عبدالله بن جبرين از سران مفتيان وهابي (م 1430 ق)+ عکس

عبد الله بن عبد الرحمن بن عبد الله بن إبراهيم بن فهد بن حمد بن جبرين من آل رشيد ملقب و مشهور به نام ابن جبرين از خانواده بني زيد (متولد ۱۳۵۳ قمري در روستاي قويعيه در منطقه رياض عربستان سعودي ) ، از علماي وهابيت و درباري در عربستان سعودي بود .
او که از اعضاي اصلي وهابيون محسوب مي شد به صدور فتاوي تند و عجيب بر عليه مذاهب مختلف و مسلمانان مخالف خود مشهور بوده و از جمله در جريان جنگ 33 روزه لبنان در مقابل اسرائيل با صدور فتوايي عجيب و خنده دار هرگونه دعا براي پيروزي حزب الله لبنان را به صرف شيعه بودن انها حرام دانسته بود . وي در پاسخ استفتايي دربارهٔ حزب الله لبنان گفته بود: ياري کردن اين حزب جايز نيست. جايز نيست تحت فرمان آنان رفت و جايز نيست براي پيروز و قدرتمند شدن آنان دعا کرد. نصيحت ما به اهل سنّت اين است که از آنان بيزاري بجويند و کساني را که به اين حزب مي‌پيوندند، رها کنند .
او با فتاوي تند خود توجيه کننده عملياتهاي تروريستي القاعده و طالبان بر ضد مسلمانان در عراق و افغانستان و پاکستان بود .
وي از معروف ترين سردمداران وهابي بود که فتواي تکفير شيعيان را صادر نمود . او محرک بزرگي در به خاک و خون کشيده شدن مردم مسلمان عراق محسوب ميشود ، همچنين فتواي تخريب حرم مطهر امامان شيعه نيز توسط اين عالم نماي وهابي صادر گرديد که سرانجام منجر به تخريب حرم مطهر امامين عسکريين ((عليهما السلام)) توسط افراطيون وهابي در سامرا گرديد . در بخشي از اين فتوا از حرم امامان شيعه به عنوان مصاديق شرك ياد کرده که بايد با خاک يکسان شود.
گفتني است بن جبرين حدود سه ماه براي معالجه بيماري خود به کشور آلمان عزيمت نمود به دليل دادخواست وكلاي شيعيان و به اتهام تکفير و تشويق به قتل شيعيان به سرعت از آلمان گريخت و به عربستان بازگشت .
در همين راستا روزنامه اشپيگل از بستري شدن بن جبرين دريکي از بيمارستان هاي آلمان و اقامت در اين کشور با " آرامش کامل" ابراز شگفتي کرده و نوشت ، اين شيخ سعودي الهام بخش تندروها و تروريست هايي است که در حوادث يازدهم سپتامبر بوده است.
تنفر بن جبرين از اقليت هاي مذهبي مسلمان بحدي بوده است که فتواهايي در باره قتل آنان صادر کرده است.
در دادخواست قضايي ضد بن جبرين ، اين روحاني تندرو سعودي به تشويق و ترغيب افراد به اقدامات تروريستي متهم شده بود ، مجموعه اي از مدارک و فتواهاي بن جبرين اعم از صوتي و تصويري و فيلم را که اين اتهامات را ثابت مي کند نيز ضميمه دادخواست قضايي شد .
براساس اين مدارک ، بن جبرين از اسامه بن لادن رهبر تشکيلات القاعده تمجيد کرده و وي را به مبارزه با کساني که از مذهب وهابيت پيروي نمي کنند ، فرا خوانده است.
بعداز ارائه دادخواست قضايي عليه بن جبرين ، او ساعاتي بعداز مذاکرات رسمي بين وزيران کشور عربستان سعودي و آلمان در رياض بطور ناگهاني از آلمان فرار كرد .
بسياري معتقدند که فتواهاي بن جبرين و بسياري ديگر از روحانيون تندروي سعودي ، صدها نفر از جوانان اين کشور را به اجراي عمليات انتحاري عليه غيرنظاميان شيعه عراقي در شهرهاي عراق ترغيب کرده است.
«کايدو اشتاينبرگ» شرق‏شناس و کارشناس آلماني امور خاورميانه در موسسه علوم و سياست برلين در مورد وی چنین گفت: «بن جبرين بر اساس آموزه هاي نژادپرستانه وهابي معتقداست که اقليتها، گروههايي مرتد هستند که مستحق مرگ مي‌باشند زيرا از اسلام حقيقي فاصله گرفته‌اند. اگر شخصي در آلمان، جايگاه و افکار "بن جبرين" را داشت، قطعا سازمان اطلاعات آلمان براي اخراجش از کشور يا حداقل تنظيم دادخواست قضايي عليه او به علت فتنه انگيزي در ميان مردم اقدام مي‌کرد»
عبدالله بن عبدالرحمن بن جبرین پس از عمری جنایت با شدت گرفتن بیماری‏اش، بعد از ظهر روز دوشنبه 13 جولای 2009 میلادی (مطابق با 22 تیر 1388) در سن 78 سالگی به درک واصل شده و در گورستان "العود " در شهر رياض به خاک سپرده شد.


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 2:21 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

شیخ ناصر بن سلیمان العمر + عکس

شيخ "ناصر بن سليمان العمر"، دبيركل بنياد مسلمانان عربستان سعودي و از چهره‌هاي سرشناس تندرو و افراطي وهابي است.
ناصر بن سليمان العمر دارای سایتی به نام http://almoslim.net/ می باشد که در آن به تمامی مقدسات شیعه اهانت کرده و با عباراتی بسیار سخیف سعی در تشویش اذهان و تخریب وجهه شیعیان در میان دیگر مذاهب اسلامی دارد.
وی که به تندروی مشهور است اخیرا ادعا كرده بود: دو موضوع مهم و خطرناك در جهان اسلام وجود دارد كه مسلمانان بايد با تأمل بيشتري به آنها بنگرند، يكي افكار ليبرالي و لائيك مي‌باشد و دومي كه بسيار خطرناكتر است، نفوذ ايراني‌ها در بين مسلمانان جهان اسلام مي‌باشد كه بايد با اين دو مبارزه شديد و فقيهانه‌اي صورت گيرد! وي در ادامه تاكيد كرده بود كه ايران كشوري مجوسي است نه شيعه!!!
شيخ ناصر، سپس با حمله به انقلاب اسلامي ايران و بنيانگذار آن، ايرانيان را متهم كرد كه تشيع را بهانه‌اي براي فريب دادن مسلمانان قرار داده اند، همانگونه كه شيعيان، عشق به اهل‌بيت عليهم السلام را بهانه‌اي براي نشر افكارشان مورد استفاده قرار مي‌دهند! وي در نهايت در جسارتي آشكار به شيعيان، آنها را متهم كرد كه عاشورا را تبديل به روز عزا و ماتم كرده‌اند، اما در واقع عاشورا روز پيروزي و شادماني است!!!
این شیخ افراطی وهابی در ادامه تاکید کرد که فهماندن این موضوع ( مسلمان نبودن ایرانیها) به تمام امت اسلامی، وظیفه علما و طلاب علوم دینی می باشد و تمام افراد امت اسلامی چه زنها و چه مردها این وظیفه را بر دوش دارند و باید برای وضوح این امر برای سایر ملت های مسلمان تلاش کنند!


