عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

شهید عزیز قاسم پور

نام پدر: صید طاهر تاریخ تولد: 1/2/1343
محل تولد: لرستان - نور آباد دلفان - گاوکش علیاء تاریخ شهادت: 7/1/1367
محل شهادت: شاخ شمیران مدت طول حیات:  24 سال
مزار شهید: گلزار شهدای روستای گاوکش علیاء  

 

عزيز قاسم‌پور در سال 1343 هجري شمسي در روستاي گاوكش علياء از توابع شهرستان نورآباد در خانواده‌اي متديّن و مذهبي ديده به جهان گشود. پس از گذشت هفت سال از عمر پربركتش در همان روستا وارد دبستان شد و تحصيلات ابتدايي را با موفقيت به پايان رسانيد. وي در دوران كودكي همراه پدرش مشرف به زيارت بارگاه مشهد مقدس شد و از آن پس در كلاس‌هاي قرآني كه از سوي عموي شهيدش، حاج علي‌رضا قاسم‌پور برگزار مي‌گرديد، مجدانه شركت مي‌كرد.
با ورود به دوران نوجواني، با دستورات امر و نهي‌هاي كتاب آشنا و آنان را سرلوحه‌ي زندگي خويش نمود و همواره به نماز اول وقت خيلي مقيّد بود و ديگر مسايل عبادي را از جمله روزه، امر به معروف و نهي از منكر، صله‌ي ارحام، نوازش و دستگيري از يتيمان و درماندگان و ... با خلوص نيت اهتمام مي‌ورزيد و عضو فعال پايگاه مقاومت شهداي روستاي گاوكش بود.
با شروع جنگ تحميلي با لبيك گفتن به فرمان رهبر كبير انقلاب، راهي جبهه شد. عزيز قاسم‌پور در طول دفاع مقدس تا زمان شهادتش، يازده بار به عنوان يك بسيجي مخلص به ميادين نور عليه ظلمت اعزام شد و جمعاً مدت 36 ماه و 25 روز در هشت عمليات و شش پدافند در رده‌ي: بي‌سيم‌چي، آرپي‌جي زن، تيربارچي، فرمانده و ... مردانه رزميد. در سال 1362 فرماندهي و مسئوليت دسته اول گروهان عمار از گردان علي بن ابيطالب (ع) را در منطقه جفير پذيرفت. سال 1366 معاونت گروهان‌هاي امام حسين (ع) و حجاران از گردان حمزه سيدالشهداء تيپ مستقل 57 ابوالفضل (ع) لرستان را در عمليات‌هاي نصر 8 و بيت‌المقدس 4 عهده‌دار شد و در مسابقه دو 5 کيلومتري که در زمستان 1366 بين نيروهاي گردان مزبور، برگزار گرديد به عنوان نفر اول به خطر پايان رسيد. در سال 1365 در عمليات حاج‌عمران از ناحيه‌ي كتف و بازوي چپ مورد اصابت دو گلوله‌ي تيربار دشمن قرار گرفت و شديداً مجروح گرديد. اما مجروحيت جسم نتوانست مانعي براي عشق روحي‌اش شود و از آن پس مهم‌تر و با ايمان و اراده‌اي دوچندان با دستي زخمي و آويخته بر گردن با وجود مخالفت‌هاي اقوام، دوستان و آشنايان بار ديگر قدم در وادي ايثار و استقامت نهاد.
او عاشق ايثار و شهادت بود به نحوي كه قبل از شهادت تاريخ شهادتش را پشت عكسي كه به يكي از هم‌رزمانش داده، نوشته بود و در همان تاريخ يعني هفتم فروردين‌ماه سال 1367 در عمليات بيت‌المقدس 4 بعد نماز صبح بر اثر اصابت گلوله به سر، گردن، و سينه به وصال محبوب رسيد و در سنّ 24 سالگي به رداي سرخ شهادت ملبّس شد و با عزت و عظمت در جوار ديگر شهداي هم‌رزمش در قريه‌ي گاوكش علياء چهره در نقاب خاك كشيد.

 


منبع: کتاب راویان عشق صفحه 118





لينک مطلب
 توسط محمد مفيد در پنج شنبه 25 آذر 1389  ساعت 2:46 PM نظرات 0

شهید حسینعلی مرمزیار

نام پدر: صحبت ا... تاریخ تولد: 30/6/1358
محل تولد: تهران - کرج تاریخ شهادت: 3/5/1378
محل شهادت: قائن مدت طول حیات: 20 سال
مزار شهید:  

 

