نمی دانم اینجا که ایستاده ام
تقدیر من است یا تقصیر من؟!
امّا وقتی یافته هایم را
با باخته هایم مقایسه می کنم
می بینم چون خدا را یافتم
هرچه باختم مهم نیست
آموختم که تمام ماجراهای زندگی
فقط قانون همراهی
عشق خدا
با ماست...
دلم کمی خدا
می خواهد...
سکوت...
کمی آخرت...
دلم، دل بریدن
می خواهد...
کمی اشک...
کمی آغوش آسمانی...
دلم یک کوچه می خواهد
بی بن بست !!
و یک خدا تا کمی با هم قدم
بزنیم!!
فقط همین!!
ادامه مطلب
استاد عارفان مرحوم آیت الله قاضی را می گویم
شاگردان گرداگردش را گرفته بودند كه آقا! چه دیدید؟
آخه دیدن او با دیدن دیگران تفاوت داشت
فرمود: هر چه درون قبرها را نگاه كردم مار و عقربی ندیدم
كه قبرها پر از مار و عقرب است، آیا اینها درست است؟
ما از خودمان مار و عقرب نداریم،
هر كس می آید با خود یا روح و ریحان می آورد و یا مار و عقرب
ادامه مطلب
آیامیدانید که اگرشمادرحال حمل قرآن باشید،
شیطان دچارسردردشدیدمیشود،
بازکردن قرآن شیطان راتجزیه میکند،
باخواندن قرآن به حالت بیهوشی فرومیرود!!!
ادامه مطلب

ادامه مطلب
شبی در خواب دیدم که با خدا گفتگو می کنم.
خدا از من پرسید: دوست داری با من صحبت کنی؟
پاسخ دادم: اگر شما فرصت داشته باشید.
خدا لبخندی زد و گفت: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟
من سؤال کردم: چه چیزی در آدمها شما را بیشتر از هر چیزی متعجب می کند؟
خدا جواب داد:
- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند، و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.
- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره بازیابند.
- اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.
- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز نزیسته اند.
دست خدا مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت…
بعد از مدتی به خدا گفتم: به عنوان پروردگار دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟
خدا پاسخ داد:
- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد، تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.
- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست که خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.
- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه ای زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابد.
- یاد بگیرند که غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد، بلکه کسی است که نیازمند کمترین هاست.
- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.
- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند، بلکه باید خود را نیز ببخشند.
با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که در اختیار من گذاشتید سپاسگذارم.
و افزودم: چیز دیگری هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت:
فقط اینکه بدانند من اینجا هستم
همیشه…
.
می گویند رسم زندگی چنین است
می آیند....
می مانند.....
عادت می دهند.....
و می روند....
و تو خود می مانی ....
و تنهاییت .....
رسم ما نیز چنین شد ...
آمدیم...
ماندیم ....
عادت کردیم
و حال که وقت رفتن است.....
می فهمیم که چه تنهاییم....
و رفتنی شدیم...
برگشته ایم تا چند سطر ترانه ی دلتنگی سر دهیم...
.
به گزارش فرهنگ نیوز ، یکی از واجبات بسیار مهم و از ضروریات دین مبین اسلام، بلکه تمام ادیان الهی، مساله «حجاب» و پوشش است؛ دین مبین اسلام نیز برای این مساله اهمیت ویژهای قائل شده است و قرآن کریم ـ با اینکه تنها به بیان کلیات اکتفا کرده است ـ در آیات متعددی به این مساله پرداخته که دال بر اهمیت بسیار زیاد قرآن و اسلام به این مساله است.
ادامه مطلب
درباره امام حسن مجتبی (ع) روایت است که آن حضرت هنگام وضو گرفتن بدنش می لرزید، و چهره اش زرد می شد، از او درباره راز این امر سؤال شد، فرمود:«حق علی کل من وقف بین یدی رب العرش ان یصفر لونه و ترتعد مفاصله؛ برهرکسی که درپیشگاه خداوند می ایستد لازم است که ]از عظمت الهی[رنگش زرد و اندامش به لرزه افتد» (بحارالانوار، مجلسی، ج ۴۳، ص ۳۳۹) درجایی دیگر آمده است: و اذا قام فی صلاته ترتعد فرائصه بین یدی ربه عزوجل؛ و هرگاه برای نماز می ایستاد، بند بند وجود او در مقابل خدایش می لرزید. (همان، ج ۴۳، ص۳۳۱، روایت۱).
درحالات امام صادق (ع) بسیار از سنت و سیره ایشان درباره نماز گفته شده که شاید یکی از مهم ترین احادیث دراین زمینه حدیثی است که همسر امام صادق (ع) نقل می کند. این حدیث از آن رو اهمیت دارد که امام درهنگام مرگ و در آخرین لحظات و به مساله نماز می پردازد تا نشان دهد که نماز از چه جایگاه و اهمیتی برخوردار است و سبک شماری آن موجب می شود تا انسان از شفاعت اهل بیت(ع) محروم بماند.
ابوبصیر می گوید: روزی بر ام حمیده همسر امام جعفر صادق(ع) وارد شدم تا او را در رحلت امام (ع) تسلیت بگویم. او گریست و من به گریه اش گریستم. آن گاه فرمود:«ای ابا محمد! اگر امام صادق (ع) را به هنگام وفات می دیدی چیز عجیبی مشاهده می کردی.
حضرت چشمان مبارک را گشود و فرمود:«با هر که قرابت و بستگی دارم، به نزد من گرد آورید». ما هیچ کس را فروگذار نکرده و همگان را حاضر ساختیم، امام (ع) به آنان نگریست و فرمود:«ان شفاعتنا لاتنال مستخقا بالصلاه » «بدرستی که شفاعت ما به کسی نمی رسد که نماز را سبک بشمارد». (سفینه البحار، جلد۲، ص ۱۹و نیز الکافی، ج۳ ،ص ۲۷۰).
شفاعت یکی از مهم ترین ابزارهای بشر برای رسیدن به جایگاه قرب الهی است؛ زیرا هر انسانی به اسبابی دچار خطا و گناه و اشتباه می شود و انسان تنها با جست وجوی ابزار و اسباب مناسب می تواند به سمت مقام قرب و قدس برود. از مهم ترین اسباب و وسایل تقرب، شفاعت اهل بیت(ع) به ویژه پیامبر (ص) است؛ زیرا نماز آدمی هر چند کامل باشد ولی هرگز کسی نمی تواند حق نماز را به جا آورد چنان که حق تقوای الهی را به تمام و کمال نمی تواند به جا آورد. براین اساس اگر کسی بخواهد به مقام قرب برسد باید از مقام شفاعت بهره گیرد. با این همه دست یابی به مقام شفاعت و بهره مندی از آن نیز نیازمند ابزارها و وسایلی است که یکی از مهم ترین آن ها سبک نشمردن نماز است.
بسیاری از مردم با آن که اهل نماز هستند ولی آن را با کسالت به جا می آورند و درانجام به موقع نماز و در اول وقت تنبلی روا می دارند. در سر نماز به هر کاری و فکری مشغول می باشند و خسته دلان نماز می خوانند و شاداب به نماز نمی ایستند. از این رو خداوند از نمازگزارانی سخن به میان می آورد که در نماز خویش «تساهل» دارند. «فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون»؛ «وای به حال نماز گزاران، نمازگزارانی که نماز را سبک می شمارند». (سوره ماعون، آیه ۴ و ۵)

ادامه مطلب
چهارده جزای بی نمازان:
1:- پنج جزا در دنیا
2:- سه جزا در هنگام مرگ
3:- سه جزا در میان قبر
4:- سه جزا در روز قیامت
برای انسان بی نماز وكسانیكه درنماز كاهلی وسستی میكنند ونماز را قصدا ترك مینمایند ازطرف خداوند (جل جلاله) چهارده جزا مقرر شده است پنج جزا در دنیا، سه جزا هنگام مرگ، سه جزا بعد از مرگ درمیان قبر، سه جزا در روز قیامت.
پنج جزا در دنیا:
1- زنده گی وی بركت برداشته میشود.
2- نور مؤمنان از چهره اش برداشته میشود.
3- از هیچ عملی برایش اجر داده نمیشود.
4- هر قدر دعا نماید دعایش قبول نمیگردد.
5- دعای بنده گان نیك نیز در حق او قبول نمیشود.
سه جزا هنگام مرگ:
1) بی نماز با ذلت وخواری قبض روح میگردد.
2) بی نماز گرسنه میمیرد.
3) به وقت مرگ چنان تشنه خواهد مرد كه اگر تمام دریا های دنیا را بنوشد تشنگی اش از بین نمیرود.
سه جزا بعد از مرگ درمیان قبر:
1) قبر بی نماز چنان تنگ میشود كه قبرغه هایش بهم میچسپد.
2) آتش درقبر بی نماز شعله ور میشود.
3) ماری بروی مسلط میگردد تا او را در هروقت نماز عذا ب نماید.
سه جزا در روز قیامت:
1) حساب اعمال او به سختی كرفته خواهد شد.
2) حق تعالى بر او به قهر وغضب خواهد بود.
3) بی نماز ذلیل شده در جهنم داخل خواهد شد.
نخستین چیزیکه در روز قیامت از آن سوال میشویم نماز است. نماز ستون دین است. پیامبر (ص) در مورد دو شخصی خبر داد که در قبر عذاب میشوند یکی آنها سخن چین و دیگرش لباسش را از بولش محافظت نمیکرد زیرا سخن چین سبب دشمنی بین مردم میگردد اگر چه راستگو باشد و کسیکه نماز نمیخواند متوجه پاکی لباسش از بول نمیشود. بناء عذاب سخت برای بی نمازان داده شده است. کسیکه نماز نمیخواند با خداوند (ج) صحبت نمیکند زیرا نماز خواندن سخن گفتن با خداوند (ج) است و کسیکه در تمام عمر با خداوند (ج) سخن نگوید، در حقیقت با خداوند (ج) دشمنی میکند و در وقت مردن خداوند (ج) بالای او قهر میباشد و عذاب قبر به سبب غضب خداوند (ج) بالای انسان میباشد.
_ بیائید تا توبه کنیم و به بارگاه الهی رجوع نمائیم.
_ بیائید با خداوند (ج) آشتی نمود نماز های خود را ادا نمائیم.
_ تا وقتی انسان زنده است دروازه رحمت خداوند (ج) باز است
-دروازه توبه باز است. بیائید توبه کنیم قبل از اینکه در لابراتوار قبر تجزیه شویم. بیائید قبل از اینکه عین الیقین به مشاهده چشمان دوزخ و عذاب را ببینیم به (علم الیقین) با علم و فهم عذاب خداوند (ج) را بدانیم و از عذابش به خداوند (ج) پناه ببریم.
(خدایا (ج) ما از عذاب قبر به خودت پناه میبریم.)
ای دل ترا ندای مــــرگ هم شنیدنیست
صبح اجل زمطلع عمرت دمیدنیست
برتخت ناز وبالــــــــــــــش ابریشمین مناز
زیرا کزین جهان تو بکلی بریدنیست
ای دل مکن گـــنه که به تحقیق مردنست
اعمال نیک کن که قیامت رسیدنیست
چون کل نفس ذایقة الموت حــــــــکم شد
میدان یقین که شربت مرگت چشیدنیست
غره مشو برین گـــــــــــل و بستان زنده گی
با د خزان برین گل وبستان دمیدنیست
چون حضرت رســـــــــول خدا درجهان نماند
کس را چی اعتماد به نابود بودنیست
سعدی درین قفس کی توان داشت مرغ را
روزی قفس شکسته و مرغش پریدنیست
به اساس ارشادات قرآنی اكثریت دوزخیان بعد از كافران ومشرکان بی نمازان اند ، قرآن کریم میفرماید : (فِی جَنَّاتٍ یَتَسَاءَلُونَ - عَنْ الْمُجْرِمِینَ - مَا سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ - قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّین) المدثر/40-43
.