حماسه
 
حماسه

نویسنده : فاطمه امیری

 
 
 
 
 
 در آستانه‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 و افزایش تحرکات تأثیرگذاران فضای سیاسی ایران برای متأثر کردن مثبت یا منفی این رویداد سیاسی مهم، می‌توان شاهد طرح ایده­ای تحت عنوان «انتخابات آزاد» از سوی طیفی از فعالین سیاسی، اعم از جریان فتنه و دیگر جریان‌های معاند، اصلاح‌طلبان و حتی برخی از اصول‌گرایان بود.
طرح شعار انتخابات آزاد، تداوم «صیانت از آرای» سال 88 است که در ایجاد فتنه در آن مقطع، نقش بسزایی داشت. البته تردید در سلامت انتخابات، در قالب شعار «صیانت از آرا» به مراتب گستره‌ی کمتری از تردید در آزادی انتخابات دارد؛ اولی نظام انتخاباتی، ولی دومی کل نظام سیاسی را هدف می‌گیرد و آن را متهم به انسداد سیاسی و حذف آزادی‌های سیاسی می‌نماید. در هر صورت، رمزگشایی از این شعار و اهداف و نیات مطرح‌کنندگان آن، گامی مهم برای تخفیف آثار آن در فضای سیاسی کشور است.
یکی از راه‌های مؤثر در این زمینه، تبیین بیشتر مفهوم انتخابات آزاد و بررسی شاخص‌های آن از منظر نظری و عملی است. در واقع این سؤال‌ها باید پاسخ داده شوند که شاخص‌های یک انتخابات آزاد به معنای واقعی چیست؟ نظام انتخاباتی جمهوری اسلامی و نیز مطالبات مطرح‌کنندگان این شعار، تا چه حد با این شاخصه‌ها تطابق دارد؟
شاخص‌های انتخابات آزاد در عرصه‌ی نظری
 
در مباحث نظری یک سری شرایط یا شاخص‌هایی برای انتخابات آزاد، که لازمه‌ی آزادی سیاسی است، مطرح می‌شود که جنبه‌ی نظری دارد و صورت ناب آن، هیچ وقت از لابه‌لای کتب علوم سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی به عرصه‌ی عمل تسری پیدا نکرده است، بلکه متناسب با شرایط هر جامعه، این معیارها و شاخص‌ها بازتعریف شده است. اما به هر صورت، بیان این شاخصه‌ها خارج از لطف نیست:
1. آزادی عقیده و بیان،آزادی مطبوعات و احزاب سیاسی و اجتماعات، آزادی مذهبی و...
2. حفظ احترام احزاب و شخصیت‌های مخالف.
3. هیچ گونه پلیس سیاسی و وسایل اجبار در برابر مخالفان و زمامداران وقت یا گروه حاکم نباید وجود داشته باشد.
4. هیچ گونه وسایل تسهیل کار برای زمامدارانی که در قدرت هستند نباید وجود داشته باشد و آن‌ها باید در مقابل رقیبان خود وضع مساوی داشته باشند.[1]
شاخص‌های جهان‌شمول انتخابات آزاد
 
همان طور که گفته شد، شاخص‌های پیش‌گفته، به جز مورد آخر، بیشتر جنبه‌ی نظری دارند. به عنوان مثال، در هیچ جای دنیا، آزادی‌های مذهبی و آزادی عقیده و بیان، به طور مطلق وجود ندارد و نیز در جهان مدعی دمکراسی، کشوری یافت نمی‌شود که در آن مطلقاً پلیس سیاسی و اجبار مخالفان وجود نداشته باشد، به ویژه آنجا که مخالفان سیاسی در برخی نظام‌های سیاسی مسلح و برخوردار از حمایت دشمنان برون‌مرزی هستند. با این همه می‌توان از برخی معیارهای عام و جهان‌شمولی سخن گفت که در همه‌ی نظام‌های دمکراتیک، لازمه‌ی انتخابات آزاد و مردمی شمرده می‌شود:
1. وجود آزادی‌های سیاسی تعریف‌شده در چارچوب قانون اساسی کشور (آزادی عقیده و بیان، آزادی احزاب و مطبوعات و...)
آزادی سیاسی در هر جامعه‌ای تعریف خاص خودش را دارد. مثلاً امروزه در کشورهای غربی که ادعای آزادی بیان دارند، در مورد یهودی‌سوزی، این آزادی مراعات نمی‌شود یا در بحث آزادی احزاب، به عنوان نمونه، در فرانسه که مهد آزادی نامیده می‌شود، احزاب سلطنت‌طلب حق فعالیت ندارند و در آمریکا هم احزاب کمونیستی با ممنوعیت قانونی مواجه هستند؛ بگذریم که اصلاً در آمریکا غیر از دو حزب اصلی، عملاً حزب دیگری نمی‌تواند ابراز وجود کند.
2. حق مشارکت سیاسی مساوی برای تمام اقشار جامعه (زنان و مردان، روستایی و شهری، فقیر و غنی و...) در انتخاب کردن و انتخاب شدن
این معیار از مهم‌ترین موارد در بحث انتخابات آزاد است که تاریخچه‌ی مفصلی دارد؛ به گونه‌ای که تا یک قرن پیش، در بسیاری از جوامع، زنان حق رأی نداشتند و یا رأی اقشار مختلف به طرق مختلف محدود می‌شد. البته در دنیای پرمدعای امروز هم بسیاری از مردم، تحت تأثیر کارکرد تبلیغاتی مدرن، که به وسیله‌ی صاحبان قدرت و ثروت صورت می‌گیرد، عملاً از حق انتخاب واقعی محروم هستند؛ چرا که آن کسی که از پشتوانه‌ی قدرت و ثروت برخوردار نیست، عملاً نمی‌تواند به عرصه‌ی انتخابات وارد شود.
3. بی‌طرفی نهادهای ناظر و مجری انتخابات
در تمام کشورها سعی می‌شود نهادهای ناظر و مجری انتخابات بی‌طرف باشند تا احتمال تقلب و تخلف کم شود.
4. تنوع و تعدد انتخابات و عدم محدودیت مردم در انتخاب حاکمان
هر چه تنوع انتخابات کمتر باشد، به معنای محدودیت مردم در انتخاب حاکمان است. ممکن است در کشور فقط انتخابات پارلمان وجود داشته باشد و این انتخابات هرچند همه‌ی فاکتورهای یک انتخابات آزاد را داشته باشد، در عمل قدرت عمل انتخاب مردم را محقق نمی‌کند و قوه‌ی مجریه و قضائیه و دیگر نهادها، عملاً از شمول انتخاب مردم خارج‌اند و این در بطن خود، عدم انتخابات آزاد را در بر دارد.
مطالبات طراحان شعار انتخابات آزاد
 
بررسی این بحث حائز اهمیت بسیار است که کسانی که از انتخابات آزاد سخن می‌گویند دقیقاً چه چیزی را مطالبه می‌کنند؟ آیا به دنبال معیارهای جهانی انتخابات آزاد هستند؟ آیا تا به حال این شاخص‌ها در جمهوری اسلامی وجود نداشته است؟ آیا معیارهای خاصی مد نظرشان هست؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها، باید تحلیل‌محتوایی از گفته‌ها و نوشته‌های این طیف صورت گیرد. نگارنده در آستانه‌ی انتخابات مجلس نهم، در مطلبی با عنوان «کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است!»[2]مفهوم «انتخابات آزاد» در ادبیات اپوزیسیون جمهوری اسلامی، برخی از این معیارهای مدافعان انتخابات آزاد را بررسی کرده بود که در این یادداشت این بحث به صورت تکمیلی بیان می‌شود:
1. آزادی زندانیان سیاسی و پایان حصر سران فتنه
 
یکی از معیارهای جریان فتنه و اصلاح‌طلبان برای انتخابات آزاد تبرئه‌ی جریان فتنه، برداشتن حصر سران فتنه و امکان مشارکت آنان در عرصه‌ی سیاسی است. در جریان انتخابات مجلس،سید محمد خاتمی، برای حضور در انتخابات از شروطی مانند «آزادی زندانیان سیاسی»، «باز شدن فضای امنیتی» و نهایتاً «برگزاری آزاد انتخابات با حضور احزاب موجود» سخن می‌گفت.[3]
خاتمی در 16 آذر 91، طی پیامی به انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، دوباره تأکید می‌کند: «گشاینده‌ی این راه، یعنی ایجاد تفاهم ملی برای تأمین خواست‌های ملت ایران و به خصوص آزادی‌های اساسی و حقوق اساسی ملت و آزادی انتخابات، این است که ما شاهد باشیم زندانیان ما آزاد بشوند، کسانی که در حصر هستند، حصر از آن‌ها برداشته شود که این باعث تلطیف فضا و گشاینده‌ی راه به سوی آینده‌ای بهتر خواهد بود.»[4]
2. حذف دولت اصول‌گرا
 
از نگاه عده‌ای، انتخابات آزاد زمانی تحقق می‌یابد که دولت اصول‌گرا تکرار نشود. به عبارت بهتر، اگر از صندوق آرا نام کسی غیر از جریان‌های ارزشی بیرون بیاید، نشان‌دهنده‌ی انتخابات آزاد است. مراد ثقفی، مدیرمسئول فصلنامه‌ی گفت‌وگو، در این زمینه می‌گوید: «اگر نیروهای سیاسی محذوف به میدان نیایند، حتماً نتیجه همین خواهد شد. به عبارت دقیق‌تر، بدون برگزاری یک انتخابات آزاد با حضور تمامی گرایش‌های سیاسی، دولت و جبهه‌ی پایداری که سیاست واحدی را دنبال می‌کنند، نه فقط پیروز انتخابات که مالک کشور خواهند شد.»[5]
3. نظارت نهادهای بین‌المللی
 
یکی دیگر از خواسته‌های اصلاح‌طلبان، که هرازچندگاهی بر زبان برخی از فعالین سیاسی این طیف جاری می‌شود و آن را معادل انتخابات آزاد و مستقل می‌دانند، امکان نظارت بین‌المللی بر روند انتخابات در ایران است. این امر در جریان انتخابات 88 بارها از سوی اصلاح‌طلبان مطرح شد. این نگرش به لحاظ مبانی بسیار جدی است و در اصل، ریشه در روحیه‌ی انفعالی و تفکر وابسته‌ی اصلاح‌طلبان دارد که «آزادی» را بر«استقلال» مقدم می‌شمارند و دل در گرو حمایت و یاری نهادهای بین‌المللی دارند.
4. بازگشت مخالفان
 
