جستجو در وبلاگ

درباره ما

موضوعات

آخرين مطالب

بایگانی

پيوند ها

آمار وبلاگ



رشد و کمال

اساسا"خلقت انسان و هستی به گونه ای است که خود به خود شادی و غم را توأما" فراهم میسازد.مانند طلوع و غروب -رویش گل پژمرده شدن گل -سیری وگرسنگی تولد مرگ.

در واقع رشد و کمال آدمی با جست وجوی شادی مطلق میسر نیست غم نیز برای ما ضروری است و فرآیند تکامل را تسریع می بخشد.

شک نیست که این غمهای کمال آفرین را پروردگار هستی در زمان و موقعیت مناسب بر سر زندگی انسان سبز می کند و آدمی را با آنها به رویش می رساند.

زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت.گاهی جرعه های غم که در کام سالک ریخته می شود به مثابهء داروی شفابخشی است که بیماری های غرور،تکبر، سرمستی، وغفلت را درمان میبخشد.و چکشی است که قلب را صیقل میزند.

از رهگذر همین غمهاست که عارف به سرور و نشاطی دست می یابد و زمانی غم و شادی نزد او یکسان میشود.برای رسیدن به این مرحله ،چشمها را باید شست،جور دیگر باید دید.

بدست آوردن شادی بستگی به باطن و ضمیر انسان دارد،انسان اگر در باطن شاد و سرخوش باشد ،در ناگوارترین شرایط هم شادمانی خود را حفظ میکند.اما اگر در درون غمگین و افسرده باشد ،شادترین موقعیت ها هم تغییری  در روحیه ی او بوجود نمی آورد.




نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 7:19 PM - روز دوشنبه 9 اسفند 1389    |  

 

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.