المؤمنين الذين لم يرتابوا وجاهدوا بأموالهم وأنفسهم في سبيل الله أولئك هم الصادقون. أما بعــــد:
فإن ما تعرض له العراق؛ بلدًا وشعبًا؛ من تآمر صليبي صفوي رافضي؛ سبقه حكم بعثي، كان فصلاً من فصول المؤامرة، ومؤشرًا على نجاح المخطط الأخطبوط الذي يجتاح المنطقة.
ولقد كان سقوط بغداد حدثًا عظيمًا على أهل الإسلام، لم يقع مثله في تداعياته المؤلمة منذ احتلال اليهود لأرض فلسطين، مما يستدعي منا موقفًا حازمًا نستدرك فيه مافرط من مواقف نعرض فيه أهم ما يجب علينا فعله والقيام به، كلٌّ فيما يخصه ويستطيعه.
أولاً: بعد قرابة أربع سنوات مرت على احتلال العراق؛ ظهر جليًّا أن الهدف هو الاستيلاء على العراق شراكة بين الصليبيين والرافضة الصفويين؛ تمكينًا لمطامعهم في المنطقة، وحماية لليهود المحتلِّين، وإقصاءً للنفوذ السني فيها، ومحاصرة للسنة في المنطقة كلها؛ لتشكيل هلال شيعي لاتخفى أطماعه ومخططاته، وأصبح العراق بإسلامه وعروبته، وبجغرافيته وتاريخه وثرواته؛ يراد له أن يتبدد وينهب، وأصبح إعلان التقسيم رسميًّا يتوقع في أية لحظة، فللرافضة الجنوب وأهم محافظات الوسط، وللأكراد الشمال، وللسنة مابقي من أرض الوسط.
ولم تترك أحداث العراق للرافضة الإثني عشرية وأشياعهم من سائر فرق الباطنية من سربال ولا ستر ولا تقية، فقد أظهر الله سرهم علانية، وفضحهم على رؤوس الأشهاد؛ لمن كان له قلب وسلم من الهوى؛ فقد سارعوا في هوى الصليبيين واحتضنوهم وحموا ظهورهم، وتخندقوا جميعًا في حرب العراق وتقسيمه. لقد أثبتوا بصورة عملية كل ما كان مسطورًا عندهم في كتبهم مما كانوا يخادعون المسلمين بعكسه تقية، ففي نشوة النصر لم يتمالكوا أنفسهم، فظهرت أخلاقهم المرذولة، وعقائدهم البغيضة، فقالوا وفعلوا ما يشهد لهم بأنهم أمة واحدة مع تعدد مذاهبهم وبلدانهم وأجناسهم، وأن مايفعلونه في ديار أهل السنة من بيعة وطاعة ومهادنة، ماهو إلا مداراة ومصانعة حتى تتهيأ لهم الظروف.
ومما يؤكد ما ذكرنا عن الرافضة من حقائق ووقائع ، وأن عقائدهم التي يتنصلون منها ظاهريا هي عقائد يدينون بها علميا وعمليا ، ويمارسون مقتضياتها كلما سنحت لهم الفرصة .. مما يؤكد ذلك أنهم يوظفون كل مناسبة سياسية أو إعلامية لصالحهم ، فيحافظون على الوحدة المذهبية والشخصية الرافضية أن تهتز قناعاتها رغم تفاوت الأراء الدينية و السياسية بين آياتهم وسياسييهم.
فلا تطلبن من عند يوم وليلة خلاف الذي مرت به السنوات
ثانيًا: نوجِّه هذه الرسالة لمن يهمُّه أمر الشيعة في العالم، فنقول لهم: إن مايجري على أرض العراق من قتل وتعذيب وتهجير لأهل السنة، وتعاون مع العدو المحتلِّ؛ ظلم وبغي وعدوان، لانظنكم تقبلون أن تعاملوا بمثله، وأنتم تعلمون أن الأيام دول، وعلى الباغي تدور الدوائر، فإن كان هذا الذي يجري لاترضونه ومرفوضًا من قبلكم فلماذا لايُسمع لكم صوت، وأنتم ترون كثيرًا من الشعب الأمريكي أذعنوا في آخر الأمر لخطاب عقلائهم، مما أدَّى إلى فوز منافسي بوش وزمرته، وإننا نأمل أن يكون للعقل مساحة واقعية على الأقل عندكم، ولايكفينا إلا المواقف التي لها أثر عملي يحقن هذه الدماء، وأما التقية فقد نبَّأنا الواقع من أخبارها.
