جستجو در وبلاگ

درباره ما

موضوعات

آخرين مطالب

بایگانی

پيوند ها

آمار وبلاگ



دجال (6)

دجّال آخرالزمان و ساحره‌ی قرن بیست و یک، با تک چشم جادویی‌اش، همه را سحر
می‌کند. جام جهان‌نمایی که هرثانیه، با هزار رنگ و طرح و صدا، سر آدمی را
گرم می‌کند. بچه‌ها، با صدای او از خواب بیدار می‌شوند و پای حرف‌هایش
می‌خوابند. مادرها، موقع دیدن فیلم محبوبشان، دیگر حوصله‌ی بچه و سرو صدایش
را ندارند. مردها با فوتبال‌هایش، قرار از کف می‌دهند و هیچ کسی را نمی
شناسند. تلویزیون تیشه‌ای شده بر درخت رابطه‌ی آنها. تیشه‌ای نامرئی که
ریشه‌های درخت رابطه و عاطفه را یکی‌یکی قطع می‌کند. شاید آن دجّال وعده
داده شده‌ی آخرالزمان را که یک چشم دارد و موهای بسیار و از هر مو
آهنگ‌هایی تولید می‌کند، بتوان از باب «کلّم الناس علی قدر عقولهم» بر همین
رسانه‌های کنونی تطبیق داد که ابزار گسترش بندگان شیطان شده‌اند و مردمان
را از آسمان دور می‌سازند و به انواع لذایذ دنیوی جذب می‌کنند.

 

نسل رسانه

 


نسل جدید، ارتباط تنگاتنگی را با رسانه‌های جدید دارد که حجم استفاده از
اینترنت، رایانه، سی‌دی و دی‌وی‌دی‌ها، فیلم‌ها، گیم‌نت، بازی‌های
رایانه‌ای، موبایل وحتی ماهواره‌ها دلیلی براین مدعاست تا جایی که امروز
معضلی به نام تلفن همراه در بسیاری از مدارس ابتدایی و راهنمایی نیز به چشم
می‌خورد. رسانه‌های جدید از آن جا که عامل غفلت‌زایی و سرگرمی‌اند، به
گونه‌ای شگفت‌انگیز از طرح مسائل جدی، ایجاد سوالات اساسی و روحیه‌ی تلاش و
جستجو، در ذهن نوجوانان و جوانانی که در این سن دچار تغییرات طبیعی روحی و
روانی وشکل‌گیری شخصیتی هستند، جلوگیری می‌کنند و فضایی سرشار از آلودگی و
تنهایی و احساسات درونی و تحریکات جنسی را جایگزین آن‌ها می‌کنند و این
چنین است که نسل رسانه‌ها را پر آسیب و بحران‌زا می بینیم.

در عصر پرترافیک تکنولوژی و موج‌های الکترونیکی، چه کسی صلاحیت بیشتری برای
تربیت و رشد فرزندان ما دارد، اعضای با مهر و محبت خانواده با مهره‌های
بی‌جان و رنگارنگ در چشم جادویی دجّال؟! ورود به چشم جادویی، کارت ورود
نمی‌خواهد، هرچند نفر که باشید، آماده‌ی پذیرایی از شماست. فرقی هم
نمی‌کند، کجایی باشید، شهری یا روستایی، شمالی یا جنوبی، ایرانی یا... چه
بپوشید! بهایی که از شما می خواهد این است: « توجه و تمرکز به تشعشات و
امواج چشم پرفروغ جادویی» فقط ببین و بشنو! هویت خود را فراموش کن و پیروی
نما.

داعیه‌ی خدایی دجّال

 


اوج تکامل و باروری ارتباطات با ورود اینترنت و اتصال به شبکه‌های اطلاعاتی
و همگرایی ماهواره‌ای و فیبر نوری محقق شد و در این میان، فناوری با نفی
اختیار و اراده‌ی بشر بر او لگام می‌زند وبا فریب و نیرنگ، وی را خدا
می‌نامد! فیلم‌ها از طریق بازیابی ستاره‌ (ظهور ستاره‌های سینمایی و ورزشی)
رگ خواب توده‌ها را به دست گرفتند. حباب سرگردان فناوری، زمانی کره‌ی خاکی
را در برگرفت که اطلاعات به کالایی ارزشمند تبدیل شد. انقلاب علمی ـ فنی
در زمینه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات را «میکروچیپ‌ها»(18) به وجود آورند.
به کارگیری میکروچیپ‌ها در ساختمان موبایل، انعطاف‌پذیری چشم‌گیری را به
دنبال داشت. تولید موبایل‌هایی که می‌توانند به اینترنت و ماهواره وصل
شوند، فاصله‌ها را بی معنی کرد. چرا که تمام دنیا را می‌شد در یک صفحه‌ی
کوچک مانیتوری جای داد.

غافل از این که فناوری برتر به بهانه‌ی کارآیی و اثربخشی بیشتر با
راه‌اندازی سامانه‌ای، کارمندانش را از طریق تلفن‌های همراهشان ردیابی
می‌کند. خدایان فناوری و سرمایه با استفاده از فناوری سنجش از راه دور و
ماهواره‌ای، به بسیاری از اطلاعات اقتصادی و نظامی کشورهای دیگر دسترسی
دارند و با استفاده از این اطلاعات گران قیمت، روابط اقتصادی و نظامی خود
را با سایر کشورها تنظیم می‌کنند.

احاطه بر فضا و راهپیمایی بر سطح کره‌ی ماه، ادعای مالکیت و ربوبیت را بار
دیگر در او زنده کرد و فناوری‌ای که حیات انتزاعی‌اش را مرهون انسان لجام
گسیخته بود، به خدمتی بزرگ در خدمت بشر نائل آمد: «کهکشان‌ها نیز خدایی به
شایستگی انسان نخواهند داشت». امروزه ماهواره‌ها نیز به طور مستقیم یک سوم
سطح زمین را زیر پوشش خود دارند. وجود پنج هزار ماهواره در فضای اطراف
زمین(19) ، سرویس‌های مخابراتی و تلویزیونی بین قاره‌ای را در تمام
ساعت‌های شبانه روز تأمین می‌کند. اکنون سرعت بی سابقه‌ی اطلاعات، انسان را
در خود غرق کرده است.

سجده بر پای محراب شیشه ای

 


عصری را که ما درآن قرار داریم، می‌توان عصر هویت رسانه‌ای نام نهاد. انسان
عصر ما مانند یک قایق کوچک و شکست خورده‌ای که در اقیانوس بزرگ رسانه
گرفتار شده و امواج سهمگین آن این قایق را به این طرف و آن طرف می‌کشاند.
هرآن موجی می‌آید و ضربه‌ای شکننده به آن وارد می‌سازد و این روال ادامه
دارد تا او را از صحنه‌ی وجود محو کند و چیزی از آن باقی نماند. حال در
چنین شرایطی که تمامی عوامل دست به دست هم داده‌اند تا قایق هویت ما را
نابود سازند، برما لازم است تا با بازگشت به«خود» دست به دامان خداوند
متعال و جانشین او در روی زمین شویم و انسانیت خود را از هلاکت و غرق شدن
در دریای پرتلاطم رسانه نجات دهیم.

رسانه ، ابزار تهاجم فرهنگی

 


رسانه، جاده صاف کن فرهنگ‌ها به ویژه فرهنگ سلطه است که شکل دهنده و مدیر
خیمه شب‌بازی آن به شمار می آید. نظام سلطه، بیشترین مدد را از رسانه
می‌گیرد. دیگر پیام‌ها فقط از طریق گفتار و نوشتار به مخاطب منتقل
نمی‌گردند که تصاویر، نمادها، علامت‌ها و نشانه‌هایند و مخاطب را به قول
«پاولف» به پیامی شرطی می‌سازد یا به تعبیر ما پیامی را برای ما تداعی
می‌کند.

«زیگفرید کراکور» نویسنده آلمانی، واژه‌ی بمباران تصاویر را برای سیاست‌های
نظام غرب و آمریکا به کار می‌برد که آنان قبل از هرگونه احساس خطری، برای
کسب منافع بیشتر، پیش از جنگ نظامی و فیزیکی، عالم را با تصاویر بمباران
می‌کنند. نگاهی به فیلم‌ها، بازی‌ها و آثار دیگر، گستره‌ای از تخریب‌ها و
تحریف‌های آخرالزمان، خشن و پادشاه وحشت نشان دادن مسلمانان و موعود الهی
جهان اسلام را حکایت می‌کند.

بندگان رسانه

 


امروزه کم‌تر انسانی را می‌توان یافت که در روز چندین ساعت وقت خود صرف
مطالعه‌ی کتاب‌ها، مجلات، روزنامه‌ ها و یا مشاهده‌ی تلویزیون، ماهواره‌
و... نکند و دیده و شنیده‌ها و در نتیجه افکار و افعالش تحت تاثیر قول
رسانه قرار نگیرد. اگر کسی به طور مستقیم هم با رسانه‌ها ارتباط نداشته
باشد، به سبب ضرورت تعاملات اجتماعی در روز با مردمانی سر و کار دارد که
آنها تحت سلطه‌ی مستقیم رسانه هستند. پس چه بخواهیم و چه نخواهیم تقریباً
تمامی ما تحت تاثیر رسانه است که به زندگی فردی و اجتماعی ما جهت می‌دهد.
از مد لباس و آرایش سر و صورت گرفته تا نحوه‌ی نگرش به خدا و قیامت که همه و
همه را ابر قدرت رسانه برای ما می‌سازد.

رسانه و بحران هویت

 


انسانی که مخاطب فیلم‌ها، رُمان‌ها، مجلات و شبکه‌هایی باشد که به دنبال
ترویج خشونت، سکس و لاابالی‌گری، شیطان‌پرستی، انسان‌پرستی، زن‌پرستی و...
هستند، به ناچار شخصیتی مانند آنان پیدا می‌کند. امروزه به دنبال
شهوت‌پرستی است و فردا به دنبال شهوت شکم، یک روز به دنبال خوردن مشروبات
الکلی است و روز دیگر به دنبال مصرف مواد مخدر، یک روز در مسجد است و روز
دیگر....چنین انسانی توازن شخصیتی ندارد و هنر پیشه‌ای است که در سکانس‌های
مختلف زندگی نقش‌های متعدد ایفا می‌کند.

در خانه یک نقش، در دانشگاه یک نقش و در مسجد و حسینیه نقش دیگری را اجرا می‌کند.

اصول حاکم بر رسانه

 


اصول حاکم بر رسانه‌های غربی در راستای رسیدن به اهداف شیطانی عبارتند از:

1- لذت‌پرستی و لذت‌جویی (آن چه که بنیان خانواده را در غرب ویران ساخته، لذت‌گرایی و تمتع است).

2- دنیا‌پرستی.

3- اُمانیسم و خودپرستی.

4- فیمینیسم و زن‌پرستی.

5- سودپرستی اقتصادی یا ثروت‌پرستی.

6- ترویج بی‌بند و باری، اباحه‌گری یا شهوت‌پرستی.
                                                                                           (راسخون)




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 4:24 PM - روز شنبه 9 بهمن 1389    |  

 

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.