بعضیها در زن داری و بچه داری افراط و تفریط میکنند هر روز 2 بعداز ظهر میآید تا ساعت 11 با خانمش حرف میزند شبی 9 ساعت چی چی میگوئید بعضیها هم زن شان را میگذارند کنار آخر شب میآیند صبح ساعت 6 میرود ساعت 11 شب میآید اصلا نمیرسد 10 دقیقه با خانمش حرف بزند افراط و تفریط. نه ی... نه شبی9 ساعت حرف بزن نه شبی 10 دقیقه محل نگذارد افراط و تفریط. حدیث داریم «لاتجعل اکثر شغلک باهلک و ولدک» همه وقتت را صرف زن و بچه نکن خوب تو مطالعه نداری خوب شبی یک ربع هم مطالعه کن آخر این مخ ات هم چیزی است شبی یک ربع به مخ ات برس همینطور که به معده میرسی به مسواک میرسی به زلفت میرسی به لباسها و اتو میرسی به مخ ات هم برس دیگر دیپلم سواد نیست دیگر لیسانس سواد نیست نداشتن اش زشت است داشتن اش هم افتخار نیست بنده پیراهن دارم خوب داری که داری دیپلم مثل پیراهن است نداشتن اش زشت است داشتنش که افتخار نیست لیسانس هم مثل دندان است... دندان دارم خوب چی چی میخوری؟ آدم که لیسانس گرفت مثل آدمی است که دندانهایش درآمده حالا تازه اول مطالعهاش است حتما هفتهای یک کتاب جوانهای ما تصمیم بگیرند مطالعه کنند حتما هفتهای یک کتاب مطالعه کنند طلبههای ما باید مطالعه کنند دانشجوهای ما باید مطالعه کنند حجه الاسلام باید مطالعه کند استاد دانشگاه باید... همه باید مطالعه کنند. حدیث داریم پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود اگر یک شب علم من زیاد نشود و من بخوابم آن شب برای من مبارک نیست امام صادق (علیه السلام) فرمود اگر هر هفته علوم ما زیاد نشود ما به روغن سوزی میافتیم «لنفعد ما عندنا» خدا به پیغمبرش میگوید فکر نکنی «من لدنا علما» حالا که علم تو لدنی است فارغ التحصیل هستی «و قل رب زدنی علما» اصلا کلمه فارغ التحصیل به کسی نگویید انسان هیچوقت از تحصیل فارغ نمیشود حتی بعضی کتابها را باید دوبار سه بار خواند بعضی کتابهای خوب را باید دوسه بار خواند ما باید با علم تنفس کنیم با چیز یادگرفتن تنفس کنیم فضای ما باید فضای آموزشی باشد هفتهای یک کتاب مطالعه کنید «رجال لاتلهیهم» قرآن تعریف میکند میگوید بعضی بازاریها چه بازاریهای خوبی هستند تا قدقامت الصلوة را شنیدند مغازه را میبندند میروند نماز.
