مطالب جالب و خواندنی
پشتیبانی از ولایت فقیه
نويسنده

+به نـآم خــدآ +

فردا روز جهــــــآنی قدس است ...

تنها کاری که بر میاد از  منــــو و تو حضور در صحنه و اعلام اعتراض است ...

یعنی راه پیمایی

 

بعضی از این ایرانی های مسلمون باید خجالت بکشن از  آمریکایی های  یهودی و مسیحی

ای که تو نیویورک برای اعتراض به وضع غزه و محکوم کردن حمایت آمریکا  کتک خوردن !!

 

 

خطاب به دانشمندان هسته ای :

هنوز یادمان نرفته است چه کسی شما را از ما گرفت :( 

آیکون شهداآیکون شهدا




 
[ جمعه 3 مرداد 1393  ] [ 1:50 AM ] [ یک ]
نظرات 1

غزه غرق خون

گرگها زوزه کشان

کفتارها به تماشا

و انسانیت اسیر خواب

 




 
[ جمعه 3 مرداد 1393  ] [ 1:50 AM ] [ یک ]
نظرات 0

شیطان می گوید :

هرکس صدای اذان را بشنود و به نماز نرود، پدر من است

هرکس اسراف کند برادر من است

هرکس بدون بسم الله غذا بخورد فرزند من است

هرکس این گفته ی مرا به کسی نگوید دوست من است

و اگر بگوید دشمن من است

 

                                    چرا نشستی نگاه میکنی؟؟؟

 

                                      زود باش به اشتراک بگذار!

                                                یا علی !

 




 
[ جمعه 3 مرداد 1393  ] [ 1:50 AM ] [ یک ]
نظرات 0

تو هدفی

من دنبال توام

تو معبودی

من عبد توام

تو عشقی

من عاشق توام

تو نوری

من شب پره توام

تو بال باش

من پرنده ام

تو ارباب باش

من برده ام

تو همراه باش

من رونده ام

تو ناز باشی

من نیازم

تو آواز باشی

من یه سازم

خدایا

فقط باش

که بی تو می بازم

 




 
[ سه شنبه 3 تیر 1393  ] [ 5:57 PM ] [ یک ]
نظرات 0

خدا مرحم همه دردهاست

هر چه عمق خراش های وجودت بیشتر باشد

خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد.

 




 
[ سه شنبه 3 تیر 1393  ] [ 5:54 PM ] [ یک ]
نظرات 0

نمی دانم اینجا که ایستاده ام

تقدیر من است یا تقصیر من؟!

امّا وقتی یافته هایم را

با باخته هایم مقایسه می کنم

می بینم چون خدا را یافتم

هرچه باختم مهم نیست

آموختم که تمام ماجراهای زندگی

فقط قانون همراهی

عشق خدا

با ماست...




 
[ جمعه 30 خرداد 1393  ] [ 11:49 PM ] [ یک ]
نظرات 0

دلم کمی خدا

می خواهد...

سکوت...

کمی آخرت...

دلم، دل بریدن

می خواهد...

کمی اشک...

کمی آغوش آسمانی...

دلم یک کوچه می خواهد

بی بن بست !!

و یک خدا تا کمی با هم قدم

بزنیم!!

فقط همین!!


ادامه مطلب

 
[ جمعه 30 خرداد 1393  ] [ 11:48 PM ] [ یک ]
نظرات 0

از گورستان برگشته بود.

استاد عارفان مرحوم آیت الله قاضی را می گویم

شاگردان گرداگردش را گرفته بودند كه آقا! چه دیدید؟

آخه دیدن او با دیدن دیگران تفاوت داشت

فرمود: هر چه درون قبرها را نگاه كردم مار و عقربی ندیدم

به قبرها گفتم: 

این آخوندها چه می گویند؟؟

كه قبرها پر از مار و عقرب است، آیا اینها درست است؟

قبرها گفتند:

ما از خودمان مار و عقرب نداریم،

 هر كس می آید با خود یا روح و ریحان می آورد و یا مار و عقرب

 

 


ادامه مطلب

 
[ جمعه 30 خرداد 1393  ] [ 11:48 PM ] [ یک ]
نظرات 0


ادامه مطلب

 
[ جمعه 30 خرداد 1393  ] [ 11:45 PM ] [ یک ]
نظرات 0

شبی در خواب دیدم که با خدا گفتگو می کنم.
خدا از من پرسید: دوست داری با من صحبت کنی؟
پاسخ دادم: اگر شما فرصت داشته باشید.
خدا لبخندی زد و گفت: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟
من سؤال کردم: چه چیزی در آدمها شما را بیشتر از هر چیزی متعجب می کند؟
خدا جواب داد:
- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند، و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.
- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره بازیابند.
- اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.
- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز نزیسته اند.
دست خدا مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت…
بعد از مدتی به خدا گفتم: به عنوان پروردگار دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟
خدا پاسخ داد:
- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد، تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.
- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست که خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.
- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه ای زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابد.
- یاد بگیرند که غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد، بلکه کسی است که نیازمند کمترین هاست.
- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.
- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند، بلکه باید خود را نیز ببخشند.
با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که در اختیار من گذاشتید سپاسگذارم.
و افزودم: چیز دیگری هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت:
فقط اینکه بدانند من اینجا هستم
همیشه…

 


.

 
[ پنج شنبه 22 خرداد 1393  ] [ 2:11 AM ] [ یک ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