روزي براي معتضد عباسي خبر مي آورند که امام زمان (عج) درآن جا حضور دارند. او فوراً سپاهي را به سامرا براي دستگيري حضرت مهدي (ع) مي فرستد. وقتي سپاه معتضد به سرداب مي رسند، پشت در سرداب صداي تلاوت قرآن حضرت مهدي (عج) را مي شنوند. لشکر در پشت در سرداب اجتماع مي کنند تا مانع خروج امام (عج) شوند. فرمانده لشکر در پيشاپيش لشکر مي ايستد تا همه افراد لشکر برسند لشکر درمقابل خانه اي که قبلاً، خانه امام حسن عسکري (ع) وامام هادي (ع) بوده، اجتماع مي کند تا حضرت را که در سرداب مانند اجدادشان به عبادت مشغول اند، از خانه بيرون بيايند.
پس از مدتي حضرت از راهي که به در سرداب منتهي مي شد، ازخانه بيرون مي آيند واز پيش روي لشکر عبور مي کنند و غيب مي شوند.
دراين هنگام، فرمانده لشکر، خطاب به سپاه مي گويد:«وارد سرداب شويد ومهدي (عج) را دستگير کنيد.»
سپاهيان مي گويند: مگر نديدي که مهدي (عج) از روبه روي تو عبور کرد.
-من او را نديدم. شما که ديديد، چرا به او حمله نکرديد؟
سپاهيان پاسخ مي دهند: ما گمان کرديم تواو را ديدي، چون فرماني ندادي، ما نيز حرکتي از خودنشان نداديم.(10)
بهتر است بدانيم سرداب به معناي زيرزمين است و بيشتر خانه هاي مناطق گرمسيري عراق، ازقديم ونديم، داراي سرداب بوده تا در تابستان مورد استفاده قرار گيرد. خانه امام حسن عسکري (ع) درسامرا داراي سرداب داشته وامروز اين خانه محلي براي عبادت شيعيان آن بزرگواران است.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 1:01 PM - روز جمعه 17 تیر 1390 |