آغاز خشونت‌ها به نام دین در مصر

ظهور گروه‌های سلفی در مصر که گاهی گروه‌های «رفض» اسلامی[29] خوانده می‌شوند، مربوط به اواخر دهه بیست تا دهه هشتاد میلادی است. اهداف عمده این گروه‌ها را، که بعدها در دیگر کشورهای عربی و نیز مناطقی مثل پاکستان و افغانستان هوادارانی پیدا کردند، باید در این موارد خلاصه کرد: اصلاح جوامع مسلمان، احیای عظمت مسلمین، اتحاد سرزمین‌های عربی و بازگشت به خلافت عثمانی از طریق تمسک به قدرت و در مواردی به خشونت.[30] اولین گروهی که از اخوان المسلمین جدا شد و رویه خشونت‌آمیز اختیار کرد، سازمان «شباب محمد» بود. این سازمان که به صورت مستقل از نیمه دوم دهه چهل وارد عمل شده بود، نقراشی پاشا را ترور کرد. سپس در همان دهه، گروه‌های دیگری ظهور کردند که همگی متکی بر حربه «تکفیر و جهاد» و پیرو اندیشه‌های اخوان المسلمین بودند. در 1958 نبیل بُرعی از اعضای اخوان، گروه «شباب مسلم» را تشکیل داد. در 1973 «تنظیم الجهاد» را علوی مصطفی و «تنظیم الفنیه العسکریه» را صالح سَرِیه بنا نهادند. یحیی هاشم نیز در 1975 سازمانی تأسیس کرد که معتقد به جهاد مسلحانه علیه حکومت بود. سپس «تنظیم التکفیر و الهجره» به رهبری شکری احمد مصطفی در 1977 و «جماعه الجهاد الاسلامی» به دست محمد عبدالسلام فرج در 1979 ایجاد شد.[31]

پیدایش حرکت‌های اسلامی معاصر با شعار «لاحاکمیه الالله» در مصر آغاز شد. این شعار که در اندیشه اخوان المسلمین و دیگر گروه‌های دینی، شکل یک اصل اعتقادی استوار به خود گرفته بود، موجب بروز خشونت‌ها و تندروی‌هایی شد. نتیجه عملی این شعار آن بود که جماعت‌های دینی، زبان به تکفیر اعضای جامعه گشودند و معتقد شدند با دست یافتن به قدرت در جامعه می‌توانند حاکمیت خداوند را مستقر کنند. گروه صالح سریه از نخستین جماعت‌هایی بود که این اندیشه را پی گرفت. پس از آن، شکری مصطفی در کنار اندیشه حاکمیت، به طرح ایده جدید «هجرت»[32] پرداخت. هجرت از «دار الحرب» «دار الکفر» به «دار الاسلام»، با هدف کسب آمادگی برای جهاد و دستیابی به قدرت مطرح شد. جماعت اسلامی جهاد نیز از گروه‌هایی بود که در امتداد اندیشه‌های صالح سریه حرکت می‌کرد و جهاد علیه حکومت کافر را هدف اصلی این سازمان می‌دانست.[33]

شناخت ولو کوتاهی از هر یک از این رهبران می‌تواند ما را به اندیشه‌های سلفیان جدید نزدیک‌تر کند. صالح سریه در شهر حیفا، از نواحی فلسطین به دنیا آمد و در 1971 در قاهره در رشته روان‌شناسی تربیتی دکتری گرفت. وی مدتی را به دلیل همکاری با حزب التحریر الاسلامی در زندان بود. در 1973 تنظیم الفنیه العسکریه را تأسیس کرد و در 1975 به اتهام اقدام علیه نظام حکومتی مصر، اعدام شد.[34] شکری مصطفی در یکی از دورافتاده‌ترین نواحی کوهستانی حوالی اسیوط، در منطقه‌ای که محل امنی برای قاچاقچیان اسلحه و مواد مخدر محسوب می‌شد، متولد و در همان‌جا دوران کودکی و جوانی خود را گذراند. او تحصیلاتش را در رشته کشاورزی ادامه داد و در همین دوران بود که به علت انتشار اعلامیه‌های اخوان المسلمین به زندان افتاد و در 1977 در زندان اقدام به تشکیل گروه کرد. وی در 1978 به اعدام محکوم شد.[35] محمد عبدالسلام فرج در بُحَیره، حوالی قاهره، متولد و بزرگ شد. او از دانشکده مهندسی برق قاهره فارغ‌التحصیل شد و به گروه‌های سرّی اسلامی پیوست. او با تعدادی از دوستانش در 1979 گروه جهاد اسلامی را بنیان نهاد. محمد سالم الرِّحال اردنی، دانشجوی الازهر، کمال سعید حبیب، فارغ‌التحصیل دانشکده اقتصاد، محمد راشد، دانشجوی دانشکده کشاورزی قاهره، نعیم عبدالفتاح، تاجر شهر بولاق، از افرادی بودند که در شکل‌گیری سازمان جهاد اسلامی نقش داشتند. این گروه معتقد بود همه حاکمان جوامع اسلامی کافرند و باید آنها را کشت. آنها پس از ترور انور سادات در 6/10/1981 حدود 9 اقدام خشونت‌بار دیگر، با استفاده از سلاح گرم در قاهره و برخی نواحی آن صورت دادند.[36]

از کاوش در احوال رهبران و اعضای این گروه‌ها و توجه به شرایط نابسامان مصر نکات مهمی می‌توان نتیجه گرفت که در پدید آمدن خشونت‌هایی به نام دین مؤثر بوده است. اول این که محل زندگی این افراد، اغلب روستاهای کوچک و حومه شهرهای بزرگی چون قاهره است. این مناطق به علت فقر و کمبود امکانات زندگی و دوری از مراکز خدماتی، مراکز حاشیه‌ای محسوب می‌شود که محدودیت‌های زیادی را در مسائل تربیتی، فرهنگی و اقتصادی به خود دیده است. دوم غالب رهبران و اعضای اصلی جنبش‌های سلفی را دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته‌های فنی مهندسی و رشته‌های غیر علوم اسلامی تشکیل می‌دادند، نه دانشجویان علوم اسلامی. این وضع در گروه‌های سلفی بعدی و رهبران آن مثل القاعده، بن لادن و ایمن الظواهری نیز دیده می‌شود. بنابراین می‌توان گفت شناخت آنان از اسلام در واقع بیشتر مکانیکی و ظاهری بوده و تمسک آنان به پاره‌ای از آموزه‌های دینی با هدف احراز هویت و به دست آوردن قدرت سیاسی همراه بوده است. نکته سوم، اهمیت نقش‌ زندان‌ها در گسترش جنبش‌های تکفیری و گسترش خشونت‌ها را نباید نادیده گرفت. ترورهای انجام شده توسط بخش زیرزمینی اخوان‌المسلمین، بازداشت‌های گسترده دوران ناصری[37] و اوج‌گرفتن خشونت‌های سیاسی و اجتماعی در گروه‌های اسلامی پس از دهه هفتاد،[38] هریک به تنهایی کافی بود تا چندین هزار نفر از متهمان سیاسی را روانه زندان‌ها کند. در حقیقت زندان، محل مناسبی برای آشنایی و تبادل نظر رهبران و گروه‌ها با یکدیگر و مکانی برای تشکیل گروه‌های سرسخت‌تر، به‌منظور غلبه بر نظام حاکم محسوب می‌شد.

تصمیمات و برنامه‌های سیاسی اقتصادی دولت در دهه هفتاد نیز نقش بسیار قابل‌توجهی در دامن زدن به نارضایتی‌ها و ایجاد خشونت دینی داشت. علاوه بر پیامدهای جنگ 1967، سیاست درهای باز اقتصادی در 1974 و صلح با اسرائیل در 1979 از جمله این تصمیم‌هاست. شرایط نامطلوب اقتصادی حاصل از سیاست‌ درهای باز، با شکست مصر در جنگ وخامت بیشتری پیدا کرد. سرانجام پس از صلح مصر با اسرائیل، مبارزه سازمان‌یافته با نظام، از جانب گروه‌های اسلام‌گرای سلفی، شکل یک تکلیف واجب دینی به خود گرفت.[39]


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:42 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

سلفیان تکفیری چه کسانی هستند و چه عقائدی دارند؟

سلفیه، در تاریخ فرهنگ اسلامی لقبی معروف برای کسانی است که عقایدشان را به احمد‌بن حنبل (241 هـ) منسوب می‌کرده‌اند.[1] روزگار احمدبن حنبل مصادف بود با شکل‌گیری عصر اول عباسیان (132-232 هـ)، پیدایش حرکت‌های دینی و سیاسی،[2] بالندگی برخی از علوم اسلامی [3] و نهضت علمی ترجمه،[4] اندیشه‌های سلفیه در قرن هفتم، با طرح مسائل کلامی بی‌سابقه از سوی ابن‌تیمیه[5](661-728هـ) و شاگردش ابن‌قیم جوزی(691-751هـ)، و در قرن دوازدهم از سوی محمد بن‌عبدالوهاب (1111-1206هـ) احیا گردید.[6]

در قرن هفتم که دولت ممالیک بر سر کار آمد و قاهره را پایتخت خود قرار داد،[7] تعالیم مذاهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی مورد توجه بود و تصوف و طریقت‌های صوفیانه روی در گسترش داشت.[8]به‌علاوه، حملات مغولان و سقوط بغداد، سبب شده بود تا مرکز اندیشه اسلامی از آن پس به دمشق و قاهره منتقل شود. [9] از میان بحث‌انگیزترین مباحث این دوره که ابن‌تیمیه به تردید و مجادله در آنها برخاست باید به تردید در اهمیت و احترام بیت‌المقدس نزد مسلمانان، شناخت خدا از طریق عرفان و تجربه شخصی و نیز به انتساب مغولان به اسلام و حرمت جهاد با آنان، اشاره کرد.[10] عقاید وهابیت که در قرن دوازدهم در خارج از قلمرو امپراتوری عثمانی و طی توافقی بین محمدبن‌سعود و محمدبن‌عبدالوهاب ظهور کرد، مطابق مذهب حنبلی و افکار ابن‌تیمیه بود. شناخت خداوند بدون تخطی از حدود قرآن و حدیث، رؤیت خداوند در بهشت و عدم اعتقاد به عصمت نبی از جمله اعتقادات محمد‌بن عبدالوهاب بود[11] تأثیر محمدبن‌عبدالوهاب در گسترش اندیشه‌های سلفیه به نحوی بود که پیروان وی به پیروی از ابن‌تیمیه، خود را سلفیه نامیدند.[12]

بدین ترتیب باید پیروان سلفیه، از احمدبن‌حنبل تا محمدبن‌عبدالوهاب را مربوط به دوران سلفیان قدیم دانست و تجزیه امپراتوری عثمانی را آغازی برای پیدایش زمینه‌های شکل‌گیری سلفیان جدید. مهم‌ترین مبانی کلامی سلفیه را می‌توان در تبعیت از فهم و روش صحابه تابعان و محدثان قرن دوم و سوم، مخالفت با تأویل‌های کلامی - فلسفی در باب آیات قرآن و روایات، ایمان تام به ظواهر نصوص - هرچند معنای آنها فهمیده نشود - تقدیم نقل بر عقل و توسعه مفهوم شرک و کفر خلاصه کرد. مهم‌ترین جنبه اجتماعی این گروه نوعی جزم‌گرایی فرقه‌ای است، به نحوی که فقط پیروان خود را فرقه ناجیه[13] و قوم بر حق می‌دانند و دیگر گروه‌های مسلمان را باطل، گمراه و گاهی کافر و مشرک.

سلفیان قدیم و جدید در بسیاری از مواضع نظری مشترکند، اما مهم‌ترین وجه تمایز سلفیان جدید کاربرد خشونت و اعتقاد راسخ به اندیشه «تکفیر» است. این مقاله با دیدگاهی تحلیلی - تاریخی به‌طور خلاصه به وقایع سیاسی، فرهنگی مصر پس از عثمانیان یعنی از زمان محمدعلی تا دهه هشتاد و سپس با تکیه بر منابع دست اول گروه‌های جهادی، به تبیین اندیشه‌های سلفیان جدید می‌پردازد. مقاله حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که چرا گروه‌هایی از مسلمانان انقلابی به «سلفیان تکفیری» نامور شده‌اند.


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:41 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

سرمايه گذاري 600 ميليون دلاري سعودي‌های وهابی براي دامن زدن به اختلاف ميان اهل تسنن و شيعيان

به گزارش فارس ، پايگاه خبري "نهرين نت" از سرمايه‌گذاري جديد دولت سعودي بر روي ايجاد فتنه خطرناك طايفه‌اي و دامن زدن به اختلافات اهل تسنن و تشيع خبر داد.
بر اساس اين گزارش، شاهزاده "مقرن بن عبدالعزيز " رئيس سرويس‌هاي اطلاعاتي عربستان دستور اجراي طرح تبليغاتي جديد و فعاليت شبكه‌هاي ماهواره‌اي براي ايجاد فتنه‌هاي طايفه‌اي در جهان عربي و اسلامي را صادر كرده است.
منابع آگاه معارض دولت سعودي كه اقدامات سرويس‌هاي اطلاعاتي سعودي را زير نظر دارند، اعلام مي‌كنند كه اين سرويس‌ها به تحريك آمريكا، انگليس و با مشاركت رژيم صهيونيستي مبلغ 600 ميلون دلار را براي اجراي طرح تكميلي ايجاد فتنه‌هاي طايفه‌اي در جهان اسلام تخصيص داده‌اند.
منابع آگاه معارض سعودي در واشنگتن نيز تصريح كرده‌اند كه دولت سعودي بودجه هنگفت 600 ميليون دلاري را براي اين اقدام تخصيص داده است و انتظار مي‌رود كه اين مبلغ به يك ميليارد دلار برسد تا اختلافات و فتنه‌هاي متعددي ميان شعيان و سني‌ها و ميان اهل تسنن و فرقه‌هاي صوفي ايجاد شود.
به گفته اين منابع ، ملك "عبدالله بن عبدالعزيز " پادشاه عربستان اين وظيفه را به سرويس اطلاعاتي سعودي سپرده است؛ بويژه اينكه طبق دستورات ملك عبدالله كه 8 ماه پيش صادر شده است، تمام رسانه‌هاي حامي دولت سعودي در داخل و خارج بطور مستقيم با سرويس اطلاعاتي عربستان مرتبط شده‌اند كه شبكه العربية و دو روزنامه فرامنطقه‌اي "الشرق الاوسط " و "الحياه " چاپ لندن، شبكه‌هاي ماهواره‌اي "الشرقيه " عراق و "اللبنانيه " وابسته به گروه 14 مارس از جمله اين رسانه‌ها هستند.