در نگاه بسیاری از مخالفان نظام، انتخابات آزاد زمانی تحقق می‌یابد که امکان بازگشت مخالفان نظام جمهوری اسلامی فراهم شود و تمامی «نیروهای حذف‌شده»، «صرف‌نظر از ایدئولوژی»[6][7] و برنامه‌ی عملی‌شان، در عرصه‌ی رقابت انتخاباتی حضور یابند. این حذف‌شدگان، اعم از منافقین و مارکسیست‌های دهه‌ی 60 و سکولارها، لیبرال‌ها و فتنه‌گران سال 88 هستند. تاج‌زاده در تکمیل این نوع نگاه می‌گوید: «اگر از من بپرسند آیا سکولارها هم حق دارند، می‌گویم ترکیه به عنوان یک مدل درست، دمکراسی را با اسلام سازگار کرد و الگوی عملی ارائه داد. در ایران هم باید به رقابت با سکولارها بپردازیم. انتخابات آزاد به این معنا نیست که ما و دوستانمان تأیید صلاحیت شویم و بتوانیم در انتخابات شرکت کنیم.»
5. تغییر قانون اساسی و حذف ولایت‌ فقیه از ساختار نظام
 
در منشور بسیاری از مخالفان نظام، انتخابات آزاد در چارچوب قانون اساسی کنونی قابل تحقق نیست و از نظر آنان، انتظار «انتخابات سالم و آزاد» و «بر طبل اجرای بدون تنازل قانون اساسی» کوبیدن با هم سازگار نیستند.[8] اما مهم‌ترین خواسته‌ای که نقطه‌ی مشترک تمامی مخالفان و معارضان به حساب می‌آید، حذف جوهره‌ی اصلی جمهوری اسلامی، یعنی «ولایت فقیه»، از ساختار نظام و قانون اساسی آن است و اگر این اتفاق روی دهد، شاید با همین قانون اساسی هم کنار بیایند. برای همین است که در تحلیل و برداشت طیف‌های وسیعی از مخالفان نظام، آزادی انتخابات با ولایت ‌فقیه ناسازگار است و بر این باورند که «اگر عمود خیمه‌ی نظام کنونی، بیت ولی فقیه است، عمود خیمه‌ی نظام آینده (مطلوب) صندوق رأی و انتخابات آزاد است.»[9] و آن‌ها انتخابات آزاد، در چارچوب قانون اساسی و ولایت فقیه را ناممکن می‌انگارند.[10]
جمع‌بندی
 
مفهوم انتخابات آزاد با شاخص‌هایی سنجیده می‌شود که برخی جنبه‌ی نظری دارند و برخی دیگر مدل عملی در جهان شناخته می‌شوند. تعمق بیشتر در مطالبات نهفته در ماورای شعار انتخابات آزاد، که در حال حاضر از سوی عده‌ای از معاندان و مخالفان نظام و برخی فعالین سیاسی مطرح می‌شود، بیانگر این نکته است که این افراد و جریان‌های سیاسی مطالبه­گر انتخابات آزاد به معنای واقعی آن نیستند؛ چرا که این معیارها در جمهوری اسلامی به مراتب ناب‌تر از بسیاری از دمکراسی‌های دیگر جلوه‌گر است. به عنوان نمونه، در کمتر کشوری به اندازه‌ی ایران، تنوع و تعدد انتخابات وجود دارد و یا از منظر اعطای آزادی‌های سیاسی، قانون اساسی ایران در شمار قوانین اساسی متعالی قرار دارد و محدودیت‌های اعمال‌شده در مورد برخی معارضان سیاسی هم در چارچوب قانون صورت می‌گیرد. به عنوان مثال، بازداشت‌شدگان فتنه‌ی 88 به موجب احکام دادگاه‌های صالح در زندان به سر می‌برند یا سران فتنه با رأفت نظام و با تخفیف، در شرایط نیمه‌حصر قرار گرفته‌اند که در صورت محاکمه، بایستی مجازات‌ سنگینی را متحمل می‌شدند. بنابراین در زمینه‌ی فعالیت‌های سیاسی و حتی عقیدتی در ایران محدودیت‌های خلاف قانون اساسی وجود ندارد.
از این رو، آنچه در ورای شعار انتخابات آزاد نهفته است، بیشتر از آنکه مطالبه‌ی سیاسی برای گسترش دمکراسی و آزادی‌های مدنی باشد، «مبارزه‌ی سیاسی» برای به چالش کشیدن نظام جمهوری اسلامی هم‌زمان با فشارهای بین‌المللی است.
البته این شعار گاهی بر زبان برخی اصول‌گرایان و مسئولین بلندپایه هم جاری شده است که با تحلیل گفتمان ادبیات آن‌ها، به نظر می‌رسد که نوعی غفلت در انتخاب واژگان صورت گرفته و منظور آن‌ها بیشتر نگرانی از چگونگی برگزاری انتخابات است و قصد و غرضی در حد به چالش کشیدن اصل نظام در میان نیست، امید که چنان باشد.[11]
پی‌نوشت‌ها:
[1]منوچهر صبوری، جامعه‌شناسی سیاسی، انتشارات سخن، تهران، 1381، ص 43.
[2]ر. ک. به: کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است: http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=1954
[3]سید محمد خاتمی در سخنانی در دیدار با جمعی از فعالان سیاسی شمال کشور، خرداد 1390.
[4]رجانیوز به نقل از فارس: http://rajanews.com/Detail.asp?id=147962
[5]آفتاب‌نیوز: http://aftabnews.ir/vdchvxnzm23nx6d.tft2.html
[6]فریبا داوودی مهاجر، کمپین انتخابات آزاد، مکانیسم سازمان‌دهی به سوی انتخابات آزاد، سایت انتخابات آزاد، 3 مرداد 1390.
[7]مصطفی تاج‌زاده، گفت‌وگو با سایت کلمه، 24 مرداد 1390.
[8]آرش بهمنی، انتخابات آزاد و راه سبز امید، سایت انتخابات آزاد، 8 مرداد 1390.
[9]رضا سیاوشی، برون‌رفت از پارادوکس انتخابات آزاد در ایران، سایت انتخابات آزاد، 24 مرداد 1390.
[10]نادر عصاره، وفاق عمومی حول برگزاری انتخابات آزاد، سایت انتخابات آزاد، 15 مرداد 1390.
[11]به عنوان نمونه، احمدی‌نژاد چند بار این واژه را به کار برده است. وی در یک گفت‌و‌گوی تلویزیونی، گفته بود: «انتخابات باید آزاد باشد و هیچ کس نباید حتی در ذهنش این باشد که در انتخابات اثر بگذارد یا دخالت بیجا کند و ملت هم اجازه‌ی چنین کاری را به کسی نمی‌دهد و ما هم در همین رابطه در خدمت ملت هستیم.» این جملات بیانگر معنای ذکرشده است.
 
منبع: برهان

[چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ]  [2:08 PM]  [علی فنودی]

 

نویسنده: مهدی مشکینی
 
 
 
 
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان دیده‌بانی آگاه و مسلط به شرایط روز و جهان، استراتژی حرکتی ملت ایران را در سال92 با محوریت حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی تعیین و مانیفست ایرانیان را ترسیم نموده‌اند که در این باره باید گفت، ایشان حماسه سیاسی را به نوعی زمینه حماسه اقتصادی دانسته‌اند. به این معنی که لازمه حماسه اقتصادی، خلق حماسه سیاسی و حضور باشکوه مردم در پای صندوق‌های رای و روی کار آمدن رئیس‌جمهور اصلح، مقبول و توانمند است.
درباره حماسه سیاسی که به قطع در انتخابات خرداد ماه سال جاری متبلور خواهد شد باید گفت که برای خلق این حماسه، وظایف برای همگان روشن است و لازمه تحقق مطالبه مقام معظم رهبری، جز در اینکه «هرکس باید به درستی به وظیفه متعین خود عمل کند» تعریف نخواهد شد. بنابراین مسئولان، کاندیدای پیروز و غیر پیروز، رسانه‌ها و خواص باید با عمل به وظیفه مورد انتظار، برای خلق حماسه سیاسی 92 مردم را همراهی کنند.
در ابتدا ملت وظیفه شناس ایران اسلامی که قطعا مشارکت گسترده در انتخابات و تلاش برای کشف گزینه اصلح را وظیفه خود می‌دانند، بهتر می‌دانند که حضورشان در پای صندوق‌های رای تنها کاربردش روی‌کار آمدن رئیس‌جمهور اصلح نیست چرا که به قطع می‌توان گفت مشارکت مردم در انتخابات تضمین کننده امنیت و اقتدار ملی در مقابله تهدید و تحریم‌های اعمالی دشمنان انقلاب اسلامی است، لذا از همین روست که مقام معظم رهبری در هر انتخاباتی، مشارکت مردم در انتخابات را به مثابه همراهی مردم با نظام اسلامی مورد تاکید و از مشارکت به عنوان سیاستی راهبردی یاد می‌کنند. در شرایط فعلی که تحریم‌های اقتصادی و تهدیدهای- هرچند پوشالی- نظامی متوجه جمهوری اسلامی ایران است، مشارکت مردم در انتخابات، صرفاً پیام سیاسی نخواهد داشت. با توجه به رکورد جهانی ایرانیان در انتخابات 88، انتظاری جز تثبیت حماسه دیگر سیاسی از سوی ملت زمان شناس ایران در تاریخ نیست.
کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری که متاسفانه برخی از آنان گویا احساس تکلیف را صرفاً در کاندیداتوری و نه کنار کشیدن به نفع دیگر نیروهای انقلاب می‌دانند، نیز برای خلق حماسه سیاسی وظایف مشخصی دارند.
کاندیدای منتخب ملت ایران بعد از پیروزی می‌بایست خود را رئیس‌جمهور تمام ملت ایران معرفی و ضمن تشکر از آرای منفی خود، رقابت انتخاباتی را پایان یافته بدانند و در مقابل بقیه کاندیدا با احترام به آرای مردم پیروزی را به رئیس‌جمهور منتخب تبریک بگوید تا با این اقدام آب سردی بر پیکر دشمنان کمین کرده انقلاب اسلامی ریخته و در حماسه 92 شریک مردم باشد.
بدیهی است نامزدهایی که برای کشور برنامه دارند در صورت عدم پیروزی، برنامه‌های خود را- حداقل در حوزه اقتصادی- به عنوان برنامه پیشنهادی به رئیس‌جمهور منتخب ارائه کنند و در نهایت این که به همان قانونی که زمینه حضورشان در انتخابات را فراهم کرده، تمکین کنند.
خواص‌ جامعه نیز می‌توانند با عمل به وظیفه خود اساسی‌ترین نقش را در خلق حماسه‌سیاسی داشته باشند، خواص انقلابی و متعهد به آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌بایست با رصد کردن وضعیت انتخابات پاسخگوی هرگونه اظهارات غیرمستدل و دشمن پسند از قبیل «انتخابات آزاد» و یا « هجمه به شورای نگهبان به دلیل انجام وظایف قانونی محوله» باشند، چرا مقام معظم رهبری در خنثی کردن توطئه‌های انتخاباتی دشمن پیشگام بوده‌اند.
بنابر این با توجه به ورود و مدیریت رهبر معظم انقلاب که در واکنش به برخی ادعاهای واهی تصریح فرموده بودند:
«معلوم است که انتخابات باید آزاد باشد، مگر بیش از سی انتخابات سه دهه اخیر آزاد نبوده است؟ در کدام کشور انتخابات از ایران آزادتر است؟ مراقب باشید این حرفهای شما مردم را از انتخابات مأیوس نکند»
و یا اینکه معظم‌له در واکنش به برخی اظهارات غلط درباره رد صلاحیت احتمالی برخی افراد فاقد صلاحیت لازم، ابراز کردند:
«در کدام کشور درباره صلاحیتها، ملاحظات لازم اعمال نمی شود؟ چرا اینقدر بر این مسئله تکیه و تلاش می کنید در ذهن مردم این تصور بوجود بیاید که شرکت در انتخابات فایده ندارد؟»
نمی‌توان تردیدی در وظیفه و تکلیف معین شده خواص داشت.
رسانه‌های متعهد به نظام جمهوری اسلامی و منافع ملی نیز در خلق حماسه سیاسی وظایف معین شده‌ای دارند. در چند سال گذشته هر بار که مقام معظم رهبری به مقوله انتخابات اشاره داشتند به نوعی رسانه‌ها را نیز مورد خطاب قرار دادند، معظم‌له با مخاطب قرار دادن رسانه تاکید کردند:
«این رسانه‌هاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بى‌محابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌اى نشود براى اینکه یک عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غیور کشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آنها قرار می‌گیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت می کنم؛ منتها همه را توصیه میکنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند. همه باید قانون را مراعات کنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است».
بنابراین، باید و نباید‌های رسانه‌ای‌ برای رسانه‌های متعهد به طور کاملا شفاف و روشن شده است و انتظار می‌رود که رسانه‌های انقلابی ضمن رصد فعالیت‌های دشمن، خود را برای هرگونه جنگ رسانه‌‌ای و مجازی با رسانه‌های ضدانقلاب- که برخی از آنها رسما به عنوان پایگاه‌های جاسوسی و اطلاعاتی ماموریت محور هستند- آماده کنند.
و در پایان، امید است انتخابات آتی به لطف امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، درایت مقام معظم رهبری و هوشیاری ملت ایران که با حضور گسترده ملت ایران در پای‌صندوق‌های رای و رای به گزینه اصلح متبلور خواهد شد، در نهایت آرامش برگزار و ملت ایران از از یک پیچ مهم تاریخی با سربلندی عبور کند.
منبع:خبرگزاری فارس

[چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ]  [2:08 PM]  [علی فنودی]

نویسنده: مهدی سعیدی

 
 
 
 
 
 
مطابق با تغییرات قانونی ایجادشده و اعلام وزارت کشور، چهارمین دوره‌ی انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا هم‌زمان با انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم در 24 خردادماه 1392 برگزار خواهد شد. این مسئله موجب شده است تا انتخابات آتی از حساسیت دوچندانی برخوردار باشد، چرا که در اصل دو انتخابات در یک روز برگزار خواهد شد. شاید یکی از دلایل شروع زودهنگام فعالیت‌های پرحجم انتخاباتی را نیز در تجمیع این دو انتخابات باید دانست؛ اقداماتی که اغلب در قالب رایزنی‌های غیررسمی و گاه رسمی و اعلام نظر در قالب گفت‌وگو و یادداشت‌های سیاسی در نشریات و سایت‌های مختلف شاهد آن هستیم.
نکته‌ی قابل توجه در انتخابات خرداد 92 آن است که برای اولین بار تجمیع دو انتخابات ریاست جمهوری و شوراها را تجربه می‌کنیم؛ دو انتخاباتی که از تفاوت‌های ماهوی و ساختاری برخوردارند، اما هم‌زمانی آن‌ها می‌تواند فرآیند طبیعی و تجربه‌شده‌ی پیشین این دو انتخابات را به هم زند و تا حد زیادی تحت‌الشعاع شرایط تجمیع قرار دهد. مهم‌ترین تفاوت‌های این دو انتخابات بدین شرح‌اند:
1. انتخابات ریاست جمهوری گزینشی برای عالی‌ترین مدیر اجرایی کشور است، در حالی که انتخابات شوراها حداکثر ناظر به گزینش مدیران میانی است. لذا میزان تأثیرگذاری آرای افراد بر سرنوشت کشور کاملاً متفاوت و قیاسی مع الفارغ است.
2. انتخابات ریاست جمهوری ملی و سراسری است، در حالی که انتخاب شوراها منطقه‌ای و محلی است.
3. انتخابات ریاست جمهوری بر انتخاب یک گزینه تأکید دارد، در حالی که در شوراها مجموعه‌ای از افراد برگزیده خواهند شد.
4. سیاست تبلیغاتی افراد و احزاب و گروه‌های سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری با شرایطی کاملاً متفاوت نسبت به شوراها اتخاذ می‌شود.
5. صبغه انتخابات ریاست جمهوری کاملاً سیاسی است، در حالی که این وضعیت در انتخابات شوراها تنها در شهرهای بزرگ دیده می‌شود و در شهرهای کوچک و روستاها جنبه‌ی غیرسیاسی آن پررنگ است.
6. مکانیسم اجرایی و نظارتی این دو انتخابات کاملاً متفاوت است و شورای نگهبان بر انتخابات شوراها نظارت ندارد.
ترکیب رقابت انتخاباتی تجمیع‌شده می‌تواند روند هر یک از این دو انتخاب را تحت تأثیر قرار دهد و آن را از روند عادی خارج نماید.
اهمیت انتخابات شوراها نسبت به انتخابات ریاست جمهوری برای اصلاح‌طلبان
 
