
ظهور دجّال در فرجام زمان، به عنوان اصلیترین دشمن منجی آخرالزمان، از
آموزههای مشترک بین یهودیت، مسیحیت و اسلام است. ردپای دجّال را از دو قرن
قبل از میلاد مسیح، در تورات و آموزههای موسوی و آنگاه در انجیل و
آموزههای عیسوی و پس از آن در قرآن و روایات محمدی(صلی الله علیه و اله)
میتوان یافت.
الف) دجّال از دیدگاه مسیحیت و یهودیت ( دیدگاه اول )
واژهی دجّال در زبان عِبری و درآموزههای یهودی به معنای «دشمن خدا» است
که از ترکیب دو واژهی «دج:دشمن، ضد» و «آل: خدا»(1) تشکیل شده است. واژهی
دجّال در الهیات مسیحی، به معنای ضد مسیح«Antichrist» می باشد. از منظر
الهیات مسیحی دجّال کسی است که در آخرالزمان ظهور میکند و پرچم ضدیت و
دشمنی با تمام آموزههای عیسی مسیح را بر می افرازد. به علاوه عدّهای از
اندیشمندان مسیحی بر این باورند که دجّال شخصی خاص و دشمن برجستهی مسیح
است. برخی دیگر دجّال را مجموعهی کامل کسانی میدانند که با عیسی مسیح
مخالفند.
ب) دجّال از دیدگاه اسلام ( دیدگاه دوم )
واژهی دجال در زبان عربی، صیغهی مبالغه از مادهی «دَجَلَ» به معنای
«کذاب و حیلهگر و بسیار دروغگو» است.(2) واژهی دجّال همچنین می تواند از
مصدر«تدجیل» به معنای «پوشاندن با طلا» و «آب طلاکاری» باشد. از آن جا که
فرآیند آب طلاکاری فلزی غیر از طلا با ظاهر طلا عرضه میشود و در آن نوعی
دغل و ظاهرفریبی صورت میپذیرد، به همین دلیل افراد بسیار دروغگویی که باطل
را حق جلوه می دهند و به زشتیها صورتی زیبا و فریبنده میپوشانند، دجّال
نامیده میشوند.
طبق آموزههای اسلامی، دجّال با استفاده از هر نوع دروغ و حیله و سحر و
جادو به امور باطل لباس حق میپوشاند. او زشتی را زیبایی، بدی را خوبی و
جهنم را بهشت جلوه میدهد. فساد و فتنهی او شرق و غرب عالم را فرا می
گیرد و به تمام خانههای مردم جهان وارد میگردد. اساس فسادگستری و
فسادانگیزیهای او بر موسیقی و استفاده از جذابیتهای زنان استوار است. در
روایات نبوی از فتنهی دجّال با عنوان «أشّدُّ الْفِتَن: سختترین
فتنهها»(3) یاد شده است! پیامبراسلام از امت خویش خواسته است که دجّال و
ویژگیهای او را به خوبی بشناسند، در فتنهانگیزیهای او به دقت بیندیشند و
خطر خیزی آن را به یکدیگر و آیندگان خویش یادآور شوند و در همه حال بر ضد
دجّال و آرمانهایش عمل نمایند:
«ویژگیهای دجّال را برایتان گفتم تا در آن بیندیشید و به حقیقت آن راه
یابید و آن گاه بر ضد او عمل نمایید. آیندگان خویش را ازفتنهی دجّال با
خبر سازید و یکدیگر را بدان یادآور شوید!! پس همانا فتنهی دجّال، سختترین
فتنهها و شدیدترین آزمایشهاست.»
ج) دجّال از منظر روایات ( دیدگاه سوم )
به طور اساسی دربارهی دجّال و خروج وی ، دیدگاههای متفاوتی براساس روایات ارائه شده است:
1- دیدگاه اول :
برخی بر این باورند که دجّال، نام شخص معینی نیست و هرکسی با ادعاهای پوچ و
بی اساس و با توسل به حلیهگری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجّال
است. این که در روایات از دجّالهای فراوان سخن به میان آمده است، این
احتمال را تقویت میکند. پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «قیامت
برپا نمیشود تا وقتی که مهدی(عج) از فرزندانم قیام کند و مهدی قیام
نمیکند تا وقتی که شصت دروغگو خروج کنند و هرکدام بگویند: من پیامبرم»(4).
