پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 8:28 AM
گزينش بين مصرف زدگي و بهره وري 
 
 نويسنده : قسمت دوم محسن دقت دوست 
در قسمت قبل رابطه مستقيم شاخصه اي بهره وري با رشد و توسعه اقتصادي را يادآور شديم و گفتيم که تجديدنظر در رفتارهاي مصرفي بايد توسط دولت آغاز شود. چراکه دولت ضمن دراختيار داشتن حداکثر منابع اقتصادي کشور، از بيشترين حجم مصرف نيز برخوردار است و در عين حال اصلي ترين مرجع سياستگذاري در امور مرتبط با مصرف مي باشد. همچنين نحوه مصرف در سطح خانوار تابعي از سياستگذاري هاي دولت بوده و الگوپذيري جامعه از دولت نيز مزيد بر علت است. اما براي مقابله با فرهنگ مصرفزدگي در حوزه فردي و خانوار بايد چه تدابيري را درنظر داشت؟
اشاره شد که در سطح خانگي حداقل در مراحل ابتدايي جهت استقرار زمينه هاي اصلاحي در شيوه هاي ناصحيح مصرف ناچار به صرف هرينه و سرمايه گذاري هستيم. بنابراين نبايد به ذخيره سازي منابع اقتصادي که از طريق کاهش مصارف خانوار به دست مي آيد با ديد روشي که دسترسي به منابع سريع الوصول را باعث مي شود نگاه شود. بلکه بهينه سازي مصرف خود نيازمند تجربه اي مستمر و در عين حال هزينه بر است چراکه اين شيوه ها در مدت کوتاهي ايجاد و مرسوم نشده اند و نيازمند استراتژي بلندمدت هستيم.
مي توان تعبير ديگر اصلاح الگوي مصرف را تحت عنوان شناسائي الگوهاي دستيابي به بهره وري مطرح کرد، به نظر مي رسد اتکا به لفظ "مصرف" موجب شده توجهات بيشتر به سمت مصارف فردي و خانگي در حوزه تغذيه و انرژي معطوف شود و ديدگاه هاي جامع و بازي که مطرح مي گردند با انزوا و درک مخدوش مواجه باشند. غالب آنچه اکنون در جريان است حالتي از سردرگمي و درجازني مي باشد که عمدتا ناشي از ذهنيت گستردگي دامنه معاني و مصاديق است. بدين ترتيب اکنون بيش از آنکه برنامه ها و طرح هاي عملي را مشاهده کنيم، همچنان در هزارتوي تعاريف تئوريک چرخ مي خوريم.
از منظر علوم اجتماعي مي توان شقوق مراودات و تبادلات جاري در يک جامعه را در سه سطح حاکميت و زيرمجموعه هاي ديوان سالاري با مردم، تشکلات اجتماعي با اعضاي آن و نيز اشخاص و افراد با يکديگر ارزيابي کرد و جلوه هاي مرتبط با الگوي مصرف را نيز در اين سه حيطه محصور دانست. حال اگر اين پرسش مطرح گردد که هدف گيري کداميک از سطوح ياد شده براي درمان آلام مديريت مصرف موثر خواهد بود؟ اگر پاسخ ما صرفا برپايه جامع نگري و درنظر داشتن ابعاد مختلف باشد، شايد به قدر کفايت به عملي نمودن برنامه هاي کارگشا منجر نگردد.
مسلم است که جمله عناصر مصرف کننده جامعه حداقل در ضمير ناخودآگاه خود تمايل باطني به مصرف مقرون به صرفه دارند، زيرا اين مسئله براي افراد و خانواده ها عاملي براي پس انداز و کسب منافع مادي خواهد بود و براي فعالان عرصه صنايع حکم کاهش هزينه هاي توليد و نتيجتا افزايش توان رقابت و سودآوري را دارد. اما رسيدن به جايگاهي که بتوان گفت اصلاح الگوي مصرف صورت گرفته مستلزم هماهنگي طيف متنوعي از مسائل در حوزه هاي فرهنگ، سياست، اجتماع و اقتصاد است. مشکل آنجاست که سياست هايي متعارض وضع مي شود. از سويي ذائقه خريد و مصرف بيش از حد نياز را در مردم ايجاد مي کنيم و از سوي ديگر به اين بهانه که در جهان حالت رکود حکم فرماست و قيمت ها پايين آمده به واردات بيرويه روي مي آوريم و دست آخر متوقع هستيم ادبيات رعايت موازين مصرفي در جامعه جا بيفتد.
 از سويي بايد مدنظر داشت که اصلاح بينش به اصلاح روش منجر مي شود. براي ايجاد تحول در بنيان هاي تفکر خود نسبت به اين مسئله بايد مابين مصرفي که منتهي به اسراف مي شود و مصرف بهينه و در عينحال مقرون به صرفه مرز قائل شويم. وقتي به درک اين تفاوت نائل شديم و مورد نخست را به ديده "عادت زيانبار" نگريسته و دومي را به عنوان فضيلت و منفعت بشناسيم، حال مي توانيم براي جايگزيني اين دو برنامه ريزي کنيم. بنابراين مسير اصلاح گري الگوي مصرف بايد به گونه اي طراحي و عملياتي شود که در عرصه جامعه رفتار مورد هدف ارزش و شيوه هاي مغاير باآن هنجارشکني تلقي شود.
جامعه بايد احساس نياز کند و براي اصلاح مصرف ملتزم باشد. از طرف ديگر براي اصلاح فرهنگ بايد ببينيم در جامعه ما اين عنوان از چه حوزه هايي بيشتر متاثر مي شود تا تدوين سياست ها براساس شناخت جنبه هاي اثرگذارتر برقرار شود و از رفتارهاي مغاير پيشگيري کنيم. براي ترويج ديدگاه هاي فرهنگ محور جهت اجتناب از اسراف که مي تواند به صورت پرهيز از هزينه هاي زائد و بي رويه تفسير شود در ابعاد مختلف زندگي مردم، مي توان ايده هاي مختلفي شامل نمادسازي و تبليغ همراه با شناسايي شاخصه اي اصلي و تعيين مصاديق اولويتدار و همچنين تنبيه و جريمه را به عنوان ملاک هاي فکري همراه با لطافت و طراوت خلاقانه ارائه کرد.
ذکر چند نمونه عيني مي تواند مسئله را شفاف تر و ملموس تر سازد. وقتي در فصل زمستان درادارات و سازمان هاي دولتي شاهد هستيم در عين اينکه وسائل گرماساز با حداکثر توان کار مي کنند، کارکنان براي کاستن از گرما اقدام به گشودن پنجره ها کرده اند، چگونه بايد از مردميکه شاهد يا شنونده روايت اين اسرافکاري ها هستند متوقع رعايت قواعد مصرف بهينه در زندگي شخصي خود باشيم؟ يا مثلا وجود انبوهي از دفاتر مرکزي شرکت هاي مختلف در پايتخت که مصائب گوناگوني من جمله ترافيک و افزايش کاغذبازي اداري را دامن زده است. چرا دولت به رغم وعده هاي قبل از انتخاب شدنش براي توجه به اين گونه موارد کوچکترين تلاشي براي کاستن از ميزان اين هدر روي ها صورت نداده است؟
يکي از مشهورترين گفته هاي مرتبط با صرفه جويي، راهکار رسيدن به چنين هدفي را فقط منحصر به مصرف اندک نمي داند، بلکه رسيدن به نقطه مصرف حساب گرانه را از مسيرهاي هنرمندانه و خلاقانه همراه با خردمندي و منطق پيشنهاد مي کند. توانايي و نقش صداوسيماي ملي و دولتي ما در اين زمينه چنان فراگير و موثر است که مسئوليت سنگيني را متوجهش مي کند و بخش مستقلي از برنامه ريزي ها که مي تواند در ذيل عنوان "آموزش" مطرح شود را بايد به آن اختصاص داد. وقتي به طور مکرر در فيلم ها و سريال هاي پربيننده و توليد داخل، وضعيت زندگي و رفاه يک خانواده از طبقات ميانه جامعه در بالاترين سطح و داراي انبوهي از لوکس ترين و شيک ترين لوازم زندگي و عالي ترين خوراک و پوشاک نشان داده مي شود، وقتي در تبليغات ميان سريال ها از ضايع نمودن انرژي توسط شومينه و کارآيي بالاتر لامپ هاي کم مصرف صحبت مي شود اما در همه سريال ها حتي در معمولي ترين منازل نيز شومينه و لوسترهايي با لامپ پرمصرف ديده مي شود، اين موارد و بسياري ديگر از اين دست موجب تحريک انگيزه ديگران و کاهش سطح تاثيرگذاري و بازده پيام هاي اخلاقي منتشرشده در جامعه مي شود.
اين نکته نيز مهم است که ماهيت مخالفت با مصرف گرائي و تجمل گرائي تقابلي با به کارگيري سرمايه هاي مولد در بخش صنعت و رونق بخشي به اين عرصه ندارد و بايد بين اين دو تفاوت قائل شد. سرمايه و سرمايه گذاري اگر درخدمت توليد و اعتلاي بهره وري قرار داشته باشد منافع بسياري را درپي خواهد داشت که مي توان آنها را در راستاي اهداف اصلاح الگوي مصرف به کار گرفت.
تنظيم مجدد راهکارها و بازنگري در رفتارهاي مصرفي که هماهنگ با مصارف بخش خانگي باشد از طريق ريزه کاري هاي زير نيز تا حد زيادي قابل حصول است: القاي پايان پذيري منابع انرژي فسيلي و توجه به مسئله بازيافت ضايعات، آموزش و ترويج استفاده از انرژي هاي نو، توجه دادن به بحث آلودگي محيط زيست و تشديد آن با پديده مصرف گرائي و نيز حمايت بخش عمومي از حوزه هاي هنري و فرهنگي با اعطاي يارانه به آنها در حدي که مجبور نباشند براي تداوم حيات خود و ايجاد منبع درآمد ابزار تبليغات کالاهاي مصرفي باشند.
 
http://www.mardomsalari.com


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 8:18 AM
نقش برجسته دانشگاه ها در اصلاح الگوی مصرف

 

دانشگاه ها با معرفی الگوی مناسب، در اصلاح الگوی مصرف تاثیر بسزایی دارند .

آصف زارع در گفت وگو با خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» در مشهد، در خصوص نقش دانشگاه ها در تصحیح تکنولوژی تولید و ارتباط موثر با صنعت اظهار داشت: یکی از وظایف دانشگاه ها ارائه طرح های علمی برای مصارف مختلف است و در این راستا استادان با ایجاد ارتباط مناسب با جامعه علمی جهان می توانند اطلاعات روز دنیا را کسب کنند.

وی افزود: همچنین دفاتر ارتباط با صنعت جامعه در دانشگاه ها نیز با انجام درست وظایف  خود می توانند در این مهم تاثیرگذار باشند.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گناباد احساس نیاز صنعت به افراد متخصص و نهادینه شدن طرح های علمی دانشگاه را مهم ارزیابی و تصریح کرد: به علت عدم رقابت در بازار اجناس، نهادینه نشدن ارتقای کیفیت تولیدات در صنعت و عدم استفاده مطلوب از اطلاعات علمی دانشگاه ها، بسیاری از تحقیقات دانشگاهی وارد چرخه تولید صنعت نمی شوند و این حلقه مفقوده در ایران است که عدم موفقیت ما در این زمینه را نشان می دهد.

زارع در ادامه با بیان این مطلب که دولت با آماده کردن ابزار تولید مناسب و ارائه قوانین مطلوب می تواند در اصلاح الگوی مصرف تاثر گذار باشد، اذعان داشت: هدف اصلی، کاهش مصرف در برخی از مواضع است و این موضوع نباید در حاله ای از ابهام قرار بگیرد بلکه دستگاه های مختلف باید گزارش های شفاف ارائه دهند تا اگر لازم بود قوانین بازبینی شود و یا مورد تجدید نظر قرار گیرد.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: به دلیل گسستگی دانشگاه با بخش تولید، طرح های علمی چندان اجرایی نمی شوند ولی اگر دولت سیستم نظارت و ارزیابی خودش را به صورت فعال داشته باشد، دلایل تلفات را به خوبی درک می کند و با تمرکز جدی بر آنها می تواند در این دوره موفقیت خوبی بدست آورد.

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد گناباد با بیان این مطلب که بحث الگوی مصرف در مدت یک سال انجام پذیر نیست، اظهار داشت: اگر ما بخواهیم یکدفعه به شاخص های استاندارد برسیم به مردم خسارت زیادی وارد می شود و این کار نیازمند فرهنگ سازی است و اگر بتوانیم در یک دوره 10 ساله در هر سال 10 الی 15 درصد به هدف نزدیک شویم می توانیم از منابع خدادادی به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم و به این مهم دست یابیم.

زارع با اشاره به حمایت های دانشگاه آزاد از تحقیقات کاربردی دانشجویان تاکید کرد: از طرح ها و پژوهش هایی که بخشی از مشکلات صنعتی را بر طرف می کنند حمایت می کنیم .



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 8:10 AM

اسراف و تبذیر، یک آفت جهانی

منابع مقاله:

مجله مکتب اسلام، شماره 4 (سال 76)، الهامی، داود؛

 


«اسراف »به معنی وسیع کلمه هرگونه تجاوز از حد در کاری است که انسان انجام می دهد ولی غالبا این کلمه در مورد هزینه ها و خرجها گفته می شود و از قرآن به خوبی استفاده می شود که اسراف نقطه مقابل تنگ گرفتن و سختگیری است. (1)

«تبذیر» در اصل از ماده «بذر» و به معنی پاشیدن دانه می آید، منتها این کلمه مخصوص مواردی است که انسان اموال خود را به صورت غیر منطقی و فساد، مصرف می کند و معادل آن در فارسی امروز «ریخت و پاش » و «ولخرجی » است و به تعبیر دیگر «تبذیر» آن است که مال در غیر موردش مصرف شود، هرچند کم باشد و اگر در موردش صرف شود «تبذیر» نیست هرچند زیاد باشد.

چنانکه امام صادق علیه السلام که در ذیل آیه «و لا تبذر تبذیرا» در پاسخ سئوال کننده ای فرمود: «من انفق شیئا فی غیر طاعة الله فهو مبذر و من انفق فی سبیل الله فهو مقتصد». (2)

کسی که در غیر راه اطاعت فرمان خدا مالی انفاق کند، تبذیر کننده است و کسی که در راه خدا انفاق کند، میانه رو است.

اگرچه با در نظر گرفتن این دو لغت «اسراف و تبذیر» ممکن است میان آنها تفاوتی باشد، ولی بسیار می شود که این دو کلمه درست در یک معنی به کار رود و حتی به عنوان تاکید پشت سر یکدیگر قرار می گیرند. چنانکه علی علیه السلام می فرماید:

«الا ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الآخرة و یکرمه فی الناس و یهینه عندالله ». (3)

آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن، تبذیر و اسراف است، ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلند مرتبه کند اما مسلما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در پیشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

«من اشرف الشرف الکف عن التبذیر والسرف » (4) از بلندمرتبه ترین شرف یعنی بلندی مرتبه، باز ایستادن از اسراف و تبذیر است.