هرچند انتخابات ریاست جمهوری از آن‌چنان اهمیتی برخوردار است که بر فعالیت‌های انتخاباتی شوراها سایه انداخته است، اما حقیقت آن است که انتخابات شوراها نیز از اهمیت خاصی برخوردار است که جریان‌های سیاسی به سادگی نمی‌توانند از کنار آن بگذرند. ضمن آنکه تقارن آن با انتخابات ریاست جمهوری نیز بر اهمیت آن افزوده است. این موضوع به دلایل زیر برای اردوگاه اصلاح‌طلبان بیش از اصول‌گرایان اهمیت دارد:
1. امکان فعالیت بیشتر: با توجه به حساسیت‌های ایجادشده نسبت به این جریان به واسطه عملکردش در دو انتخابات گذشته‌ی ریاست جمهوری دهم و مجلس نهم و حرکت در قالب سناریوی کودتای مخملی و ایجاد فتنه و آشوب و در نهایت اتخاذ خط تحریم در انتخابات مجلس، امکان فعالیت حداکثری در انتخابات ریاست جمهوری از این جریان سلب شده است. این محدودیت اقتضا دارد تا تحرکات سیاسی حداکثری این بار در میدان بازی آن انتخابات شوراها صورت پذیرد.
2. امکان تأیید صلاحیت نامزدها: شاید مهم‌ترین وجه تمایز این دوره‌ی انتخابات با دیگر دوره‌ها در چگونگی بررسی صلاحیت کاندیداها باشد که از ید قدرت شورای نگهبان خارج شده است و وزن بیشتری برای نمایندگان مجلس و البته هیئت‌های اجرایی قائل می‌شود. همین موضوع در طول برگزاری سه دوره انتخابات باعث شده است تا میدان دادن به جریانات مختلف فکری بیشتر احساس شود. به واقع می‌توان گفت فضا در انتخابات شوراها نسبت به ریاست جمهوری و مجلس بازتر است و همین متفاوت بودن مکانیسم اجرایی و نظارتی انتخابات شوراها، برای اصلاح طلبان به فرصتی برای فعالیت مجدد در عرصه‌ی سیاسی کشور مبدل شده است.
3. گستردگی و تکثر:با توجه به گستردگی انتخابات، که از شهرهای بزرگ تا روستاهای کوچک را در بر می‌گیرد، طبیعی است که تکثر نامزدها فضا را برای فعالیت بیشتر جریان اصلاح‌طلب فراهم خواهد کرد. در حال حاضر تعداد اعضای شورای اسلامی روستاهایی که تا 1500 نفر جمعیت دارند 3 نفر عضو اصلی و روستاهای با بیش از 1500 نفر جمعیت و بخش‌ها، 5 نفر عضو اصلی است. تعداد اعضای اصلی و علی‌البدل شورای شهر نیز به این ترتیب در قانون جدید پیش‌بینی شده است:
شهرهای تا 20 هزار نفر جمعیت، 5 نفر عضو اصلی و 2 نفر عضو علی‌البدل
شهرهای از 20 هزار نفر تا 50 هزار نفر جمعیت، 7 نفر عضو اصلی و 3 نفر عضو علی‌البدل
شهرهای از 50 هزار نفر تا 100 هزار نفر جمعیت، 9 نفر عضو اصلی و 4 نفر عضو علی‌البدل
شهرهای از 100 هزار نفر تا 200 هزار نفر جمعیت، 11 نفر عضو اصلی و 5 نفر عضو علی‌البدل
شهرهای از 200 هزار نفر تا 500 هزار نفر جمعیت، 13 نفر عضو اصلی و 6 نفر عضو علی‌البدل
شهرهای از 500 هزار نفر تا یک‌ میلیون نفر جمعیت، 15 نفر عضو اصلی و 7 نفر عضو علی‌البدل
شهرهای بیشتر از یک میلیون نفر تا 2 میلیون نفر جمعیت، 21 نفر عضو اصلی و 8 نفر عضو علی‌البدل
شهرهای بیش از 2 میلیون نفر جمعیت، 25نفر عضو اصلی و 10 نفر عضو علی‌البدل
شهر تهران 31 نفر عضو اصلی و 12نفر عضو علی‌البدل.
در مجموع می‌توان گفت که جمعیت شوراهای سراسر کشور حدود 110 هزار نفر است که در انتخابات آتی به 170 هزار نفر افزایش خواهد یافت.
4. بهره‌برداری از ویژگی منطقه‌ای و بومی بودن: بومی و منطقه‌ای بودن انتخابات شوراها فضا را برای بهره‌برداری برخی هواداران موجه و خوش‌نام محلی جریان اصلاح‌طلب فراهم خواهد کرد. ضمن آنکه با پیوند خوردن نگرش‌های بومی و قومی با گرایش‌های سیاسی نیز شرایط برای بهره‌برداری اصلاح‌طلبان مناسب خواهد شد.
5. امیدواری به موفقیت در شهرهای کوچک: وجود تضادها و شرایط نابسامان اردوگاه اصلاح‌طلبان و ناتوانی از بسیج نیروها منجر شده است تا نسبت به توانایی آن‌ها برای بسیج سراسری نیروها تردید ایجاد شود. لذا تمرکز بر شهرهای کوچک، که به بضاعت کمتری برای فعالیت نیازمند است، در دستور کار اصلاح‌طلبان قرار گرفته است. احمد شیرزاد، نماینده‌ی مجلس ششم، در تحلیلش از انتخابات پیش رو می‌نویسد:
«بنابراین تصور بنده این است که در تهران و شهرهای بزرگ نباید انتظاری فراتر از آنچه در انتخاب نمایندگان مجلس نهم رخ داد، داشته باشیم؛ اما در شهرهای کوچک و روستاها وضعیت کمی متفاوت است و ممکن است کاندیداهای مستقل و اصلاح‌طلب بتوانند پا به عرصه‌ی رقابت بگذارند. اگرچه تا آن زمان نمی‌توان فضای سیاسی حاکم بر کشور را پیش‌بینی کرد، اما این احتمال وجود دارد که برخی اصلاح‌طلبان که چهره‌های حساسیت‌برانگیزی برای جناح حاکم نیستند بتوانند کرسی شوراها را از آن خود کنند.»[1]
6. امیدواری به پیروزی در شهر تهران: نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری حکایت از رأی بیشتر موسوی نسبت به احمدی‌ن‍ژاد در شهر تهران داشت. این مسئله موجب شده است تا امیدهای بخشی از اصلاح‌طلبان برای پیروزی در تهران، در صورت تأیید صلاحیت نامزدهای مورد علاقه‌شان بیشتر از دیگر شهرها باشد. ضمن آنکه با افزایش اعضای شورای شهر تهران از 15 نفر به 31 نفر، امکان ورود بخشی از اصلاح‌طلبان به این شورا نیز افزایش یافته است. نمونه‌هایی از این امیدواری را در برخی اظهار نظرات منسوبین به این اردوگاه می‌توان مشاهده نمود.
به عنوان نمونه، خانم ابتکار، عضو شورای شهر تهران، می‌گوید: «به نظرم زمینه‌ی پیروزی اصلاح‌طلبان در شهر تهران بسیار زیاد است. با توجه به نتایج انتخاباتی که تا کنون برگزار شده و میزان پایین مشارکت در خیلی از بخش‌ها، به نظر می‌رسد که رأی تهران مشخص باشد. ما در انتخابات سال 88 بیشترین نرخ مشارکت را داشتیم و شهر تهران نظرش را درباره‌ی اصول‌گرایان و رئیس‌جمهور وقت با رأی خود اعلام کرد.»[2]
7. فرصتی برای بازسازی تشکیلاتی اصلاح‌طلبان: علی‌رغم شرایط موجود، همچنان اصلاح‌طلبان بر این نظر هستند که در هر حالت، نفس برگزاری انتخابات فرصتی است برای فعالیت و سازمان‌دهی. بدین لحاظ، وقتی کاندیدایی در صحنه باشد، لاجرم ستاد انتخاباتی ایجاد می‌کند و این می‏تواند موجبات جمع شدن نیروها در استان‌ها و شهرستان‌ها را دور هم فراهم سازد و این برای اردوگاه ازهم‌گسیخته‌ی اصلاح‌طلبان فرصتی است که بتوانند بار دیگر انسجام را به اردوگاه خود بازگردانند.
این مسئله را می‌توان در گفتار منتشرشده‌ی برخی فعالین سیاسی اصلاح‌طلب، از جمله سعید حجاریان و احمد شیرزاد، مشاهده نمود. شیرزاد به این مسئله چنین تأکید دارد: «شیوه‌ی تصمیم‌گیری پیرامون انتخابات شوراها در مجموعه‌ی اصلاحات، در طول ادوار گذشته، به این شکل بوده است که یک تصمیم کلی را به شهرستان‌ها تحمیل نکنیم و بر اساس سنت حسنه‌ای که در سال‌های اخیر وجود داشته است، تصمیم‌گیری در شهرستان‌ها بر عهده‌ی نیروهای مستقر در آنجا گذاشته می‌شود. این واگذاری تصمیم محاسن زیادی دارد که یکی از آن‌ها گرد هم آمدن نیروهای اصلاح‌طلب حتی در شهرستان‌هایی با جمعیت کمتر از 20 هزار نفر است. به اجماع رسیدن این نیروها از یک سو به قدرتمند شدن شبکه‌ی اصلاحات در کشور کمک می‌کند و از سوی دیگر، از بروز اختلافات جلوگیری می‌کند.»[3]
اقدامات اصلاح طلبان در راستای انتخابات شوراها
هرچند مرور اخبار اعلامی رسانه‌های اصلاح‌طلب حاوی اخبار جزئی و دقیقی از تصمیمات اصلاح‌طلبان در این زمینه نیست، اما در روزهای اخیر اخبار و نکات قابل ملاحظه‌ای از جنب‌وجوش این جریان انتشار یافته است به عنوان نمونه روزنامه‌ی آرمان،[4] از تشکیل کارگروه ویژه‌ی شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات برای حضور در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا خبر داده و عنوان کرده که قرار است این کارگروه در روزهای آینده برنامه‌ی خود را برای این انتخابات به صورت رسمی اعلام کند.
این روزنامه مدعی شد که هم‌اکنون فعالیت‏های جدی در استان‏ها و شهرستان‏های مختلف ایران برای حضور اصلاح‌طلبان در عرصه‌ی انتخابات شوراها شروع شده و تلاش‏های جدی برای هماهنگ کردن این فعالیت‏ها با یکدیگر، توسط شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات، در جریان است.
بنا به گزارش آرمان، مباحث مربوط به این انتخابات شوراها در چند ماه گذشته از محورهای اصلی جلسات برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری اصلاح‌طلبان، به خصوص شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات، بوده است؛ اما با توجه به تخریب‏های احتمالی، از انتشار آن خودداری شده است. این فعالیت‏ها و برنامه‌ریزی‏ها در ماه‏های گذشته در حالی صورت ‏گرفته که غالب اخبار منتشرشده از جلسات اصلاح‌طلبان مربوط به تصمیم‌گیری برای انتخابات ریاست جمهوری است.
نظر عمومی اعضای شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات بر این است که با توجه به تعدد کاندیداها در این انتخابات و همچنین وضعیت عمومی نیروهای سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری، بهتر است اصلاح‌طلبان نیروی خود را به سمت انتخابات شوراهای شهر و روستا سوق دهند. این در حالی است که همچنان تلاش‏های جدی نیز برای فعال کردن جبهه‌ی اصلاحات در جریان رقابت ریاست جمهوری یازدهم به شکل موازی در جریان است.
«احمد حکیمی‌پور»، عضو شورای هماهنگی جبهه‌ی اصلاحات، نیز خبر داد که مباحث مربوط به انتخابات شوراها در جلسات اصلاح‌طلبان مطرح شده و در مورد آن‌ بحث‏های مختلفی صورت گرفته است. وی همچنین با اشاره به اینکه هم‌اکنون اصلاح‌طلبان استان‏ها و شهرستان‏های مختلف فعالیت خود را برای ورود به انتخابات شوراها شروع کرده‏اند و به دنبال فراهم کردن مقدمات و رایزنی در این خصوص هستند، توضیح داده است:
«از آنجا که اصلاح‌طلبان به برنامه‌ریزی از پایین به بالا معتقد هستند، هنوز مباحث مطرح‌شده در استان‏ها پیرامون انتخابات شورای شهر رسانه‏ای نشده است، اما این دلیل نیست که اصلاح‌طلبان به انتخابات شورا بی‌توجه باشند.»
محمد زارع فومنی، دبیرکل جبهه‌ی مردمی اصلاحات، درباره‌ی برنامه‌ی کاری این تشکل گفت: ما مدت‌هاست برای ورود به انتخابات شورای شهر و ریاست جمهوری کار خود را آغاز کرده‌ایم و دیدارهای مختلفی هم با آقایان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی، عارف، جهانگیری، مطهری، عبدالله نوری و دبیران کل احزاب و بزرگان اصلاحات انجام داده‌ایم.[5]
همچنین سید محمد خاتمی نیز با حیاتی خواندن انتخابات شوراها، بر تمرکز جدی و تلاش بیشتر اصلاح‌طلبان با محوریت موسوی لاری (که ظاهراً به پیگیری این مسئله مأمور شده است) تأکید کرده است.[6]
به این ترتیب و بر اساس تحولات اخیر، به نظر می‏رسد در روزهای آینده باید منتظر اخباری جدی‌تر در خصوص فعالیت‏های اصلاح‌طلبان برای انتخابات شوراها باشیم.
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]«ابزاری برای تقویت جامعه‌ی مدنی»، هفته‌نامه‌ی آسمان، 18 شهریور 91.
[2]«انتخابات شوراها مهم‌تر از ریاست جمهوری است»، هفته‌نامه‌ی آسمان، 4 شهریور 91.
[3]«ابزاری برای تقویت جامعه‌ی مدنی»، هفته‌نامه‌ی آسمان، 18 شهریور 91.
[4]روزنامه‌ی آرمان روابط عمومی، 8 مهر 91، ص 2.
[5]خبرگزاری آریا، 10 مهر 91، کد خبر: 20121001123243582
[6]روزنامه‌ی رسالت، 10 مهر 91.
 
منبع: سایت برهان
 
 

[چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ]  [2:07 PM]  [علی فنودی]

نویسنده: مهدی سعیدی
 
 
 
 
 
 
بررسی شاخص‌های انتخابات مطلوب و در طراز انقلاب اسلامی از منظر مقام معظم رهبری
نظام اسلامی به دوره‌های مختلف انتخابات به عنوان فرصتی برای تقویت ارکان نظام مردم‌سالار اسلامی نگاه می‌کند و خواهان آن است که انتخابات به شایسته‌ترین حالت برگزار گردد. مهم‌ترین شاخصه‌ی انتخابات مطلوب و طراز انقلاب اسلامی بدین شرح‌اند:
1. مشارکت گسترده
 
شاید مهم‌ترین ملاحظه‌ی مورد توجه رهبر معظم انقلاب اسلامی در انتخابات مسئله‌ی «مشارکت گسترده» و حضور گسترده‌ی ملت در پای صندوق‌های رأی باشد. معظم‌له از این اصل به عنوان راهبرد اساسی چنین یاد می‌کنند:
«آنچه که باید به عنوان راهبرد اساسی مورد نظر همه باشد، عبارت است از حضور حداکثری مردم. باید شرکت مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده، که إن‌شاءالله جزء حماسه‏ های ملی خواهد شد، شرکتی باشد که دشمن را از دست‏اندازی به ایران اسلامی و ملت سرافراز ایران مأیوس کند.» (24 آبان 83)
 
مشارکت گسترده‌ی ملت در انتخابات آن‌قدر بااهمیت است که معظم‌له در اجتماع بزرگ مردم جیرفت‏، با صراحت، اعلام می‌دارند:
«من بارها گفته ‏ام که اصل حضور مردم در انتخابات حتّی از انتخاب اصلح هم مهم‏تر است، اگرچه انتخاب اصلح هم بسیار اهمیت دارد.» (17 اردیبهشت 84)
 
این تأکید برخاسته از عمق باوری است که معظم‌له به جایگاه مردم در نظام اسلامی دارند، به نحوی که از تعبیر «نظام مردم‌سالاری دینی» برای حکومت اسلامی یاد می‌کنند. در نگاه ایشان، چنین حضور گسترده‌ای رمز بقا و تداوم انقلاب اسلامی است؛ چرا که جمهوری اسلامی متکی بر رأی و اعتماد به ملت شکل گرفته است. مقام معظم رهبری در آستانه‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری نهم، در صحن جامع رضوی، به این حقیقت چنین اشاره می‌کنند:
«یکی این که حضور آگاهانه در انتخابات ریاست‌جمهوری و انتخاب هوشمندانه از سوی آحاد مردم، یک مشارکت در سرنوشت کشور است. کشور ما متکی به آرای مردم است. علت این که دشمنان ملت و طمع ‏ورزان به این آب و خاک نتوانسته ‏اند در طول 26 سال گذشته گزندی وارد کنند، حضور و اراده و مشارکت مردم در صحنه ‏های مختلف بوده است. راهپیمایی‏ های شما در بیست‌ودوم بهمن یا در روز قدس و شرکت شما در انتخابات‏ های گوناگونِ سال‌های گذشته این کشور را بیمه کرده است. مشارکت در سرنوشت کشور علاوه بر این که در اداره و تعیین مدیریت کشور نقش دارد، در خنثی کردن دشمنی دشمنان هم بزرگ‌ترین نقش را ایفا می‏کند.» (1 فروردین 84)
 
معظم‌له در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‏، در جمله‌ی معترضه‌ای، می‌فرمایند:
«اعتماد به مردم عقیده‏ ی واقعی به مشارکت مردم. بعضی‏ ها اسم مردم را می ‏آورند، اما حقیقتاً اعتقادی به مشارکت مردم ندارند. بعضی اسم مردم را می‏ آورند، اما به مردم اعتماد ندارند. بنای جمهوری اسلامی بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشارکت مردم است. بنای جمهوری اسلامی بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشارکت مردم است.» (24 آذر 87)
 
مقام معظم رهبری در قبل از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری، با صراحت، از تلاش مستمر و تمام‌عیار دشمنان انقلاب اسلامی برای ممانعت از برگزاری انتخابات و سرد و بی‌روح کردن آن سخن به میان آوردند و در سفر به کردستان می‌فرمایند:
«در درجه ‏ی اول، هدفشان تعطیل شدن انتخابات است که انتخابات نباشد. در یک دوره‏ای سعی کردند انتخابات مجلس شورای اسلامی را به انواع و اقسام حیله ‏ها متوقف کنند. خدای متعال نخواست و اراده ‏ی مردان مؤمن نگذاشت؛ نتوانستند. از این مأیوس‌اند که انتخابات را به کلی تعطیل کنند. در درجه‏ ی بعد، هدفشان این است که انتخابات سبک و سرد برگزار بشود. می‌خواهند ملت ایران حضور فعالی در انتخابات نداشته باشد.» (22 اردیبهشت 88)
 
معظم‌له اصل مشارکت گسترده‌ی مردم در انتخابات را راهبردی برای خنثی‌سازی سناریوی دشمن می‌داند و به عنوان نمونه، در خطبه ‏های نماز جمعه‌ی تهران، با صراحت درباره‌ی ضرورت مقابله با سناریوی دشمن می‌فرمایند:
«چرا دشمن این قدر هزینه و اصرار می‏ کند که انتخابات ریاست‌جمهوری را خلوت کند؟ آیا از این تلاش مذبوحانه ‏ی دشمن نباید فهمید که حضور در سرِ صندوق‌های رأی و انتخابات مشت محکمی به دهان آن‏هاست؟ آیا از این ترفند محکوم به شکست، نباید فهمید که دشمن از حضور مردم در صحنه ناراضی است؟ این خود، راه بسیار روشن و تعیین‏ کننده ‏ای است.» (14 خرداد 72)
 
ایشان از دانشجویان بسیجی چنین مطالبه دارند که:
«تلاش شما باید این باشد که مشارکت را به معنای حقیقی کلمه حداکثری کنید.» (5 خرداد 84)
 
و در مقام یک مرجع عالی‌قدر، اعلام می‌دارند که :
«هر کسی به استحکام این نظام علاقه ‏مند است، هر که به اسلام علاقه‏ مند است، هر که به ملت ایران علاقه‏ مند است، برای او عقلاً و شرعاً واجب است که در این انتخابات شرکت کند.» (14 خرداد 88)
 
2. انتخابات امن
 
حفظ آرامش انتخابات یکی از دغد‌غه‌های مهم مقام معظم رهبری در تمامی دوره‌های انتخابات بوده است که همواره با رهنمودهای خود نسبت به حفظ آن تأکید داشته‌اند. از منظر ایشان، انتخابات همواره باید مظهر وحدت و انسجام ملی باشد و لازمه و نشانه‌ی آن وجود آرامش در انتخابات است. تشنج، درگیری و ناامن‌سازی فضای انتخاباتی اقداماتی است که از تبدیل فرصت انتخاباتی به تهدیدی برای انسجام و امنیت ملی کشور حکایت دارد. اقدامی که معمولاً با تحرکات و سناریوهای طرح‌ریزی‌شده در بیرون از مرزها و حمایت ایادی داخلی دشمن و غفلت و سوءتدبیر جناح‌های سیاسی داخلی و گاه هواداران نامزدها به وجود می‌آید.
مقام معظم رهبری در آستانه‌ی انتخابات مجلس ششم، از وجود دست‌هایی برای ایجاد اختلاف و تشنج در انتخابات چنین سخن می‌گویند:
«احتمالاً دست‌هایی در کار است که در آستانه‌ی انتخابات، محیط کشور را محیط متشنج کند؛ اگر نتواند تشنج عملی هم به وجود آورد، محیط تشنج فکری و ذهنی و بحران‌سازی مصنوعی کند. این دست‌ها، دست‌های خدومی نیستند، دست‌های خودی‌ها نیستند، دست‌های بیگانه و دست‌های خائن‌اند. ملت ایران باید هوشیار باشد و بحمدالله هست.» (18 دی 78)
 
ایشان مدتی بعد تأکید ورزیدند که:
«انتخابات باید در فضای آرام و باصفا انجام گیرد و دور از تشنج و درگیری و فضای نفرت باشد. بدیهی است که در همه‌جا نامزدهای گوناگونی با آرا و عقاید و سلایق مختلفی هستند و مردم هم نگاه می‌کنند و إن‌شاءالله با شناسایی و با تدبّر انتخاب می‌کنند و رأی خواهند داد. این کار باید در فضای آرام انجام گیرد.» (26 بهمن 78)
 
3. انتخابات سالم
 
یکی از دغدغه‌های مهم رهبر معظم انقلاب اسلامی مسئله‌ی سلامت انتخابات است. در نگاه ایشان، رأی ملت امانتی است که در اختیار مسئولین امر قرار دارد و ایشان موظف‌اند که با تمام توان در حفظ و سلامت آن بکوشند. سلامت انتخابات هم به مرحله‌ی پیش از انتخابات و هم حین انتخابات و هم پس از انتخابات توجه دارد. به واقع تام فرآیند انتخابات از زمان آغاز فعالیت سیاسی جناح‌ها تا اعلام و تأیید نتایج نهایی انتخابات باید مورد توجه قرار گیرد. در نگاه معظم‌له، مسئول حفظ سلامت انتخابات نیز تنها ستاد انتخابات کشور و شورای نگهبان نیستند، بلکه همه‌ی جناح‌های سیاسی، نامزدهای انتخاباتی، رسانه‌ها، هواداران و توده‌های رأی‌دهنده در این میان نقش خواهند داشت. به عنوان نمونه، در سال 85، رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی با صراحت از اهمیت سلامت انتخابات سخن به میان آورده و فرموده اند:
«اولاً سلامت این انتخابات‌ها مهم است که خوشبختانه مسئولان کشور به این توجه دارند، ما هم همیشه تأکید کرده ‏ایم و حالا هم هست. باید از آرای مردم به طور کامل صیانت بشود. در همین اندازه از لحاظ اهمیت، حفظ سلامت فضای انتخابات، قبل از شروع انتخابات است ‌ـ‌ مثل همین حالا که به تدریج نام ‏نویسی‏ ها شروع شده و مقدمات انتخابات فراهم شده است و تا زمان انتخابات، زمان زیادی نمانده‌ ـ‌ که بایستی سلامت فضا را حفظ کنید. بعضی فضای انتخابات را خراب می‏ کنند؛ تخریب کردن، اهانت کردن و خُرد کردن شخصیت‌های گوناگون، همه بر خلاف اقتضای سلامت انتخابات است. هم مطبوعات، هم رادیو و تلویزیون، هم کسانی که به ابزارهای گوناگون ارتباط جمعی دیگری مجهز هستند ‌ـ‌ رایانه ‏ها و شیوه‏ های رایانه ‏ای‌ ـ‌ هم کسانی که یک منبری برای سخن گفتن دارند، مثل خطبای جمعه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی همه توجه داشته باشند که "تخریب، فضای انتخابات را خراب می ‏کند" شما از آن کسی که به او علاقه‏ مندید، دفاع کنید، هیچ مانعی ندارد؛ اما به آن کسی که رقیب اوست، مطلقاً حمله نکنید، تخریب نکنید. این تخریب و این حرف زدن‌ها و اهانت کردن‌ها نه حجیت دارد برای مستمعان و نه جایز است؛ به خاطر اینک ه فضا را خراب می‏کند. بنابراین مسئله ‏ی حفظ سلامت خودِ انتخابات و حفظ سلامت فضای انتخابات، خیلی مهم است.» (18 مهر 85)
 
نمونه‌ای دیگر از تأکید معظم‌له خطاب به مسئولین در هنگام رأی‌گیری در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم است که فرمودند:
«امروز هم من از دست‌اندرکاران انتخابات ‌ـ‌ هم مجریان و هم ناظران‌ ـ جداً و مؤکداً درخواست می‌کنم که از آرای مردم حفاظت کنند. آرای مردم امانتی است در دست آن‌ها و بدون هیچ‌گونه جانب‌داری و دخالت دادن امیال خودشان، رأی مردم را بگیرند و آن‌چنان که هست، بخوانند و ثبت کنند و سپس اعلام کنند و همین‌طور هم خواهد بود. من به مجریان و ناظران انتخابات اعتماد دارم و خدای متعال إن‌شاءالله توفیق دهد به بهترین وجهی انتخابات را برگزار کنند.» (3 تیر 84)
 
4. قانون‌گرایی در انتخابات
یکی از ارکان برگزاری انتخابات طراز انقلاب اسلامی قانون‌گرایی و پایبندی به ضوابط قانونی است. این قانون‌گرایی نیز از اصولی است که همه‌ی فعالین صحنه‌ی انتخابات از مجریان و ناظران و نامزدها تا هواداران و انتخاب‌کنندگان باید بدان پایبند باشند. این مسئله بارها به زبان مختلف توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه‌ی انتخابات گوشزد شده است. به عنوان نمونه، ایشان در آستانه‌ی انتخابات مجلس هشتم می‌فرمایند:
 
«من به مجریان انتخابات توصیه کرده ‏ام، الآن هم توصیه می‌کنم: باید به شدت قانون را رعایت کنند. حد و مرز، قانون است. همه باید الزامات قانونی را بپذیرند و تسلیم الزامات قانونی بشوند. قانون حد فاصل حق و باطل است در حرکت و مشی ملت و مسئولین. قانون را نباید دور زد. این باید رعایت بشود.» (19 بهمن 86)
 
معظم‌له اعضای شورای نگهبان را از هرگونه تأثیرپذیری از سلایق و مذاق‌ها بر حذر می‌دارد و خطاب به ایشان می‌فرمایند:
«همان‌طور که همیشه گفته‌ایم، در امر نظارت باید قانون و موازینْ ملاک و معیار باشد و نه مذاق‌ها و سلایق شخصی. مطلقاً دنبال مذاق شخصی نروید و این‌طور نباشد که یک وقت انسان خودش تشخیص دهد که اگر این فرد در مجلس نباشد، برای مجلس خسارتی است؛ اگر این شخص باشد، برای مجلس فایده‌ای دارد؛ آن‌گاه برخلاف موازین و مقررات، این مذاق اعمال شود. باید کاری کنید که بتوانید پیش خدای متعال و بندگان او جواب‌گو باشید. اگر از شما سؤال شد که به چه مناسبت این شخص را رد کردید، شما بگویید: پروردگارا! من ملزم بودم طبق مقررات عمل کنم. مقررات چنین گفت، من هم این شخص را رد کردم یا مقررات چنین گفت، من این شخص را تأیید کردم؛ اما این که من این‌گونه تشخیص دادم، من این‌گونه فهمیدم، من این آدم را مضر دانستم، من این آدم را مفید دانستم؛ این‌ها قابل قبول نیست. این‌ها را نه خدای متعال قبول خواهد کرد، نه بندگان خدا. باید طبق موازین و مقررات عمل کنید. هیچ‌گونه ملاحظه‌ای نباید مانع از اعمال مقررات شود.» (14 بهمن 74)
 
5. رقابتی بودن انتخابات
 
یکی از شاخصه‌های انتخابات شایسته‌ی نظام اسلامی رقابتی بودن انتخابات است. رقابتی بودن بدین معنا که با تکثر و تعدد نامزدهایی انتخاباتی حق انتخابات و گزینش برای رأی‌دهندگان وجود داشته باشد. این مسئله خود یکی از عوامل مؤثر در جدی شدن انتخابات و پرشور بودن آن خواهد بود که موجب افزایش اشتیاق شرکت‌کنندگان در انتخابات خواهد شد.
توجه رهبر معظم انقلاب اسلامی به مسئله‌ی اهمیت رقابتی بودن را می‌توان در این بخش از پیام معظم‌له، که بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری هفتم صادر فرموده‌اند، به خوبی مشاهده نمودند:
«... از سایر نامزدهای محترم ریاست‌جمهوری که با آمادگی و حضور خود در میدان این آزمایش الهی، بزرگ‌ترین کمک را به ایجاد رقابت انتخاباتی و انگیزه بخشیدن به مردم کردند، صمیمانه تشکر می‌کنم. بی‌شک، بدون حضور افکار و سلیقه‌ها و منش‌های متنوع در صحنه‌ی نامزدی ریاست‌جمهوری، این موج عظیم حضور ملی پدیدار نمی‌گشت و این افتخار برای ملت ایران به ثبت نمی‌رسید.» (3 خرداد 76)
 
مبتنی بر اظهارات فوق، به خوبی، آشکار می‌شود که معظم‌له یکی از شروط باشکوه برگزار شدن انتخابات را وجود تکثر و رقابتی بودن انتخابات می‌دانند و با همین باور است که ایشان درخواست دارند:
«آن کسانی که نظام، اسلام، قانون اساسی و امام را قبول دارند، باید به میدان رقابت بیایند؛ منتها رقابت سالم و نه رقابت لجوجانه و عنادآمیز.» (18 دی 82)
 
البته تأکید ایشان بر رقابت، رقابت سالم و مثبت است! لذا معظم‌له در قبل از انتخابات مجلس هشتم خطاب به اعضای هیئت دولت فرمودند:
«بعضی خیال می‌کنند انتخابات، زمزمه‏ های انتخابات، فضای انتخاباتی، مایه‏ ی اختلاف است؛ نه، می‌تواند مایه‏ ی اتحاد باشد؛ می‌تواند تشجیع‌کننده به سرعت عمل و پیشرفت باشد؛ با رقابت مثبت. هر گروهی سعی کنند برای خدمتگزاری به این ملت، سهم متناسب با خودشان را که لایق خودشان می‌دانند، به دست بیاورند؛ هیچ اشکالی ندارد. این رقابت مثبت به جامعه نشاط می‌بخشد، ما را زنده‏ دل می‌کند، روح جوانی را بر جامعه ‏ی ما حاکم می‌کند.» (21 مهر 86)
 
البته هدف از این رقابت است که می‌تواند مثبت و منفی بودن آن را مشخص کند، چرا که مبتنی بر تأکیدات معظم‌له:
«در اسلام برای قبضه کردن قدرت، رقابتی وجود ندارد. این را از آن جهت می‌گویم که عده‌ای تنها برای کسب قدرت سیاسی تلاش می‌کنند و به رقابت مشغول‌اند. بنابراین رقابت صحیح، مشروع و مقبول، رقابت در خدمت‌رسانی به مردم است.» (1 فروردین 82)
 
6. فراگیر بودن انتخابات
 
یکی دیگر از مؤلفه‌های مؤثر در رسیدن به انتخابات طراز جمهوری اسلامی فراهم آوردن بستری برای حضور همه‌ی استعدادها و گرایش‌هایی است که به قانون اساسی و آرمان‌های ملت اعتقاد و برای اداره‌ی کشور برنامه دارند. به واقع، انتخابات شایسته و حقیقی به صرف تعدد نامزدها حاصل نخواهد شد، بلکه لازمه‌ی این تعدد تکثر و تنوع افراد و سلیقه‌ها و گرایش‌ها خواهد بود که امکان انتخاب‌های مختلف را برای مردم فراهم خواهد آورد.
دغدغه‌‌ی به‌کارگیری همه‌ی نیروها در مدیریت کشور و فراهم آوردن حضور آن‌ها در رقابت انتخاباتی و به نوعی برگزاری انتخاباتی فراگیر با حضور همه‌ی گرایش‌های سیاسی به رسمیت شناخته‌شده، در قانون را می‌توان در این توصیه‌ی رهبر حکیم و فرزانه‌ی انقلاب اسلامی به اعضای هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات چهارمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی مشاهده نمود که فرمودند:
«هرچه افراد از جهات و جناح‌های مختلف بیشتر در انتخابات شرکت کنند، این برای نظام بهتر است؛ برای شورای نگهبان هم بهتر است. ما باید کاری کنیم که این امکان و وسیله برای ورود اشخاصِ بیشتر فراهم بشود. نباید طوری باشد که یک جریان، ولو در یک شهر خاص، احساس بکند که در این انتخابات وارد نیست؛ باید طوری باشد که در همه جا همه احساس کنند که می‌توانند آن فرد مورد نظر خودشان را واقعاً آزادانه انتخاب بکنند؛ یعنی شورای نگهبان و حرکتی که در این مقطع انجام می‌دهد، باید مظهر و آینه‌ی اعتماد عمومی باشد.» (4 اسفند 70)
 
بر همین اساس بود که ایشان در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم، بعد از این که شورای نگهبان آقایان مصطفی معین و محسن مهرعلیزاده را رد صلاحیت کرد با نگارش نامه‌ای به شورای نگهبان دستور تجدید نظر در این مسئله را صادر فرمودند.
البته این تکثر و تنوع باید دارای چارچوبی باشد و همان طور که پیش از این اشاره گردید، از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی «اعتقاد به نظام اسلامی، اسلام، قانون اساسی و حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه)» شروط لازم برای آن است. به واقع، این دایره‌ی فراگیری تنها جریان‌ها و گروه‌های سیاسی را در بر می‌گیرد که در نظر و عمل پایبندی خود را به انقلاب اسلامی و قانون اساسی و منافع ملی ثابت کرده باشند که در قانون اساسی وظیفه‌ی تشخیص آن بر عهده‌ی شورای نگهبان گذاشته شده است. جریان‌های سیاسی، که مرزهای خودی و غیرخودی را در نوردیده و برای ضربه زدن به نظام اسلامی اردوگاه واحدی را با ضدانقلاب (هرچند موقت) تشکیل داده‌اند و کسانی که برای پیشبرد اهداف خود از تحصن و خانه‌نشینی برای فشار بر نظام اسلامی بهره برده‌اند، باید برای بازگشت به دایره‌ی فراخ نیروهای خود در مقابل رفتار سیاسی خود به ملت و نظام اسلامی پاسخ‌گو باشند.
7. سلامت رقابت‌های انتخاباتی
 
یکی دیگر از شاخصه‌ای مورد تأکید مقام معظم رهبری توجه به سلامت رقابت‌های انتخاباتی است که تحقق آن در گرو رعایت اخلاق در میدان رقابت‌هاست. توجه به مسائلی از قبیل پرهیز از دروغ، تهمت و افترا، تخریب، بزرگ‌نمایی مشکلات، اسراف، هزینه‌کردهای غیرشرعی، دادن وعده‌های غیرواقعی، خرید رأی و... نمونه‌هایی از دغدغه‌هایی است که توجه به آن‌ها می‌تواند متضمن سلامت انتخابات باشد. این اصول در سطوح مختلف رقابت انتخاباتی همچون تبلیغات، مناظرات و گفت‌وگوها و مصاحبه‌ها با رسانه‌های مختلف، یادداشت‌ها و تحلیل‌های مطبوعات وابسته به جریان‌های سیاسی و همچنین رقابت نزد طرفداران و هواداران باید مورد توجه قرار گیرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، قبل از برگزاری انتخابات مجلس هشتم، می‌فرمایند:
«در همین انتخابات اگر بد عمل بکنیم، به هم بد بگوییم، با هم کینه‏ ورزی کنیم، به یکدیگر تهمت بزنیم، بر خلاف قوانین و مقررات رفتار کنیم، می‌تواند وسیله‏ ی سقوط و ضعف و انحطاط باشد؛ دست خود ماست؛ امتحان الهی است.» (21 مهر 86)
 
معظم‌له در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری، بر مسئله‌ی رعایت اخلاق و قانون توسط نامزدهای انتخاباتی بیش از پیش تأکید نمودند و فرمودند:
«نامزدهای محترمی که تا کنون نام‏ نویسی کرده ‏اند و مشغول تبلیغات و اظهاراتی هستند، سعی کنند با انصاف عمل کنند. اثبات و نفی‏شان با توجه به حق و صدق باشد!» (22 اردیبهشت 88)
 
ایشان به نامزدهای انتخاباتی هشدار می‌دهند که:
«نامزدهای محترم توجه داشته باشند اذهان عمومی را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب‌کننده ‏ی اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد، خلاف واقع هم هست.» (22 اردیبهشت 88)
 
همچنین خطاب به هواداران نامزدها می‌فرمایند:
«هر کدام از نامزدهای محترم هم طرفدارانی دارند. بعضی‏ها از این طرفداران متعصب هم هستند، خیلی علاقه ‏مند سرسخت‌اند به آن نامزد خودشان. خیلی خوب، باشند، حرفی نیست؛ اما مواظب باشید، مراقب باشید که این علاقه ‏مندی‏ها به اصطکاک نینجامد، به اغتشاش نینجامد.» (14 خرداد 88)
 
8. به قدرت رسیدن گزینه‌های اصلح
 
یکی از شاخصه‌های انتخابات شایسته‌ی نظام اسلامی آن است که فرآیند انتخابات به نحوی باشد که در نهایت شایستگان و اصلحان بر مسند قدرت تکیه زنند. این مسئله رمز تعالی و ارتقای نظام اسلامی است که در آموز‌ه‌های دینی نیز فراوان بر آن تأکید شده است. رهبر معظم انقلاب در تمامی دوره‌های انتخابات گذشته بر ضرورت انتخاب اصلح تأکید داشته‌اند. ایشان با صراحت اعلام می‌دارند که:
«مردم باید به فکر شناخت اصلح باشند، چون امر کوچکی نیست.» (11 اردیبهشت 80)
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی معتقدند:
«آنچه که برای مردم در این انتخابات و همه ‏ی گزینش‌های ملی و دوره‌های مختلف انتخابات مهم است، این است که سطح کارآمدی نظام روزبه‌روز ارتقا پیدا کند؛ این اساس مسئله است. اگر مردم دنبال رئیس‏ جمهور یا دنبال نماینده ‏ی مجلس می‏ گردند یا دنبال دیگر کسانی هستند که می ‏خواهند آن‏ها را با انتخاب تعیین کنند، در پی آن هستند که انسان‌های کارآمدی را بر اریکه‏ ی مسئولیت بنشانند تا آن‏ها بتوانند سطح کارآمدی نظام را افزایش بدهند و مشکلات مادی و معنوی مردم را حل کنند؛ این خواست مردم است. حالا گروه‌ها و احزاب و عناصر سیاسی هم هر کدام نقطه‏ نظرهایی دارند؛ آن نقطه ‏نظرات برای خودشان است.» (24 آبان 83)
 
لذاست که توجه و تأکید بر انتخاب اصلح معنا می‌یابد.
البته این امر در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی بر عهده‌ی مردم واگذار شده است نه بر عهده‌ی مسئولین و نخبگان! معظم‌له به این وظیفه‌ی خطیر مردم در نظام مردم‌سالار دینی چنین اشاره دارند:
«البته هر کس صلاحیتش در مراکز قانونی تأیید شود، صالح‏ است؛ اما باید در بین صالح ‏ها گشت و صالح ‏تر را پیدا و او را انتخاب کرد. این، هنر شما مردم است.» (17 اردیبهشت 84)
 
البته ایشان برای جایگاه‌های مختلف ویژگی‌های مختلفی را برشمرده‌اند که برخی از موارد مشترک آن‌ها عبارت‌اند از:
اعتقاد به نظام اسلامی، اعتقاد به آرمان‌های حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه)، مدیریت، کارآمدی، شجاعت، ساده‌زیستی و...
منبع:سایت برهان
 

[چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ]  [2:07 PM]  [علی فنودی]

نویسنده: اعظم صوفیانی

 
 
 
 
 
حال‌و هوای فضای مجازی در زمان انتخابات
 
ظهور اینترنت و فضای مجازی، راه‌های جدیدی را برای برقراری ارتباط و تعاملات انسانی پدید آورده است که ماهیتی متفاوت از روابط در جهان واقعی دارند. فضای مجازی بستری فراهم می‌آورد که در آن افراد می‌توانند با هویتی متفاوت از هویت واقعی‌شان حضور یابند و به تعامل با بقیه‌ی اعضا بپردازند و کنش‌ها و واکنش‌هایی متفاوت یا متضاد از آنچه در جهان واقعی بروز می‌دهند، بدون هیچ ترسی از شناخته شدن یا طرد شدن، داشته باشند. فضای مجازی، فضایی خلاق و غیر قابل کنترل است. فضایی که در آن اشکال نمادین می‌توانند بیان شوند. جایی که حرف‌ها و تصاویر جدید می‌توانند به ناگاه پدیدار شوند. جایی که اطلاعات پیش از این پنهان از دید، حالا می‌توانند در دسترس قرار گیرند.
فضای مجازی به عنوان پدیده‌ای است که به موازات و در عرض زندگی واقعی ظهور می‌یابد و کنشگران در فضای شبکه‌های به هم پیوسته‌ی آن، به تبادل نظر و اشتراک‌گذاری افکار و عقاید می‌پردازند. عمده‌ترین محیط‌های فضای مجازی، که در آن تعاملات انسانی شکل می‌گیرد، شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌ها هستند که به نوعی خاستگاه شکل‌گیری گفتمان‌های مجازی نیز محسوب می‌شوند. در این مقاله، با تمرکز بر قابلیت‌های شبکه‌های اجتماعی در عرصه‌ی سیاست، وضعیت شبکه‌های اجتماعی مجازی در دوران انتخابات مورد بررسی قرار می‌گیرد. شبکه‌های اجتماعی مجازی محیط مساعدی را برای مشارکت افراد در جامعه‌ی مجازی، برقراری روابط نمادین و کشف مجدد خود و بازتعریف هویت‌های دینی، اجتماعی، سیاسی و... فارغ از محدودیت‌ها و عوامل سرکوب‌کننده از طریق تعاملات مجازی و نمادین فراهم می‌کنند.
فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی و عرصه‌ی سیاست
 