بر اساس اين گزارش، فتنه مذكور به كشورهاي عربي منحصر نخواهد شد و دامن‌گير دولت‌هاي اسلامي غيرعربي متعددي خواهد شد.
اين منابع انگيزه‌هاي دولت سعودي براي اجراي چنين طرحي با اين ميزان هزينه را اين‌گونه بيان مي‌كنند:
دولت سعودي احساس مي‌كند كه ديگر مانند گذشته از احترام كافي بعنوان نماينده جهان اسلام كه حرمين شريفين را در اختيار دارد، برخوردار نيست كه همين امر نگراني سعودي‌ها را برانگيخته است زيرا اين ديدگاه بوجود آمده است كه دولت عربستان كه بخشي از نظام رسمي عربي است با اسرائيل همسو است هرچند كه تاكنون مانند اردن و مصر روابط مستقيمي با اسرائيل برقرار نكرده است. ضمن اينكه رسوايي عربستان در تاييد تجاور رژيم صهيونيستي به غزه، صدها ميليون نفر از اهل تسنن را در جهان اسلام متقاعد كرد كه عربستان با آمريكا بر سر حمايت از عمليات‌هاي گسترده ارتش رژيم صهيونيستي عليه مقاومت در لبنان و غزه توافق كرده است و با آنها همدست شده ‌است.
بر اساس اين گزارش، پس از حمله رژيم صهيونيستي به غزه و تداوم محاصره تحميلي اين منطقه شاهزاده "تركي بن عبدالعزيز " يكي از افراد برجسته دولت سعودي با "ايالون " معاون وزير خارجه رژيم صهيونيستي در فوريه گذشته در حاشيه يك كنفرانس جهاني دست داد كه اين امر ترديدها درباره همكاري سعودي‌ها و اسرائيلي‌ها را از بين برد.
اين منابع افزودند: تداوم چنين اقداماتي، موجب تقويت اين ديدگاه در جهان اسلام شد كه عربستان با اسرائيل همكاري مي‌كند، از سوي ديگر در سايه تجاوزات پياپي رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين، جايگاه ايران، تركيه، حزب‌الله و دو جنبش حماس و جهاد اسلامي در جهان اسلامي تقويت شد و همين امر نقش زيادي در روي آوردن سعودي‌ها به طرح ايجاد فتنه در جهان اسلام داشته است تا از اين راه به ايران، حزب‌الله و حتي حماس ضربه وارد كند.
به گفته اين منابع استفاده رژيم سعودي از راهكار ايجاد فتنه طايفه‌اي و اقدام عليه شيعيان امر جديدي نيست بلكه از زمان سقوط رژيم صدام سرويس‌هاي اطلاعاتي عربستان تمام تلاش خود را براي ايجاد تفرقه ميان سني‌ها و شيعه‌ها مبذول داشت در همين راستا نيز از شبكه "المستقلة " كه صاحب امتياز آن يك روزنامه‌نگار تونسي هاشمي نزديك به حكومت "زين‌العابدين بن علي " استفاده كرد. اين شبكه كه از مشكلات و بحران‌هاي مالي رنج مي‌برد، با حمايت سعودي‌ها جان تازه‌اي گرفت.
سعودي ها همچنين از 14 شبكه‌ ماهواره‌اي سني عراق نيز حمايت مالي كردند و حمايت از ايجاد دو شبكه جديد ماهواره‌اي به نام‌هاي "صفا " و "وصال " از جمله اقدامات سعودي‌ها بوده است تا اين دوشبكه نيز هر روز و به طور اختصاصي به مذهب شيعه حمله كنند و شخصيت‌هاي مختلف اهل بيت عليهم السلام را مورد توهين قرار دهند. و حتي چه بسا كه فعاليت‌هاي اين دو شبكه ضد شيعي موجب شد كه "ياسر الحبيب " يكي از شيوخ كويتي به خود اجازه دهد كه به يكي از همسران پيامبر (ص) توهين كند.
اين منابع تاكيد كردند: بنا به اطلاعاتي كه منابع آگاه در لندن و رياض ارائه كرده‌اند،سرويس اطلاعاتي عربستان به رياست شاهزاده مقرن بن عبدالعزيز به صراحت از شبكه‌هاي ماهواره‌اي و رسانه‌هاي تحت نفوذ خود خواسته تا اقدامات خود عليه شيعيان را تشديد كنند و مانند دو شبكه "وصال " و "صفا " عمل كنند.
بر اساس اين گزارش، اين شبكه‌ها به چندين زبان از جمله فارسي، اردو، پشتو، تركي و انگليسي فعاليت خواهند كرد. در همين راستا سفارت عربستان در لندن 3 ماه پيش از تعدادي از شخصيت‌هاي ايراني اهل تسنن معارض و مخالف جمهوري اسلامي ايران استقبال كرد و چندين ديدار مستمر با آنها ترتيب داد و به صراحت به آنها اعلام كرد كه بودجه مناسبي براي ايجاد شبكه‌هاي ماهواره‌اي جديد براي آغاز جنگ [رواني] عليه مذهب شيعه و ايجاد اختلاف ميان اهل تسنن و تشيع در نظر گرفته شده است.
منابع آگاه سعودي انتظار دارند كه 5 شبكه ماهواره‌اي به طور اختصاصي روي ايران تمركز كنند و با زبانهاي فارسي و كردي ايران را تخريب كنند و قرار است "ابومنتصر البلوچي " مزدور معروف رياست يكي از اين شبكه‌ها را برعهده بگيرد.
اين منابع تاكيد كردند كه اين اقدام دولت سعودي بطور كاملا هماهنگ با سرويس‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي انگليس، آمريكا و اسرائيل صورت ‌مي‌گيرد و اسرائيلي‌ها از سال 2005 ميلادي از طريق اردني‌ها طرح‌هاي دقيقي و مطالعه‌ شده‌اي را در اين‌ راستا به عربستان سعودي پيشنهاد داده‌ و اعلام كرده‌اند كه مهمترين نتيجه اجراي چنين طرحي عليه شيعيان و ايران، ايجاد فتنه طائفه‌اي و مذهبي در جهان عرب و بطور مشخص در لبنان، كشورهاي حاشيه خليج فارس از جمله كويت است. به عقيده صهيونيست‌ها مهمترين دستاورد اجراي چنين طرحي بازگردان جايگاه معنوي سعودي‌ها در جهان اسلام و ميان اهل تسنن است تا عربستان تنها بعنوان دولتي كه از وهابي‌ها حمايت مي‌كند معرفي نشود بلكه تاكيد شود كه وي حامي اهل تسنن است. ديگر دستاورد اين اقدام تحريك ملت‌هاي اسلامي و اقدام مختلف كرد و بلوچ عليه ايران است.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:39 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

وهابیت و تفرقه میان مذاهب و دیگر ادیان(1)

وهابیان سلفی به تمام معنا مخالف با ادیان و مذاهب دیگر اسلامی هستند و هر گونه تقریب با آنان را نفی میکنند.
دکتر احمدابن عبد الرحمن بن عثمان قاضی سلفی وهابی ، کتابی تحت عنوان «دعوه التقریب بین الادیان » تالیف کرده و درآن شدیدا به مساله تقریب بین ادیان آسمانی حمله کرده است.
او 10 دلیل شرعی برل بطلان دعوت تقریب بین ادیان اقامه میکند که فهرست آن عبارت است از :
1-دعوت تقریب دوری از ملت ابراهیم است
2- دعوت تقریب به دنبال غیر دین اسلام رفتن است
3-دعوت تقریب طعن در رسالت پیامبر اسلام است
4-دعوت به تقریب طعن طعن به قرآن کریم و هیمنه ء آن بر دیگر کتب است
5-دعوت به تقریب متابعت غیر طریق مومنین و مخالفت اجماع مسلمین است
6-دعوت به تقریب دوستی با دشمنان دین است
7-دعوت به تقریب فریب خوردن در برخی از آیات است
8-دعوت به تقریب مساوی دانستن اهل ایمان با مشرکان و بت پرستان است
9- دعوت به تقریب سستی در دین خدا است.
10- دعوت به تقریب تشبیح کردن حق به باطل است. (سلفی گری (وهابیت)و پاسخ به شبهات ص 37 وص 38
؛دعوت التقریب بین الادیان ج 4 ص 1422 و ص1543)
بر بهاری که ملقب به شیخ اهل سنت و جماعت در عصر خود بود می گوید:
فانه من استحل شیئا.........
ترجمه:هرکسی خلاف آنچه در این کتاب است تجویز کند متدین به هیچ دینی نیست، بلکه کل دین را رد کرده به گونه ای که اگر بنده به تمام آنچه خداوند تبارک و تعالی فرموده ایمان آورد ، جز آنکه در حرفی شک کند او تمام آنچه خداوند فرمود رد کرده و کافر شده است.( سلفی گری (وهابیت) و پاسخ به شبهات ص 36 وص37
؛شرح السنه بر بهاری ص 106)
(این مطلب ادامه دارد...)
سید محمد جواد حسینی

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:38 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع شرکت کنندگان درهمایش بزرگداشت ابن میثم بحرانی.

بیانات رهبر انقلاب در دیدار شرکت کنندگان در دومین همایش بزرگداشت ابن میثم بحرانی (25/10/1385)

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار شرکت کنندگان در هم اندیشی علمای اهل تسنن و تشیع و دومین همایش بزرگداشت ابن میثم بحرانی، تصریح کردند: وحدت دنیای اسلام، هدفی اعلی و دست یافتنی است و علما باید در این زمینه به وظیفه سنگین خود عمل کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای هوشیاری علما و ارشاد مردم، گرفتار نشدن در دام وسوسه دشمن و کمک دولتهای اسلامی را زمینه ساز وحدت دنیای اسلام ارزیابی و خاطرنشان کردند: اگر این وحدت تحقق یابد پشتیبان دولتهای اسلامی خواهد بود و این دولتها دیگر مجبور نخواهند شد به دلیل ترس و ضعف خود به دامن انگلیس و امریکا پناه ببرند.
رهبر انقلاب اسلامی وجود اختلاف را در عقاید و فرقه ها امری طبیعی دانستند و افزودند: در دوران معاصر، استعمار از جهالتها، تعصبها و کج فهمی ها برای ایجاد اختلافات حداکثر استفاده را کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، این حرکت استعماری شدت گرفت.
حضرت آیت الله خامنه ای انگلیس را به دلیل سابقه حضور در منطقه در ایجاد اختلاف میان صفوف مسلمانان متبحر توصیف کردند و افزودند: برجستگان مبارزه با استعمار از جمله امام خمینی ، سیدجمال الدین اسدآبادی – شیخ محمد عبده و شرف الدین عاملی بر وحدت امت اسلامی تأکید بسیار و تلاش کردند اختلافات، به حربه ای علیه دنیای اسلام تبدیل نشود.
حضرت آیت الله خامنه ای به تلاش اختلاف افکنان و جبهه استکبار در عراق، افغانستان، پاکستان و لبنان اشاره و تأکید کردند: کسانی که درصدد ایجاد اختلاف هستند نه شیعه هستند و نه سنی.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه خاطر نشان کردند دستگاههای اطلاعاتی امریکا و اسرائیل با ایجاد اختلاف و تحریک عناصر تندرو نقش اساسی در ناامنی عراق برعهده دارند و نا امن ترین مناطق عراق، محلهایی است که نظامیان آمریکایی در آنجا حضور دارند.
ایشان به ترفند دشمنان علیه انقلاب اسلامی ایران اشاره و تصریح کردند: با پیروزی انقلاب در ایران، امریکا برنامه جدیدی طراحی کرد تا انقلاب اسلامی ایران را انقلاب شیعی وانمود کند در حالی که انقلاب ما، انقلاب اسلامی و انقلاب قرآن است که افتخارش برافراشتن پرچم ارزشهای اسلامی توحید و معرفی احکام الهی و ارزش معنوی اسلام است و موفق نیز بوده است.
حضرت آیت الله خامنه ای ریشه دشمنی با انقلاب اسلامی ایران را همین موفقیت ارزیابی کردند و افزودند: اگر انقلاب ایران از دنیای اسلام، فلسطین، افغانستان و لبنان و هر مسلمانی که برای اسلام حرکت می کند حمایت و دفاع نمی کرد، دشمنان هم با ایران کاری نداشتند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: با وجود همه این دشمنی ها، انقلاب اسلامی ایران روح غرور و افتخار به اسلام را در مسلمانها زنده کرد و امروز بیداری و عزت امت اسلامی در مقابل شکست دشمن آشکارتر شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به شخصیت علمی علامه ابن میثم بحرانی، ایشان را فقیه و متکلمی بزرگ برشمردند که شرح او بر نهج البلاغه از بهترین شرح هاست .
در آغاز اين ديدار حجت الاسلام و المسلمين محمدي عراقي رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به هم انديشي علما و فرهيختگان شيعه و سني براي تحكيم وحدت و همبستگي اسلامي اشاره كرد و درباره دومين همایش بزرگداشت علامه ابن ميثم بحرانی در ايران گفت: اين همايش با هدف احياي ميراث و هويت اسلامي برگزار و از ميان مقاله هاي ارسالي، هفتاد مقاله انتخاب و در كميسيونهاي مختلف بررسي می شود.
در اين ديدار چند تن از علماي اهل سنت و شيعه كشورهاي اسلامي درباره همبستگي اسلامي و ضرورت هوشياري علما و روشنفكران جهان اسلام سخناني ايراد كردند.

متن کامل سخنرانی آقا در این دیدار:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

به همه‏ى ميهمانان عزيزمان خوش‏آمد عرض مى‏كنم؛ چه آنهايى كه از خارج كشور آمده‏اند و چه ميهمانان ايرانى‏اى كه از نقاط مختلف در اينجا اجتماع كرده‏اند. اجتماع مباركى است و چشم ما هميشه دنبال همدليهايى است كه از اين اجتماعات بايستى به وجود آيد.

يك جمله درباره‏ى علامه ابن‏ميثم بحرانى عرض بكنيم؛ اين شخصيت بزرگ علمى قرن هفتم؛ هم فقيه است، هم متكلم است و مسلط به مفاهيم عاليه‏اى است كه در نهج‏البلاغه‏ى اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلاةوالسّلام) به صورت متراكم گنجانيده شده است. سالها قبل - در پيش از انقلاب - من نهج‏البلاغه را در بين جوانها و طلاب علوم دينى و دانشگاهيها تدريس مى‏كردم؛ به شروح نهج‏البلاغه مراجعه مى‏كردم. آن وقت به نظرم اينطور مى‏رسيد كه در بين همه‏ى شرحهايى كه بر نهج‏البلاغه نوشته شده است، «شرح ابن‏ميثم» از جهت تبيين مراد اميرالمؤمنين و كلمات آن بزرگوار بهترين است. جا دارد كه اين شخصيت عظيم‏القدر علمى از طرف همه‏ى مسلمانها تجليل شود؛ چون نهج‏البلاغه كتاب همه‏ى مسلمين است؛ لذا شما ملاحظه مى‏كنيد كه از علماى شيعه و سنى در طول قرنهاى متمادى، افراد بزرگ و نامدارى اين كتاب را شرح كرده‏اند - چه از علماى اهل سنت، چه از علماى شيعه - در همين دورانهاى اخير شيخ محمد عبده اين كتاب را شرح كرده و از اين كتاب تجليل كرده است. نهج‏البلاغه متعلق به همه‏ى مسلمين است.

نكته‏ى دوم كه مسئله‏ى «همدلى امت اسلامى در زمان ما»ست، نكته‏ى مهمترى است. ما نه فقط بعد از دوران انقلاب، بلكه از سالها پيش از انقلاب براى اينكه دلهاى شيعه و سنى به هم نزديك شود و اهميت اين وحدت براى همه معلوم شود، تلاش مى‏كرديم. من در بلوچستان - سالهاى قبل از انقلاب هنگامى كه آنجا تبعيد بودم - به مرحوم مولوى شهداد (از علماى معروف بلوچستان بود كه آقايان بلوچ ايشان را مى‏شناسند؛ مرد فاضلى بود. آن زمان ايشان در سراوان بود و ما در ايرانشهر بوديم) پيغام فرستادم كه بياييد فرصتى است بنشينيم و مبانى يك اتحاد عملى، حقيقى و واقعى قلبى بين اهل سنت و شيعه به وجود آوريم. ايشان هم متقابلاً از اين قضيه استقبال كرد؛ منتها بعد به مسائل انقلاب رسيد؛ بعد از انقلاب در اولين كنگره‏ى نماز جمعه‏اى كه ما تشكيل داديم، عده‏اى از علماى اهل سنت حضور داشتند؛ از جمله ايشان هم بود؛ بحثهايى شد و در همين زمينه‏ها صحبت كرديم.

اختلاف بين طرفداران دو عقيده بر اثر تعصبات، يك امرى است كه هست و طبيعى است، و مخصوص شيعه و سنى هم نيست. بين فِرَق شيعه، خودشان؛ بين فِرَق سنى، خودشان؛ در طول زمان از اين اختلافات وجود داشته است. تاريخ را نگاه كنيد، مى‏بينيد هم بين فرق فقهى و اصولى اهل تسنن - مثل اشاعره و معتزله، مثل حنابله و احناف و شافعيه و اينها - هم بين فرق مختلف شيعه، بين خودشان، اختلافاتى وجود داشته است. اين اختلافات وقتى به سطوح پايين - مردم عامى - مى‏رسد، به جاهاى تند و خطرناكى هم مى‏رسد؛ دست به گريبان مى‏شوند. علما مى‏نشينند با هم حرف مى‏زنند و بحث مى‏كنند؛ ليكن وقتى نوبت به كسانى رسيد كه سلاح علمى ندارند، از سلاح احساسات و مشت و سلاح مادى استفاده مى‏كنند كه اين خطرناك است. در دنيا اين هميشه بوده؛ هميشه هم مؤمنين و خيرخواهان سعى مى‏كردند كه مانع بشوند؛ علما و زبدگان، تلاششان اين بوده است كه نگذارند سطوح غيرعلمى كارشان به درگيرى برسد؛ ليكن از يك دوره‏اى به اين طرف، يك عامل ديگرى هم وارد ماجرا شد و آن «استعمار» بود. نمى‏خواهيم بگوييم اختلاف شيعه و سنى هميشه مربوط به استعمار بوده؛ نه، احساساتِ خودشان هم دخيل بوده؛ بعضى از جهالتها، بعضى از تعصبها، بعضى از احساسات، بعضى از كج‏فهميها دخالت داشته؛ ليكن وقتى استعمار وارد شد، از اين سلاح حداكثر استفاده را كرد.

لذا شما مى‏بينيد برجستگان مبارزه‏ى با استعمار و استكبار، روى مسئله‏ى «وحدت امت اسلامى» تكيه‏ى مضاعف كرده‏اند. شما ببينيد سيدجمال‏الدين اسدآبادى (رضوان‏اللَّه‏تعالى‏عليه) معروف به افغانى و شاگرد او شيخ محمد عبده و ديگران و ديگران، و از علماى شيعه مرحوم شرف‏الدين عاملى و بزرگان ديگرى، چه تلاشى كردند براى اينكه در مقابله‏ى با استعمار نگذارند اين وسيله‏ى راحتِ در دست استعمار، به يك حربه‏ى عليه دنياى اسلام تبديل شود. امام بزرگوار ما از اول بر قضيه‏ى وحدت اسلامى اصرار مى‏كرد. استعمار، به اين نقطه چشم دوخت و از آن حداكثر استفاده را كرد.

من مى‏خواهم اين را بگويم: در اين كار، انگليسيها از بقيه‏ى دشمنان استعمارى، متبحرترند؛ در ايران، تركيه و كشورهاى عربى، و در شبه‏قاره‏ى هند، اينها سالها زندگى كرده‏اند، و با رموز كار آشنا هستند كه چگونه مى‏شود سنى را عليه شيعه تحريك كرد و چگونه مى‏شود شيعه را عليه سنى تحريك كرد؛ اينها خوب بلدند. و كرده‏اند. از بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، اين حركت استعمارى شدت گرفت؛ ما اين را شاهد بوديم، از اول انقلاب نشانه‏هايش را مى‏ديديم و هشدار مى‏داديم؛ و اين روزهاى اخير، يا سالهاى اخير به خاطر اينكه جمهورى اسلامى توانست يك هدف بزرگى را به دست آورد و به يك قله‏ى بزرگى برسد و آن قله عبارت بود از «بيدارى دنياى اسلام»، انگيزه و داعى اختلاف‏افكنان و جبهه‏ى استكبار براى ايجاد اختلاف، شديدتر و قويتر شد. لذا همه‏كارى مى‏كنند.

امروز در عراق، مى‏خواهند شيعه و سنى را به جان هم بيندازند؛ در پاكستان، اين كار را مى‏خواهند بكنند؛ در افغانستان اين كار را اگر بتوانند، مى‏كنند؛ در اينجا اگر بتوانند، مى‏كنند. هر جا بتوانند، مى‏كنند؛ ما اطلاع پيدا كرديم حتّى ايادى آنها به لبنان رفتند براى اينكه بتوانند بين شيعه و سنى اختلاف بيندازند؛ مشغول تلاشند.

اين عواملى كه اختلاف‏افكنى مى‏كنند، نه شيعه‏اند، نه سنى؛ نه به شيعه علاقه دارند، نه به تسنن؛ نه مقدسات شيعه را قبول دارند، نه مقدسات سنى را. چند روز پيش از اين، بوش - رئيس‏جمهور امريكا - در سخنرانى‏اش به منفجر كردن حرم عسگريين (عليهماالسّلام) در عراق اشاره كرد؛ كه منفجر كردند و اينها را تندروان سلفى كردند و شيعه را تحريك كردند و موفق شدند. اين كار جلو چشم خود امريكاييها انجام گرفته! حرم عسگريين را در همان شهرى انجام دادند كه مسلط بر امور امنيتى آن شهر و نيروهاى مسلحِ در حال تردد در آن شهر، امريكايى بودند؛ جلو چشم امريكاييها! مگر مى‏شد بدون اطلاع آنها، بدون اجازه‏ى آنها و بدون تدبير آنها اين كار انجام بگيرد؟ خودشان اين كار را كردند.

اسم مى‏آورند از تروريستهاى عراق به عنوان القاعده و سلفى، در حالى كه خودشان تحريك‏كننده هستند. عناصر بعثى قديمى در عراق را خود سرويسهاى امريكايى و اسرائيلى دارند تحريك مى‏كنند براى ايجاد انفجار در هر نقطه‏اى كه بتوانند انجام بدهند. ناامن‏ترين شهرهاى عراق - يعنى همين منطقه‏ى بغداد و بعضى شهرهاى ديگر - همان شهرهايى است كه دستگاه امنيتى امريكا، همه‏ى امور آنجا را به عهده دارد، والّا در بسيارى از مناطق عراق كه امريكاييها آنجا كمتر حضور دارند و نيروهاى عراقى هستند، امنيت بيشتر است؛ ناامنى، مالِ خود اينهاست، اينها انگيزه دارند.

با پيروزى انقلاب در ايران، اينها برنامه‏هاى جديدى طراحى كردند براى اينكه اينطور وانمود كنند كه اين انقلاب، انقلاب شيعه است؛ در حالى كه انقلاب اسلامى، انقلاب اسلام است، انقلاب قرآن است، برافراشتن پرچم اسلام است. انقلاب اسلامى افتخارش اين است كه ارزشهاى اسلامى را، توحيد را، احكام الهى را و ارزش معنويت اسلام را، دارد به دنيا معرفى مى‏كند و موفق شد. على‏رغم همه‏ى دشمنيها ما موفق شديم. انقلاب اسلامى روحِ غرور اسلامى را، روح افتخار و تفاخر به اسلام را در مسلمانها زنده كرد. آنها با اين دشمنند، با اين مخالفند؛ والّا اگر ما انقلابمان يك انقلاب شيعى بود كه از دنياى اسلام جدا مى‏شديم و ما به دنياى اسلام كارى نداشتيم، آنها هم به ما كارى نداشتند، آنها با انقلاب دشمنى نمى‏كردند. آنها ديدند اين انقلاب، انقلاب اسلامى است.

جدى‏ترين دفاع را از فلسطين، انقلاب اسلامى كرد. هيچ‏كس، هيچ كشورى، هيچ دولتى و هيچ مردمى، از فلسطين و مبارزات فلسطينيها و انتفاضه‏ى فلسطين، مثل ملت ايران و دولت ايران و نظام اسلامى دفاع نكردند. كمك معنوى، كمك مادى؛ ما هر چه توانستيم، كرده‏ايم. آن وقتى كه شورويها آمدند و وارد افغانستان شدند، همه‏ى اين دولتهاى مسلمانى كه در اين منطقه بودند، با ملاحظات گوناگون سكوت كردند. امام (رضوان‏اللَّه‏عليه) صريح پيغام داد به شوروى‏ها كه: بايد شما از افغانستان خارج شويد. من خودم در يك مجمع بين‏المللى بزرگ حضور داشتم - كه آنجا غيرمتعهدها و تعداد زيادى از كشورهاى اسلامى هم بودند - شاهد بودم كه هيچ‏كدام از آنها اسمى از ورود شوروى به افغانستان نياوردند و فقط من آنجا در نطقم شديداً حمله كردم؛ چون در آنجا يك عده‏اى چپها و دولتهاى سوسياليست و طرفدار شوروى بودند، به ملاحظه‏ى آنها هيچ‏كدام از كشورهاى اسلامى، كلمه‏اى حرف نزدند؛ فقط ما گفتيم؛ ما آنجا هم به امريكا حمله كرديم، هم به شوروى حمله كرديم؛ بدون تفاوت؛ آنها از اين ناراحتند. چون اين انقلاب، انقلاب اسلامى است؛ نگاه نمى‏كند كه ملت فلسطين شيعه‏اند يا سنى؛ از آنها دفاع مى‏كند. از حركت عظيم لبنانيها دفاع مى‏كند، از هر جمع مسلمانى در هر نقطه‏ى از عالم كه براى اسلام حركت كنند و كار كنند، دفاع مى‏كند؛ آنها از اين ناراحتند. چون انقلاب، اسلامى است ناراحتند. والّا اگر ما مرزها را مى‏بستيم و مى‏گفتيم ما به كشورهاى سنى كارى نداريم، به گروه‏هاى سنى كارى نداريم، با ما هيچ كارى نداشتند؛ نه امريكا، نه اسرائيل، نه انگليس. آنها عليه جمهورى اسلامى‏اند، چون جمهورى اسلامى براى اسلام است، براى امت اسلامى است. از وقتى جمهورى اسلامى تشكيل شد، اين مسئله‏ى ايجاد اختلاف بين شيعه و سنى از سوى استكبار روزبه‏روز تشديد شد و فعاليت آنها هم تشديد شد.

