نویسنده: سعید اشیری
تنظیم و ویرایش: سایت الگوها
اقتصاد مقاومتی، تجلّی حیاتِ فردی و جمعی انسانِ انقلابی در ساحتِ اقتصاد است که مبتنی بر اندیشهی انقلاب اسلامی، سیر میکند و به مجاهده میپردازد.
اقتصاد مقاومتی، همزادِ انقلاب اسلامی است و شأنی است از شئونِ آن؛ در اقتصاد مقاومتی، نحوی از حیات انسان در اتمسفر و فضای کلّی اندیشه و عملِ مبتنی بر انقلاب اسلامی، شکل میگیرد و معنا مییابد.
اگر بتوان در اندیشههای سیاسی و جامعهشناختیِ سدههای اخیر، سابقهای برای مفهوم «انقلاب اسلامی» یافت؛ اقتصاد مقاومتی هم در همان چارچوب قابل تعریف و تبیین خواهد بود؛ امّا حقیقت این است که در دوران معاصر و قرون منتهی به عصر تجدّد و مدرنیته، پدیدهای نظیر انقلاب اسلامی رخ نداده است.
همچنانکه انقلاب اسلامی با چارچوبهای مفهومی و اندیشههای تحلیلیِ برآمده از عقلانیّتِ مدرن و متجدّد غربی، قابل فهم و شناخت نیست؛ اقتصاد مقاومتیِ برآمده از آن نیز، با علوم انسانیِ مرسوم – که همان تجدّدشناسی و بازشناسی جهانِ مدرن است – قابل فهم و شناخت و تبیین نخواهد بود.
از اینرو، اقتصاد مقاومتی، معادلِ لاتین ندارد؛ همچنان که «جهاد اقتصادی» هم؛ چراکه این واژگان، در صورتی برای یک زبان، قابلیّت مفهومی و معنادهی خواهند داشت که متناسب با آن واژگان، معرفت و دانش یا گرایش و هنجار و یا رفتار و عملی در فضای کلّی فکر و فرهنگِ آن زبان وجود داشته باشد که دربارهی اقتصاد مقاومتی چنین نکتهای موضوعیّت و مدخلیّت ندارد. نمیتوان اقتصاد مقاومتی را شناخت، مگر آنکه پیش از آن، انقلاب اسلامی را شناخت.
شناختِ ماهیّت اقتصاد مقاومتی، به شناختِ ماهیّت انقلاب اسلامی، وابستگی مفهومی دارد و بدون راهیابی به کُنه و حقیقت این انقلاب، دربارهی اقتصاد مقاومتی سخنگفتن، بیشتر توصیف توهّمات است تا دستیابی به حقایق.
ادامه مطلب