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 2:21 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

شيخ عبد الله بن محمد الغنيمان

وی از مفتیان تندروی وهابی است که در عربستان سعودی زندگی می کند و اکنون نیز در حال حیات بوده و در زادگاهش شهر بریده ساکن است.
وی ریاست بخش عقیده دانشگاه اسلامی شهر مدینه را عهده داشت و در کنار آن از اساتید سطح عالی وهابیت بود که در مسجد النبی تدریس می کرد اما بعد از مدتی به زادگاهش بریده رفت و در آنجا به ادامه فعالیتهای خود پرداخت.
از جمله دروسی که وی تدریس می کند می توان به شرح كتاب التوحيد ودرس العقيدة الواسطية وسنن أبي داود اشاره کرد.
وی مولف چند کتاب و مقاله هم می باشد که با عناوین ذیل است:
1- شرح كتاب التوحيد من صحيح البخاري.
2- مختصر منهاج السنة للشيخ الإسلام ابن تيمية.
3- ثبات العقيدة الإسلامية أمام التحديات المعاصرة.
4- المنهج الصحيح.
5- تحقيق وتعليق على كتاب الصفات للإمام الدارقطني.
6- ذم الفرقة والإختلاف في الكتاب والسنة.
7- الهوى وأثره في العلم.
8-لا يصلح هذه الأمة إلا ما أصلح أولها
9- الإيمان حقيقته وزيادته.
10- حقيقة الرافضة وبيان خطرهم
وی از جمله مفتیان تندروی وهابی است که به همراه عده ای دیگر از همقطاران خود حکم به کفر شیعیان داد و به همین خاطر بسیاری از شیعیان بی گناه و مظلوم به دست مزدوران این مفتی ظالم و سنگدل و بی دین به شهادت رسیدند. :(نداء لأهل السنة في العراق وما يجب على الأمة من نصرتهم) (بیانیه ای موجه به اهل سنت ساکن درعراق ). تاریخ انتشار بیانیه: پنجشنبه 16،ذو القعدة،1427هـ).
از دیگر نظرات سخیف وی می توان به نوشتن مقاله ای از وی با نام حقيقة الرافضة وبيان خطرهم اشاره کرد که در این مقاله وی با هتاکی و جسارت به مقام شامخ امام خمینی و مردم ایران آنها را شریک کفار قلمداد کرده و شیعیان و ایران و رهبر کبیر انقلاب اسلامی را قاتل اهل سنت معرفی نموده است. هتاکی های این مفتی خبیث در این مقاله به حدی است که انسان از بیان آن عاجز است چرا که هر چه که لایق خودش و مفتی های وهابی بوده است را به بزرگان ما نسبت داده است.
با اینکه از وی میان وهابیون با عناوینی چون: البحر الفهامة ،الشيخ العلامة، العلم الزاهد الورع، ذا الفهم الثاقب، الشيخ معروف بين أهل العلم، مشهود له بدقة الفهم، لاسيما في باب اعتقاد أهل السنة والجماعة ومنهجهم،و ... یاد می شود اما ما در ادامه به شما نشان خواهیم داد که این مفتی وهابی تا چه اندازه جاهل و کودن است.
این شیخ مفتی که مانند دیگر مفتی های وهابی بویی از سواد و علم نبرده است جدیدا در یکی از شبکه های وهابی و سلفی با ذکر جملاتی جهل و بی سوادی عجیب خود را به همگان نشان داد.
یکی از سائلین در این برنامه از وی پرسید: آیا می شود مانند روافض (شیعیان) به علی و اولاد وی علیه السلام بگوییم؟
وی در جوابی که سراسر آن تعصب و جهل بود گفت: این چون از شعارهای رافضیان است پس جایز نیست گفتن آن ...
ما در جواب از این مفتی بی سواد تنها به چند نمونه از علیه السلام گفتن و از آن بالاتر صلوات الله علیه گفتن بزرگان اهل سنت مانند بخاری و مسلم و دیگر بزرگان آنان اشاره می کنیم تا ببینید که این مفتی حتی با مشهورترین کتب خودشان هم بی گانه است:
برخی از تصریحات بخاری به علیه السلام در مورد ائمه اینگونه است:
‏1-حدثنا ‏ ‏يحيى ‏ ‏حدثنا ‏ ‏وكيع ‏ ‏عن ‏ ‏الأعمش ‏ ‏عن ‏ ‏سعد بن عبيدة ‏ ‏عن ‏ ‏أبي عبد الرحمن ‏عن ‏‏ علي ‏‏ عليه السلام ‏ ‏قال كنا جلوسا عند ...
2-‏حدثني ‏ ‏محمد بن الحسين بن إبراهيم ‏ ‏قال حدثني ‏ ‏حسين بن محمد ‏حدثنا ‏جرير ‏عن ‏محمد ‏عن ‏ ‏أنس بن مالك ‏ ‏رضي الله عنه ‏أتي ‏ ‏عبيد الله بن زياد ‏ ‏برأس‏الحسين عليه السلام ‏ ‏...
3-‏حدثنا ‏ ‏عبدان ‏ ‏أخبرنا ‏ ‏عبد الله ‏ ‏أخبرنا ‏يونس‏عن ‏ابن شهاب ‏ ‏قال أخبرني ‏ ‏علي بن حسين ‏‏أن ‏ ‏حسين بن علي ‏ ‏رضي الله عنهما ‏ ‏أخبره أن ‏ ‏عليا ‏‏عليه السلام ‏ ‏قال ‏ ...
4-‏حدثني ‏ ‏محمد بن بشار ‏ ‏حدثنا ‏ ‏غندر ‏‏حدثنا ‏ ‏شعبة ‏ ‏عن ‏ ‏الحكم ‏ ‏سمعت ‏ ‏ابن أبي ليلى ‏ ‏قال حدثنا ‏ ‏علي ‏ أن ‏ ‏فاطمة ‏‏عليها السلام...
و نمونه های دیگر...
چند نمونه از دیگر کتب اهل سنت:
1-صحیح مسلم: ‏قال ‏ ‏عبد الله ‏ ‏فلا أدري أشيئا أسره إليه رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏أو علم ما في نفس رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏قال والرجل هو ‏ ‏علي بن أبي طالب ‏‏ صلوات الله عليه...
2- سنن ترمذی: ‏حدثنا ‏ ‏أحمد بن منيع ‏ ‏حدثنا ‏ ‏الحسين بن محمد ‏ ‏حدثنا ‏ ‏إسرائيل ‏ ‏عن ‏ ‏ثوير هو ابن أبي فاختة ‏ ‏عن ‏ ‏أبيه ‏ ‏قال ‏أخذ ‏ ‏علي ‏ ‏بيدي قال انطلق بنا إلى ‏ ‏الحسن ‏ ‏نعوده ‏ ‏فوجدنا عنده ‏ ‏أبا موسى ‏ ‏فقال ‏‏ علي ‏‏عليه السلام...
3-سنن ابي داود: أنه كان في الجيش الذين كانوا مع ‏‏علي ‏‏عليه السلام ...‏
4-مسند أحمد بن حنبل يقول عنه حدثنا ‏ ‏هاشم بن القاسم ‏ ‏حدثنا ‏ ‏حريز ‏ ‏عن ‏ ‏عبد الرحمن بن أبي عوف الجرشي ‏ ‏عن ‏ ‏معاوية ‏ ‏قال ‏رأيت رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏يمص لسانه ‏ ‏أو قال شفته ‏ ‏يعني ‏ ‏الحسن بن علي ‏‏ صلوات الله عليه‏...
حال باید به این مفتی بی سواد و کودن وهابی بگوییم آیا بخاری و احمد بن حنبل و مسلم و ابی داوود و ترمذی و ... همگی رافضی و مشرک هستند یا اینکه وی به علت بی سوادی و کودنی خود گرفتار چنین فتوا و جوابی شده است؟.

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 2:20 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

ناگفته هایی از محمد بن عبد الوهاب

ارکان اسلام شش تاست
شيخ سليمان بن عبدالوهاب(برادر محمد بن عبدالوهاب) که اهل علم بود، سخنان او را به شدت انکار مي‏کرد روزي شيخ سليمان از شيخ محمد پرسيد:
«کم ارکان الاسلام يا محمد بن عبدالوهاب؟ فقال خمسة. فقال: أنت جعلتها ستة، السادس من لم يتبعک فليس بمسلم هذا عندک رکن سادس للاسلام»
«اي محمد بن عبدالوهاب ارکان اسلام چند تاست؟ گفت: پنج تاست. سليمان گفت: تو آن را شش تا کرده‏اي، ششمي اين است که هرکس از تو پيروي نکند، کافر است».
الدررالسنیه ص 39

خداوند چه کسانی را ازاد میکند؟؟
زيني دحلان مي‏نويسد:
«شخص ديگري روزي به او گفت: در شب ماه رمضان چند نفر از آتش آزاد مي‏شوند؟ گفت: صد هزار نفر و در شب آخر، به تعداد همه‏ي کساني که در تمام ماه آزاد شده‏اند. مرد گفت: شماره‏ي پيروان تو به عشر عشر اين تعداد نمي‏رسد، و اين مسلمانان که خداوند آنها را آزاد مي‏کند، چه کساني هستند؟ در حالي که تو مسلمانان را به خود و پيروانت منحصر کرده‏اي؟!»
الدررالسنیه ص39

سخن هزار نفر یا یک نفر
شخصی که رئيس قبيله‏اي بود و محمد بن عبدالوهاب قدرت آزار رساندن به او را نداشت، از او پرسيد که درباره‏ي اين که مردي راستگو و ديندار و امين که تو به راستگوئي او اعتراف داري به تو خبر دهد که در پشت فلان کوه گروه بسياري گرد آمده و قصد جان تو را دارند، تو هزار سوار براي دفع آنها بفرستي، سواران بروند و از آن جمع اثري نباشد، آيا تو سخن آن هزار سوار را باور مي‏کني يا آن يک راستگو را؟ پاسخ داد که سخن آن هزار سوار را آن مرد گفت: همه‏ي مسلمانان از علماي زنده و مرده در کتابهاي خود، سخنان تو را تکذيب مي‏کنند پس بايد سخن آنان را تصديق کنيم.
الدررالسنیه ص40

کتابی در رد برادر
چون اختلاف ميان شيخ سليمان و شيخ محمد شديد شد، شيخ سليمان از ترس جان خود، به مدينه‏ي منوره نقل مکان کرد و رساله‏اي در رد او نوشت و برايش فرستاد، بسياري از علماي حنبلي هم رساله‏هايي در رد او نوشتند و براي او فرستادند، اما هيچ يک از آنها براي او مؤثر واقع نشد .
الدررالسنیه ص40

دین متصل یا منفصل
شخصی از محمد بن عبدالوهاب پرسيد: اين دين که تو آورده‏اي، متصل است يا منفصل؟ گفت: مشايخ من و مشايخ ديگران از ششصد سال قبل تا امروز، همه مشرک بوده‏اند، آن شخص اظهار داشت که در اين صورت، دين تو منفصل است نه متصل. بنابراين آن را از چه کسي گرفته‏اي؟ گفت: به من وحي و الهام شده است مانند خضر. آن مرد گفت: در اين صورت اين وحي و الهام نبايد منحصر به تو باشد و هرکس ديگر ممکن است چنين ادعائي بکند همين طوري که تو مي‏کني؟
الدررالسنیه ص40

وارونه به شهرهایشان برگرداندند
زيني دحلان مینویسد:
«از جمله کارهاي زشت محمد بن عبدالوهاب اين بود که چون مردم را از زيارت قبر پيامبر صلي الله عليه و اله منع کرد، عده‏اي از مردم احسا عازم زيارت رسول خدا صلي الله عليه و اله شدند، شيخ محمد از اين امر باخبر شد و چون عبور آن مرد از درعيه (مقر محمد بن عبدالوهاب) بود و در آنجا جلو آنها را گفتند و به دستور وي ريش همه‏ي آنها را تراشيدند و در فاصله‏ي درعيه تا احسا، آنها را وارونه سوار مرکبهايشان کردند به شهرشان برگرداندند».
الدررالسنیه ص40

بگذارید مشرکین بروند
زيني دحلان در ادامه مینویسد:
محمد بن عبدالوهاب بار ديگر شنيد که گروهي از کساني که از او پيروي نمي‏کنند، از راههاي دور به زيارت و حج مي‏روند و گذرشان از درعيه است، هنگامي که گذر آنها به درعيه افتاد، شنيده شد که شيخ محمد به يکي از اتباع خود مي‏گفت: بگذاريد مشرکين (يعني زائران قبر مطهر پيامبر صلي الله عليه و اله) به راه مدينه بروند و مسلمانان (وهابيان) با ما بمانند.
الدررالسنیه ص40

خون اهل سنت مباح است
هرکس که به کتب محمد بن عبدالوهاب مراجعه کند، مي‏بيند تمام مسلمانان را اعم از سني و شيعه، کافر و واجب القتل مي‏دانست. او صريحا گفته است:
«يباح قتل المسلمين الذين يعتقدون عقيدة أهل السنة و اغتنام اموالهم»
«کشتن و غارت اموال مسلماناني که به عقيده‏ي اهل سنت معتقدند، مباح است»
کشف الشبهات والایمان و الاسلام ص44 طبع استانبول سال 1986 م-
پس همه‏ي جنگهائي که سعوديها در عصر او و بعد از مرگ او به راه انداختند، همه به استناد فتواي وي بوده است.

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 2:20 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

شيخ صالح بن فوزان

شيخ صالح بن فوزان بن عبدالله الفوزان، متولد 28 سپتامبر سال 1935 و عضو هيئت عالي علماي عربستان سعودي ، مجمع فقهي مكه مكرمه ، كميته ناظر بر مبلغان حج و كميته دائم پژوهش‌هاي علمي و استفتاءات و امام و خطيب و مدرس مسجد جامع شاهزاده متعب بن عبدالعزيز آل سعود در الملز است

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 2:19 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

دم خروس پیدا شد (وابستگی وهابیت به استعمار و یهود )

'وابستگی وهابیت به استعمار و یهود : دم خروس پیدا شد
به گزارش شیعه آنلاین، بر اساس فتوای صادر شده توسط چهره سرشناس وهابیت در عربستان سعودی شیخ «ناصر الدین الألبانی»، کشتن شیعیان حلال اما یهودیان حرام است!

این چهره سرشناس وهابی که متولد کشور آلبانی بوده، بارها و بارها در فتواهای مختلفی نسبت به انجام هرگونه عملیات استشهادی یا انتحاری در سرزمین های اشغالی علیه شهرک نشینان صهیونیستی را حرام اعلام کرده بود، اما در همین حال وهابیت کشتن شیعیان را حلال دانسته اند همان طور که ما نمونه به شهادت رسید شیعیان در کشورهای مختلف به ویژه عراق یا منطقه پاراچنار پاکستان را همه روزه شاهدیم.

جالب اینجاست که «ناصر الدین الألبانی» در پاسخ به استفتائی در مورد انجام عملیات علیه شیعیان، به صراحت می گوید: حلال و جایز است.

گفتنی است به رغم اینکه فتوا حلال بودن قتل شیعیان و حرام بودن قتل صهیونیست ها توسط این چهره وهابی حدود یک دهه پیش صادر شد، اما چهره های وهابی معاصر نیز در فتواهای خود چنین رأی و نظر دارند.

قابل ذکر است «ناصر الدین الألبانی»، در سال 1914 میلادی در شهر "آشقودره" پایتخت کشور آلبانی در خانواده ای بسیار فقیر متولد شد اما پدرش نیز از علمای آن منطقه به شمار می رفت. او برای تحصیل علوم دینی اهل سنت، به دمشق پایتخت سوریه سفر کرد و تصمیم گرفت که تا آخر عمرش در آنجا بماند. تحصیل علوم دینی مانند قرآن کریم، تجوید، صرف، نحو و فقه مذهب حنفی را در سنین کودکی آغاز کرد اما در سنین نوجوانی با اندیشه های «إبن تیمیه» که پدر معنوی وهابیت به شمار می رود، آشنا شد و تا اینکه به یکی از سرشناس ترین چهره های وهابیت تبدیل گردید.

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 2:18 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

چهار تروریست روحانی نمای شيعي مورد حمایت وهابیت+عکس

چهار تروریست روحانی نمای شيعي مورد حمایت وهابیت+عکس

در یک ده اخیر وهابیون سعودی تلاش کرده اند با ایجاد و یا حمایت از چهار حرکت شیعی، به هدف پلید خود یعنی ایجاد تفرقه میان شیعیان دست یابند اما در سه توطئه گذشته شناسایی شدند و برگه آنان سوخت. چهارمین و جدید ترین توطئه آنان نیز اکنون در عراق ادامه دارد و به رغم شناسایی شدن از سوی شیعیان اما همچنان ادامه دارد.

در این گزارش سعی کرده ایم به پرونده این چهار حرکت شیعی حمایت شده از سوی وهابیت نگاهی گذرا داشته باشیم:

* ماجرای انکار وجود امام زمان توسط «أحمد الکاتب»
حدود ده سال پیش فردی به نام «أحمد الکاتب» با تألیف کتابی تحت عنوان "تکامل اندیشه سیاسی شیعه" تلاش کرد به اصطلاح با تکیه بر باز بودن باب اجتهاد در فقه شیعه، نظریه هایی اصلاحی ارائه دهد اما متأسفانه به انحراف کشیده شد و در نهایت، نتیجه کتابش حذف امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از مکتب تشیع بود. در همان زمان انتشار کتاب وی با واکنش های شدیدی مواجه شد. برخی او را مرتد خوانده و به شدت مورد حمله و انتقاد قرار دادند و گروهی دیگر نیز بر این اعتقاد بودند که نیت وی خیر بوده اما به دلیل عدم توانایی در پیاده کردن اندیشه هایش، باعث شد که برداشت غلطی از وی شود.
در این میان وهابیون عربستان سعودی فرصت را مغتنم شمرده و با حمایت همه جانبه از وی، برای ایجاد شکاف و اختلاف میان شیعیان و شبه افکنی، تلاش کردند. با پول وهابی های سعودی، کتاب «أحمد الکاتب» که نام اصلی او «عبدالرسول لاری» است، ده ها بار تجدید چاپ و به طور رایگان میان شیعیان توزیع گردید اما به دلیل ضعیف بودن اندیشه و دلایل وی، و نیز رو شدن دست های آلوده وهابیت در حمایت از وی، در مدت زمان بسیار کوتاهی او از یادها فراموش شد و «أحمد الکاتب» و اندیشه هایش به تاریخ پیوست. وی تحصیل کرده حوزه کربلا و سپس قم بوده و در اواخر دهه های 90 قرن گذشته میلادی پناهنده انگلستان شد. او سال هاست که در این کشور اقامت دارد.

* تشکیل گروهکی شبیه به حزب الله لبنانhttp://shia-online.ir/upload/article/23225/23225_41UY2M1W_pic.jpg
سید «محمدعلی الحسینی» یک روحانی نمای لبنانی بوده که چند سال پیش با تأسیس یک گروه مسلح شبیه به حزب الله لبنان، تلاش کرد خود را رقیب حزب الله معرفی کند. در مدت زمان کوتاهی دست او رو شد و حمایت رژیم وهابی عربستان سعودی از وی فاش شد. سعودی ها برای تشکیل گروهک مسلح وی که آن را «مقاومت اسلامی عربی» نامید، میلیون ها دلار هزینه کرده بودند. سال گذشته سازمان اطلاعات ارتش لبنان موفق شد اسناد و مدارکی بدست آورد که ثابت می کرد «محمدعلی الحسینی» و نیروهایش علاوه بر همکاری تنگاتنگ با رژیم عربستان سعودی، برای رژیم صهیونیستی نیز تجسس می کرده است. در پی کشف شدن این اسناد، نیروهای امنیتی لبنان فوری الحسینی را بازداشت کردند. وي بخاطر مواضع تند علیه حزب الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران، به شدت مورد علاقه رسانه‌هاي غربي بود.

دستگاه امنیتی - اطلاعاتی لبنان در حالي اين روحاني نمای شيعه را به جرم جاسوسي براي رژیم صهیونیستی بازداشت کرده که وي طي ماه‌هاي پیش از بازداشت شدنش، خوراک مناسبي را براي القاي فضاي تشتت در جامعه شيعي لبنان براي رسانه‌هاي غربي فراهم کرده بود. وی پیش از بازداشت، چندین سفر پیاپی به عربستان سعودی داشت و در یکی از آن سفرها با «ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود» پادشاه سعودی نیز دیدار و گفت و گو کرد. تنها مدرک تحصيلي اين جاسوس لبناني، تقدیرنامه ‌ای است که نشان می‌دهد وی در سال تحصیلی ۸۱ – ۸۲ از طلبه‌های ممتاز مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی در قم بوده است.

*طرح ترور مراجع نجف توسط "جند السماء"
در سال 2007 میلادی، سازمان اطلاعات و امنیت عراق از کشف یک گروهک مسلح تروریستی بنام "جند السماء" خبر داد. پس از بازداشت نیروهای این گروهک، آنان در اعترافات خود از طراحی برای ترور دسته جمعی مراجع تقلید نجف اشرف خبر دادند. مدتی بعد سازمان امنیت عراق اعلام کرد که "جند السماء" چند ماهی بود که در منطقه ای در نزدیکی نجف اشرف پناهگاهی را برای خود ایجاد کرده و به انجام تمریناتی نظامی برای اجرای طرح خود بودند اما پس از شناسایی شدن، توسط سازمان امنیت عراق مورد حمله قرار گرفتند. رهبر این گروهک «ضیاء الکرعاوی» نام داشت. او در درگیری ها به هلاکت رسیده بود. شبکه خبری BBC نیز کشته شدن وی را تأیید کرد.

پس از بررسی دقیق پرونده "جند السماء" و رهبرش، مشخص شد که «ضیاء الکرعاوی» از اعضای سابق سازمان اطلاعات و امنیت حزب منحله بعث بوده که پس از سقوط رژیم «صدام حسین»، به انتقام گیری از شیعیان پرداخت. هدف اصلی او از انتقام گیری، ترور مراجع تقلید بود. نیروهای وی در اعترافات خود فاش کردند که عربستان سعودی نیز حمایت مالی و تسلیحاتی سنگینی از وی کرد. پس از فاش شدن هویت واقعی الکرعاوی، سابقه او از پرونده های سازمان امنیت بعث بیرون آورده شد. وی عاشق موزیک بوده و چندین پرونده فساد اخلاقی داشت. او پس از آغاز طرح خود برای ترور مراجع، لباس روحانیت بر تن کرد و برای جذب نیرو، خود را نماینده امام زمان (عج) معرفی نمود و موفق شد با پولی که به افراد می پرداخت، تعدادی نیرو جذب کند.

* حمله یاران «محمود الصرخی» به دفاتر آیت الله سیستانی
چندی پیش در رسانه های عربی منتشر شد مبنی بر حمله هماهنگ شده و همزمان به دفاتر و وکلای حضرت آیت الله سیستانی، مرجع عالیقدر جهان تشیع در شهرها و مناطق مختلف عراق. در پی انتشار آن خبرها، حملاتی نیز به طور همزمان به تعدادی از دفاتر فردی به نام سید «محمود الحسنی الصرخی» که خود را از مراجع تقلید شیعیان می داند و چند سال پیش ادعای دیدار با امام زمان (عج) را کرده بود، انجام شد. در این تصویر که مربوط به دوران حکومت حزب بعث بوده، او در حال رقصیدن است. با گذشت چند ساعت، رسانه های نزدیک به سعودی به ویژه شبکه العربیه، با انتشار گسترده این خبر، مدعی آغاز درگیری میان شیعیان عراق شد. این شبکه با انتشار گزارشی خبر از احتمال افزایش درگیری میان شیعیان عراق داد.

گفتنی اس در سال 2005، سید «محمود الحسنی الصرخی» به طور ناگهانی در شهر "حله" عراق نمایان شد و در مدت زمان بسیار کوتاهی تعدادی دفتر در شهرهای مختلف شیعه نشین عراق افتتاح کرد و پس از اعلام مرجعیت، علیه ارتش اشغالگر آمریکا موضع گرفت. نیروهای وی چند روز بعد در شهر کربلای معلا به تعدادی سرباز آمریکایی حمله کرده و سه تن از آنان را به هلاکت رساندند. پس از آن او ادعای دیدار با امام زمان (عج) کرد که با واکنش شدید مراجع و شیعیان عراق مواجه شد. پس از بررسی سابقه وی، مشخص شد که او نیز از نیروهای سابق سازمان امنیت حزب بعث بوده که با اکنون با همکاری با سازمان اطلاعات سعودی، با هدف تخریب مرجعیت شیعه، پا به عرصه گذاشته است. مدتی بعد ارتش آمریکا دستور پیگیرد قانونی وی را صادر کرد، از همین رو او فورا ناپدید شد. رسانه های خبری در همان زمان اعلام کردند که او به لبنان گریخت.

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 2:17 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

شیخ عبدالعزیز بن عبدالله آل

aleshikh.jpg
ale sheikh3آل شیخ.jpg
ale sheikh_2.jpg
شیخ عبدالعزیز بن عبدالله آل شیخ در تاریخ 3/12/1362 ق در شهر مکه به دنیا آمد، در سال 1370 ق و در سن هشت سالگی پدرش را از دست داد، وی برای تحصیل به ریاض منتقل شد تا اینکه در دانشگاه محمد بن سعود شهر ریاض مدرک دکترای خود را گرفت.تا اینکه در سال 1407 به عضویت هیئت علمای کبار وهابی عربستان در آمد. و در سال 1412 و با دستور مستقيم پادشاه اين كشور سمت رياست اداره مطالعات علمي و صدور فتاوا منصوب شده است.
در سال 1417 نیز به مقام نیابت و قائم مقامی مفتی اعظم عربستان در آمد. تا اینکه بالاخره بعد از مرگ شيخ عبد العزيز بن باز مفتی اعظم وقت عربستان صعودی در تاریخ 29/1/1420 به مقام مفتي عام و اعظم وهابیون عربستان سعودي و رئيس هيئة كبار علما عربستان منصوب شد.
آل شیخ در حكومت عربستان از جايگاه وزارت برخوردار است
وی علاوه بر کوری باطن از ناحیه یک چشم نیز کور می باشد.


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 2:16 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

شیخ عادل الکلبانی امام جماعت مسجد الحرام

امام جماعت مسجد الحرام و یکی از مفتیان وهابیت که با دادن فتوای کفر شیعیان جنجالی در جهان به پا کرد و موجبات شهادت صدها شیعه بی گناه را فراهم آورد.

وی در اردیبهشت 1388 ، بحثی را در شبکه بی بی سی شروع و با آن شبکه مصاحبه‌ای کرد و از او سوالاتی را پرسیدند و در ضمن سوالات، چند مسله را مطرح کرد و گفت:
شیعیان، حق ورود در هییت کبار علماء ـ هییت سیاست‌گذاری امور فرهنگی و دینی ـ عربستان سعودی را ندارند. با این که شیعیان در عربستان سعودی، جزء هموطنان ما هستند، ولی منهج و سیاست عربستان سعودی، همان سیاست دوران گذشته و بر اساس عدم مشروعیت آزادی دینی است و به شیعیان اجازه نمی‌دهیم که در عربستان سعودی فعالیت کنند یا در مراکز تصمیم‌گیری فرهنگی و دینی داخل شوند.
خبرنگار از او پرسید:
آیا برنامه‌ای که شما در عربستان سعودی دارید و شیعیان را محدود می‌کنید، مخالف سیاست‌های جهانی و اسلام نیست؟
جواب داد:
هل یسمح الفاتیکان ببناء مسجد على أرضه؟
آیا در واتیکان اجازه می‌دهند که مسلمانان در آنجا مسجد بسازند؟ همان‌طوری که در واتیکان، اجازه مسجد ساختن نمی‌دهند، ما هم در عربستان سعودی، شیعیان را در محذوریت قرار می‌دهیم.
خبرنگار از او پرسید:
برخورد واتیکان نسبت به مسلمانان، برخورد دو دین است، ولی برخورد شما با شیعیان، برخورد یک دین با دو مذهب است.
وی گفت:
مگر واتیکان به مسیحیت پروتستان اجازه می‌دهد که در آنجا کلیسا بسازد؟ نه، ما هم با این که شیعیان، خودشان را مسلمان می‌دانند، اجازه نمی‌دهیم هیچ فعالیتی در عربستان سعودی داشته باشند.
وی صراحتا گفت:
تکفیر عامة الشیعة یمکن أن یکون فیها نظر، أما بخصوص علمایهم فأرى أنهم کفار، بدون تمییز.
ما نسبت به تکفیر عوام‌شان، باید مقداری دقت و بررسی کنیم که ملاک کفر، در عوام شیعه هست یا نه. ولی در خصوص تکفیر علماء شیعه، نظر من این است که تمام علماء شیعه، بدون هیچ فرقی، کافر هستند.
اما صاحب چنین فتوایی کیست؟
از زبان خود او به معرفی اش می پردازیم :
من در دوران جوانی، یک آدم گمراهی بودم و نمی‌فهمیدم که دین و خدا و نماز یعنی چه؟ کارم، در کوچه و بازار گردیدن و سینما رفتن بود. حتی تا سن 27 سالگی برای یک‌ بارهم نماز نخوانده بودم.تا این که روزی در ماشین،رادیو را باز کردم و دیدم که کسی قرآن می‌خواند و بعد متوجه شدم که صدای آقای منشاوی است. آیه‌ای را خواند:
وجاءت سکرة الموت. مقداری تکان خوردم!
بعد ازاین به فکر افتادم که ببینم دین و خدا و نماز، یعنی چه؟ گاهی به مسجد می‌رفتم و یک ‌روز نماز می‌خواندم و یک‌ روز نمی‌خواندم. به مسایل عبادی، توجهی نداشتم:
و کنت متساهلا و کنت أهرب من الصلاة.
از نماز فرار می‌کردم.
تا این که مقداری نوارهای قرآن را گوش کردم و تعدادی از آیات را حفظ کردم و به خاطر این که صدای خوبی داشتم، مرا معین کردند به عنوان امام جماعت در مسجد جامع صلاح الدین در سلیمانیه عربستان سعودی.
در سال 1405 از روی قرآن، برای مردم نماز تراویح می‌خواندم و مردم هم پشت سر من نماز می‌خواندند. ولی با این حال، خیلی زیاد در فاز دین و مذهب نبودم.

این معرفی مجملی بود از زبان خود کلبانی ، شخصی که هم اکنون امام جماعت مسجد الحرام است !
اما چنین شخصی چرا و چگونه به منسب امام الحرمین نایل گردید؟
روزنامه الشرق الاوسط در شماره 11093 به تاریخ شنبه 16 ربیـع الثانـى 1430 هجری برابر با 12 آوریل 2009 طی ترجمه مقاله ای به نقل از روزنامه نیویورک تایمز تحت عنوان :
الشیخ عادل الکلبانی
به معرفی شیخ عادل الکلبانی پرداخته و ماجرای امام جماعت شدن وی را در مسجد الحرام اینگونه بیان میدارد :
شیخ عادل الکلبانی از دو سال پیش در آرزوی در دست گرفتن امامت مسجدالحرام یعنی مقدس‌ترین نقطه کره زمین در نزد مسلمانان به سر می‌برد.
شیخ در میان نمازگزاران به خاطر صدای بم خود هنگام تلاوت قرآن مجید شهرت دارد.
این مرد که فرزند مهاجر فقیری از منطقه خلیج می‌باشد خود را "اوبامای سعودی" می‌نامد.
«هنگامی که شیخ عادل الکلبانی در ماه سپتامبر گذشته به تلفن منزلش پاسخ داد، شخصی به وی گفت: خادم حرمین شریفین، ملک عبد الله بن عبدالعزیز، شما را به عنوان امام جماعت مکه مکرمه برگزیده است. شنیدن این خبر وی را کاملا غافلگیر کرد.
وپس از چند روز شیخ عادل با چهره کاملا آفریقایی و صدای بم خود مشغول تلاوت قرآن مجید از پشت بلندگوهای مسجدالحرام شد که از طریق ایستگاه‌های تلویزیونی در سراسر جهان پخش می‌شود.«
نیویورک تایمز در گزارش خود افزود :
شیخ عادل برای شوخی با اشاره به باراک اوباما رییس‌جمهور آمریکا خود را "اوبامای سعودی" می‌نامد.
این روزنامه در ادامه نوشت:
علی‌رغم وجود شخصیت‌های دینی و روحانیون بارز در کشور سعودی برای تعیین در منصب امام جماعت، اما همگی آنان این اقدام ملک عبدالله و تلاش‌های سعودی در راستای ایجاد فضای بازتر و تسامح هرچه بیشتر را مورد ستایش قرار دادند.
شیخ عادل در این باره می‌گوید:
«ملک عبدالله سعی دارد به ما بگوید که می‌خواهد پادشاه همه سعودی‌ها به عنوان یک امت یکپارچه باشد، و هیچ جایی برای نژادپرستی و تفرقه در این کشور وجود ندارد.» شیخ عادل (49 ساله) که به مدت 20 سال امامت جماعت یکی از مساجد ریاض را برعهده داشت، خاطر نشان کرد:
«فرصت برای همه، بدون در نظر گرفتن رنگ و نژاد، جهت رسیدن به مناصب برجسته فراهم است.«
شیخ عادل الکلبانی با صدای بم خود از مهارت ویژه‌ای در تلاوت قرآن مجید برخوردار است، و به همین دلیل به عنوان امام جماعت مسجدالحرام برگزیده شد، و در کنار وی هشت امام جماعت دیگر در ماه مبارک رمضان خدمت خواهند کرد.
شیخ عادل در حالی که به صندلی خود در اتاق‌نشیمن تکیه داده است به خبرنگار نیویورک تایمز می‌گوید:
«تاریخ اسلام آکنده از صفحات درخشانی است که نشان می‌دهد سیاه‌پوستان بسیاری با علم خود به این دین افزوده‌اند، ما مانند جهان غرب نیستیم.«
در بخش دیگری از گزارش نیویورک تایمز درباره امام جماعت جدید مسجدالحرام آمده است:
پوست سیاه شیخ عادل تنها مانع اجتماعی وی نبوده است، از سوی دیگر پدر وی که در دهه پنجاه از راس‌الخیمه که هم اکنون یکی از امارات متحده عربی است به کشور سعودی مهاجرت کرد و به عنوان یک کارمند ساده دولتی کم درآمد مشغول به کار شد، شیخ عادل نیز پس از گذراندن مرحله دبیرستان به استخدام هواپیمایی پادشاهی سعودی در آمد و همزمان با آن تحصیلات شبانه را در دانشگاه ملک سعود آغاز کرد، ولی سپس به تحصیل علوم شرعی، حفظ قرآن مجید و علوم فقه اسلامی روی آورد.

وی در سال 1984 امتحانات گزینش ایمه جماعت را با موفقیت پشت سر گذاشت و برای مدت کوتاهی امام جماعت مسجد فرودگاه ریاض شد و پس از چهار سال امامت جماعت در مسجد ملک خالد را برعهده گرفت.
شیخ عادل -همچون اغلب ایمه جماعت- روزانه پنج بار امامت نمازگزاران می‌ایستد، و پس از نماز با عبور از پارکینگ به منزل خود می‌رود تا در کنار دو همسر و 12 فرزند خود باشد و در نماز روز جمعه خطبه نماز را قرایت می‌کند.
وی پیش‌بینی می‌کند که زندگی‌اش تا آخر عمر بر این منوال ادامه یابد. او در آغاز ماه سپتامبر گذشته پس از جواب دادن به تلفن خانه خود، مطلع شد که بنا به فرمان ملک عبدالله، امام جماعت مسجدالحرام شده است.
به نوشته نیویورک تایمز: شیخ عادل الکلبانی پس از دو روز به ملاقات خادم حرمین شریفتن شتافت و شاهزاده خالد الفصیل به پیشواز وی آمد، هنگامی که می‌خواست خود را به او معرفی کند، شاهزاده با لبخند حرف او را قطع کرد و گفت: «شما مشهور هستید.«
پس از آن شیخ عادل به ملک عبدالله معرفی شد و در مکانی که پادشاه و جمعی از وزرا نشسته بودند جای گرفت. وی به منظور احترام و قدردانی به ملک عبدالله بر بینی وی بوسه زد.!!!
زندگانی عادل کلبانی در وب سایت رسمی او نیز موید گزارش نیویورک تامیز می باشد که وی ابتدا کارگر خطوط هوایی ریاض بوده و طی اتفاقی کار خویش را رها کرده و علاقمند به دین و قرآن شده و در طی یکسال قرآن را حفظ میکند یعنی در سال 1406 هجری .
وی در وبسایت خود از یادگیری قرایت های مختلف قرآن کریم نزد اساتید مختلف ، یادگیری تجوید نزد الشیخ أحمد المعصراوی و یادگیری فرایض نزد شیخ بیضاوی از مهمترین تخصص های خود یاد میکند .
البته اشاره ای نیز به خواندن صحاح سته و عقاید ابن تیمیه نزد بن جبرین و حسن غانم نیز دارد .
چنین فردی به دلیل صدای زیبا امام جماعت مسجد الحرام میشود.
و پس از چندی شروع به دادن فتوا میکند.
تمام علماء شیعه، بدون هیچ فرقی، کافر هستند.
علمایی از کبار آنان اند :
علامه مجلسی ، یعقوب کلینی ، شیخ مفید ، شیخ مرتضی انصاری ، سید رضی ، علامه حلی ، علامه بحر العلوم
حال قضاوت با خودتان....


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 4 تیر 1394  ] [ 2:16 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

عدنان العرعور+ تصاویر

عدنان بن محمد عرعور متولد 1948 در حماة سوریه که نسب خانوادگی او را به شمال جزیرة العرب از قبیله‌ای به نام عنزه می‌دانند. وی در عربستان آموزش دید و استادانی چند داشته که مشهورترین آنان بن باز مفتی مشهور و معلوم الحال وهابی بوده است.

وی با انتقاد از تشیع بر اساس مبانی جریان سلفی تکفیری عربستان برای خود توانستی شهرتی نسبی کسب کند و در اولین دوره بحث‌های خود جایزه بین المللی نایف بن عبدالعزیز را هم به دست آورد. بسیاری از ناظران او را شیخی تکفیری می‌دانند که مدعی حمایت از اسلام است اما مواضع او در تکفیر مردم عراق بخصوص در سخنرانی‌هایش را در تضاد با اسلام حقیقی است.

