
اگر همه ی عالم را نور گیرد،تا در چشم نوری نباشد هرگز آن نور را نبیند.اکنون اصل آن قابلیت است که در نفس است.(منظور همان روح ملکوتیست).نفس جزء دیگر است و روح جزء دیگر.چنانکه نفس در خواب به کجاها که میرود ،ولی روح در تن میماند.این نفس،نفس دیگر است.تا آن نفس فانی نشود این نفس را نمیدانیم و نخواهیم شناخت.آدمی دو چیز است آنچه از این عالم است،قوت حیوانیت اوست مانند شهوات و آرزوها .اما آنچه خلاصهء او و غذای اوست علم و حکمت و دیدار حق است .آدمی آنچه حیوانیتش است از حق گریزان است وانسانیتش از دنیا گریزان.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 8:58 PM - روز پنج شنبه 7 بهمن 1389 |