ما بايد بيدار باشيم؛ هم شيعه، هم سنى بايد بيدار باشند؛ بخصوص علما. مردمِ دور از محيط علمايى، ممكن است دچار توهماتى بشوند، دچار اشتباهاتى بشوند؛ اما علما نمى‏توانند در اين قضيه بى‏تفاوت بمانند؛ بگويند خوب، اينها عوامند، ما كه نمى‏كنيم؛ نه، علما بايستى خود را مسئول بدانند و تلاش كنند. امروز بيدارى اسلامى شروع شده، عزت اسلامى آشكار شده، هزيمت دشمن در ميدانهاى مختلف - كه آقايان اسم آوردند - روزبه‏روز بيشتر آشكار شده است. استكبار در فلسطين شكست خورد، در لبنان شكست خورد، در عراق شكست خورد، در افغانستان شكست خورد؛ و در هيچ‏كدام از اينها به مقاصد و اهداف خودش نرسيد.

جمهورى اسلامى هم روزبه‏روز در حال پيشرفت است؛ ما از لحاظ علمى، از لحاظ صنعتى، از لحاظ اجتماعى، از لحاظ قوت مديريت در اين بيست و هفت سال، روزبه‏روز جلوتر رفته‏ايم. مردم با نظام، پيوندشان روزبه‏روز مستحكمتر شده است. اين، دشمن را ناراحت و عصبانى مى‏كند و به عكس‏العمل وادار مى‏كند.

ما امروز بايد خيلى مراقب باشيم كه دشمن از اين نقطه‏ى حساس - در واقع بايد گفت از اين نقطه‏ى ضعفى كه در دنياى اسلام وجود دارد - نتواند استفاده كند.

دوستان ما درست گفتند؛ مسئله، مسئله‏ى اين نيست كه شيعه يا سنى، عقايد يكديگر را قبول كنند؛ نه، هر كسى عقيده‏ى خودش را دارد، هر كسى تابع استدلال است و به هر عقيده‏اى رسيد، درست است. مسئله اين است كه اصحابِ عقايد مختلف، بايستى به وسوسه‏ى دشمن گوش نكنند، به جان هم نيفتند، با هم دشمنى نكنند و نسبت به هم كارشكنى نكنند. دشمنان ما هر كدام هر چه بلدند «يوحى بعضهم الى بعض زخرف القول غرورا» به همديگر ياد مى‏دهند؛ انگليسيها به امريكاييها ياد مى‏دهند، اسرائيليها به آنها ياد مى‏دهند.

ما بايستى مردم خودمان را هشيار و بيدار كنيم و خودمان مراقب باشيم. آن كسانى كه بدون فهم، فهم حقيقت، بدون تقوا، جمعيت عظيمى از مسلمانان را از دين خارج مى‏دانند، خارج مى‏كنند، تكفير مى‏كنند اين گروه‏هاى تكفيرىِ نادان - حقيقتاً مناسب‏ترين صفت براى اينها نادانى است، اگرچه در آنها خباثت هم هست، اما جهالت مهمترين خصوصيت اينهاست - اينها را بايستى ما تا آنجايى كه مى‏توانيم، ارشاد كنيم؛ مردم را از اينها بترسانيم كه مردمِ ما «و لتصغى اليه افئدة الذين لايؤمنون بالأخرة و ليرضوه و ليقترفوا ما هم مقترفون» بعضى‏ها به خاطر ضعف ايمان، به خاطر ضعف معرفت، مجذوب اين حرفهاى دشمنان مى‏شوند. ما بايد مراقبت كنيم. وظيفه‏ى علما، وظيفه‏ى سنگينى است. امروز وحدت دنياى اسلام، يك هدف اعلاست كه اگر اين وحدت حاصل شد، آن وقت دنياى اسلام حقيقتاً مى‏تواند به عزت كامل و عمل به احكام اسلامى دست پيدا كند؛ مى‏تواند اين كار را هم بكند. هم دولتها بايد كمك كنند، هم ملتها بايد كمك كنند.

دولتها هم بايد نهايت كمك را به همين اتحاد و يگانگى و همدلى بكنند. اين امت اسلامى، اگر وزن واقعى خود را پيدا بكند، آن وقت پشتيبان اين دولتها خواهد بود و دولتهاى اسلامى ديگر مجبور نخواهند شد به خاطر ضعف و ترسشان به دامن امريكا يا انگليس پناه ببرند؛ چون امت اسلامى پشتِ سر آنهاست.

اميدواريم خداوند متعال همه‏ى ما را كمك كند، هدايت كند، دستگيرى كند و بتوانيم ان‏شاءاللَّه آنچه را كه وظيفه‏ى خطير و حساس ما در اين دوران هست، آن را به بهترين وجهى انجام بدهيم.

و السّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:37 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

وهابیت تفرقه افکن!

وهابیت تفرقه افکن! وهابیت با عرضه اندیشه های غیر اسلامی به جهانیان، به تفرقه دامن می زند (رسا)

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام مهدی فرمانیان عضو هیات علمی دانشگاه ادیان و مذاهب روز پنج شنبه در همایش ملی جریان شناسی کلامی جهان اسلام در سده اخیر که در مؤسسه امام خمینی(ره) قم برگزار شد، مقاله خود را با عنوان «گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز» ارائه کرد.

حجت الاسلام فرمانیان در مقاله خود تصریح کرد: تفکر بازگشت به سلف به میزان قابل توجهی در جوامع اسلامی مورد استقبال عالمان و جوانان قرار گرفته است.

وی گفت: در این میان گرایش های فکری گوناگونی در میان سلفیان پدید آمده است که می توان از سلفیه تکفیری وهابی عربستان، سلفیه افراطی دیوبندی شبه قاره هند، سلفیه اعتدالی اخوان المسلمین مصر و سلفیه جهادی سید قطبی یاد کرد.

عضو هیات علمی دانشگاه ادیان و مذاهب تاکید کرد: تفکرات وهابیت ماخوذ از سلف نیست ،بلکه زاییده تفکر ابن تیمیه در قرن هشتم و محمدبن عبدالوهاب است.

وی گفت: با این وجود وهابیت در جهان اسلام خود را به عنوان سلفیه مطرح کرده و اندیشه های غیر اسلامی خود را به عنوان تفکر سلف به جهانیان عرضه می کند و با حربه تکفیر به تفرقه میان مسلمانان دامن می زند.

حجت الاسلام فرمانیان اضافه کرد: در قرن دوازدهم گرایش سلفی را شاه ولی الله دهلوی در هند گسترش داد و پس از وی دیوبندیه و جماعه التبلیغ به تفکرات سلفیه توجه ویژه ای کردند و برخی از حنفیان نیز به اصحاب حدیص و وهابیت نزدیک شدند.

وی ادامه داد: در قرن چهاردهم سیدمحمدرشید رضا در شمال آفریقا از وهابیت طرفداری کرد و تفکرات ابن تیمیه را پذیرفت، اما این فرد هیچ گاه موافق تندروی های وهابیون نبود.

عضو هیات علمی دانشگاه ادیان و مذاهب افزود: اخوان المسلمین مصر نیز گرایش سلفیه اعتدالی را پذیرفت و تقریب و وحدت امت اسلام و مذاهب را در دستور کار قرار داد.

حجت الاسلام فرمانیان بیان داشت: در این بین برخی از اعضای اخوان المسلمین مصر رویکرد افراطی به عقاید و افکار خود دادند و سید قطب با طرح مساله جاهلیت قرن بیستم به پیروان خود دستور داد که از شهرهای جاهلی هجرت کنند و همچون پیامبر(ص) به دنبال ایجاد مدینه النبی باشند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: بر اثر این کار جوانان زیادی از مکتب های مختلف جذب تفکر سید قطب شدند و سلفیه جهادی را تشکیل دادند که البته از دل آن القاعده و طالبان بیرون آمد.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:36 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

ما با حفظ مباني خويش، منادي وحدت‌ايم / آيةالله فاضل لنكراني

ما با "حفظ مباني خويش"، منادي وحدت‌ايم / آيةالله فاضل لنكراني

آنچه در زير مي‌خوانيد بخش‌هايي از پيام‌هاي متعددي است كه مرجع عاليقدر شيعه «حضرت آية‌الله العظمى فاضل لنكرانى ره» در سال‌هاي حيات پربركتشان به مناسبت ايّام فاطميّه صادر مي‌كردند:

بسم الله الرحمن الرحيم

{ إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمْ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَالاْخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهِيناً} (1) وقال رسول الله (صلى الله عليه وآله) : «فاطمة بضعة منّي من آذاها فقد آذاني». (2) ــ يكى از بزرگ‌ترين افتخارات شيعه، داشتن شخصيّتى است كه سيّده زنان عالم و داراى مقام عصمت و طهارت بود و به مقتضاى آيه تطهير، از هر رجس و پليدى و هر گناه و معصيت بر حسب اراده تكوينى خداوند متعال دور، و به طهارت مطلقه و پاكى از هر جهت آراسته است. ــ مقام شامخ آن بزرگوار از افق افكار محدود و نارساى ما بيرون، و دست انديشه و فكر ما از پى بردن به آن كوتاه است. او اولين شهيده راه پر افتخار ولايت و امامت بود وائمه معصومين (عليهم السلام) عموماً به فرزندى ايشان افتخار مى كردند. ــ بزرگداشت شهادت اين بانوى بزرگوار كه اوّلين و باشخصيت‏ترين شهيده راه ولايت است، تجديد عهد با مقام ‏شامخ ولايت كه اكمال دين و اتمام نعمت خداوند با آن است، مى‏باشد ؛ فاطمه‏اى كه رضايت او رضايت پيامبر، ‏و رضايت پيامبر رضايت‏ خداست؛ فاطمه‏اى كه‏ائمه بزرگوار مايعنى كاملترين انسانهاى تاريخ بشريت به مادرى او افتخارمى‏ورزيدند ؛ فاطمه‏اى كه با عمر بسيار كوتاهش، تشيّع را براى هميشه بيمه كرد ؛ فاطمه‌اى كه با خطبه غرّايش دوست‏و دشمن را حيرت‌زده نمود. فاطمه‏اى كه با گريه‏هاى مداومش در داخل و خارج شهر مدينه عظمت مصيبت از دست‏دادن پدر و مظلوميت شوهرش را به گوش همگان رسانيد و هنوز گويا صداى آن در فضاى مدينه طنين‏انداز است ... وجود شريفى كه هم اُمّ ابيها بود و هم مادر گرامى ائمه اطهار عليهم السلام ؛ حقيقتى كه محور اهل بيت عصمت و طهارت و رمزى عظيم در خلقت كه بشريت حتى شيعيان و محبّين نتوانسته اند او را بشناسند ؛ حوراء انسيه‌اى كه حقيقت نورانى او در پس پرده‌هاى ظلم و عناد و جهل و خصومت باقى ماند و تا قيامت هم روشن نخواهد شد ... فاطمه‌اى كه در اوج مظلوميت و با وجود مصائب فراوان خصوصاً مصيبت از دست دادن پيامبر ـ صلى الله عليه وآله ـ و در شرائط بسيار حساس كه بشر عادى حتّى قادر بر تكلّم معمولى نيست، در حضور حكّام و بزرگان قوم آنچنان خطبه‌اى ايراد مى كند كه خردمندان از درك آن عاجزند كه چگونه يك زن در چنين موقعيتى بتواند اينگونه مستدل و محكم سخن گويد آنهم مطالبى بسيار مهم و مربوط به توحيد و نبوت و امامت و نيز سرزنش كسانى كه به حكم راحت طلبى و زندگى آرام وظيفه الهى خود را ترك و در برابر ظلم ديگران سكوت نموده اند. ــ مع الاسف بعد از گذشت يكهزار و چهارصد سال نتوانسته‌ايم آن گوهر بى‌نظير را بشناسيم و از آن تأسف‌آورتر آنكه جهل و نادانى و چه بسا هواهاى نفسانى و فريب افكار به ظاهر جديد خوردن، سبب آن گرديده كه برخى كوردلان، مقامات آن حضرت را مورد ترديد قرار دهند. آرى! هرگز براى بشر عادى قابل فهم نيست كه يك زن از نوع بشر، به حدّى از رشد و تعالى برسد كه رضايت او محور رضايت حق تعالى گردد. ــ شيعه و بلكه همه انسانيت و ملك و ملكوت به وجود چنين مخلوقى افتخار نموده و اين كوثر عظيم خدادادى را سبب بقاء دين پيامبر ـ صلى الله عليه وآله ـ و سيراب‌شدن جامعه بشرى از كمالات و علوم و سجاياى فرزندان گرام او مى داند. واقعاً اگر زهرا ـ عليها السلام ـ نمى‌بود و اين دُرّ گرانبهاى وجود تجلّى نمى‌كرد چه افق تاريكى بر عالم تكوين و تشريع ترسيم مى‌گشت؟! ــ ما شيعيان افتخار مى‏كنيم كه معارف حقيقى و بى‏شائبه دين را از مكتب فرزندان معصوم او فرا گرفته‏ايم. معارفى‏كه با عقل سليم، منطبق، و در هر شرايطى قابل عرضه، و برخوردار از جامعيّتى است كه به همه نيازهاى بشرى پاسخگوست. با همين مكتب فاطمه‏ ـ عليها السلام ـ و فرزندان او ـ عليهم السلام ـ بود كه ملت بزرگ و آگاه ايران توانست در برابر ظلم ظالمين ايستادگى و استقلال‏و عزّت خود را به دست آورند. از اين جهت دشمنان قسم‏خورده اسلام متوجه اين نكته شده‏اند كه براى نابودى اين‏ملت بايد فاطميه و عاشورا و شعبان و رمضان را از اين ملت بگيرند و آنگاه به اهداف شوم خودنائل شوند. ــ همه انسان‌ها بر حسب آيه شريفه {قل لا أسألكم عليه أجراً إلاّ المودة في القربى} (3) در برابر حق معنوى بزرگ پيامبر در هدايت بشريت، موظف به يك تكليف مشتركند و آن مودت و محبت به ذى القربى و خاندان پيامبر ـ صلى الله عليه وآله ـ است كه در رأس آنان زهراى اطهر است. اين امر به عنوان يك تكليف و فريضه براى همه انسان‌ها در تمامى دوران است و اختصاص به مردم زمان آن‌حضرت نداشته است. ــ مودت نسبت به فاطمه، تكريم و تعظيم آن حضرت و احياى ياد و خاطره او و ذكر رنج‌ها و مصائبى است كه بر آن وجود نازنين وارد شده است. ما هيچگاه نمى‌توانيم آن مصائب را فراموش نمائيم و تاريخ گواه بر اين امر است كه در مدت عمر كوتاه چه زجرها و ظلم‌ها بر آن يگانه بانو وارد شد(4) كه اميرالمؤمنين على ـ عليه السلام ـ كه در رأس موحّدين است بعد از شهادت او فرمود: "حزن و اندوهم هميشگى است و پايان نمى‌پذيرد". آيا با چنين تعبيرى، شيعه‌ي على و امت پيامبر ـ صلى الله عليه وآله ـ مى‌تواند جداى از اين حزن و ماتم باشد؟ ــ مدتى است مطالبى عارى از حقيقت و كاشف از عناد و لجاج در مورد آن حضرت (س) گفته يا نوشته مى‌شود كه وجدان هر منصف و علاقمند به حقيقت را جريحه‌دار مى سازد. صحيح است كه مسأله وحدت موردتأكيد معمار بزرگ انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى ـ قدس سره ـ بود امّا مقصود آن حضرت اين نبود كه شيعه از مبانى اعتقادى متقن و محكم خويش دست بردارد و شاهد كذب و دروغ حتّى نسبت به فاطمه زهرا سلام الله عليها باشد. بلكه به وضوح مقصود ايشان اين بود كه مسلمين عموماً در برابر دشمنان اسلام ابر قدرت جهانى شوند تا دشمن نتواند در حقيقت اسلام رخنه ايجاد نمايد. ــ تذكّر مجدّد اين نكته را لازم مى‏دانم كه تعظيم اين ايّام و به پاداشتن مجالس عزا و مصيبت از سيره‏مسلمّه و عملى امام خمينى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ بود و اين امر ارتباطى به قضيّه وحدت ندارد. مسئله وحدتى كه‏ «امام بزرگوار» و «آية‌الله بروجردى» قدس‏سرّهما بر آن تأكيد داشتند نه به اين معنى است كه شيعه نسبت به اعتقادات ‏مسلّمه خود سكوت كند يا آن را ناديده بگيرد بلكه مقصود وحدت تمامى مسلمين در برابر استكبار جهانى است كه‏داعيه قدرت منحصره داردو با الهام از صهيونيزم در فكر فرو پاشيدن مبانى متقن اسلام است. ــ اينك بر مسلمانان و شيعيان و پيروان اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ است لازم است روز سوم جمادي الثانية را كه برحسب روايت صحيحه مصادف با شهادت آن‌ صديقه كبری است و بحمد الله دولت جمهورى اسلامى ايران آن را تعطيل رسمى اعلام كرده است گرامي دارند و مجالس و محافل سوگواري وعزاداري آن‌حضرت را كمّاً و كيفاً رونق بخشيده و با به راه انداختن دستجات عزادار در كوچه‌ها و خيابان‌ها اين روز را به عاشورايي دوم تبديل نمايند تا گوشه‌اى از حقوق آن شهيده را ادا نمايند؛ ان‌شاء الله. همانطوري كه بحمدالله در چند سال اخير اين ملت فاطمي به وظيفه خويش به نحو احسن عمل كردند و لازم است از اين جهت تقدير وتشكر نمايم. ــ روشن است كه تكريم واحترام به زهراي اطهر، همانا تعظيم پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و اجر رسالت آن‌حضرت است و بى‌تفاوتى در اين رابطه آثار منفى نگران‌كننده‌اي را در پي خواهد داشت. ــ بايد بدانيم رمز موفقيت ما، ارتباط و ايمان كامل به مكتب ائمه طاهرين و توسل به آن ذوات مقدسه است. هويت واقعي ما، تشيع حقيقي و اسلام راستين است. ملت عزيز و بزرگوار ايران با تمسّك به حبل محكم ونا گسستني اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ افتخارات بزرگي را در صحنه‌هاي انقلاب آفريد و با همين نيرو به پيش خواهد رفت. ــ خداوند متعال هرچه بيشتر مارا از عنايات كوثر خويش فاطمۀ زهرا سلام الله عليها بهره مند بفرمايد ... {يريدون ليطفؤوا نور اللَّه بأفواههم و اللَّه متمّ نوره ولو كره الكافرون} ؛ نور الهى براى هميشه‌ي تاريخ، روشن، و دل‌هاى ‏خالى از تعصب از آن استضائه مى‏نمايند. ......... مدارك : 1. سوره مباركه احزاب، آيه شريفه 57 . 2. اين روايت به عبارت هاى مختلفى نقل شده است كه بعضى از آنها را با ذكر مصدر بيان مى كنيم. 1ـ «فاطمة بضعة منّي، من آذاها فقد آذاني»: فضائل اهل البيت(عليهم السلام): 240 ح 375، المستدرك على الصحيحين 3:173 ح 4750، السنن الكبرى بيهقى 15:276 ح 21460، كنزالعمال 12: 111 ح 34241، كتاب سليم بن قيس 2:869 ح 48، شرح الأخبار 3:30 ح 970، أمالى صدوق: 165 ح 163 با اضافه اى، كفاية الاثر: 65، دلائل الإمامة: 135 ح 43، تفسير روض الجِنان و روح الجَنان 4:318، مناقب ابن شهرآشوب 3:332، كشف الغمة 2:92 ـ 93، بحارالأنوار 43:39 ح 40 و ص 54 ح 48 و ص 76 ح 63 و ص 80 ح 68، احقاق الحق 10:209ـ211 و ج 19:77، عوالم العلوم فاطمة الزهراء(عليها السلام)1:150 و ج 2:1050. 2ـ «فاطمة بضعة منّي، يؤذيني ما آذاها»، فضائل أهل البيت(عليهم السلام): 241 ح 378، صحيح مسلم 4: 1512 ح 94/2449، سنن ترمذى 5:698 ح 3878، و در ادامه آن آمده «وينصبني ما أنصبها»، المستدرك على الصحيحين 3:173 ح 4751، و همچنين در ادامه آن آمده «وينصبني ما أنصبها»، التفسير الكبير فخر رازى 9:595، تفسير غرائب القرآن 6:74، كنز العمال 12: 107 ح 34215، و همچنين در ادامه آن آمده «وينصبني ما أنصبها»، معاني الاخبار: 303 ح 1 و2. إعلام الورى 1:294، بحارالأنوار 43: 26 ح 26 و در ادامه آن آمده «ويسرّني ما سرّها و...»، احقاق الحق 10: 209 ـ 210، و ج 19:78، عوالم العلوم فاطمة الزهراء(عليها السلام)1: 145 ح 8 ـ 11، مسند فاطمة(عليها السلام)عطاردى: 336 ح 7. 3ـ «فاطمة بضعة منّي، يربيني ما رابها (أرابها) ويؤذيني ما آذاها»: فضائلاهل البيت(عليهم السلام): 242 ح 379، صحيح بخارى 6: 193 ح 5230، صحيح مسلم 4:1512 ح 93/2449، سنن ترمذى 5:698 ح 3876، حلية الأولياء 2:40، اسد الغابة 6:225 رقم 7175، مقتل الحسين(عليه السلام)خوارزمى 1: 53، ذخائر العقبى: 37 ـ 38، تهذيب الكمال 22: 388 رقم 8488، سير أعلام النبلاء 3: 425 رقم 114، البداية والنهاية 6: 326، كنزالعمال 12:112 ح 34243، شرح الأخبار 3:60 ح 981، مناقب ابن شهرآشوب 3:332، بحارالأنوار 43:39 ح 40، احقاق الحق 10: 190 ـ 199، و ج 19: 83ـ84، عوالم العلوم فاطمة الزهراء(عليها السلام) 1:145 و 150، مسند فاطمة(عليها السلام)عطاردى: 336 ح 8. 4ـ «فاطمة بضعة منّي، فمن اغضبها أغضبني»: صحيح بخارى 4:252 ح 3714 و ص 264 ح 3767، كنز العمال 12: 108 ح 34222، جامع الأحاديث 6:258 ح 14724، شرح الأخبار 3:31 ح 972 و ص 61 ح 983، مناقب ابن شهرآشوب 3:332، بحارالأنوار 43: 39 ح 40، احقاق الحق 10:206 ـ 208، و ج 19: 87 ـ 90، عوالم العلوم فاطمة الزهراء(عليها السلام)1:150، مسند فاطمة(عليها السلام) عطاردي: 334 ح 3 و ص 335 ح 6. البته اين روايت به تعابير بسيار ديگرى كه نزديك به سى نوع آن را ملاحظه كرده ايم در كتب روايى وارد شده است كه ذكر تمامى آنها از حوصله اين مختصر خارج است. ولكن به جهت سهولت مراجعه براى تحقيق، بعضى از منابع آنها را نام مى بريم، مثل: صحيح مسلم 4:1512 ـ 1513 ح 94 ـ 96/2449، صحيح بخارى 4:255 ح 3729، فضائل اهل البيت(عليهم السلام): 240 ـ 249 ح 374 ـ 378، الجامع الكبير ترمذى 6:173 ح 3868، المستدرك على الصحيحين 3:172 ـ 173 ح 4747 و 4749، حلية الأولياء 2:40 ـ 41، و ج 3: 206، السنن الكبرى بيهقى 10:206 ح 13680، مقتل الحسين(عليه السلام) خوارزمى 1: 53 ـ 54، 60، 62، مناقب خوارزمى: 353 ح 364، ذخائر العقبى: 37 ـ 38، سير أعلام النبلاء 3: 428، 433 رقم 114، مجمع الزوائد 9: 203، كنز العمال 12: 106 ـ 114، و ج 13: 674 ح 27726 و ص 678 ح 37735، 37736 و 37737، جامع الأحاديث 6: 258 ح 14724 و 14725، قرب الإسناد: 112 ح 389، شرح الأخبار 3:64 ح 987، علل الشرائع 1:220 ب 149 ح 2، أمالى صدوق: 165 ح 163 و ص 175 ح 178 و ص 575 ح 787، كفاية الاثر: 64، أمالى مفيد: 260، أمالى طوسى: 24 ح 30، تلخيص الشافي 3:122، روضة الواعظين: 150، مناقب ابن شهرآشوب 3:332، كشف الغمة 2:92ـ93، بحارالأنوار 43:23ـ80، إثبات الهداة 1:538 ح 166، احقاق الحق 10:187ـ228 و ج 19:76ـ93، عوالم العلوم فاطمة الزهراء(عليها السلام)1:143ـ152، مسند فاطمه(عليها السلام)عطاردى: 136 ح 67 و 68 و ص 145 ح 1 و ص 147 ح 4 و ص 163 ح 27 و ص 333 ـ 337 ح 1، 2، 4، 5، 9 ـ 11 و ص 357 ـ 358 ح 1 ـ 4). 3. سوره مباركه شوری، آيه شريفه 23 . 4. تاريخ طبرى 3:240، المستدرك على الصحيحين 3:176 ح 4761، الإستيعاب: 928 رقم 3411، مقتل الحسين(عليه السلام)خوارزمى 1: 83، اسد الغابة 6:228 رقم 7175، كامل ابن أثير 2: 200، سير أعلام النبلاء 3:430 ـ 431 رقم 114، البداية والنهاية 6:327. اصول كافى 1: 458، مصباح المتهجد: 793، دلائل الإمامة: 79 ح 18 و ص 134 ح 43، كشف الغمة 2: 75 و 129، مصباح كفعمى: 522، بحارالأنوار43: 6 ـ 10 ح 16، احقاق الحق 10: 11 ـ 12، و ج 19: 175، عوالم العلوم فاطمة الزهراء(عليها السلام) 1: 45 ـ 52 ح 1 ـ 24، مسند فاطمة(عليها السلام)عطاردى: 7 ـ 13 ح 1 ـ 12.

منبع:http://www.maktabvahy.com/showart.aspx?id=27

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:35 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

پشت پرده شبکه کلمه >

امروزه با رشد روز افزون رسانه ها و سوء استفاده ی دشمنان از این قبیل ابزار در راستای تحقق جنگ روانی (نرم) ، هر روز شاهد راه اندازی سایت ، پایگاه و یا شبکه ی تلویزیونی جدیدی می باشیم ؛ که در این میان شبکه های تلویزیونی به علت گستردگی در پوششِ مخاطبان و ماندگاری صدا و تصویر بر ذهن و روان بیننده از اهمیت بیشتری برخوردار گشته اند و آنچه که اینک بیش از پیش بر همگان آشکار شده ، ترویج فرهنگ و سبک زندگی (Life Style) غربی و در نهایت بیگانه سازی نسل جوان با هویت اسلامی و ملی ، توسط این پروژه (جنگ روانی) می باشد.