ثالثًا: إن أكثر مايضرُّ الأمة، ويمكن منها عدوها: تفرقها واختلافها؛ كما قال تعالى: (ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم). وجاء في "صحيح مسلم" من حديث ثَوْبَانَ رضي الله عنه قال: قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم : إِنَّ اللَّهَ زَوَى لي الْأَرْضَ فَرَأَيْتُ مَشَارِقَهَا وَمَغَارِبَهَا وَإِنَّ أُمَّتِي سَيَبْلُغُ مُلْكُهَا ما زوى لي منها وَأُعْطِيتُ الْكَنْزَيْنِ الْأَحْمَرَ وَالْأَبْيَضَ وَإِنِّي سَأَلْتُ رَبِّي لِأُمَّتِي أَنْ لَا يُهْلِكَهَا بِسَنَةٍ عَامَّةٍ وَأَنْ لَا يُسَلِّطَ عليهم عَدُوًّا من سِوَى أَنْفُسِهِمْ فَيَسْتَبِيحَ بَيْضَتَهُمْ وَإِنَّ رَبِّي قال يا محمد إني إذا قَضَيْتُ قَضَاءً فإنه لَا يُرَدُّ وَإِنِّي أَعْطَيْتُكَ لِأُمَّتِكَ أَنْ لَا أُهْلِكَهُمْ بِسَنَةٍ عَامَّةٍ وَأَنْ لَا أُسَلِّطَ عليهم عَدُوًّا من سِوَى أَنْفُسِهِمْ يَسْتَبِيحُ بَيْضَتَهُمْ وَلَوْ اجْتَمَعَ عليهم من بِأَقْطَارِهَا أو قال من بين أَقْطَارِهَا حتى يَكُونَ بَعْضُهُمْ يُهْلِكُ بَعْضًا وَيَسْبِي بَعْضُهُمْ بَعْضًا .
وفيه أيضًا من حديث سعد بن أبي وقاص: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَقْبَلَ ذَاتَ يَوْمٍ من الْعَالِيَةِ حتى إذا مَرَّ بِمَسْجِدِ بَنِي مُعَاوِيَةَ دخل فَرَكَعَ فيه رَكْعَتَيْنِ وَصَلَّيْنَا معه وَدَعَا رَبَّهُ طَوِيلًا ثُمَّ انْصَرَفَ إِلَيْنَا فقال صلى الله عليه وسلم سَأَلْتُ رَبِّي ثَلَاثًا فَأَعْطَانِي ثِنْتَيْنِ وَمَنَعَنِي وَاحِدَةً سَأَلْتُ رَبِّي أَنْ لَا يُهْلِكَ أُمَّتِي بِالسَّنَةِ فَأَعْطَانِيهَا وَسَأَلْتُهُ أَنْ لَا يُهْلِكَ أُمَّتِي بِالْغَرَقِ فَأَعْطَانِيهَا وَسَأَلْتُهُ أَنْ لَا يَجْعَلَ بَأْسَهُمْ بَيْنَهُمْ فَمَنَعَنِيهَا .
وقد بوَّب النووي رحمه الله على الحديثين بقوله: « باب هلاك هذه الأمة بعضهم ببعض ».
ولقد سبر الأعداء غور الأمة الإسلامية، وعرفوا مجمع الاتفاق، وفروع الاختلاف بينهم، فاستطاعوا توظيف اختلافهم لخدمة مخططاتهم، وإننا نناشد من يحمل همَّ الأمة أن يتقوا الله في أمتهم، وأن لايكونوا معول هدم فيها، وأن يعملوا جاهدين على أن لاتكون العراق ساحة لتجذير الخلاف والفرقة والتناحر.
رابعًا: لاشك أن جهاد الأعداء ركن ركين، ومن أهم شعائر الدين، وما أُخذ بالقوَّة لايُستردُّ إلا بالقوة، وقد وُجِد في المجاهدين في العراق بحمد الله مَن ضربوا أروع الأمثلة في التضحية وبذل الأنفس في سبيل الله مما أرعب الأعداء وكسر شوكتهم، ونحن نقدِّر لهم ذلك وفقهم الله، غير أن هناك قضايا حادثة ومستجدَّة طرأت على الساحة؛ من إفرازات صراعنا مع عدوِّنا، وهي بحاجة إلى تأصيل شرعي لايمكن معرفته إلا بالرجوع إلى العلماء العاملين الربانيين الذين هم أكثر علمًا، وأطول تجربة، ويعرفون أصول هذه المستجدَّات، ويعرفون واقع الصراع بيننا وبين عدونا، فنناشد جميع المجاهدين أن يضعوا أيديهم بأيدي علمائهم، وأن لايقطعوا أمرًا دونهم، فهل نفرح من إخواننا بيد أُلفة حانية تمتدُّ تُفَوِّت على الأعداء شماتتهم بنا؟

وإليكم ـ معاشر المسلمين ـ بعضًا مما يجب فعله، على سبيل الإيجاز :
1) العمل على توعية عموم المسلمين بخطر الرافضة، وعلى وسائل الإعلام أن تقوم بواجبها تجاه ذلك، فإن الرافضة لايستحون أن يصفونا بكل نقيصة، وما وصف حسن نصر الله ـ وهو معروف بحيطته في الكلام ـ أهل السنة بأنهم وهابية لاصلة لهم بالإسلام عنا ببعيد، ومثله تحريض الصدر في خطبة عيد الفطر على قتل المسلمين الذين لمزهم بالنواصب، وتصريحات الحكيم الأخيرة كلها تصب في حوض التحريض على أهل السنة وإقصائهم.
2) على أهل العلم والفكر، ألا يقفوا مكتوفي الأيدي تجاه ما يجري على إخوانهم أهل السنة في العراق، بل الواجب فضح ممارسات الرافضة على كل المستويات، واستخدام كافة المنابر والمحافل والمناسبات، بل وإقامة لقاءات خاصة بهذه القضية، ومحاصرة العابثين بالعراق وشعبه إعلاميًّا وقانونيًّا، واستنهاض همم الشعوب الإسلامية لتقوم بواجباتها تجاههم.
3) الوقوف المباشر مع إخواننا أهل السنة في العراق، ودعمهم بكل أساليب الدعم المدروسة المناسبة، حتى تنجلي عنهم هذه المحنة، ولنحذر كل الحذر أن يؤتى إخواننا من قبلنا وبسبب تقصيرنا، في حين أن الرافضة المعتدين غدت سيوف الأمريكان معهم، وأموال العراق بأيديهم، وإيران من ورائهم، فلا يكن هؤلاء في باطلهم أجرأ منا على نصرة أهلنا المستضعفين المقهورين ظلمًا وعدوانا .
4) وأنتم يا أهل العراق، كان الله في عونكم فاصبروا واثبتوا، فإن صبركم وثباتكم تثبيت لمن وراءكم، وليكن من وسائلكم في مقاومة العدوان إصلاح ذات بينكم، وإصلاح ما بينكم وبين الله جل وعز، فإنكم إن ظفرتم بمعية الله ونصره فلا غالب لكم، واعلموا أن صلاح أحوالكم سبب لعطف قلوب الخلق نحوكم، وذريعة لكم إلى ربكم أن يتولى هزيمة الأحزاب، فإن هؤلاء الطواغيت من الأمريكان والرافضة وأعوانهم وأحلافهم خلق من خلق الله يديلهم ويديل عليهم . فالله الله أن تؤتوا من قبل أنفسكم، واصدقوا في اللجأ إلى الله ينزل السكينة عليكم، ويمددكم بمدد من عنده ويقذف الرعب في قلوب أعدائكم ويكفكم شر المنافقين . (والله غالب على أمره ولكن أكثر الناس لايعلمون) .
5) أيها المسلمون : إن ما سبق ذكره - من وصف لحال أهل العراق - لاينبغي ولا يجوز أن يكون مدعاة لليأس ولا سببا للإحباط، فإن الله ناصر دينه، ومظهر لأمره وهو مع المؤمنين الصادقين، وإن جولة الباطل ساعة والحق جولته إلى قيام الساعة، ولقد مرت بأهل الإسلام كروب ومحن نجوا منها بالصدق وصحة العزائم ، وتحويل الأماني والآمال إلى وقائع وأفعال (حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَنْ نَشَاءُ وَلا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ) (يوسف:110).
فاللهم انصر إخواننا في العراق، وفي سائر بلاد الإسلام، واجمع كلمتهم، ووحِّد شملهم، وأذلَّ عدوَّهم، وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين.

الموقعـــــون

1.الشيخ العلامة/عبد الرحمن بن ناصر البراك الأستاذ بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية سابقاً
2.الشيخ العلامة/ عبد الله بن محمد الغنيمان رئيس قسم الدراسات العليا بالجامعة الإسلامية سابقاً
3.الشيخ العلامة/ عبد العزيز بن عبد الله الراجحي الأستاذ بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية
4.الشيخ/ عبد الله بن عبد الله الزايد رئيس الجامعة الإسلامية بالمدينة سابقاً
5.الشيخ/ سفر بن عبد الرحمن الحوالي رئيس قسم العقيدة بجامعة أم القرى سابقاً
6. الشيخ/عبد الله بن حمود التويجري رئيس قسم السنة بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية سابقاً
7.الشيخ/ عبد الرحمن الصالح المحمود عضو هيئة التدريس بقسم العقيدة بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية
8.الشيخ/ ناصر بن سليمان العمر وكيل كلية أصول الدين بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية سابقاً والمشرف العام على موقع المسلم
9.الشيخ/ العباس بن أحمد الحازمي مدير المعهد العلمي بصبيا سابقاً
10.الشيخ/ عبد العزيزبن عبد الفتاح القارئ رئيس لجنة مصحف المدينة وعميد كلية القرآن بالجامعة الإسلامية سابقاً
11.الشيخ/خالد بن عبد الرحمن العجيمي عميد شؤون الطلاب بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية سابقاً
12.الشيخ/أحمد بن عبد الله شيبان المعلم في منطقة عسير سابقاً
13.الشيخ/ علي بن سعيد الغامدي الأستاذ بجامعة الإمام محمد بن سعود سابقاً
14.الشيخ/ محمد بن سعيد القحطاني عضو هيئة التدريس بقسم العقيدة بجامعة أم القرى سابقاً
15. الشيخ/ سعد بن عبد الله الحميد عضو هيئة التدريس بجامعة الملك سعود
16.الشيخ/عبد الله بن عمر الدميجي عميد كلية أصول الدين بجامعة أم القرى
17.الشيخ/عبد العزيز ناصر الجليل باحث شرعي وداعية
18.الشيخ/عبد الله بن ناصر السليمان المفتش القضائي بوزارة العدل بالرياض
19.الشيخ/محمد بن أحمد الفراج المحاضر في جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية سابقاً
20.الشيخ/ خالد بن عبد الله الشمراني رئيس قسم القضاء بكلية الشريعة في جامعة أم القرى
21.الشيخ/ أحمد بن سعد بن غرم الغامدي عضو هيئة التدريس بكلية المعلمين بالباحة
22.الشيخ/ سليمان بن حمد العودة عميد كلية اللغة العربية والاجتماعية بالقصيم سابقاً
23.الشيخ/يوسف بن عبد الله الأحمد عضو هيئة التدريس بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية
24. الشيخ/فهد بن سليمان القاضي إدارة التوعية والتوجيه بهيئة الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر سابقاً
25.الشيخ/محمد بن سليمان المسعود القاضي بالمحكمة العامة بجده
26.الشيخ/عبد العزيز بن سالم العمر إمام وخطيب جامع الحبيشي بالرياض
27.الشيخ/ أحمد عبد الله العماري عضو هيئة التدريس بالجامعة الإسلامية بالمدينة سابقاً
28.الشيخ/ حمد بن إبراهيم الحيدري عضو هيئة التدريس بكلية الشريعة بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية
29.الشيخ/ سعد بن ناصر الغنام داعية معروف، ومدرِّس في محافظة الخرج
30.الشيخ/عبد الرحمن بن سعد الشثري كاتب عدل بالرياض
31.الشيخ/ خالد بن محمد الماجد عضو هيئة التدريس بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية
32.الشيخ/ناصر بن عبد الله الجربوع القاضي بالمحكمة العامة بالرياض
33.الشيخ/ إبراهيم بن محمد الجار الله مفكر وكاتب إسلامي بالمنطقة الغربية
34.الشيخ/ عبدالرحيم بن صمايل السلمي عضو مركز الدعوة والإرشاد بجدة
35.الشيخ/ خالد بن محمد آل زريق الشهراني مدرِّس في منطقة عسير
36.الشيخ/ أحمد بن حسن بن محمد آل عبدالله الموجه في تعليم عسير سابقاً
37.الشيخ/محمد بن عبدالله الهبدان المشرف العام على موقع نور الإسلام
38.الشيخ/محمد بن عبد العزيز اللاحم مشرف تربوي وخطيب جامع

حرِّر يوم الخميس 16، ذوالقعدة،1427هـ
منبع این فتوا: http://www.almoslim.net/node/83656

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:47 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

اطلاق مشرك، كافر وبت پرست بر مسلمانان

محمد بن عبد الوهاب در رساله «كشف الشبهات» بيش از بيست و چهار بار، مسلمانان را مشرك خوانده، و بالغ بر بيست و پنج مورد مسلمين را كافر، بت پرست، مرتد، منافق، منكر توحيد، دشمن توحيد، دشمنان خدا، مدعيان اسلام، اهل باطل، نادان، و شياطين دانسته است، و هم گفته است كه كافران نادان و بت پرستان از اين مسلمانان داناتر مى باشند، و شيطان پيشواى ايشان و سرسلسله آنهاست.
(( قال السيّد محسن الأمين: وقد أطلق محمد بن عبد الوهاب في رسالة «كشف الشبهات إسم الشرك والمشركين على عامّة المسلمين عدى الوهّابيين فيما يزيد عن أربعة وعشرين موضعاً وأطلق عليهم إسم الكفر والكفّار وعبّاد الأصنام والمرتدّين والمنافقين وجاحدي التوحيد وأعدائه وأعداء اللّه ومدّعي الإسلام وأهل الباطل والذين في قلوبهم زيغ والجهّال والجهلة والشياطين وإنّ جهّال الكفّار عبدة الأصنام أعلم منهم وإنّ إبليس إمامهم ومقدّمهم، إلى غير ذلك من الألفاظ الشنيعة فيما يزيد عن خمسة وعشرين موضعاً. كشف الارتياب ، ص 147، تأليف سيد محسن امين، به نقل از كشف الشبهات، صفحات 57 تا 72. رجوع شود به: مجموع مؤلفات محمد بن عبد الوهاب، ج 6 ص 114، «رسالة كشف الشبهات»، و ص 143، «رسالة القواعد الأربع»، طبعة السعوديّة. )).

 


ادامه مطلب