در اینجا «تبذیر» و «اسراف » هر دو به یک معنی است.

باز آن حضرت فرمود:

«علیک بترک التبذیر و الاسراف و التخلق بالعدل والانصاف » (5)

تبذیر و اسراف را ترک کن و با خصلت عدل و انصاف متصف باش.

«تبذیر» و «اسراف » هر دو به یک معنی است و همچنین «عدل » و «انصاف ».

غرض «اسراف » و «تبذیر» از نظر اسلام بسیار نکوهیده است و علاوه بر اینکه عیب بزرگی برای انسان به شمار می رود و بلای بزرگ اجتماعی است که باعث محرومیتهای انسانهای بی گناه می گردد. بدون شک نعمتها و مواهب موجود در کره زمین برای ساکنانش کافی است اما به شرط اینکه بیهوده به هدر داده نشوند و دور از هرگونه افراط و تفریط مورد بهره برداری قرار گیرند و گرنه این مواهب آن قدر فراوان و نامحدود نیست که با بهره گیری نادرست، آسیب نپذیرد. و ای بسا اسراف و تبذیر در منطقه ای از زمین باعث محرومیت منطقه دیگری شود و یا اسراف و تبذیر نسل امروز باعث محرومیت نسلهای آینده گردد.

آن روزی که ارقام و آمار، همچون امروز دست انسانها نبود و دانشمندان به این مساله پی نبرده بودند که جمعیت بشر سریعتر از مواد غذائی زیاد می شود و در نتیجه برای آینده نگرانی روزافزون و سختی زندگی و فقر و فاقه دائمی پیش بینی نشده بود، اسلام هشدار داده که در بهره گیری از مواهب الهی در زمین، از اسراف و تبذیر خودداری کنند.

قرآن مجید در آیات زیادی شدیدا مسرفان را محکوم کرده است.

درجائی می گوید: «ولا تسرفوا انه لا یحب المسرفین » (6) (اسراف نکنید که خدا اسرافکاران را دوست نمی دارد).

ودر مورد دیگر: اسرافکاران را اصحاب دوزخ می شمرد و می فرماید:

«و ان المسرفین هم اصحاب النار». (7) واز اطاعت فرمان مسرفان نهی می کند:«و لا تطعوا امر المسرفین » (8) و مجازات الهی در انتظار اسرافگران است:«مسومة عند ربک للمسرفین » (9) اسرافکاران دروغگو را محروم از هدایت الهی می شمرد: «ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب ». (10)

اسراف یک برنامه فرعونی شمرده شده است: «و ان فرعون لعال فی الارض و انه لمن المسرفین » (11) و سرانجام سرنوشت اسرافکاران هلاکت و نابودی است علیهم السلام «واهلکنا المسرفین ». (12)

«ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین » (13) (تبذیر کنندگان برادران شیطانند).

بدون شک اسراف یکی از مذموم ترین اعمال از دیدگاه اسلام است و در آیات و روایات نکوهش فراوانی از آن شده است. در روایات دقت در مساله اسراف و تبذیر تا آن حدی است که در حدیثی می خوانیم: پیامبرصلی الله علیه وآله از راهی عبور می کرد یکی از یارانش به نام سعد مشغول وضوء گرفتن بود و آب زیاد می ریخت، فرمود: چرا اسراف می کنی ای سعد! عرض کرد: آیا در آب وضو نیز اسراف است؟ فرمود: نعم وان کنت علی نهر جار(آری هرچند در کنار نهر جاری باشی). (14)

ونیز از آن حضرت نقل شده است که روزی دستور داد رطب و خرمای تازه برای خوردن حاضران بیاورند، بعضی خرما را می خوردند و هسته آن را به دور می افکندند، فرمود: این کار را نکنید که این تبذیر است و خدا فساد را دوست نمی دارد. (15)

امام صادق علیه السلام فرمود:

«ادنی الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون والقاء النوی ». (16)

پائین ترین حد اسراف ریختن باقی مانده آب و بذل کردن لباس که مورد حاجت باشد، و انداختن هسته خرما.

