آدمی این قالب تن نیست،قالب همچون کاروانسرایی است که در او
هر لحظه ( خلق نو )فرود می آید وباز می رود. اگر کاروانسرادار عاقل
وآگاه باشد،دایما"در تماشا باشد،خلق گوناگون را که وارد وخارج
میشوند را تفحص می کند،که کیستند؟
آسمانیان یا زمینیان؟
عرشیان یا فرشیان؟
منظور از خلق نو (اندیشه )می باشد.هر اندیشه ،شخصی است و
تن تو در مقابل اندیشه سپر یا آلتی است.
حال نگاه کن در درون آدمی چه اندیشه های بیشماری است ،از نیک
وبد،از پری ودیو،وزمین وآسمان.
در سورهءالفتح آیهء7خداوند می فرماید:سپاه زمین وآسمان ازآن من
است.اندیشه های حق ومعرفت سپاه آسمانند واندیشه های دنیا
واحول واسباب رزق سپاه زمینند.
ای برادر تو همین اندیشه ای
مابقی تو استخوان وریشه ای
گر گل است اندیشهء تو ،گلشنی
ور بود خاری ،تو هیمهء گلخنی
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 1:13 PM - روز پنج شنبه 25 فروردین 1390 |