در این راستا آنچه که طی این سال ها در ذهن ما از جنگ نرم نقش بسته ، تلفیقی از رسانه هایی است که با ظاهری غیر دینی به دنبال نابودی ارزش های اخلاقی جامعه به نفع الگوهای وارداتی و بیگانه است . در پی این روند مدتی است که "اسلامِ آمریکایی" به عنوان همراه و متحد لائیک ها و سکولارهای وطنی به نام انحراف تشیع از اسلام راستین و ظلم جمهوری اسلامی به اهل سنت ، نوع جدیدی از اختلاف افکنی را در دستور کار قرار داده است. در این چهارچوب چندی است که با حمایت مالی رژیم سعودی و محوریت اطلاعاتی اتاق فکر آمریکایی – انگلیسی شبکه ای به نام "کلمه" به منظور اختلاف افکـنی و تحریـک برادران اهـل سنت به نفع فرقه ی منحرف وهابیت و در نهایت سیاست نخ نمای "تفرقه بینداز و حکومت کن" آغاز به کار کرده است . این شبكه كه پخش آزمایشی برنامه های آن در هفته ی اول خرداد سال جاری آغاز شده بود ، رسما از اول ماه رمضان افتتاح شد و طبق خبرها ، بودجه ی سالانه ی "کلمه" بیش از 7 میلیون دلار می باشد که بخشی از آن مستقیماً از بودجه ی تشکیلات دینی سعودی در خارج از کشور هزینه می شود . به لحاظ فنی نیز ، شبکه ی العربیه (وابسته به دولت عربستان) کار آموزش پرسنل و طراطی برخی از برنامه های این شبکه را بر عهده دارد.

اما وقتی کمی ژرف نگر می شویم و به پس ماجرا می نگریم و بحث های شـبکه را به گونه ای جـدی تر دنبال می کنیم ، باطنی آشکار می شود که وهابیون تکفیری و روشنفکران غرب گرای وطنی به جهت تحریف اعتقادات تدارک دیده اند ؛ حمله ی تمام قد به بنیان های اعتقادی تشیع چون امامت ، ولایت و انتظار . اما این بار با ظاهری دینی به منظور تحقق همان آرزوهای آمریکایی مبنای کار "کلمه" قرار گرفته است

توسل به راه اندازی این شبکه که مدعی ترویج اسلام راستین و مقابله با خرافات می باشد ، در نگاه اول با تصویر کلیشه ای ذهن مخاطب ایرانی از شبکه های ماهواره ای تفاوت اساسی دارد ، حـتی ظاهر گردانندگان شبکه ی کلـمه پدیده ای است که امروز با نگاه سنتی ما به رسانه های فارسی زبان ماهواره ای ، کاملا متفاوت است . در این شبکه نه خبری از موسیقی مبتذل است و نه سریال های غیراخلاقی شبکه هایی چون "فارسی1" و "pmc family" و نه فتنه گری های سیاسی BBC فارسی؛ آنچه که در "کلمه" مشاهده می کنیم از محتوای برنامه ها گرفته تا پوشش و گفتار مجریان و کارشناسان همه و همه ظاهری دینی دارد.

اما وقتی کمی ژرف نگر می شویم و به پس ماجرا می نگریم و بحث های شـبکه را به گونه ای جـدی تر دنبال می کنیم ، باطنی آشکار می شود که وهابیون تکفیری و روشنفکران غرب گرای وطنی به جهت تحریف اعتقادات تدارک دیده اند ؛ حمله ی تمام قد به بنیان های اعتقادی تشیع چون امامت ، ولایت و انتظار . اما این بار با ظاهری دینی به منظور تحقق همان آرزوهای آمریکایی مبنای کار "کلمه" قرار گرفته است.

با نگاهی گذرا به برنامه های شبکه ی ماهواره ای "کلمه" اهداف ذیل را می توان به عنوان هدف های اصلی طراحان اتاق فکر آن برشمرد:
- ترویج افکار وهابیت.

- ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی با انحام حملات تند نسبت به اعتقادات مذهبی شیعیان به نام اهل سنت.

- تضعیف اهل سنت به نفع افکار وهابیت.

- زیر سوال بردن عصمت ائمه اطهار علیهم السلام.

- خرافی دانستن اعتقاد به ظهور منجی علی رغم پذیرش این نگرش در میان بسیارای از بزرگان اهل سنت و سایر ادیان

- تبرئه معاویه و یزید در مورد به انحراف کشاندن اسلام و نادیده انگاشتن نقش آنان در شهادت امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع).

- متهم کردن امام علی(ع) به برخی از اعمال مخالف سفارش قرآن و پیامبر اكرم(ص).

- زیر سوال بردن ولایت فقیه.

- ترویج برداشت های غیر عقلانی و صرفاً نقلی از روایات و احادیث.

- محدود کردن اسلام در عبادات و اخلاقیات و نادیده انگاشتن جنبه های سیاسی آن.

- تخریب بزرگان شیعه و اهل سنت ؛ به ویژه آنهایی که در برابر انحراف وهابیون موضع گرفته اند و به افشاگری پرداخته اند.

- تخریب برخی از مفاهیم و اعتقادات شیعیان چون زیارت قبور ائمه (ع).

- تحریف تاریخ صدر اسلام به نفع افکار وهابیون.

- متهم کردن نظام اسلامی ایران به نادیده انگاشتن حقوق اقلیت های مذهبی به ویژه اهل سنت.

- ترویج نوعی از اسلام صوفیانه و غیرسیاسی (سکولاریسم).

بودجه ی سالانه ی "کلمه" بیش از 7 میلیون دلار می باشد که بخشی از آن مستقیماً از بودجه ی تشکیلات دینی سعودی در خارج از کشور هزینه می شود . به لحاظ فنی نیز ، شبکه ی العربیه (وابسته به دولت عربستان) کار آموزش پرسنل و طراطی برخی از برنامه های این شبکه را بر عهده دارد

ارزیابی کمی و کیفی برنامه های شبکه ماهواره ای کلمه و دیگر رسانه های ضد انقلاب فعال در این عرصه نشان دهنده ی این نکته است که اتاق فکر دشمن به گونه ای کاملا حساب شده به تقسیم وظایف میان لشکر رسانه ای خود پرداخته است . در این چهارچوب ، تضعیف اعتقادات دینی جامعه و در نهایت براندازی نظام (و یا حداقل استحاله آن) به عنوان هدف کلان و راهبردی در دستور کار قرارگرفته است . به طور مثال ، با دقت در اهداف "کلمه" به عنوان رسانه ای که با بودجه ی وهابیون و دولت عربستان اداره می شود اشتراکات فراوانی را میان این شبکه و رسانه هایی چون "بی بی سی فارسی" و "صدای آمریکا" قابل تشخیص است . زیر سوال بردن باورهای مذهبی جامعه ، تضعیف جایگاه نظام در داخل و خارج از مرزها ، القای ناکارامدی حکومت دینی برخاسته از انقلاب اسلامی و در نهایت ترویج نوع خاصی از اسلام بی خطر برای منافع غرب به وضوح اما با ادبیات و ظاهری متفاوت در تمامی این شبکه ها نمایان است و این روند به طور آشکارا در پی ضربع زدن به اعتقادات جامعه ی اسلامی است و در آنجا که اطلاع رسانی های لازم توسط مسئولین صورت نپذیرد ، ضربه ای سهمگین به بدنه ی اسلامی جامعه وارد خواهد آمد.

به نقل از تبیان


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:35 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

شيعه در نگاه وهابيان

شيعه در نگاه وهابيان

اگر چه انشقاق شيعه و سني به تاريخ صدر اسلام و مسئله جانشيني پيامبر (ص) باز مي گردد، ولي ابن تيميه نيز در اين جريان نقش مهمي ايفا كرد (1328 و 1263. ت). وي پيشگام جدليون سني بود و اعتقادات شيعي را به شيوه اي نظام مند و با شدت تمام مورد انتقاد قرار داد.

علماي وهابي با الهام از آثار ابن تيميه شيوه وي را در اهانت و توهين به شيعيان در پيش گرفتند. بواسطه تبعيت وهابيون از شيوه جدلي ابن تيميه، انشقاق و اختلاف مردم عربستان و بطور كلي مسلمين جهان عميق تر شد. در دهه 1950 و 1960 با تلاش علماي برجسته اهل تسنن و شيعه اختلاف شيعه و سني كمرنگ تر شد و در اين رابطه مجموعه نشست هايي در قاهره برگزار شد، در حالي كه علماي وهابي موضع گيري اهل سنت و شيعيان براي مصالحه و سازش را بشدت موردحمله قرار دادند. برخي از علما وهابيت را به عنوان عامل اصلي انشقاق واختلاف در جامعه اسلامي برمي شمارند. برخي ديگر اين فرقه راتهديدي براي اتحاد ملي عربستان و مسلمين سراسر جهان مي دانند.دكتر (محمد الباهي) انديشمند برجسته سني معتقد است وهابيت شكاف بين شيعه و سني را عميق نموده كه اين امر تأثير منفي موضع گيري وهابيون را برمي تاباند. (يان ريچارد) وهابيت را مانع ورادع اصلي همزيستي مسالمت آميز شيعه و سني برشمرده، حميدعنايت نيز وهابيت را بزرگ ترين چالش شيعيان از زمان صدر اسلام دانسته است.

موضع سياسي و ديدگاه وهابيون نسبت به شيعيان در آثار آنان منعكس شده و بواسطه آثار مذكور اختلافات مردم عربستان تشديد شده است. كتاب (تبديد الظلام و تنبيه النيام الي خطر الشيعه و التشيع علي المسلمين و الاسلام ( نوشته يكي از جدليون برجسته وهابي بنام (ابراهيم الجبهان) كه با هزينه نهادهاي ديني وهابي منتشر شد،نمونه اي از اين آثار تحريك آميز است. اين كتاب در اواسط دهه 1970منتشر شد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 درسطح گسترده در داخل و خارج از عربستان توزيع شد.

تحصيلات نويسنده اين كتاب در سطح بسيار پائيني است، وي از يك دانشگاه ديني فارغ التحصيل نشده و هيچ اثر ديگري نيز تاليف نكرده است. با وجود اين كتاب وي مورد استقبال جامعه وهابيون قرار گرفت ودر خلال سالهاي 1988 1976 نه بار تجديد چاپ شد. هدف اصلي نويسنده نفي و تقبيح شيعيان است. وي در اثر خود ادعا كرده يهوديان درراستاي اهداف خود، تشيع را بنيان نهاده اند. (الجبهان) برخلاف مفهوم متعارف رافضي، آنرا به معناي (كساني كه اسلام را بطور كلي نفي مي كنند) تعبير نموده است. وي تشيع را به عنوان يك نظام عقيدتي مبهم مبتني بر احاديث فاسد و بي اعتبار و مجموعه اي از انديشه هاي باطل و پوچ معرفي كرده است. از نظر وي تشيع مذهب جديدي است كه از فرقه هاي مجوس، مسيحيت و يهوديت مشتق شده و اين مذهب استبدادي و طاغوتي آفت و بلايي است كه توسط مراكز يهودي وفراماسونري، ياوه گويان، شيادان و احمقان ساخته و پرداخته شده است.آنان كه در مورد كفر و بي ايماني شيعيان ترديد دارند مانند شيعيان،مجوسي اند. در واقع اين انگ ها و نسبت هاي ناروا و بي پايه چيزي جزتكرار تهمت هاي عالم ضد شيعه مشهور، ابن تيميه، نيست.

جدليون سني و به ويژه وهابيون با الهام از ابن تيميه همين تهمت ها رانسبت به شيعيان روا داشتند. ( محب الدين الخطيب در مصر و (الهي ظاهر) در پاكستان از جدليون مشهوري بودند كه ادبيات جدلي وهابي راترويج كردند. وهابيون در اواسط دهه 1950 به منظور ممانعت از مصالحه و سازش شيعيان و اهل تسنن و براي اثبات سازش ناپذيري شيعه وسني، اثر الخطيب بنام (الخطوط العريضه) را منتشر و توزيع نمودند،زيرا الخطيب در اين كتاب تشيع را ديني كاملا متفاوت با اسلام معرفي كرده بود. بدين ترتيب علماي وهابي هر گونه مصالحه و سازش شيعه وسني را نفي كردند.

الخطيب در اين رابطه چنين مي گويد: (سازش ناپذيري فرقه هاي سني و شيعه از آنجا ناشي مي شود كه شيعيان در مورد اصول و مباني عقيدتي ديني با بقيه مسلمين اختلاف دارند، اين امر در موضع گيري علماي شيعه و عقايد و اعمال ديني شيعيان نمود يافته و اين وضعيت همچنان استمرار يافته است).

وي به آثار و احاديثي متوسل شده كه ديدگاه شيعيان در رابطه با امكان مصالحه و سازش با اهل تسنن را نفي مي كنند. كتاب (الزهراء)، اثرگروهي از علماي شيعه از جمله آثار مذكور است كه نويسنده در آن احاديثي را در مورد بي اعتباري خلافت عمر ذكر نموده است. آنان در اثرمذكور ادعا كرده اند عمر به جنون مقاربت جنسي با مردان دچار بوده است. اين حديث در بحارالانوار، اثر شيخ محمد باقر مجلسي، ازمتكلمين و علماي عصر صفويه (1966 وفات) نيز آمده است. يكي ازعلماي افراطي و تندرو سعودي بنام شيخ بن جبرين، با الهام از الخطيب در اين رابطه چنين مي گويد: (آنان كه هنوز در مورد رافضي بودن شيعيان ترديد دارند، بايد اثر الخطيب بنام (الخطوط العريضه) و آثار (احسان الهي ظاهر) و (غفاري) را در مورد رد عقايد و آراي شيعيان مطالعه كنند).

شيخ بن باز، مفتي اعظم عربستان سعودي نيز معتقد است تشيع ديني متفاوت و مجزا از اسلام است و همانگونه كه مصالحه اهل تسنن بايهوديان، مسيحيان و بت پرستان امكانپذير نيست، سازش شيعيان يارافضيان با اهل تسنن نيز غيرممكن است.

محمد خالد الحراس، از اساتيد دانشگاه اسلامي مدينه، در اين رابطه مي گويد: (وهابيون با شيعيان سازش نمي كنند و چون اختلاف اين دوگروه از مباني و اصول ديني نشأت مي گيرد، اين مصالحه بي پايه واساس است).