بعضیها در زن داری و بچه داری افراط و تفریط میکنند هر روز 2 بعداز ظهر میآید تا ساعت 11 با خانمش حرف میزند شبی 9 ساعت چی چی میگوئید بعضیها هم زن شان را میگذارند کنار آخر شب میآیند صبح ساعت 6 میرود ساعت 11 شب میآید اصلا نمیرسد 10 دقیقه با خانمش حرف بزند افراط و تفریط. نه ی... نه شبی9 ساعت حرف بزن نه شبی 10 دقیقه محل نگذارد افراط و تفریط. حدیث داریم «لاتجعل اکثر شغلک باهلک و ولدک» همه وقتت را صرف زن و بچه نکن خوب تو مطالعه نداری خوب شبی یک ربع هم مطالعه کن آخر این مخ ات هم چیزی است شبی یک ربع به مخ ات برس همینطور که به معده میرسی به مسواک میرسی به زلفت میرسی به لباسها و اتو میرسی به مخ ات هم برس دیگر دیپلم سواد نیست دیگر لیسانس سواد نیست نداشتن اش زشت است داشتن اش هم افتخار نیست بنده پیراهن دارم خوب داری که داری دیپلم مثل پیراهن است نداشتن اش زشت است داشتنش که افتخار نیست لیسانس هم مثل دندان است... دندان دارم خوب چی چی میخوری؟ آدم که لیسانس گرفت مثل آدمی است که دندانهایش درآمده حالا تازه اول مطالعهاش است حتما هفتهای یک کتاب جوانهای ما تصمیم بگیرند مطالعه کنند حتما هفتهای یک کتاب مطالعه کنند طلبههای ما باید مطالعه کنند دانشجوهای ما باید مطالعه کنند حجه الاسلام باید مطالعه کند استاد دانشگاه باید... همه باید مطالعه کنند. حدیث داریم پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود اگر یک شب علم من زیاد نشود و من بخوابم آن شب برای من مبارک نیست امام صادق (علیه السلام) فرمود اگر هر هفته علوم ما زیاد نشود ما به روغن سوزی میافتیم «لنفعد ما عندنا» خدا به پیغمبرش میگوید فکر نکنی «من لدنا علما» حالا که علم تو لدنی است فارغ التحصیل هستی «و قل رب زدنی علما» اصلا کلمه فارغ التحصیل به کسی نگویید انسان هیچوقت از تحصیل فارغ نمیشود حتی بعضی کتابها را باید دوبار سه بار خواند بعضی کتابهای خوب را باید دوسه بار خواند ما باید با علم تنفس کنیم با چیز یادگرفتن تنفس کنیم فضای ما باید فضای آموزشی باشد هفتهای یک کتاب مطالعه کنید «رجال لاتلهیهم» قرآن تعریف میکند میگوید بعضی بازاریها چه بازاریهای خوبی هستند تا قدقامت الصلوة را شنیدند مغازه را میبندند میروند نماز.
نه سختگیری، نه سهل انگاری
نه سختگیری نه سهل انگاری حد وسط نه سختگیری نه سهل انگاری حد وسط نه از بدیها دفاع کنیم نه تخلفات را نادیده بگیریم حد وسط. نه همه را خودی بدانیم نه هر کس یک درس... یک درصد با من تطبیق نمیکند 99% با من است فقط چون یک چیزش را من خوشم نمیآید میگویم نه این را راه ندهید این خودی نیست بعضیها همه را خودی میدانند بعضیها حتی بخاطر یک سلیقه شخصی خودیها را هم بیگانه میدانند افراط و تفریط توی مسائل سیاسی اه اه اه!! من انشاالله اگر خدا عمرم بدهد اینرا یک کتابش خواهم کرد اسلام مکتب اعتدال است هر چه میبینیم اکثرش یا تند میروند یا کند میروند یا همه را خودی میدانند یا خودیها را هم بیگانه میدانند «کن مقدرا و لاتکن مقطرا» کارهایت را اندازهگیری کن ولخرجی نکن «کن سمحا و لاتکن مبذرا» بریز و بپاش هم درست نیست قرآن یک آیه داریم میگوید که «ان المبذرین کان اخوان الشیاطین» آنهایی که ولخرجی میکنند توی پول خرج کردن افراطی هستند اینها برادر شیطان هستند شیطان چه میکند؟ شیطان کینه بوجود میآورد «یرید الشیطان ان یوقع بینکم»... عربی هایی که میخوانم آیه قرآن است «یرید الشیطان» شیطان اراده میکند «ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء» شیطان ایجاد کینه میکند یک کسی هم که بریز و بپاش میکند ایجاد کینه میکند. «بین القسوة و الرافة» حضرت میفرماید به استاندار میگوید اگر خواسته باشی حکومت داری کنی در امور سیاسی، اجتماعی، مدیریت بین قسوت و رافت یعنی جایی باید قساوت داشته باشی سنگدل باشی رحم نکنی یک جا هم باید رافت داشته باشی در مواردی رافت در مواردی قاطعیت همهاش قاطعیت هیچ رحم به هیچکس نکنی. در اخلاق هم داریم اگر بگویند آقا این را ول کن آبی از این گرم نمیشود اگر فامیل از تو مایوس بشوند طردت میکنند اگر هر کس هم مشکل دارد افتاد روی شما از آنطرف هم خفه ات میکند باید یک جوری برخورد کرد که اگر حرف منطقی دارد راحت بیاید بزند اگر هم لوس بازی میکند بگوید من ایشان رک حرف میزند برویم پهلویش ما را مینشاند میگذارد کنار موتورمان را میگذارد پائین نه چنان قاطع باشید که هیچکس به شماها... همه مردم نسبت به شما نا امید بشوند که بگویند اینرا ول کن جان به ملک الموت نمیدهد بعضیها میگویند اینرا ول کن در این را خط بکش از این آبی گرم نمیشود نباید آدم توی جامعه طوری برخورد کند که مردم از او مایوس بشوند نه اینقدر شل باشد که هر لوس و حقه بازی بتواند با گریه و قسم با زبان بازی بتواند جیب اینرا را خالی کند «دعوالینهم» یعنی برخورد کن با اینها «بین القسوة و الرأفة» قساوت رافت یعنی یک جایی سنگدلی میخواهد یک جایی رافت میخواهد. زن و بچه چی؟
نه سختگیری نه سهل انگاری حد وسط نه سختگیری نه سهل انگاری حد وسط نه از بدیها دفاع کنیم نه تخلفات را نادیده بگیریم حد وسط. نه همه را خودی بدانیم نه هر کس یک درس... یک درصد با من تطبیق نمیکند 99% با من است فقط چون یک چیزش را من خوشم نمیآید میگویم نه این را راه ندهید این خودی نیست بعضیها همه را خودی میدانند بعضیها حتی بخاطر یک سلیقه شخصی خودیها را هم بیگانه میدانند افراط و تفریط توی مسائل سیاسی اه اه اه!! من انشاالله اگر خدا عمرم بدهد اینرا یک کتابش خواهم کرد اسلام مکتب اعتدال است هر چه میبینیم اکثرش یا تند میروند یا کند میروند یا همه را خودی میدانند یا خودیها را هم بیگانه میدانند «کن مقدرا و لاتکن مقطرا» کارهایت را اندازهگیری کن ولخرجی نکن «کن سمحا و لاتکن مبذرا» بریز و بپاش هم درست نیست قرآن یک آیه داریم میگوید که «ان المبذرین کان اخوان الشیاطین» آنهایی که ولخرجی میکنند توی پول خرج کردن افراطی هستند اینها برادر شیطان هستند شیطان چه میکند؟ شیطان کینه بوجود میآورد «یرید الشیطان ان یوقع بینکم»... عربی هایی که میخوانم آیه قرآن است «یرید الشیطان» شیطان اراده میکند «ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء» شیطان ایجاد کینه میکند یک کسی هم که بریز و بپاش میکند ایجاد کینه میکند. «بین القسوة و الرافة» حضرت میفرماید به استاندار میگوید اگر خواسته باشی حکومت داری کنی در امور سیاسی، اجتماعی، مدیریت بین قسوت و رافت یعنی جایی باید قساوت داشته باشی سنگدل باشی رحم نکنی یک جا هم باید رافت داشته باشی در مواردی رافت در مواردی قاطعیت همهاش قاطعیت هیچ رحم به هیچکس نکنی. در اخلاق هم داریم اگر بگویند آقا این را ول کن آبی از این گرم نمیشود اگر فامیل از تو مایوس بشوند طردت میکنند اگر هر کس هم مشکل دارد افتاد روی شما از آنطرف هم خفه ات میکند باید یک جوری برخورد کرد که اگر حرف منطقی دارد راحت بیاید بزند اگر هم لوس بازی میکند بگوید من ایشان رک حرف میزند برویم پهلویش ما را مینشاند میگذارد کنار موتورمان را میگذارد پائین نه چنان قاطع باشید که هیچکس به شماها... همه مردم نسبت به شما نا امید بشوند که بگویند اینرا ول کن جان به ملک الموت نمیدهد بعضیها میگویند اینرا ول کن در این را خط بکش از این آبی گرم نمیشود نباید آدم توی جامعه طوری برخورد کند که مردم از او مایوس بشوند نه اینقدر شل باشد که هر لوس و حقه بازی بتواند با گریه و قسم با زبان بازی بتواند جیب اینرا را خالی کند «دعوالینهم» یعنی برخورد کن با اینها «بین القسوة و الرأفة» قساوت رافت یعنی یک جایی سنگدلی میخواهد یک جایی رافت میخواهد. زن و بچه چی؟
یک بحثی میخواهم داشته باشم چون در
آستانه شب نوزدهم بینندهها این بحث را میبینند راجع به اعتدال در دعا یک
صلواتی بفرستید اعتدال در دعا 1-نه توسعه نه تضییق حضرت ابراهیم (علیه
السلام) سه تا دعا کرد خدا فرمود این دعاهای شما معتدل نیست حضرت ابراهیم
(علیه السلام) سه تا دعا کرد فرمود نه حالا چون عرض کردم بیننده ما بحث را
در آستانه شب نوزدهم و شب بیست و یک و شب بیست وسوم هست ببینیم اصلا چه
جوری دعا کنیم در دعا باید معتدل باشیم یکبار حضرت ابراهیم (علیه السلام)
توسعه دعا کرد یعنی خیلی گشاد و باز خدا به ابراهیم (علیه السلام) گفت
«انی جاعلک لناس اماما» یعنی ای ابراهیم (علیه السلام) تو بخاطر اینکه توی
آزمایش هایی که از تو کردهایم گفتیم توی آتش بیفت چشم از زن بگذر از بچه
بگذر از جان بگذر از مال بگذر «و اذا بتلی ابراهیم ربه بکلمات» چون چند
حادثه را بوجود آوردیم امتحانت کردیم تو «فأتمهن» چون از همه امتحانات
تمام برآمدی حالا که از همه امتحانات سخت خوب آمدی تو باید رهبر جهان بشوی
«انی جاعلک لناس اماما» تاگفت امام شدی فوری ابراهیم (علیه السلام) گفت «و
من ذریتی» نسلام همه امام بشوند فرمود به این گشادی هم نیست اینقدر...
یعنی هر کس بچه تو است بشود امام چه خبره؟ اینجا ابراهیم (علیه السلام)
باز دعا کرد توسعه دعا کرد خدا مچ اش را... گفت یه این گلو گشادی هم نیست
این یکی. یک مورد دیگر حضرت ابراهیم (علیه السلام) دعا کرد تنگ دعا کرد
خدا باز اینجا مچ اش را گرفت فرمود چرا تنگ دعا میکنی گفت خدایا این
مکهای که من ساختم هر که دین دارد بخورد فرمود این حرفها چیه به بی
دینها هم میدهیم بخورند آیهاش اینست «و ازرق اهله من الثمرات» اهل مکه
را از ثمرات «وارزق» رزق بده اهل مکه بخورند «من آمن» هر که ایمان دارد
فرمود چرااین رقم دعا میکنی؟ «ومن کفر فامتعه» من کافر هم باشد کامیابش
میکنم کافرها هم بخورند چقدر تنگ نظری نه خیر «و من کفر» همه، همه..
بعضی راه را تشخیص ندادهاند آن کسی که میانه روی میکند و راه را تشخیص نمیدهد آن اعتدال معنایش اینست بمعنای مصلحت گرایی هم نیست. اعتدال به معنای مصلحت گرایی نیست بعضیها که معتدلاند میخواهند همه را داشته باشند این هم معنای اعتدال نیست بمعنای سکوت، ضعف، سکوت برخواسته از ضعف هم نیست اعتدال بمعنای سکوت برخواسته از ضعف، میترسد خلاف را میبیند میترسد نانش قطع شود میترسد درجهاش را بگیرند میترسد فلانی ناراحت شود از ترس اش کوتاه میآید این نمیشود گفت بسیار آدم معتدلی است نه آقا میترسد بی عرضه آخر ما توی جامعه مان تا میگوییم فلانی آدم معتدلی است همه آنهایی هم که نمیفهمند همه آنهایی که بی عرضه هستند همه آنهایی هم که بی تفاوتند اعتدال به معنای بی تفاوتی نیست اعتدال بی تفاوتی نیست گاهی انسان باید غیرت داشته باشد نعره بکشد شیشه بشکند امیرالمومنین (علیه السلام) چنان زد توی گوش خودش «فضربه علی خده» گاهی امیرالمومنین (علیه السلام) چنان توبیخ میکرد مخاطبین اش را یک جوری... نالههای حضرت علی (علیه السلام) توی نهج البلاغه هست چقدر حضرت علی (علیه السلام) میسوخت چون بحث را ببینندهها در آستانه شب نوزدهم گوش میدهند بد نیست... میسوخت امیرالمومنین (علیه السلام) از دست نامردهایی که... بعضی نامردهایی که دیگر توبیخهای حضرت علی (علیه السلام) را بگوییم.
راه مستقیم راه عدل و اعتدال راهی که نه در آن افراط هست نه تفریط نه تندروی نه کندروی حالا نمونهها. نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی و هتاکی بعضیها ساکت اصلا انگار مردهاند حدیث داریم کسی که عیبی را ببیند با قلبش با زبانش با دست و قدرتش باید جلوی فساد را بگیرد اگر از کنار عیب حرکت کرد نه زبانش چیزی گفت نه دست و پایش کاری کرد نه حتی قلبش تکان خورد که چرا این هست این «فهمومیت» منتهی «بین الاحیاء» مرده منتهی بین زندهها چون دو رقم مرده داریم مرده عمودی مرده افقی مردههای افقی همین هایی هستند که میروند سر قبرستان اینها را دفن میکنند اینها مرده افقی هستند مرده عمودی یعنی سیخکی توی مردم راه میرود اما هیچ خاصیتی ندارد «فهو میت بین الاحیاء» حدیث است اینکه میگویم حدیث است «میت» یعنی مرده است «بین الاحیاء» بین زندهها مرده است ولی بین زندهها تاب میخورد یعنی مرده، افقی است یا عمودی؟ عمودی است انسان باید نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی بعضیها توی مرداب سکوت هستند هرچه به او میگویی همینطور نگاه میکند سیب زمینی بی رگ و بی خاصیت البته بی خاصیت نیست بی رگ بعضی مرداب سکوت بعضی هم خیلی هرزه و هتاک همینطور زبانش را باز میکند هر چیزی به هر کسی بگوید میگوید بی در و پیکر جالب اینست بعضی حرفها اصلاح نمیشودها! مثلا فرض کنید یک مشکلی دارد، دارد فحش میدهد به این گروه به آن گروه خوب ببخشید آقا شما این حرفهایی که زدی مشکل هم حل شد؟ یا آخرت خودت را از بین بردی با این بیانهایی که تو کردی آبروی مسلمانی را ریختی یک مشکل حل نشد 2 قیامت خودت را هم تباه کردی..)
عوامل انحراف غفلت از خدا آدم خدا را
فراموش میکند از خط میآید بیرون گاهی که انسان از خط میرود بیرون ضعف
خودش را فراموش میکند مثلا فکر میکند از خودش است میگوید من باید تصمیم
بگیرم من باید من... این من منها نشانه تندرویها است غلط کرد باید هر چه
من گفتم گوش بدهد اینکه خودش را میبیند دیگران را نمیبیند افراطی میشود
تند میشود این باید برای... بابا تو کی هستی؟ قرآن اینقدر آیه دارد که
انسان باد کلهاش خالی میشود چته؟! فکر نکن خیلی کسی هستی «ان یشا یذهبکم
و یات بخلق جدید» بخواهد همه تان را از بین میبرد یک وقتی بنی صدر خیلی
کرکری میخواند امام (رحمه الله علیه) فرمود من اگر به کسی حکم دادهام پس
میگیرم افرادی بودند به حکمی که امام (رحمه الله علیه) به آنها داد خیلی
ناز میکردند من از امام (رحمة الله علیه) حکم دارم امام (رحمه الله علیه)
در وصیت نامهاش فرمود که اگر من از کسی تعریف کردهام و به کسی حکم
دادهام مثلا این مربوط به آن زمان بوده ممکن است زمانهای بعد وضعش فرق
بکند پلیس راه تا اینجا را سالم زده ممکن است پلیس راه بعد... این شصت
کیلومتر را درست آمدهای آن شصت کیلومتر دوم را چی؟ به امیر المومنین
(علیه السلام) گفتند چقدر میگویی «اهدنا الصراط المستقیم» گفت تا حالا
مستقیم بودهام فردا خبر ندارم از راهم در یک جاده هزار کیلومتری هم
مقداری که رفتهایم یک پلیس راه است پلیس راه هر دو تا پلیس راه ضامن جاده
بین دو تا پلیس راه خودش است ضامن آن پلیس راه بعد که نیست که در قیامت 50
قنطره هست یعنی 50 مورد ما را نگه میدارند یک جا نگه میدارند نسبت به
فامیلت چه جور بودهای از صله رحم اگر جواب دادی رد شدی از نماز میپرسند
رد شدی میگویند پای پرچم کی سینه زدهای کی را تائید میکردی رهبرت از
ولایت سوال میکنند یعنی از هر قنطرهای از یک چیز سوال میکنند ببخشید
گفتم قنطره 50 موقف داریم گفتم قنطره به نظرم «خمسین موقفا» کلمه حدیث
موقف است.
القاء شیطان، وسوسه انسان را از اعتدال خارج میکند قرآن میفرماید: که «و ان الشیطان لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم» شیطان به ذهنها چیزی القاء میکند تا به جروبحث بکشاند شما را وسوسه، دو تا وحی داریم توی قرآنگاهی چیزهایی که به ذهن آدم میآید الهی است مثل «و اوحی الیام موسی» خدا به مادر موسی (علیه السلام) الهام کرد که این بچه شیرش بده توی صندوق بگذار بینداز توی رودخانه گاهی آدم یک چیزی به ذهنش میآید این جرقهها جرقههای الهی است گاهی یک جرقه هایی ذهنش میآید اینها شیطانی است حالا ما اگر یک چیزی به ذهن مان زد از کجا بفهمیم این چیزی که به ذهن مان زده خدایی است یا شیطانی؟
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید اگر آن چیزی که به ذهنت زد تو را به خیر و سعادت وسعه صدر وادار کرد الهی است روحت را بزرگ کرد الهی است اگر تو را به قفل شدن و عصبانیت... اگر تو را بست شیطان است اگر تو را باز کرد... چون شیطان وسوسه هایش آدم را میترساند ول کن برود گم شود این آدم نیست همهاش را میگوید نه پول نده فقیر می شوی همهاش به تو قفل میزند معلوم نیست راست بگوید دروغ میگوید کلک است اگر هی منفی بافی کرد این معلوم میشود جرقه جرقه... اگر تو را باز کرد «الشیطان یعدکم الفقر و یا مرکم بالفحشاء» اما اگر آن جرقه تو، تو را باز کرد چیزی نیست نه بابا انشاءالله... انشاءالله کمکش میکنیم انشاءالله خوب میشود میخواهد داماد شود بابا نان نداری بخوری حالا یک زن هم میگیری فردا هم دوسه تا بچه توی خیابان یک گدا راه بیفتد؟ نان ات نبود آب ات نبود هی میآید جلوی ازدواج را میگیرد تو با این مغزت میخواهی این کار را بکنی تو با این پولت یک همچین تصمیمی داری تو کجا آن کجا اگر هی قفل زد بر پیشرفت کار به فکرت به زبانت نگو میترسی ناراحت خواهند شد نمیخواهد بگویی نگو نشنو نرو خرج نکن ازدواج نکن درس نخوان تو نمیفهمی نمیشود اگر هی بار منفی داشت شیطان است اگر بار مثبت داشت الهی است خوب وسوسه یکی... مسئله دیگر گناه فساد و تجاوز آدم را به... از خط مستقیم دور میکند و لذا هی گفتهاند توبه کن ببینید یک قایقی که توی کشتی میرود اگر آب ریخت توی قایق فوری آن کسی که نشسته توی قایق باید یک سطلی بردارد هی آبها را بیرون میریزد اگر آبها را بیرون نریزد هی بیشتر آب میآید تا آدم گناه کرد استغفرالله ربی هر استغفرالله که میگویی یک سطل آب میریزی بیرون میگویند توی نماز شب 300 مرتبه بگو: «العفو، العفو، العفو، العفو، العفو» یعنی 300 تا سطل از آبها خالی کن اینکه میگویند حضرت روزی 70 بار «استغفرالله ربی و اتوب الیه» میگفت استغفار و العفو یعنی آبها را بریز بیرون اگر گناه کردی...

