چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسین + نويسنده نازنیـــن در جمعه 5 آذر 1395 6:01 PM | نظرات(0) چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسین با زبان اشک های بی صدا گفتم حسین یاد تو شرط قبولی نمازم بوده است در قنوت خویش قبل از ربنا گفتم حسین ادامه مطلب
دلم شکسته خدایا! مرا اجابت کن + نويسنده نازنیـــن در جمعه 5 آذر 1395 6:00 PM | نظرات(0) خوشا به حالِ دل بی شکیب بعضی ها هزار غبطه به حال عجیب بعضی ها نمی رود ز سرِ این پرنده ی قفسی خیال بال و پر دلفریب بعضی ها ادامه مطلب
دارد محرم میرسد.. + نويسنده نازنیـــن در پنج شنبه 4 آذر 1395 10:09 PM | نظرات(0) یازده ماه از خدا این روزها را خواستم دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم اذن دق الباب این خانه برای ما بس است استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم ادامه مطلب
فریاد می زنند که ماه محّرم است + نويسنده نازنیـــن در پنج شنبه 4 آذر 1395 10:08 PM | نظرات(0) عالم به ماتم تو حسینیۀ غم است یعنی که فصل سوک و عزا، فصل ماتم است از عرش تابه فرش تمام فرشتگان فریاد می زنند که ماه محّرم است ادامه مطلب
روضه آغـاز می شود بـا اشک + نويسنده نازنیـــن در پنج شنبه 4 آذر 1395 10:07 PM | نظرات(0) هست در چشمِ عاشقان تا اشک روضه آغـاز می شود بـا اشک دست انـداخت و به نام عـلی آمـد از پشتِ پـلک بـالا اشک ادامه مطلب
آه كربلا + نويسنده نازنیـــن در پنج شنبه 4 آذر 1395 10:06 PM | نظرات(0) بنویس روی صفحه قلم ... آه كربلا آتش گرفت باز دلم ... آه كربلا دوری ، شكستگی ، دل پرخسته از همه خیره به قاب عكس حرم ... آه كربلا ادامه مطلب
ده ماه همه منتظر ماه تو هستند + نويسنده نازنیـــن در پنج شنبه 4 آذر 1395 10:05 PM | نظرات(1) غیر از غم معشوق در عالم خبرى نیست جایی خبرى نیست که از غم خبرى نیست پروانه پرش سوخت ولى آبرویش شد ما هم دلمان سوخته، این کم خبرى نیست ادامه مطلب
می روم کربلا خدا را شکر + نويسنده نازنیـــن در پنج شنبه 4 آذر 1395 10:04 PM | نظرات(0) گرچه باور نمی کنم اما، می روم کربلا خدا را شکر مردم! آقای مهربان آخر، راه داده مرا خدا را شکر کربلایی و مبتلا داری، شهر عشقی برو بیا داری بر سر قدس و کعبه جا داری، با دو گنبد طلا خدا را شکر ادامه مطلب