وهابيون بر اختلافات اساسي و بنيادين شيعه و سني تاكيد مي كنند ودر آثار ضد شيعي آنان دو مقوله سب و رفض به عنوان مهم ترين موضوعات تحريك آميز معرفي شده اند. نفي خلفاي سه گانه، اصحاب و همسران پيامبر(ص)، به ويژه عايشه دختر ابوبكر و حفصه دختر عمرسب و نفي مشروعيت خلافت خلفاي سه گانه رفض ناميده مي شود.

در هر حال اينكه آيا علماي وهابي جبهه متحدي را عليه تشيع تشكيل داده اند يا به دو طيف افراطي و ميانه رو تفكيك مي شوند، براي شيعيان مبهم و حل نشده است. ولي در مورد اينكه وهابيت فرقه اي درونگراست اتفاق نظر وجود دارد، زيرا در تعاليم وهابيون مسلمانان به دوگروه مسلمين واقعي و مسلمين دروغين تقسيم شده اند. وهابيون خود راپيروان حقيقي پيامبر (ص) و فرقه هاي ديگر سني، به ويژه شيعيان را به عنوان بدعت گذار و رافضي تلقي مي كنند. علماي وهابي جهان را به دوگروه موحدين و مشركين يا بدعت گذاران تقسيم كرده اند. اين دسته بندي تعصب آميز نشان مي دهد وهابيون هرگز گرايش هاي ديگراسلامي را تحمل نخواهند كرد. در كتب، فتاوي و نوارهاي سخنراني آنان، كساني كه تعاليم وهابيت را نمي پذيرند، در بهترين حالت به عنوان منحرف يا ضاله و در بدترين حالت كافر معرفي شده اند. با اينكه تشخيص علماي وهابي ميانه رو از افراطي بسيار دشوار است، مي توان گرايشهاي مختلف وهابي را از يكديگر تمييز داد. گروه نخست افراطيون مي باشند كه (شيخ بن جبرين، شيخ عبدالمحسن العبيكان، شيخ ناصرالعمر و شيخ الهذيفي) و بسياري از علماي وهابي از آن جمله اند. جوانان وهابي از اين طيف حمايت مي كنند و براي حصول اهداف خودشيوه هاي خشونت آميز را بكار مي گيرند و خاندان سلطنتي سعودي رافاسد و بي لياقت مي پندارند. از نظر آنان مقامات سعودي نبايد به شيعيان اجازه دهند اعمال بدعت آميز خود را بجاي آورند و بايد آنان رابه قتل برسانند، تبعيد و سركوب كنند و يا وادار به ترك عقيده نمايند.يكي از كارگران وهابي شركت نفتي آرامكو عربستان از شيخ بن جبرين پرسيد آيا غذا خوردن يك وهابي با كارگران شيعه سر يك ميز جايزاست. شيخ بن جبرين پاسخ داد:

(سعي كنيد از آنان دوري كنيد و جايتان را تغيير دهيد، در غير اين صورت با طعنه و كنايه و بي احترامي نفرت خود را نسبت به آنان نشان دهيد. شما بايد سعي كنيد بطلان و كذب بودن عقايد مخرب ومنحرفشان را آشكار كنيد و سپس آنان را متقاعد كنيد حقانيت مباني عقيدتي وهابيت را بپذيرند و دست از عقايد موهوم خود بردارند. اگر آنان مقاومت كردند بايد به عقوبت خود برسند و كشته شوند).

(بن جبرين) در مورد حكم فقهي مربوط به پرداخت زكات به خانواده هاي نيازمند شيعه در عربستان خاطر نشان كرد: (علماي وهابي در كتب فقهي خود پرداخت زكات به كفار و بدعت گذاران را منع كرده اندو از آنجا كه روافض جزو كفار محسوب مي شوند، نبايد زكات به آنان تعلق گيرد).

شيخ ناصر العمر، از سلفي هاي تندرو مشهور با تاكيد بر سازش ناپذيري تشيع و تسنن، بشدت سازش و مصالحه شيعه و سني را موردحمله قرار داد. وي در اين رابطه اظهار داشت : (اختلافات ما با روافض (شيعيان) فقط به مباحث فرقه اي محدود نمي شود. اختلاف ما در موردمسائل بنيادين و اساسي ديني است، نه بخشهايي از دين. در واقع هيچ نقطه مشتركي بين ما و شيعيان وجود ندارد).

(العمر) در پاسخ به همايش گفتگوي مذاهب كه در ژوئن 2003 دررياض برگزار شد از شركت كنندگان خواست روافض (شيعيان) را به اسلام واقعي و پيروي از شيوه اهل سنت دعوت كنند.

وب سايت مشهور وهابيون، خطبه هاي نماز جمعه مسجدالنبي مدينه را كه به امامت شيخ الهذيفي در سوم مارس 1998 و با حضور رئيس جمهور پيشين ايران، حجت الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني ايراد شد، تحت عنوان (يهوديان، مسيحيان و روافض را از عربستان اخراج كنيد) منعكس نمود. (شيخ الهذيفي) با تقبيح و سرزنش حاميان سازش و مصالحه سني و شيعه تصريح كرد: (چگونه شيعه و سني مي توانند با يكديگر سازش كنند در حالي كه اهل سنت با تمسك به قرآن و سنت نبوي (ص) دين را زنده نگاه داشته و تكريم نمودند، درحالي كه روافض (شيعيان) بطور علني به اصحاب پيامبر(ص) اهانت نموده و اسلام را نابود كردند. تا زماني كه شيعيان عقايد خود را ترك نگويند و به اسلام حقيقي نگروند، ما قدمي به سوي آنان بر نخواهيم داشت. خطر شيعيان براي اسلام بيش از يهوديان و مسيحيان است وهرگز نبايد به آنان اعتماد كرد. بنابراين مسلمين بايد با نهايت احتياط باآنان برخورد كنند). علماي سنتگرا، دومين طيف وهابيون بشمارمي روند و علماي نسل قديم نظير (شيخ بن باز، شيخ محمد بن عثيمين) و برخي از نئوسلفي ها نظير (شيخ صفار الحوالي) به اين گروه تعلق دارند. علماي سنتي وهابي از جدليون پيروي مي كنند و ديدگاه ها ومواضع خصومت آميز آنان نسبت به شيعيان از ديدگاههاي جدلي نشأت مي گيرد، با وجود اين گروه مذكور با قتل و اخراج شيعيان از كشور و مجبوركردن آنان به پذيرش وهابيت موافق نيستند، چرا كه اين اقدامات به بي نظمي و هرج و مرج مي انجامد. از نظر آنان بايد شيعيان را به ترك عقايدو اعمال بدعت آميز ترغيب نمود.

طيف سوم وهابيون كه روشنفكراني نظير عبدا... حميد، عبدالله صبيح،عبدالعزيز قاسم و عبدالعزيز الخدر را در بر مي گيرد ايده هاي ترقي خواهانه و سازشكارانه را ترويج مي كنند. گرچه حضور اين طيف درعرصه ديني و اجتماعي چندان پر رنگ نيست، ولي گرايش مذكور به سرعت در حال گسترش است. به عنوان مثال (الحميد) مفاهيم حقوق بشر را بر مبناي برداشت و تفسير متفاوتي از اسلام وهابي اشاعه مي دهد. وي معتقد است اسلام بر پايه عدالت و آزادي استوار شده و اين دو ركن اساسي در گسترش اسلام نقش عمده اي ايفا نموده اند. الحميددر اين رابطه مي نويسد: (امويان و عباسيان عدالت و آزادي را در قلمروخود گسترش ندادند، بلكه برعكس آنان اهل كتاب را از حقوق خودمحروم كردند و اسلامي را كه آنان به مردم تحميل كردند از وحي و پيامبر(ص) نشأت نمي گرفت. حكومت هاي عربي و جنبشهاي سلفي معاصروارث امويان و عباسيانند و شيوه آنان را در پيش گرفته اند و آنرا اسلام ناب مي نامند. حكومتهاي كشورهاي عربي از اين حقيقت غافلند كه دولت هاي سركوبگر و مستبد سقوط خواهند كرد، زيرا سركوب آزادي برخلاف سرشت بشري است و جنبشهاي سلفي نيز فراموش كرده اندهر فرقه اي كه رابطه نزديك بين اسلام و آزادي و عدالت را به درستي درك نكند از دين الهي منحرف شده است. بدين ترتيب تا زماني كه آزادي انديشه و بيان و عدالت وجود نداشته باشد، نهادهاي جامعه مدني شكل نخواهد گرفت. با نقض آزادي هاي اوليه فردي نظير سركوب بدعت گذاران (شيعيان)، فضاي صلح آميز جامعه اسلامي درهم شكسته مي شود و زمينه براي فرقه گرايي فراهم گردد).

(الحميد) برخي از قدماي سلفي را كه پيروان فرقه هاي مختلف اسلامي را بدون ادله متقن و تحقيق تكفير نموده اند بشدت سرزنش نمود. يكي از عملگرايان سلفي و استاد دانشگاه اسلامي امام محمد بن سعود بنام (عبدالله الصبيح) بر اهميت توده گرايي تأكيد مي نمايد. وي بااستناد به يكي از نظريه هاي روانشناسي اظهار مي دارد: (سرزمين مشترك عامل ايجاد احساسات و عواطف مثبت، نوع دوستي، محبت وصميميت بين اعضاي گروه هاي مختلف است، بدين ترتيب احساسات مذكور همزيستي مسالمت آميز و همگرايي گروه هاي مختلف را در پي خواهد داشت. حفظ توده ها وظيفه و مسئوليت همگاني و مستلزم روابط وتعاملات مستحكم اجتماعي است و اين امر به پلوراليسم منجر مي گرددو در نتيجه امكان طرح ديدگاههاي مختلف فراهم مي شود).

با ظهور نئوسلفي ها پس از حمله عراق به كويت در سال 1990 (شيخ سلمان العوده) به عنوان چهره اي توده گرا در ميان وهابيون مطرح شد.وي در مجموعه سخنراني هاي خود شيعيان را بشدت مورد حمله قرار دادو آنان را كافر ناميد. با اين حال پس از آزادي از زندان در سال 1998 به ميانه روي گرايش پيدا كرد. وي در ابتدا معتقد بود به علت اختلافات عميق بين گروه هاي اسلامي وحدت تحقق نخواهد يافت، ولي پس ازگرايش به ميانه روي اذعان كرد مي توان مواضع گروه هاي مختلف را به يكديگر نزديك نمود و به وحدت دست يافت. شيخ سلمان در اين رابطه مي گويد: (بجاي طرح و برجسته كردن موضوعات مورد اختلاف، بايدنقاط مشترك بين گروه هاي مختلف كه تعداد آنها زياد است مورد تاكيدقرار گيرد).

غالب فرقه هاي اسلامي در بسياري از زمينه ها داراي نقاط مشتركند ودين اسلام عامل پيوند گروه هاي مختلف با يكديگر است. اگر چه شيخ سلمان فقط گروه هاي سني را مد نظر قرار داده ولي عبارت پردازي وسبك بيان وي در اين مورد كاملا با لحن اهانت آميز سلفي ها متفاوت است. يكي از رهبران جنبش اصلاحات در لندن به نام (سعد الفقيه)علت تغيير موضع شيخ سلمان العوده را اينگونه توضيح مي دهد: (العوده در اين مورد با ديگر سلفي هاي ميانه رو نظير شيخ عبدالعزيز القسيم بحث و گفتگو كرد، در نتيجه افق فكري وي بسط يافت. اينك العوده به ميانه روي، بازانديشي و گفتگو گرايش پيدا كرده است).

از آن پس شيخ العوده به يكي از چهره هاي حامي گفتگوي مذاهب تبديل شد. اين گفتمان در سال 2003 و با هدف تسهيل روند مصالحه ملي صورت گرفت. شيخ العوده پس از ترك مواضع پيشين خود از وليعهدعربستان خواست ميانه روي اسلامي را كه با افراط گرايي و تندروي درتعارض است، در پيش بگيرد. وي ترويج و تبليغ فرهنگ گفتمان را ازطريق رسانه ها و نظام آموزشي خواستار شد.

نويسنده: فؤاد ابراهيم

مترجم: مهدي بهرام شاهي

منبع: هفته نامه پگاه حوزه

 


ادامه مطلب
[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:35 AM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

جریان سلفی بهترین گزینه برای آمریکاست

حجت الاسلام والمسلمین محمد مهدی فقیهی با بیان اینکه با وجود تمام کاستی‌ها، سستی‌ها و اشتباهات، حرکت تشیع، حرکتی صعودی و بسیار خوب نسبت به گذشته است، گفت: شیعه در سال های اخیر، حرکتی سریع و صعودی داشته است اما باید بداند که به صورت جدی بر روی میزهای کارشناسی قرار گرفته است و روزانه رصد می شود و دشمن به دنبال نقاط ضعف و ضربه زدن به جریان تشیع است.

حجت الاسلام والمسلمین فقیهی، پژوهشگر دینی و کارشناس مسایل دینی با بیان اینکه شیعه بعد از انقلاب اسلامی ایران در شرایطی قرار گرفته است که نگاه های زیادی را متوجه خود کرده است، تصریح کرد: شیعه به دلیل قدرتی که به لحاظ حاکمیت نظام شیعی با خود همراه کرده است، تاثیر بسیار زیادی را در حوزه پیرامونی منطقه ای و فرامنطقه ای داشته است.

او با بیان اینکه قدرت شیعه تهدیداتی را متوجه دیگران کرده و توانسته است به جهانیان بفهماند که یک تفکری وجود دارد که تفکر ناب اسلامی است و در شرابط بن بست همه ی حوزه های فکری و نظام های سیاسی اقتصادی قادر است در جهان مدرن و پسا مدرن نظام سازی کند و در همه ی حوزه ها پیشنهاداتی راهگشا ارائه کند خاطرنشان کرد: قدرت‌های بزرگ نمی‌خواستند به قدرت شیعه توجه کنند اما به دلیل شرایطی که رخ داد، مجبور شدند تا حساب ویژه‌ای برای جریان شیعی باز کنند.

