بخشی از نامه ی هفتادو نهم ( به سرداران سپاه خود )
همانا ملت های پيش از شما به هلاکت رسيدند
بدان جهت که حق مردم را نپرداختند،
پس دنيا را با رشوه دادن به دست آوردند
و به راه باطلشان بردند
و آنان اطاعت کردند.
ادامه مطلب
|
درباره وبلاگ ![]()
شناخت ماهیت واقعی دنیامی تواند چراغ راه انسانی باشد که هر لحظه ، در مسیر راه او شیطانی ظاهر می شود. نوای وبلاگ
آرشیو وبلاگ آمار وبلاگ کل بازدید : 135039
تعداد کل پست ها : 85
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 21 مهر 1395
|
|
بخشی از نامه ی هفتادو نهم ( به سرداران سپاه خود )همانا ملت های پيش از شما به هلاکت رسيدند بدان جهت که حق مردم را نپرداختند، پس دنيا را با رشوه دادن به دست آوردند و به راه باطلشان بردند و آنان اطاعت کردند. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 11 فروردین 1392
بخشی از نامه ی هفتادو دوم ( به عبدالله ابن عباس )تو از اجل خود پيشی نخواهی گرفت، و آنچه که روزی تو نيست به تو نخواهد رسيد، و بدان که روزگار دو روز است، روزي به سود، و روزي به زيان تو مي باشد، و همانا دنيا خانه ی دگرگوني هاست، و آنچه که به سود تو است هر چند ناتوان باشی خود را به تو خواهد رساند، و آنچه که به زيان تو است هر چند توانا باشي دفع آن نتوانی کرد. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : شنبه 10 فروردین 1392
بخشی از نامه ی شصت و نهم ( به حارث همدانی )به ريسمان قرآن چنگ زن و از آن نصيحت پذير. حلالش را حلال، و حرامش را حرام بشمار و حقی را که در زندگی گذشتگان بود تصديق کن و از حوادث گذشته ی تاريخ براي آينده عبرت گير، که حوادث روزگار با يکديگر همانند بوده و پايان دنيا به آغازش می پيوندد و همه ی آن رفتنی است. نام خدا را بزرگ دار و جز به حق بر زبان نياور. مرگ و جهان پس از مرگ را فراوان به ياد آور. هرگز آرزوی مرگ مکن جز آنکه بدانی از نجات يافتگانی. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی شصت و هشتم ( به سلمان فارسی )دنياي حرام چونان مار است، که پوستی نرم، و زهری کشنده دارد، پس از جاذبه های فريبنده آن روی گردان، زيرا زمان کوتاهي در آن خواهی ماند، و اندوه آن را از سر بيرون کن، زيرا که يقين به جدايی آن، و دگرگوني حالات آن داری، و آنگاه که به دنيا خو گرفته ای بيشتر بترس، زيرا که دنياپرست تا به خوشگذرانی در دنيا اطمينان کرد او را به تلخکامی کشاند، و هرگاه که به دنيا انس گرفت و آسوده شد، ناگاه به وحشت دچار می گردد. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی شصت وششم ( به عبدالله ابن عباس )همانا انسان از به دست آوردن چيزي خشنود می شود که هرگز آن را از دست نخواهد داد، و برای چيزي اندوهناک است که هرگز به دست نخواهد آورد، پس بهترين چيز در نزد تو در دنيا، رسيدن به لذت ها، يا انتقام گرفتن نباشد، بلکه بايد خاموش کردن باطل، يا زنده کردن حق باشد. تنها به توشه ای که از پيش فرستادی خشنود باش، و بر آنچه بیهوده می گذاری حسرت خور، و همت و تلاش خود را برای پس از مرگ قرار ده. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی پنجاه ونهم ( به اسود ابن قطبه )
و بدان که دنيا سرای آزمايش است، و دنیاپرست ساعتی در آن نمی آسايد جز آنکه در روز قيامت از آن افسوس می خورد. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی پنجاه و پنجم ( به معاویه )همانا خداوند سبحان دنیا را برای آخرت قرار داده و مردم را در دنیا به آزمايش گذاشت تا روشن شود کدام يک نیکوکارتر است . ما را براي دنیا نیافريده اند و تنها برای دنيا به تلاش فرمان داده نشدیم. به دنیا آمديم تا در آن آزمایش گرديم. و همانا خداوند مرا به تو و تو را با من آزموده و یکی از ما را بر دیگری حجت قرار داد. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی چهل ونهم ( به معاویه )همانا دنيا انسان را به خود سرگرم و از ديگر چيزها باز می دارد، دنياپرستان چيزي از دنيا به دست نمی آورند جز آن که دری از حرص به روی شان گشوده، و آتش عشق آنان تندتر می گردد، کسي که به دنيای حرام برسد از آنچه به دست آورده راضی نيست، و در فکر آن است که به دست نياورده اما سرانجام آن، جداشدن از فراهم آورده ها، و به هم ريختن بافته شده هاست، اگر از آنچه گذشته عبرت گيری، آنچه را که باقی مانده توانی حفظ کرد. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی چهل وهشتم ( به معاویه )همانا ستمگری و دروغ پردازی، انسان را در دين و دنيا رسوا می کند، و عيب او را نزد عيبجويان آشکار می سازد، و تو ميدانی آنچه که از دست رفت باز نمی گردد، گروهي باطل طلبيدند، و خواستند با تفسير دروغين، حکم خدا را دگرگون سازند، و خدا آنان را دروغگو خواند. معاويه، از روزی بترس که صاحبان کارهای پسنديده خوشحالند، و تاسف ميی خورند که چرا عملشان اندک است، آن روز کسانی که مهار خويش در دست شیطان دادند سخت پشیمانند. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی چهل و هفتم ( به امام حسن و امام حسین علبه السلام )شما را به ترس از خدا سفارش می کنم به دنيا روی نیاوريد، گرچه به سراغ شما آید، و بر آنچه از دنیا از دست می دهید اندوهناک مباشید. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی چهل وپنجم ( به عثمان ابن حنیف انصاری)کجايند بزرگانی که به بازیچه های خود فريب شان داده ای کجايند امت هایی که با زور و زیورت آن ها را فریفتی که اکنون در گورها گرفتارند و درون لحدها پنهان شده اند. اي دنيا به خدا سوگند اگر شخصی ديدنی بودی و قالب حس کردنی داشتی، حدود خدا را بر تو جاری می کردم، به جهت بندگانی که آن ها را با آرزوهایت فريب دادی، و ملت هایی که آن ها را به هلاکت افکندی، و قدرتمندانی که آن ها را تسليم نابودی کردی، و هدف انواع بلاها قرار دادی که دیگر راه پس و پیش ندارند، اما هيهات! کسي که در لغزشگاه تو قدم گذارد سقوط کرد، و آن کس که بر امواج تو سوار شد غرق گردید، کسی که از دام های تو رست پیروز شد، آن کس که از تو به سلامت گذشت نگران نیست که جایگاهش تنگ است، زيرا دنیا در پیش او چونان روزی است که گذشت. از برابر ديدگانم دور شو سوگند به خدا، رام تو نگردم که خوارم سازی و مهارم را به دست تو ندهم که هر کجا خواهي مرا بکشانی، به خدا سوگند، سوگندي که تنها اراده خدا در آن است، چنان نفس خود را به رياضت وادارم که به يک قرص نان، هرگاه بيابم، و به نمک به جاي نان خورش قناعت کند، و آنقدر از چشم ها اشک ريزم که چونان چشم های خشک درآيد، و اشک چشم پايان پذيرد. آيا سزاوار است که چرندگان فراوان بخورند و راحت بخوابند، و گله ی گوسفندان پس از چرا کردن به آغل رو کنند و علي نيز از زاد و توشه ی خود بخورد و استراحت کند. چشمش روشن باد که پس از ساليان دراز، چهار پايان رهاشده، و گله های گوسفندان را الگو قرار دهد خوشا به حال آن کس که مسؤوليت هاي واجب را در پيشگاه خدا به انجام رسانده و در راه خدا هرگونه سختی و تلخی را به جان خريده، و به شب زنده داری پرداخته است، و اگر خواب بر او چيره شود بر روي زمين خوابيده، و کف دست را بالين خود قرار می دهد، در گروهی که ترس از معاد خواب را از چشمانشان ربوده و پهلو از بسترها گرفته و لب هاي شان به ياد پروردگار در حرکت و با استغفار طولانی گناهان را زدوده اند. (آنان حزب خداوندند، و همانا حزب خدا رستگار است.) ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی سی و یکم ( به امام حسن علیه السلام )پس از ستايش پروردگار، همانا گذشت عمر، و چيرگي روزگار، و روي آوردن آخرت، مرا از ياد غير خودم باز داشته و تمام توجه مرا به آخرت کشانده است. که به خويشتن فکر مي کنم و از غير خودم روي گردان شدم، که نظرم را از ديگران گرفت، و از پيروي خواهش ها باز گرداند، و حقيقت کار مرا نماياند، و مرا به راهي کشاند که شوخي بردار نيست و به حقيقتي رساند که دروغي در آن راه ندارد. و تو را ديدم که پاره تن من، بلکه همه ی جان مني آن گونه که اگر آسيبي به تو رسد به من رسيده است و اگر مرگ به سراغ تو آيد زندگي مرا گرفته است. ... پسرم! درست است که من به اندازه ی پيشينيان عمر نکرده ام، اما در کردار آن ها نظر افکندم و در اخبارشان انديشيدم و در آثارشان سير کردم تا آنجا که گويا يکي از آنان شده ام، بلکه با مطالعه ی تاريخ آنان گويا از اول تا پايان عمرشان با آنان بوده ام. پس قسمت های روشن و شيرين زندگی آنان را از دوران تيرگی شناختم و زندگانی سودمند آنان را با دوران زيانبارش شناسايی کردم ... پسرم! در وصيت من درست بينديش، بدان که در اختياردارنده ی مرگ همان است که زندگی در دست اوست، و پديدآورنده ی موجودات است هم او ميی ميراند و نابودکننده همان است که دوباره زنده ميکند، و آن که بيمار مي کند شفا نيز مي دهد. بدان که دنيا جاودانه نيست و آن گونه که خدا خواسته است برقرار است. از عطا کردن نعمت ها و انواع آزمايش ها و پاداش دادن در معاد و يا آنچه را که او خواسته است و تو نميدانی. ... اي پسرم! من تو را از دنيا و تحولات گوناگونش و نابوديی و دست به دست گرديدنش آگاه کردم و از آخرت و آنچه برای انسان ها در آنجا فراهم است اطلاع دادم و براي هر دو مثال ها زدم تا پند پذيري و راه و رسم زندگی بياموزی همانا داستان آن کس که دنيا را آزمود چونان مسافرانی است که در سرمنزلی بيی آب و علف و دشوار اقامت دارند. و قصد کوچ کردن به سرزمينی را دارند که در آنجا آسايش و رفاه فراهم است پس مشکلات راه را تحمل مي کنند، و جدايي دوستان را ميی پذيرند، و سختی سفر، و ناگواري غذا را با جان و دل قبول ميی کنند، تا به جايگاه وسيع و منزلگاه امن با آرامش قدم بگذارند و از تمام سختيهای طول سفر احساس ناراحتی ندارند، و هزينههاي مصرفشده را غرامت نميشمارند، و هيچ چيز براي آنان دوست داشتني نيست جز آن که به منزل امن، و محل آرامش برسند. اما داستان دنياپرستان همانند گروهي است که از جايگاهي پر از نعمت ها ميخواهند به سرزمين خشک و بيآب و علف کوچ نمايند، پس در نظر آنان چيزي ناراحت کنندهتر از اين نيست که از جايگاه خود جدا ميشوند، و ناراحتي ها را بايد تحمل کنند. ... بدان راهي پرمشقت و بس طولاني در پيش روي داري، و در اين راه بدون کوشش بايسته، و تلاش فراوان، و اندازهگيري زاد و توشه، و سبک کردن بار گناه، موفق نخواهي بود، بيش از تحمل خود بار مسؤوليت ها بر دوش منه، که سنگيني آن براي تو عذابآور است، اگر مستمندي را ديدي که توشهات را تا قيامت ميبرد، و فردا که به آن نياز داري به تو باز ميگرداند، کمک او را غنيمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالي داري بيشتر انفاق کن، و همراه او بفرست، زيرا ممکن است روزي در رستاخيز در جستجوي چنين فردي باشي و او را نيابي. به هنگام بينيازي، اگر کسي از تو وام خواهد، غنيمت بشمار، تا در روز سختي و تنگدستي به تو باز گرداند، بدان که در پيش روي تو، گردنههاي صعبالعبوري وجود دارد، که حال سبکباران به مراتب بهتر از سنگينباران است، و آن که کند رود حالش بدتر از شتاب گيرنده ميباشد، و سرانجام حرکت، بهشت و يا دوزخ خواهد بود، پس براي خويش قبل از رسيدن به آخرت وسائلي مهيا ساز، و جايگاه خود را پيش از آمدنت آماده کن، زيرا پس از مرگ، عذري پذيرفته نميشود، و راه بازگشتي وجود ندارد. ... پسرم، بدان تو براي آخرت آفريده شدي نه دنيا، براي رفتن از دنيا، نه پايدار ماندن در آن، برای مرگ، نه زندگي جاودانه در دنيا، که هر لحظه ممکن است از دنيا کوچ کني، و به آخرت درآيي. و تو شکار مرگي هستي که فرارکننده آن نجاتي ندارد، و هر که را بجويد به آن ميرسد، و سرانجام او را ميگيرد، پس از مرگ بترس، نکند زماني سراغ تو را گيرد که در حال گناه يا در انتظار توبه کردن باشي، مرگ مهلت ندهد و بين تو و توبه فاصله اندازد، پس آنگاه خود را تباه کرده اي. پسرم! فراوان به ياد مرگ باش، و به ياد آنچه که به سوي آن ميروي، و پس از مرگ در آن قرار ميگيري، تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باش، نيروي خود را افزون، و کمر همت را بسته نگهدار که ناگهان نيايد و تو را مغلوب سازد، مبادا دلبستگي فراوان دنياپرستان، و تهاجم حريصانه آنان به دنيا، تو را مغرور کند، چرا که خداوند تو را از حالات دنيا آگاه کرده، و دنيا نيز از وضع خود تو را خبر داده و از زشتيهاي روزگار پرده برداشته است. همانا دنياپرستان! چونان سگهاي درنده، عوعوکنان، براي دريدن صيد درشتابند، برخي به برخي ديگر هجوم آورند و نيرومندشان، ناتوان را ميخورد، بزرگترها کوچکترها را. و يا چونان شتراني هستند که برخي از آنها پاي بسته، و برخي ديگر در بيابان رهاشده، که راه گم کرده و در جادههاي نامعلومي در حرکتند، در وادي پر از آفتها، و در شنزاري که حرکت با کندي صورت ميگيرد گرفتارند، نه چوپاني دارند که به کارشان برسد، و نه چرانندهاي که به چراگاهشان ببرد، دنيا آن ها را به کوري کشاند، و ديدگانشان را از چراغ هدايت بپوشاند، در بيراهه سرگردان، و در نعمت ها غرق شدهاند، که نعمت ها را پروردگار خود برگزيدند ، هم دنيا آن ها را به بازي گرفته، و هم آن ها با دنيا به بازي پرداختهاند، و آخرت را فراموش کردهاند، اندکي مهلت ده، بزودي تاريکي برطرف ميشود، گويا مسافران به منزل رسيدهاند، و آن کس که شتاب کند به کاروان خواهد رسيد. پسرم! بدان آن کس که مرکبش شب و روز آماده است همواره در حرکت خواهد بود، هر چند خود را ساکن پندارد، و همواره راه ميپيمايد هرچند در جاي خود ايستاده و راحت باشد. به يقين بدان که تو به همه ی آرزوهاي خود نخواهي رسيد، و تا زمان مرگ بيشتر زندگي نخواهي کرد، و بر راه کسي ميروي که پيش از تو ميرفت، پس در به دست آوردن دنيا آرام باش، و در مصرف آنچه به دست آوردي نيکو عمل کن، زيرا چه بسا تلاش بياندازه براي دنيا که به تاراج رفتن اموال کشانده شد. پس هر تلاشگري به روزي دلخواه نخواهد رسيد، و هر مداراکنندهاي محروم نخواهد شد، نفس خود را از هرگونه پستي بازدار، هر چند تو را به اهدافت رساند، زيرا نميتواني به اندازه ی آبرويي که از دست ميدهي بهايي به دست آوري، برده ی ديگري مباش، که خدا تو را آزاد آفريد، آن نيک که جز با شر به دست نيايد نيکي نيست، و آن راحتي که با سختيهاي فراوان به دست آيد، آسايش نخواهد بود. بپرهيز از آنکه مرکب طمعورزي تو را به سوي هلاکت به پيش راند، و اگر توانستي که بين تو و خدا صاحب نعمتي قرار نگيرد، چنين باش، زيرا تو، روزي خود را دريافت ميکني، و سهم خود برميداري، و مقدار اندکي که از طرف خداي سبحان به دست ميآوري، بزرگ و گراميتر از فراواني است که از دست بندگان دريافت ميداري، گرچه همه از طرف خداست. ... از نمونههاي تباهي، نابود کردن زاد و توشه آخرت است، هر کاري پاياني دارد، و به زودي آنچه براي تو مقدر گرديده خواهد رسيد، ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی بیست ونهم ( به محمدبن ابوبکر )آگاه باشيد، اي بندگان خدا، پرهيزکاران از دنياي زودگذر به سلامت گذشتند و آخرت جاودانه را گرفتند، با مردم دنيا در دنياشان شريک گشتند، اما مردم دنيا در آخرت آن ها شرکت نکردند، پرهيزکاران در بهترين خانههاي دنيا سکونت کردند، و بهترين خوراکهاي دنيا را خوردند، و همان لذت هايي را چشيدند که دنياداران چشيده بودند، و از دنيا بهره گرفتند آن گونه که سرکشان و متکبران دنيا بهرهمند بودند. سپس از اين جهان با زاد و توشه ی فراوان، و تجارتي پرسود، به سوي آخرت شتافتند، لذت پارسايي در ترک حرام دنيا را چشيدند، و يقين داشتند در روز قيامت از همسايگان خدايند، جايگاهي که هر چه درخواست کنند، داده ميشود، و هر گونه لذتي در اختيارشان قرار دارد. ای بندگان خدا از مرگ و نزديک بودنش بترسيد، و آمادگي هاي لازم را براي مرگ فراهم کنيد، که مرگ جرياني بزرگ و مشکلي سنگين به همراه خواهد آورد، يا خيري که پس از آن شري وجود نخواهد داشت، و يا شري که هرگز نيکي با آن نخواهد بود، پس چه کسي از عملکننده براي بهشت، به بهشت نزديکتر؟ و چه کسي از عملکننده براي آتش، به آتش نزديکتر است؟ شما همه شکار آماده ی مرگ ميباشيد، اگر توقف کنيد شما را ميگيرد، و اگر فرار کنيد به شما ميرسد، مرگ از سايه ی شما به شما نزديکتر است، نشانه ی مرگ بر پيشاني شما زده شد، دنيا پشت سر شما در حال درهم پيچيده شدن است، پس بترسيد از آتشي که ژرفاي آن زياد، و حرارتش شديد، و عذابش نو به نو وارد ميشود، در جايگاهي که رحمت در آن وجود ندارد، و سخن کسي را نميشنوند، و ناراحتي ها در آن پايان ندارد، اگر ميتوانيد که ترس از خدا را فراوان، و خوشبيني خود را به خدا نيکو گردانيد، چنين کنيد، هر دو را جمع کنيد، زيرا بنده ی خدا خوشبيني او به پروردگار بايد به اندازه ی ترسيدن او باشد، و آن کس که به خدا خوشبين است بايد بيشتر از همه از کيفر الهي بترسد. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی بیست وششم ( به یکی از مأموران زکات)واي بر کسي که در پيشگاه خدا، فقرا و مساکين، و درخواست کنندگان و آنان که از حقشان محرومند، و بدهکاران و ورشکستگان و در راهماندگان، دشمن او باشند و از او شکايت کنند. امانتداري کسي که امانت الهي را خوار شمارد، و دست به خيانت آلوده کند، و خود و دين خود را پاک نسازد، درهاي خواري را در دنيا به روي خود گشوده، و در قيامت خوارتر و رسواتر خواهد بود، و همانا! بزرگترين خيانت! خيانت به ملت، و رسواترين دغلکاري، دغلبازي با امامان است. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی بیست و دوم ( به ابن عباس )پس از ياد خدا و درود! همانا انسان گاهي خشنود ميشود به چيزي که هرگز از دستش نميرفت، و ناراحت ميشود براي از دست دادن چيزي که هرگز به آن نميرسيد. ابن عباس! خوشحالي تو از چيزي باشد که در آخرت براي تو مفيد است، و اندوه تو براي از دست دادن چيزي از آخرت باشد، آنچه از دنيا به دست ميآوري تو را خوشنود نسازد، و آنچه در دنيا از دست ميدهي زاريکنان تاسف مخور، همت خويش را به دنياي پس از مرگ واگذار. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه بیست و یکم ( به زیادابن ابیه )اي زياد، از اسراف بپرهيز، و ميانهروي را برگزين، از امروز به فکر فردا باش، و از اموال دنيا به اندازه ی کفاف خويش نگهدار، و زيادي را براي روز نيازمنديت در آخرت پيش فرست. آيا اميد داري خداوند پاداش فروتنان را به تو بدهد در حالي که از متکبران باشي؟ و آيا طمع داراي ثواب انفاقکنندگان را دريابي در حالي که در ناز و نعمت قرار داري؟ و تهيدستان و بيوهزنان را از آن نعمتها محروم ميکني؟ همانا انسان به آنچه پيش فرستاده، و نزد خدا ذخيره ساخته، پاداش داده خواهد شد . ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی هفدهم ( به معاویه )آگاه باش آن کس که بر حق بود جايگاهش بهشت و آنکه بر راه باطل بود در آتش است. شما خاندان ابوسفيان، يا براي دنيا و يا از روي ترس در دين اسلام وارد شديد، و اين هنگامي بود که نخستين اسلامآورندگان بر همه پيشي گرفتند، و مهاجران نخستين ارزش خود را باز يافتند. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی دهم ( به معاویه )چه خواهي کرد، آنگاه که جامههاي رنگين تو کنار رود؟ که به زيبايي هاي دنيا زينتشده بود، دنيا تو را با خوشي هاي خود فريب داده، و به دعوت آن پاسخ دادهاي، فرمانت داد و اطاعت کردي، همانا به زودي تو را وارد ميدان خطرناکي ميکند که هيچ سپر نگهدارندهاي نجاتت نميدهد. اي معاويه از اين کار دست بکش، و آماده حساب باش، و آماده حوادثي باش که به سراغ تو ميآيد، به گمراهان فرومايه، گوش مسپار، اگر چنين نکني به تو اعلام ميدارم که در غفلتزدگي قرار گرفتهاي، همانا تو نازپروردهاي ميباشي که شيطان بر تو حکومت ميکند، و با تو به آرزوهايش ميرسد، و چون روح و خون در سراسر وجودت جريان دارد. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
بخشی از نامه ی سوم ( به شریح قاضی )به من خبر دادند که خانهاي به هشتاد دينار خريدهاي، و سندي براي آن نوشتهاي، و گواهاني آن را امضا کردهاند. (شريح گفت: آري اي امير مومنان امام (ع) نگاه خشمآلودي به او کرد و فرمود): اي شريح! به زودي کسي به سراغت ميآيد که به نوشتهات نگاه نميکند، و از گواهانت نميپرسد، تا تو را از آن خانه بيرون کرده و تنها به قبر بسپارد. اي شريح! انديشه کن که آن خانه را با مال ديگران يا با پول حرام نخريده باشي، که آنگاه خانه دنيا و آخرت را از دست دادهاي. اما اگر هنگام خريد خانه، نزد من آمده بودي، براي تو سندي مينوشتم که ديگر براي خريد آن به درهمي يا بيشتر، رغبت نميکردي و آن سند را چنين مينوشتم: هشدار از بياعتباري دنياي حرام اين خانهاي است که بندهاي خوارشده، و مردهاي آماده کوچ کردن، آن را خريده، خانهاي از سراي غرور، که در محله نابودشوندگان، و کوچه هلاک شدگان قرار دارد، اين خانه به چهار جهت منتهي ميگردد. يک سوي آن به آفت ها و بلاها، سوي دوم آن به مصيبت ها، و سوي سوم به هوا و هوس هاي سستکننده، و سوي چهارم آن به شيطان گمراهکننده ختم ميشود، و در خانه به روي شيطان گشوده است. اين خانه را فريب خورده ی آزمند، از کسيکه خود به زودي از جهان رخت برميبندد، به مبلغي که او را از عزت و قناعت خارج و به خواري و دنياپرستي کشانده، خريداري نموده است. هرگونه نقصي در اين معامله باشد، بر عهده پروردگاري است که اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جباران را گرفته، و سلطنت فرعون ها چون (کسري) و (قيصر) و (تبع) و (حمير) را نابود کرده است. عبرت از گذشتگان و آنان که مال فراوان گرد آوردند، و بر آن افزودند، و آنان که قصرها ساختند، و محکمکاري کردند، طلاکاري نمودند، و زينت دادند، فراوان اندوختند، و نگهداري کردند، و به گمان خود براي فرزندان خود گذاشتند، اما همگي آنان به پاي حسابرسي الهي، و جايگاه پاداش و کيفر رانده ميشوند، آنگاه که فرمان داوري و قضاوت نهايي صادر شود (پس تبهکاران زيان خواهند ديد.) به اين واقعيت ها عقل گواهي ميدهد هرگاه که از اسارت هواي نفس نجات يافته، و از دنياپرستي به سلامت بگذرد. ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 30 اسفند 1391
|
| نویسندگان لوگوی دوستان
|