هم چنین برخی از اندیشمندان اسلامی و کارشناسان معارف مهدوی، دجّال و
ویژگیهای شگفتانگیز او را که در روایات اسلامی بیان شده است، اشاراتی
کنایی و استعاری می دانند که به صورت رمزگونه از جریان ضدخدایی و شیطانی
در آخرالزمان خبر میدهد که بر قلب و ذهن مردم عالم، تسلط می یابد و
فسادگستری و فتنهانگیزی را در سطح جهان به نهایت درجهی ممکن میرساند.
این جریان فراگیر، تمام آموزههای الهی را به سُخره میگیرد، همهی
ارزشهای اخلاقی را زیر پا مینهد و تمام فضیلتهای انسانی را درهم
میکوبد. طبق این دیدگاه، دجّال میتواند نمادی از نظام مادیگرایی حاکم بر
جهان باشد که با مظاهر فریبنده و خیرهکننده خود چشم انسانی و معنویتگرای
مردم عالم را کور کرده و تنها چشم حیوانی و مادیگرای آنان را گشوده است
از این منظر، دجّال یک فرد نیست بلکه عنوانی است کلی برای افراد حیلهگر و
پُر تزویری که بر سر راه انقلاب جهانی منجی موعود ظاهر می شوند و مانع
میتراشند و برای فریب مردم و کشاندن آنان به سوی فساد و طغیان و خداستیزی
از همه وسیله و حیلهای استفاده می کنند.
2- دیدگاه دوم :
گروهی دیگر او را فردی معین می دانند که با عنوان«دجّال» خروج می کند و
مردم را به انحراف میکشاند. برخی به اسنتاد روایاتی او را زنده می دانند.
برای مثال گفته میشود او در زمان حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)
موجود بوده و تا زمان خروج زنده خواهد ماند. هم چنین برخی از دانشمندان
اسلامی دجّال را شخص معینی دانستهاند که هرچند یهودی الاصل است اما هویت
اصلی او تا زمان ظهور منجی موعود ناشناخته باقی میماند. طبق این دیدگاه،
دجّال مردی یک چشمی با توانمندی فوقالعاده است که در آخر الزمان ظهور
میکند. او با ابزارها و مرکبهای شگفتانگیزی که در اختیار دارد، فوج فوج
مردم عالم را از گرایش به آرمانهای منجی موعود باز میدارد و با حیله و
تزویر مردم را به سوی شقاوت و جهنم ابدی سوق میدهد.
3- دیدگاه سوم :
این دیدگاه که در واقع دیدگاه برگزیدهی ماست، در حقیقت جمع میان دو دیدگاه
قبلی است: یعنی همانگونه که از ریشهی لغوی دجّال و از منابع حدیثی معتبر
استفاده می شود، دجّال منحصر به یک شخص آن هم با یک چشم در میان پیشانی و
با جثهای افسانهای و مرکبی رویایی نیست بلکه عنوانی کلی است برای تمام
سردمداران دروغگو و فریبکار از رهبران مادی دنیا در آخرالزمان و نیز نمادی
سمبلیک است برای تمام افراد پر ترویز و حیلهگر که برای کشاندن تودههای
مردم جهان به دنبال ایدههای شیطانی و هواهای نفسانی خود از هر مکر و دروغ و
فریبی استفاده میکند(دیدگاه اول) اما در واقع دجّال یک مفهوم کلی است که
میتواند بر مصادیق بیشمار منطبق گردد. از میان این مصادیق بیشمار، دجّال
دارای یک مصداق اصلی با توانمندیهای شگفتانگیز شیطانی است که چهره و
هویت اصلیاش در زمان ظهور آشکار می گردد و نیز دارای مصادیق فراوان فرعی
از پیروان و هم قطاران اوست(دیدگاه دوم) پس دجّال براساس دیدگاه سوم، در
واقع یک مفهوم کلی و یک جریان عظیم است که سرپرستی این جریان را یک فرد پر
ترویز و حیلهگر بر عهده دارد. که هویت او تا زمان ظهور ناشناخته باقی
میماند.
از این نظر، واژهی دجّال، همانند واژهی «شیطان» خواهد بود. (5) چنانچه
شیطان نیز یک مفهوم کلی است که دارای یک مصداق اصلی و مصادیق بیشمار فرعی
میباشد. مصداق اصلی مفهوم «شیطان»، همان «ابلیس اعظم» است و مصادیق فرعی
آن، تمام پیروان و فرمانبران ابلیس از جنیان و انسیان در طول تاریخ می
باشد.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 4:20 PM - روز شنبه 9 بهمن 1389 |