يك جمله و بس
در تقويم انتظار، همه فصل ها از عطر بهاري مهدي (عج) متبرک است.
نوروز منتظران روزي است که از شب نيمه شعبان آغاز مي شود.
انتظار، فاصله اي است ميان دو جمعه: جمعه ولادت و جمعه ظهور.
بهار، همه طراوتش را مديون يک گل است: گل زيباي نرگس.
اگر سختي زمستان غيبت نبود، شوق آمدن بهار عدالت معنا نداشت.
خانه تکاني، رسم قديمي همه منتظران بهار است. بهارِ مهدي (عج) از راه مي رسد، خانه تکاني دل ها را فراموش نکنيم.
بهترين هديه اي که مي توان براي گلدان شکسته قلب منتظران خريد، يک شاخه گل نرگس است.
جمعه ها کافي نيست، هر روز سهمي را به امام زمان(عج) اختصاص بدهيم.
منتظران واقعي به اشک و آه و دعا اکتفا نمي کنند.
نيمه هاي شعبان مي آيند و مي روند، حيف است اگر فقط با نقل و مشکلات و شيريني برگزارش کنيم.
کم لطفي مهمان است بر سرِ سفره بنشيند و صاحبخانه را نشناسد، حتي اگر او را نبيند.
امام زمان (عج) بيشتر از آن به گردن شيعه حق دارند که فقط نيمه هاي شعبان به يادشان بيفتيم.
اگر خورشيد از چشم ما پنهان مانده است، تقصير ابرها نيست، چشمان ما باران نخورده است.
حتي اگر امام از چشم ما غايب باشد، باز هم ما از چشم او غايب نيستيم.
اي کاش روزهاي »غفلات« ما از شب هاي »غيبت« او طولاني تر نبود.
مبادا فقط وقتي همه درها به رويمان بسته شد، درِ خانه امام زمان (عج) را بزنيم.
مکه با همه »صفا«يي که دارد، بي گل روي مهدي (عج) بي»صفا« است.
هر دستي در آرزوي بوسيدن حجرالاسود است، حجرالاسود در آرزوي بوسيدن دست مهدي (عج) است.
منتظرتر از امام زمان (عج) سراغ داريم؟ 1167 سال در انتظار!
دلنشين ترين اشعار در ديوان انتظار، سروده دل سپرده ترين شاعران است، آنها که دل به حضرت مهدي (عج) سپرده اند.
نمازِ هيچ مأمومي بي امام اقامه نمي شود، ما چند رکعت را به امام خويش اقتدا کرده ايم؟
دير و زودش مصلحت است، امّا هيچ عريضه اي بي جواب نمي ماند.
ادامه مطلب
هر شب جمعه ببین ستاره سوسو میزنه
هر شب جمعه ببین ستاره سوسو میزنه
از دل منتظراش غمها رو جارو میزنه
اون ستاره امشبم تو آسمون شهر ما
از گلای نرگسش گلی به کادو میزنه
شاید این جمعه بیاید ... شاید
واسه تو
ادامه مطلب
ای مثل روز، آمدنت روشن

آرزوی رسیدن روزهای خوب، همیشه با همۀ مردم دنیا هست. آرزوی اینکه سختیها تمام شود. صبحها به تمامی صبح باشد و زندگی بهتمامی، روی سپید و خوشش را نشانمان بدهد.گاه این آرزو را زیر لب گفتهایم. گاه در دعاهایمان خواستهایم. گاه منتظرش نشستهایم، با حسرت یا امید. گاه هم آن را سرودهایم..........
ادامه مطلب
دل نوشته هایی برای امام زمان (عج)
در سایهسار عشق خستهدل و آشفتهحال در کنار پنجره امید به بیابان بیکسیام قدمهای امیدوارکننده میزدم گهگاهی با حالت ترس و ناامیدی از کنار کوههای گناه عبور میکردم بلافاصله سرم را برگرداندم و به سوی خورشید سمت بیابان امید خیره میشدم منتظر بودم آیا میشود ابرهای تیرگی معاصی کنار برود و خورشید امید مستقیم بر قلب سیاه و خستهام بتابد و قلب زنگار گرفتهام با نور او طلای سرخ شود.......
ادامه مطلب
یک سال دیگر هم گذشت
ادامه مطلب
مارا دل از کشاکش دنیا شکسته است.....
ما را دل از کشاکش دنیا شکسته است...
تا به حال چند مرتبشه دلتان برای خود خودتان تنگ شده؟؟؟؟.....
روزها را یکی پس از دیگری سپری میکنیم هر کدام در گوشه ای از این هستی پهناور به زندگی مشغولیم.زندگیمان شده کار،کار،کار....
صبح زود از خواب برخاستن، تا نیمه شب بیدار ماندن..از صبح تا شب با چندین نفر سروکله زدن بعضی وقتها دعوا،اعصاب خردی،خستگی زیاد،اینها همه برای چیست؟؟؟
که ما خواستار زندگی خوب در اجتماع هستیم؟؟یا حداقل در اجتماع حضور داشته باشیم؟؟زندگیمان محدود شده به همین کاغذها،قلم ها،دفترها،میزها و ......
از انسان بودن زیرکی مانده و دلبری و صحنه سازی.....زندگی ها خلاصه شده به همینها.
چقدر گاهی اوقات گوش دادن به صحبتهای روحانی مسجد محل در حالی که همان حرفای همیشگی در حال گفتن هست به آدم حس خوبی میدهد!!!
........
ادامه مطلب
