
جگونه دنیا را توصیف کنم،که ابتدای آن سختی و مشقت و پایان آن نابودی است.؟در حلال دنیا حساب ،و در حرام آن عذاب است.
کسی که ثروتمند گردد،فریب میخورد،و آن کسی که نیازمند باشد اندوهناک است.وتلاش کنندهء دنیا به آن نرسد، وبه رها کنندهء آن روی آورد.
کسی که با چشم بصیرت به آن بنگرد،او را آگاهی بخشد.و آن کس که چشم به دنیا دوزد کور دلش کند.
آب دنیای حرام همواره تیره و گل آلود است.منظره ای دلفریب و سرانجامی خطرناک دارد. فریبنده و زیباست ،اما دوامی ندارد.نوری است در حال غروب کردن،سایه ای است نابود شدنی،ستونی است در حال خراب شدن،آن هنگام که نفرت دارندگان به آن دل بستند،و بیگانگان به آن اطمینان کردند،چونان اسب چموش پا ها را بلند کرده،سوار را بر زمین میکوبد.با دامهای خود آنها را گرفتار میکند،و تیرهای خود را سوی آنان پرتاب می نماید،طناب مرگ بر گردن انسان می افکند،به سوی گور تنگ و جایگاه وحشتناک می کشاند تا در قبر، محل زندگی خویش،بهشت یا دوزخ را بنگرد،و پاداش اعمال خود را مشاهده کند.
پس در عزت و ناز دنیا بر هم پیشی نگیریدو فریب زینت ها و نعمت ها را نخورید و مغرور نشویدو از رنج و سختی آن ننالید و ناشکیبا نباشید،زیرا عزت و افتخارات دنیا پایان می پذیرد و زینت و نعمت هایش نابود میگردد.ورنج و سختی آن ناتمام میشود،و هر مدت و مهلتی در آن به پایان میرسد،و هر موجود زنده ای به سوی مرگ میرود.
نهج البلاغه
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 12:40 AM - روز پنج شنبه 12 اسفند 1389 |