اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























 بعضی‏ها در زن داری و بچه داری افراط و تفریط می‏کنند هر روز 2 بعداز ظهر می‏آید تا ساعت 11 با خانمش حرف می‏زند شبی 9 ساعت چی چی می‏گوئید بعضی‏ها هم زن شان را می‏گذارند کنار آخر شب می‏آیند صبح ساعت 6 می‏رود ساعت 11 شب می‏آید اصلا نمی‏رسد 10 دقیقه با خانمش حرف بزند افراط و تفریط. نه ی... نه شبی‏9 ساعت حرف بزن نه شبی 10 دقیقه محل نگذارد افراط و تفریط. حدیث داریم «لاتجعل اکثر شغلک باهلک و ولدک» همه وقتت را صرف زن و بچه نکن خوب تو مطالعه نداری خوب شبی یک ربع هم مطالعه کن آخر این مخ ات هم چیزی است شبی یک ربع به مخ ات برس همینطور که به معده می‏رسی به مسواک می‏رسی به زلفت می‏رسی به لباسها و اتو می‏رسی به مخ ات هم برس دیگر دیپلم سواد نیست دیگر لیسانس سواد نیست نداشتن اش زشت است داشتن اش هم افتخار نیست بنده پیراهن دارم خوب داری که داری دیپلم مثل پیراهن است نداشتن اش زشت است داشتنش که افتخار نیست لیسانس هم مثل دندان است... دندان دارم خوب چی چی می‏خوری؟ آدم که لیسانس گرفت مثل آدمی است که دندانهایش درآمده حالا تازه اول مطالعه‏اش است حتما هفته‏ای یک کتاب جوانهای ما تصمیم بگیرند مطالعه کنند حتما هفته‏ای یک کتاب مطالعه کنند طلبه‏های ما باید مطالعه کنند دانشجوهای ما باید مطالعه کنند حجه الاسلام باید مطالعه کند استاد دانشگاه باید... همه باید مطالعه کنند. حدیث داریم پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود اگر یک شب علم من زیاد نشود و من بخوابم آن شب برای من مبارک نیست امام صادق (علیه السلام) فرمود اگر هر هفته علوم ما زیاد نشود ما به روغن سوزی می‏افتیم «لنفعد ما عندنا» خدا به پیغمبرش می‏گوید فکر نکنی «من لدنا علما» حالا که علم تو لدنی است فارغ التحصیل هستی «و قل رب زدنی علما» اصلا کلمه فارغ التحصیل به کسی نگویید انسان هیچوقت از تحصیل فارغ نمی‏شود حتی بعضی کتابها را باید دوبار سه بار خواند بعضی کتابهای خوب را باید دوسه بار خواند ما باید با علم تنفس کنیم با چیز یادگرفتن تنفس کنیم فضای ما باید فضای آموزشی باشد هفته‏ای یک کتاب مطالعه کنید «رجال لاتلهیهم» قرآن تعریف می‏کند می‏گوید بعضی بازاری‌ها چه بازاری‌های خوبی هستند تا قدقامت الصلوة را شنیدند مغازه را می‏بندند می‏روند نماز.

 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 9:03 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
نه سخت‏گیری، نه سهل انگاری‏
نه سخت‏گیری نه سهل انگاری حد وسط نه سخت‏گیری نه سهل انگاری حد وسط نه از بدیها دفاع کنیم نه تخلفات را نادیده بگیریم حد وسط. نه همه را خودی بدانیم نه هر کس یک درس... یک درصد با من تطبیق نمی‏کند 99% با من است فقط چون یک چیزش را من خوشم نمی‏آید می‏گویم نه این را راه ندهید این خودی نیست بعضی‏ها همه را خودی می‏دانند بعضی‏ها حتی بخاطر یک سلیقه شخصی خودیها را هم بیگانه می‏دانند افراط و تفریط توی مسائل سیاسی اه اه اه!! من انشاالله اگر خدا عمرم بدهد اینرا یک کتابش خواهم کرد اسلام مکتب اعتدال است هر چه می‏بینیم اکثرش یا تند می‏روند یا کند می‏روند یا همه را خودی می‏دانند یا خودیها را هم بیگانه می‏دانند «کن مقدرا و لاتکن مقطرا» کارهایت را اندازه‏گیری کن ولخرجی نکن «کن سمحا و لاتکن مبذرا» بریز و بپاش هم درست نیست قرآن یک آیه داریم می‏گوید که «ان المبذرین کان اخوان الشیاطین» آنهایی که ولخرجی می‏کنند توی پول خرج کردن افراطی هستند اینها برادر شیطان هستند شیطان چه می‏کند؟ شیطان کینه بوجود می‏آورد «یرید الشیطان ان یوقع بینکم»... عربی هایی که می‏خوانم آیه قرآن است «یرید الشیطان» شیطان اراده می‏کند «ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء» شیطان ایجاد کینه می‏کند یک کسی هم که بریز و بپاش می‏کند ایجاد کینه می‏کند. «بین القسوة و الرافة» حضرت می‏فرماید به استاندار می‏گوید اگر خواسته باشی حکومت داری کنی در امور سیاسی، اجتماعی، مدیریت بین قسوت و رافت یعنی جایی باید قساوت داشته باشی سنگدل باشی رحم نکنی یک جا هم باید رافت داشته باشی در مواردی رافت در مواردی قاطعیت همه‏اش قاطعیت هیچ رحم به هیچکس نکنی. در اخلاق هم داریم اگر بگویند آقا این را ول کن آبی از این گرم نمی‏شود اگر فامیل از تو مایوس بشوند طردت می‏کنند اگر هر کس هم مشکل دارد افتاد روی شما از آنطرف هم خفه ات می‏کند باید یک جوری برخورد کرد که اگر حرف منطقی دارد راحت بیاید بزند اگر هم لوس بازی می‏کند بگوید من ایشان رک حرف می‏زند برویم پهلویش ما را می‏نشاند می‏گذارد کنار موتورمان را می‏گذارد پائین نه چنان قاطع باشید که هیچکس به شماها... همه مردم نسبت به شما نا امید بشوند که بگویند اینرا ول کن جان به ملک الموت نمی‏دهد بعضی‏ها می‏گویند اینرا ول کن در این را خط بکش از این آبی گرم نمی‏شود نباید آدم توی جامعه طوری برخورد کند که مردم از او مایوس بشوند نه اینقدر شل باشد که هر لوس و حقه بازی بتواند با گریه و قسم با زبان بازی بتواند جیب اینرا را خالی کند «دعوالینهم» یعنی برخورد کن با اینها «بین القسوة و الرأفة» قساوت رافت یعنی یک جایی سنگدلی می‏خواهد یک جایی رافت می‏خواهد. زن و بچه چی؟


 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 9:02 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
یک بحثی می‏خواهم داشته باشم چون در آستانه شب نوزدهم بیننده‏ها این بحث را می‏بینند راجع به اعتدال در دعا یک صلواتی بفرستید اعتدال در دعا 1-نه توسعه نه تضییق حضرت ابراهیم (علیه السلام) سه تا دعا کرد خدا فرمود این دعاهای شما معتدل نیست حضرت ابراهیم (علیه السلام) سه تا دعا کرد فرمود نه حالا چون عرض کردم بیننده ما بحث را در آستانه شب نوزدهم و شب بیست و یک و شب بیست وسوم هست ببینیم اصلا چه جوری دعا کنیم در دعا باید معتدل باشیم یکبار حضرت ابراهیم (علیه السلام) توسعه دعا کرد یعنی خیلی گشاد و باز خدا به ابراهیم (علیه السلام) گفت «انی جاعلک لناس اماما» یعنی ای ابراهیم (علیه السلام) تو بخاطر اینکه توی آزمایش هایی که از تو کرده‏ایم گفتیم توی آتش بیفت چشم از زن بگذر از بچه بگذر از جان بگذر از مال بگذر «و اذا بتلی ابراهیم ربه بکلمات» چون چند حادثه را بوجود آوردیم امتحانت کردیم تو «فأتمهن» چون از همه امتحانات تمام برآمدی حالا که از همه امتحانات سخت خوب آمدی تو باید رهبر جهان بشوی «انی جاعلک لناس اماما» تاگفت امام شدی فوری ابراهیم (علیه السلام) گفت «و من ذریتی» نسلام همه امام بشوند فرمود به این گشادی هم نیست اینقدر... یعنی هر کس بچه تو است بشود امام چه خبره؟ اینجا ابراهیم (علیه السلام) باز دعا کرد توسعه دعا کرد خدا مچ اش را... گفت یه این گلو گشادی هم نیست این یکی. یک مورد دیگر حضرت ابراهیم (علیه السلام) دعا کرد تنگ دعا کرد خدا باز اینجا مچ اش را گرفت فرمود چرا تنگ دعا می‏کنی گفت خدایا این مکه‏ای که من ساختم هر که دین دارد بخورد فرمود این حرفها چیه به بی دین‏ها هم می‏دهیم بخورند آیه‏اش اینست «و ازرق اهله من الثمرات» اهل مکه را از ثمرات «وارزق» رزق بده اهل مکه بخورند «من آمن» هر که ایمان دارد فرمود چرااین رقم دعا می‏کنی؟ «ومن کفر فامتعه» من کافر هم باشد کامیابش می‏کنم کافرها هم بخورند چقدر تنگ نظری نه خیر «و من کفر» همه، همه..



 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 9:01 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 بعضی راه را تشخیص نداده‏اند آن کسی که میانه روی می‏کند و راه را تشخیص نمی‏دهد آن اعتدال معنایش اینست بمعنای مصلحت گرایی هم نیست. اعتدال به معنای مصلحت گرایی نیست بعضی‏ها که معتدلاند می‏خواهند همه را داشته باشند این هم معنای اعتدال نیست بمعنای سکوت، ضعف، سکوت برخواسته از ضعف هم نیست اعتدال بمعنای سکوت برخواسته از ضعف، می‏ترسد خلاف را می‏بیند می‏ترسد نانش قطع شود می‏ترسد درجه‏اش را بگیرند می‏ترسد فلانی ناراحت شود از ترس اش کوتاه می‏آید این نمی‏شود گفت بسیار آدم معتدلی است نه آقا می‏ترسد بی عرضه آخر ما توی جامعه مان تا می‏گوییم فلانی آدم معتدلی است همه آنهایی هم که نمی‏فهمند همه آنهایی که بی عرضه هستند همه آنهایی هم که بی تفاوتند اعتدال به معنای بی تفاوتی نیست اعتدال بی تفاوتی نیست گاهی انسان باید غیرت داشته باشد نعره بکشد شیشه بشکند امیرالمومنین (علیه السلام) چنان زد توی گوش خودش «فضربه علی خده» گاهی امیرالمومنین (علیه السلام) چنان توبیخ می‏کرد مخاطبین اش را یک جوری... ناله‏های حضرت علی (علیه السلام) توی نهج البلاغه هست چقدر حضرت علی (علیه السلام) می‏سوخت چون بحث را ببیننده‌ها در آستانه شب نوزدهم گوش می‏دهند بد نیست... می‏سوخت امیرالمومنین (علیه السلام) از دست نامردهایی که... بعضی نامردهایی که دیگر توبیخ‏های حضرت علی (علیه السلام) را بگوییم‏.

 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 8:59 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 راه مستقیم راه عدل و اعتدال راهی که نه در آن افراط هست نه تفریط نه تندروی نه کندروی حالا نمونه‏ها. نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی و هتاکی بعضی‏ها ساکت اصلا انگار مرده‏اند حدیث داریم کسی که عیبی را ببیند با قلبش با زبانش با دست و قدرتش باید جلوی فساد را بگیرد اگر از کنار عیب حرکت کرد نه زبانش چیزی گفت نه دست و پایش کاری کرد نه حتی قلبش تکان خورد که چرا این هست این «فهمومیت» منتهی «بین الاحیاء» مرده منتهی بین زنده‏ها چون دو رقم مرده داریم مرده عمودی مرده افقی مرده‏های افقی همین هایی هستند که می‏روند سر قبرستان اینها را دفن می‏کنند اینها مرده افقی هستند مرده عمودی یعنی سیخکی توی مردم راه می‏رود اما هیچ خاصیتی ندارد «فهو میت بین الاحیاء» حدیث است اینکه می‏گویم حدیث است «میت» یعنی مرده است «بین الاحیاء» بین زنده‏ها مرده است ولی بین زنده‏ها تاب می‏خورد یعنی مرده، افقی است یا عمودی؟ عمودی است انسان باید نه مرداب سکوت نه گرداب هرزگی بعضی‏ها توی مرداب سکوت هستند هرچه به او می‏گویی همینطور نگاه می‏کند سیب زمینی بی رگ و بی خاصیت البته بی خاصیت نیست بی رگ بعضی مرداب سکوت بعضی هم خیلی هرزه و هتاک همینطور زبانش را باز می‏کند هر چیزی به هر کسی بگوید می‏گوید بی در و پیکر جالب اینست بعضی حرف‏ها اصلاح نمی‏شودها! مثلا فرض کنید یک مشکلی دارد، دارد فحش می‏دهد به این گروه به آن گروه خوب ببخشید آقا شما این حرفهایی که زدی مشکل هم حل شد؟ یا آخرت خودت را از بین بردی با این بیانهایی که تو کردی آبروی مسلمانی را ریختی یک مشکل حل نشد 2 قیامت خودت را هم تباه کردی..)

 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 8:55 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
عوامل انحراف غفلت از خدا آدم خدا را فراموش می‏کند از خط می‏آید بیرون گاهی که انسان از خط می‏رود بیرون ضعف خودش را فراموش می‏کند مثلا فکر می‏کند از خودش است می‏گوید من باید تصمیم بگیرم من باید من... این من من‏ها نشانه تندرویها است غلط کرد باید هر چه من گفتم گوش بدهد اینکه خودش را می‏بیند دیگران را نمی‏بیند افراطی می‏شود تند می‏شود این باید برای... بابا تو کی هستی؟ قرآن اینقدر آیه دارد که انسان باد کله‏اش خالی می‏شود چته؟! فکر نکن خیلی کسی هستی «ان یشا یذهبکم و یات بخلق جدید» بخواهد همه تان را از بین می‏برد یک وقتی بنی صدر خیلی کرکری می‏خواند امام (رحمه الله علیه) فرمود من اگر به کسی حکم داده‏ام پس می‏گیرم افرادی بودند به حکمی که امام (رحمه الله علیه) به آنها داد خیلی ناز می‏کردند من از امام (رحمة الله علیه) حکم دارم امام (رحمه الله علیه) در وصیت نامه‏اش فرمود که اگر من از کسی تعریف کرده‏ام و به کسی حکم داده‏ام مثلا این مربوط به آن زمان بوده ممکن است زمانهای بعد وضعش فرق بکند پلیس راه تا اینجا را سالم زده ممکن است پلیس راه بعد... این شصت کیلومتر را درست آمده‏ای آن شصت کیلومتر دوم را چی؟ به امیر المومنین (علیه السلام) گفتند چقدر می‏گویی «اهدنا الصراط المستقیم» گفت تا حالا مستقیم بوده‏ام فردا خبر ندارم از راهم در یک جاده هزار کیلومتری هم مقداری که رفته‏ایم یک پلیس راه است پلیس راه هر دو تا پلیس راه ضامن جاده بین دو تا پلیس راه خودش است ضامن آن پلیس راه بعد که نیست که در قیامت 50 قنطره هست یعنی 50 مورد ما را نگه می‏دارند یک جا نگه می‏دارند نسبت به فامیلت چه جور بوده‏ای از صله رحم اگر جواب دادی رد شدی از نماز می‏پرسند رد شدی می‏گویند پای پرچم کی سینه زده‏ای کی را تائید می‏کردی رهبرت از ولایت سوال می‏کنند یعنی از هر قنطره‏ای از یک چیز سوال می‏کنند ببخشید گفتم قنطره 50 موقف داریم گفتم قنطره به نظرم «خمسین موقفا» کلمه حدیث موقف است.


 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 8:53 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
القاء شیطان، وسوسه انسان را از اعتدال خارج می‏کند قرآن می‏فرماید: که «و ان الشیطان لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم» شیطان به ذهن‏ها چیزی القاء می‏کند تا به جروبحث بکشاند شما را وسوسه، دو تا وحی داریم توی قرآن‏گاهی چیزهایی که به ذهن آدم می‏آید الهی است مثل «و اوحی الیام موسی» خدا به مادر موسی (علیه السلام) الهام کرد که این بچه شیرش بده توی صندوق بگذار بینداز توی رودخانه گاهی آدم یک چیزی به ذهنش می‏آید این جرقه‏ها جرقه‏های الهی است گاهی یک جرقه هایی ذهنش می‏آید اینها شیطانی است حالا ما اگر یک چیزی به ذهن مان زد از کجا بفهمیم این چیزی که به ذهن مان زده خدایی است یا شیطانی؟
 علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‏فرماید اگر آن چیزی که به ذهنت زد تو را به خیر و سعادت وسعه صدر وادار کرد الهی است روحت را بزرگ کرد الهی است اگر تو را به قفل شدن و عصبانیت... اگر تو را بست شیطان است اگر تو را باز کرد... چون شیطان وسوسه هایش آدم را می‏ترساند ول کن برود گم شود این آدم نیست همه‏اش را می‏گوید نه پول نده فقیر می شوی همه‏اش به تو قفل می‏زند معلوم نیست راست بگوید دروغ می‏گوید کلک است اگر هی منفی بافی کرد این معلوم می‏شود جرقه جرقه... اگر تو را باز کرد «الشیطان یعدکم الفقر و یا مرکم بالفحشاء» اما اگر آن جرقه تو، تو را باز کرد چیزی نیست نه بابا انشاءالله... انشاءالله کمکش می‏کنیم انشاءالله خوب می‏شود می‏خواهد داماد شود بابا نان نداری بخوری حالا یک زن هم می‏گیری فردا هم دوسه تا بچه توی خیابان یک گدا راه بیفتد؟ نان ات نبود آب ات نبود هی می‏آید جلوی ازدواج را می‏گیرد تو با این مغزت می‏خواهی این کار را بکنی تو با این پولت یک همچین تصمیمی داری تو کجا آن کجا اگر هی قفل زد بر پیشرفت کار به فکرت به زبانت نگو می‏ترسی ناراحت خواهند شد نمی‏خواهد بگویی نگو نشنو نرو خرج نکن ازدواج نکن درس نخوان تو نمی‏فهمی نمی‏شود اگر هی بار منفی داشت شیطان است اگر بار مثبت داشت الهی است خوب وسوسه یکی... مسئله دیگر گناه فساد و تجاوز آدم را به... از خط مستقیم دور می‏کند و لذا هی گفته‏اند توبه کن ببینید یک قایقی که توی کشتی می‏رود اگر آب ریخت توی قایق فوری آن کسی که نشسته توی قایق باید یک سطلی بردارد هی آبها را بیرون می‏ریزد اگر آبها را بیرون نریزد هی بیشتر آب می‏آید تا آدم گناه کرد استغفرالله ربی هر استغفرالله که می‏گویی یک سطل آب می‏ریزی بیرون می‏گویند توی نماز شب 300 مرتبه بگو: «العفو، العفو، العفو، العفو، العفو» یعنی 300 تا سطل از آبها خالی کن اینکه می‏گویند حضرت روزی 70 بار «استغفرالله ربی و اتوب الیه» می‏گفت استغفار و العفو یعنی آبها را بریز بیرون اگر گناه کردی...


 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 22 اسفند 1388  ساعت 8:52 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET