فرار وهابیت از مناظره با استاد انصاریان

در عيد نوروز 93شبكه وهابيت به خاطر شركت نكردن آقاي انصاريان در مناظره تلويزيوني بسيار مانور مي دادند .بنده مي خواستم بدانم كه قضيه چه بوده است؟

چندی است که شبکه‌های وهابی سیاسی خصوصاً شبکه «کلمه» با تبلیغات گسترده و جنجال رسانه‌ای خواستار مناظره با حجت‌الاسلام شیخ حسین انصاریان شدند.
در آخرین روز اسفند سال گذشته خبری مبنی بر درخواست شبکه کلمه از استاد انصاریان جهت مناظره به دفتر وی رسید که پاسخ آنان به صورت مکتوب ارسال شد که در صورتی که طرف مناظره کارشناسان شبکه کلمه هستند، پاسخ‌های کوبنده کاسب شیعی به آنان که همه آنان را رسوا کرده برای آنان کفایت می‌کند که در صورت پاسخگویی به وی یکی از مستمعان سخنرانی‌های استاد انصاریان جهت مناظره شرکت خواهد کرد و در صورت درخواست مناظره با این خطیب شیعی اگر طرف مناظره یکی از مفتیان وهابیت باشد و مناظره به صورت استودیو به استودیو انجام شود، وی حاضر هست با حضور در شبکه ولایت مناظره کند، چرا که شیوه پیشنهادی آنان به صورت تلفنی بوده و مکرر اتفاق افتاده است که به بهانه قطع ارتباط از ادامه مناظره سر باز می‌زنند.
اما این شبکه‌های معلوم‌الحال طبق معمول در اقدامی ناپسند و غیرحرفه‌ای روز چهارم فروردین را که تعطیل رسمی کشور بوده، به عنوان تاریخ مناظره به صورت یک طرفه اعلان کرده و هیچ یک از شرایطی را که استاد انصاریان اعلام کرده بود، رعایت نکردند و در عین حال با شیوه‌های کهنه خود جنجال تبلیغاتی به پا کرده و اعلان کردند که وی در مناظره حاضر نشده است!
با این حال استاد انصاریان در 21 فروردین ماه جاری در شبکه ولایت حاضر شده و ضمن اعلام قبلی در شبکه ولایت و اعلام یکی از بینندگان در همان شب به شبکه کلمه، منتظر مناظره با این شبکه وهابی شدند و از شرایط خود کوتاه آمده و حاضر به مناظره با رئیس شبکه کلمه شدند، با اینکه برنامه تا ساعت 12:30 ادامه پیدا کرد و مجری و کارشناس برنامه رئیس آن شبکه را مکرر دعوت به مناظره کردند، هیچ تماسی جهت مناظره برقرار نشد.
در این برنامه استاد انصاریان نکاتی دقیق و مطالبی قابل توجه را متذکر شد و به طرح چهار سؤال از وهابیت بر مبنای صحاح عامه پرداخت و بیان داشت: بزرگان وهابیت اگر می‌توانند به این چهار سؤال از میان صدها سؤالی که در طول مطالعات خود به آن رسیده‌ام پاسخگو باشند.
برای دریافت فایل مورد نظر به لینک ذیل مراجعه نمایید:
http://www.erfan.ir/farsi/broadcast/?url=clip/velayat3.wmv

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:31 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

حزب سلفی مصری، شیعه‌ستیزی را تئوریزه می‌کند

حزب سلفی "النور" با همراهی جمعیت "الدعوة السلفیة" مصر با برگزاری مراسم و تجمعاتی در مناطق مختلف مصر، در مورد "خطرات تشیع" به مردم این کشور هشدار می‌دهد.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از العالم، در ادامه اقدامات گستردۀ حزب سلفی-وهابی النور در سراسر مصر با هدف شیعه‌ستیزی، دور جدید همایش ها و سخنرانی‌های شیوخ سلفی با هدف هشدار در مورد "خطر تشیع برای مصر" و راه های مقابله با آن آغاز شده است.در این مرحله که با برگزاری جلسات سخنرانی و نمایش فیلم و عکس در مناطق متعددی از استان های مختلف مصر همراه است، سردمداران "الدعوة السلفیة" از جمله شیخ ماهر سلامه، با هشدارهای مکرر در مورد خطرات ناشی از گسترش تشیع در مصر، تاکید کردند که با تمام قوا در برابر موج شیعه گرایی می ایستند.

سردمداران مذهب استعماری وهابیت و اذناب آنها در قالب تشکل‌های وهابی و سلفی، با آگاهی کامل از علل اصلی گرایش مردم کشورهای مختلف اسلامی به مذهب حقۀ اهل بیت (علیهم السلام)؛ و برای جلوگیری از این روند روز افزون، همواره سعی می کنند گرایش به تشیع را با طرح ادعاهایی در خصوص فعالیت های تبلیغی جمهوری اسلامی ایران، و برانگیختن حس قومیت‌گرایی عربی در میان اهل سنت محدود کنند، در حالی که خود نیز می دانند گرایش به حق، نیاز به هیچ تبلیغ و فعالیتی ندارد و حق‌جویان واقعی، در دشوارترین شرایط نیز در میان انبوه تبلیغات منحرف کننده، راه حق و حقیقت را با یاری وجدان حق‌طلب خویش یافته اند.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:31 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

هلال شیعی

هلال شیعی چیست و آیا واقعیت دارد؟

در سال‌هاي اخير واژه «هلال شيعي» از سوي عبدالله دوم پادشاه اردن، مطرح شد که در خلال آن خطر قدرت گرفتن شيعيان را در منطقه مطرح کرد. به عقيده آنها جمهوري اسلامي ايران مي‌تواند، با اعمال نفوذ طبيعي در ميان شيعيان عراق، سوریه و لبنان تحولات ژئوپلتيک خاورميانه را هدايت کرده و موازنه قدرت را به نفع شيعيان و عليه منافع آمريکا و اسرائيل تغيير دهد.
اما واقعيت اين است که این مطلب دروغی بیش نیست چراکه اختلافات اعتقادي، سياسي و قوميتي سوريه و نيز شيعيان عراق با ايران و حتي اختلافات گروه هاي شيعي عراق با يکديگر و با گروه هاي شيعي لبنان، مجالي براي اتحاد آنها با شيعيان منطقه در قالب «طرح هلال شيعي» باقي نخواهد گذاشت و تهران به اين امر به خوبي واقف است؛ به عبارت ديگر ايران و شيعيان لبنان و عراق هر چند داراي منافع مشترک هستند، اما حرف آخر را منافع هلال شيعي نمي زند، بلکه منافع ايران، عراق و لبنان فصل الخطاب خواهد بود؛ نهايتاً، نبايد پراکندگي جغرافيايي و جمعيتي شيعيان منطقه را از نظر دور ساخت که شايد بتوان از آن به عنوان اصلي ترين دليل ژئوپليتيک عدم امکان شکل گيري هلال شيعي نام برد. و در نتیجه بروز چنین اسمی را تنها می توان در راستای ایران هراسی و شیعه هراسی در کشورهای جهان به خصوص مسلمانان برشمرد تا از این طریق دولتمردان فاسد عربی و مسلمان نشین بتوانند به اهداف شوم خود دست یابند.( برای مطالعه بیشتر رجوع کنید: نشريه شيعه شناسي، شماره 26؛ فصلنامه علمي پژوهشي مطالعات انقلاب اسلامی،سال دهم، شماره 33)

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:31 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

اعلام رسمى جهاد بر ضدّ شيعة:

از شيخ عبد الرحمان براك از مفتيان سعودى استفتا شده: «هل يمكن أن يكون هناك جهاد بين فئتين من المسلمين (أي: السنة مقابل الشيعة؟».
آيا امكان جهاد ميان اهل سنت و شيعه وجود دارد؟
وى پاسخ داده: «... إن كان لأهل السنة دولة وقوة وأظهر الشيعة بدعهم ، وشركهم ، واعتقاداتهم ، فإن على أهل السنة أن يجاهدوهم بالقتال...
(( سايت المنجد، سؤال شماره 10272. )).

اگر اهل سنت داراى دولت مقتدرى باشند و شيعه برنامه شرك آميز خود را اظهار نمايند (مانند اعتقاد به وصايت على (عليه السلام) بعد از پيامبر گرامى و مراسم عزادارى براى امام حسين (عليه السلام) و توسل به امير المؤمنين و حسين (عليهما السلام)). در اين صورت بر اهل سنت واجب است كه عليه شيعه اعلام جهاد نموده و آنان را به قتل برساند.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:30 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

فرقه سازی ابزار دست استعمار بریتانیا

فرقه سازی، ابزاری است که استعمار کهن، بریتانیا، همیشه از آن استفاده کرده است. وهابیت که نام آن ریشه در اسم مؤسس آن، محمد بن عبدالوهاب دارد، یکی از نمونه های موفقی است که وزارت خارجه بریتانیا یا وزارت امور مستعمرات همواره بدان افتخار کرده و هنوز از مواهب آن استفاده می کند.
این فرقه‌سازی‌ها بیش و کم وجود داشت تا قرن 19 میلادی که با ظهور استعمار در سرزمین‌های اسلامی به اوج خود رسید زیرا استعمارگران به این نکته پی بردند که بزرگ‌ترین سد در برابر زیاده‌خواهی آنان اسلام است، همان آیینی که می‌تواند آفتاب عمر آنان را بر بام غروب بکشاند، تا جایی که گلادستون ـ نخست‌وزیر انگلیس ـ در پارلمان آن کشور در حالی که قرآن مجید را بر سر دست بلند کرده بود گفت: «تا این کتاب در دست مسلمانان است کاری از انگلستان درباره آنان بر نمی‌آید و ما نمی‌توانیم بر آنها حکومت کنیم» بنابراین تمام برنامه‌های خود را در جهت ایجاد تفرقه و آشوب در جهان اسلام با هدف محو اسلام و قرآن به‌کار گرفتند.
این اختلاف و تفرقه به ویژه میان سنی و شیعه می‌توانست نتایج زیر را برای دولت‌های استعماری در پی داشته باشد: 1. پیدایش جنگ‌های داخلی و مذهبی در میان مسلمانان. 2. از بین رفتن اتحاد در جهان اسلام. 3. ایجاد ناامنی و آشوب در کشورهای اسلامی. 4. ایجاد شبهه‌های عقیدتی و کم‌رنگ شدن ارزش‌های دینی. 5. تسلط سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی استعمارگران بر کشورهای اسلامی.
امپراتوری عثمانی با تمام فسادها و انحراف‌ها، به عنوان یک کشور اسلامی، سدی محکم در برابر استعمارگران غربی به ویژه انگلیس قلمداد می‌شد، بنابراین برای تجزیه و فروپاشی آن، دست به کار شدند و یکی از بهترین و سریع‌ترین راه‌کارها، ایجاد تفرقه از طریق فرقه‌سازی در میان مسلمانان بود. بنابراین در این جهت، فرقه وهابیت در میان اهل سنت شکل گرفت تا به پشتیبانی مذهب و برانگیختن حس نژادی در میان اعراب، آنان به را شورش علیه ترکان عثمانی و دعوی استقلال تحریک کنند.
از نظر تاریخی پیدایش وهابیت به سال 1127 هجری شمسی برمی‌گردد که برای نخستین بار دیداری میان محمدبن‌عبدالوهاب و محمد‌بن‌سعود با دست‌های پنهان انگلیس صورت گرفت.
محمدبن‌عبدالوهاب، طلبه جوان و نوگرایی بود که با تکیه بر اندیشه‌های سلفی‌گری و افکار ابن تیمیه و ابن قیم، اندیشه جدیدی را در عربستان پایه‌گذاری کرد که بعدها به وهابیت شهرت یافت.
عمده اندیشه‌های این فرقه در پس دیوار دفاع از توحید و مبارزه با شرک و بدعت و بازگشت به سیره و گفتار سلف پنهان شده است، به گونه‌ای که خود را مدافع توحید دانسته و دیگران را مشرک و کافر می‌دانند.
این گروه زیارت قبور و توسل به صالحان و اولیای دین حتی توسل به پیامبر(ص) را و نیز ساخت گنبد و بارگاه را شرک و بدعت می‌دانند. از این رو با تحکیم پایه‌های قدرت خود در عربستان تمامی قبور و اماکن متبرکه از جمله قبور ائمه بقیع و شهدای احد را ویران کردند و تنها مکان مقدسی که از هجوم آنان در امان ماند، مزار پاک پیامبر(ص) بود، آن هم به دلیل ترس از واکنش شدید امت اسلام.
وهابیون در سایه حکومت آل سعود، علاوه بر تخریب اماکن مقدسه، به بهانه‌های واهی دست به کشتار وسیع مسلمانان زدند. بنابراین وقتی ریختن خون مسلمانی که پیامبرش را خطاب می‌دهد و از او برای آخرتش شفاعت می‌جوید، حلال باشد، دیگر چه کسی یاران به زبان آوردن نام محمد(ص) و امامان معصوم(ع) را خواهد داشت؟
ناگفته پیداست که تمام این حرکت‌ها که زیر عنوان حرام بودن زیارت قبور و حرام بودن دعا در کنار حرم پیامبر و اهل بیت ایشان انجام شده و می‌شود هدفی جز فراموشی و محور نام و یاد و خاطره اسلام و پایه‌گذاران این آیین آسمانی نداشته و ندارد.
یکی از فتاوایی که از سوی پیشوای وهابی‌ها صادر شده، این است که جشن تولد بدعت است. ریشه این فتوا به روز میلاد پیامبر اکرم(ص) ـ 12 یا 17 ربیع‌الاول ـ برمی‌گردد که مسلمانان در آن روز جشن می‌گیرند؛ بنابراین شیخ وهابی به صورت کلی، جشن تولد را بدعت شمرده تا در زیر شیطنت پنهانی، نام رسول خدا(ص) را از صفحه دل‌ها پاک کند، که در این گونه فتاوا می‌توان ردپای مستر همفر ـ جاسوس انگلیس ـ و اخلاف وی را جست‌وجو کرد.
برای این‌که سرسپردگی آل سعود (و به تبع آن پیروان وهابیت) به دولت استعماری بریتانیا به اثبات برسد به متن تلگرافی که سلطان سعودی ـ عبدالعزیز ـ به نماینده دولت بریتانیا ارسال کرده است توجه کنید: «آقای من! سرپرسی کوکس، نماینده بریتانیای کبیر ـ عزتش مستدام باد! ورود سپاه بزرگ انگلیسی شما به عراق، پیروزی آشکار برای مسلمین و عزت و جاه برای ماست! بزرگی و خدمات ما را برای بریتانیای بزرگ و دوستی و صمیمیت ما را برای همیشه بپذیرید. نوکر شما: امیر نجد و عشایر آن عبدالعزیز آل سعود».
با دقت در متن چند مطلب آشکار می‌شود:
1. اظهار بندگی صریح در برابر استعمار پیر انگلیس. 2. شادی از اشغال سرزمین مسلمان و شیعه‌نشین عراق. 3. اعتراف به خدماتی که آل سعود به دولت انگلیس در گذشته داشته و آرزوی ادامه این دوستی و خدمات برای آینده.
حال باید پرسید این خدماتی که آل سعود و وهابیت در حق دولت انگلیس انجام داده‌اند چه بوده است؟ پاسخ روشن است: 1. ایجاد تفرقه و جنگ‌های داخلی در میان کشورهای اسلامی و کشتار مسلمانان که در نهایت منجر به فروپاشی امپراتور عثمانی ـ رقیب سرسخت اروپاییان ـ گردید. 2. تلاش در جهت تمسخر و تحریف عقاید اسلامی و ارزش‌های دینی و محور اسلام از طریق فتاوای مضحک و بی‌اساس (برای نمونه، اخیرا عبداله النجدی، مفتی وهابی، در فتوایی اعلام کرده که فوتبال حرام است مگر با 14 شرط که بیا و ببین چه طنزی از اسلام به جهانیان ارایه داده است). 3. باز کردن پای استعمار به سرزمین‌های اسلامی. 4. شاید از مهم‌ترین خدماتی که سلطان عبدالعزیز به دولت انگلیس و اسرائیل کرد بتوان از امضاء قرارداد اعطای فلسطین به یهود در کنگره العقیر به سال 1922 میلادی نام برد.
وقتی در سال 1366 شمسی آل سعود با فتوای مفتیان دین فروش وهابی، زائران خانه خدا را به خاک و خون کشیدند و در پی آن در نمازی که به شکرانه این جهاد مقدس! در مساجد برپا شد، سوره فیل را قرائت کردند و مسلمانانی را که از مشرکین برائت جسته و پرچم امریکا و انگلیس را به آتش کشیده بودند، اصحاب فیل نامیدند، معنای آن دعای سلطان عبدالعزیز در استمرار دوستی و خدمات آل سعود به دولت‌های غربی بر همگان آشکار گردید.
خدمات بی‌دریغ آل سعود کار را بدان جا کشید که اسحاق رابین ـ وزیر جنگ وقت اسرائیل ـ از عربستان تقدیر کرد و گفت: «عربستان، یک میلیون دلار به پروژه فاضلاب اردوگاه جدلیه در نوار غزه ـ که آن سال‌ها در اشغال اسرائیل بود ـ کمک کرده است، در حالی که ما از کشورهای اروپایی هم خواستیم تا به اردوگاه‌های غزه و کرانه باختری کمک کنند اما آنها دریغ کردند و نپذیرفتند».
متأسفانه امروز جریان وهابیت با پشتیبانی دلارهای بی‌حساب نفتی آل سعود نه تنها در عربستان که در افغانستان، پاکستان، کشورهای حوزه خلیج فارس، آفریقا و حتی استان‌های جنوبی و شرقی ایران با فعالیت‌های گسترده، به انحراف و گمراهی مسلمانان دست گشوده است.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:30 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

فعالیت تیمهای ویژه ترور عربستانی در عراق

فعالیت تیمهای ویژه ترور عربستانی در عراق

سه شنبه ، ۲۵ بهمن ۱۳۹۰ ، ۱۷:۴۵
یک پایگاه عرب زبان از تلاشهای گسترده سازمان اطلاعاتی عربستان سعودی برای شعله ور کردن آتش جنگ مذهبی در عراق از طریق ترور شخصیتهای وابسته به اقلیت سنی و القای دست داشتن شیعیان در این ترورها پرده برداشت.
به گزارش مهر، پایگاه النخیل با اشاره به تلاشهای فتنه افکنانه سعودی ها در عراق آورده است : منابع امنیتی آگاه از دستورات دستگاه اطلاعاتی عربستان به گروههای تروریستی وابسته به خود در عراق برای ترور گسترده سنی ها خبر دادند.

این پایگاه می افزاید : دستگاه اطلاعاتی عربستان قصد دارد با ترورهای گسترده ضد اهل تسنن جنجال رسانه ای علیه شبه نظامیان شیعی به راه اندازد و این گونه وانمود کند که ایران در این اقدامات دست دارد. این اطلاعات پس از دستگیری یک رابط دستگاه اطلاعاتی سعودی فاش شده است

پایگاه مذکور ذکر کرد: مقرن بن عبدالعزیز آل سعود رئیس دستگاه اطلاعاتی و برادر پادشاه عربستان به تیمهای مرتبط با این دستگاه دستور داده است که حداقل پنج تا ده نفر از سیاستمداران سنی، علما، اساتید و شخصتیهای برجسته اجتماعی را (با هدف شعله ور کردن آتش جنگ مذهبی میان شیعیان و اهل سنت) ترور کنند.

این پایگاه می افزاید: دستگاه اطلاعاتی عربستان همچنین به تیم های ویژه خود در عراق دستور داده است که در خیابانها کشتار به راه اندازند تا این گونه وانمود شود که این اقدامات انتقام شیعیان از سنی ها است.

پایگاه مذکور نوشت : این دستورات دستگاه اطلاعاتی عربستان زمانی لو رفت که خبرچینی که قرار بود این فرمان را به گروههای تروریستی در داخل عراق به ویژه مناطق غربی و موصل منتقل کند، دستگیر شده است.

این پایگاه بیان کرد: همچنین در این دستورات به گروههای مرتبط با دستگاه اطلاعاتی عربستان توصیه شده است که در گروههای شیعی رخنه کنند

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:29 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

اتحاد اتحاد و....

داستان آن پادشاه جهود که نصرانیان می کُشت از بهر تعصّب

در میان جهودان ، پادشاهی جبّار و بیدادگر بود که نسبت به عیسویان ، سخت کینه توز بود . این پادشاه ، موسی(علیه السلام) و عیسی (علیه السلام) را که در واقع ، شعله ای از یک چراغ و با هم متّحد بودند از روی تعصّب ، مخالفِ یکدیگر می انگاشت و در صدد بود که دین و آیین عیسویان را براندازد .

او وزیری کاردان و زیرک داشت [به نام بولس] که در مسائل مهم او را یاری می داد . وزیر می دانست که ایمان و عقیدۀ مردم را نمی توان با خشم و زور از میان برداشت بلکه برعکس هر چه زور و خشونت ، سخت تر باشد عقیده و ایمان مردم ، استوارتر گردد .

از اینرو نیرنگی ساخت و شاه را نیز موافق خود کرد . بر اساس این نیرنگ ، شاه را متقاعد نمود که چنین وانمود سازد که وزیر به آیین عیسویان گرایش یافته ، پس باید دست و گوش و بینی او را برید و از دربار راند .

وقتی این نقشه عملی شد و وزیر با دست و گوش و بینی بریده شده از دربار شاه رانده شد عیسویان بدو پناه دادند و بر او اعتماد کردند .رفته رفته وزیر در میان عیسویان نفوذی استوار پیدا کرد و همچون معلّم و مرشدی در میان آنان شناخته شد و آنان نیز دل بدو سپردند در حالی که وزیر ،در خفا ونهان ، فتنه و فساد می انگیخت .عاقبت وزیر ضمن وصیّتی مهم برای هر یک از سران دوازده گانۀ مسیحیت طوماری جداگانه ترتیب داد که مضمون هر یک ، با دیگری تناقض داشت .

سپس وزیر به غاری رفت و به خلوت در نشست و پیران و مریدان ، هر چه اصرار کردند حاضر نشد از خلوت خود بیرون آید و سپس رؤسای هر یک از گروههای دوازده گانه را به حضور خود خوانده و به هر یک از آنان به طور پنهانی منشور [ رهبری ] و جانشینی داد و چنین گفت جانشین من فقط تو هستی نه دیگری ! و چنانچه کسی مدّعی این مقام شود ، کاذب و دروغگوست و باید نابودش کنی !

وزیر پس از اجرای این طرح اختلاف بر انگیز و ویرانگر ، خود را در خلوت کُشت و پس از مرگ او رؤسای هر یک از گروههای دوازده گانۀ مسیحی به جان هم افتادند و کشتار آغاز شد و بدین ترتیب جمع کثیری از مسیحیان به دست یکدیگر هلاک شدند و مقصود آن شاهِ بیدادگر ، حاصل آمد


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:29 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

هشدار آیة ...مکارم شیرازی مده ظله درباره وهابیت

آيت‌الله مكارم شيرازي : دشمنان اسلام، وهابيون را براي تفرقه‌افكني و سوءاستفاده از مسلمانان در منطقه بسيج كردند.
حضرت آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي، از مراجع عظام تقليد قم، نسبت به فتنه وهابيون افراطي در كشورهاي اسلامي هشدار داد و از مسئولان نظام خواست كه مراقب نقشه‌هاي اين فرقه ضاله باشند.

به گزارش ايرنا، وي چهارشنبه شب در ديدار حجت‌الاسلام والمسلمين ري‌شهري، نماينده ولي فقيه در سازمان حج و زيارت خاطرنشان كرد: وهابيون افراطي در سرزمين عربستان براي زايران شيعه مزاحمت ايجاد مي‌كنند و بايد براي اين مسأله تدبيري انديشيده شود.

آيت‌الله مكارم شيرازي ادامه داد: دشمنان اسلام، وهابيون را براي تفرقه‌افكني و سوءاستفاده از مسلمانان در منطقه بسيج كردند.
اين مرجع تقليد گفت: مسئولان جمهوري اسلامي، بايد نسبت به فتنه وهابيون به ويژه در سرزمين مكه به دولتمردان عربستان شكايت كنند.
آيت‌الله مكارم شيرازي ادامه داد: اين فرقه افراطي نقشه‌هاي خطرناكي را در سر مي‌پروراند و بايد مردم و مسئولان ما هشيار باشند.

وي با تقدير از كارگزاران حج و زيارت گفت: بايد كاروان‌هاي حج به گونه‌اي همراهي شوند كه وهابيون نتوانند براي آنها مزاحمت ايجاد كنند.
در اين ديدار همچنين، حجت‌الاسلام والمسلمين ري‌شهري، گزارشي از فعاليت‌هاي نمايندگي ولي فقيه در سازمان حج و زيارت ارايه كرد.

به نقل از سایت موسسه مذاهب اسلامی

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:28 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

تفرقه در اهل سنت شگرد جدید وهابیت

تفرقه در اهل سنت شگرد جدید وهابیت
اعضای این فرقه معتقدند که چرا ماباید از کتب شافعی یا حنبلی و.... استفاده کنیم در حالی که خودمان دارای قدرت درک و فهم هستیم!
ایجاد تفرقه در صفوف مسلمین از مهم‌ترین اهدافی بود که فرقه وهابیت از بدو تاسیس با توجه به اهدافی که استعمار پیر برای آن معماری کرده بود در دستور کار خود قرار داده بود.

به گزارش گرداب، عوامل وابسته به این فرقه در یکی از شهرستان‌های استان کردستان با تحریک عده‌ای از علمای اهل سنت نامبردگان را تشویق به منشعب شدن از چهار مذهب رسمی اهل سنت نموده‌اند.

بنا بر این گزارش این فرقه تازه متولد شده به اصول و مبانی اعتقادی اهل سنت اعتقادی ندارد و تنها عقل و فهم خود را در تشخیص خوب و بد ملاک می‌دانند.

اعضای این فرقه معتقدند که چرا ما باید از کتب شافعی یا حنبلی و.... استفاده کنیم در حالی که خودمان دارای قدرت درک و فهم هستیم.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:28 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

اهداف استعمار از آفرینش فرقۀ وهابیت- آل سعود و یهود

اهداف استعمار از آفرینش فرقۀ وهابیت- آل سعود و یهود
اهداف استعمار از آفرینش فرقۀ وهابیت: تحریف حقیقت اسلام و هجمه علیه مقدّسات آن، خنثی کردن و به انحراف کشیدنِ احکامی چون جهاد و فروکاستن دین به نماز، ممانعت از تجمع در زیارتگاهها به عنوان یکی از نمودها و پایگاههای وحدت و قدرت سیاسی مسلمانان و تخریب آنها به عنوان مظاهر شرک، و نیز ایجاد تفرقه و جنگهای داخلی و خونریزی بین مسلمانان از اهداف اصلی استعمار در خلق فرقۀ وهابیت بوده است (اختلاف اهل تشیّع و تسنّن که پیش از ظهور وهابیت، ده درصد بود، با فعالیتهای این فرقه امروز به نود درصد افزایش یافته است). استعمارگران که می دانستند اگر مسلمانان اسلام حقیقی را درک نمایند دیگر تن به استحمار و استثمار نخواهند داد، سیاست ظریفانه و مؤثر تخریب اسلام حقیقی و تقویت اسلامِ کاذبِ خود را در پیش گرفتند (بنا بر ضرب المثل عربیِ «آهن را تنها آهن می تواند ببُرَد» استعمار انگلستان تشخیص داد که تنها راه تخریب اسلام این است که با توسّل به حربۀ مذهب علیه مذهب، خودِ اسلام را وسیلۀ مبارزه با اسلام نماید یعنی همان شیوه ای که معاویه و اخلافش بدان متوسل گردیدند.ميرزا ملكم خان، از پيشگامان فراماسونري ايران و مؤسس فراموشخانه مي گويد: براي اين كه دين را از بين ببريم بايد از قالب دين استفاده كنيم). استعمارگران با قرار دادن اصل انکار سنّت رسول خدا(ص) و تکیه بر شعار «حسبُنا کتاب اللّه...کتاب خدا ما را بس است» در این فرقۀ نوظهور، مفتیان وهابی را جایگزین اوصیای رسمیِ پیغمبر(ص)کرده و با در دست گرفتن تفسیر قرآن، هدایتِ خوارج عصر جدید را در دست گرفته و توسط ایشان فتوا به تکفیر مسلمانان می دهند.

* هنگامی که امیرالمؤمنین(ع) عبداللّه بن عباس را برای گفتگو با خوارج فرستاد بدو فرمود: «به قرآن بر آنان حجت میاور که قرآن تاب معانیِ گونه گون دارد...لیکن به سنّت و حدیث پیامبر(ص) با آنان گفتگو کن که ایشان را راهی نبود جز پذیرفتن آن».

لرد کرزون در توصیف مسلک وهابیت می‎گوید: «این دین عالی‎ترین و پربهاترین دینی است که برای مردم به ارمغان آورده شده است!». جولد تسهیر، مستشرق یهودی نیز محمدبن عبدالوهاب را پیامبر حجاز خوانده و مردم را به متابعت از افکار او فرا می خواند. استعمارگران برای نابودی اسلام یک طرح دویست ساله تهیه کرده و به مرحلۀ اجرا نهاده اند. امروز سلفیون و وهابیون با نهادن نام «اسلام» بر تروریسم و سادیسم*، به لطف رسانه های صهیونیستی که عبارت «تروریسم اسلامی» را به جای «تروریسم سلفی و وهابی» به کار می برند، به قدری در انجام وظیفۀ خود در ترسیم چهره ای درنده و خونریز از اسلام موفق عمل کرده اند که بسیاری از نوجوانان و جوانان مسلمان از بیان مذهب خود در مدارس و دانشگاههای غرب شرم می کنند (لطفاً رجوع فرمایید به عنوان «سازماندهیِ تروریسم بین المللی برای اعمال فشار بر دولتهای جهان»).

*آخرین شگرد سازمان القاعده در استفاده از کودکان و نیز زنان روان پریش و عقب افتادۀ ذهنی در عملیات موسوم به انتحاری در عراق و انفجار ایشان با دستگاه کنترل از راه دور و موبایل های تغییر کاربری داده شده به عنوان چاشنیِ انفجاری، نمایانگر اوج توحّش و ورشکستگی اخلاقیِ پیروان ابن عبدالوهاب و ابن تیمیه است.

وهابيت که به عنوان جرياني انحرافي و وابسته به استعمار، وظيفۀ جلوگيري از تداوم و گسترش اسلام اصيل را بر عهده داشته است، تلاش در تخريب و ايجاد تزلزل در مباني فکري و اعتقادي شيعيان را به عنوان محور اصلي اين جريان دنبال مي‏کند. صهیونیزم و وهابیت که ظلم ستیزی، عدالت طلبی و آرمان خواهیِ تشیع(که ریشه در اعتقاد به مهدویت دارد) را بزرگترین تهدید برای منافع و موجودیت نامشروع خود می دانند* امروز با تمام توان می کوشند تا از گسترش این فرهنگ در منطقه و نیز جامعۀ جهانی جلوگیری نمایند.

*بن گوریون، بنیانگذار رژیم اسرائیل گفت: «بزرگترین نگرانی اسرائیل، ظهور محمد دیگری در منطقه است».

آل سعود و یهود: در قرن نهم هجری مطابق با قرن پانزدهم میلادی، فردی به نام مانع احسایی(جد اول خاندان آل سعود) از قبیله یهودی عنیزه، زمینی را در نجد عربستان به دست آورد كه پس از او نوۀ پسری اش به نام موسی با جنگ و کشتار و غارت، املاک بسیاری را بر آن افزود. ابراهیم موسی یا ابراهیم موشه پسر موسی نقش مهمی در شکل گیری آل سعود داشت که نوه اش به نام مقرن سعود، رأس این خاندان به شمار می آید. مردخای ابراهیم موشه و فرزندانش با تغییر نام و انتخاب اسامی عربی، خود را در میان مسلمانان جا زدند. ناصر السعید، نویسندۀ سرشناس عربستانی نیز در کتاب «تاریخ آل‌سعود» که در دهۀ هفتاد میلادی به رشتۀ تحریر در آمد می نویسد: «نام جد یهودی آل سعود که مسلمان شد، مُردخای بن ابراهیم بن موسی از یهودیان بصره بود» (خاندان سعودی را بشناسیم؛ ناصرالسعید، ابومیثم، موسسۀ انتشارات فراهانی، تابستان 1367، ص 26- صفحه عن آل سعود، الوهابیین و آراء علماء السّنه فی الوهابیه). وی همچنین می نویسد: «پدر بزرگ محمد بن عبدالوهاب یک یهودی به نام شولمان قرقوزی بود که از ترکیه به حجاز مهاجرت کرده بود» (منبع پیشبن؛ ص 33). «الیاس بن مقرن الیاهو، خاخام یهودیان نجران با شاه سعودی هم عصرش، عبدالعزیز بن عبدالرحمن هم تبار بوده و نسل هر دو به مقرن پسر مردخای می رسد»(صفحه عن آل سعود الوهّابيين وآراء علماء السنة في الوهّابيّه؛ السید مرتضی الرضوی، چاپ بیروت، صفحات 99 تا 103، به نقل از کتاب تاریخ آل سعود). یهودی بودن شاخه ای از فرزندان مردخای نشان می دهد که اسلام آوردن او ظاهری بوده است. برخی از قصاید عربی سروده شده در شبه جزیرۀ عربستان که از دو سه سدۀ گذشته تا به امروز باقی مانده اند نیز به یهودی بودن آل سعود اشاره کرده اند. یکی از افرادی که به این نسب در اشعار خود اشاره می­کند، شاعر معروفِ نجدی، «حميدان الشويعر»(متوفای ۱۱۸۰ هـ. ق.) است که اشعار وطن دوستانه اش بسیار معروف است(پیشین؛ ص104). السعید با بررسی شجره نامۀ آل سعود اثبات می کند که اصل این خاندان به یهودیان سرزمین حجاز و مدینه باز می گردد. وی در ادامه، چگونگی حمایت یهودیان از جنبش محمد بن عبدالوهاب را شرح می دهد. وی سپس مراحل قرار گرفتن رهبری دینی در دست محمد بن عبدالوهاب و در کنار آن، واگذاری رهبری سیاسی عربستان سعودی به آل سعود که توسط یهودیان طراحی و اجرا شد را توضیح می دهد. ملک فیصل، شاهزادۀ سعودی در فصلی از کتاب خاطراتش می نویسد: «ما و یهود پسر عمو هستیم، لذا راضی نشدیم آن گونه که برخی می خواستند آنها را در دریا غرق کنیم، بلکه می خواهیم با آنها در فضای صلح و امنیت زندگی کنیم»- صفحه عن آل سعود، الوهابیین و آراء علماء السّنه فی الوهابیه*. ناصر السعید در کتاب خود همچنین به ارتباط محرمانه و نزدیک آل سعود و بن گوریون، بنیانگذار رژیم اسرائیل اشاره می‌کند. وی می نویسد: «عبدالعزیزبن عبدالرحمن(بنیانگذار دورۀ جدید سلطنت آل سعود) در سال 1915 به سرپرسی کاکس نمایندۀ انگلستان در خاورمیانه کتباً تعهد داده است که خاک فلسطین را به یهودیان می بخشد!» -پیشین؛ ص 74 ).

در سند فوق که برای اولین بار در مجله کویتی العربی در شوال سال 1329 موافق با 1972 میلادی منتشر شده، سلطان عبدالعزیز می‌نویسد: «من سلطان عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل الفیصل آل سعود هزاران بار نزد سر پرسی کوکس نماینده بریتانیا اقرار و اعتراف کرده‌ام که مخالفتی با دادن فلسطین به یهودیان بینوا یا حتی غیر یهودیان ندارم و در این‌باره هیچ‌گاه از فرمان آنها تا قیام قیامت تخطی نخواهم کرد».

*لازم به ذکر است که فهد بن عبدالعزیز در اکتبر 1981، طی طرحی هشت ماده ای خواهان به رسمیت شناخته شدن موجودیت رژیم اسرائیل در جهان اسلام شد. به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی مجدداً در طرحی دیگر(در سال 1999)از سوی دیگر اميرعبداله ارائه گردید. عربستان همچنين در برابر اشغال دو جزيرۀ تيران و صنافير توسط رژیم صهیونیستی از سال 1967 سكوت اختيار كرده است. اين جزاير با اشراف بر ورودي خليج عقبه و بندر ايلات داراي موقعيت استرات‍‍‍ژيكي حساسي براي كشتيراني رژیم صهیونیستی هستند. ضمناً عربستان سعودي از بندر ينبع نفت ارزان قيمت به فلسطین اشغالی صادر مي كند.در پي ناآرامي هاي اخير در خاورميانۀ عربي، روزنامۀ يديعوت آحارنوت كه معمولاً ديدگاههاي دولت صهيونيستي را بيان مي كند، به عربستان سعودي پيشنهاد اتحاد استراتژيك داد.

وایزمن، یکی از دیگر بنیانگذاران رژیم اسرائیل از قول چرچیل می گوید: «نخستین طرح بریتانیا تأسیس موجودیت سعودی و دومین طرح تشکیل و تأسیس موجودیت صهیونیستی به وسیلۀ بریتانیاست». برآیند جنگ جهانی اول، تأسیس دولت آل سعود و برآیند جنگ جهانی دوم، تأسیس دولت اسرائیل در سال 1948 بود.حاکمیت آل سعود و وهابيون در سرزمین وحی که زمینه هایش از دو قرن پیش توسط هامفری و ابن عبدالوهاب چیده شده بود ، در بحبوحۀ جنگ جهانی اول توسط توماس ادوارد لارنس، جاسوس نظامی ارتش انگلیس عملی گردید. لارنس همراهی فیصل(از سرکردگان آل سعود) را جذب کرده و او را وادار به همکاری با ژنرال ادموند آلنبی، فرمانده نیروهای انگلیسی در خاورمیانه در هدایت شورش عرب ها علیه ترک های عثمانی با وعدۀ برپایی امپراتوری عرب نمود. اسناد منتشرۀ وزارت امور خارجۀ انگلیس در سال ۲۰۰۰ نشان می دهد كه لارنس عامل شبکه جاسوسی صهیونیزم بین المللي بوده است. در این اسناد آمده که رونالد استورس یهودی، لارنس را با شبکۀ جاسوسی نیلی به ریاست آرونسون مرتبط کرد که در تاریخ معاصر از معروف ترین شبکه های صهیونیستی به شمار آمده است. سر مارتین گیلبرت، مورخ یهودی انگلیسی تبار و کارشناس معروف در خصوص مسائل اسرائیل در گفتگو با روزنامه جروزلم پست می گوید: بررسی برخی یادداشت‌های لارنس که در مرکز اسناد و اوراق ملّی انگلیس موجود است نشان می‌دهد او از خواست صهیونیست‌ها حمایت می‌کرده است. به طور مثال لارنس که در سال ۱۹۲۰ برای وینستون چرچیل کار می‌کرد به صراحت اعلام داشت که باید اراضی فلسطینی از کرانه‌های دریای مدیترانه تا رود اردن تحت عنوان سرزمین ملّی یهودیان به رسمیت شناخته شود. وینستون چرچیل در سال 1945 پس از کنفرانس یالته با عبدالعزیز ملاقات نمود و به او گفت: «برای من شرافت بزرگ و سرور فوق سرور است که که با مردی ملاقات نموده ام که حق بزرگی بر گردن من دارد. او دوست صدیقی در گرفتاری ها و سختی هاست و اگر او نبود، یهود به کمترین حق خود نمی رسید». این گفته چرچیل که: «من یک صهیونیست متعصب هستم و بدان افتخار می کنم» بیانگر اوج سرسپردگی وی به صهیونیزم بین المللی است. خاندان چرچیل درتاریخ بریتانیا بسیار بدنام است. به قول گلادستون: «هیچ چرچیلی از خاندان جان مارلبورو برنخاست که به اخلاق یا اصول پای بند باشد». وينستون چرچيل پسر لرد راندولف چرچیل از کارگزاران سرشناس لرد ناتانیل روچیلد بود.«عبدالعزیز که از سال 1902 تا 1953 حکومت را در دست داشت زمانی به سنت جان فیلبی، رابط وزارت امور خارجۀ بریتانیا گفته بود که او مسیحیان را برتر از مسلمانان غیر وهابی می داند. او توضیح داده بود که مسیحیان بر اساس دین خود عمل می کنند، اما مسلمانانی که از استنباط وهابیان دربارۀ توحید پیروی نمی کنند به گناه شرک آلوده اند(!)»- Elizabeth Monroe, Philby of Arabia, London,1973,pp.69-70

*عبدالعزیز سعودی در سال 1935 به جرگۀ شهسواران طریقت باث (Order of the Bath) پیوست(وهابیگری؛ دکتر حامد الگار، ترجمۀ احمد نمایی، مؤسسۀ چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی). ب

عبدالعزیز 32 همسر از قبایل پرنفوذ عربستان اختیار کرد و از آنان داراي 34 پسر و 36 دختر گرديد. نتیجه زاد و ولد این فرزندان در طي هشتاد سال، شش هزار شاهزاده است که اکنون با استفاده از ثروت بیکران عربستان به عیش و نوش و خوش‌گذرانی مشغول می‌باشند. ملک عبدالعزیز منشوری دارد که به «منشور برادری» معروف است و در آن به صورت آشکار و بدون هیچ‌گونه ابهام نحوه جانشینی بعد از خود را مشخص کرده است: «تا زمانی که پسرانم زنده هستند، قدرت به نوه‌هایم نخواهد رسید». پسران وي که به ترتیب وارث پادشاهی شدند: سعود، فیصل، خالد، فهد و پادشاه كنوني عبداله است. با توجه به اين كه پسران باقي مانده از عبدالعزيز همگي در سن كهولت هستند، مدعياني در لايه هاي دوم و سوم خاندان آماده خيز به سوي تخت قدرت گرديده اند. شاهزاده های سعودی كه از سه نسل مختلف اند، هر یک در ائتلافهای گوناگون در برابر یکدیگر قرار گرفته اند. تحلیلگران بروز بحران جدّی در نظام سعودی را پس از مرگ عبداله پیش بینی می کنند. شاهزاده طلال بن عبد العزیز، یکی از اعضای برجسته خانوادۀ سلطنتی عربستان تصریح کرده است که سرنوشت این کشور پس از ملک عبداله تاریک و سیاه خواهد بود.بنا بر نظر کارشناسان، با توجه به درگیری های داخلی آل سعود، نارضایتی عمومی و وضعیت منطقه، شرایط کنونی نظام آل سعود را می توان سرآغاز پایان کار آن دانست. شاهزادگان ارشد رژیم آل سعود که سن و سال زیادی دارند و همگی به بیماری های مختلفی مبتلا هستند از دنیا خواهند رفت و بر همین اساس ما در آینده بسیار نزدیک شاهد تغییر و تحولات بسیار گسترده ای در ساختار سیاسی عربستان سعودی خواهیم بود.

*لازم به ذکر است که السعید پس از چاپ و انتشار کتابش، در لبنان ربوده شده و پس از انتقال به عربستان در حوض اسید افکنده گردید.

 


ادامه مطلب