غرض در دستورات اسلامی آن قدر روی نفی اسراف و تبذیر تاکید شده است که حتی از ریختن باقی مانده آب وضو واز دور افکندن هسته خرما نهی گردیده است.

جهان امروز به خاطر احساس مضیقه در پاره ای از مواد، سخت به این موضوع توجه دارد تا آنجا که از همه چیز از زباله ها و تفاله ها و فاضل آبها از تصفیه استفاده می کند چرا که احساس کرده اند که مواد موجود در طبیعت نامحدود نیست که به آسانی بتوان از آنها صرف نظر کرد باید از همه به صورت «دورانی » بهره گیری نمود.

با اینکه نعمتها و مواهب موجود در کره زمین برای ساکنان آن کافی است و لیکن گرسنگی یک پدیده جهانی بشمار می رود واکثریت ساکنان روی زمین از گرسنگی رنج می کشند.

دانشمندان می گویند گرسنگی به هیچ وجه امری نیست که طبیعت آن را به ما تحمیل کرده باشد، با مطالعه این پدیده در نواحی مختلف جهان به این واقعیت رسیده اند که به طور کلی عوامل و شرائط طبیعی نیستند که گروهها و اجتماعات انسانی را دچار قحطی و گرسنگی می سازند، بلکه مسئولیت این فاجعه به عهده برخی از شرائط فرهنگی است. (17)

به این معنی مصیبت گرسنگی یک پدیده طبیعی و پیوند یافته با زندگی نیست و مانند مرگ یک حادثه اجتناب ناپذیر نمی باشد، بلکه گرسنگی یک نوع زخم و درد اجتماعی است که به دست خود انسان ایجاد شده است.

و عمدتا نتیجه اسرافکاریهائی است که ابرقدرتهای جنایتکار بر جهان بشریت تحمیل کرده اند پس کشورهای استعمارگر بانی اصلی گرسنگی و فقر جهانی است.

برای همین است که در اسلام از «اسراف » و «تبذیر» به شدت مذمت شده است.

علی علیه السلام فرمود:

«للمسرف ثلاث علامات: یاکل ما لیس له و یلبس ما لیس له و یشتری ما لیس له » (18) اسرافگر سه نشانه دارد: آنچه می خورد در خور وی نیست. لباسی پوشد که شایسته اونیست و کالائی می خرد که زیبنده وی نیست.

علی علیه السلام فرمود: «ما فوق الکفاف اسراف » (19) بالاتر از کفاف اسراف است.

یعنی هرکس موظف است از مال خود به اندازه «کفاف » خرج کند. کفاف قدری از مال را گویند که برای هزینه زندگی انسان و خانواده اش در حد اعتدال کفایت کند و خرج کردن بیش از آن اسراف است.

باز فرمود: «ویح المسرف ما ابعده عن صلاح نفسه و استدراک امره » (20) چه دور است اسراف کننده از تدارک نمودن زیان کار خود و از آنچه صلاح نفس او در آن است.

باز می فرماید: «سبب الفقر الاسراف » (21) سبب فقر و گرسنگی (جامعه) اسراف است.

باز می فرماید: «ذر السرف فان المسرف لا یحمد جوده و لا یرحم فقره » (22) اسراف کننده را واگذار زیرا جود و بخشش او پسندیده نیست و اگر به سبب اسراف فقیر گردد قابل ترحم نمی باشد.

آری امروز بشر فهمیده است که حتی در زوائد اموال خود نیز دقیق باشد اگر نان زیادی دارد به درد او نمی خورد به درد دیگران خواهد خورد و سیر شدن دیگران باز استفاده اش به او بر می گردد.

البته اینها از نظر مسلمانان مسائل دست و پا افتاده ای است که در اسلام بیش از هزار و چهار صد سال قبل مورد توجه قرار گرفته است و هر مسلمان معمولی می داند اسراف مال و زیرپا ریختن برکت خداگناه دارد و درباره گرامی داشتن نان و نهی از بی حرمتی آن روایات فراوانی وارد شده است. (23)

طبق منطق قرآن خداوند به زمین برکت داد تا قوت تمام مردم روی زمین در چهار نوبت سال به طور یکسان برآورده شود (24) درحالی که هزاران نفر در کشورهای مختلف جهان درنتیجه مصرف بی رویه مواد غذائی و افراط در آن به افزایش کلسترول، چربی و قند مبتلا شده و در اثر بیماری زودرس قلب و عروق و سرطان در می گذرند و درنتیجه همین اسراف و تبذیر در مواد غذائی، میلیونها انسان در دنیا با گرسنگی دست به گریبان بوده و روزانه هزاران نفر از بی غذائی تلف می شوند.

به موجب آماری که نقل شده، تعداد فقرا در جهان 3/1 میلیارد نفر تخمین شده که اغلب آنها در آسیا و آفریقا زندگی می کنند، هر سال 12 میلیارد نفر کودک از گرسنگی یا بیماری می میرند.

آمارها نشان داده است که شکاف اجتماعی نه تنها در سطح جهانی، بلکه در یک کشور بسیار وسیع است در یک قطب ثروت انباشته تر می شود و در قطب دیگر فقر به صورت دلخراش گسترده تر می گردد و این موضوع عصیان و پرخاش را در جامعه به وجود می آورد و نمی توان آن را نادیده گرفت به ویژه اگر ثابت شود که این ثروتها نامشروع است و انباشته شدن آنها به زیان دیگران است همه اینها در ارزشها، اخلاق، شیوه های رفتار اجتماعی و چه بسا در فرهنگ و معیارهای سنجش ارزشها، اثر منفی می گذارد.

یکی از دانشمندان غرب در کتاب ارزشمند خود «انسان گرسنه » می نویسد:

«اگر نقشه جهانی گرسنگی را مورد مطالعه قرار دهیم، و اگر عواملی را که موجب پیدایش و بروز آن در نواحی گوناگون هستند تجزیه و تحلیل کنیم، به وضوح در می یابیم که گرسنگی دسته جمعی یک پدیده اجتماعی است که به طور کلی پیدایش آن نتیجه استفاده نادرست از امکانات و منابع طبیعی یا به دنبال توزیع غلط آن مواد خوراکی است که به این ترتیب به دست می آید با در نظر گرفتن حقائق آشکاری که ما ذکر کرده ایم دیگر ممکن نیست بتوان قبول کرد که گرسنگی یک پدیده طبیعی باشد، زیرا مسلم است که علل آن بیشتر ناشی از عوامل اقتصادی است. ونه از عوامل طبیعی حقیقی که پنهان کردن آن دشوار است اینکه در جهان به اندازه کافی منابع طبیعی وجود دارد برای اینکه جمیع اجتماعات بشری بتوانند از یک تغذیه شایسته و مناسب برخوردار باشند، و اگر امروز هنوز بسیاری از «مهمانان زمین » نمی توانند از این خوان نعمت بهره مند باشند از آن روست که کلیه تمدنها واز جمله تمدن ما نیز براساس نهایت نابرابری اقتصادی پی ریزی واستوار شده است. (25)

جالب اینجاست که قرنها پیش از آنکه کتاب «انسان گرسنه » نوشته شود، و «علم » به کشف مساله گرسنگی بپردازد، و به قول بعضیها صدها سال پیش از آنکه «جان بویدار» لرد انگلیسی، شکایت سردهد که در «عالم سیاست » هیچ گاه مساله گرسنگی بینوایان مورد توجه ارباب قدرت قرار نگرفته است، آشکارا می بینیم که «مساله گرسنگی » در صفحات «نهج البلاغه » همواره موج می زند و اساسی ترین کوشش و «رنج راستین علی » پیشرو صمیمی ترین پیشوایان سوسیالیستی که تاکنون تاریخ سیاست جهان بر اریکه زمامداری عملی به خود دیده است «سیر کردن گرسنگان » و ایجاد تفاهم در حکمرانان و طبقات توانگر، نسبت به رنجهای توان فرسای آنان است.

امیرمؤمنان علی علیه السلام خوراک و پوشاک و آسایش را، بر خود تحریم می کند، تا مبادا لحظه ای از درد توده ها، از رنج اکثریت همنوعان خود، غافل ماند. (26)

یک دستور مهم بهداشتی و اقتصادی

مضمون آیه شریفه: «کلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید). گرچه بسیار ساده به نظر می رسد، اما امروز ثابت شده است که یکی از مهمترین دستورات بهداشتی همین است، زیرا طبق تحقیقات دانشمندان سرچشمه بسیاری از بیماریها، غذاهای اضافی است که به صورت جذب نشده در بدن باقی می ماند، این مواد اضافی هم بار سنگینی است بر قلب و عروق و سایر دستگاههای بدن، و هم منبع آماده ای است برای انواع عفونتها و بیماریها، لذا برای درمان بسیاری از بیماریها، نخستین گام همین است که این مواد مزاحم که در حقیقت زباله های تن انسان هستند، سوخته شوند و پاکسازی جسم عملی گردد.

عامل اصلی تشکیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روی در تغذیه و به اصطلاح «پرخوری » است و راهی برای جلوگیری از آن جز رعایت اعتدال در غذا نیست.

امام رضاعلیه السلام می فرماید:

«لو ان الناس قصدوا فی الطعام لاعتدلت ابدانهم » (27) (اگر مردم در طعام میانه روی کنند بدنهای آنها اعتدال پیدا می کند).

مرحوم طبرسی در تفسیر شریف «مجمع البیان » مطلب جالبی نقل کرده که «هارون الرشید» طبیبی مسیحی داشت که مهارت او در طب معروف بود، روزی این طبیب به یکی از دانشمندان اسلامی گفت: من در کتاب شما چیزی از طب نمی یابم، درحالی که دانش مفید بر دو گونه است: علم ادیان و علم ابدان. او در پاسخش چنین گفت: خداوند همه دستورات طبی را در نصف آیه از کتاب خویش آورده است «کلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخورید و بیاشامید واسراف نکنید) و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده است: «المعدة بیت کل داء و الحمیة راس کل دواء واعط کل بدن ما عودته »(معده خانه بیماریهاست و امساک سرآمد همه داروهاست و آنچه بدنت را عادت داده ای(از عادت صحیح و مناسب) آن را دریغ مدار).

طبیب مسیحی هنگامی که این سخن را شنید گفت: «ما ترک کتابکم ولا نبیکم لجالینوس طبا»! قرآن شما و پیامبرتان برای جالینوس (طبیب معروف) طبی باقی نگذارده است. (28)

پی نوشتها:

1 ) سوره فرقان، آیه 67.

2 ) بنا بن نقل تفسیر صافی در ذیل آیه 29 سوره اسراء.

3 ) نهج البلاغه، خطبه 126.

4 ) غرر و در رآمدی، ج 6، ص 42.

5 ) غرر و درر آمدی، ج 4، ص 293.

6 ) انعام، آیه 141 - اعراف، آیه 31.

7 ) غافر، آیه 43.

8 ) شعراء، آیه 151.

9 ) ذاریات، آیه 43.

10 ) غافر، آیه 28.

11 ) یونس، آیه 83.

12 ) انبیاء، آیه 9.

13 ) اسراء، آیه 29.

14 ) بنقل تفسیر صافی، ذیل آیه 29 سوره اسراء،


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 50  
  • 51  
  • 52  
  • 53  
  • 54  
  • 55  
  • 56  
  • 57  
  • 58  
  • 59  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net