ıllıllı درهم ıllıllı

صفحه اصلی بلاگ راسخون فروشگاه راسخون تماس با من

لحظه های سخت زندگی

 
لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری دردت را در سینه ات فرو می ریزی تا آشکار نگردد
لحظه هایی هست که وقتی اشک در چشمانت حلقه زده، بغض می کنی اما پشت لبخندی ساده پنهان خواهی کرد
لحظه هایی هست که وقتی دلت خیلی گرفته و می خواهی درد دلت را فریاد بزنی از سنگینی بغضت نمی توانی
لحظه هایی هست که سخت، خسته می شوی از دست کسانی که حرف هایت را نمی فهمند و باز چیزی نمی گویی
لحظه هایی هست که وقتی از تنهایی زمین گیر می شوی، سرت را به دیوار تنهاییت می گذاری و باز هیچ نمی گویی
لحظه هایی هست که دلت می خواهد فریاد زنی و خالی شوی از هر چه درد، ولی باز نمی توانی...
و
لحظه ایی که سخت تر از تمام لحظه هاست. لحظه ای که عادت می کنی به هر چه درد و چه سخت لحظه ایست..


[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 4:37 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

هدف عشق عاشق پیشگیست.

  

 

به نام خدایی که خالق عشق است 

خدا قلب را آفرید و برای آن دو تپش قرار داد، تپش تن و تپش روح.
تپش تن، تپش قلب بود و تپش روح،
عشق، و این " دل " که مرکز خواستن است. این تمایل میان زمین و آسمان در نوسان است.
اگر به سوی شکم و شهوت گراید زمینی می شود و به سوی خرد و عقل، آسمانی، و علامت آسمانی بودن
عشق قداست است.
کدام عاشق در چشمان معشوق می تواند نگاه کند !؟ کدام ؟
چرا !؟
چون معشوق آسمانیست، سخت است نگاه در نگاه او...
زندگی با
عشق رنج است و بی عشق مرگ.
 اما رنج
عشق با امید وصال بسیار شیرین و گواراست. عشق را جز با رنج نفروشند.

خدایا! هدف عاشقی رسیدن به معشوق نیست، یاری ام کن دریابم هدف، عاشق پیشگیست نه رسیدن به معشوق.
معشوق بهانه است،
عشق هدف است.



 (دکتر میثاق)



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 4:29 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

خدا را می شود همه جا احساس کرد.



خدای مهربان را که نباید فقط در آسمان ها به دنبالش گشت!
می شود خدا را در همینجا میان آدم ها پیدا کرد...
در دل کسی که امید را به زندگی ناامیدی بر می گرداند.
در چشمان کسی که خنده را به جای غم در دلها می نشاند.
در دستان کسی که از بزرگی و مهربانیش گره از کار خیلی ها گشوده...
و در قلب و روح خیلی ها که قد خوبی هایشان به بلندای آسمان است.
آری. خدا را می شود همه جا دید و احساس کرد...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:50 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

فقط خدا می داند.



باور کن هیچ چیزی در این دنیا ارزشی بالاتر از این ندارد!
غمی را از دل زدودن و لبی را به خنده وا کردن.
فقط خدا می داند بزرگی و بخشندگی قلبی را، 
که به ازای هدیه لبخندی،
از تمام دردهای خود گذشته که فقط دیگری را شادتر ببیند...
فقط خدا می داند اندازه این خوبی را، این مهربانی را،

                       فقط خدا می داند...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:50 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

وقتی دلت بگیرد.



وقتی دلت بگیرد، دیگر فرقی نمی کند کجا باشی! دلت می خواهد که فقط بباری ...
اما
گاهی به بهانه غرور به دنبال جایی هستی که هیچکس نباشد! 
زیر باران، قدم زدن در یک خیابان بی انتها و یا تنها راندن در یک مسیر مشخص با گوش دادن به یک ترانه پر از غم و یا حکایت بالش خیس در پی جاری شدن اشک های شبانه ...
و حتی گاهی هم هر چقدر که غرور داشته باشی، میان هجمه نگاه ها که بغضت بگیرد، سر بر می گردانی، سکوت می کنی و لمس اشک هایی که نمی خواهی آشکار گردد ...
مثل همین حالا!
لابد تو هم خیلی دلت گرفته که می خواهی بباری ...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:49 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

حرکت و کوشش



آنها که حال حرکت و کوشش ندارند،
حرف برای گفتن بسیار دارند و می گویند این بزرگان استثنا بودند !
اگر این بزرگان نیز چنین می اندیشیدند هرگز استثنایی نمی شدند...
برای نتوانستن همیشه توجیهاتی هست...
انسان های بزرگ برای توانستن انگیزه ایجاد می کنند
اما
آدم های تنبل بسوی مرگ پیش می روند...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:49 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

درد دلتنگی



نه فرهادم که از شدت دلتنگی دل کوه بشکافم!
نه مجنونم که توان آن داشته باشم سر به بیابان بگذارم!
تمام این دلتنگی ها را همین جا در قلبم فرو می ریزیم و در اشک هایم خلاصه می کنم ...
نمیدانی چه دردی دارد و چه سخت است، تیشه به دل کوبیدن و
آواره شدن در هیچ مکانی و هیچ بیابانی...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:48 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

مرور خاطرات



گاهی به گذشته خیره می شویم و خاطرات را مرور می کنیم ...
می فهمیم خیلی چیزها را جا گذاشته ایم 
مهربانی را ...! 
عشق را ...! 
لبخند را ...! 
شادی های بی دلیل را ...! 
و یا حتی کسی را ...! 
خسته، دلگیر، غمگین و پریشان از چیزهایی که دیگر نیست و هستیم ...
امـــا 
هنوز هم خوب می دانیم،
خوب می دانیم 
آخرش روزی می رسد که به این دلتنگی ها پایان دهد ...
روزی که دوباره عشق و شادی را به همراه دارد ... 


.......

پ.ن: 
ممکن است این دلتنگی ها به خاطر تغییر شخصیتی و یا فراق از خانواده، رفیق و یا هر کس که دوستش داریم باشد ...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:48 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

کودک و مادر



کودکی شش ساله مادرش را بر روی تخت بیمارستان دید و دکترش گفت تا چند وقت دیگر زنده نمی ماند ...
کودک سوال کرد چند وقت دیگر ؟ 
دکتر گفت پاییز ...
بچه گفت پاییز یعنی چه روز ؟
دکتر گفت وقتیکه برگهای درختان می ریزد ...
بچه خانه آمد و نخ و سوزن برداشت، رفت تا تمام برگ های شهر را به درختان بدوزد ...



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:47 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]

زیبا ترین ستایش ...

 


زیبا ترین ستایش نثار کسی که کاستی هایم را می داند


و باز هم دوستم دارد ...


 
http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/mataleb1/baron1.matalebeziba.ir.gif
 

 



[ شنبه 14 آذر 1394  ] [ 2:46 PM ] [ محمد قلی نژاد ] [ نظرات(0) ]
.: تعداد کل صفحات 14 :. 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

درباره وبلاگ



نویسندگان

  محمد قلی نژاد

لینک دوستان

♛♛♛امام حسن (ع) برگزیده بخشایش گر♛♛♛
اخت الرضا
دانلود ویدیو های آپارات
راسخون
ツ لبخند زیبای زندگیツ
عاشق رضا

آرشیو ماهانه

دی 1396
تیر 1395
مرداد 1395
شهریور 1395
آذر 1394

آرشیو موضوعی

امام رضا
داستان کوتاه

آمار وبلاگ

كل بازديدها : 49892 نفر
كل نظرات : 6 عدد
كل مطالب : 279 عدد
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 14 دی 1396 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 13 آذر 1394 

دیگر امکانات

كد موسيقي براي وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون
[ ویرایش قالب : راسخون | Theme By : Avazak.ir ]