روز سي‌ام شهريور ماه سال 1358 کودکي از تبار سربازان توحيد قدم به عرصه هستس نهاد و با اولين خنده کودکانه‌اش خستگي را از چهره پدر زدود. حسين‌علي 5 سال آغازين زندگي خود را در منطقه‌ي حصارک کرج سپري کرد. پس همراه خانواده به همدان مهاجرت نمود و در آن‌جا آموختن علم را آغاز کرد. گرچه فقر سايه‌ي شوم خود را بر زندگي آن‌ها گسترانده بود اما آنان اميد به حق و رزق حلال را فراموش نکردند. حسين‌علي به منظور تأمين معاش خانواده روزها به کارهاي لوله‌کشي ،سيمان کاري ،جوشکاري و... پرداخت و شب‌ها آموختن علم را در هنرستان ادامه داد. او حتي اغلب مسافت بين خانه تا مدرسه را پياده مي‌رفت تا استفاده از وسايل نقليه را کنار بگذارد و آن‌ها را براي خرجي خانه در اختيار مادر قرار دهد. شايد هيچ‌کس باور نکند که او شب‌ها با لباسي خيس به خانه مي‌آمد و سريع آن را عوض مي‌کرد تا مادر نبيند که فرزندش مسافتي طولاني را در زير بارش باران پياده طي مي‌کند. بالاخره حسين‌علي مدرک ديپلم خود را دريافت کرد و جهت انجام خدمت نظام وظيفه به منطقه‌ي بيرجند قائنات رفت و دوره‌ي آموزشي را در پادگان محمد رسول ا....(معروف به جهنم سبز)گذراند. اخلاق حسنه و مهرباني حسين‌علي در ميان دوستان و آشنايان زبانزد بود هميشه مي‌گفت:« تا آقا (آيه ا... خامنه‌اي رهبر انقلاب) سربازاني مثل ما دارند هيچ کس نمي‌تواند به ايشان آسيب برساند.» و سرانجام دست روزگار او را در روز سوم مرداد سال 1378 پرپر ساخت. اتومبيل ورمزيار در هنگام تعقيب و گريز اشرار واژگون شد و پايه تيربار به داخل شکمش فرو رفت و باعث خونريزي شديد او شده بود. محاصره‌ي سربازان اسلام توسط اشرار باعث شد او را دير به بيمارستان برسانند. حسين‌علي در آخرين دقايق به فرمانده‌ي عمليات گفت:به مادرم نگوييد که من سوختم. سرانجام همان روز بعد از چند ساعت بي‌هوشي کامل در بيمارستان در سن 20 سالگي شربت شيرين شهادت نوشيد و از دنياي خاکي رهايي يافت.


منبع: کتاب شهیدان کویر





لينک مطلب
 توسط محمد مفيد در پنج شنبه 25 آذر 1389  ساعت 2:46 PM نظرات 0

شهید علی اصغر رنجبران

نام پدر: عباس تاریخ تولد: 23/8/1335
محل تولد: تهران - تهران - ... تاریخ شهادت: 13/8/1362
محل شهادت: ارتفاعات کانی مانگا (پنجوین) مدت طول حیات: 27 سال
مزار شهید: بهشت زهرا (س)-قطعه 24-رديف77-شماره27  

 

علي‌اصغر در روز بيست و سوم آبان ماه سال 1335 در ميدان خراسان شهر تهران به دنيا آمد.او تنها فرزند پسر خانواده بود پدر تلاش بسياري براي تربيت ديني او انجام داد.در سن 7 سالگي آموختن را آغاز نمود و به دليل عضويت پدر در گروه فدائيان اسلام با الفباي مبارزه در همين سنين آشنا شد.علي‌اصغر معارف ديني را در کنار تحصيل فرا گرفت.او بعد از اخذ مدرک ديپلم در رشته علوم تجربي از دبيرستان تمدن تهران به خيل ياوران روح‌الله پيوست و در تظاهرات 17 شهريور ماه 1357 حاضر شد.در دوران جواني به علت علاقه به ورزش در باشگاه فوتبال ثبت نام کرد. بعد از پيروزي انقلاب به حمايت از دستاوردهاي اين نهضت پرداخت و در تاريخ 22/8/1358 سبزپوش دشت شقايق سپاه پاسداران شد دوره 15 روزه آموزشي را که به پايان رساند با سمت فرمانده دسته به بيجار اعزام گشت.بابازگشت به تهران در پادگان وليعصر (عج)‌ مستقر گرديد و با انجام کارهاي اطلاعاتي، عناصرضدانقلاب را شناسايي نمود.در تيرماه سال 1359 به همراه تعدادي از بچه‌هاي گردان، درشهر بانه تا پايان شهريورماه خدمت کرد.براي مدتي با سمت فرماندهي گروهان در سرپل ذهاب فعاليت داشت.با انتقال به تهران حفاظت از لانه جاسوسي و فرماندهي گروهان 2 ازگردان 4 سپاه را پذيرفت.اوايل سال 1360 حفاظت از بيت امام(ره) را بر عهده گرفت درخرداد ماه همان سال درکنار شهيد متوسليان به مريوان اعزام گشت. در اواسط همان سال فرماندهي گردان 6 سپاه در پادگان وليعصر (عج)‌ را به او سپردند.رنجبران در تاريخ 5/6/1360 ازدواج کرد و صاحب فرزندي به نام محمدحسين گشت.در عمليات فتح‌المبين با سمت فرماندهي گردان، عمليات بيت‌المقدس، عمليات والفجر4 با عنوان جانشين فرماندهي تيپ 3 ابوذر حماسه آفريد.معاون تيپ عمار از لشگر 27 محمدرسول‌الله (ص) سرانجام در سحرگاه روز سيزدهم آبانماه سال 1362 در مرحله سوم عمليات والفجر 4 در منطقه پنجوين بر اثر مجروحيت از ناحيه پا و شکنجه نيروهاي بعثي که چوب دستي او را در دهانش فرو برده بودند در سن 27 سالگي جان به جان آفرين تسليم کرد پيکر پاکش را در تاريخ 19/8/1362 در بهشت زهرا (س) قطعه 24، رديف 77، شماره 27 در جوار مزار شهيد چمران به خاک سپردند.


منبع: کتاب حکایت مردان مرد و بی کرانه ها





لينک مطلب
 توسط محمد مفيد در پنج شنبه 25 آذر 1389  ساعت 2:46 PM نظرات 0

شهید نجف جابری

نام پدر: سبز مراد تاریخ تولد: 1333
محل تولد: لرستان - نور آباد دلفان - گاوکش علیاء تاریخ شهادت: 16/2/1361
محل شهادت: فکه مدت طول حیات: 28 سال
مزار شهید: گلزار شهدای روستایگاوکش عایاء  

نامش «نجف» بود؛ متولّد سال 1333، در روستاي گاوکش علياء از توابع شهرستان دلفان بزرگ شد. محيط خانواده و روستا از او فردي بردبار، صبور و کوشا ساخته بود. او در سنين جواني همراه و همقدم پدر در مزارع به کشاورزي پرداخت و زمستان‌ها نيز به کار در شهرستان‌ها مشغول بود تا بلکه معاش خانواده را تأمين کند. در سفرهايي که به تهران داشت، در تظاهرات‌ها و راهپيمايي‌هايي که عليه رژيم منحوس پهلوي برگزار مي‌شد، حضوري فعالانه و آگاهانه داشت و در روز 17 شهريور همراه مردم فرياد مرگ بر شاه سر داد.
او در تاريخ 28/9/1359 راهي جبهه‌هاي غرب در منطقه‌ي بازي دراز شد. بعد از 3 ماه به مرخصي آمد اما هر بار که آمد از پدر و مادر انتقاد مي‌کرد که شما دعا نمي‌کنيد تا من شهيد بشوم. نجف 12 ماه در جبهه‌هاي غرب جنگيد و در عمليات بازي دراز حماسه آفريد. در تاريخ 20/12/1360 به جبهه‌ي جنوب رفت و بعد از شرکت در عمليات فتح‌المبين در تاريخ 7/12/1361 در مرحله‌ي دوم عمليات بيت‌المقدس حاضر شد و سرانجام در تاريخ 16/2/1361 در سنّ 28 سالگي بر اثر اصابت گلوله به قلب به شهادت رسيد و در گلزار شهداي روستاي زادگاهش به خاک سپرده شد.


منبع: مطالب ارسالی از طرف آقای قاسم خانی





لينک مطلب
 توسط محمد مفيد در پنج شنبه 25 آذر 1389  ساعت 2:46 PM نظرات 0

شهید علی اکبر درویشی

نام پدر: تاریخ تولد: 1336
محل تولد: مازندران - ساری - ولشکلای تاریخ شهادت: 23/4/1361
محل شهادت: شلمچه طول مدت حیات: 25 سال
مزار شهید:  

 

علي‌اکبر در سال 1336 در روستاي ولشکلاي شهرستان ساري ديده به جهان گشود. کودکي او در کنار مردم مهربان زادگاهش سپري گشت و در نزد مادر فرامين دين مبين اسلام را آموخت. در آغاز هفتمين سال زندگي به مدرسه رفت و تحصيلاتش را تا اخذ مدرک ديپلم ادامه داد.
با اوج‌گيري مبارزات امام امت به خيل ياوران و ياران امام (ره) پيوست و با پخش اعلاميه از امام (ره) حمايت کرد با پيروزي اين نهضت عظيم مردمي به حراست از دستاوردهاي انقلاب برخاست و در کميته انقلاب اسلامي مشغول فعاليت شد و بعدها با تشکيل سپاه پاسداران به عضويت اين نهاد مقدس درآمد.
با تجاوز رژيم بعثي به ايران روانه ميدان نبرد شد و در طول سالهاي جنگ مسئوليتهاي بيشماري را بر عهده گرفت از جمله فرمانده گروهان زرهي پياده در عمليات ثامن الائمه (ع) فرماندهي تيپ پياده کوهستاني در کردستان و فرماندهي گردان حضرت ابوالفضل (ع) در عمليات رمضان.
سرانجام اين دلداده لشکر توحيد در سن 25 سالگي در تاريخ 23/4/1361 در سرزمين شلمچه آسماني شد تا نامش در جرگه شاهدان عمليات رمضان جاودان ماند.


منبع: مجله سبز سرخ شماره 39 صفحه 3





لينک مطلب
 توسط محمد مفيد در پنج شنبه 25 آذر 1389  ساعت 2:31 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET