
آتشافروزى و جل جلانى
در نطنز و آبادىهاى آن رسم است که در شبهاى هفدهم، هيجدهم و نوزدهم دىماه کودکان در دستههاى مختلف جمع مىشوند و هر دسته در يکى از تپهها و بلندىهاى آبادى بوته و خار و هيزم را که از پيش جمع کردهاند آتش مىزنند بهطورىکه شعلههاى آتش سراسر آبادى را روش کند. آنها معتقدند روشنائى اگر به درختها برسد آن سال ميوه و سردرختى بيشتر مىشود و آفات از بين مىرود. برخى به نيت آنکه درختان ميوه بيشترى بدهند به قبرستان رفته و سنگهاى کوچک و بزرگ جمع مىکنند و به شاخههاى درختان مىآويزند. در مراسم آتشافروزى بعد از خاموش شدن آتشها و تاريکى دوباره به ده برمىگردند و به يک نفر توبره ٔ بزرگى مىدهند و بهحالت گروهى به در خانهها رفته، گاهى دستهها با هم برخورد مىکنند و با هم درگير مىشوند تا يکى پيروز شود .
شب اسفند
در کاشان و اطراف آن ماه را سىروز محاسبه مىکنند و براى گرفتن جشن شب اول اسفند قرار جشن مىگذارند. از يکماه تا چهل روز پيش از اسفند قرار مىگذارند که در يک روز و يک شب همه ٔ اهل آبادى شب اسفند بگيرند. اين نوع محاسبه را به کاشىها منسوب مىدارند
ادامه مطلب
شهر اصفهان در جلگه اي از آبرفتهاي زاينده رود بنا شده است . اين شهر از جمله شهرهايي است که شايد تاريخ و سابقه آن به سابقه و قدمت کشور ايران برسد. اصفهان در بيشتر ادوار تاريخ ايران از بزرگترين شهرهاي کشور بوده است.
در داستانها ، بناي شهر را به کيکاووس و عده اي از مورخين بناي آن را به طهمورث ديوبند ، سومين پادشاه پيشدادي نسبت داده اند. اين شهر از دوران باستان در کرانه هاي زاينده رود وجود داشته و به گفته مورخان حتي پيش از شهرياري شاهان هخامنشي ، شهري آباد بوده و بعداً به صورت اقامتگاه تابستاني پادشاهان هخامنشي در آمده است. اين شهر در زمان حکومت اشکانيان و ساسانيان ، متجاوز از نهصد سال مرکز استان بزرگي در ميانه کشور بوده است.
ادامه مطلب
گر پادشاه عالم شوی
.
.
.
.
باز هم گدای مادری
♥♥♥♥♥♥♥♥ تبریک روز مادر ♥♥♥♥♥♥♥♥
بـــه ســـــلامتی مــــــــادری
که بم گفت اگه اعصابت خورده
داد بــــــــزن
مــنـو بــــــــزن
فقط تو خودت ننداز عـــــزیــــزم
یه لحظه اشکم در اومد
لعنت به من
لعنت به من
مامان دوست دارم…
♥♥♥♥♥♥♥♥ تبریک روز مادر ♥♥♥♥♥♥♥♥
مادر، تک واژه ایست زیبا
مادر، عین زیباییست و البته که زیباتر از زیبایی چیزی نیست
قلب بزرگ خدا در سینهی مادران میتپد
مادر، دستی بر گهواره دارد و دستی در دست خدا
آنگاه که مادر، گهواره را تکان میدهد
♥♥♥♥♥♥♥♥ تبریک روز مادر ♥♥♥♥♥♥♥♥
مادر! در ستایش دنیای پرمهرت، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود
و گلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت.
روزت مبارک
♥♥♥♥♥♥♥♥ تبریک روز مادر ♥♥♥♥♥♥♥♥
دنیای کودکی ام سرشار از طنین دل انگیز توست
تمام خاطرات کودکی ام را خط به خط با نام تو نوشته امو همیشه تورا می ستایم.
♥♥♥♥♥♥♥♥ تبریک روز مادر ♥♥♥♥♥♥♥♥
مادرم سواد شعر ندارد …
اما خودش زیباترین شعر دنیاست …
♥♥♥♥♥♥♥♥ تبریک روز مادر ♥♥♥♥♥♥♥♥
لحظه های با تو بودن
از عمرم حساب نمی شوند
از آخرتم حساب می شوند، از بهشت
زیرا که بهشت زیر پای توست مادر
دوستت دارم روزت مبارک
ادامه مطلب
جلالالدین تاج اصفهانی از استادان برجسته آواز ایرانی بود.

استاد جلال تاج اصفهانی در سال 1282 شمسی خداوند پسری به شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی که به تاج الواعظین معروف بودند فرزندی عطا کردکه نامش را جلال گذاشت. شیخ اسماعیل پدر جلال علاوه بر منبر گرم و گیرایی که داشت از حنجره یی داودی و صدای دلنشین نیز برخوردار بود و طبق مرسوم زمان بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران نیز آشنایی پیدا کرده بود. جلال فرزند شیخ اسماعیل هم، صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود و این موضوع را اهل خانواده همه می دانستند ولی جلال به احترام پدر هرگز جلوی او دهان باز نکرده بودو پدر از صدای خوش فرزندش خبری نداشت. عاقبت زمان مدرسه رفتن جلال رسید. پدر او را به مدرسه ((علیه)) سپرد. این مدرسه در بازارچه رحیم خان در نزدیک مسجد رحیم خان واقع بود و با منزلشان فاصله ای نداشت. در مدرسه به خاطر صوت خوشی که جلال داشت مکبری و موذنی و قرائت قرآن را به او واگذار کرده بودند. یک روز عصر وقتی جلال 9 ساله از مدرسه برمی گشت. با خود اندک اندک زمزمه میکرد و این زمزمه تا نزدیک در منزل ادامه داشت. غافل از اینکه پدر بر خلاف معمول و امروز در منزل است و صدای او را شنیده. وقتی جلال پایش را از هشتی به داخل حیاط گذاشت پدرش او را صدا کرد. رنگ از روی جلال پرید و به لکنت افتاد. در این هنگام پدر با چهره ای گشاده و ملاطفت آمیز به فرزند گفت: جان پدر. تو صدایت خوب است و قشنگ آواز می خوانی ومن صدایت را شنیدم؛ حالا کمی برای من بخوان. وقتی جلال با صدای لرزان اندکی خواند، پدر دستی به سرش کشید و بوسه ای از مهر بر پیشانیش زد و گفت: برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست تو باید تعلیم ببینی.
ادامه مطلب

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :
اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !
اگر کم کار کند، میگویند تنبل است!
اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند!
اگر جمعگرا باشد، میگویند بخیل است!
اگر ساکت و خاموش باشد میگویند لال است!!!
اگر زبانآوری کند، میگویند ورّاج و پرگوست ..!
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند میگویند ریاکاراست!!!
و اگر نکند میگویند کافراست و بیدین .....!!!
لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد
و جز ازخداوند نباید ازکسی ترسید.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
ادامه مطلب
صفهان سرشار از آثار هنری و تاریخی است که میدان نقشجهان، مِنارْ جُنبان، هتل عباسی، برج کبوترخانه، گذر چهارباغ عباسی، سبزه میدان، کاخ چهلستون، آتشگاه اصفهان، کاخ عالیقاپو، کاخ هشتبهشت و مدرسه چهارباغ از بارزترین آنها هستند.
پلهای تاریخی : پل جویی، پل شهرستان، پل مارنان، سی و سه پل یا پل الله وردیخان و پل خواجو
بازارهای تاریخی : بازار اصفهان، بازار قیصریه اصفهان یا بازار صفویه یا بازار سلطانی، بازار شاهی یا بازارچه بلند بازار دردشت، بازار بیدآباد، بازار و ریسمان، بازار غاز، بازارهای معروفی اطراف میدان نقشجهان: بازار مسگرها، بازار ترکشدوزها، بازار کلاهدوزها، بازار لوافها و بازار آهنگرها
مساجد تاریخی: مسجد علی، مسجد امام، مسجد حکیم، مسجد حاج محمدجعفر آبادهای، مسجد علیقلیآقا، مسجد قطبیه، مسجد ایلچی، مسجد آقا نور، مسجد رکن الملک، مسجد سید، مسجد رحیم خان، مسجد صفا، مسجد ذوالفقار، مسجد خان، مسجد شیخ لطف الله، مسجد مصری، مسجد جمعه، مسجد لنبان و مسجد مقصودبیک
مسجد امام-نقش جهان
از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکدهای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانیان) بجا نماندهاست که از میان آن سه تنها بنای برپا و برجا همین پل شهرستان است.
بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است. آثاری از تمامی دورههای تاریخی پس از اسلام بجا ماندهاست اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دورهٔ سلجوقی و دورهٔ صفوی برجستگی ویژهای دارد، که هر کدام دارای ویژگیها و سبک معماری یگانه خود است
ادامه مطلب
مجموعه امام زاده اسماعیل و آرامگاه شعیای نبی در میانه ی شرقی خیابان هاتف (قدیمی ترین بخش شهر اصفهان) شامل یک چهارسوق، آرامگاه و مسجد شعیای نبی ، امام زاده اسماعیل ، مناره سلجوقی و مدرسه علوم دینی است. این مکان از بقایای الیهودیه قدیمیست و شکل گیری اولیه این بنا مربوط است به بنای آرامگاه شمعیا یا شعیای نبی که از پیغمبران قوم یهود بوده و از نوادگان یهودا پسر یعقوب نبی ست. (معنای کلمه شعیا : بشنو ای خدا )

هنگامی که اصفهان توسط مسلمانان فتح می شود در زمان منصور خلیفه عباسی بنای نخستین مسجد جامع شهر اصفهان در کنار آرامگاه این پیغمبر شکل می گیرد. در روی مقبره شعیا نبی هم کتیبه ای به خط علی نقی امامی ست که این مکان را قدیمیترین مسجد بزرگ اصفهان معرفی می کند( متن کتیبه در کتاب اصفهان تالیف حسین نور صادقی چاپ سال 1316 ). همچنین در کتاب تاریخ اصفهان و ری در مورد اولین مسجد در اصفهان چنین آمده : در محله گلبار ، آنجا که مرقد شعیا و امامزاده اسماعیل است مسجدی ساخته شده که بر پنجره ی آن به خط نسخ نوشته شده : اسمعیل بن زید بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب .
در سده پنجم هجری مسجد مرمت شده و مناره ای به آن افزوده میگردد که امروزه قسمتی از مناره با بلندی 12 متر همچنان پابرجاست.
ساخت امام زاده در دوره صفویه صورت میگیرد . این مکان از سال 1043 (زمان سلطنت شاه صفی ) به نام امام زاده خوانده شد و گرنه تا قبل از این تاریخ یهودیان اصفهان به این مکان نی عیسایا میگفتند.
به هنگام بازدید نخست باید از زیر گنبد آجری چهارسوق آن گذشت که دارای بلندای 20 متر و قطر 13.5 متر می باشد به جا مانده از صفویه. این گنبد شکافی عظیم دارد و می گویند شیخ بهایی از این چهارسوق عبور نمی کرده از ترس اینکه مبادا خراب شود و هنوز پس از بیش از 3 قرن به همان وضع دیده می شود.
ادامه مطلب
خوشنویس بزرگ قرن نهم و دهم هجری (1024ـ961 قمری)

در قزوین خوشنویسی آموخت و در تبریز به جرگهی شاگردان محمدحسین تبریزی درآمد. استاد اخیر خیلی زود او را «استاد خوشنویسان» نامید و او را از شاگردی بینیاز دانست. میرعماد از تبریز به عثمانی و حجاز رفت و سپس به ایران بازگشت. مدتی در خراسان و هرات به کاتبان کتابخانهی فرهاد خان قرامانلو، از امرای لشگریان شاهعباس، پیوست. پس از قتل فرهاد خان به قزوین بازگشت و در 1008 قمری به اصفهان رفت. عباس دوم دوازده سال بود که به تخت نشسته بود و صفویه در اوج قدرت و شوکت به سر میبرد. از این رو، هنرمندان و صنعتگران راهی اصفهان میشدند تا از نظر مادی و معنوی ترقی کنند. میرعماد نیز عریضهای به نستعلیق در مدح شاه نوشت و برای او فرستاد. شاه را خوش آمد و او را به دربار فرا خواند. میرعماد تغییراتی در قواعد نستعلیق به وجود آورد. خط او به حدی متعالی شد که گفته میشود هنوز نظیری برایش سراغ نکردهاند. او شانزده سال در اصفهان اقامت کرد. شاگردان بسیاری را آموخت و آثار فراوانی از خود به جا گذاشت.
آرامگاه او اکنون در اصفهان است. این آرامگاه در مسجد مقصودبیک اصفهان واقع شده است. میرمحمد بن حسین حسنى سیفى قزوینى، ملقب به عمادالملک و مشهور به میر، خطاط معروف ایرانى (۱۰۲۴-۹۶۱) و یکى از بزرگترین نویسندگان خط نستعلیق زمان خود بوده است. مدفن وى در ضلع شرقى صحن کوچک مسجد مقصودبیک قرار دارد و سنگقبر آن هیچگونه کتیبهاى ندارد؛ اما در آرامگاه او قطعهسنگى از مرمر به طول ۷۰ و عرض ۳۵ سانتىمتر به طور عمودى بر دیوار شرقى نصب شده است که بر حاشیه و متن آن، عبارات و اشعارى حجارى کردهاند.
ادامه مطلب
عضو هیئت علمی رشته صنایع دستی دانشگاه هنر اصفهان گفت: ایران، قلب هنر نگارگری و تذهیب جهان و اصفهان، مرکز نبوغ جریان سازی و سبک سازی در این هنر است.
حمزه علی قادری در گفت وگو با خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه اصفهان، اظهار کرد: زادگاه هنر مینیاتور، کشور چین و ژاپن بوده است. همچنین کشور هند در برهه ای از زمان که میزبان هنرمندان نگارگر ایرانی بوده و این هنرمندان، سبک ایرانی-هندی را در نگارگری به وجود آوردند، این هنر در کشور آنها رواج یافت اما در زمان حاضر، هنر نگارگری و تذهیب به جز ایران در تمامی کشورهای جهان، متوقف شده است.
وی با اشاره به اینکه واژه مینیاتور یک کلمه بیگانه است، افزود: با توجه به توقف هنر مینیاتور در سایر نقاط جهان حتی کشورهای پدیدآورنده آن یعنی چین و ژاپن، هنرمندان ایرانی پس فراگرفتن این هنر زیبا و ایجاد اندکی تغییر در آن، اصطلاح هنر مینیاتور را به هنر نقاشی ایرانی یا نگارگری تغییر دادند. اکنون بار عاطفی نگارگری یا نقاشی ایرانی برای ایرانیان، بیشتر است.

این عضو هیئت علمی رشته صنایع دستی دانشگاه هنر با بیان اینکه نگارگری و نقاشی ایرانی با قدمتی چند هزار ساله و گذشتن از بسترهای تاریخی و سیاسی بسیار وسیع، امروز به یک میراث ارزشمند تبدیل شده است، اظهار کرد: نگارگری در دورههای مختلف، شرایط متفاوتی را از سر گذرانده است و دوره صفوی نیز به سبب وجود مرکزیت حکومت در اصفهان،یک دوره طولانی را در مکتب خاص نقاشی اصفهان پدید آورده که یکی از افتخارات سیر تاریخی نقاشی ایران است
ادامه مطلب
کوبه طلایی درب رویی مسجد تاریخی امام واقع در میدان نقش جهان که دارای قدمتی نزدیک به عصر پهلوی است دزدیده شد.
مسجد تاریخی امام که مرمت کاشی های آن مدتی است مورد بی توجهی مسئولان قرار گرفته، اکنون کوبه طلایی درب ورودی خود را از دست داده است.
یکی از فعالان در حوزه میراث فرهنگی اصفهان که در این مکان حضور داشت در خصوص سرقت کوبه درب این مسجد تاریخی گفت: این کوبه مربوط به هفتاد الی هشتاد سال قبل است که به احتمال زیاد نزدیک به 10 روز پیش به سرقت رفته است.

ادامه مطلب
RSS