نکته جالب اینجاست که عرعور مشرب فقهی خاصی ندارد و فتاوایش به تصریح مریدان و شاگردان و وبگاه شخصی‌اش باری به هرجهت و به قولی بی مبناست. کتاب‌هایی نیز از او منتشرشده که در موضوعات فقهی (احکام قنوت، وصیت شرعی و...)، حدیثی و مسائل روز بوده است و کتبی نیز ظاهرا در دست انتشار دارد. وی حضوری نسبتا فعال در شبکه های مختلف تلویزیونی و ماهواره ای صفا، وصال، بیان، سوریا الشعب و شدا که از لندن پخش می‌شود، دارد.

در سال 2011 زمانی که وی با سخنرانی‌های خود به مخالفت شدید با نظام سوریه پرداخت و سران آن را تکفیر کرد، شبکه خبری الدنیا سوریه اسنادی از سابقه او در ارتش سوریه به معرض نمایش گذاشت که او را برای همیشه رسوا ساخت.

شبکه الدنیا در این مستند که اکنون دیگر روی شبکه یوتیوب در دسترس قرار ندارد، اعلام کرد که اسناد نمایش داده شده ثابت کرده است که وی به هنگام گذراندن دوران خدمت سربازی خود در ارتش سوریه با برخی از هم‌دوره‌ای‌های خود رابطه شنیع و نامشروع داشته و به همین دلیل به‌شدت توبیخ و در دادگاه نظامی سوریه محکوم شده است.

در بهمن سال 90 روزنامه 'الوطن' چاپ دمشق نوشت عرعور كه در چند جنایت دست داشت و به عربستان پناهنده شد زیر نظر عده ای به شیخ تبدیل شده به صدور فتوا ضد نظام سوریه پرداخته است. "محمد احمد مصطفی الدابی" رئیس هیات ناظران اتحادیه عرب گفت: تصمیم توقف مأموریت هیات به خاطر فتوای "عدنان عرعور" درباره مهدورالدم بودن خون اعضای هیئت اتخاذ شد.

الدابی خاطر نشان كرد فتوای مزبور تهدیدی برای امنیت و سلامت ناظران است و همزمان اقدام های خشونت آمیز را نیز افزایش یافت.
وی افزود این عوامل فضای منفی روانی برای ناظران ایجاد كرد البته اگر تغییری در وضعیت ایجاد شود شورای اتحادیه عرب در نشست آتی خود هیات را باردیگرمامور از سرگیری ماموریت خود در سوریه می كند و ناظران نیز آماده استقرار درمناطق متشنج و معترض هستند.

با این حال، پایگاه خبری دام پرس در مطلبی نوشت که تردیدی نیست که شیخ عدنان عرعور در نوع خود پدیده‌ای است که بر خلاف اختلافات درباره حقیقت تاثیرگذاری او و اینکه نماینده چه کسی [از مردم و جریان‌های سیاسی سوریه] است توانست به بخشی از آنچه انقلاب سوریه نامیده می‌شود، رنگ و بویی خاص بدهد و به آن مشخصه شخصی خود را ببخشد تا جایی که خیلی از اسامی و اصطلاحاتی که از اسم او مشتق شده است، وارد زبان هواداران و مخالفان نظام سوریه و وارد جملات مدح و ذم آنان شد.

فتاوای شیخ دلقک برای براندازی نظام سوریه

آراء و نظرها درباره تاثیر شیخ عرعور هر چه که باشد، معروف است که «الله اکبر» گفتن برای براندازی نظام، از ساخته‌های اوست. به طوری که از هواداران خود خواست تا نیمه‌شب هر شب الله اکبر بگویند و به مدت 40 شب مداومت کنند تا نظام سوریه سقوط کند. مخالفان به این نسخه عمل کردند و 40 شب را هم اجرا کردند ولی نظام سقوط نکرد تا اینکه این نسخه یکی از ویژگی‌های مخالفان سوریه شد و فرق نمی‌کرد که گرایش‌ آنان به سوی لیبرال‌هاست یا دین‌گراها یا لائیک‌ها.

پس از نسخه الله اکبر،‌ شیخ عرعور نسخه «قابلمه‌کوبی» تجویز کرد و از هواداران خود خواست تا در اوایل بحران در سوریه، در بالکن‌های منازل خود یا در خیابان‌ها بر پشت قابلمه‌ها بکوبند و بیشترین سر و صدا را تولید کنند و به آنان وعده کرد که این سر و صدا در سرنگونی نظام سوریه تأثیر خواهد داشت.

برخی هواداران نظام سوریه میزان تاثیر این شیخ سنی سلفی افراطی را اندک و او را دلقک می‌دانند. "حتی رفیق لطف روزنامه‌نگار معروف در یکی از برنامه‌های «ناگفته‌های باباعمرو» اعلام کرد که مخالفان نظام شیخ عرعور را مسخره می‌کنند و احترامی برای او قائل نیستند اما این امر را آشکارا نمی‌گویند"، هرچند که باید گفت که برخی از مخالفان، شیخ عرعور را مورد احترام خود می‌دانند.

عرعور؛ مفتی بزرگ!

جالب اینجاست که در میان تمام فتاوای مورد تمسخر وی که گاه باعث شده سخنرانی‌های او را لابلای کلیپ‌های تام و جری بگنجاندند به شکلی که فتاوای او باعث خنده تام هم می شود.

اما با این حال وی در یکی از برنامه‌های تلویزیونی در فتوایی محکم و قاطع و مخالف با بسیاری از اهل سنت تأکید می‌کند من معتقدم الآن (امام) مهدی(علیه‌السلام) موجود و زنده است. گویا به نحوی قصد دارد این موضوع نیز در میان دیگر مطالبش به سخره گرفته شود.

و در برنامه‌ای دیگر می‌گوید پیوند و اتفاق شیعه سنی در موضوع مهدی علیه السلام تنها در نام وی است که "مهدی" است نه بیشتر در همین برنامه برای تمسخر روایتی درباره امام زمان علیه‌السلام هم جد و مادر امام حسین علیه‌السلام (حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها) را ایرانی و نعوذ بالله کافر می‌داند هم جد پدری ایشان (رسول خدا صلی الله علیه و آله).

عرعور مغضوب و مورد اعتراض علمای اسلام

غیر از فتاوای وحشیانه عرعور درباره شیعه کشی و توهین او به رسول خدا صلی الله علیه و آله دیگر مطالب او نیز در حوزه‌های اخلاق، تربیت، تاریخ، فقه و... مورد اعتراض علمای جهان اسلام قرار گرفته که از آن جمله می‌توان به این افراد اشاره کرد:
- شیخ محمدبن صالح العثیمین
- شیخ صالح بن فوزان الفوزان
- شیخ احمد بن یحیی نجمی
- شیخ عبدالله بن صالح الغدیان
- شیخ عبدالله بن عبدالرحمن البسام
- شیخ عبید بن عبدالله الجابری
- شیخ زید بن هادی المدخلی
- ....


ادامه مطلب