فقیهی با تاکید بر اینکه امروزه شیعه هم به لحاظ شناخته شدن در بسیاری از مناطق جهان و هم با توجه به وضعیت های مختلف، مورد توجه بیشتر محافل بیرونی قرار گرفته است، گفت: با شرایط موجود لازم است هم باز تعریفی از جریان شیعی داشته باشیم و از مقدورات و امکاناتمان اطلاع یابیم تا بتوانیم هدفگذاری کنیم و هم بدانیم که شیعه را جدی گرفته اند و در معرض تهدیدات سازماندهی شده قرار گرفته است.

او افزود: یعنی شیعه در معرض جریان های وسیع اطلاعاتی، امنیتی و فرهنگی است و لازم است تا شیعیان در بافت‌های مختلف، مراقب باشند تا از اختلافاتشان سوءاستفاده نشود لذا باید به سمت حل اختلافات بین جریان‌های درون شیعی بروند و متوجه باشند که امروز جریان های استکباری به صورت جدی در فکر این هستند که اگر نمی توانند قدرت رو به توسعه شیعه را متوقف کنند، لااقل سرعت آن را کم کنند.

فقیهی با تاکید بر اینکه یکی از راهبردهای استکبار در مواجهه با تشیع و به ویژه ایران و عراق، استفاده از جریان هایی است که در جهان عرب به وجود آورده است، بیان کرد: استکبار جهانی و به ویژه آمریکا قصد دارد تا به جای حضور مستقیم در کشورها، از جریان‌هایی مانند سلفی‌ها که در جهان عرب به وجود آمده و سالیان گذشته توسط انگلیسی‌ها بنیان گذاری شده اند، بهره برداری کامل داشته باشد. در واقع قصد دارد تا با حرکت دادن و زنده کردن مجدد جریان وهابی و نحله های مختلف سلفی، به اهداف خود در کشورهای اسلامی نزدیک شود.

او با بیان اینکه جریان سلفی بهترین گزینه برای آمریکاست، اظهار کرد: آمریکا قصد دارد تا به جای استفاده از عناصر سکولار و لاییک در مناطق اسلامی و تامین منافع آنها، از جریان سلفی استفاده کند، چراکه هم به لحاظ ثبوت و هم به لحاظ اثبات، دیگر امکان ادامه حاکمیت جریان‌های گذشته و به تبع این جریان، تامین منافع آمریکا نبود. در عین حال آمریکا به این نتیجه رسیده است که مردم اسلام خواه هستند و به خاطر گرایش ذاتی مردم به دین و اسلام، می تواند جریان های سلفی را در کشورهای اسلامی به قدرت برساند تا آنها بتوانند در آینده، راهبردهای اساسی آمریکا را در جهان و بخصوص جهان اسلام پیاده کنند.

او ادامه داد: بنابراین یکی از بزرگ ترین راهبردهای آمریکایی‌ها در مناطق اسلامی، مهار تفکر شیعی است و به جای اینکه خود را درگیر کند، یک جریانی را مثل سلفی در مقابل جریان شیعی قرار می دهد تا به راهبرد آرمانی آمریکا، انگلیس، فرانسه و ناتو دست یابد. چراکه صرف حضور یک قدرت مستقل شیعی که از منافع خود دفاع می‌کند، برای آنها تهدید بسیار جدی است.

فقیهی با تاکید بر اینکه شیعیان باید بدانند که در چه شرایطی واقع شده اند، گفت: بزرگان منطقه و شیعه باید به این مساله توجه کنند تا بتوانند با شناخت درست دشمن، نقشه های آنها را رصد کرده و در مقابل آنها بایستند. چراکه اگر اهداف و تاکتیک‌های دشمن را ندانیم، عقب می‌مانیم و حتی ممکن است، ببینیم که بازی آنها را خورده‌ایم و کاری کرده‌ایم که آنها می‌خواستند.

او افزود: لذا بهترین راهکار این است که بدانیم، راهبرد آمریکا برای منطقه در سال‌های آینده، ترویج طایفه‌گری و به قدرت رساندن جریان سلفی و تحریک افکار عمومی جهان اسلام علیه تفکر شیعی است. از این رو رسانه‌ها، سیاستمداران، حوزه‌های دینی و مراجع می‌توانند نقش‌های بزرگی ایفا کنند.

او با بیان اینکه با توجه به تحلیل های ارائه شده، جریان شیعی نباید رفتاری منفعلانه داشته باشد، تصریح کرد: ما باید با تحلیلی درست، راهبردهای جدی و مشخص و برنامه‌ها و سیاست‌های مدونی برای زمان‌ها و مقاطع مختلف داشته باشیم. البته متاسفانه کشورهای عربی ابزار قدرت‌های بزرگ هستند لذا ما باید ببینیم که با این وضعیت و وضعیت‌های دیگری که تصور آن می‌رود، چگونه رفتار کنیم تا به انفعال نیفتیم. البته تاسیس مراکز متعدد تحقیقاتی، راهبردی و استراتژیک می‌تواند به جریان شیعی کمک کند.

فقیهی درباره نحوه پیوند سرمایه‌های مختلف شیعی برای تغییر نگاه به آن در دراز مدت گفت: این مساله به حوزه افراد و نظام‌های سیاسی حاکم بر کشورها به ویژه نجف و قم باز می گردد. ما به عنوان شیعه چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه بگوییم و چه نگوییم، چه خواسته باشیم ببینیم و چه نخواسته باشیم ببینیم، با یکسری تهدید مشترک مواجهیم که نسبت به این وضعیت اگر خواسته باشیم خوب عمل کنیم باید بدانیم تشیع در جهان با چه شرایطی مواجه است تا شرایط آرمانی خود را در مقطع‌های متفاوت هدف‌گذاری کنیم.

به گفته او، وقتی ما وضعیت و امکانات خود را شناختیم و تعریف کردیم، کار بعدی این است که اینها را برای رسیدن به نقطه مطلوبی که در نظر داریم، هدفگذاری کنیم و شرایط را به نفع تشیع رقم بزنیم لذا باید فهم فوق‌العاده دقیق و ریزی از شرایط موجود داشته باشیم.

فقیهی با بیان اینکه این مساله در مرحله اول وظیفه دستگاه‌های درون حاکمیت و حوزه است که این اقتدار و توانایی را دارند و می‌توانند اعتباراتی را تخصیص دهند، تصریح کرد: ما باید عناصری را در حوزه‌های قم و نجف و امثالهم تربیت کنیم که بتوانند در آینده، در حوزه‌های تحقیقات راهبردی و استراتژیک فعالیت کنند.

او با تاکید بر اینکه تشیع جریانی است که حقانیتی متبلور را در پیشانی دارد و افق های روشنی در آینده به او نوید داده شده است، اظهار کرد: اگر این توجه و اعتقادات را داشته باشیم و بتوانیم لایه های مختلف جوامع شیعی را به اینجا برسانیم و آن لایه‌ها بتوانند اهمیت شرایط موجود، اهمیت خطراتی که ما را تهدید می کند و اهمیت وظایفی که برای اوج بخشیدن به حرکت شیعه بر دوش ما قرار دارد را بدانند، زمینه‌های اولیه حرکت هماهنگ و نظام‌مند تشیع را در این جهان پر آشوب فراهم کرده‌ایم و تا زمانی که اهمیت این وضعیت را خوب نفهمیم، نمی توانیم حتی به نقطه حل تعارضات درونی خود برسیم.

فقیهی بیان کرد: اینکه ما اختلاف سلیقه داریم، شکی نیست، اما باید وجود اختلاف نظرها را در یک سطحی به رسمیت بشناسیم. همچنین باید مکانیزمی برای مواجهه با تهدیدات طراحی کنیم لذا نیازمند سازمانی هستیم که اختلافات را روزانه رصد کند و مراقب باشد که اختلافات از سطح معمول بیشتر نشوند؛ البته همه اختلافات تهدید محسوب نمی شوند و می‌توان از کنار آن گذاشت.

او با اشاره به اینکه ما شیعه هستیم و پیرو امیرالمومنین(علیه السلام) و این پیروی این وظیفه را بر گردن ما می گذارد که چگونه اختلافات را در مرز مشخص نگه داریم و مسایل مهم و اساسی اسلام و تشیع را قربانی اهداف دنیاخواهانه نکنیم، گفت: ما باید اهمیت وضعیت موجود و وظایفی که از لحاظ اعتقادی، فکری و اخلاقی بر دوش ما قرار دارد را برای درک شرایط موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب به عنوان شیعه خوب بفهمیم و برای رسیدن به آن نقاط، از باب وجوب عینی یا مقدمه واجب، یکسری مسایل را رعایت کنیم و مکانیزمی را برای حوزه اختلافاتمان طراحی کنیم. هم چنین می‌توانیم با تدارک یک سازمان یا گروه، اختلافات را برای حل آنها رصد کنیم تا به خط قرمز نرسند.

فقیهی با بیان اینکه هنوز برخی ضرورت این قضیه را درک نکرده اند که باید اختلافات را برای مقابله با دشمن کنار بگذارند، اظهار کرد: ما می‌توانیم با یکسری راهبردهای کلان، این راهبردها را به سیاست های ریزتر یا به ساختارها، سازمان‌ها و شبکه‌های مختلف که با یکدیگر هم افزایی داشته باشند، تبدیل کنیم تا بخش‌هایی از اهداف بزرگ جریان شیعی را پوشش دهیم اما متاسفانه به قدر کافی ضرورت قضیه را درک نکرده ایم و تا جایی که بنده سراغ دارم، کار خوبی در این وسعت صورت نگرفته است؛ البته کارهایی در حال انجام است و موسساتی فعالیت می‌کنند، اما یک سری خط شکن از حوزه های متولی با امکانات و اعتبارات، لازم است تا مسایل را با طراحی و برنامه ریزی، جلو ببرند لذا ضرورت دارد تا آقایان توجه بیشتری کنند.

او با اشاره به حرکت صعودی جریان تشیع در سال های اخیر یادآور شد: صعود سریع جریان تشیع، یک سری مواجهات وسیعی را در مقابل این جریان قرار داده است که نباید به آنچه تاکنون حرکت کرده، اکتفا کند و باید بداند که با برنامه‌های وسیع دیگری مواجه خواهد شد. البته ما معتقدیم که حرکت شیعی به عنوان یک حرکت ناب الهی خدشه‌ناپذیر، روز به روز گسترده می‌شود و به سمت اهداف و آرمان‌های خود پیش خواهد رفت.

فقیهی با اشاره به مسوولیت هر فرد شیعه در مقابل جریان تشیع گفت: دو حوزه قدرت و فکر و حوزه اندیشمندان و روشنفکرانی که مسایل و مشکلات جامعه را می‌بیینند و کاستی ها را نشان می‌دهند، باید با هم بنشینند و بحث کنند تا برای مشکلات راه حل بیابند. ما در بخش‌های مختلف باید حرف‌های زیادی بزنیم یعنی دولت‌ها، حوزه‌ها، جریان روحانیت، دانشگاه‌ها، استادان و لایه‌های دیگر مردم از طبقات مختلف، هر کدام با توان، فهم و دانش و امکاناتی که دارند، مسوول هستند.

وی افزود: البته یکسری کارهای متفرقه انجام می‌شود اما اگر این هدف را برای عملی کردن در سازمانی طراحی نکنیم و به سمت اجرایی شدن نرویم، نمی توانیم انتظار داشته باشیم که لایه‌های مختلف شیعی بتوانند بخش قابل توجهی از وظایف خود را عملیاتی کنند لذا باید یک مجموعه‌ای باشد تا این مجموعه، این خواست‌ها و تکالیف را که بر عهده بخش‌های مختلف است، از آنها بخواهد و گوشزد کند. در آن وقت ما می‌توانیم اطمینان داشته باشیم که یک درصد قابل قبولی از آنچه باید محقق شود، محقق می‌شود.

او خاطرنشان کرد: لذا چنین سازمانی باید طراحی شود و عناصری معتقد در آن جمع شوند تا بتوانند این کار را عملیاتی کنند و در عین حال در مقابل انتظارات ما پاسخگو باشند لذا می تواند فردی نباشد که اگر انگیزه‌اش یا خودش از بین رفت و وارد فضای دیگر شد، این کار متوقف شود.

فقیهی تشکیل سازمانی راهبردی و تحقیقاتی را نیازی استراتژیک برای جریان تشیع دانست و اظهار کرد: تا وقتی چنین سازمانی نباشد، نمی‌توان انتظار داشت که کارهای کاملی صورت بگیرد. البته کارهایی در حال انجام است، اما کافی نیست. چون بخش‌های محدود و نهادهای محدودی را درگیر می‌کند و وظایف محدود و خاصی را در رده‌هایی تعریف می‌کند لذا باید در لایه‌های دیگر این مراکز تعریف شوند و مناسبات خود را دقیق کنند تا کارهای موازی صورت نگیرد.

او افزود: شروع این کار یک ضرورت بسیار جدی برای مناطقی نظیر تهران و بغداد و باکو و بحرین و دیگر کشورهاست تا هم وضعیتمان را رصد کنیم و هم مناسباتمان را با دیگر مذاهب اسلامی تعریف کنیم.

او در پایان با بیان اینکه ما باید از خود تعریفی درست ارائه دهیم تا در مواجهه با تبلیغات فریبنده و غرض آلودی که علیه تشیع صورت می‌گیرد، محکم بایستیم، گفت: اگر دیر به فکر بیفتیم، ناخواسته خدمتی به جریان راهبردی آمریکا یعنی جریان سلفی کرده‌ایم.

به گزارش شفقنا، حجت الاسلام والمسلمین فقیهی متولد سال 1341 از شهر مقدس مشهد است که ادبیات عرب و تا بخش هایی از فقه و اصول را در مدرسه‌ی مرحوم آیت الله موسویان شاگردی کرده است و...

 


ادامه مطلب