سازوکارهای تعاملی اینترنت مانند وبلاگ‌ها، ویکی‌ها، پادکست‌ها، ایمیل، گروه‌های مباحثه، اتاق‌ها و انجمن‌های گفت‌وگو، لیست‌های پستی، آر.اس.اس، سیستم‌های ثبت پیام (کامنت)، و سیستم‌های پیام فوری، امکان تبادل و اشتراک اطلاعات دو و چند جانبه را در محیط مجازی فراهم می‌کند. این ارتباطات متعامل هم به صورت کنش متقابل رو در رو و همکنش متقابل با واسطه در سطحی جهانی انجام می‌گیرد.
در چند سال اخیر در فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی به عنوان نوع جدیدی از وب‌سایت‌ها متولد شده و کاربران و طرفداران زیادی پیدا کرده¬اند. کاربران شبکه‌های اجتماعی می‌توانند در این سایت‌ها، صفحات و پروفایل‌های شخصی برای خودشان ایجاد کنند، شبکه‌ای مجازی از دوستانشان پدید آورند، آن‌ها می‌توانند همانند فضایی که وبلاگ‌ها و میکروبلاگ‌ها در اختیارشان قرار می‌دهند یادداشت‌های کوتاه و بلندشان را منتشر کنند، عکس، صدا و ویدئوهای شخصی‌شان را آپلود کنند، از آخرین اخبار و رویدادها در حوزه‌های مختلف آگاه شوند، در صفحات هواداری و اتاق‌های گفت‌وگوی متنوع عضو شوند و قابلیت‌های فراوان دیگری که ممکن است هر شبکه‌ی اجتماعی برای کاربرانش فراهم کند.
اصطلاح «شبکه‌¬های اجتماعی» زیر مجموعه‌ی رسانه‌های اجتماعی قرار می‌گیرد. رسانه‌های اجتماعی، مفاهیمی کلان هستند که به واسطه‌ی پیدایی شبکه¬های جدید ارتباطی چون اینترنت و تلفن همراه پدید آمده‌‌اند. شبکه‌های اجتماعی به علت بی‌مکانی حاکم بر اینترنت بر علایق افراد و گروه‌ها و بر پایه‌ی مشارکت‌ همگانی بنیان نهاده شده‌اند. وب‌سایت‌های شبکه‌ی اجتماعی، با فراهم کردن انگیزه و هدف برای فعالیت در رسانه‌ای که پیش از این جذابیت کمی داشته است، به طور فزاینده‌ای افراد را به دنیای آنلاین می‌کشند. عمده‌ترین محورهای این تکنولوژی‌های جدید رسانه‌ای استفاده‌ی هم‌زمان از امکانات آنلاین و دیجیتال در ارتباط با مخاطب است. در این ارتباط جدید، رفتار مخاطب در برابر رسانه هم دچار دگرگونی و از مخاطب منفعل به مخاطب فعال تبدیل می‌شود.
به این ترتیب، شبکه‌های اجتماعی موفق شده‌اند تعداد قابل توجهی از کاربران اینترنتی را جذب کنند و در میان چهار فعالیت اصلی کاربران اینترنتی قرار گیرند. آمارها بیانگر این است که شبکه‌های اجتماعی نه تنها به پربیننده‌ترین وب‌سایت‌های اینترنتی تبدیل شده‌اند، بلکه کاربران اینترنتی بیشتر زمان حضورشان در فضای مجازی را نیز در این وب‌سایت‌ها می‌گذرانند. «فیس‌بوک» به عنوان بزرگ‌ترین شبکه‌ی‌ اجتماعی دنیا، در حال حاضر، حدود 400 میلیون نفر کاربر دارد و هر روز حدود 800 هزار نفر عضو جدید به آن می‌پیوندند. اگر فیس‌بوک، به جای دنیای مجازی در دنیای فیزیکی حضور داشت، این تعداد جمعیت، آن را به یکی از چند کشور پرجمعیت دنیا تبدیل می‌کرد. همچنین سایت‌های شبکه‌های اجتماعی خبرسازترین وب‌سایت‌های سال‌های اخیر اینترنت محسوب می‌شوند.
شبکه‌های اجتماعی موفق شده‌اند تعداد قابل توجهی از کاربران اینترنتی را جذب کنند و در میان چهار فعالیت اصلی کاربران اینترنتی قرار گیرند.
همگانی شدن شبکه‌های اجتماعی و رشد تعداد کاربران آن بیانگر افزایش روزافزون نقش و اهمیت این شبکه‌ها در زندگی روزمره‌ی افراد است. به طور مثال، ترکیب سنی استفاده‌کنندگان از فیس‌بوک در سال‌های اخیر به میزان قابل توجهی تغییر کرده است؛ در حالی که فیس‌بوک در ابتدا در محیطی دانشگاهی و برای استفاده‌ی دانشجویان راه‌اندازی شد و کاربران اولیه‌ی آن اکثراً جوان بودند. به تدریج، مخاطبان آن گسترده‌تر شد و تعداد کاربران مسن‌تر در این شبکه‌ی اجتماعی افزایش پیدا کرد. در حال حاضر، 35 تا 49 ساله‌ها با جمعیت حدود 24 میلیون نفر بیشترین کاربران فیس‌بوک را تشکیل می‌دهند. پس شاید زمان آن رسیده است که دیگر اینترنت و فضای مجازی را رسانه‌ای جدید ندانیم، چون مدت زمان زیادی از روی کار آمدن آن‌ها می‌گذرد و دقیقاً مانند دیگر رسانه‌ها بخشی از زندگی روزمره‌ی ما شده‌اند.
وب‌سایت «اندرسون آنالیتیکس»[1]بیشترین دلایلی را که کاربران شبکه‌های اجتماعی عضو این سایت‌ها شده‌اند، در طول زمان و در میان نسل‌های مختلف، به صورت زیر بیان می‌کند: تماس با دوستان (75 درصد)، سرگرمی (55 درصد)، تماس با خانواده (41 درصد)، دعوت از جانب یک آشنا (30 درصد)، تماس با همکلاسی‌ها (30 درصد)، تماس با شبکه‌ی کاری (5 درصد)، جست‌وجوی شغلی (4 درصد)، توسعه‌ی کسب‌وکار (3 درصد) و سایر موارد (5 درصد). با توجه به این نتایج، شاید در ابتدای امر به نظر برسد که شبکه‌های اجتماعی به خودی خود کمتر ماهیتی سیاسی دارند، اما قابل انکار نیست که فضای مجازی عرصه‌ی جدیدی را برای بحث فراهم آورده است؛ یک نمونه‌ی بارز آن وبلاگ‌ها و صفحات شبکه‌های اجتماعی زنان است که در آن مطالبی را می‌نویسند و به موضوعاتی می‌پردازند که در فضای واقعی امکان گفت‌وگو در مورد آن وجود ندارد. در این میان، عرصه‌ی سیاست نیز تحت تأثیر این ویژگی یا به تعبیری درست‌تر این توانایی فضای مجازی قرار گرفته است؛ به گونه‌ای که این فضا عرصه‌ای برای گفت‌وگو و جنگ‌و‌جدل‌های سیاسی، حزبی و... شده است و در زمان‌هایی که رخدادهای مهم سیاسی مانند انتخابات رخ می‌دهد، جو آن تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
امروزه شبکه‌‌های اجتماعی مجازی تنها ابزارهای تکنولوژیک جدیدی نیستند که امکانات جالب توجهی را در اختیار کاربران اینترنتی قرار داده باشند. شبکه‌های اجتماعی را فراتر از گونه‌ای وب‌سایت می‌توان به عنوان رسانه‌هایی در نظر گرفت که در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تغییراتی ایجاد کرده‌اند. چالش‌هایی که شبکه‌‌های اجتماعی در سال‌های اخیر با آن‌ها مواجه بوده‌اند، حوزه‌هایی فراتر از فضای مجازی را تحت تأثیر قرار داده است. شبکه‌های اجتماعی به عنوان یکی از گونه‌های رسانه‌های اجتماعی امکانات تعاملی قابل توجهی برای کاربران اینترنتی فراهم کرده‌اند و در افزایش مشارکت شهروندان در برخی فرآیندها مؤثر بوده‌اند. این شبکه‌ها همچنین عرصه‌‌ی ارتباطات سیاسی را نیز متحول کرده‌اند. رویدادهای سیاسی سال‌های اخیر از انتخاب باراک اوباما به ریاست‌جمهوری آمریکا گرفته است تا ناآرامی‌های پس از انتخابات جمهوری اسلامی ایران، همگی متأثر از فعالیت‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی بودند.
با توجه به اینکه شبکه‌های اجتماعی فضایی را برای ارتباطات درون‌گروهی و برون‌گروهی و همچنین تعامل میان موافقان و مخالفان فراهم می‌آورند، ابزار مناسبی برای گفت‌وگوهای سیاسی شناخته می‌شوند؛ به طوری که به نظر عده‌ای این کارکردها و قابلیت‌های شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند یک «حوزه‌ی عمومی» جدید را خلق کند. میناوندچال، در پژوهشی با عنوان «بررسی قابلیت و عملکرد اینترنت به عنوان حوزه‌ی عمومی»، با پرداخت تفصیلی به نظریات هابرماس پیرامون حوزه‌ی عمومی و بیان قابلیت‌های اینترنت، چنین نتیجه می‌گیرد که اینترنت، قابلیت و امکان ایفای سه کارکرد حوزه‌ی عمومی یعنی تأمین دسترسی همگانی، شکل دادن به افکار عمومی و انجام کنش‌های جمعی سیاسی را دارد. وی، با اشاره به قابلیت اینترنت، یادآور می‌شود که توانایی‌های فنی و ارتباطی اینترنت این امکان را می‌دهد که به عنوان ابزار گفت‌وگو، کارکردهای مفروض حوزه‌ی عمومی را تحقق بخشد؛ هرچند که در این بین، آماده بودن شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شرط لازم تحقق چنین امری است.
قاعدتاً سیاست‌مداران همه‌ی رسانه‌ها را برای نظارت و کنترل به کار می‌گیرند تا بتوانند ایده‌هایشان را گسترش دهند. این استفاده‌ی رسانه‌ای در طول مبارزات انتخاباتی، که در آن کاندیداها سعی در متقاعدسازی مردم و جلب رأی آن‌ها دارند، بیشتر می¬شود. سالا (Sala) رسانه‌ها را بر طبق کاربرد آن‌ها در مبارزات انتخاباتی طبقه‌بندی می‌کند و میان آنچه «درون»[2] و «بیرون»[3] مبارزه رخ می‌دهد تمایز قائل می¬شود. این مسئله این واقعیت را برجسته می‌سازد که بسیاری از کنش‌های رقابتی و مبارزاتی انجام‌شده توسط کاندیداها در پس‌زمینه[4] اتفاق می‌افتد:
- ابزارهایی که اجازه‌ی گفت‌وگو با رأی‌دهندگان را فراهم می‌کنند (ملاقات‌های خانه به خانه،[5] جلسات سخنرانی در خانه‌ها، جلسات سخنرانی با رأی‌دهندگان و رویدادهای عمومی)
- رسانه‌های سنتی (تبلیغات خیابانی، ابزارهای مبارزاتی چاپی، اطلاعیه‌های حزبی، تبلیغات در مطبوعات)
- رسانه‌های دیداری‌شنیداری (رادیو و تلویزیون)
- بازاریابی مستقیم (بازاریابی پستی و تلفنی)
- روابط عمومی‌ها
- فعالیت‌های نظرسنجی از رأی‌دهندگان
- رسانه‌های جدید
گروه آخر شامل اینترنت است که می‌تواند هم برای مبارزات درونی و هم بیرونی استفاده شود. اینترنت می‌تواند همه‌ی انواع طرح‌ها و ایده‌ها را پذیرا باشد و «یک ابزار مشارکتی فوق‌العاده» است که اغلب حزب‌های سیاسی آن را درک نمی‌کنند؛ به طوری که فقط آن را به عنوان یک برنامه و خط‌مشی رایج برای ارائه‌ی اطلاعات به کار می‌برند و به میزان خیلی کمی از آن، برای حفظ ارتباط متعامل هر روزه با شهروندان، استفاده می‌کنند.
به نظر می‌رسد همان‌طور که شیوه های جدید بازاریابی، روش تعامل شرکت‌ها با استفاده‌کنندگان را تغییر داده است و شرکت‌ها را مجبور کرده است که با مخاطبان خود گفت‌وگو کنند، زیرا در اغلب موارد آن‌ها هستند که سناریوی جدید را می¬سازند و آنچه را که رخ می¬دهد، مشخص می‌کنند. در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی نیز تعامل با مخاطبان، طرفداران و رأی‌دهندگان بسیار اهمیت یافته است؛ به گونه¬ای که «تعامل با مشارکت‌کنندگان نه فقط لازم بلکه واجب و ضروری است.»
استفاده از ابزارهای جدید، به ویژه آن‌هایی که برای گروه‌های جوان عادی است، واقعاً می‌تواند به سیاست‌مداران و دولت‌ها کمک کند تا به این گروه از افراد دسترسی داشته باشند. شبکه‌های اجتماعی، مبارزات انتخاباتی واقعی مجازی[6] و وبلاگ‌ها ابزارهای ارتباطی کاملاً مناسبی برای دسترسی به مخاطبان خاص هستند و این چیزی است که سیاست‌مداران هنوز باور ندارند و اغلب آنها در دوره های غیرانتخاباتی از این ابزارها استفاده می‌کنند. استفاده از تکنولوژی‌های جدید می‌تواند مخاطبانی را جذب کند که شاید علاقه‌ی چندانی به مبارزات انتخاباتی ندارند، مانند جوان‌ها و کم‌سن‌و‌سالها، اما به دلیل استفاده از تکنولوژی‌ها جلب این موضوعات می‌شوند؛ چون جوانان ارزش و اهمیت بیشتری برای تکنولوژی قائل هستند، با کمک گرفتن از توانایی‌های فضای مجازی و بالاخص شبکه‌های اجتماعی، می‌توان مشارکت آن‌ها را در انتخابات به میزان زیادی بالا برد. شاید برای افراد مسن‌تر رسانه‌های اجتماعی ابزارهایی هستند که فقط باید یاد بگیرند، اما برای جوانان رسانه‌های اجتماعی بخشی از زندگی‌شان است مانند لباس پوشیدن.
پی‌نوشت‌ها:
[1]Anderson Analytics
[2]inside
[3]outside
[4]background
[5]door-to-door
[6]Vireal
 
منبع: سایت برهان
 

[چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ]  [2:06 PM]  [علی فنودی]
تعداد کل صفحات : 15 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >